تصمیم دولت برای ۱۴۰۴؛ انحلال ۳ صندوق بازنشستگی و واگذاری دهها شرکت به دولت
دولت پزشکیان قصد دارد سه صندوق بازنشستگی را منحل کند. این سه صندوق حدود یک میلیون و ۷۱۸ هزار نفر را تحت پوشش دارند.واگذاری دهها شرکت زیرمجموعه این صندوقها به دولت، برخلاف اسناد بالادستی درباره لزوم کاهش بنگاهداری دولت است و ممکن است حیاط خلوت جدیدی برای مدیران رانتی ایجاد کند.
حجت میرزایی، رئیس مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران، با بیان اینکه بر اساس لایحه بودجه ۱۴۰۴، سه صندوق بازنشستگی کشوری، فولاد و هما منحل خواهند شد گفت:« دولت تمام تعهدات این صندوقها تا آخرین بازنشسته را بر عهده خواهد گرفت و دارایی آنها نیز به دولت واگذار خواهد شد.»
صندوق بازنشستگی کشوری، یکی از بزرگترین صندوقهای بازنشستگی ایران است. عموم کارکنان دولت و بخش عمومی، تحت پوشش این صندوق قرار دارند. تعداد حقوقبگیران صندوق بازنشستگی کشوری در پایان خرداد ۱۴۰۳، حدود یک میلیون و ۷۱۸ هزار نفر است؛ در مقابل این تعداد حقوق بگیر، این صندوق حدود ۸۴۷ هزار شاغل کسورپرداز داشته است. نسبت پشتیبانی صندوق بازنشستگی کشوری در پایان خردادماه ۱۴۰۳ به ۰/۴۹ رسید، مرز هشدار این نسبت در صندوقهای بازنشستگی ۳ است.
در پایان سال ۱۴۰۱، حدود ۸۳ هزار نفر تحت پوشش صندوق بازنشستگی فولاد بودند و در مقابل این صندوق حدود نه هزار بیمهپرداز داشت، که نشان دهنده نسبت پشتیبانی ۰/۱ است. صندوق بازنشستگی هواپیمایی هما نیز در پایان سال ۱۴۰۱ با ۱۳ هزار و ۹۰۰ نفر بیمه پرداز، حدود نه هزار و ۵۰۰ نفر مستمری بگیر داشته که نشان دهنده نسبت پشتیبانی ۱/۵ است. بر این اساس وضعیت صندوق بازنشستگی هما از نظر نسبت پشتیبانی در بین این سه صندوق از همه بهتر است.
در ایران ۱۷ صندوق بازنشستگی شامل: سازمان تامین اجتماعی، بازنشستگی کشوری، بانکها، صنعت نفت، فولاد، روستاییان و عشایر، بانک مرکزی، وکلا، صدا و سیما، هما، شهرداری تهران، آیندهساز، بیمه ایران، ملی مس، بنادر و کشتیرانی و بیمه مرکزی وجود دارد. صندوقهای تخصصی و صنفی خاص دیگری مثل کارکنان وزارت اطلاعات یا تامین اجتماعی نیروهای مسلح هم وجود دارند که ماهیت آنها به دلیل افراد تحت پوشش متفاوت است.
در بین تمام این صندوقها تنها تنها نسبت پشتیبانی صندوق روستاییان و عشایر و وکلا در حد مطلوب است. نسبت پشتیبانی سازمان تامین اجتماعی، بزرگترین صندوق بازنشستگی کشور که بیش از ۱۵ میلیون بیمهپرداز و بیش از سه میلیون و ۷۰۰ هزار مستمری بگیر دارد، ۴/۱ و در نزدیکی مرز بحران ۳ قرار دارد.
تکلیف اموال چه خواهد شد؟
طبق اصل ۴۴ و قوانین توسعه، دولتهای جمهوری اسلامی باید به سمت کوچک شدن از طریق خصوصیسازی پیش بروند. دولتها به همین بهانه، در روندی مبهم که همواره مورد انتقاد کارشناسان بوده، اموال خود را اصطلاحا به بخش خصوصی، اما در بسیاری از موارد به بخشهای حاکمیتی و شبه دولتی واگذار کردند. طرحهایی چون مولدسازی هم به این روند اضافه شده است.
با وجود ابهامات، این روندها لااقل در ظاهر در جهت کوچکسازی دولت بودند. اما انحلال و بعد واگذاری این سه صندوق بازنشستگی یعنی کشوری، فولاد و هما به دولت، درست در عکس برنامهها و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی است.
از طرفی، این سه صندوق، دهها شرکت در زیرمجموعه خود دارند که طبق قانون بودجه قرار است به سازمان تامین اجتماعی واگذار شود.
میرزایی میگوید حدود ۱۵۰ بنگاه اقتصادی در اختیار این سه صندوق است که تنها کمتر از ۲۰ بنگاه آن سود ده به شمار میرود و باقی موارد زیان ده هستند.
درحالی که دولتها همواره با مشکل شرکتهای زیانده مواجه هستند، اضافه شدن ۱۳۰ شرکت زیانده جدید به دولت میتواند برای کارکنان آنها و دولت آسیبهای جدی ایجاد کند.
به طور رسمی آتیهصبا؛ هلدینگ صنعتی و معدنی، گروه مدیریت ارزش سرمایه؛ هلدینگ مالی، بانکی و سهام، صبا انرژی؛ هلدینگ نفت گاز، پتروشیمی و نیروگاه، پگاه؛ شرکت صنایع شیر ایران و صباعمران؛ هلدینگ عمرانی و ساختمانی هلدینگهایی هستند که صندوق بازنشستگی کشوری در اختیار دارد.
این هلدینگها هر یک در زمینه فعالیت خود شرکت مادرتخصصی مجموعههای کوچکتر هستند و سهام ارزشمندی در شرکتها و مجموعههای بزرگ دارند.
صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد هم مجموعههای بزرگی مثل دخانیات ایران، سنگ آهن مرکزی، مرآت کیش، فولاد دالاهو، زغالسنگ کرمان و… را در اختیار دارد که هر یک چندین زیر مجموعه دارند.
بحران بازنشستگان و صندوقهای بازنشستگی در سالهای اخیر با کاهش نسبت پشتیبانی صندوقها و مدیریت سیاسی داراییهای آنها که عموما به حیاط خلوتی برای توزیع پست بین اعضای ستادها و نزدیکان دولتهای مستقر بدل شده، تشدید شده است.
وضعیت معیشتی بازنشستگان و مستمریبگیران هم سبب شده که تعداد تجمعات اعتراضی آنها در سالهای اخیر به شدت افزایش پیدا کند.
نجیب حسینی، عضو کمیسیون تلفیق لایحه بودجه ۱۴۰۴ در مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی کلیات لایحه بودجه گفت: «دولت حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان به صندوقهای بازنشستگی بدهکار است.» کل درآمد اختصاصی وزارتخانهها و موسسات دولتی در قانون بودجه امسال ۴۲۰ هزار میلیارد تومان پیشبینی شده است؛ این یعنی تنها بدهی دولت به صندوقهای بازنشستگی چیزی حدود کل درآمد تمام وزارتخانهها، بانکها، شرکتها و موسسات دولتی است.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.