همزمان با سفر روبیو به منطقه، سفارت آمریکا در کویت فعالیت خود را پس از سه ماه از سر گرفت
ایالات متحده چهارشنبه سوم تیر ماه فعالیت سفارت خود در کویت را که پس از حملات حکومت ایران در اسفند ماه متوقف شده بود، از سر گرفت. این اقدام همزمان با سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شد.
وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد سفارت این کشور در کویت فعالیتهای خود را که در پی حملات پهپادی جمهوری اسلامی به نمایندگیهای آمریکا در کویت و عربستان سعودی در ماه اسفند متوقف شده بود، از سر گرفته است.
بهگفته یک سخنگوی این وزارتخانه، خدمات اضطراری به شهروندان آمریکایی بلافاصله از سر گرفته میشود و سایر خدمات نیز بهتدریج برقرار خواهند شد.
تعطیلی سفارت پس از آن صورت گرفت که جمهوری اسلامی در واکنش به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به خاک خود، نمایندگیهای دیپلماتیک آمریکا در کویت و عربستان سعودی را هدف حملات پهپادی قرار داد.
به گزارش رویترز بازگشایی سفارت همزمان با سفر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، به کشورهای حوزه خلیج فارس انجام شد. روبیو که نخستین ماموریت دیپلماتیک سطح بالای خود پس از تفاهم اخیر تهران و واشینگتن را آغاز کرده، تلاش دارد نگرانی متحدان عرب آمریکا را درباره مفاد توافق با ایران کاهش دهد.
وزیر امور خارجه آمریکا چهارشنبه در ابوظبی با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، و شماری از مقامهای ارشد این کشور، از جمله شیخ طحنون بن زاید، مشاور امنیت ملی، و شیخ عبدالله بن زاید، وزیر امور خارجه، دیدار کرد.
بر اساس اعلام وزارت امور خارجه آمریکا، دو طرف درباره یادداشت تفاهم امضاشده میان حکومت ایران و آمریکا، تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز، اهمیت حفظ صلح و ثبات منطقه و همچنین روابط دوجانبه در حوزههای دفاعی و تجاری گفتوگو کردند.
روبیو در این دیدار از حمایت امارات در جریان جنگ تقدیر کرد، مقاومت این کشور در برابر حملات جمهوری اسلامی را ستود و بار دیگر بر تعهد واشینگتن به امنیت امارات تاکید کرد.
رویترز گزارش داد که بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا معتقدند این تفاهمنامه در برابر جمهوری اسلامی بیش از حد نرمش نشان داده است.
این تفاهمنامه که هفته گذشته امضا شد، نخستین توافق میان روسای دولت ایران و آمریکا از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به شمار میرود و شامل ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران و تعلیق بخشی از تحریمها است.
روبیو در پاسخ به پرسشی درباره نگرانی متحدان آمریکا گفت این موضوع «قطعاً» در دیدارهای او مطرح خواهد شد.
او افزود گفتوگوها تنها به مفاد یادداشت تفاهم محدود نیست و سایر مسائل منطقهای نیز مورد بحث قرار میگیرد.
وزیر امور خارجه آمریکا در ادامه سفر خود به کویت و بحرین نیز خواهد رفت. هر سه کشور میزبان پایگاههای راهبردی آمریکا هستند و در جریان جنگ اخیر هدف حملات موشکی حکومت ایران قرار گرفتند که به کشته شدن شماری از غیرنظامیان انجامید.
به گزارش رویترز، امارات متحده عربی از جمله کشورهایی است که بیشترین فشار اقتصادی ناشی از جنگ را متحمل شده است. بخشی از نیروهای متخصص خارجی که ستون اصلی اقتصاد غیرنفتی این کشور را تشکیل میدهند، در جریان درگیریها این مرکز مالی منطقهای را ترک کردند.
در تحولی دیگر، یک دیپلمات آگاه به رویترز گفت شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، چهارشنبه برای گفتوگو با مقامهای عمانی درباره آغاز مذاکرات منطقهای پیرامون تنگه هرمز به مسقط سفر کرده است. به گفته این منبع، این مذاکرات با مشارکت ایران، عراق و کشورهای عربی خلیج فارس انجام خواهد شد و از روند مذاکرات صلح جمهوری اسلامی و آمریکا جدا است.
تنگه هرمز که مسیر عبور حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان است، از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران در ۹ اسفند با اختلالهای گسترده روبهرو شده و بازارهای جهانی انرژی را تحت تاثیر قرار داده است.
رویترز همچنین به نقل از یک دیپلمات گزارش داد که برنامههایی برای برگزاری گفتوگوهای آشتی منطقهای در ریاض میان حکومت ایران، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و احتمالاً برخی دیگر از کشورهای منطقه در دست بررسی است.
در همین حال، اظهارات روبیو در این سفر بهدقت زیر نظر قرار دارد، زیرا او که پیشتر از منتقدان سرسخت جمهوری اسلامی به شمار میرفت، اکنون باید از توافقی دفاع کند که بسیاری از جمهوریخواهان کنگره آمریکا آن را نوعی عقبنشینی در برابر تهران میدانند. روبیو و جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، هر دو از چهرههایی هستند که در محافل جمهوریخواه از گزینههای احتمالی جانشینی دونالد ترامپ محسوب میشوند.
یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در مذاکرات ۶۰ روزه پیش رو، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است؛ از جمله اورانیومی که تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی شده و تنها یک گام فنی با سطح مورد نیاز برای تولید سلاح هستهای فاصله دارد. تهران تاکید میکند که برنامه هستهایاش صرفاً اهداف صلحآمیز دارد.
متحدان عرب آمریکا همچنین نگراناند که جمهوری اسلامی از صندوق پیشنهادی ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی برای احیای توان نظامی خود استفاده کند. افزون بر این، یادداشت تفاهم اخیر هیچ اشارهای به برنامه موشکهای بالستیک ایران نکرده است؛ موضوعی که برای کشورهای عربی خلیج فارس، که در جریان جنگ هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
Aftermath of the March 2026 strike on the Zibashahr complex in Shiraz
شامگاه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ساختمانی بزرگ در اقامتگاه مسافری زیباشهر شیراز هدف موشک قرار گرفت و کاملا ویران شد؛ جایی که شماری از نیروهای سپاه از جمله نیروی هوافضایش، پنهان شده بودند. موج دوم این حمله، موجب کشتهشدن ۹ غیرنظامی از جمله کارکنان پایگاه اورژانس ۱۱۵ مجاور این اقامتگاه شد.
بررسی تصاویر محل، دادههای منبعباز، گزارشهای رسانههای داخلی، ارزیابی یک مقام پیشین هدفگیری در نیروی هوایی آمریکا و روایتهای شاهدان نشان میدهد آنچه در حمله به زیباشهر رخ داد، نه خطای ساده مهمات، بلکه هدفگرفتن ساختمانی مشخص در اقامتگاه اضطراری مسافری بود؛ ساختمانی که بر اساس شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاهی بود که از ترس بمباران مراکز نظامی، آنجا مخفی شده بودند.
اما همین هدف، در دل یک مجموعه با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی قرار داشت: اقامتگاه اضطراری مسافران زیباشهر، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵، در مجاورت خانههای مسکونی و در فاصله کوتاهی از ساختمانهایی با کاربری خدماتی و عمومی.
نتیجه، پروندهای است که در آن دو مسئولیت همزمان دیده میشود: جمهوری اسلامی، بهدلیل پنهانکردن نیروهای نظامی در یک محل غیرنظامی؛ و حملهکننده، بهدلیل حمله به هدفی در کنار مرکز اورژانس و میان محوطهای که ماهیت غیرنظامی آن از پیش قابل شناسایی بود.
شب ۱۴ اسفند؛ ساختمانها فروریختند
ساعت حدود ۸:۲۰ شامگاه، صدای موشک و سپس انفجاری مهیب آرامش زیباشهر شیراز را برهم زد. شماری از ساکنان خیابان سروناز دوم، هراسان از خانهها بیرون آمدند؛ لحظاتی بعد، صدای موشکی دیگر آمد و انفجار دوم رُخ داد. چند نفر از همان مردمی که از خانههایشان بیرون آمده بودند، جانشان را از دست دادند.
فردای حمله، استانداری فارس اعلام کرد ۲۰ نفر کشته و ۳۰ نفر زخمی شدهاند. اما در مراسم رسمی یادبود کشتهشدگان، که در مسجد امام محمدباقر زیباشهر برگزار شد، تنها نام و عکس ۱۶ نفر منتشر شد: هفت تن از آنان نیروهای کادر سپاه و بسیج بودند و ۹ غیرنظامی؛ دو تکنیسین اورژانس، یک کادر مرکز بهداشت، چهار کارمند و پیمانکار شهرداری و یک کاسب محلی.
ساختمان اورژانس ۱۱۵ زیباشهر، یک ساختمان مجاور آن و ساختمان بزرگتری در شرق آنها، که بخشی از اقامتگاه اضطراری مسافری شهرداری شیراز بود، کاملا ویران شدند. شماری از ساختمانهای مسکونی روبهروی مرکز اورژانس هم آسیب دیدند.
علاوه بر اینها، آمبولانس اورژانس و چند خودروی دیگر هم منهدم شد و ترکشهای انفجار، به بدنه تعدادی از خودروهای پارکشده خسارت زد. در تصاویر منتشرشده از روز بعد، بقایای یک آمبولانس سوخته و پوشیده از خاکستر در میان ویرانهها دیده میشود؛ نشانهای روشن از کاربری امدادی نقطهای که هدف قرار گرفت یا در شعاع انفجار نابود شد.
ساختمان بزرگ، مخفیگاه نیروهای سپاه بود
ساختمان بزرگ ویرانشده در اقامتگاه مسافری زیباشهر، صرفا یک ساختمان مسافری خالی یا یک سازه ناشناس نبود. شواهد موجود نشان میدهد این ساختمان، شب حمله محل استقرار شماری از نیروهای سپاه و نیروهای مرتبط با آن بود.
خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج دانشجویی، که پس از حمله گزارشی ویدیویی از محل منتشر کرد، نوشت موشکها به «ساختمانهای خوابگاه و بخشهای اداری» اقامتگاه اصابت کردند، آتشسوزی گستردهای رخ داد و «شماری از نیروهای نظامی کشته و شماری دیگر مجروح شدند». همین گزارش، اقامت نیروهای نظامی در این اقامتگاه غیرنظامی را به «دورههای آموزشی برای حفاظت از مرزها» نسبت داد.
اما این توضیح با شواهد محل نمیخواند. دادههای منبعباز، از جمله نقشه گوگل و اپلیکیشن ایرانی «نشان»، این محل را بهعنوان اقامتگاه اضطراری فاقد امکانات آموزشی نشان میدهند. تصاویر و ویدیوهای راستیآزماییشده از محل نیز تابلوی همین اقامتگاه را در ورودی آن نشان میدهد.
در منابع در دسترس، نشانهای وجود ندارد که این اقامتگاه در سالهای گذشته کاربری نظامی داشته باشد. شواهد موجود آن را مجموعهای شناختهشده با کاربری غیرنظامی، اقامتی، تفریحی و امدادی نشان میدهد، نه یک مرکز آموزشی یا نظامی.
از سوی دیگر، اگر مساله این نیروها واقعا «آموزش برای حفاظت از مرزها» بود، مجتمع بزرگ دانشکده علوم و فنون زرهی نیروی زمینی سپاه، با امکانات آموزشی و نظامی، کمتر از ۲۰۰ متر آنسوتر قرار داشت؛ مجتمعی که کار آن روی کاغذ، همان آموزش و آمادهسازی نیروهای زمینی است. به این ترتیب، ادعای آموزش نظامی در یک اقامتگاه مسافری فاقد امکانات در ۲۰۰ متری یک پادگان تجهیزشده برای آموزش، بیپایه به نظر میرسد.
در روزهای آغازین جنگ و همزمان با حملات هوایی گسترده آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، گزارشهای متعددی از انتقال نیروها، خودروها و تجهیزات نظامی و انتظامی به اماکن غیرنظامی منتشر شد.
بر اساس این گزارشها، در شهرهای مختلف ایران، این نیروها در تلاش برای حفظ جان خود در مکانهای غیرنظامی و فضاهای عمومی نظیر مدارس، دانشگاهها، مساجد، بیمارستانها، پارکها و اقامتگاههای خصوصی مستقر شدند.
زنجیره شواهد به نتیجهای روشن میرسد: در زیباشهر شیراز هم، نیروهای سپاه برای در امان ماندن از حملات، از مجتمع نظامی مجاور به اقامتگاه غیرنظامی منتقل شده بودند. حمله هوایی نیز به جای پادگان تخلیهشده سپاه در آن سوی بزرگراه، محل استقرار این نیروها در همین اقامتگاه را هدف گرفت.
چرا مجتمع سپاه هدف گرفته نشد؟
تصاویر ماهوارهای و اطلاعات منبع باز، وجود دانشگاه و پادگان بزرگ نیروی زمینی سپاه در آن سوی زیباشهر را تائید می کند، دادههای اوپناستریتمپ، این محدوده را همچنین به لشکر ۱۹ فجر سپاه و واحدی از نیروی هوافضای سپاه در شیراز پیوند میدهد. ادعایی که کشتهشدن یکی از افسران لشکر ۱۹ فجر در همین حمله، احتمال درستی آن را بالا میبرد. با این حال، در تصاویر پس از حمله نشانهای از تخریب این مجتمع دیده نمیشود.
وست برایانت، رییس پیشین تیم هدفگیری ویژه نیروی هوایی آمریکا و مسئول سابق ارزیابی آسیب غیرنظامی در پنتاگون، پس از بررسی شواهد تصویری، با اشاره به اینکه در مجموع، نزدیک به ۱۳۵۰ کیلوگرم بمب در این حمله به کار رفته است، به نیولاینز گفت به ساختمان بزرگتر شرقی، مهماتی در حد یک بمب ۹۰۰ کیلویی، و به دو سازه غربی، از جمله پایگاه اورژانس، مهماتی در حد بمبهای ۲۲۰ کیلویی اصابت کرده است.
به باور این کارشناس، با مهمات دقیق امروزی، خطای ۲۰۰ متری تا آن سوی بزرگراه، آن هم نه در یک اصابت بلکه در چند اصابت جداگانه، بسیار نامحتمل است. اگر سه مهمات جداگانه به سه سازه مشخص در محوطه اقامتگاه اصابت کرده باشند، فرضیه «خطای ساده» یا «انحراف اتفاقی» ضعیف میشود.
این یعنی هدف حمله، با احتمال بسیار بالا، خود اقامتگاه مسافری زیباشهر یا دستکم ساختمانهایی درون آن بود؛ جایی که نیروهای سپاه در آن مستقر شده بودند. مجتمع اصلی سپاه آن سوی بزرگراه سالم ماند، چون هدف این حمله نبود.
عامل حمله چه کسی بود؟
حمله همزمان آمریکا و اسرائیل به ایران، ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. در جریان جنگ مشخص شد که بازیگران منطقهای نیز وارد عملیات نظامی علیه ایران شدهاند و با هماهنگی آمریکا و اسرائیل به اهدافی عمدتا نفتی در ایران حمله کردند. والاستریت ژورنال و بعدتر رویترز، از رسانههایی بودند که گزارشهایی از این حملات منتشر کردند.
اما تا این لحظه هیچ کدام از طرفین درگیری مسئولیت حمله به زیباشهر را نپذیرفته است. یک مقام آمریکایی در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره نقش آمریکا در این حمله گفت «ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) پیشتر ادعای نقش آمریکا در این حمله را بررسی کرده اما هیچ شواهدی در تایید دخالت نیروهای آمریکایی در آن نیافته است.»
وزارت دفاع اسرائیل و ارتش این کشور و همچنین وزارت دفاع و ستاد کل نیروهای مسلح ایران به پرسشهای ایراناینترنشنال درباره این حمله پاسخی ندادند.
با این حال، الگوی عملیاتی جنگ، مهمترین قرینه برای تشخیص عامل حمله است. بر اساس تحلیل موسسهی بینالمللی مطالعات راهبردی، در روزهای نخستین جنگ، نیروی هوادریای آمریکا پایگاهها و سکوهای پرتاب موشک را در جنوب و مرکز ایران هدف میگرفت، در حالی که اسرائیل و هواپیماهای مستقر در اردن بر شمال و غرب کشور تمرکز داشتند.
بر پایه این الگو، شیراز، در جنوب ایران در حوزهی مسئولیت عملیاتی آمریکا قرار میگرفت. ماهیت حمله نیز با این تصویر همخوان است: حمله با مهمات سنگین هوایی و بمبهای هدایتشونده انجام شده که با شیوهی عملیات هوایی-دریایی آمریکا در جنوب ایران سازگار است.
شمار نظامیان کشتهشده چقدر بود؟
حکومت تنها نام هفت نیروی سپاه و بسیج را در کنار ۹ قربانی غیرنظامی منتشر کرده است. اما این عدد لزوما همه تلفات نظامی حمله را نشان نمیدهد.
آنچنانکه گفته شد به ساختمان بزرگ اقامتگاه مسافری بمبی ۹۰۰ کیلوگرمی اصابت کرده و ویدیوها نشان میدهد که این ساختمان ویران و به تلی از خاکستر بدل شده است. با توجه به اینکه دو ساختمان دیگر مورد هدف، اورژانس و ساختمان اداری اقامتگاه مسافری بود، میتوان گفت که همین ساختمان بزرگ، یکی از محلهای استقرار و خوابگاه نیروهای نظامی بوده که خبرگزاری دانشجو گزارش داده است.
چه تعداد نظامی در آن ساختمان حضور داشتند؟ احتمال دارد همه یا بخشی از نیروهای سپاه پادگان مجاور زیباشهر، از جمله افسران دانشکده نیروی زمینی سپاه که از نقاط مختلف کشور هستند، در ساختمانهای اقامتگاه مسافری از جمله ساختمان بزرگ منهدمشده مستقر شده باشند.
با این حال هرچند مشخص نیست چه تعداد از این نیروها در این ساختمان جا داده شده بودند و حکومت هم فهرست کامل کشتههای نظامی این حمله را منتشر نکرده، اما میتوان انتظار داشت با توجه به بزرگی این ساختمان و ویرانی کامل آن، شمار کشتههای نظامی حمله بیش از هفت نیروی بومی باشد که در مسجد زیباشهر از خانوادههای آنان تقدیر شده است.
اورژانس چگونه وارد خط آتش شد؟
حضور نظامیان در اقامتگاه مسافری، ماهیت غیرنظامی کل محوطه را از بین نمیبرد. محل هدف، در کنار پایگاه اورژانس ۱۱۵ بود؛ ساختمانی درمانی که سالها در همان نقطه فعال بود و در نقشهها و تصاویر عمومی قابل شناسایی بود. در همان محدوده، تابلوی اقامتگاه اضطراری، ساختمانهای خدماتی، آمبولانس، خودروهای غیرنظامی و ساختمانهای مسکونی دیده میشدند.
بنابراین حتی اگر یکی از ساختمانهای اقامتگاه، بهدلیل حضور نظامیان، هدف نظامی تلقی شده باشد، پایگاه اورژانس ۱۱۵ در ۳۶ متری آن، و خانههای اطراف همچنان تحت حمایت حقوق بشردوستانه بودند.
در تحلیل نظامی، محدوده خطر بر اساس شعاع انفجار، موج انفجار، ترکش و احتمال خطای برخورد محاسبه میشود، نه فقط بر اساس فاصله روی نقشه. وقتی نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، در چند قدمی یک مرکز اورژانس و در دل یک محله مسکونی مستقر میشوند، مردم و تاسیسات غیرنظامی در معرض خطر مستقیم هر حمله احتمالی قرار میگیرند.
از طرف دیگر، همین واقعیت، مسئولیت مهاجم را هم سنگین میکند. اگر هدف، ساختمانی در یک محوطه غیرنظامی و کنار مرکز اورژانس بوده، مهاجم باید نشان دهد چه اقداماتی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام داده است: انتخاب زمان حمله، زاویه حمله، نوع مهمات، هشدار احتمالی و ارزیابی شعاع تخریب و ترکش.
مسئولیت جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی در این پرونده دستکم از یک جهت مسئول است: انتقال و استقرار نیروهای نظامی در یک اقامتگاه غیرنظامی، کنار مرکز اورژانس و در دل منطقه مسکونی. همان زنجیره شواهدی که نشان میدهد ساختمان بزرگ اقامتگاه محل حضور نیروهای سپاه بود، همزمان نشان میدهد حکومت با جابهجا کردن نیروهایش از فضای نظامی به یک محل اقامتی و امدادی، خطر جنگ را به میان مردم منتقل کرده است.
حقوق بینالملل بشردوستانه، طرفهای درگیر را موظف میکند تا حد امکان از قرار دادن اهداف نظامی در نزدیکی مناطق پرجمعیت خودداری کنند و غیرنظامیان را از مجاورت اهداف نظامی دور نگه دارند. پنهانکردن نیروهای سپاه در اقامتگاه مسافری، آن هم در چند قدمی پایگاه اورژانس و خانههای مردم، خلاف این اصل است.
این کار، غیرنظامیان را به سپری ناخواسته برای نظامیان بدل کرد. لازم نیست حتما ثابت شود جمهوری اسلامی عامدانه قصد استفاده از مردم بهعنوان «سپر انسانی» داشته است؛ حتی اگر هدف، صرفا حفظ جان نیروهای نظامی بوده باشد، نتیجه آن به خطر انداختن جان مردم عادی بود.
زیباشهر نشان میدهد سیاست پناهدادن نیروهای نظامی در اماکن غیرنظامی چه پیامدی دارد: جنگ از پادگان به کمپ مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم منتقل میشود.
مسئولیت مهاجم
مسئولیت جمهوری اسلامی، مسئولیت مهاجم را از میان نمیبرد. حتی اگر اقامتگاه بهدلیل حضور یا استفاده نیروهای نظامی هدفی نظامی تلقی شده باشد، مهاجم همچنان موظف بوده میان هدف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارد، همه احتیاطهای ممکن را برای کاهش آسیب به کار گیرد و از حملهای نامتناسب با مزیت نظامی مستقیم و مشخص خودداری کند.
در این حمله، علاوه بر ساختمان محل استقرار نیروها، پایگاه اورژانس، خانههای مسکونی و خودروهای غیرنظامیان نیز آسیب دیدند یا از بین رفتند. همین موضوع، روش حمله، نوع مهمات و زمانبندی آن را از منظر اصول تمایز، احتیاط و تناسب محل پرسش میکند.
پایگاه اورژانس ۱۱۵ یک واحد درمانی بود و حضور نظامیان در ساختمانی مجاور، حمایت ویژه از آن را از بین نمیبرد. این حمایت تنها زمانی که واحد درمانی، خارج از کارکرد غیرنظامی خود، برای اقدام زیانبار علیه دشمن استفاده شود، پس از اخطار و مهلت معقول از آن ساقط میشود. هیچ نشانهای از چنین وضعیتی در دست نیست. همچنین حضور نیروهای نظامی در یک مکان غیرنظامی، کل محوطه، ساختمانهای مجاور یا واحد درمانی نزدیک آن را خودبهخود به هدف مشروع تبدیل نمیکند.
بر پایهی اصل تمایز، هدف قراردادن چند نقطهی مجزا در یک محوطهی غیرنظامی، از جمله مرکز اورژانس مجاور خوابگاه موقت نیروها، پرسش جدی دربارهی محدودماندن حمله به اهداف نظامی ایجاد میکند.
بر پایهی اصل احتیاط، استفاده از مهمات سنگین ۹۰۰ و ۲۲۰ کیلویی در چند متری یک مرکز اورژانس و خانههای مسکونی، آن هم در محلی که در نقشههای عمومی و تصاویر منبعباز قابل شناسایی بود، انتخاب روش، زاویه و نوع مهمات را زیر سوال میبرد.
بر پایهی اصل تناسب، ما نمیدانیم دقیقا چند نیروی سپاه و بسیج کشته شدهاند، نقش عملیاتی آنان چه بوده و مهاجم در زمان حمله چه مزیت نظامی مشخص و مستقیمی را انتظار داشته است. اما میدانیم دستکم ۹ غیرنظامی جان باختهاند. اگر مزیت نظامی مورد انتظار محدود بوده باشد، این تلفات غیرنظامی بهروشنی پرسش تناسب را پیش میکشد؛ و حتی اگر مزیت نظامی بیشتری مورد انتظار بوده باشد، نقض احتمالی اصول تمایز و احتیاط و حمایت از واحد درمانی همچنان به قوت خود باقی است.
سرانجام، اگر حملهی دوم، چنانکه شاهدان گفتهاند، پس از حضور مردم و امدادگران رخ داده باشد، مسئولیت مهاجم سنگینتر میشود؛ هدفگیری یا بیاعتنایی به حضور امدادگران، یکی از روشنترین موارد نقض حمایت از غیرنظامیان، امدادگران و ماموریت درمانی است.
پروندهای با دو مسئول
زیباشهر پروندهای ساده با یک روایت تکخطی نیست. ساختمان بزرگ اقامتگاه، بنا بر شواهد موجود، محل پنهانشدن نیروهای سپاه بود و به همین دلیل هدف قرار گرفت. اما همین ساختمان در دل محوطهای غیرنظامی قرار داشت.
جمهوری اسلامی، با انتقال نیروهایش به این محل، جان غیرنظامیان را به خطر انداخت. مهاجم هم با حمله به هدفی در کنار اورژانس و میان یک محوطه شناختهشده غیرنظامی، باید پاسخ دهد که چه احتیاطهایی برای جلوگیری از مرگ مردم و تخریب مرکز درمانی بهکار گرفت.
هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است: شمار دقیق نظامیان کشتهشده چقدر بود؟ آیا ساختمان بزرگ اقامتگاه پیش از حمله بهعنوان محل استقرار نظامیان شناسایی شده بود؟ آیا پایگاه اورژانس و آمبولانسها در دادههای پیش از حمله دیده شده بودند؟
اما هم اکنون هم یک واقعیت روشن است: جنگ در زیباشهر از پادگان بیرون آمد و به اقامتگاه مسافری، مرکز اورژانس و خانههای مردم رسید. نظامیانی که برای در امان ماندن در میان غیرنظامیان پنهان شده بودند، هدف قرار گرفتند؛ اما هزینه آن را کادر درمانی و مردمی هم پرداختند که تنها گناهشان همسایگی با همان پنهانگاه بود.
محمدباقر قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده حکومت ایران، توافق اخیر تهران و واشینگتن را «اعلام شکست آمریکا» خواند؛ همزمان آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکید کرد بازرسی از تاسیسات هستهای ایران انجام خواهد شد و پاکستان اعلام کرد مذاکرات فنی دو کشور در هفته آینده از سر گرفته میشود.
رییسجمهوری آمریکا چهارشنبه به فاکسنیوز گفت بازرسان آمریکایی در کنار بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی از تاسیسات هستهای جمهوری اسل
او بار دیگر تاکید کرد: «جمهوری اسلامی با حضور بازرسان و انجام بازرسی از تاسیسات هستهای خود موافقت کرده است.»
ترامپ همچنین گفت: «برای اعزام بازرسان به تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی عجلهای وجود ندارد.»
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز چهارشنبه تاکید کرد که بازرسان این نهاد از تاسیسات هستهای ایران بازدید خواهند کرد. او در یک نشست خبری در نیروگاه فوکوشیما در ژاپن گفت یادداشت تفاهم امضاشده میان تهران و واشینگتن بهصراحت نظارت آژانس بر فعالیتها و تاسیسات هستهای ایران را پیشبینی کرده است.
گروسی افزود: «برای انجام این کار باید بازرسی صورت گیرد. اینکه این اتفاق دو روز دیگر یا ده روز دیگر رخ دهد مهم است، اما اصل موضوع این است که این بازرسی انجام خواهد شد.»
دور قبلی گفتوگوها اوایل هفته جاری در ژنو برگزار شد و ریاست هیات آمریکایی را جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، بر عهده داشت. میانجیها پس از آن اعلام کردند دو طرف بر سر چارچوبی برای دستیابی به توافق نهایی به توافق رسیدهاند. ونس نیز موافقت [حکومت] ایران با بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی را «یک نقطه عطف بزرگ» توصیف کرد.
با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، این ادعا را رد کرد و گفت نه دیداری میان مقامهای ایرانی و رافائل گروسی در سوئیس انجام شده و نه برنامهای برای بازرسی آژانس از تاسیسات هستهای آسیبدیده ایران وجود دارد.
اعلام شکست آمریکا
در حالی که مذاکرات واشینگتن و تهران برای دستیابی به توافق نهایی وارد مرحله جدیدی شده است، قالیباف، رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی، چهارشنبه سوم تیر توافق اخیر میان دو کشور برای پایان دادن به جنگ را «اعلام شکست آمریکا» توصیف کرد.
قالیباف که در یک کنفرانس در جمهوری آذربایجان سخن میگفت، «یادداشت تفاهم اسلامآباد» را نه نتیجه فشار و اجبار، بلکه حاصل «مقاومت و اقتدار ملت ایران» دانست و گفت: «به همین دلیل، یادداشت تفاهم اسلامآباد به اعلام شکست آمریکا تبدیل شد.»
او همچنین بر ضرورت خروج نیروهای نظامی خارجی از منطقه تاکید کرد و گفت حضور این نیروها نه تنها امنیت پایدار ایجاد نمیکند، بلکه خود عامل بیثباتی است.
رییس هیات مذاکرهکننده جمهوری اسلامی همچنین خواستار آن شد که کشورهای منطقه بدون دخالت بازیگران خارجی درباره نظم سیاسی و امنیتی خاورمیانه تصمیم بگیرند.
این اظهارات در حالی بیان شد که دور تازهای از مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا قرار است هفته آینده برگزار شود.
طاهر اندرابی، سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان، اعلام کرد مذاکرات فنی که با میانجیگری اسلامآباد در جریان است، احتمالا از روز سهشنبه آینده از سر گرفته خواهد شد، هرچند محل برگزاری آن هنوز مشخص نشده است. او گفت دوشنبه یا چهارشنبه نیز از گزینههای احتمالی برای آغاز مذاکرات است.
از زمان آغاز درگیریهای حکومت ایران و اسرائیل در خرداد ۱۴۰۴، تهران دسترسی آژانس به مراکز غنیسازی را محدود کرده است. برخی ارزیابیهای غربی مدعیاند [حکومت] ایران در این مراکز اورانیوم غنیشدهای ذخیره کرده که در صورت تصمیم سیاسی، میتواند برای ساخت چندین سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرد. جمهوری اسلامی همواره بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تاکید کرده است.
اختلافهای دیگری نیز بر سر نحوه اجرای توافق وجود دارد. یکی از این موارد، چگونگی استفاده از داراییهای مسدودشده ایران است که قرار است آزاد شوند. دونالد ترامپ گفته است این منابع باید برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی از آمریکا هزینه شود، اما علی بحرینی، سفیر جمهوری اسلامی در دفتر سازمان ملل در ژنو، تاکید کرده است که تصمیمگیری درباره نحوه هزینهکرد این پولها بر عهده ایران خواهد بود.
واشینگتن پیشتر با تعلیق ۶۰ روزه تحریمهای ایران موافقت کرده و به تهران اجازه داده است نفت و فرآوردههای مرتبط را صادر و درآمد حاصل از آن را دریافت کند. همین تعلیق تحریمها، همراه با نبود تعهدات روشن ایران در حوزه هستهای، از جمله دلایلی است که مقامهای اسرائیلی نسبت به توافق ابراز نگرانی کردهاند.
در همین حال، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، سفر منطقهای خود به کشورهای حوزه خلیج فارس را با حضور در امارات متحده عربی آغاز کرد.
همزمان، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با باسم نعیم، عضو دفتر سیاسی حماس، درباره آخرین تحولات منطقه و روند مذاکرات گفتوگو کرد.
به گزارش صداوسیما، عراقچی در این تماس بر ادامه حمایت جمهوری اسلامی از فلسطینیان و «حقوق مشروع ملی» آنها تاکید کرده است. حماس نیز از توافق اخیر میان حکومت ایران و آمریکا استقبال کرده و ابراز امیدواری کرده است که این توافق بتواند به کاهش خشونتها در نوار غزه نیز کمک کند.
اگرچه در متن تفاهمنامه اشاره مستقیمی به غزه نشده است، اما این توافق بر «توقف فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان» تاکید دارد. بر اساس گزارشها، سازوکار کاهش تنش در لبنان که در چارچوب مذاکرات ایران و آمریکا ایجاد شده، شامل ایران است اما اسرائیل در آن حضور ندارد؛ موضوعی که نگرانی مقامهای اسرائیلی درباره پیامدهای توافق را افزایش داده است.
سنای آمریکا که اکثریت آن در اختیار جمهوریخواهان است، سهشنبه دوم تیر از طرحی حمایت کرد که خواستار توقف اقدام نظامی آمریکا علیه جمهوری اسلامی است.
این طرح که پیش از این در مجلس نمایندگان به تصویب رسیده بود، در حالی به تصویب سنا رسید که تهران و واشینگتن در حال پیش بردن مذاکرات صلح هستند و آمریکا دست به اقداماتی از جمله تعلیق تحریمهای نفتی ایران زده است.
در حالی که برخی رسانهها تصویب این طرح در سنا را اقدامی عمدتا نمادین خواندهاند و هنوز مشخص نیست این اقدام چه تاثیری بر جنگ ایران خواهد داشت، با این حال تصویب آن میتواند نشانهای ازافزایش نگرانیها در میان جمهوریخواهان در قبال اقدامات ترامپ قلمداد شود.
سنای آمریکا که پیش از این چند بار از تصویب این طرح خودداری کرده بود، سهشنبه با ۵۰ رأی موافق در برابر ۴۸ رأی مخالف آن را تصویب کرد.
رأیگیری تقریبا بر اساس برنامهها و خطوط حزبی انجام شد؛ بهطوریکه تنها چهار سناتور جمهوریخواه به همراه همه دموکراتها به جز یک نفر از آنها به این طرح رأی مثبت دادند. دو سناتور جمهوریخواه نیز در رأیگیری شرکت نکردند.
این قطعنامه ترامپ را ملزم میکند نیروهای مسلح آمریکا را از درگیریها با جمهوری اسلامی یا علیه جمهوری اسلامی خارج کند، مگر آنکه کنگره بهطور صریح مجوز اقدام نظامی صادر کند.
با این همه این مصوبه احتمالا در عمل صرفا جنبه نمادین خواهد داشت.
از آنجا که این مصوبه یک «قطعنامه همزمان»(Concurrent Resolution) است، و بر اساس قانون اختیارات جنگی سال ۱۹۷۳ (War Powers Act)، برای امضای رییسجمهوری به کاخ سفید ارسال نمیشود و میزان الزامآوری حقوقی آن نیز محل اختلاف است.
کاخ سفید نیز تاکید کرده است که این قانونگذاری را «غیرقانونی و مغایر قانون اساسی» میداند و بنابراین آن را الزامآور تلقی نمیکند.
کارشناسان حقوقی میگویند این موضوع همچنان یک اختلاف حقوقی حلنشده است و احتمالاً در نهایت تکلیف آن باید در دادگاهها تعیین شود.
اسکات اندرسون، پژوهشگر ارشد موسسه بروکینگز و سردبیر ارشد نشریه حقوقی آنلاین لافیر (Lawfare)، به رویترز گفت: «احتمالا قوه مجریه با استناد به ملاحظات قانون اساسی این مصوبه را نادیده خواهد گرفت و حتی مشخص نیست چه کسی از جایگاه حقوقی لازم برای طرح دعوی و اجرای آن برخوردار باشد.»
سنای آمریکا آخرین بار سهشنبه ۲۶ خرداد تلاش کرده بود قطعنامهای مبتنی بر «قانون اختیارات جنگی» را برای توقف اقدامات نظامی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی به پیش ببرد، اما این تلاش ناکام ماند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در آن زمان نوشت این اقدام به بخشی از تلاشهای تقریبا هفتگی قانونگذاران برای محدود کردن اختیارات دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که دولت او در حال پیگیری طرحی جدید برای پایان دادن به جنگی است که نزدیک به چهار ماه از آغاز آن میگذرد.
سناتورهایی از هر دو حزب نسبت به توافق در حال شکلگیری میان دولت ترامپ و حکومت ایران ابراز تردید کردهاند و از خودداری کاخ سفید در ارائه جزییات آن ناراضی هستند. آنها انتظار برگزاری یک جلسه توجیهی از سوی دولت را دارند، اما تا پیش از ضربالاجل تعیینشده برای امضای توافق در روز جمعه، هیچ جلسهای برنامهریزی نشده است.
نتیجه رأیگیری ۴۷ رأی موافق در برابر ۴۸ رأی مخالف بود. چهار سناتور جمهوریخواه به همراه اکثر دموکراتها از قطعنامه اختیارات جنگی حمایت کردند، اما این تعداد برای کسب اکثریت لازم و پیشبرد طرح کافی نبود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، پس از استعفای کییراستارمر، گفت مردم بریتانیا از اینکه کییر استارمر حاضر نشد در جنگ ایران مشارکت کند «خوششان نیامد». ترامپ در ادامه انتقادهایش از استارمر بار دیگر گفت که «او وینستون چرچیل نیست».
رییسجمهوری آمریکا همچنین گفت استارمر بهدلیل مواضعش درباره مهاجرت و انرژی «به خودش آسیب بسیار بسیار جدی زده است»، هرچند او را «مردی بسیار خوب» و «تا حدی دوست من» توصیف کرد.
ترامپ این اظهارات را در کاخ سفید و پس از آن بیان کرد که استارمر از رهبری حزب کارگر کنارهگیری کرد؛ اقدامی که پس از اذعان او به از دست دادن حمایت نمایندگان حزبش و در حالی صورت گرفت که اندی برنهام، شهردار سابق منچستر بزرگ و نماینده تازهوارد پارلمان، در انتظار جانشینی او قرار دارد.
ترامپ پس از آنکه استارمر با استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی بریتانیا برای اجرای عملیات بمباران علیه جمهوری اسلامی مخالفت کرد، به شدت از او انتقاد کرده بود؛ هرچند بعدا مجوز محدودی برای حملات دفاعی صادر شد.
روابط دو کشور همچنین بر سر تنشهای بعدی در تنگه هرمز بیشتر آسیب دید؛ جایی که واشینگتن واکنش بریتانیا و دیگر متحدانش به بحران خلیج فارس را مورد انتقاد قرار داد و گفت کشورهای دیگر بیش از آمریکا به این آبراه راهبردی نیاز دارند.
کاخ سفید همچنین با بیاعتنایی به طرح مشترک بریتانیا و فرانسه برای ایجاد یک ماموریت دفاعی بهمنظور تضمین عبور امن کشتیها از این آبراه پس از پایان درگیریها نگاه کرده است.
این بحران تنها به تنشهای موجود بر سر ناتو دامن زد؛ بهطوری که ترامپ بارها گفته است آمریکا سالها بار دفاع از سایر کشورها را بر دوش کشیده است اما ناتو در مقابل در جنگ ایران، دست به هیچ اقدامی نزد.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، هفته گذشته در نشست ناتو از بازنگری در استقرار نیروهای آمریکایی در اروپا خبر داد و از اعضایی انتقاد کرد که «هنوز مسیر معتبری برای انجام تعهدات مالی خود ارائه نکردهاند.»
او به همتایان خود گفت برخی از بزرگترین اقتصادهای ناتو همچنان «فکر میکنند دوران سواری رایگان ادامه دارد.»
اختلاف بر سر هزینههای دفاعی بریتانیا نیز باعث شد جان هیلی اخیرا از سمت وزیر دفاع استعفا کند؛ موضوعی که فشار بر نخستوزیر را بیش از پیش افزایش داد.
ترامپ در دفتر بیضیشکل کاخ سفید، پیش از دیدار این هفته با مارک روته، دبیرکل ناتو، گفت: «ما عضو بزرگی برای ناتو بودهایم. در بسیاری جهات عضو غالب ناتو بودهایم. طی سالها تریلیونها دلار، نه میلیاردها دلار، بلکه تریلیونها دلار برای حفاظت از اروپا پرداخت کردهایم.»
او در اشاره به جنگ ایران افزود: «ما اصلاً به هیچ کمکی نیاز نداشتیم. بیشتر از روی کنجکاوی بود. به پیت [هگست] گفتم ببینیم آیا واقعا حاضر میشوند بیایند یا نه. از آنها خواستیم بیایند، اما برای ما نیامدند.»
ترامپ ادامه داد: «ضمنا استارمر هم آنجا نبود، و میدانید چیست؟ مردم بریتانیا از این موضوع خوششان نیامد.»
او گفت: «استارمر گفت نه. حتی بدتر از نه گفت. او گفت وقتی شما پیروز شدید، ما خواهیم آمد. من گفتم ما وقتی پیروز شدیم دیگر به شما احتیاج نداریم.»
ترامپ افزود: «این وینستون چرچیلی نبود که با او طرف بودیم. بعد از اینکه پیروز شدیم میخواستند بیایند و به ما کمک کنند.»
او همچنین گفت آلمان و ایتالیا در جریان جنگ ایران «بسیار بد» عمل کردند و یادآور شد که با رهبران هر دو کشور نیز اختلافات علنی داشته است.
ترامپ گفت: «مبالغی که ما برای ناتو خرج میکنیم دیوانهکننده است و آنها برای ما حاضر نشدند کاری انجام دهند.»
او با اشاره به اینکه آمریکا «صدها میلیارد دلار» برای محافظت از اعضای ناتو، عمدتا در برابر روسیه هزینه میکند، تلویحا هشدار داد که ممکن است در آینده از متحدان خود حمایت نکند.
ترامپ گفت: «ما این همه پول خرج میکنیم و بعد وقتی شاید در یک موضوع کوچک به کمک نیاز داریم که موضوع بزرگی نیست، مساله اصلی نیست و موضوعی جزئی است، آنها میگویند نه، ترجیح میدهیم کمک نکنیم.»
او افزود: «حرف احمقانهای است، چون اگر بخواهیم ما هم میتوانیم همین را به آنها بگوییم، و شاید هم بگوییم.»
حمله دوباره به سیاستهای استارمر
ترامپ همچنین بار دیگر از سیاستهای مهاجرتی و انرژی نخستوزیر مستعفی بریتانیا انتقاد کرد.
او بارها از بریتانیا خواسته است به جای تکیه بر «آسیابهای بادی»، بهرهبرداری از نفت دریای شمال را افزایش دهد.
ترامپ گفت: «فکر میکنم او مردی دوستداشتنی است، اما به او گفتم داری در حوزه انرژی واقعا خرابکاری میکنی. همه جا پر از توربین بادی شده است. در همین حال نفت دریای شمال را دارید اما اجازه حفاری نمیدهید.»
او ادامه داد: «این یکی از بزرگترین میادین نفتی جهان است.»
ترامپ گفت: «میدانید بریتانیا بخش بزرگی از انرژی خود را از کجا میخرد؟ از نروژ. میدانید نفت نروژ از کجا میآید؟ از دریای شمال.»
او افزود: «بریتانیا بخش بسیار بهتری از دریای شمال را در اختیار دارد اما بهدلایل زیستمحیطی نمیخواهند از آن استفاده کنند.»
ترامپ سپس گفت: «او مرد بسیار خوبی است، تا حدی دوست من است. اما در موضوع ناتو با ما خوب رفتار نکرد، درست است پیت؟»
رییسجمهوری آمریکا در اشاره به مخالفت اولیه استارمر با استفاده آمریکا از پایگاههای بریتانیا گفت: «این تصمیم بدی بود که به او آسیب جدی زد.»
او در پایان افزود: «برایش آرزوی موفقیت میکنم، اما دو مشکل دارد؛ انرژی و مهاجرت، و البته جرم و جنایت.»
بر اساس گزارشهای منتشر شده در روز دوشنبه اول تیر، سازوکار جدید رفع تنش در لبنان که در چارچوب مذاکرات آخر هفته میان آمریکا و جمهوری اسلامی در سوئیس ایجاد شده، اسرائیل را از این روند کنار میگذارد؛ امری که نگرانی شدیدی را در این کشور برانگیخته است.
این سازوکار همچنین دامنه عملیات نظامی اسرائیل را به واکنش در برابر «تهدیدهای قریبالوقوع» محدود میکند، نه «تهدیدهای در حال شکلگیری» که تاکنون نیز مبنای بسیاری از حملات اسرائیل بوده است.
شبکه ۱۲ اسرائیل یکشنبه و در پی اظهارات جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، جزییاتی را درباره این سازوکار جدید منتشر کرد. ونس گفته بود در مذاکرات روز یکشنبه در بورگناشتوک سوئیس یک «سازوکار جدید رفع تنش» ایجاد شده است.
او جزئیات محدودی درباره نحوه عملکرد این سازوکار ارائه کرد، اما گفت که حزبالله بخشی از گفتوگوها میان اسرائیل، لبنان و «دیگر شرکای منطقهای» خواهد بود.
مشارکت حزبالله در هرگونه گفتوگو درباره آینده لبنان برخلاف خواستههای هم اسرائیل و هم دولت لبنان است؛ دولتی که ترجیح میدهد این گروه و در نتیجه حامیان ایرانی آن از روند تصمیمگیری کنار گذاشته شوند.
شبکه ۱۲ اسرائیل روز یکشنبه گزارش داده بود که ارتش این کشور به رهبران سیاسی این کشور توصیه کرده مذاکرات با دولت لبنان را سرعت ببخشند تا از افزایش فشار واشینگتن برای پذیرش خواستههای جمهوری اسلامی جلوگیری شود.
دور بعدی مذاکرات مستقیم میان اسرائیل و لبنان قرار است روز سهشنبه، ۲۳ ژوئن، در واشینگتن آغاز شود.
جوزف عون، رییسجمهوری لبنان، نیز دوشنبه به تمایل خود برای دور نگه داشتن حزبالله و جمهوری اسلامی از هرگونه توافق میان لبنان و اسرائیل اشاره کرد.
او گفت: «ما برای خودمان مذاکره میکنیم و نمیپذیریم هیچ طرف دیگری به جای ما این کار را انجام دهد.»
عون در عین حال تاکید کرد که بیروت از «هرگونه کمکی از سوی هر کشوری برای پایان دادن به جنگ» استقبال میکند، اما انتظار دارد این کشورها از «دخالت در امور داخلی لبنان» خودداری کنند.
اسرائیل بیرون؛ جمهوری اسلامی، قطر و پاکستان داخل
ونس در اظهارات خود اشارهای به این موضوع نکرد که سازوکاری مشابه پیشتر در چارچوب آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ میان اسرائیل و لبنان که با میانجیگری دولت بایدن حاصل شده بود، ایجاد شده بود.
به گزارش شبکه ۱۲، سازوکار جدید تفاوتی اساسی با چارچوب سال ۲۰۲۴ خواهد داشت. در حالی که در سازوکار پیشین نمایندگان اسرائیل، لبنان، آمریکا، فرانسه و سازمان ملل حضور داشتند، این شبکه اعلام کرد که نهاد نظارتی جدید شامل آمریکا، جمهوری اسلامی، لبنان، قطر و پاکستان خواهد بود، اما اسرائیل در آن عضویت نخواهد داشت.
این موضوع ظاهرا با اظهارات علنی خود ونس که گفته بود اسرائیل بخشی از این روند خواهد بود، در تناقض است. همچنین به نظر میرسد ارتش اسرائیل در هر صورت ناگزیر باید در جریان این سازوکار قرار گیرد.
اگر این گزارش درست باشد، حذف اسرائیل از این سازوکار ادامه همان رویکردی خواهد بود که در جریان مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی نیز مشاهده شد؛ مذاکراتی که اسرائیل بهرغم مشارکت در آغاز جنگ در ۹ اسفند، بهطور کامل از آن کنار گذاشته شده بود.
قطر و پاکستان در مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی نقش میانجی را ایفا کردند.
با این حال، اواخر روز دوشنبه یک مقام ارشد آمریکایی در گفتوگو با شبکه ۱۲ ادعای حذف اسرائیل را رد و تاکید کرد که با توجه به روابط نزدیک واشینگتن و اورشلیم، وجود یک کانال مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی تنها میتواند به سود اسرائیل باشد.
مشخص نشد که آیا منظور این مقام حضور رسمی اسرائیل در سازوکار جدید است یا اینکه منافع آن از طریق هماهنگی با آمریکا نمایندگی خواهد شد.
بر اساس این گزارش، در حالی که سازوکار سال ۲۰۲۴ عملا به اسرائیل آزادی گستردهای برای اقدام علیه تهدیدهای نظامی در لبنان، از جمله «تهدیدهای در حال شکلگیری» میداد، چارچوب جدید فقط اجازه واکنش به «تهدیدهای قریبالوقوع» را خواهد داد.
یک مقام آمریکایی آگاه از مذاکرات واشینگتن و تهران در پاسخ به درخواست روزنامه تایمز اسرائیل برای تایید این گزارش آن را تکذیب نکرد، اما گفت در حال حاضر جزئیات بیشتری قابل انتشار نیست.
اندکی پس از انتشار این گزارش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در بیانیهای به زبان عبری تاکید کرد که نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان همچنان «آزادی عمل کامل» برای مقابله با «تهدیدهای مستقیم یا در حال شکلگیری» دارند.
او گفت: «دستور من و وزیر دفاع به ارتش اسرائیل روشن است و تغییری نکرده است: نیروهای ما در جنوب لبنان آزادی کامل برای خنثی کردن هرگونه تهدید مستقیم یا در حال شکلگیری علیه خود یا ساکنان شمال اسرائیل دارند. ارتش اسرائیل در این زمینه هیچ محدودیتی ندارد.»
نتانیاهو همچنین تاکید کرد: «من همچنان قاطعانه متعهد به حفظ منطقه امنیتی در جنوب لبنان تا هر زمان که لازم باشد هستم تا از ساکنان شمال و همه شهروندان اسرائیل محافظت شود.»
با وجود این موضعگیری علنی، شبکه ۱۲ گزارش داد که نتانیاهو از جزئیات در حال شکلگیری این سازوکار بهشدت نگران شده است؛ زیرا بیم دارد آزادی عمل اسرائیل محدود و این کشور از چارچوب نظارتی کنار گذاشته شود.
این رسانه به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی گزارش داد که نخستوزیر تلاشهای دیپلماتیک گستردهای را برای حفظ منافع اسرائیل آغاز کرده است.
بر اساس این گزارش، پرونده لبنان اکنون به مهمترین نگرانی نتانیاهو در ارتباط با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی تبدیل شده است. او رون درمر، وزیر پیشین امور راهبردی اسرائیل، را مامور کرده تا در این زمینه با واشینگتن وارد رایزنی شود، زیرا معتقد است هیچ مقام اسرائیلی دیگری، حتی یحیئل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، در حال حاضر توانایی لازم برای پیشبرد موثر این موضوع را ندارد.
طبق این گزارش، مقامهای ارشد آمریکایی در طول مذاکرات سوئیس چندین بار با درمر تماس گرفته و او را بهویژه درباره تحولات مرتبط با لبنان در جریان قرار دادهاند.
بهگزارش تایمز اسرائیل، همچنین گفته شده است که پیامی که دونالد ترامپ یکشنبه در شبکه تروث سوشیال منتشر کرد و در آن به جمهوری اسلامی هشدار داده بود در صورت مهار نکردن حزبالله، به اقدام نظامی متوسل خواهد شد، نتیجه مداخله و رایزنیهای درمر بوده است.
اسرائیل و آمریکا بهطور علنی درباره عملیات نظامی ارتش اسرائیل در لبنان و نیز پیوند دادن این موضوع با یادداشت تفاهم جنجالی میان آمریکا و جمهوری اسلامی اختلاف نظر داشتهاند.
اورشلیم با درخواست ترامپ برای خودداری از حمله به بیروت موافقت کرده، اما نیروهای خود را در یک منطقه حائل گسترده در جنوب لبنان حفظ کرده است؛ اقدامی که به نظر میرسد با مفاد توافق واشینگتن و تهران در تعارض باشد، زیرا در آن توافق تصریح شده که تمامی عملیات نظامی در لبنان باید متوقف شود.
در واکنش به ادامه حضور نیروهای اسرائیلی در لبنان، حضوری که جمهوری اسلامی آن را نقض توافق خود با آمریکا میداند، تهران شنبه اعلام کرد بار دیگر تنگه هرمز را خواهد بست.
با این حال، شرکتهای ردیابی دریایی دوشنبه گزارش دادند که تردد کشتیها از این آبراه همچنان طبق روال عادی ادامه دارد.