فرمانده نیروی دریایی ارتش: بهزودی سلاحی رونمایی میکنیم که دشمن را به وحشت بیندازد
شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، گفت در روزهای نزدیک، توانمندیهایی در عرصه دریا به نمایش گذاشته خواهد شد و دشمنان «سلاحی را که از آن وحشت دارند» در «بیخ گوش» خود خواهند دید.
او با اشاره به حضور گسترده نظامی آمریکا در آبهای منطقه، از جمله ناوگروه «آبراهام لینکلن»، گفت نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی هفت عملیات موشکی علیه این ناو انجام داده و این حملات باعث شده بود این ناو برای مدتی قادر به انجام عملیات هوایی نباشد.
ایرانی افزود این ناو پس از تعمیرات و با افزایش شمار ناوشکنها دوباره وارد منطقه شده، اما به گفته او، افزایش سکوهای موشکی آمریکا نیز به تحقق اهداف این کشور منجر نشده است.
مقامات اروپایی اعلام کردند آمار دقیقی از میزان سوخت موجود در مخازن این قاره ندارند و این «نقطه کور» اطلاعاتی، مانعی در راه تصمیمگیریهای اضطراری شده است.
نشریه پولیتیکو شامگاه چهارشنبه ۹ اردیبهشت در گزارشی به بررسی چالش جدی اتحادیه اروپا در شناسایی میزان سوخت موجود در ذخایر خود پرداخت.
ابهام در میزان ذخایر واقعی
در حالی که شرکتهای هواپیمایی، پروازها را لغو میکنند و مقامات از مردم میخواهند سفرهای خود را کاهش دهند، هیچکس نمیداند چه مقدار سوخت در کل قاره باقی مانده است.
جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قیمت سوخت را در اروپا بهشدت افزایش داده است.
توبیاس مایر، مدیرعامل گروه دیاچال، در این باره گفت: «ما برای ماههای مه و ژوئن آماده هستیم، اما پیشبینی اتفاقات پس از آن بسیار دشوار است.»
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، اعلام کرد که جنگ با جمهوری اسلامی، روزانه ۵۰۰ میلیون یورو هزینه اضافی انرژی به این اتحادیه تحمیل میکند.
او تاکید کرد آمار دقیقی از میزان برداشت از ذخایر استراتژیک وجود ندارد.
اگرچه اطلاعات ذخایر دولتی تا حدی شفاف است، اما مقامات درباره زمان تمام شدن مخازن نفت و گاز کل اروپا اطلاعات بسیار کمی دارند.
یک مقام ارشد در کمیسیون انرژی اتحادیه اروپا به پولیتیکو گفت: «ما دانش و دادههای بسیار محدودی در مورد بازار گاز و نفت داریم. قطعا در زمینه نظارت بر بازار با کمبود اطلاعات مواجه هستیم.»
درخواست برای نظارت دقیقتر
وزیران انرژی کشورهای بلژیک، هلند و اسپانیا در نشست اخیر خود به این فقدان اطلاعاتی اشاره کردند.
آنها از اتحادیه اروپا خواستند تا هماهنگی بیشتری برای نظارت لحظهای بر بازار سوخت انجام دهد.
نماینده یونان حتی پیشنهاد داد که یک کانال ارتباطی فوری در پیامرسانهای واتساپ یا سیگنال بین کشورهای عضو و مدیریت اتحادیه راهاندازی شود.
وضعیت سوختهای تصفیهشده مانند گازوییل و سوخت جت بسیار مبهمتر است.
بیشتر این ذخایر در انبارهای تجاری پراکنده قرار دارند و شرکتهای خصوصی، تمایلی به افشای دادههای حساس تجاری خود ندارند.
آلن ماتورن، از مدیران گروههای لابی سوخت در اروپا، صراحتا بیان کرد: «اینها اطلاعاتی است که اعضای ما، حتی با من هم به اشتراک نمیگذارند.»
یکی از مقامات کمیسیون اروپا نیز تایید کرد: «در دنیای ایدهآل، ما به اطلاعات کامل دسترسی داریم. در دنیای واقعی، کیفیت کار و تصمیمات ما فقط به اندازه اطلاعاتی است که به ما داده میشود.»
کمیسیون اروپا در پاسخ به این بحران، از تشکیل کمیتهای ویژه به نام «دیدهبان سوخت» خبر داد.
آنا-کایسا ایتکونن، سخنگوی کمیسیون اروپا، گفت: «ما میخواهیم آمار بهتری نسبت به وضعیت سوخت در سراسر اتحادیه اروپا داشته باشیم. در حال کار روی آن هستیم، اما هنوز زود است که بگوییم این سازوکار دقیقا چگونه عمل خواهد کرد.»
در حال حاضر، آخرین دادههای جامع موجود مربوط به ماهها پیش است و هیچکس از موجودی دقیق لحظهای خبر ندارد.
تحلیلگران برای جبران این کمبود داده، به روشهای غیرمتعارف مانند بررسی سایه مخازن در تصاویر ماهوارهای روی آوردهاند.
همایون فلکشاهی، تحلیلگر نفت خام، گفت که با سنجش ارتفاع سقف تانکرهای شناور از طریق سایهها، میزان پر بودن آنها را تخمین میزنند.
با این حال، او اشاره کرد که ردیابی سوخت جت که در مخازنی با سقف ثابت نگهداری میشود، «بسیار دشوارتر» است.
در حال حاضر، اروپا مجبور است تصمیمات حیاتی خود را بر اساس حدس و گمان و اطلاعات ناقص بگیرد.
جامجهانی که به میزبانی مشترک آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار میشود، با درآمدی بالغ بر ۱۳ میلیارد دلار، به پرسودترین رویداد در تاریخ ورزش جهان تبدیل شده است.
روزنامه گاردین، پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت، در گزارشی تفصیلی به بررسی ابعاد مالی بیسابقه جامجهانی ۲۰۲۶ پرداخت.
رکوردشکنی درآمدهای فیفا
جامجهانی ۲۰۲۶ که جانی اینفانتینو، رییس فیفا، آن را «بزرگترین رویداد تاریخ بشریت» نامیده، از نظر مالی نیز در سطحی فراتر از تصور قرار دارد.
فیفا در آخرین گزارش مالی خود پیشبینی کرده است که در چرخه چهارساله منتهی به این تورنمنت، ۱۳ میلیارد دلار درآمد کسب خواهد کرد که نزدیک به ۹ میلیارد دلار آن تنها در سال جاری میلادی محقق میشود.
برای درک بهتر این ارقام، کافی است آن را با المپیک ۲۰۲۴ پاریس مقایسه کنیم که حدود ۵.۲۴ میلیارد دلار درآمد داشت.
نکته جالب اینجاست که تا پیش از جامجهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی، المپیک همواره از نظر مالی جلوتر از فوتبال بود، اما تصمیم فیفا برای گسترش مسابقات و بردن آن به خاک آمریکای شمالی، درآمدهای این نهاد را به سطحی کاملا متفاوت رسانده است.
ماشینهای پولسازی؛ حق پخش و بلیتفروشی
اصلیترین منبع درآمد فیفا، فروش حق پخش تلویزیونی است که پیشبینی میشود به رکورد ۴.۳ میلیارد دلار برسد.
افزایش تعداد تیمها از ۳۲ به ۴۸ و بالا رفتن تعداد بازیها به ۱۰۴ مسابقه، محتوای بیشتری برای فروش به شبکهها ایجاد کرده است.
دومین منبع بزرگ، فروش بلیت و خدمات رفاهی (Hospitality) است که با جهشی بزرگ نسبت به قطر، به ۳ میلیارد دلار رسیده است.
گزارشها نشان میدهد قیمتها به شکل عجیبی افزایش یافته است؛ به طوری که ارزانترین بلیت فینال در استادیوم «نیوجرسی» حدود ۴,۱۸۵ دلار قیمتگذاری شده که ۷ برابر قیمت فینال دوره قبل و ۴۰ برابر قیمت بلیت فینال یورو ۲۰۲۴ است.
با وجود این قیمتها، تقاضا همچنان بالا است و برای ۷ میلیون بلیت موجود، بیش از ۵۰۰ میلیون درخواست ثبت شده است.
اسپانسرها و نوآوریهای تجاری
درآمدهای حمایتی (Sponsorship) نیز به رکورد ۲.۷ میلیارد دلار رسیده است.
فیفا با ۱۶ شریک تجاری، از جمله آدیداس، آرامکو و کوکاکولا، قرارداد بسته و برای نخستین بار با تفکیک حقوق تجاری فوتبال زنان و بهرهبرداری از شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک و یوتیوب، مدلهای درآمدی خود را متنوعتر کرده است.
پولها کجا میرود؟
فیفا به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی متعهد شده است که حداقل ۱۱.۶۷ میلیارد دلار از این درآمد را صرف توسعه جهانی فوتبال کند. با این حال، نحوه توزیع این مبالغ بحثبرانگیز است.
هر یک از ۲۱۱ فدراسیون عضو فیفا، ۵ میلیون دلار برای هزینههای عملیاتی دریافت میکنند.
پس از اعتراض کشورهای شرکتکننده نسبت به هزینههای بالای اقامت، فیفا بودجه جوایز تیمی را ۱۵ درصد افزایش داد و به ۸۷۱ میلیون دلار رساند. اکنون هر تیم شرکتکننده حداقل ۱۲.۵ میلیون دلار دریافت خواهد کرد.
برندگان و بازندگان؛ چالش مالی میزبانان
برخلاف فیفا که از معافیتهای مالیاتی گسترده در آمریکا برخوردار است، فدراسیونهای ملی و بازیکنان ممکن است مجبور به پرداخت مالیاتهای سنگین فدرال و ایالتی شوند.
همچنین تنش میان فیفا و ۱۱ شهر میزبان در آمریکا افزایش یافته است.
طبق قراردادها، فیفا تمام درآمدهای اصلی را برای خود برمیدارد، اما هزینههای سنگین «امنیت و حملونقل» بر عهده شهرهای میزبان است.
این موضوع باعث شده برخی شهرها، مانند نیویورک، برنامههای مخصوص هواداران را به دلیل هزینههای بالا لغو کنند یا بهشدت کاهش دهند.
در نهایت، یکی از برندگان قطعی این گردش مالی، خود جانی اینفانتینو است.
گزارشها نشان میدهد پاداش سالانه او به دلیل موفقیتهای مالی به ۳ میلیون دلار افزایش یافته و مجموع حقوق دریافتی او را به ۶ میلیون دلار در سال رسانده است؛ رقمی که پیشبینی میشود با پایان این جامجهانی باز هم افزایش یابد.
شماری از مخاطبان در پیامهایی به ایراناینترنشنال، بهرهمندی اصناف مختلف از اینترنت طبقاتی را «خیانت» به مردم خواندند و دیگر شهروندان را به رد این رانت و تبعیض دعوت کردند.
دهها شهروند در پیامهایی، ارائه اینترنت طبقاتی که با نام «پرو» معرفی شده است را بخشی از سازوکار فساد در جمهوری اسلامی توصیف کردند.
مخاطبی در همین زمینه گفت: «در ایران بیش از دو ماه است که حکومت، اینترنت مردم را قطع کرده و حالا یک رانتخواری اینترنتی کاملا قانونی راه انداخته است. به کسبوکارها اینترنت ۵۰ گیگی سالانه به قیمت دو میلیون تومان عرضه و خیلی عادی، اینترنت را طبقاتی میکند. این ظلم آشکار است.»
شهروندی دیگر اشاره کرد همان عوامل حکومت که با اختلال گسترده در اینترنت و فیلترینگ قوی، ویپیان میفروختند، این روزها شروع کردهاند به «تبلیغ اینترنت پرو».
اینترنت از شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ همزمان با فراخوان اعتراضهای سراسری در ایران قطع شد و این قطع کامل تا هشتم بهمن ادامه یافت.
یک ماه بعد و همزمان با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، اینترنت بار دیگر قطع شد و این قطعی به مدت بیش از ۶۰ روز ادامه یافته است.
در هفتههای اخیر حکومت شروع به توزیع دسترسیهای ویژه به اینترنت با نام «اینترنت پرو» برای گروهی محدود از افراد کرده است. در سرویس اینترنت پرو هم بسیاری از وبسایتها و برخی شبکههای اجتماعی فیلتر هستند و محدودیت استفاده روزانه دارند.
در حال حاضر تنها راه دسترسی به اینترنت برای عموم مردم، خرید کانفیگ در بازار ناامن فروشندگان فیلترشکن است که بسیار پرهزینه است و تامین آن برای درازمدت برای میلیونها نفر از مردم میسر نیست.
چند مخاطب در پیامهای خود، فروختن اینترنت طبقاتی و همزمان کانفیگها و فیلترشکنهای گرانقیمت را راه درآمدزایی غیررسمی جمهوری اسلامی توصیف کردند و گفتند حکومت قصد دارد بخشی از زیان توقف فروش نفت و خسارات جنگ را از جیب «مردم بیپناه» جبران کند.
یک مخاطب در همین زمینه با خطاب قرار دادن جمهوری اسلامی گفت: «اگر قطعی اینترنت آنطور که خودتان میگویید به خاطر صلاح کشور و امنیت است، پس این مسخرهبازی اینترنت پرو و طبقاتی برای چیست؟ دوباره برای جیب مردم کیسه دوختید؟»
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره «مافیای فیلترشکن» منتشر شده است و حتی برخی مقامهای جمهوری اسلامی نیز وجود «کاسبان فیلترینگ» را تایید کردهاند.
در یک نمونه، حسن آصفری، نماینده مجلس شورای اسلامی، خرداد ۱۴۰۲ از گردش مالی سالانه ۵۰ هزار میلیارد تومانی مافیای فیلترشکن خبر داد.
این مافیا به گروهی وابسته به جمهوری اسلامی اطلاق میشود که بهدلیل منفعت مالیشان از فروش انواع ویپیان، بر تداوم فیلترینگ پافشاری دارند.
کاسب آنلاینی که مشتریاش اینترنت ندارد، جنسش را به که بفروشد؟
با وجود تاکید حکومت بر عادیسازی «دسترسی طبقهبندی شده» به اینترنت، شهروندی این موضوع را حق «همه مردم» خواند و افزود: «کسبوکار بسیاری خوابیده و زندگی مردم بازیچه دست شما شده است.»
شمار دیگری از پیامها نیز به تاثیر مخرب قطع گسترده اینترنت بر کسبوکارها، روند آموزشی در مدارس و دانشگاهها و دامن زدن به جو ناامیدی و افسردگی اشاره کردند و گفتند اینترنت طبقاتی که بر محروم نگه داشتن بخش بزرگی از جامعه از حق طبیعیشان استوار است هم نمیتواند از این پیامدهای منفی بکاهد.
مخاطبی خود را دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تهران معرفی کرد و گفت در ماههای اخیر به دلیل قطع اینترنت نتوانسته کارهای پایاننامهاش را پیش ببرد؛ در حالی که به مدرسان دانشگاه اینترنت بدون فیلتر دادهاند و این استادان تا به امروز هیچ اعتراضی بابت قطع اینترنت نکردهاند.
مخاطبی دیگر با اشاره به توجیه حکومت در ارائه اینترنت طبقاتی با هدف اینکه «کسبوکارها نخوابد»، گفت: «الان فروشنده داخلی اینترنت دارد، خریدار داخلی قرار است چه کار کند؟»
گرداننده یک آنلاینشاپ که از طریق اینستاگرام اجناس خود را میفروشد هم با اشاره به بیکاری دو ماهه خود، گفت: «اینترنت پرویی هم که میگویند برای کسبوکارهاست به درد ما نمیخورد؛ چون ما باید جنسمان را به مردم بفروشیم. وقتی مردم عادی به اینترنت و اینستاگرام متصل نیستند، اتصال ما چه فایدهای دارد؟»
شهروند دیگری از ساری در پیامی گفت شغل او خرید و فروش اکانتهای گیم است اما حالا نمیداند در این «اوضاع برزخی»، چه کار دیگری باید انجام دهد.
بهرهمندی از اینترنت طبقاتی، خیانت به مردم ایران است
مضمون دهها پیام رسیده به ایراناینترنشنال، «خیانت» خواندن بهرهمندی از اینترنت طبقاتی و توصیه به خودداری از مشارکت اصناف در «عادیسازی» قطع اینترنت همگانی است.
دندانپزشکی از تهران گفت تاکنون سه بار پیامکی مبنی بر این گرفته که واجد دریافت اینترنت پرو است، اما تاکنون از دریافت آن خودداری کرده است.
او اینترنت را حق «همه مردم» خواند و از همکاران خود خواست «اینترنت رانتی نگیرند، تا این موضوع عادیسازی نشود».
شهروندی دیگر از کرج، حمایت از اینترنت پرو را «خیانت به تمام مردم ایران» خواند و گفت: «نخرید، حمایت نکنید، پشت هم باشیم، نه پشتِ حکومت غاصب.»
شماری از مخاطبان نیز از حرکت اعتراضی سازمان نظام پرستاری در نپذیرفتن اینترنت طبقاتی قدردانی کردند و خواهان همگانی شدن این مقاومت مدنی شدند.
روابط عمومی سازمان نظام پرستاری، ششم اردیبهشت در اطلاعیهای اعلام کرد این نهاد مایل نیست «امتیاز ویژهای نسبت به عموم مردم» برای اعضای خود دریافت کند.
در روزهای بعد، برخی دیگر از نهادها از جمله انجمن صنفی طراحان گرافیک نیز به این حرکت اعتراضی پیوستند.
با وجود آن که کانون وکلای دادگستری از نخستین نهادهای صنفی بود که در فهرست دریافت اینترنت پرو قرار گرفت، اما کانونهای وکلای دادگستری دو استان سمنان و اصفهان اعلام کردند دریافت چنین امتیازی، در مغایرت با اصل برابری شهروندان و عامل افزایش شکاف اجتماعی است.
ماهها پیش از فراگیر شدن اینترنت «پرو»، قابلیت تازهای در شبکه اجتماعی ایکس راهاندازی شد که نشان داد دهها روزنامهنگار، فعال رسانهای و سیاسی، از «سیمکارت سفید» و اینترنت بدون فیلتر بهرهمند شدهاند.
افشا شدن استفاده خبرنگاران از سیمکارت سفید با موج گستردهای از واکنشها در رسانههای اجتماعی مواجه شد.
شهروندی در پیامی به ایراناینترنشنال گفت زندگیاش به اینترنت وصل است و با صرف هزینههای سنگین برای خرید کانفیگ، متصل است اما اینترنت پرو نخواهد خرید.
او در پیام خود گفت: «کسی که سیمکارت سفید داری، میدانی که دنیا دار مکافات است و باید بابت همدستی در شر، جوابگو باشی؟»
شهروندی دیگر گفت خرید اینترنت طبقاتی یعنی حمایت از چنین طرحی و مشارکت در «احتمال قطع شدن دائمی اینترنت».