تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا حتی اگر به کاهش تنش نظامی، بازگشایی مسیرهای تجاری، فروش بیشتر نفت یا آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده منجر شود، لزوما به معنای پایان بحران سیاسی در داخل ایران نیست.
تفاهم و مذاکره ممکن است به جمهوری اسلامی امکان تنفس اقتصادی بدهد، فشار فوری بازار را کاهش دهد و برای مدتی انتظارات عمومی را مدیریت کند، اما مساله اصلی مردم ایران فقط تحریم، قیمت دلار یا کمبود منابع ارزی نیست.
ریشه اعتراضات و مقاومت مدنی در ایران عمیقتر از رابطه تهران و واشینگتن است؛ در فروپاشی اعتماد عمومی، سرکوب سیاسی، تبعیض ساختاری، فساد نهادی، بحران نمایندگی و شکاف میان جامعه و حکومتی است که بخش بزرگی از شهروندان، آن را نماینده خود نمیدانند.
از این منظر، تفاهم خارجی بخشی از بحران دولت را تخفیف میدهد، اما بحران مشروعیت را حل نمیکند.
تفاهم مشروعیتبخش نیست
در نظریههای علوم سیاسی، میان «ظرفیت حکومت» و «مشروعیت حکومت» تفاوت اساسی وجود دارد.
یک حکومت ممکن است با دسترسی به منابع مالی، افزایش درآمد نفتی یا کاهش فشار خارجی، ظرفیت بیشتری برای اداره روزمره کشور پیدا کند؛ اما این بهخودی خود به معنای بازسازی مشروعیت سیاسی نیست.
مشروعیت زمانی ترمیم میشود که شهروندان احساس کنند در تعیین سرنوشت خود سهم دارند، حقوقشان محترم شمرده میشود، قانون بر قدرت حاکم است و امکان تغییر مسالمتآمیز وجود دارد.
در جمهوری اسلامی، مشکل دقیقا همینجاست: بحران نه فقط اقتصادی، بلکه سیاسی و اخلاقی است.
نظریهای در جامعهشناسی سیاسی وجود دارد با عنوان «محرومیت نسبی». این نظریه توضیح میدهد که مردم فقط وقتی فقیرتر میشوند، اعتراض نمیکنند، بلکه زمانی به کنش جمعی روی میآورند که میان آنچه حق خود میدانند و آنچه در واقعیت دریافت میکنند، شکافی پایدار و تحقیرآمیز ببینند.
در ایران، این شکاف فقط به معیشت محدود نیست. زنان با کنترل بدن و پوشش خود روبهرو هستند، جوانان با ابهام در آینده، کارگران با ناامنی شغلی، اقلیتهای قومی، مذهبی و جنسیتی با تبعیض، خانوادههای دادخواه با سرکوب و طبقه متوسط با سقوط مداوم منزلت اجتماعی.
چنین شکافی با یک توافق دیپلماتیک از بین نمیرود، حتی اگر قیمت ارز برای مدتی پایین بیاید یا صادرات نفت افزایش پیدا کند.
مذاکره کرد، پس عقبنشینی هم میکند
نظریه دیگری هم در مطالعات جنبشهای اجتماعی وجود دارد که بر «فرصتهای سیاسی» تاکید میکند.
بر اساس این نظریه، جنبشهای اجتماعی فقط بر اثر میزان نارضایتی به وجود نمیآیند، بلکه ایجادشان به برداشت مردم از شکافهای درون قدرت، ضعف یا عقبنشینی حکومت، و امکان اثرگذاری نیز بستگی دارد.
تفاهم با آمریکا ممکن است از نگاه حکومت، ثبات و پیروزی دیپلماتیک معرفی شود، اما از نگاه بخشی از جامعه معنای دیگری دارد: حکومتی که سالها مذاکره را خیانت، سازش یا عقبنشینی میدانست، زیر فشار داخلی و خارجی ناچار به معامله شده است.
همین برداشت میتواند این تصور را تقویت کند که فشار، هزینهسازی و مقاومت مدنی هم میتواند حکومت را وادار به عقبنشینی کند.
تجربیات مربوط به اعتراضات در نظامهای غیردموکراتیک نشان میدهند امتیازدهیهای محدود حکومت معمولا برای فرونشاندن جنبشها کافی نیست، چون معترضان به تعهد حکومت اعتماد ندارند.
وقتی ساختار سیاسی امکان نظارت مستقل، رسانه آزاد، انتخابات رقابتی و نهادهای پاسخگو را از بین برده، شهروندان مطمئن نیستند که امتیاز امروز، فردا از آنان پس گرفته نمیشود.
جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها نشان داده که در سطح خارجی مذاکره میکند، اما در داخل همزمان سرکوب، نظارت امنیتی و محدودیتهای اجتماعی را ادامه میدهد. بنابراین جامعه بین «توافق خارجی» و «تغییر داخلی» تمایز میگذارد.
جنبش «زن، زندگی، آزادی» نمونه روشن این تغییر است. این جنبش صرفا واکنشی به یک حادثه نبود، بلکه بیان فشرده چند دهه سرکوب، تبعیض جنسیتی، خشونت دولتی و بیاعتباری نهادهای رسمی بود.
تجربه این جنبش نشان میدهد که حتی اگر خیابان در مقاطعی آرامتر شود، شبکههای اجتماعی، مقاومت روزمره، نافرمانی مدنی زنان، کنش خانوادههای دادخواه، اعتراضات صنفی و شکاف نسلی، همچنان باقی میمانند.
جنبش تا زمانی که سازمانیابی داشته باشد، زنده میماند و شبکههای غیررسمی، حافظه جمعی، نمادها، روایتها و تجربه مشترک سرکوب نیز منابع بسیج بر سر آرمانهای آن هستند.
جمهوری اسلامی ممکن است جنبشها را سرکوب کند، اما نمیتواند به سادگی حافظه جمعی جامعه را پاک کند.
از همین رو، مبارزه مدنی در ایران امروز بیش از آن که به یک لحظه انفجاری محدود باشد، به نوعی «مقاومت پراکنده اما پایدار» تبدیل شده است.
این مقاومت در خیابان، مدرسه، دانشگاه، محل کار، پوشش زنان، زبان روزمره، طنز سیاسی، تحریم انتخابات، اعتراضات صنفی، هنر، مهاجرت اعتراضی یا دادخواهی خانوادهها ظاهر میشود.
قدرت این نوع مقاومت در آن است که به یک مرکز فرماندهی یا فرد وابسته نیست. البته پراکندگی، فرسایش و هزینه بالای کنش فردی هم در مقاومت مدنی وجود دارد، اما همین پراکندگی، سرکوب کامل آن را دشوار میکند.
بحران اخلاقی بهجای بحران اقتصادی
مردم فقط از فقر خشمگین نمیشوند. از بیعدالتی در توزیع رنج هم خشمگین میشوند.
وقتی شهروندان میبینند هزینه تحریم، جنگ، تورم و سرکوب را مردم عادی میپردازند، اما شبکههای نزدیک به قدرت از رانت، واردات، ارز، امتیازهای امنیتی و موقعیتهای انحصاری بهرهمند میشوند، بحران اقتصادی به بحران اخلاقی تبدیل میشود.
در چنین شرایطی، حتی بهبود موقت اقتصادی هم میتواند به نفع حکومت تمام نشود، چون همچنان ممکن است که مردم احساس کنند منابع آزادشده باز هم بهجای رفاه عمومی، صرف بازسازی ماشین سرکوب، شبکههای نیابتی، پروژههای امنیتی یا طبقه ممتاز وابسته به قدرت خواهد شد.
این همان نقطهای است که توافق با آمریکا میتواند برای حکومت تیغ دولبه باشد. هرچند این وضعیت به جمهوری اسلامی امکان میدهد بحران فوری را مدیریت کند، اما از سوی دیگر، سطح انتظارات جامعه بالا میرود.
اگر مردم نتیجه ملموسی در زندگی روزمره نبینند، ناامیدی جدید میتواند شدیدتر از گذشته باشد.
تجربه پس از برجام نیز نشان داد بهبود شاخصهای کلان اگر به اصلاح نهادی، کاهش فساد، امنیت سرمایهگذاری، آزادی اجتماعی و بهبود زندگی طبقات متوسط و فرودست منجر نشود، نمیتواند سرمایه اجتماعی حکومت را بازسازی کند.
مردم ممکن است از کاهش تنش استقبال کنند، اما این استقبال به معنای رضایت سیاسی نیست.
در نظامهای اقتدارگرا، حکومتها اغلب میکوشند سیاست خارجی را جایگزین سیاست داخلی کنند؛ یعنی با نمایش مذاکره، جنگ، توافق، دشمنی یا پیروزی دیپلماتیک، مساله اصلی شهروندان را به بیرون از مرزها منتقل کنند.
اما جامعه ایران طی سالهای اخیر نشان داده که این تغییرات ظاهری را نمیپذیرد. شعارها و کنشهای اعتراضی مردم مدتهاست از مطالبات صرفا اقتصادی عبور کرده و به پرسش از اصل حکمرانی رسیده: اینکه چه کسی تصمیم میگیرد؟ منابع کشور کجا خرج میشود؟ چرا شهروندان حق انتخاب ندارند؟ چرا سبک زندگی باید امنیتی شود و چرا اعتراض با گلوله، زندان و اعدام پاسخ میگیرد؟
به همین دلیل، مبارزه مدنی مردم با حکومت ادامه خواهد داشت؛ نه لزوما به شکل دائمی و خیابانی، بلکه به شکل موجی، شبکهای، روزمره و چندلایه.
هر عقبنشینی حکومت میتواند به فرصتی برای بازتعریف مطالبات تبدیل شود. هر شکست اقتصادی میتواند دوباره خشم اجتماعی را فعال کند. هر سرکوب تازه میتواند خاطره اعتراضات پیشین را زنده کند.
جامعهای که یک بار از مرز ترس عبور کرده باشد، به وضعیت پیشین بازنمیگردد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اعلام کرد با وجود «اظهارنظرهای سیاسی» برخی مقامها، بازرسان این نهاد بر اساس یکی از اجزای کلیدی و صریح توافق میان واشینگتن و تهران، از تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی بازدید خواهند کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، گروسی چهارشنبه سوم تیر در نشستی خبری در نیروگاه هستهای فوکوشیما دایچی در ژاپن به خبرنگاران گفت: «من اظهارات سیاسی را درک میکنم. اینها بخشی از واقعیت هستند. اما نکته اساسی که میخواهم یادآوری کنم، این است که یک یادداشت تفاهم وجود دارد که از سوی هر دو رییسجمهور امضا شده است.»
این اظهارات صریحترین موضعگیری آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره بازرسی از تاسیسات هستهای در ایران به شمار میرود.
این نهاد که وابسته به سازمان ملل متحد است، نقشی محوری در تعیین وضعیت ذخایر هستهای حکومت ایران دارد.
گروسی افزود: «در این توافق بهصراحت آمده است فعالیتهای هستهای مرتبط با مواد و تاسیسات هستهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود؛ بهطور کامل و در همه موارد.»
او ادامه داد: «طبیعتا برای انجام این کار باید بازرسی کنیم. اینکه این اتفاق پسفردا، یک هفته دیگر یا ۱۰ روز دیگر رخ دهد، مهم است اما تعیینکننده نیست. این اتفاق خواهد افتاد.»
این بازرسیها در مسیر اجرای تفاهمنامه اخیر تهران و واشینگتن از اهمیت فراوانی برخوردار هستند، زیرا بر پایه این توافق، ذخایر اورانیوم با غنای بالای جمهوری اسلامی باید رقیقسازی شود.
آمریکا و حکومت ایران ۲۵ خرداد از دستیابی به تفاهمی برای پایان جنگ خبر دادند.
این یادداشت تفاهم ۲۸ خرداد به امضای دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده و مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، رسید.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
از سوی دیگر، کاظم غریب آبادی، معاون وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرد برنامهای برای دسترسی به تاسیساتِ مورد حمله واقع شده و مواد هستهای در ایران وجود ندارد.
غریبآبادی گفت: «در سوئیس هیچ نشستی با گروسی، علیرغم درخواست او، برگزار نشد. این مباحث (بازرسیهای آژانس) صرفا در چارچوب توافق نهایی و در نتیجه اقدام عملی طرف مقابل در خاتمه تمامی تحریمها و موارد دیگر بررسی و تعیین تکلیف خواهند شد.»
او همچنین گفت: «نمیتوانید با هیاهوی رسانهای، سیاست "راه بینداز و جا بینداز" را پیش ببرید.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز دوم تیر اعلام کرد برخلاف اظهارات جیدی ونس، معاون رییسجمهوری ایالات متحده، بازرسان آژانس قرار نیست از تاسیسات هستهای که سال گذشته هدف حملات آمریکا قرار گرفتند، بازدید کنند.
پس از جنگ ۱۲ روزه، حکومت ایران مانع دسترسی بازرسان آژانس به تاسیسات غنیسازی خود شده است.
گمان میرود جمهوری اسلامی در این مراکز به اندازهای اورانیوم با غنای بالا ذخیره کرده باشد که در صورت اتخاذ تصمیمی برای ساخت سلاح هستهای، امکان تولید تا ۱۰ بمب اتمی را فراهم کند.
جمهوری اسلامی همواره تاکید کرده است برنامه هستهایاش ماهیتی «صلحآمیز» دارد. با این حال، ایران تنها کشور جهان است که بدون داشتن برنامه شناختهشده تسلیحات هستهای، اورانیوم را تا سطح خلوص ۶۰ درصد غنیسازی کرده است.
مقامهای تهران و واشینگتن پیش از این نیز اظهارات متناقضی درباره امکان بازرسی از سایتهای هستهای حکومت ایران مطرح کرده بودند.
اظهارات گروسی همزمان با آغاز سفر سهروزه مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شد.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد روبیو سفر خود را با دیداری غیرعلنی و ناهاری کاری با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، در ابوظبی آغاز کرده است.
قرار است او سپس به کویت و بحرین سفر کند و چهارشنبه و پنجشنبه، سوم و چهارم تیر، با رهبران این دو کشور دیدار داشته باشد.
روزنامه شرق گزارش داد شماری از شهروندان تهرانی که خانههایشان در جریان جنگ آسیب دیده و در هتل اسکان داده شده بودند، اکنون با دستور تخلیه مواجه شدهاند. این در حالی است که هنوز اقدامی برای بازسازی منازل انجام نشده و بودجهای نیز در اختیار بسیاری از شهروندان قرار نگرفته است.
بر اساس این گزارش، این نخستین بار نیست که چنین وضعیتی برای شهروندان جنگزده رخ میدهد. پس از جنگ ۱۲ روزه نیز شهرداری تهران تعدادی از آسیبدیدگان را در هتلها اسکان داد، اما شماری از آنان پیش از آماده شدن خانههایشان یا دریافت خسارت و هزینه بازسازی، ناچار به ترک محل اسکان موقت شدند.
شرق نوشت اکنون با گذشت نزدیک به یک سال و پس از وقوع جنگی دیگر، همان شرایط در حال تکرار است و برخی شهروندان در حالی دستور تخلیه هتلها را دریافت کردهاند که هنوز تصمیم مشخصی درباره بازسازی واحدهای مسکونی آنان گرفته نشده است.
پیشتر در ۲۶ اردیبهشت، عبدالمطهر محمدخانی، سخنگوی شهرداری تهران، اعلام کرده بود ۵۱ هزار واحد مسکونی در تهران در جریان جنگ آسیب دیدند که از این میان، ۱۸۱۹ واحد نیازمند تخریب و نوسازی کامل هستند.
به گفته او، بخش عمده مسئولیت بازسازی به شهرداری تهران واگذار شده، مراحل کارشناسی پروندهها به پایان رسیده و روند تعیین خسارت، انتخاب پیمانکار و تایید نقشهها در حال انجام است.
با این حال، در گزارش شرق آمده است: «کلنگ بازسازی هیچ خانهای نخورده است و حتی مسئول بازسازیها نیز مشخص نشده است، اما جنگزدگان از هتل خارج شدهاند.»
پایگاه خبری بلومبرگ پیشتر گزارش داد در جریان جنگ اخیر، دستکم ۷۶۴۵ ساختمان در سراسر ایران آسیب دیدند یا تخریب شدند که در میان آنان، ۶۰ مرکز آموزشی و ۱۲ مرکز درمانی به چشم میخورند.
بلومبرگ با تحلیل نوع کاربری زمین در مناطق آسیبدیده تهران نوشت در مجموع، ۲۸۱۶ ساختمان پایتخت در درگیریها هدف قرار گرفتند که حدود ۳۲ درصد نظامی، ۲۵ درصد صنعتی، ۲۱ درصد غیرنظامی، ۱۹ درصد تجاری و دو درصد، دولتی بودند.
حتی یک پیچ از خانهمان سالم نمانده؛ چطور به همان خانه برگردیم؟
روزنامه شرق در ادامه گزارش خود به وضعیت یکی از مجروحان جنگ اخیر به نام «آقای ع» پرداخت. خانه این شهروند اسفند سال گذشته بر اثر شدت موج انفجار ناشی از یک حمله در شرق تهران بهشدت آسیب دید و او به همراه خانوادهاش در هتل اسکان داده شد.
«ع» با اشاره به جلسهای که اردیبهشتماه به همراه سایر همسایگان با جمعی از مقامهای مسئول داشته، از نحوه برخورد و وعدههای بیسرانجام آنها گلایه کرد و گفت شهردار منطقه در آن جلسه «حرفهای جالبی نزد و به شکلی با ما اتمام حجت کرد».
او افزود: «ما گفتیم حتی یک پیچ از خانهمان سالم نمانده، چطور قرار است به همان خانه برگردیم؟ در جواب گفتند شهردار تهران مبلغی برای کمک در نظر گرفته است. از آن جلسه دو ماه گذشته، هنوز یک ریال به من ندادهاند.»
این شهروند ادامه داد: «روز اول به ما گفتند خودمان میسازیم و مثل روز اول تحویل میدهیم. بعد به جایی رسید که اعلام کردند خودتان یک سازنده پیدا کنید، ما به شما تراکم میدهیم تا بتوانید سازنده را برای ساخت خانه قانع کنید. اما سازندهای قبول نکرده است که با شرایط موجود خانه ما را بسازد.»
به گفته «ع»، در چنین شرایطی، مسئولان هتل ۳۱ خرداد به آنها اعلام کردند از آن پس باید هزینه اقامت خود را شخصا بپردازند یا هتل را ترک کنند.
۲۶ فروردین، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی، خبر داد دولت قصد ارائه کمک مالی مستقیم برای بازسازی خانههای تخریبشده را ندارد و از سازوکاری موسوم به «تراکم شناور» استفاده خواهد کرد تا بخش خصوصی به مشارکت در بازسازی ترغیب شود.
بر اساس این طرح، سازندگان میتوانند در ازای بازسازی واحدهای آسیبدیده یا تخریبشده، مجوز ساخت یک یا دو طبقه اضافی در ساختمانهای جدید دریافت کنند و این واحدهای مازاد را با هدف کسب سود به فروش برسانند.
منتقدان بر این باورند این پیشنهاد واقعبینانه نیست و امتیازهای تراکمی نمیتواند جبرانکننده زیان خانوادههایی باشد که خانههای خود را از دست دادهاند؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای ساختوساز در ایران بهشدت افزایش یافته است.
ساعت ۱۲ شب گفتند باید هتل را تخلیه کنید؛ این انسانی است؟
«خانم ج» یکی دیگر از شهروندانی است که خانهاش در جنگ اخیر آسیب دیده است. او با اشاره به شرایط دشوار زندگی خود گفت: «۱۵۵ میلیون تومان به من خسارت پرداختند، در حالی که حداقل ۴۰۰ میلیون تومان برای بازسازی خانه من نیاز است. همان موقع که این پول پرداخت شد، شکایت کردم، اما تاکنون نتیجه شکایت من اعلام نشده است.»
او از نحوه پایان دادن به اسکان موقت آسیبدیدگان انتقاد کرد و افزود: «ساعت ۱۲ شب گفتند باید هتل را تخلیه کنید. آیا این انسانی است؟ من را در شرایطی به خانهام فرستادند که خانه من نه گاز دارد، نه کولر دارد و نه حتی در.»
«ج» ادامه داد: «به ما گفتند بروید خانه اقوام. من چند ماه در خانه مادر و اقوام دیگرم بمانم و مشکلات آن شکل از زندگی را به خودم و دیگران تحمیل کنم؟»
این شرایط در حالی به شهروندان جنگزده تحمیل شده که تشدید بحرانهای اقتصادی و معیشتی در هفتههای اخیر، زندگی روزمره مردم را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است.
فرماندهی سایبری کشور با تایید حمله سایبری به شبکه بانکی جمهوری اسلامی اعلام کرد این حملات با هدف «اختلال در خدمات بانکی» انجام میشود. در همین حال خبرهایی درباره حذف اطلاعات مشتریان منتشر شده است.
فرماندهی سایبری که متعلق به سازمان پدافند غیرعامل، از زیرمجموعههای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است، در اطلاعیه چهارشنبه سوم تیر خود تاکید کرد: «بهمنظور جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده احتمالی و حفظ امنیت دادهها و داراییهای مشتریان، بخشی از خدمات مبتنی بر کارت بهصورت موقت از دسترس خارج شده است.»
از سوی دیگر شرکت خدمات انفورماتیک و خبرگزاریهای داخلی اعلام کردند اختلال در خدمات کارتمحور بیشتر بانکهای کشور برطرف شده و روند عادیسازی خدمات بانکهای ملی، صادرات و تجارت تا پایان سهشنبه شب (دوم تیر)، تکمیل شده است.
این در حالی است که گزارشهای شهروندان و کارشناسان آیتی نشان میدهند اختلال در خرید اینترنتی، کارتبهکارت و خدمات این بانکها، همچنان ادامه دارد.
بررسیهای ایراناینترنشنال نیز نشان میدهد اختلالهای اینترنت بانک تجارت ادامه دارد و تنها میتوان از خدمات کارت کشیدن در دستگاه کارتخوان استفاده کرد.
همزمان، بهزاد اکبری، معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، نسبت دادن اختلالهای بانکی به بازگشایی اینترنت بینالملل را «غیرکارشناسانه» خواند.
او گفت شرکتهای ارائهدهنده خدمات به این بانکها از اساس به اینترنت عمومی متصل نیستند و روزانه حدود ۳۵۰ هزار رخداد امنیتی با منشا شبکه داخلی ثبت میشود.
با این حال، کاربران بسیاری به ایراناینترنشنال گفتند مشکلات در کارتبهکارت، خرید اینترنتی و خرید شارژ همچنان ادامه دارد.
برخی فعالان این حوزه هم با اشاره به نوسان در سامانههای چند بانک، از شهروندان خواستند تا زمان تثبیت کامل خدمات، در انجام تراکنشهای غیرضروری یا انتقال مبالغ سنگین، احتیاط کنند.
موج اول حملات سایبری به بانکها از ۲۳ خرداد آغاز و در پی آن خدمات چهار بانک بزرگ ایران مختل شد.
در این موج حملات، خدمات هشت بانک پاسارگاد، ملی، ملت، سپه، تجارت، صادرات، توسعه تعاون و رسالت متوقف شد.
ایران در حال حاضر در تعطیلات رسمی به مناسبت تاسوعا و عاشورا است و با توجه به تعطیلات و فرا رسیدن آخر هفته، طبیعتا حجم عملیات بانکی کاهش یافته است.
با این حال گزارشها از صفهای بلند مقابل عابربانکها حکایت دارند.
وبسایت فرارو از صفهای طولانی پمپبنزینها، سرگردانی مسافران تاکسیهای اینترنتی و کلافگی خریداران جلوی صندوق فروشگاههای بزرگ خبر داده است.
خبرهای مربوط به حذف اطلاعات مشتریان و حسابهای آنان نیز در حال افزایش است.
رسانههای رسمی در ایران با جدیت این خبرها را رد کردهاند و به نقل از مقامهای رسمی و کارشناسان نوشتهاند چنین چیزی امکان ندارد.
پس از موج دوم حملات، شرکت خدمات انفورماتیک با انتشار بیانیهای، حملات سایبری را تایید کرد و نوشت: «شرکت خدمات انفورماتیک بهمنظور پیشگیری از هرگونه دسترسی غیرمجاز و صیانت از امنیت دادهها و داراییهای مشتریان، در حال حاضر ارائه خدمات مبتنی بر کارت را به صورت موقت از دسترس خارج کرده است.»
اختلال عمدتا در بانکهایی گزارش شده است که مشتریان شرکت خدمات انفورماتیک هستند.
میثم ظهوریان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس با انتقاد از عملکرد بانک مرکزی به نقش شرکت خدمات انفورماتیک در بروز اختلالات اخیر اشاره کرد و نوشت این شرکت که ارائهدهنده خدمات شتاب، شاپرک و خدمات دیگری نیز هست، شرکت در بورسی است که بانک مرکزی ۴۶ درصد سهام آن را دارد و سه بانک مشکلدار نیز در آن سهامدار هستند.
ظهوریان تاکید کرد: «یک اشکال مهم این است که نهادی که میبایست نقش رگولاتور و ناظر عملکرد بانکها را داشته باشد، تبدیل به پیمانکار خدمات پرداخت آنها شود.»
او پس از موج اول حملات اعلام کرد رفع کامل اختلال چهار بانک ممکن است تا دو هفته زمان ببرد.
در حمله اخیر برخلاف حملات دورههای قبل، هیچ گروهی مسئولیت حمله را بر عهده نگرفته است.
محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، اعلام کرد ایجاد خط ارتباطی مستقیم میان جمهوری اسلامی و آمریکا برای جلوگیری از کارشکنی «بازیگران خودسر» در روند بازگشایی تنگه هرمز، امری ضروری است.
او چهارشنبه سوم تیر در مصاحبه با روزنامه فایننشالتایمز گفت خط تماسی که طرفهای مذاکرات اخیر سوئیس بر سر آن توافق کردند، برای مقابله با «اطلاعات نادرست» و تضمین هماهنگیها در حین پاکسازی مینها از این آبراه حیاتی به کار خواهد آمد.
نخستوزیر قطر افزود یکی از چالشها این است که «هر کسی که فقط بخواهد دردسر ایجاد کند»، میتواند از طریق کانالهای ارتباطی کشتیرانی به شناورها هشدار دهد: «برگردید، ما قصد شلیک داریم، ما سپاه پاسداران هستیم.»
او ادامه داد: «گاهی اوقات با چنین مواردی مواجه میشویم. هدف از ایجاد خط ارتباطی مستقیم این است که اگر یک کشتی با هر نوع تهدیدی مواجه شد، اصالت آن تهدید از سوی ایران راستیآزمایی شود و در نهایت کشتی بتواند با امنیت از مسیر خود عبور کند.»
فایننشالتایمز نوشت بازگشایی تنگه هرمز «هسته اصلی» یادداشت تفاهم اخیر ایالات متحده و حکومت ایران است و دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، برای مهار بحران جهانی انرژی به آن چشم دوخته است.
نخستین روز مذاکرات تهران و واشینگتن در سوئیس ۳۱ خرداد با توافق بر سر نقشه راهی برای دستیابی به توافق نهایی ظرف ۶۰ روز پایان یافت.
قطر و پاکستان بهعنوان میانجی گفتوگوها از «پیشرفتهای امیدوارکننده» خبر دادند. همزمان، واشینگتن یک معافیت موقت ۶۰ روزه صادر کرد که بر اساس آن، صادرات نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران تا ۳۰ مرداد مجاز خواهد بود.
سپاه پاسداران تنگه هرمز را مسدود نکرد
نخستوزیر قطر در پاسخ به پرسشی درباره شکاف در حاکمیت جمهوری اسلامی بر سر توافق با ایالات متحده گفت: «همیشه افرادی خواهند بود که از این توافق خوششان نمیآید و کسانی هم وجود خواهند داشت که برای خرابکاری تلاش کنند. این اتفاق در هر نوع درگیری و با هر طرفی رخ میدهد.»
محمد بن عبدالرحمن همچنین با اشاره به تهدید اخیر سپاه پاسداران درباره بستن تنگه هرمز در واکنش به تداوم درگیریها در لبنان تاکید کرد چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
او افزود وقتی میانجیها این موضوع را با مقامهای جمهوری اسلامی در میان گذاشتند، به آنها گفته شد هیچ دستوری برای بستن تنگه هرمز صادر نشده است.
سپاه پاسداران ۳۰ خرداد اعلام کرد بهدلیل ادامه حملات اسرائیل به لبنان و «نقض» تفاهم اخیر، تنگه هرمز مجددا مسدود شده است.
در سوی دیگر، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، در آن زمان تاکید کرد کنترل این آبراه در اختیار جمهوری اسلامی نیست و تردد کشتیها همچنان ادامه دارد.
فایننشالتایمز نوشت تهدید سپاه پاسداران درباره بستن تنگه هرمز، وضعیت شکننده توافق تهران و واشینگتن را نمایان میکند.
تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یکپنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
محمد بن عبدالرحمن در ادامه اظهارات خود اعلام کرد پس از امضای یادداشت تفاهم اخیر میان تهران و واشینگتن، قطر روند آمادهسازی نفتکشهای خود را آغاز کرده است.
او اضافه کرد: «ظرف چند هفته آینده، تولید به وضعیت عادی بازخواهد گشت؛ به استثنای آن تاسیساتی که آسیب دیدهاند. تیمهای ما از چند هفته پیش بسیج شدهاند. شرکت "قطر انرژی" در حال آمادهسازی برای بازگشت عملیات به روال عادی است؛ به محض اینکه وضعیت تنگه [هرمز] به حالت عادی درآید.»
به گفته نخستوزیر قطر، هرچند انتظار میرود حجم تردد کشتیها در تنگه هرمز ۳۰ روز پس از اجرای یادداشت تفاهم به سطح پیش از جنگ بازگردد، اما «بازگرداندن دوباره اعتماد، زمانبر خواهد بود».
او خاطرنشان کرد: «شرایط نمیتواند در عرض یک روز به حالت عادی برگردد و این کار به تلاش بسیار زیادی نیاز خواهد داشت.»
قطر به عنوان دومین صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع (الانجی) در جهان، در همان هفتههای ابتدایی درگیریهای اخیر، شاهد هدف قرار گرفتن تاسیسات انرژی خود از سوی جمهوری اسلامی بود.
تنها چهار روز پس از آغاز کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت ایران، شرکت قطر انرژی در پی حمله پهپادی به مجتمع عظیم الانجی راس لفان ناچار شد فعالیتهای تولیدی خود را متوقف کند.
متعاقبا حمله موشکی دیگری از سوی جمهوری اسلامی به این تاسیسات که تامینکننده نزدیک به ۱۷ درصد از گاز مایع این کشور حاشیه خلیج فارس است، خسارات سنگینی بر جای گذاشت، تا جایی که طبق اعلام مقامهای قطر انرژی، روند بازسازی و تعمیرات آن ممکن است تا پنج سال به طول بینجامد.
آرسنیو دومینگز، دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی با استقبال از امضای تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی و آمریکا، گفت این سازمان اجرای برنامه تخلیه بیش از ۱۱ هزار دریانوردی را که همچنان در منطقه گرفتار هستند آغاز خواهد کرد.
او سهشنبه دوم تیر با انتشار بیانیهای گفت: «این عملیات گسترده با همکاری نزدیک ایران، عمان، تمامی کشورهای ساحلی دیگر منطقه، ایالات متحده و صنعت کشتیرانی انجام خواهد شد.»
دبیرکل سازمان بینالمللی دریانوردی همچنین تاکید کرد که شرایط ایمنی پیش از آغاز عملیات مورد ارزیابی و تایید قرار گرفته است.
دومینگز گفت: «پس از ماهها سختی و رنج برای هزاران دریانورد بیگناه و تاثیرات منفی بر کل جهان، با رضایت عمیق از توافق صلحی که میان ایالات متحده و ایران منعقد شده استقبال میکنم؛ توافقی که گامی تعیینکننده در مسیر بازگرداندن امنیت دریایی و پایان دادن به حملات غیرقابلقبول علیه کشتیرانی غیرنظامی به شمار میرود.»
دومینگز همچنین به ۱۴ دریانوردی که در جریان درگیری میان جمهوری اسلامی و آمریکا در تنگه هرمز و مناطق اطراف آن جان خود را از دست دادند ادای احترام کرد و نقش آنان را برای تجارت جهانی حیاتی توصیف کرد.
در همین حال خبرگزاری دولتی عمان گزارش داد که این کشور در هماهنگی با سازمان بینالمللی دریانوردی یک گذرگاه دریایی موقت در تنگه هرمز فراهم شود.
بر اساس این گزارش، کشتیهایی که بهدنبال عبور از تنگه هرمز هستند، موظفاند با سازمان بینالمللی دریانوردی هماهنگ کنند.
خبرگزاری دولتی عمان نوشت که مسقط «با توجه به مسئولیت خود در قبال تنگه هرمز و اهمیت این آبراه برای اقتصاد جهانی و در چارچوب پایبندی خود به حقوق بینالملل و حقوق دریاها برای تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه بدون دریافت عوارض عبور و همسو با نتایج تلاشها و رایزنیهایی که میان آمریکا و ایران به دست آمده»، این اقدام را انجام داده است.
ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، در شبکه اجتماعی ایکس استقبال و اعلام کرد: «ما از تدوین طرحی برای تخلیه دریانوردان از تنگه هرمز استقبال میکنیم.»
او نوشت: «این اقدام بشردوستانه به هزاران خدمه کشتی که در منطقه گرفتار شدهاند، امکان میدهد با امنیت از منطقه خارج شوند.»
کوپر تاکید کرد: «آمادهایم تا از سازمان ملل متحد در ایفای این نقش حیاتی حمایت کنیم.ٰ»
اگرچه چشمانداز دستیابی به صلحی پایدار همچنان مبهم است، اما توافق اولیه باعث شده تردد دریایی دوباره در تنگه هرمز جریان پیدا کند؛ آبراهی که معمولاً یکپنجم انرژی جهان از آن عبور میکند.
قیمت نفت روز سهشنبه به پایینترین سطح خود از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند رسید. بر اساس توافق، جمهوری اسلامی باید به مدت ۶۰ روز اجازه عبور آزادانه کشتیها از تنگه هرمز را بدهد، اما تهران گفته است ممکن است پس از پایان این دوره برای عبور کشتیها عوارض یا هزینههای دیگری وضع کند.
جمهوری اسلامی و عمان، که کنترل سوی دیگر تنگه را در اختیار دارد، سهشنبه در بیانیهای مشترک، ضمن تاکید بر «حقوق حاکمیتی» خود در این آبراه، اعلام کردند برای مدیریت تردد دریایی و هزینههای مرتبط با آن همکاری خواهند کرد.
در مقابل مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا که در حال دیدار با متحدان واشینگتن در خلیج فارس است، گفت ایران در هیچ توافق نهایی اجازه دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز را نخواهد داشت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز پیش از این گفته بود که هیچ عوارضی در تنگه هرمز گرفته نخواهد شد، مگر به سود آمریکا.