«یلدای اجارهای» مفهومی تازه در روزگار دشوار معیشتی خانوادههای ایرانی است؛ خانوادههایی که میخواهند همچنان پیوندهای اجتماعی و سنتهای کهن خود را حفظ کنند. در حالی که خرید قسطی و «اجاره میوه» در ایران رواج یافته، یک جامعهشناس معتقد است این تلاش نوعی مقاومت سیاسی به شمار میرود.
آیین «چله برون» پیوند اجتماعی را میان خانواده زوجهای جوانی که بهتازگی نامزد کردند در شب یلدا، برقرار میکند. طبق این سنت، خانواده داماد با طبقهایی از میوه، شیرینی، آجیل و هدایای مختلف از جمله طلا و لباس، به دیدار خانواده عروس میروند.
اما در روزگاری که حداقل دستمزد ماهانه کمی بیش از ۱۰ میلیون و هر گرم طلا نزدیک به ۱۴ میلیون تومان است، اجرای این سنت برای همه مردم ممکن نیست.
در این بین پدیدهای بهنام «یلدای اجارهای» متولد شده است؛ تلاش خانوادههایی که میخواهند با وجود دشواریهای معیشتی، بازهم سنتهای خود را زنده نگهدارند.
بهار، دختر ۲۹ سالهای ساکن ایران است. او که در دوران نامزدی بهسر میبرد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت بهدلیل فشارهای اقتصادی، تورم و قیمت سرسامآور میوه و آجیل این روزها، به نامزدش پیشنهاد کرده خنچههای یلدا را اجاره کنند.
بهار این «یلدای اجارهای» را یکی از دردناکترین تجربههای زندگی خود میداند. او و نامزدش هر دو شاغل و از خانوادهای متوسط هستند.
او به تاثیر شرایط سخت اقتصادی بر پیوندهای اجتماعی اشاره کرد و گفت: «همیشه با خاله، دایی، عمو و عمهها، در جمعهای خانوادگی بودیم. اما حالا با وضعیتی که به وجود آمده، حتی توان خرید میوه، شیرینی، آجیل و پذیرایی شام از اعضای خانواده خودمان را هم نداریم.»
او ادامه داد: «به همین دلیل یکی از دوستانم پیشنهاد کرد خوراکیهای یلدا را اجاره کنیم. ما هم تصمیم گرفتیم این کار را کنیم و بعد چند عکس بگیریم و تمام.»
بهار میگوید انجام این کار به او احساس حقارت میدهد. به گفته او «اولش نمیخواستم قبول کنم. ما خانوادهای بودیم که همیشه مراسم یلدا، چهارشنبهسوری و سیزدهبدر را برگزار میکردیم، اما در چند سال گذشته این دورهمیها کوچک و کوچکتر شد.»
یلدای قسطی؛ سرخط خبرهای این روزهای ایران
تهیه و خرید وسایل مورد نیاز بهصورت اقساط بلندمدت، یک روش زندگی در بسیاری از کشورهای جهان است، امکانی که حکومتها برای شهروندان فراهم میکنند که حتی به صورت اقساط صاحب خانه و ماشین و کسبوکار شوند. اما در ایران سالهاست تهیه نیازهای اولیه زندگی، حتی نوشتافزار و نان و تخممرغ، هم به قسط و بدهکاری تبدیل شده است.
۵ عدد پسته، تا فرزند در مدرسه شرمسار نشود
صاحب یک مغازه خشکبار و آجیلفروشی در یکی از محلههای مرکزی پایتخت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت کسانی که در سالهای گذشته میتوانستند حداقل یک کیلو آجیل شب یلدا بخرند، امروز تنها توان خرید ۲۵۰ گرم را دارند.
او به یکی از موارد این دست خریدها اشاره کرد و گفت: «چند روز پیش، یک خانواده برای خرید آجیل جشن یلدای مدرسه دخترشان آمدند. کمی قیمتها را نگاه کردند و در نهایت مقداری نخودچی و کشمش خریدند.»
این فروشنده اضافه کرد: «مادر خانواده با شرمساری نزدیک من آمد و خواست ۵ عدد پسته و ۵ عدد قیسی روی نخودچی و کشمش بگذارم.»
به گفته این فروشنده، مادر این دختربچه به او گفته است: «برای خرید همین هم آخر ماه به مشکل برمیخورم، اما دوست ندارم دخترم در مدرسه خجالت بکشد.» این خشکبار فروش که ۲۵ سال در یکی از محلات تهران مغازه دار است، گفت: «چیزی که ما کاسبها میبینیم، در هیچ آمار و اخباری نیست.»
او تاکید میکند برای فروش و خراب نشدن اجناس و در عین حال برای اینکه تعداد بیشتری بتوانند خرید کنند، فروش قسطی و چکی دارد.
این خشکبار فروشی گفت: «اینکه ما را در جهان با پسته و زعفران میشناسند اما مردم در ایران حسرت خوردن این چیزها را دارند، واقعیتی است که تا هر روز در چهره مردم نبیند، آن را درک نخواهید کرد.» یک میوه فروش هم روایتی مشابه خشکبار فروش دارد. او به تغییر رفتار خرید شهروندان در تهران اشاره میکند.
به گفته او، مردم در سالهای گذشته بدون نگرانی میوه میخریدند و شب یلدا بازار رونق داشت. اما امسال مشتریها با دقت قیمت میپرسند. به گفته او اکثر مشتریان، خریدشان محدود به یکی دو قلم میوه میشود و بیشتر آنها بدون خرید و با دیدن قیمتها مغازه را ترک میکنند. او تاکید کرد سفارشهای بزرگ برای عروسی هم کاهش پیدا کرده است.
انگشترم را امانت میگذارم تا دخترم شرمسار نباشد
جمهوری اسلامی در تلاش است تا مراسم مذهبی مطلوب خود را با آیین و جشنهای سنتی و ملی ایران جایگزین کند. این موضوع با تغییر نام جشنهای ملی نظیر شب چله و چهارشنبه سوری در تقویم رسمی قابل مشاهده است. از سوی دیگر حکومت از طریق ایجاد رویدادهایی نظیر «عطر سیب» در ماه قمری محرم برای ارایه تسهیلات به هیاتهای مذهبی، یا سبدهای معیشتی در آستانه ماه رمضان، مناسبتهای مذهبی را تقویت میکند.
با اینحال، تلاشهایی از سوی شهروندان برای زنده نگهداشتن آیینهای ملی وجود دارد. معلم پایه سوم ابتدایی در یکی از مدارس دولتی دخترانه به ایراناینترنشنال گفت برگزاری جشن تکلیف برای بچههای پایه سوم، چیزی است که به صورت دقیق از جانب آموزشوپرورش پیگیری میشود و در برخی موارد حتی زمانی که خانوادهها در برابر آن مقاومت میکنند و یا توان تهیه چادر و یا وسایلی که اتفاقا باید یک شکل باشد را ندارند، با کمک خیرین مذهبی آن را فراهم میکند.
این معلم درباره برگزاری جشن یلدا گفت: «ما چند معلم در مدرسه هستیم همه تلاشمان را میکنیم که بچهها را تا جای ممکن با فرهنگ و ریشههای ایرانی آشنا کنیم.»
این معلم روایت مادر یکی از دانشآموزان را بازگو کرد که قصد داشت انگشتر خود را گرو بگذارد تا دختر دانشآموزش شرمنده نشود. او گفت: «مادر یکی از دانشآموزان به من گفت حتی توان خرید یک انار و یک مشت آجیل را هم ندارد، اما میخواست انگشترش را گرو بگذارد تا دخترش شرمنده نشود.»
به گفته این معلم «چیزهایی که در زندگی واقعی افراد جامعه وجود دارد، رنجی است که افرادی با شغلهایی مانند ما هر ثانیه به چشم میبینند.»
او ادامه داد کم بضاعت بودن خانوادهها باعث شده است تا با کمک چند میوه و خشکبار فروش محلی بستههایی برای کودکانی که خانوادههایشان توان خرید خوراکیهای یلدا را ندارند فراهم کنند.
یلدا و «مقاومت سیاسی» ایرانیان
حسین قاضیان، جامعهشناس، درباره تاثیر مستقیم بحرانهای اقتصادی و معیشتی این روزهای ایران بر مناسبتها و آیینهای سنتی و ملی، از جمله شب یلدا میگوید گردهمایی خانوادگی یا دوستانه در شب یلدا، بر پایه خوش گذشتن است و یکی از عناصر اصلی خوشگذرانی و خوش بودن در این شب، بر پایه خوراکیهایی است که دور هم خورده میشود؛ در واقع خوردن، بخش مهمی از مراسم شب یلداست.
به همین دلیل نبودن و یا دشواری تهیه وسایل لازم برای این مراسم، نوعی احساس غم و شرم و ناراحتی عمیق ایجاد و این، ماهیت شادی و خوشی این شب را مختل میکند. این جامعهشناس، گفت: «جامعه راه خودش را میرود. انتقال فرهنگ در اختیار کسی نیست، نه حکومت و نه هیچ گروه قاهر دیگری نمیتواند انتقال فرهنگ را کنترل کند.»
به گفته قاضیان، حتی با جهانی شدن ارزشهای فرهنگی مثل جشن گرفتن کریسمس و هالووین، جامعه ایرانی برای زنده نگهداشتن هویت ملی و فرهنگی خود تلاش میکند و آن را به نسل بعد منتقل میکند؛ حتی بیشتر و پررنگتر.
به گفته او «با آمدن ارزشها از فرهنگهای دیگر، مقاوتی در جامعه بروز میکند، برای همین هویتهای ملی و محلی گاهی پررنگتر از قبل هم میشوند.»
قاضیان در توصیف این مقاومت، به پررنگ شدن سپندارمذگان در مقابل ولنتاین، یا افزایش علاقه شهروندان ایران برای بازدید از مزار کوروش بزرگ اشاره کرد. این جامعهشناس، تاکید کرد باوجود شرایط اقتصادی نابسامان در ایران، جامعه در برخورد با این جشنهای آیینی، «مقاومت سیاسی» دارد.
به گفته او: «زمانی که حکومت تلاش میکند گفتمان سیاسی و مذهبی خود را بر جامعه غالب کند، در مقابل جریانی رونق میگیرد که در ضدیت آن و برای ابراز هویت ملی و فرهنگی است.»
پیروزی نور بر تاریکی؛ پیام روشن یلدا در طولانیترین شب سال
یلدا، طولانیترین شب سال در گاهشماری ایرانی، ریشه در باورهای کهن دارد. ایرانیان باستان این شب را زمانی میدانستند که نیروهای تاریکی در اوج قدرت هستند و اهریمن نماد چالش و سختی است، اما همزمان تولد دوباره خورشید و آغاز نور در دل تاریکی، نوید امید و زندگی تازه را به همراه داشت.
شب یلدا، با شرایط این روزهای ایران، پیوندی نمادین پیدا کرده است. این شب تنها نماد طولانیترین شب سال نیست، بلکه در پس خود امیدی را زنده می کند به تابیدن نور بر این سیاهی؛ تولد دوباره خورشید و روزهایی که آرام آرام بلند میشوند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.