• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

در شرایطی که جمهوری اسلامی می‌کوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان می‌بیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریان‌ترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.

بیش از دو هفته است که کشور در دل سکوتی مهندسی‌شده فرو رفته و این سکوت همچنان ادامه دارد. اینترنت عمومی، به‌عنوان زیربنای اصلی زندگی مدرن، به شایعات و قطعاتی گسسته فروکاسته شده است.

آنچه باقی مانده، تنها کانال‌های مورد تایید حکومت است؛ شبکه‌های «سفید» گزینش‌شده‌ای که عناصر حکومت را به یکدیگر متصل نگه می‌دارند و در همان حال، جامعه را از چرخه عادی حیات مدنی جدا می‌کنند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
۱

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۲
تحلیل

محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

۳

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۴
تحلیل

تحلیلگر بریتانیایی: اهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

۵
تحلیل

نیویورک‌تایمز: کنترل تنگه هرمز به ابزار بازدارندگی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است

انتخاب سردبیر

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

  • دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

    دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

•
•
•

مطالب بیشتر

ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

در شرایطی که جمهوری اسلامی می‌کوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان می‌بیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریان‌ترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.

بیش از دو هفته است که کشور در دل سکوتی مهندسی‌شده فرو رفته و این سکوت همچنان ادامه دارد. اینترنت عمومی، به‌عنوان زیربنای اصلی زندگی مدرن، به شایعات و قطعاتی گسسته فروکاسته شده است.

آنچه باقی مانده، تنها کانال‌های مورد تایید حکومت است؛ شبکه‌های «سفید» گزینش‌شده‌ای که عناصر حکومت را به یکدیگر متصل نگه می‌دارند و در همان حال، جامعه را از چرخه عادی حیات مدنی جدا می‌کنند.

از بیرون ایران، این وضعیت اغلب به‌عنوان موج دیگری از ناآرامی‌ها توصیف می‌شود. اما از درون، بیشتر به آغاز انقلابی می‌ماند که بهای آن تاکنون جان هزاران نفر بوده است.

ایران یک کشتار را پشت سر گذاشته و وارد مرحله پساکشتار شده است؛ مرحله‌ای که در آن حکومت دیگر حتی تظاهر به خویشتن‌داری هم نمی‌کند؛ می‌کشد، دفن می‌کند، روایت‌ها را بازمی‌نویسد و ارتباط را قطع می‌کند.

خاموشی ارتباطات محصول جانبی بی‌نظمی نیست؛ بخشی از سازوکار قدرت و سرکوب است. اعمال خشونت زمانی آسان‌تر می‌شود که ثبت آن دشوارتر باشد و انکار آن زمانی ساده‌تر است که شواهد دیر برسند، ناقص باشند یا به‌کلی پاک شوند.

ایرانیان از داخل کشور با «برنامه» تماس می‌گیرند و پرسشی را مطرح می‌کنند که دیگر مفهومی انتزاعی ندارد و حال‌وهوای بازخواست و اتهام گرفته است: جهان دقیقا گمان می‌کند نظاره‌گر چه چیزی است؟

این تماس‌ها به خطابه شباهت ندارند؛ بیشتر شبیه تقلا هستند، صداهایی بریده‌‌بریده که با زحمت از دل سکوتی سنگین و ارتباط‌هایی ازهم‌گسیخته عبور می‌کنند.

علی از مازندران در تماس با «برنامه» خطاب به نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی گفت: «لازم نیست سلاحتان را زمین بگذارید. هیچ‌کس از شما نمی‌ترسد.»

او این جمله را دوباره می‌گوید؛ نه برای نمایش شجاعت، بلکه به‌عنوان یک واقعیت. از نگاه او، ترس دیگر محور اصلی تحولات در ایران نیست.

پوریا در تماسی از شیراز گفت معترضان حتی یک مجروح را رها نکردند و اجازه ندادند کسی جا بماند یا از قلم بیفتد.

زبان او عملیاتی و تقریبا لجستیکی است. از مرزی اخلاقی سخن می‌گوید: هیچ‌کس را پشت سر نگذارید.

بهرام، از محله‌ای کارگری در جنوب تهران، توضیح داد چرا به خیابان‌ آمده: «برای کشورم و برای فرزندانم.» این سخن موضعی ایدئولوژیک نیست؛ نگاهی میان‌نسلی است.

مهسا، از نجف‌آباد، خواسته‌ای ساده‌تر مطرح کرد: «می‌خواهم داستان شهرم را بگویم.» همین مطالبه اکنون خود یک اتهام است. در ایران امروز، روایت داستان یک مکان می‌تواند عملی سرکشانه باشد.

از بندرعباس، خشم آلیا کنترل‌شده و به دور از احساسات‌گرایی است. «فکر کردید ما می‌ترسیم. نمی‌ترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» جمله را تکرار می‌کند تا تاکیدش روشن‌تر شود: «آن‌ها فکر می‌کنند ما می‌ترسیم. نمی‌ترسیم. ما خشمگین هستیم و منتظریم.» او دلجویی نمی‌خواهد؛ می‌خواهد صدایش شنیده شود.

این صداها وجهی مشترک دارند که در نظام‌های اقتدارگرا به‌ندرت دیده می‌شود. ساده و بی‌آرایش‌اند. به‌دنبال صحنه‌سازی نیستند. فقط بر ثبت شدن پافشاری می‌کنند.

  • ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

    ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

قدرت نام‌ها

این اصرار، یادآور زندگی رها بهلولی‌پور است؛ دانشجویی که ۱۸ دی در نزدیکی میدان فاطمی تهران با شلیک نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.

رها که همچون نامش «آزاد» بود، بر اساس آنچه از فعالیت‌هایش در شبکه‌های اجتماعی به جا مانده، به هنر و موسیقی علاقه داشت.

او نه سازمان‌دهنده اعتراضات بود و نه چهره‌ای شناخته‌شده. شعاری در دست نداشت و به هیچ جریان یا جناحی وابسته نبود. در چارچوب یک فرهنگ سیاسی مبتنی بر دشمن‌سازی مداوم، رها نمونه‌ای از یک شهروند عادی و غیراستثنایی به شمار می‌آمد.

رها به‌خاطر اعمال قدرت یا طرح مطالبه‌ای سیاسی جان خود را از دست نداد؛ او کشته شد، چون شیوه‌ای از زیستن را نمایندگی می‌کرد که حکومت یاد گرفته از آن بترسد.

نسل او در پی ژست‌های قهرمانانه یا اسطوره‌های فداکارانه نیست. این نسل چیزی آرام‌تر و در عین حال دشوار برای سرکوب می‌خواهد: حق زندگی عادی با کرامت، پیوستگی و توجه. حق نفس کشیدن بی‌نیاز از اجازه. حق اندیشیدن به فردا، بی‌آنکه مجبور به توضیح باشد.

او هیچ مانیفستی از خود به‌ جا نگذاشت. آنچه باقی مانده، پاره‌هایی پراکنده است؛ تاملات کوتاه و سطرهایی که با دقت انتخاب ‌شده‌اند.

زبان او همواره به دغدغه‌های ابتدایی بازمی‌گردد: نفس کشیدن، ادامه دادن، فردا. حتی زمانی که از ترس سخن می‌گوید، بزرگ‌نمایی نمی‌شود. نوشتارش سنجیده و شفاف است. اگر این زبان سیاسی باشد، در بنیادی‌ترین معنا سیاسی است؛ بر این نکته پافشاری می‌کند که زنده بودن موضوعی قابل مذاکره نیست.

یک نکته تعیین‌کننده وجود دارد. رها نام‌ها را می‌نوشت. نام بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان را ثبت می‌کرد. او آدم‌ها را به‌عنوان انسان ثبت می‌کرد، نه به‌صورت مفاهیم انتزاعی.

او می‌دانست سرکوب چگونه آغاز می‌شود: نه با گلوله، بلکه با حذف. خشونت زمانی آسان‌تر می‌شود که نام‌ها ناپدید شوند و افراد به عدد تقلیل پیدا کنند.

به همین دلیل است که صدای مردم داخل ایران از اهمیت برخوردارند. آن‌ها خطرناک‌ترین چیزی را تولید می‌کنند که حکومتی مانند جمهوری اسلامی می‌تواند با آن روبه‌رو شود: اسناد، نام‌ها، مکان‌ها، توالی زمانی رویدادها.

روایت حرکت ترس در محلات شهر و البته نوعی همبستگی‌ که سریع‌تر از آن پیش می‌رود؛ غریبه‌هایی که همدیگر را از موقعیت خطر بیرون می‌کشند؛ مغازه‌دارانی که درها را می‌بندند؛ خانواده‌هایی که دست به ریسک‌هایی می‌زنند که در یک جامعه عادی حتی قابل تصور نیست.

نوید، پزشک ساکن تهران، وضعیت بیمارستان‌هایی را توصیف کرد که زیر فشار فروپاشیده‌اند: حضور نیروهای امنیتی در بخش‌ها، خانواده‌هایی که برای دسترسی به کوچک‌ترین خبری از عزیزان خود سرگردان‌اند، و کارکنانی که فراتر از فرسودگی جسمی، به مرز آسیب اخلاقی رانده شده‌اند.

سخن او رنگ ایدئولوژیک ندارد. بیشتر به صدای کسی می‌ماند که تقلا می‌کند در دل نظامی که انسانیت را تنبیه می‌کند، انسان باقی بماند.

ابهام به‌مثابه استتار

اعداد نه به‌صورت آمار قطعی، بلکه در قالب برآورد مطرح می‌شوند. برخی برآوردها از احتمال فراتر رفتن شمار کشته‌شدگان از ۲۰ هزار نفر سخن می‌گویند.

اینکه رقم نهایی کمتر باشد یا بیشتر، موضوعی است که تاریخ‌نگاران و دادستان‌ها به آن خواهند پرداخت. اما مساله اصلی ساده‌تر و عمیق‌تر است: حکومت شمارش را به امری خطرناک تبدیل کرده و سپس از همین ابهام به‌عنوان پوشش استفاده می‌کند.

دوران «پس از کشتار جمعی» به همین معناست. مساله تنها کشتار انسان‌ها نیست؛ بلکه خود اثبات این کشتار به میدان دوم نبرد تبدیل می‌شود.

دیگر در صدای مردم شوک شنیده نمی‌شود. آنچه شنیده می‌شود، فرسودگی است؛ فرسودگی ناشی از تکرار و قابل‌پیش‌بینی بودن خشونت.

ایران امروز تنها با یک بحران درونی مواجه نیست. زمانی که یک حکومت مردم خود را همچون نیرویی متخاصم تلقی می‌کند، پیامدها در مرزها متوقف نمی‌شوند. این وضعیت به بیرون گسترش می‌یابد: از مسیر جابه‌جایی‌های اجباری و پناهجویی، بی‌ثباتی منطقه‌ای، و الگویی که دیگر حکومت‌ها در سکوت آن را رصد می‌کنند.

تماس‌ها با «برنامه» همچنان ادامه دارند؛ نه از این رو که یک خط تلفن بتواند دستگاه امنیتی را شکست دهد، بلکه چون تاریخ را کسانی می‌نویسند که اصرار دارند به‌عنوان انسان به رسمیت شناخته شوند.

مرتضی کاظمیان: آنچه در ایران رخ داد جنایت علیه بشریت است

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

گزارش‌ها و تصاویر جدید و تکان‌دهنده‌ای از قتل‌عام ایرانیان به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی منتشر شده است.

مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، با اشاره به برخی موارد، از کشتاری بی‌سابقه در تاریخ سیاسی معاصر جهان و وقوع جنایت علیه بشریت می‌گوید:

اسرائیل‌هیوم: ایران در تنگنا قرار گرفته و با انتخابی تعیین‌کننده درباره اسرائیل روبه‌روست

۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)

اسرائیل‌هیوم در تحلیلی تازه نوشت که ایران در شرایطی قرار گرفته که ناچار است میان مسیر مذاکره یا تشدید تقابل با اسرائیل و آمریکا، دست به انتخابی سرنوشت‌ساز بزند؛ در حالی‌ که واشینگتن عملاً ابتکار عمل را در دست دارد و اسرائیل ترجیح داده است در هماهنگی کامل با آمریکا حرکت کند.

به گزارش اسرائیل‌هیوم، اسرائیل با وجود هزینه‌های سیاسی و امنیتی، تصمیم درستی گرفته که در مقطع کنونی در کنار آمریکا بایستد. این روزنامه تاکید می‌کند امتیازهایی که اسرائیل ناچار است در این مسیر بپذیرد «تلخ» هستند، اما گزینه جایگزین—یعنی گسست از واشینگتن—به‌مراتب پرهزینه‌تر خواهد بود؛ به‌ویژه در آستانه احتمال حمله به ایران و فرصتی کم‌سابقه برای تضعیف یا حتی فروپاشی حاکمیت آیت‌الله‌ها.

اسرائیل‌هیوم می‌نویسد هرگونه شکاف میان تل‌آویو و دولت آمریکا در شرایط فعلی می‌تواند پیامدهای منفی گسترده‌ای در تمام جبهه‌ها داشته باشد؛ از ایران گرفته تا سوریه، لبنان، کرانه باختری و غزه. به‌نوشته این روزنامه، چنین شکافی حتی از منظر سیاسی نیز می‌تواند به زیان بنیامین نتانیاهو تمام شود.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که تحولات اخیر در نوار غزه—از جمله بازگشایی گذرگاه رفح، تداوم کنترل حماس بر مناطق کلیدی و نقش‌آفرینی بازیگران نزدیک به دشمنان اسرائیل در سازوکارهای آینده—نشان می‌دهد که اسرائیل هنوز به پیروزی کامل دست نیافته و به همین دلیل، نیازمند هماهنگی راهبردی با آمریکا در سطح منطقه‌ای است.

  • کانال ۱۳ اسرائیل: آمریکا در «هفته سرنوشت‌ساز» تصمیم‌گیری درباره حمله به ایران قرار دارد

    کانال ۱۳ اسرائیل: آمریکا در «هفته سرنوشت‌ساز» تصمیم‌گیری درباره حمله به ایران قرار دارد

ایران در اولویت مطلق
اسرائیل‌هیوم تاکید می‌کند که در اولویت‌بندی راهبردی فعلی، ایران در صدر همه پرونده‌ها قرار دارد و سایر تحولات منطقه‌ای از این مساله تأثیر می‌پذیرند. به‌نوشته این روزنامه، در حالی که طی روزهای اخیر موجی از شایعات درباره «نزدیکی لحظه تعیین‌کننده» در اسرائیل مطرح شده، هنوز اقدام عملی رخ نداده است؛ اما آمریکا در حال افزایش نیروها و توان اطلاعاتی خود در منطقه است.

این گزارش با اشاره به تجربه‌های گذشته می‌افزاید که نمی‌توان احتمال تماس‌ها و گفت‌وگوهای پشت‌پرده را نیز نادیده گرفت. از نگاه اسرائیل‌هیوم، برای ایران مذاکره تقریباً تنها راه جلوگیری از حمله نظامی و کاهش فشار تحریم‌ها تنها مسیر خروج از بحران اقتصادی عمیق کنونی است.

شرط اسرائیل برای مذاکره
اسرائیل‌هیوم می‌نویسد در صورت آغاز مذاکرات، امید اصلی در تل‌آویو آن است که آمریکا دو اصل کلیدی را رعایت کند: نخست، تعیین چارچوب زمانی مشخص برای گفت‌وگوها به‌منظور جلوگیری از وقت‌کشی همیشگی تهران؛ و دوم، واداشتن ایران به پذیرش یک «توافق رؤیایی» که شامل کنار گذاشتن کامل برنامه هسته‌ای و موشکی این کشور باشد.

به باور نویسنده این تحلیل، اسرائیل در مقطع کنونی ترجیح می‌دهد تحولات را «از حاشیه زمین» دنبال کند؛ هم‌زمان آمادگی دفاعی خود را حفظ کرده و برای احتمال اقدام تهاجمی نیز آماده باشد. با این حال، ابتکار عمل فعلاً در دست آمریکا قرار دارد.

  • اسرائیل‌هیوم: اطلاعات جدید از اعدام معترضان، محاسبات آمریکا درباره حمله را تغییر داد

    اسرائیل‌هیوم: اطلاعات جدید از اعدام معترضان، محاسبات آمریکا درباره حمله را تغییر داد

سناریوهای پرخطر پیش‌رو
این روزنامه هشدار می‌دهد که یکی از سناریوهای محتمل، اقدام پیش‌دستانه ایران از طریق شلیک موشک به متحدان آمریکا در منطقه—از جمله اسرائیل—است؛ هرچند اسرائیل‌هیوم این گزینه را از منظر منافع ایران «کم‌فایده» می‌داند. به‌نوشته این تحلیل، چنین اقدامی آمریکا را ناچار به حمله‌ای گسترده‌تر خواهد کرد و اسرائیل را نیز به‌طور مستقیم وارد کارزار نظامی می‌سازد؛ با هدف تکمیل آنچه در درگیری‌های خرداد گذشته ناتمام مانده بود.

ایرانِ پس از بحران
در بخش پایانی، اسرائیل‌هیوم به بحث‌های در جریان در محافل اطلاعاتی و پژوهشی جهان درباره «ایرانِ روز بعد» می‌پردازد. به‌نوشته این روزنامه، هنوز چهره‌ای که بتواند قدرت کافی برای کنترل کشور را در دست بگیرد، شناسایی نشده است. اگرچه [شاهزاده] رضا پهلوی با فراخوان‌های اخیر خود توانست بخشی از افکار عمومی را به حرکت درآورد، اما از نگاه بسیاری از تحلیلگران، نقش او بیش از آن‌که اجرایی باشد، نمادین است.

چرا جمهوری اسلامی بر اساس شواهد و آمارها، به پیش از هفتم دی باز نمی‌گردد؟

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۰۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
امیرهادی انواری

بعدازظهر یک‌شنبه هفتم دی‌، جرقه اعتراضاتی در بازار زده شد که به‌سرعت به انقلابی ملی انجامید. سرکوب این خیزش ملی پس از حدود یک‌ ماه به کشتاری گسترده منجر شده است. آمار اولیه از دست‌کم ۱۲ هزار کشته حکایت دارد، هرچند رسانه‌ها برآورد کردند این عدد می‌تواند تا چند برابر افزایش یابد.

این تحولات در حالی رخ داد که پیش از آن، جمهوری اسلامی با انبوهی از بحران‌های اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی دست‌ به‌ گریبان بود.

بررسی شرایط پیش از اعتراضات نشان می‌دهد اقتصاد ایران در آشفتگی بی‌سابقه‌ای به سر می‌برد، امنیت نظامی تضعیف شده و سیاست‌های داخلی و خارجی به بن‌بست رسیده بود.

درباره ایران، هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت پیشگویی کند که در آینده چه خواهد شد؛ اما اعداد و شواهد می‌تواند شرایط فعلی را ترسیم کند و تصویری روشن از ایران پیش‌رو به دست دهد.

این تصویر نشان می‌دهد حتی اگر اراده‌ای از سوی مجموعه نیروهای جمهوری اسلامی برای بهبود وجود داشته باشد، باز هم ایران دیگر نخواهد توانست به پیش از ظهر هفتم دی‌ ۱۴۰۴ بازگردد.

اقتصاد تا پیش از ظهر یک‌شنبه

پیش از آنکه کسبه بازار شوش، پاساژ علاءالدین و مجتمع تجاری چارسو دست به اعتصاب و اعتراض بزنند، اقتصاد ایران درگیر آشفتگی بی‌سابقه‌ای بود.

بیکاری در بین جوانان قابل مشاهده بود، هرچند منابع رسمی جمهوری اسلامی روی کاغذ نرخ آن را فقط ۷.۴ درصد اعلام می‌کردند.

۴۰ درصد بیکاران را فارغ‌التحصیلان تشکیل داده بودند. نرخ دلار پی‌در‌پی رکورد می‌شکست و تابلوی بازار بورس تهران معمولا قرمز بود.

وضع بازار و تورم؛ با وجود تغییر قوانین مربوط به چک از سوی بانک مرکزی، طبق آخرین آمارها، از هر ۱۰ چک صادر شده یک چک برگشت می‌خورد.

رقم تجمیعی چک‌های برگشتی در ۸ ماه ابتدای سال ۱۴۰۴ به ۱,۲۴۵ هزار میلیارد تومان رسید.

سطح نرخ تورم به شکلی مزمن افزایش یافته بود. تورم نقطه‌به‌نقطه که در فروردین حدود ۳۹ درصد ثبت شد، در آذر به نزدیک ۵۳ درصد رسید.

در چنین شرایطی، حتی شهروندان از دهک‌های میانی به‌ بالا در شب چله ۱۴۰۴ به اجاره آجیل و میوه روی آوردند. اخبار متعددی از فروش قسطی میوه و آجیل و حتی مایحتاج روزانه منتشر شد.

بودجه؛ ناظران تحولات ایران به‌خوبی می‌دانند مراکز رسمی جمهوری اسلامی از طریق گزینش نمونه‌های آماری و ضرایب اهمیت گروه‌های کالا و خدمات، نرخ تورم را به شکلی مصنوعی پایین‌تر از واقعیت بازار نشان می‌دهد.

با این‌ حال، مرکز آمار جمهوری اسلامی آخرین بار تورم سالانه را بالای ۴۲ درصد را اعلام کرد.

در چنین وضعیتی، دولت لایحه بودجه‌ای به مجلس شورای اسلامی ارائه کرد که افزایش دستمزد در آن ۲۰ درصد پیش‌بینی شده بود، یعنی ۲۲ واحد درصد کمتر از آخرین نرخ تورم اعلامی از سوی مرکز آمار.

این یعنی به همین میزان شهروندان در معرض فقیرتر شدن در سال ۱۴۰۵ قرار داشتند.

کلیات این لایحه به شکلی کم‌سابقه توسط مجلس رد شد. تنها مشکل آن لایحه، فاصله زیاد نرخ تورم با افزایش حقوق نبود، منابع دولت در آن لایحه غیرواقعی بود.

این در حالی است که در بودجه ۱۴۰۴ نیز کارمندان و کارگران به همین دلیل فقیرتر شدند.

بازار ایران و بخش خصوصی واقعی کشش تداوم فعالیت نداشتند، چه رسد به پرداخت بیشتر مالیات.

از طرفی در شرایط تشدید تحریم‌ها، درآمدهای نفتی غیرواقعی می‌نمود و سایر بخش‌ها نیز چندان با واقعیت مطابقت نداشت.

همه اینها در حالی بود که همانند بودجه سال ۱۴۰۴، سهم نیروهای مسلح باز هم افزایش داشت.

بانک‌ها و بحران نقدینگی؛ دو ماه پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، بانک آینده اعلام ورشکستگی کرد. یکی از عوامل اصلی ورشکستگی این بانک، نسبت کفایت سرمایه آن به شمار می‌رفت که سال‌به‌سال کاهش یافته بود.

از مجموع شبکه بانکی کشور، تنها ۹ بانک طبق تعریف کمیته بال ورشکسته نیستند. نسبت کفایت سرمایه بانک‌های مهمی نظیر ملی و سپه منفی است.

بانک‌های ایران با پرداخت تسهیلات کلان عملا در چرخه‌ای معیوب مدام در حال خلق پول هستند و به تورم دامن می‌زنند.

  • جنجال سخنانی که قرار نبود پخش شود؛ بانک سپه به سرنوشت بانک آینده نزدیک می‌شود

    جنجال سخنانی که قرار نبود پخش شود؛ بانک سپه به سرنوشت بانک آینده نزدیک می‌شود

صادرات تحریم‌ناپذیر، نفت و تحریم‌ها؛ خط قرمز جمهوری اسلامی فعال شدن مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌های بین‌المللی بود. با وجود چندین نوبت تهدید، اروپایی‌ها مکانیسم ماشه را شهریور ماه فعال کردند.

اگرچه آمریکا در سال ۲۰۲۵ نتوانست صادرات نفت جمهوری اسلامی را به صفر برساند، اما جمهوری اسلامی پس از سال ۱۳۹۸ همچنان با ماه عسل پس از تصویب برجام در سال ۱۳۹۵ فاصله زیادی دارد.

پس از تشدید تحریم‌ها، عبارتی وارد ادبیات رسانه‌های رسمی شد؛ «صادرات تحریم‌ناپذیر». این عبارت برای توصیف صادرات گاز و برق به کشورهای همسایه به‌ویژه عراق به‌کار می‌رفت.

عراق پس از جنگ داخلی برای تامین انرژی، به‌خصوص برق، از ایران گاز به عنوان خوراک نیروگاه و برق وارد می‌کرد و به‌دلیل اهمیت موضوع، از معافیت‌های آمریکا برخوردار می‌شد.

با این‌ حال، پس از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، این صادرات هم هدف قرار گرفت. از سوی دیگر، با تشدید کسری انرژی در داخل ایران، جمهوری اسلامی ناچار شد از میزان صادرات بکاهد.

سایر بحران‌ها تا پیش از ظهر یک‌شنبه

آلودگی هوا؛ در حوزه محیط زیست طبق آمار رسمی سالانه ۵۸ هزار ایرانی بر اثر آلودگی هوا جان می‌دهند.

دو عامل اصلی آلودگی هوا در شهرها را تشدید کرده است، توزیع بنزین پتروشیمی در جایگاه‌ها به‌جای بنزین و سوزاندن مازوت به‌عنوان سوخت نیروگاه‌ها.

آب؛ در آبان‌، مقام‌های جمهوری اسلامی رسما اعلام کردند از تامین آب شرب تهران ناتوان هستند و تنها بارش باران می‌تواند پایتخت کشور را نجات دهد.

بحران آب در ایران معضلی چندوجهی است، اما علت اصلی آن مصرف آب در بخش کشاورزی به‌ شمار می‌رود.

بیش از ۹۰ درصد آب کشور در کشاورزی عمدتا سنتی مصرف می‌شود. مدرن کردن کشاورزی ایران نیاز به بودجه‌ای عظیم دارد که از عهده جمهوری اسلامی خارج است.

از طرف دیگر، حدود ۳.۶ میلیون نفر معادل حدود ۱۸ درصد کل شاغلان کشور مستقیما در بخش کشاورزی مشغول به‌ کارند. بدین ترتیب، هر تغییری در حق‌آبه این بخش می‌تواند به بحرانی برای جمهوری اسلامی بدل شود.

بازنشستگان؛ تبعات اجتماعی عملکرد اقتصادی جمهوری اسلامی کم نیست. هر سال با صرف هزاران میلیارد تومان از بودجه، بر بحران صندوق‌های بازنشستگی سرپوش گذاشته شده است.

ادامه این وضع در لایحه بودجه‌ای که رد شد، دشوار شده است.

  • تصمیم دولت برای ۱۴۰۴؛ انحلال ۳ صندوق بازنشستگی و واگذاری ده‌ها شرکت به دولت

    تصمیم دولت برای ۱۴۰۴؛ انحلال ۳ صندوق بازنشستگی و واگذاری ده‌ها شرکت به دولت

این بحران سال‌به‌سال عمیق‌تر می‌شود. از یک سو با کاهش اشتغال و افزایش بیکاری تعداد بیمه‌پردازان کاهش یافته و از سوی دیگر با پیر شدن جمعیت به تعداد بازنشستگان افزوده شده است.

در نتیجه، نسبت پشتیبانی صندوق‌های بازنشستگی کشور روزبه‌روز در حال کاهش است. نسبت پشتیبانی که باید حداقل ۳ تا ۴ باشد، در صندوق بازنشستگی کشوری که کارکنان دولت و بخش عمومی را پوشش می‌دهد، به ۰.۴۴ رسیده است.

در این شرایط عملا اکثر صندوق‌های بازنشستگی ورشکسته هستند. پیش از انقلاب ملی ایرانیان تقریبا هر روز در گوشه‌ای از کشور یک تجمع بازنشستگان وجود داشت.

بهداشت؛ در بخش بهداشت و درمان با حذف ارز ترجیحی دارو در بودجه ۱۴۰۴ عملا هزینه دارو و درمان به‌شدت برای خانوارها افزایش یافت.

پیش‌بینی شده این روند در صورت تداوم جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵، به شکلی شدیدتر ادامه یابد.

مقامات صنفی نیز به‌طور مکرر نسبت به بروز بحران کمبود کادر درمان در آینده نزدیک هشدار می‌دهند.

امنیت جمهوری اسلامی تا پیش از ظهر یک‌شنبه

در بخش نظامی و امنیتی به‌ نظر نمی‌رسد جمهوری اسلامی توانسته باشد تجهیزات نظامی و نیروهای مسلح خود را به شرایط پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگرداند.

حکومت تقریبا تمام فرماندهان نظامی خود را از دست داده است و تا مدت‌ها از بیم اسرائیل از اعلام نام فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا خودداری می‌کرد.

اعداد مختلفی از میزان خسارت به تجهیزات موشکی جمهوری اسلامی اعلام شده است، اما چیزی بین ۳۰ تا بیش از ۵۰ درصد آنها نابود شدند.

فرماندهان و مقامات جمهوری اسلامی تنها در جنگ ۱۲ روزه هدف قرار نگرفتند. یک‌سال و نیم پس از مرگ ابراهیم رئیسی هنوز علت اصلی کشته شدن او روشن نشده است.

اسماعیل هنیه، رهبر پیشین حماس، در شب تحلیف رییس‌ دولت جمهوری اسلامی در تهران هدف قرار گرفت.

علی رازینی و محمد مقیسه، از قضات مورد اعتماد و چهره‌های کلیدی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، به‌ دست یک آبدارچی ناراضی کشته شدند.

ده‌ها انفجار مشکوک در ایران پس از آتش‌بس رخ داد. برخی اسامی که هم‌زمان با این انفجارها، خبر «درگذشت» آنها منتشر شد، چهره‌های مهمی در دستگاه امنیتی بودند و تجربه زیادی در سرکوب داشتند.

اشخاصی نظیر غلامحسین غیب‌پرور، جانشین فرمانده سپاه پاسداران در قرارگاه «امام‌علی»، از خشن‌ترین مراکز سرکوب جمهوری اسلامی و علی طائب، نماینده سابق ولی فقیه در قرارگاه ثارالله سپاه، مسئول اصلی سرکوب پایتخت.

خبر مرگ او هم‌زمان با انفجار مشکوک برج پامچال منتشر شد.

در جنگ ۱۲ روزه فرماندهان امنیتی جمهوری اسلامی با کوله‌بارهایی خون‌بار از سرکوب کشته شدند.

هنوز روشن نیست چند مدیر و فرمانده میانی امنیتی در حملات به مراکزی نظیر قرارگاه ثارالله، دیلمان، ساختمان مرکزی فراجا، ساختمان سازمان اطلاعات سپاه و… در جنگ ۱۲ روزه از پا درآمدند.

در تیرماه طرح تقویت بنیه نیروهای مسلح در مقابله همه‌جانبه با اسرائیل در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، اما از آنجا که عمده منابع بودجه نیروهای مسلح وابسته به فروش نفت است، به‌نظر نمی‌رسد منابع این طرح در دسترس باشد.

به‌ویژه آنکه یکی از گلوگاه‌های مهم پول‌شویی سپاه پاسداران ونزوئلا بود که با سقوط نیکولاس مادورو این راه دشوارتر شده است.

سایبری؛ در پی حملات سایبری متعدد علیه جمهوری اسلامی و هک مکرر بانک‌ها و نهادهای وابسته، داده‌های مراکز حساس از جمله اپراتورهای تلفن همراه، پلیس و قوه قضاییه افشا شده و عملا دریایی از اطلاعات ۸۵ میلیون شهروند کشور در دسترس قرار گرفته است.

هویت و عملکرد عمیق‌ترین پیچیده‌ترین مراکز اطلاعاتی جمهوری اسلامی اکنون در دسترس همگان قرار گرفته است.

اطلاعات نیروهای امنیتی، نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی نیز در همین بانک‌های اطلاعاتی بوده است. این موضوع به صورت بالقوه حکومت ایران را آسیب‌پذیر کرده است.

سیاست داخلی و خارجی تا پیش از ظهر یک‌شنبه

حدود سه هفته پیش از آغاز انقلاب ملی ایرانیان، محمدجواد ظریف به دوحه، پایتخت قطر، سفر کرده بود.

او در نشست دوحه با لحنی برافروخته خطاب به حضار گفت: «ما بهای سنگینی پرداخته‌ایم. جمهوری اسلامی هزینه داده و ما از دوستان عرب خود دلخوریم.»

ظریف افزود در ۴۵ سال اخیر، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی «حتی یک گلوله» برای پیشبرد اهداف تهران شلیک نکردند، اما «ما از آرمان عربی بیش از خود اعراب حمایت کردیم و در نهایت این ماییم که سرزنش می‌شویم».

چشم‌انداز جمهوری اسلامی برای مذاکره مبهم است. طرف آنها در کاخ سفید ترامپی است که ۲۲ خرداد، کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آنکه جنگنده‌های اسرائیلی در آسمان ایران حاضر شوند، گفت: «به توافق خوبی با ایران نزدیک شده‌ایم.»

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نیز خود را برای حضور در دور ششم مذاکرات در ۲۵ خرداد آماده کرده بود. با این‌ حال، جنگ ۱۲ روزه آغاز شد و آمریکا نیز مستقیما در آن مشارکت کرد.

حسن نصرالله، دبیرکل سابق حزب‌الله لبنان، مهم‌ترین نیروی نیابتی جمهوری اسلامی کشته شد، نیروهای حزب‌الله پس از عملیات پیجرها پراکنده شدند و تجهیزات آن در بمباران‌های مکرر اسرائیل به شکلی بی‌سابقه هدف قرار گرفت.

حوثی‌های یمن وضعیتی مشابه دارد. در سوریه نیز بشار اسد، مهم‌ترین متحد منطقه‌ای جمهوری اسلامی، با وجود سال‌ها حمایت مالی، امنیتی و نظامی سقوط کرد.

در مجموع، جمهوری اسلامی متحدان و نیروهای نیابتی خود را در خارج کشور از دست داده است؛ طرف‌های اروپایی مکانیسم ماشه را فعال کردند؛ جمهوری اسلامی از دوستان عربی دلخور است؛ آمریکا هم غیرقابل پیش‌بینی است.

با این‌ حال، چین در میانه درگیری با آمریکا و روسیه در جنگ با اوکراین همچنان دست‌کم در تریبون‌های رسمی از جمهوری اسلامی جانبداری می‌کنند.

در داخل وضع پیچیده‌تر است. اصلاح‌طلبان که خامنه‌ای آنها را «بال چپ نظام» می‌نامید، دیگر مقبولیتی ندارند و توان گرم کردن تنور انتخابات را از دست داده‌اند.

پیام میرحسین موسوی، به‌عنوان رادیکال‌ترین چهره اصلاح‌طلبان، پس از جنگ ۱۲ روزه مورد انتقاد بخش بزرگی از مردم ایران قرار گرفت.

آنها حتی با تکیه بر مفاهیم ملی و کارزارهای همسو نتوانستند شهروندان را پس از جنگ با خود همراه کنند.

پس از ظهر یک‌شنبه

نزدیک به یک ماه پس از بعدازظهر یک‌شنبه هفتم دی و آغاز اعتراضات بازار تهران، حکومتی که تا پیش از آن با کوهی از بحران‌های اقتصادی، نظامی و امنیتی دست‌ به‌ گریبان بود، با ابربحرانی جدید روبه‌رو شد.

برای اولین‌بار در تاریخ جمهوری اسلامی ترکیب شعارهای معترضان نشان‌دهنده تثبیت رهبری شاهزاده رضا پهلوی است.

پس از فراخوان او برای تجمع در ۱۸ و ۱۹ دی، جمهوری اسلامی اینترنت را به شکلی بی‌سابقه قطع کرد.

هنوز برآورد دقیقی درباره جمعیت حاضر در خیابان‌ها پس از آن فراخوان در دست نیست. با این‌ حال، با اتصال قطره‌چکانی اینترنت در ایران، ویدیوهایی منتشر می‌شود که حضور بی‌سابقه مردم را در خیابان‌ها نشان می‌دهد.

پیش‌تر در خاموشی مطلق اخباری که به بیرون درز کرد، از بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی حکایت داشت.

تعداد کشته‌ها که بر اساس آمار اولیه، دست‌کم ۱۲ هزار نفر اعلام شد، اما گزارش‌ها برآوردهای تازه، نشان می‌دهد این عدد می‌تواند تا چندین برابر افزایش یابد.

این آمار بر اساس گزارش‌های غیررسمی و برآوردهای اولیه از منابع مختلف اپوزیسیون و رسانه‌های خارجی است که هنوز کاملا تایید نشده‌اند.

اکنون بازاریانی که تا پیش از یک‌شنبه نیز وضعیت دشواری داشتند، یک‌ماه است که هیچ فعالیتی یا دست‌کم فعالیت عادی نداشته‌اند.

این زیان به‌جای خود، بازارها در بسیاری از شهرها سوخته است؛ آتش‌سوزی‌هایی که بنا بر گزارش‌های متعدد از سوی خود حکومت انجام شده است.

باقی‌مانده اموال بازاریان نیز در معرض مصادره قرار گرفته است.

اگر آنطور که برخی رسانه‌ها برآورد کردند آمار اولیه دست‌کم ۱۲ هزار کشته بتواند تا چندین برابر افزایش یابد، در شرایطی که حدود ۱۰ تا ۱۵ خانوار درگیر دایره سوگ هستند، به معنای وجود ۱.۶ تا ۲.۵ میلیون نفر سوگوار خشمگین است، سوگوارانی که به شکل تصادفی می‌توانند با نیروهای نظامی و امنیتی رابطه داشته باشند.

از طرفی، نزدیک به ۹ میلیون ایرانی ساکن خارج کشور از اوایل آغاز انقلاب در ایران، در شهرهای محل سکونت خود تجمعاتی برگزار می‌کردند.

دامنه و شدت این تجمعات پس از قطع اینترنت در ایران و در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به‌شدت افزایش یافت. آنها در شرایط قطعی اینترنت در ایران می‌کوشند تا در خیابان و فضای مجازی صدای هم‌میهنان خود باشند.

اخبار از شرایط عمومی کشور در خاموشی اینترنت به‌زحمت به بیرون درز می‌کند. این وضعیت درباره اخبار نیروهای مسلح به‌مراتب شدیدتر است.

با این‌ حال، به‌تازگی اخباری از قتل نیروهای مسلحی که حاضر به کشتار نشدند، در فضای مجازی در حال انتشار است. اخبار تایید شده نیز از خیز حکومت برای مجازات آنها منتشر شده است.

در خارج کشور اخباری از افزایش درخواست‌های پناهندگی دیپلمات‌های جمهوری اسلامی مطرح شده است.

در یک مورد، علیرضا جیرانی حکم‌آباد، دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو، درخواست پناهندگی کرده است.

مجموعه بحران‌های تلنبار شده تا پیش از هفتم دی‌، مشت آهنینی که جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی ایرانیان نشان داد و ترک‌های عمیقی که در ساختار حکومت به‌وضوح قابل مشاهده است، نشان می‌دهد احتمال بازگشت حکومت به پیش از یک‌شنبه تقریبا نزدیک به صفر است.

همین فرض محال برای تحقق نیاز به هزاران میلیارد بودجه دارد که جمهوری اسلامی ناتوان از تامین آن است.

تهران اعتراضات خیابانی را موقتا سرکوب کرد اما بحران اقتصادی ادامه دارد

۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)

جمهوری اسلامی با زور عریان ممکن است اعتراضات خیابانی را در هم شکسته باشد، اما برای اقتصادی که زیر فشار تورم افسارگسیخته و سقوط درآمدها گرفتار شده، راه‌حلی مشابه در اختیار ندارد.

اعتراضات دی‌ماه در ایران به‌دنبال جهش شدید نرخ ارز آغاز شد، اما خیلی زود به سر داده شدن شعارهای علنی برای سرنگونی جمهوری اسلامی انجامید.

بسیاری از ایرانیان اکنون احتمالا کسانی را شخصا می‌شناسند که در روزهای ۱۸ یا ۱۹ دی کشته شده‌اند.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید