• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نگرانی‌ها درباره زندانیان؛ جنگ خطر تکرار فاجعه‌ای دیگر در زندان اوین را افزایش داده است

مریم سینایی
مریم سینایی

ایران‌اینترنشنال

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۲۱:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)

گروه‌های حقوق بشری و خانواده‌های بازداشت‌شدگان هشدار می‌دهند که شرایط زمان جنگ در زندان‌های ایران می‌تواند فاجعه‌ای دیگر مانند دوره جنگ ۱۲ روزه در خردادماه به زندان اوین تهران را رقم بزند.

فعالان می‌گویند وضعیت داخل زندان‌ها به‌طور فزاینده‌ای آشفته شده است. در حالی که گزارش شده برخی زندانیان غیرسیاسی با وثیقه آزاد شده‌اند و بسیاری از کارکنان نیز ظاهرا برای رفتن به مکان‌های امن‌تر پست‌های خود را ترک کرده‌اند، مقام‌ها از اعطای مرخصی به زندانیان سیاسی یا افرادی که در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شده‌اند خودداری کرده‌اند یا وثیقه آنها را برای آزادی نپذیرفته‌اند.

وب‌سایت وکلای داوطلب «دادبان» نیز هشدار داد که دوره‌های تنش شدید سیاسی یا نظامی در ایران اغلب به رفتار سخت‌گیرانه‌تر با زندانیان سیاسی منجر می‌شود.

این گروه گفت: «در جمهوری اسلامی، در زمان‌های تنش شدید سیاسی یا نظامی، خطر تشدید سرکوب و حتی تلافی‌جویی علیه زندانیان سیاسی افزایش می‌یابد.»

در چنین شرایطی، بازداشت‌شدگان ممکن است با محدودیت‌های بیشتر، خشونت یا فشارهای مضاعف روبه‌رو شوند.

هشدارها درباره یک بحران انسانی

چندین سازمان حقوق بشری، از جمله «کمیته آزادی زندانیان سیاسی» و بنیادی مرتبط با نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه نوبل صلح، نسبت به وقوع یک بحران انسانی قریب‌الوقوع در زندان‌های ایران هشدار داده‌اند.

این گروه‌ها در بیانیه‌های خود گفته‌اند که نظم اداری داخل اوین عملا فروپاشیده، نگهبانان پست‌های خود را ترک کرده‌اند و درهای سلول‌ها قفل شده و زندانیان در داخل محبوس مانده‌اند.

طبق این گزارش‌ها، توزیع غذا و خدمات درمانی تا حد زیادی متوقف شده، در حالی که فروشگاه زندان، که منبع مهمی برای تهیه غذا و آب آشامیدنی زندانیان است، نیز تعطیل شده است.

در برخی موارد، فعالان می‌گویند زندانیان سیاسی بدون اطلاع خانواده‌هایشان به مکان‌های نامعلوم منتقل شده‌اند. اعضای خانواده بازداشت‌شدگان می‌گویند اطلاعات بسیار اندکی درباره سرنوشت زندانیان دریافت کرده‌اند.

گزارش‌های گروه‌های حقوق بشری و بستگانی که توانسته‌اند با زندانیان تماس بگیرند، نشان می‌دهد که یگان ویژه پلیس ایران (نوپو) کنترل زندان اوین را به دست گرفته است.

همسر مصطفی محمد حسن،‌ زندانی سیاسی، در شبکه‌های اجتماعی نوشت که مقام‌ها قصد دارند زندانیان سیاسی و اتباع خارجیِ زندانی در اوین را به زندانی در شهر قم منتقل کنند.

ترس از تکرار فاجعه‌ای دیگر در اوین

رضا خندان، زندانی سیاسی در اوین و همسر نسرین ستوده وکیل مداتفع حقوق بشر، نیز در نامه‌ای به غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رییس قوه قضائیه، نسبت به وضعیت هشدار داده است.

خندان هشدار داد که مقام‌ها هشدارهای مکرر زندانیان را نادیده گرفته‌اند؛ همان‌گونه که در جریان جنگ ۱۲ روزه چنین کردند، زمانی که حمله موشکی اسرائیل به زندان اوین بخش‌هایی از این مجموعه را ویران کرد و ده‌ها زندانی، بستگان ملاقات‌کننده و کارکنان زندان را کشت.

خندان نوشت: «این بار دیگر هیچ عذر و بهانه‌ای پذیرفتنی نیست. مسئولیت مستقیم جان زندانیان با قوه قضاییه و سازمان زندان‌هاست؛ زندانیانی که هنوز عزادار هم بندیان و خانواده‌ها و پرسنلی که عزادار همکارانشان هستند.»

پس از جنگ ۱۲ روزه، گزارش شده بود که زندانیان سیاسی را با دستبند و پابند بسته و موقتا به مراکز دیگری منتقل کردند؛ از جمله زندان تهران بزرگ (فشافویه)، زندان قزل‌حصار و زندان زنان قرچک.

بدتر شدن شرایط در زندان‌های دیگر

فعالان می‌گویند وضعیت در زندان‌های دیگر نیز در حال وخیم‌تر شدن است.

دادبان از بدتر شدن شرایط در زندان زنان قرچک در جنوب تهران، که به‌طور گسترده یکی از سخت‌ترین مراکز بازداشت در ایران شناخته می‌شود، گزارش داده است.

طبق این گزارش، کارکنان پزشکی، کارکنان اداری و نگهبانان پست‌های خود را ترک کرده‌اند و همین امر باعث آشفتگی در اداره زندان شده است. کمبود آب که پیش‌تر نیز در این مجموعه رایج بود، تشدید شده و فروشگاه زندان دیگر فعالیت نمی‌کند.

در زندان تهران بزرگ، گفته شده موج انفجارهای ناشی از انفجارهای نزدیک در دوم مارس شیشه‌ها را شکسته و به چندین دیوار آسیب زده است. در حالی که هیچ آمار تلفات تایید نشده، گزارش‌ها می‌گویند نگهبانان زندان زندانیان را کتک زده و داخل مجموعه گاز اشک‌آور شلیک کرده‌اند.

یک بیننده در پیامی به ایران‎‌اینترنشنال نوشت: «برادرم در زندان تهران بزرگ است. چهار روز است که نه آب دارند نه غذا.»

او افزود: «مسئولان حتی درهای زندان را جوش داده‌اند و اکنون این مجموعه تحت کنترل سپاه پاسداران است.»

گزارش‌های مشابهی از نقاط دیگر نیز منتشر شده است. رسانه کردی «کردپا» گزارش داد که نیروهای ضد شورش پس از آنکه زندانیان زندان مهاباد نسبت به نگهداری در شرایط خطرناک زمان جنگ پس از حمله به یک پایگاه نزدیک سپاه پاسداران اعتراض کردند، یورش بردند.

بر اساس این گزارش، نگهبانان گاز اشک‌آور شلیک کردند و دست‌کم دو زندانی زخمی شدند. همچنین طبق این گزارش سهمیه غذا به یک وعده در روز کاهش یافته و تماس‌های تلفنی محدود شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • نگرانی خانواده‌ها از وضعیت زندانیان اوین؛ گزارش‌هایی از کمبود غذا و قفل شدن بندها

    نگرانی خانواده‌ها از وضعیت زندانیان اوین؛ گزارش‌هایی از کمبود غذا و قفل شدن بندها

  • سازمان ملل درباره سرکوب داخلی و قطع اینترنت ابراز نگرانی کرد

    سازمان ملل درباره سرکوب داخلی و قطع اینترنت ابراز نگرانی کرد

  • خانواده زندانیان سیاسی اوین: زندانیان فقط نان خشک و آب در اختیار دارند

    خانواده زندانیان سیاسی اوین: زندانیان فقط نان خشک و آب در اختیار دارند

•
•
•

مطالب بیشتر

جمهوری اسلامی در اوج بحران؛ چرا روسیه و چین تنها نظاره‌گر مانده‌اند؟

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۵۳ (‎+۰ گرینویچ)

خبرگزاری رویترز نوشت در پی کشته شدن علی خامنه‌ای و تداوم حملات بی‌وقفه آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی تا حد زیادی منزوی شده است و چین و روسیه که از مهم‌ترین شرکای تهران به شمار می‌روند، در واکنش به این تحولات تنها به محکومیت‌های دیپلماتیک و ابراز نگرانی بسنده کرده‌اند.

بر اساس این گزارش که پنج‌شنبه ۱۴ اسفند منتشر شد، حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش قیمت انرژی شده، به بی‌ثباتی بازارهای جهانی انجامیده و اقتصادهای بزرگ را وادار کرده است برای مدیریت بحران کنونی، دست به اقدامات فوری بزنند.

به گفته تحلیلگران، خویشتنداری روسیه و چین از یک محاسبه واقع‌گرایانه ناشی می‌شود: مداخله در تقابل جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا، هزینه‌های سنگین، دستاوردهای محدود و ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی به همراه خواهد داشت.

به نظر می‌رسد پکن و مسکو آمادگی پذیرش چنین هزینه‌ها و خطرهایی را ندارند.

آنا بورشچفسکایا، کارشناس مسائل روسیه در موسسه واشینگتن، در همین رابطه به رویترز گفت: «پوتین اولویت‌های دیگری دارد و مهم‌ترین آن‌ها اوکراین است. برای روسیه بسیار غیرعاقلانه خواهد بود که وارد یک رویارویی نظامی مستقیم با ایالات متحده شود.»

یک منبع ارشد روسی نیز گفت: «تشدید تنش‌ها در ایران و خلیج فارس همین حالا هم توجه‌ها را از جنگ اوکراین منحرف کرده؛ این یک واقعیت است. باقی حرف‌ها صرفا واکنش‌های احساسی درباره یک "متحد سقوط‌کرده" است.»

رویترز گزارش داد چین و روسیه در سال‌های گذشته برای تقویت توان نظامی به جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند.

این حمایت‌ها شامل تامین موشک، سامانه‌های پدافند هوایی و فناوری‌هایی بوده که با هدف تقویت بازدارندگی جمهوری اسلامی و افزایش هزینه هرگونه حمله به ایران طراحی شده‌اند.

با این حال، به نظر می‌رسد دامنه این حمایت‌ها اکنون به سقف خود رسیده باشد.

  • جنگ ایران و آزمون وحدت اروپا؛ احتیاط بریتانیا، همراهی آلمان و شعار «نه به جنگ» اسپانیا

    جنگ ایران و آزمون وحدت اروپا؛ احتیاط بریتانیا، همراهی آلمان و شعار «نه به جنگ» اسپانیا

چرا روسیه و چین تنها به محکومیت دیپلماتیک بسنده کرده‌اند؟

چین طی سال‌های گذشته تلاش کرده جایگاه خود را در تحولات دیپلماتیک خاورمیانه تقویت کند، در حالی که روسیه ایران را به‌عنوان یکی از ارکان ائتلاف ضدغربی خود مطرح کرده است.

با این حال، هنگامی که تنش‌ها بالا گرفت، هر دو قدرت با محدودیت‌هایی روبه‌رو بودند؛ چین به‌دلیل وابستگی‌اش به انرژی و تجارت با کشورهای خلیج فارس و همچنین تمرکز امنیتی‌اش بر آسیا، و روسیه به‌دلیل جنگ فرسایشی در اوکراین که توان آن را برای حمایت از شرکایش کاهش داده و در عین حال نیازش را به حفظ روابط با کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس بیشتر کرده است.

در نتیجه یک تناقض آشکار شکل گرفته است: ایران همچنان برای هر دو کشور از نظر راهبردی اهمیت دارد، اما این اهمیت آن‌قدر نیست که برای دفاع از جمهوری اسلامی وارد رویارویی با آمریکا و اسرائیل شوند.

بورشچفسکایا گفت اگر روسیه به‌طور مستقیم جمهوری اسلامی را زیر چتر حمایتی خود می‌گرفت، کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را از خود دور می‌کرد؛ موضوعی که پوتین تمایلی به آن ندارد.

واکنش محتاطانه پکن نیز بازتاب یک راهبرد قدیمی است: پرهیز از پذیرش تعهدات امنیتی الزام‌آور در مناطقی که خارج از حوزه منافع اصلی چین قرار دارند.

  • حملات آمریکا و اسرائیل آینده پروژه‌های شرکت‌های چینی در ایران را با ابهام روبه‌رو کرده است

    حملات آمریکا و اسرائیل آینده پروژه‌های شرکت‌های چینی در ایران را با ابهام روبه‌رو کرده است

تمرکز چین بر تجارت، سرمایه‌گذاری و فروش تسلیحات

رویترز نوشت برخلاف آمریکا که اتحادهایش بر پایه تعهدات دفاعی متقابل شکل گرفته است، چین ترجیح می‌دهد روابط خود را بر اساس تجارت، سرمایه‌گذاری و فروش تسلیحات بنا کند.

اوان فایگنباوم، عضو موسسه کارنگی برای صلح بین‌المللی، گفت این نوع شراکت‌ها عمدا طوری طراحی شده‌اند که چین را از کشیده شدن به درگیری‌های نظامی دور نگه دارند.

هنری توگندهات، عضو موسسه واشینگتن، نیز تاکید کرد حتی اگر چین بخواهد نقش فعال‌تری ایفا کند، حاضر نیست توجه راهبردی یا دارایی‌های نظامی خود را از مسائل امنیتی اصلی منحرف کند. به گفته او، اولویت‌های پکن در مقطع کنونی تایوان، دریای چین جنوبی و تهدیداتی است که از سوی آمریکا و ژاپن متوجه آن می‌شود.

‫این بحران حتی می‌تواند برای چین فرصت‌هایی ایجاد کند. پکن بدون آنکه مستقیما وارد منازعه شود، شاهد آن است که نیروهای آمریکا در منطقه‌ای دور از شرق آسیا درگیر شده‌اند و بخشی از توان و ذخایر نظامی واشینگتن در این میدان مصرف می‌شود.

هم‌زمان، بحران خاورمیانه برای چین این امکان را فراهم می‌آورد تا عملکرد، توانایی‌ها و الگوهای عملیاتی ارتش آمریکا را به‌طور مستقیم رصد کند. این اطلاعات می‌تواند در ارزیابی‌های راهبردی پکن درباره سناریوهای احتمالی مرتبط با تایوان نقش مهمی داشته باشد.

با این حال، آسیب‌پذیری اصلی چین همچنان جریان انرژی از تنگه هرمز است؛ مسیری که حدود ۴۵ درصد واردات نفت این کشور از آن عبور می‌کند.

کارشناسان می‌گویند پکن با ایجاد ذخایر راهبردی و نگهداری حجم قابل توجهی از نفت ایران در نفتکش‌ها یا مخازن ذخیره، تا حدی این خطر را مدیریت کرده است.

  • گاردین: جنگ با حکومت ایران آغازگر عصر بمباران‌های مبتنی بر هوش مصنوعی شد

    گاردین: جنگ با حکومت ایران آغازگر عصر بمباران‌های مبتنی بر هوش مصنوعی شد

روسیه چه نفعی از مناقشه کنونی می‌برد؟

‫روسیه نیز از تحولات جاری بی‌نصیب نمی‌ماند. افزایش قیمت نفت می‌تواند به تقویت اقتصاد این کشور در زمان جنگ کمک کند و هم‌زمان درگیری دولت آمریکا در بحران خاورمیانه باعث می‌شود واشینگتن زمان و تمرکز کمتری برای پرونده اوکراین داشته باشد.

به گفته بورشچفسکایا، مسکو از سقوط حکومت ایران سودی نمی‌برد، اما در عین حال سرنوشت خود را هم به بقای نظام در تهران گره نزده است.

به همین دلیل، مسکو می‌تواند در آینده با هر حکومتی که در ایران روی کار بیاید رابطه برقرار کند، حتی اگر آن حکومت به واشینگتن نزدیک باشد.

‫ترامپ: باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران دخیل باشم

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

در پی انتشار گزارش ایران‌اینترنشنال درباره انتخاب مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تاکید کرد باید شخصا در انتخاب «رهبر بعدی ایران» نقش داشته باشد.

ترامپ پنج‌شنبه ۱۴ اسفند در مصاحبه با پایگاه خبری اکسیوس گفت مجتبی خامنه‌ای محتمل‌ترین گزینه برای جانشینی دیکتاتور کشته‌شده ایران به شمار می‌رود اما او با رهبری فرزند رهبر کشته شده جمهوری اسلامی مخالف است.

او گفت: «‫‫پسر خامنه‌ای از نظر من قابل قبول نیست. ما فردی را می‌خواهیم که بتواند برای ایران هماهنگی و صلح به همراه بیاورد.»

ترامپ ادامه داد: «آنها وقتشان را هدر می‌دهند. پسر خامنه‌ای فردی کم‌اهمیت است. من باید در انتخاب [رهبر بعدی ایران] نقش داشته باشم؛ همان‌طور که در انتخاب دلسی رودریگز در ونزوئلا دخیل بودم.»

ایران‌اینترنشنال ۱۲ اسفند گزارش داد مجلس خبرگان رهبری زیر فشار سپاه پاسداران، مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرده است.

  • فشار سپاه برای اعلام سریع رهبری مجتبی خامنه‌ای؛ مخالفت‌ برخی اعضا با «موروثی شدن رهبری»

    فشار سپاه برای اعلام سریع رهبری مجتبی خامنه‌ای؛ مخالفت‌ برخی اعضا با «موروثی شدن رهبری»

علی خامنه‌ای ۹ اسفند در عملیات مشترک اسرائیل و آمریکا کشته شد.

روزنامه نیویورک‌تایمز ۱۰ اسفند گزارش داد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) طی ماه‌ها دیکتاتور ایران را زیر نظر داشت و به‌تدریج به شناخت دقیق‌تری از محل اقامت و الگوی تردد او رسیده بود.

نیکلاس مادورو، رییس‌جمهوری مخلوع ونزوئلا و همسرش ۱۳ دی در عملیات نیروهای ویژه ایالات متحده بازداشت و به آمریکا منتقل شدند.

از آن زمان، دلسی رودریگز، معاون پیشین مادورو، ریاست موقت دولت ونزوئلا را بر عهده دارد. ترامپ بارها از عملکرد رودریگز در این سمت و همکاری او با واشینگتن ابراز رضایت کرده است.

ترامپ: رهبری را که ادامه‌دهنده سیاست‌های خامنه‌ای باشد، نمی‌پذیرم

ترامپ در ادامه مصاحبه با اکسیوس تاکید کرد حاضر نیست رهبری جدید را بپذیرد که همان سیاست‌های خامنه‌ای را ادامه دهد، زیرا در این صورت، آمریکا «پنج سال دیگر» دوباره ناچار به ورود به جنگ خواهد شد.

او ۱۲ اسفند نیز در پاسخ به پرسشی درباره جانشین احتمالی خامنه‌ای هشدار داد بود: «بدترین سناریو این است که یک نفر به شرارت نفر قبلی سر کار بیاید. می‌خواهیم کسی باشد که کشور را در اختیار مردم قرار دهد.»

ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره اینکه آیا شاهزاده رضا پهلوی گزینه بعدی رهبری ایران خواهد بود، گفته بود: «بله، فکر می‌کنم بعضی‌ها او را دوست دارند، اما ما خیلی به این موضوع فکر نکرده‌ایم. اما به نظرم کسی که در داخل و دارای محبوبیت مناسب‌تر خواهد بود؛ اگر چنین فردی وجود داشته باشد.»

‫اکسیوس ۱۴ اسفند گزارش داد جمهوری اسلامی چند روز است اعلام نام رهبر جدید را به تعویق انداخته، اما اظهارات برخی مقام‌های حکومت ایران نشان می‌دهد که اختلافاتی جدی بر سر انتخاب و معرفی جانشین علی خامنه‌ای وجود دارد.

دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل، ۱۴ اسفند در مصاحبه با ایران‌اینترنشنال در پاسخ به سوالی درباره نقش مجتبی خامنه‌ای گفت: «ما هر کسی را که علیه اسرائیل اقدام کند، خواهیم یافت و شکار خواهیم کرد. برای ما مهم نیست اسم او چیست یا پدرش چه کسی است؛ ما او را پیدا خواهیم کرد. و فکر می‌کنم رهبران ایران امروز این را می‌دانند.»

ترامپ: از عملیات نظامی کردهای ایران علیه جمهوری اسلامی حمایت می‌کنم

ترامپ ۱۴ اسفند در مصاحبه دیگری با خبرگزاری رویترز، به موضوع رهبری جمهوری اسلامی پرداخت و مجددا با جانشینی مجتبی خامنه‌ای به‌جای پدرش مخالفت کرد.

ترامپ به رویترز گفت: «ما می‌خواهیم در روند انتخاب فردی که قرار است ایران را در آینده رهبری کند، دخیل باشیم.»

او افزود در این صورت، «لازم نیست هر پنج سال یک‌بار دوباره و دوباره این کار را تکرار کنیم.»

رییس‌جمهوری آمریکا همچنین حمایت خود را از عملیات نظامی نیروهای کرد ایرانی علیه جمهوری اسلامی اعلام کرد: «فکر می‌کنم فوق‌العاده است که می‌خواهند چنین کاری انجام دهند. من کاملا از آن حمایت می‌کنم.»

ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال پشتیبانی هوایی آمریکا از نیروهای کرد ایرانی گفت نمی‌تواند در این خصوص اظهار نظر کند.

او تاکید کرد هدف نیروهای کرد در این نبرد باید «پیروزی» باشد.

رویترز به نقل از سه منبع آگاه نوشت شبه‌نظامیان کرد ایرانی در روزهای اخیر با مقام‌های آمریکایی درباره حمله احتمالی به نیروهای جمهوری اسلامی در غرب ایران و چگونگی انجام آن گفت‌وگو کرده‌اند.

‫بر اساس این گزارش، ائتلافی از گروه‌های کرد ایرانی که در امتداد مرز ایران و عراق و در منطقه نیمه‌خودمختار اقلیم کردستان مستقرند، در حال آموزش برای اجرای چنین عملیاتی هستند.

رویترز افزود چنین عملیاتی با هدف تضعیف هرچه بیشتر توان نظامی جمهوری اسلامی طراحی شده؛ آن هم در شرایطی که هم‌زمان حملات موشکی و بمباران‌های آمریکا و اسرائیل علیه اهداف حکومت ایران ادامه دارد.

ترامپ: تنگه هرمز باز خواهد ماند

رییس‌جمهوری آمریکا در مصاحبه با رویترز ابراز اطمینان کرد که تنگه هرمز باز خواهد ماند.

ترامپ گفت: «آن‌ها دیگر نیروی دریایی ندارند؛ می‌دانید که نیروی دریایی‌شان حالا در کف دریاست. من تنگه هرمز را خیلی دقیق زیر نظر دارم.»

‫تنگه هرمز گذرگاه باریکی میان ایران و عمان است که حدود یک‌پنجم نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور می‌کند.

رویترز نوشت پس از حمله جمهوری اسلامی به شش کشتی در تنگه هرمز، رفت‌وآمد شناورها در این شاهراه حیاتی انرژی جهان تقریبا متوقف شده است.

جمهوری اسلامی در روزهای اخیر متحمل خسارات سنگینی در نبرد با آمریکا و اسرائیل شده است.

جنگ ایران و آزمون وحدت اروپا؛ احتیاط بریتانیا، همراهی آلمان و شعار «نه به جنگ» اسپانیا

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۵۸ (‎+۰ گرینویچ)

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، در واکنش به انتقادات واشینگتن از مواضع اخیر لندن درباره کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی اعلام کرد «روابط ویژه» بریتانیا و آمریکا «به‌طور عادی» ادامه دارد. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که جنگ ایران بر روابط آمریکا و اروپا سایه افکنده است.

استارمر پنج‌شنبه ۱۴ اسفند در یک نشست خبری گفت: «ما طبق روال معمول به‌صورت شبانه‌روزی اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم. این همان روابط ویژه است که در عمل جریان دارد.»

او در عین حال افزود ترامپ خود باید درباره اقداماتی که آنها را در راستای منافع ملی ایالات متحده می‌داند، تصمیم‌گیری کند.

رویترز در همین رابطه نوشت واکنش محتاطانه لندن به بحران ایران و حمله پهپادی جمهوری اسلامی به پایگاه نظامی مهم این کشور در قبرس، تردیدهایی را در میان برخی متحدان درباره کارایی نظامی بریتانیا ایجاد کرده است.

ترامپ ۱۲ اسفند از مواضع دولت بریتانیا در قبال جنگ ایران ابراز نارضایتی کرده و گفته بود استارمر «چرچیل نیست».

وینستون چرچیل، نخست‌وزیر سابق بریتانیا، در جنگ جهانی دوم با تقویت اتحاد راهبردی بریتانیا و آمریکا و همکاری نزدیک با رییس‌جمهوری وقت ایالات متحده، نقش مهمی در شکل‌گیری ائتلاف متفقین و هماهنگی نظامی و سیاسی دو کشور ایفا کرد.

100%

افزایش تحرکات نظامی بریتانیا و فرانسه

استارمر در ادامه گفت بریتانیا چهار جنگنده تایفون دیگر به قطر اعزام خواهد کرد.

او از سیاست‌های دولت خود در خاورمیانه دفاع کرد و افزود: «بریتانیا از پیش برنامه‌ریزی لازم را انجام داده و حتی قبل از آغاز جنگ، استقرار تجهیزات نظامی در نقاط مختلف منطقه را آغاز کرده بود.»

در تحولی دیگر، ارتش فرانسه ۱۴ اسفند اعلام کرد به شماری از هواپیماهای نظامی آمریکا اجازه داده است به‌طور موقت از پایگاه‌های فرانسه در خاورمیانه استفاده کنند.

سخنگوی ستاد کل ارتش فرانسه گفت این اقدام در چارچوب همکاری‌های دفاعی با واشینگتن انجام شده است و حضور این هواپیماها به تقویت حفاظت از شرکای غربی در کشورهای حوزه خلیج فارس کمک می‌کند.

در این میان، آلمان مهم‌ترین متحد اروپایی آمریکا در جنگ با جمهوری اسلامی به شمار می‌رود و از طرح تغییر حکومت ایران حمایت کرده است. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، ۱۲ اسفند در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد.

مرتس در این دیدار گفت: «از تلاش آمریکا و اسرائیل برای خلاص کردن ما از شر رژیم تروریست ایران حمایت می‌کنیم. باید برای فردای بعد از این رژیم استراتژی داشته باشیم.»

100%

مواضع پراکنده و غیرمنسجم کشورهای اروپایی

وب‌سایت کانورسیشن ۱۴ اسفند گزارش داد کشورهای اروپایی در قبال جنگ علیه جمهوری اسلامی موضعی منسجم ندارند و تاکنون واکنش آنها عمدتا به کلیشه‌هایی چون دعوت به خویشتنداری، رعایت حقوق بین‌الملل و تاکید بر دیپلماسی محدود شده است.

کانورسیشن نوشت فرانسه، آلمان و بریتانیا کشورهایی هستند که داعیه رهبری منطقه‌ای دارند و در توافق برجام در سال ۲۰۱۵ نیز نقشی فعال داشتند.

بر اساس این گزارش، تمایل این کشورها به اتخاذ «اقدامات دفاعی» در برابر جمهوری اسلامی می‌تواند به‌عنوان نشانه‌ای از حمایت از کارزار نظامی آمریکا تفسیر شود.

یونان نیز به این جمع پیوسته است. این کشور دو واحد از نیروی دریایی خود را برای پشتیبانی از اقدامات دفاعی به آب‌های قبرس گسیل داشته؛ با این حال، این تصمیم را به‌طور رسمی اعلام نکرده است.

در مقابل، بسیاری از کشورهای دیگر اتحادیه اروپا عملا سکوت اختیار کرده و در حاشیه مانده‌اند.

برخی کشورها مانند جمهوری‌های بالتیک و لهستان روابط نزدیکی با واشینگتن دارند، اما همچنان با احتیاط عمل می‌کنند؛ در حالی که کشورهایی مانند ایرلند و اتریش موضعی انتقادی‌تر گرفته‌اند، هرچند در عمل رویکردی مشابه دارند.

سایر کشورها که اکثریت را تشکیل می‌دهند، تقریبا هیچ موضع‌گیری روشنی نداشته‌اند. همچنین هیچ‌یک از کشورهایی که میزبان پایگاه‌های نظامی ایالات متحده هستند، مانعی برای استفاده نیروهای آمریکایی از این تاسیسات یا حریم هوایی خود ایجاد نکرده‌اند.

تنها یک استثنای مهم در این میان دیده می‌شود؛ اسپانیا.

اسپانیا و شعار «نه به جنگ»

دولت اسپانیا آشکارا با کارزار نظامی علیه جمهوری اسلامی مخالفت کرده و آن را نقض حقوق بین‌الملل می‌داند.

البته این ارزیابی تنها محدود به مادرید نیست و کشورهایی مانند ایرلند، اتریش و مالت نیز دیدگاهی مشابه دارند.

مادرید به‌تنهایی در صف مخالفان اقدام آمریکا قرار گرفته و شعار «نه به جنگ» را که حزب سوسیالیست در زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ سرداده بود، دوباره مطرح کرده است.

دولت اسپانیا همچنین اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی خود در خاک این کشور را به آمریکا، مهم‌ترین متحد نظامی‌اش، نداده است؛ آن هم در شرایطی که واشینگتن بیش از هر زمان دیگری به آنها نیاز دارد.

کانورسیشن در ادامه نوشت واکنش دولت ایالات متحده به این تصمیم بسیار تند بوده است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از مادرید انتقاد کرد و گفت چنین تصمیمی «جان آمریکایی‌ها را به خطر انداخته است».

از نگاه کاخ سفید، رویکرد اسپانیا می‌تواند این کشور را به شریکی غیرقابل اعتماد تبدیل کند. احتمال اقدام‌های تلافی‌جویانه نیز مطرح شده و واشینگتن حتی مادرید را به تحریم‌های تجاری تهدید کرده است.

با این حال، اسپانیا بار دیگر بر موضع «نه به جنگ» خود تاکید کرده و در عین حال خبر داده یک ناوچه برای دفاع از قبرس به منطقه اعزام می‌کند.

کانورسیشن افزود در شرایطی که بحران منطقه‌ای رو به تشدید و غیرقابل پیش‌بینی است، نبود یک موضع مشترک در اروپا می‌تواند آسیب‌پذیری این قاره را افزایش دهد.

این بحران بار دیگر توانایی اروپا را برای ایفای نقش یک بازیگر راهبردی به آزمون گذاشته است؛ قاره‌ای که هنوز میان ایفای نقشی فعال و صرفا نظاره‌گر بودن سرگردان مانده است.

حذف فرماندهان ارشد و خلاء قدرت: آیا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی آتش به اختیار شده‌اند؟

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

ترکیه و جمهوری آذربایجان تازه‌ترین کشورهایی هستند که هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. تهران پیش‌تر مسئولیت حملات به سایر کشورهای منطقه را پذیرفته، اما از پذیرش نقش مستقیم خود در هدف قرار دادن ترکیه و جمهوری آذربایجان خودداری می‌کند.

به نظر می‌رسد حذف شماری از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی به نوعی سردرگمی راهبردی عمیق در سطوح میانی و پایین‌تر ساختار نظامی انجامیده است؛ وضعیتی که می‌تواند به اقدام‌های پراکنده و بدون هماهنگی کامل در میدان منجر شود.

ناظران معتقدند در چنین شرایطی برخی نیروها عملا به شکل «آتش‌ به ‌اختیار» عمل می‌کنند؛ رویکردی که سال‌ها مورد تایید علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده ایران، بود و در ادبیات رایج در جمهوری اسلامی از آن به‌عنوان استراتژی جنگ‌های نامتقارن یاد می‌شود.

با این حال، گسترش چنین رفتاری، مدیریت تصمیم‌های عملیاتی و کنترل پیامدهای آن را برای حکومت، و به‌ویژه ساختار نظامی آن، دشوارتر کرده است.

جمهوری اسلامی و حمله به دست‌کم ۱۲ کشور

جمهوری اسلامی از زمان آغاز مناقشه کنونی دست‌کم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است: امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان، اسرائیل، قبرس، ترکیه و جمهوری آذربایجان.

تهران اغلب این حملات را با استناد به فعالیت پایگاه‌های نظامی آمریکا در این کشورها توجیه می‌کند. علی خامنه‌ای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، پیش از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا هشدار داده بود که اگر جنگی دربگیرد، این جنگ منطقه‌ای خواهد بود.

‫با توجه به حضور پایگاه‌ها و تاسیسات نظامی کشورهایی چون بریتانیا، فرانسه و استرالیا در منطقه، می‌توان گفت پیامدهای حملات جمهوری اسلامی عملا منافع این کشورهای غربی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.

حمله پهپادی به جمهوری آذربایجان

صبح پنج‌شنبه ۱۴ اسفند، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی به منطقه نخجوان آذربایجان دو نفر زخمی شدند.

طبق اعلام رسمی باکو، یک پهپاد ساختمان ترمینال فرودگاه نخجوان را هدف قرار داد و پهپاد دیگر در نزدیکی ساختمان مدرسه‌ای در روستای شکرآباد سقوط کرد.

الهام علی‌اف، رییس جمهوری آذربایجان، با اشاره به این حمله گفت: «افراد بی‌شرف که این اقدام تروریستی را انجام داده‌اند، پشیمان خواهند شد.»

او تاکید کرد مقام‌های حکومت ایران باید در این زمینه توضیح دهند و عذرخواهی کنند.

علی‌اف افزود باکو در هیچ عملیاتی علیه جمهوری اسلامی مشارکت نکرده و نخواهد کرد.

او ادامه داد: «جمهوری آذربایجان به تخلیه کارکنان سفارت جمهوری اسلامی در لبنان کمک کرده، اما در مقابل به شکلی ناجوانمردانه به ما ضربه می‌زنند.»

  • آمریکا گزارش کشته شدن ۱۰۰ نفر در حمله به کنسولگری در دبی را رد کرد

    آمریکا گزارش کشته شدن ۱۰۰ نفر در حمله به کنسولگری در دبی را رد کرد

انکار جمهوری اسلامی

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفت‌وگو با همتای خود در جمهوری آذربایجان، نقش حکومت ایران در حمله پهپادی به نخجوان را تکذیب کرد و گفت تهران در حال انجام تحقیقات در این باره است.

ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز مسئولیت حمله پهپادی به جمهوری آذربایجان را نپذیرفت و اعلام کرد اسرائیل این عملیات را برای «متهم‌سازی» تهران انجام داده است.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نقش جمهوری اسلامی یا «جبهه مقاومت» را در حمله پهپادی به جمهوری اسلامی تکذیب کرد و نوشت: «هدف قرار دادن خاک کشورهای منطقه، از جمله جمهوری آذربایجان، جزو خطوط قرمز راهبردی ایران محسوب می‌شود.»

این رسانه حکومتی هم اسرائیل را مسئول این حمله معرفی کرد و افزود اسرائیل در پی «گسترش دایره جنگ» است.

«محور مقاومت» عنوانی است که مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی برای گروه‌های مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزب‌الله، حشد شعبی و حوثی‌های یمن، استفاده می‌کنند.

سیاست تکذیب

۱۳ اسفند شلیک یک موشک از ایران به سوی ترکیه و انهدام آن از سوی سامانه‌های دفاعی ناتو خبرساز شد.

در پی این اقدام، ترکیه سفیر جمهوری اسلامی را احضار کرد. واکنش حکومت ایران اما باز هم چیزی جز انکار نبود.

ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به این رویداد اعلام کرد «به حاکمیت کشور همسایه و دوست، ترکیه، احترام می‌گذارد» و شلیک موشک به سوی این کشور را تکذیب می‌کند.

  • تلگراف: ذخایر موشکی ایران رو به پایان است

    تلگراف: ذخایر موشکی ایران رو به پایان است

تسلیحات در دست آتش ‌به ‌اختیارها

‫عمان در ماه‌های اخیر تلاش کرده بود با به‌کارگیری ظرفیت‌های دیپلماتیک خود از وقوع جنگ علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کند. مسقط نقش میانجی میان تهران و واشینگتن را بر عهده داشت و در عمل می‌کوشید مانع از تشدید تنش‌ها در منطقه شود.

این تلاش‌ها ناکام ماند. در نهایت حملات آمریکا و اسرائیل آغاز و دیکتاتور تهران کشته شد؛ رخدادی که معادلات منطقه را وارد مرحله‌ای تازه کرد.

‫در چنین شرایطی، کمتر کسی انتظار داشت عمان نیز در فهرست اهداف جمهوری اسلامی قرار گیرد. اما حتی این کشور که در سال‌های گذشته به‌عنوان یکی از معدود شرکای نزدیک تهران شناخته می‌شد، از حملات در امان نماند و بندر الدقم عمان هدف قرار گرفت.

‫شاید بتوان سرنخ حملات اخیر به ترکیه و جمهوری آذربایجان را در واکنش عراقچی به حمله به عمان جست‌وجو کرد.

عراقچی ۱۰ اسفند گفت: «آنچه در عمان رخ داد، انتخاب ما نبود.»

او افزود: «ما قبلا به نیروهای مسلح خود دستور داده‌ایم که در انتخاب اهداف دقت کنند. در واقع، نیروهای نظامی ما اکنون عملا به‌صورت مستقل و تا حدی جدا از یکدیگر عمل می‌کنند. آنها بر اساس دستورالعمل‌های کلی که از پیش به آن‌ها داده شده، اقدام می‌کنند.»

معنایی چنین رویکردی این است که نیروهای مستقل و جدا از هم، تنها در چارچوب دستورالعمل‌های کلی و حتی در مواردی بدون اطلاع عالی‌ترین سطوح فرماندهی، دست به اقدام می‌زنند. در نتیجه این تشتت و سردرگمی، جمهوری اسلامی در برابر برخی از حملات نیروهای خود ناچار به تکذیب می‌شود، هرچند بسیاری از بازیگران منطقه‌ای همچنان تهران را مسئول فضای بی‌ثبات‌کننده موجود می‌دانند.

به باور تحلیل‌گران، سیاست بقا براساس اقدامات پرخطر، انتحاری و شتاب‌زده را می‌توان نشانه‌ای از فرسایش انسجام در سازوکار تصمیم‌گیری و تضعیف عقلانیت راهبردی در ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی دانست.

مجتبی خامنه‌ای؛ از شبکه قدرت در سایه تا رهبری جمهوری اسلامی

۱۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

مجتبی خامنه‌ای، دومین پسر علی خامنه‌ای، شامگاه یک‌شنبه ۱۷ اسفند به‌عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی شد. چهره‌ای که سال‌ها یکی از بانفوذترین بازیگران غیررسمی قدرت در حکومت ایران بود و نقشی مهم در هسته سخت قدرت ایفا می‌کرد، اکنون به‌طور رسمی جانشین پدرش شده است.

او هرچند در فضاهای عمومی ظاهر نمی‌شد و در تمام سال‌های گذشته کوشید چهره‌ای مرموز و پشت پرده بماند، اما گره‌گاهی اصلی در ساختار شبکه‌ای بود که بیت، نهادهای امنیتی و پروژه انتقال قدرت را به هم متصل می‌کرد؛ گرهی که سال‌ها «در سایه» عمل کرد، اما اثرش در لحظه‌های بحران، از انتخابات مناقشه‌برانگیزسال ۸۸ تا جنگ ۱۴۰۳ قابل ردیابی بود.

از مشهد تا بیت رهبری

مجتبی حسینی خامنه‌ای در سال ۱۳۴۸ در مشهد به دنیا آمد و دومین پسر علی خامنه‌ای بود؛ خانواده‌ای روحانی که با انقلاب ۱۳۵۷ از حاشیه حوزه و سیاست به قلب قدرت جمهوری اسلامی راه یافت.

پس از انقلاب، خانواده خامنه‌ای به تهران مهاجرت کردند و مجتبی در مدرسه علوی، یکی از پایگاه‌های مهم تربیت نخبگان مذهبی-سیاسی نزدیک به نظام، تحصیل کرد؛ مدرسه‌ای که بعدها بسیاری از مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی از دل آن بیرون آمدند.

در سال‌های جنگ ایران و عراق، او در «گردان حبیب» حضور داشت؛ واحدی که علاوه بر وجه نظامی، به هسته‌ای برای شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط سپاهی و امنیتی تبدیل شد و شمار قابل توجهی از فرماندهان امروز نظامی-اطلاعاتی، هم‌رزمان همان دوره‌اند.

ارتقای علی خامنه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸ نقطه عطف زندگی مجتبی بود؛ از فرزند یک رییس‌جمهور و خطیب شناخته‌شده، به فرزند رهبر تبدیل شد. در همان سال‌ها مسیر تحصیلات حوزوی خود را در تهران و قم ادامه داد و به‌عنوان روحانی‌ای در حد علمی «حجت‌الاسلام» شناخته شد.

نفوذ سیاسی بدون جایگاه رسمی

مجتبی خامنه‌ای هرگز در دولت و ساختار حاکمیت جممهوری اسلامی مقام رسمی نداشت؛ نه وزیر بود، نه نماینده و نه فرمانده علنی سپاه.

بااین‌حال، رسانه‌های غربی او را «سخت‌گیر»، «شبکه‌گردان پشت پرده قدرت» و «یکی از بانفوذترین چهره‌های روحانیت حاکم» توصیف کرده‌اند؛ کسی که با وجود حضور بسیار محدود در انظار عمومی، از طریق حلقه‌های درونی بیت رهبری بر فرآیند تصمیم‌سازی اثر می‌گذاشت.

در یک تلگراف دیپلماتیک آمریکا در سال ۱۳۸۶ که بعدها افشا شد، سه منبع ایرانی از مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان «مسیر دسترسی» به علی خامنه‌ای نام بردند. این تعبیر پس از آن در گزارش‌های رسانه‌ای تکرار شد.

100%

در ادبیات تحلیلی، او نماد نوعی «کارگزار بیت‌محور» بود: چهره‌ای بدون امضای رسمی، اما با مجموعه‌ای از «کلیدها» در دست؛ کلیدهایی برای گشودن قفل دسترسی به رهبر، قفل هماهنگی میان بیت و نهادهای امنیتی و قفل پیام‌رسانی در بزنگاه‌های حساس.

بیت رهبری: از خانه تا نهاد حکمرانی

در جمهوری اسلامی، بیت رهبری به‌تدریج از یک دفتر و خانه شخصی به یک نهاد حکمرانی تبدیل شد؛ نهادی که کنار شورای نگهبان، سپاه پاسداران، قوه قضاییه و شبکه‌ای از بنیادهای اقتصادی، وزن مستقل در توازن قدرت پیدا کرد.

در این ساختار، مدیریت «دسترسی» به رهبر، خود به ابزار قدرت بدل شد: این‌که چه کسی در چه زمانی و با چه دستورکاری بتواند با علی خامنه‌ای دیدار کند، بر نتیجه بسیاری از تصمیم‌ها اثر داشت. گزارش‌ها حاکی از آن است که مجتبی خامنه‌ای در مدیریت این دسترسی‌ها و هماهنگی‌های پشت پرده نقش پررنگی داشت.

او در کنار چهره‌هایی مانند محمد محمدی گلپایگانی و وحید حقانیان، بخشی از «شبکه سایه» دفتر رهبری به شمار می‌رفت؛ شبکه‌ای از روحانیون و مدیران امنیتی-اداری که بسیاری از خطوط اصلی سیاست داخلی و خارجی از کانال آنها می‌گذشت.

همین جایگاه موجب شد در بسیاری از روایت‌ها، او با نقشی که احمد خمینی، پسر بنیان‌گذار جمهوری اسلامی مشهور به یادگار امام، در ۱۰ سال نخست شکل‌گیری حکومت ایفا کرد، مقایسه شود. احمد خمینی نیز به ایفای نقش به‌عنوان حلقه واسط بیت با نهادهای امنیتی و سیاسی شهرت داشت البته آنچه ساخت از لحاظ ساختارمند بودن و درهم‌تنیدگی با نهادهای نظامی و اقتصادی به قوت آنچه مجتبی خامنه‌ای ساخت، نبود.

پیوند با سپاه و نهادهای امنیتی

تقریبا همه مطالب معتبر درباره مجتبی خامنه‌ای یک نقطه مشترک دارند: پیوند نزدیک، عمیق و بلندمدت او با سپاه پاسداران و به‌ویژه شاخه‌های امنیتی آن. او طی دو دهه، روابط مستحکمی با فرماندهان سپاه، از نیروی قدس تا بسیج و اطلاعات سپاه، ایجاد کرد و همین پیوند، نفوذ او را در ساختار سیاسی و امنیتی کشور به‌شدت افزایش داد.

100%

وزارت خزانه‌داری آمریکا هنگام تحریم او در سال ۱۳۹۸ اعلام کرد که علی خامنه‌ای بخشی از مسئولیت‌های خود را به مجتبی سپرده و او «به نمایندگی از رهبر» عمل می‌کند. در متن رسمی به همکاری او با فرمانده نیروی قدس و بسیج برای پیشبرد «اهداف بی‌ثبات‌کننده منطقه‌ای و اهداف سرکوب‌گرانه داخلی» اشاره شده بود.

یک گزارش تحلیلی از اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها نیز تاکید می‌کند که مجتبی خامنه‌ای به‌همراه چند چهره دیگر، از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان بخشی از یک «شبکه سایه» در «دایره درونی» رهبر معرفی شدند؛ شبکه‌ای که طراحی و اجرای بخش مهمی از سیاست‌های امنیتی را بر عهده داشت.

انتخابات، رقابت‌های درون حاکمیت و پرونده ۱۳۸۸

نام مجتبی خامنه‌ای از میانه دهه ۱۳۸۰ با انتخابات ریاست‌جمهوری و رقابت‌های درون حاکمیت گره خورد.

او به‌طور گسترده به‌عنوان یکی از عوامل پشت‌پرده‌ای دیده می‌شد که در صعود غیرمنتظره محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۳۸۴نقش داشت. مهدی کروبی، نامزد اصلاح‌طلب، در نامه‌ای رسمی به علی خامنه‌ای از نقش مجتبی در حمایت از احمدی‌نژاد شکایت کرد؛ ادعایی که رهبر وقت رد کرد، اما در حافظه سیاسی منتقدان باقی ماند.

در انتخابات مناقشه‌برانگیز ۱۳۸۸ و سرکوب جنبش سبز، برخی گزارش‌های رسانه‌ای، عمدتا مبتنی بر منابع ناشناس، مدعی شدند مجتبی در هماهنگی با سپاه و بسیج نقش فعالی در مدیریت برخورد با معترضان داشت. هرچند این ادعاها هرگز در قالب سند رسمی داخلی تایید نشد، اما یکی از محورهای ثابت روایت مخالفان در سال ۱۳۸۸ و پس از آن بود. در آن اعتراضات مردم شعار می‌دادند‌: مجتبی بمیری/ رهبری رو نبینی.

در اعتراضات ۱۴۰۱ پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت‌ارشاد، او بار دیگر به نماد «بیت-سپاه-سرکوب» در شعارها و تحلیل‌های منتقدان تبدیل شد و شخصی‌سازی نقد ساختار قدرت، به‌ویژه علیه او، شدت گرفت.

تحریم‌های آمریکا و رسمیت یافتن نقش غیر منتخب

در پاییز ۱۳۹۸، وزارت خزانه‌داری آمریکا در چارچوب فرمان اجرایی ۱۳۸۷۶، شبکه‌ای از نزدیکان علی خامنه‌ای را تحریم کرد؛ شبکه‌ای که در بیانیه رسمی «یک شبکه سایه از مشاوران نظامی و سیاست خارجی رهبر» توصیف شد.

در این بیانیه، نام مجتبی خامنه‌ای در کنار چهره‌هایی مانند محمدی گلپایگانی، وحید حقانیان و چند فرمانده ارشد سپاه قرار داشت؛ همگی در قالب «دایره درونی» و «شبکه سایه» معرفی شدند که «دهه‌ها مردم ایران را سرکوب کرده و سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده را پیش برده‌اند».

مجتبی خامنه‌ای در کنار وحید حقانیان
100%
مجتبی خامنه‌ای در کنار وحید حقانیان

درباره مجتبی به‌روشنی گفته شد که او هرچند هرگز هیچ سمت دولتی بر عهده نگرفته و در منصب‌های انتخابی و انتصابی مسئولیتی نداشته، اما «به نمایندگی از رهبر» عمل می‌کند و بخشی از وظایف علی خامنه‌ای به او محول شده است، از جمله همکاری نزدیک با نیروی قدس و بسیج.

این زبان حقوقی، چنین تصویری از او تثبیت کرد: نه یک روحانی عادی و نه صرفا پسر رهبر، بلکه بازیگری محوری در «شبکه سایه» دفتر رهبری.

جانشینی و معضل «ولی‌عهدی»

سال‌ها پیش از مرگ علی خامنه‌ای، سناریوی جانشینی او در مرکز توجه تحلیل‌گران قرار گرفت و نام مجتبی در صدر فهرست گزینه‌ها تکرار شد؛ به‌ویژه پس از مرگ ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط هلی‌کوپتر در سال ۱۴۰۳ که موازنه میان چهره‌های محتمل را تغییر داد.

رویترز، نیویورک‌تایمز و ایران‌اینترنشنال او را یکی از جدی‌ترین نامزدهای رهبری معرفی کردند؛ نامزدی که برای هسته سخت حاکمیت، به‌ویژه سپاه، دو مزیت داشت: «تداوم» به‌عنوان فرزند رهبر و ادامه شخصی‌سازی قدرت و «کنترل» به‌دلیل پیوندهای امنیتی و آشنایی با شبکه‌های درون نظام.

  • خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

    خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

اما همین ویژگی‌ها، معضل دیگری را پررنگ می‌کرد: اتهام «ولی‌عهدی» در نظامی که با شعار ضد سلطنت شکل گرفته است.

مساله رتبه حوزوی نیز در کنار این حساسیت سیاسی قرار داشت؛ او عمدتا به‌عنوان «حجت‌الاسلام» شناخته می‌شد و هرچند برخی رسانه‌های حوزوی در سال‌های پایانی از عنوان «آیت‌الله» برای او استفاده کردند، این عنوان در میان بخشی از روحانیت و افکار عمومی محل مناقشه بود؛ مشابه همین جدل‌ها درباره مرجعیت علی خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ نیز وجود داشت.

پس از کشته شدن دیکتاتور تهران در حملات آمریکا و اسرائیل، ایران‌اینترنشنال گزارش‌ داد که مجلس خبرگان، زیر فشار سپاه پاسداران و در بحبوحه جنگ، مجتبی را به‌عنوان رهبر جدید برگزیده است.

همان زمان، منتقدان در داخل و خارج، این روند را نشانه‌ای از «سلطنتی شدن» جمهوری اسلامی می‌خواندند و آن را ضربه‌ای دیگر به مشروعیت انقلابی نظام تعبیر می‌کردند. گزارش اختصاصی ایران‌اینترنشنال در این مورد در ۱۴ اسفند منتشر شد.

مجتبی خامنه‌ای در راهپیمایی‌ حکومتی
100%
مجتبی خامنه‌ای در راهپیمایی‌ حکومتی

چرا مجتبی خامنه‌ای مساله ماندگار سیاست ایران است؟

مجتبی خامنه‌ای در معماری قدرت جمهوری اسلامی، نمونه‌ای از بازیگران «بی‌سِمَت و پرنفوذ» است؛ بازیگرانی که نام‌شان روی هیچ تابلو و سردری دیده نمی‌شود، اما کلید بسیاری از قفل‌های قدرت را در دست دارند.

پرونده او، از نقش در بیت و پیوند با سپاه تا تحریم‌های آمریکا و بحث جانشینی، نشان داد که در نظام‌های شخصی‌سازی‌شده، فهم شبکه‌هایی که در سایه عمل می‌کنند، گاه برای تحلیل آینده، مهم‌تر از شناخت مقام‌های رسمی است.

معرفی رسمی مجتبی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی، فارغ از قضاوت درباره کارنامه و نقش او، یک نکته را روشن‌تر می‌کند: در لحظه‌های بحران، آن‌چه تعیین‌کننده است فقط نام‌ها نیستند، بلکه شبکه‌هایی‌اند که این نام‌ها به آنها تنیده شده‌اند؛ شبکه‌هایی که اکنون با قرار گرفتن یکی از گره‌هایشان در رأس هرم قدرت، می‌توانند مسیر سیاست ایران را در سال‌های پیش‌رو بازترسیم کنند.

البته همه این‌ها در صورتی معنا پیدا می‌کند که او و حکومتی که بر راس آن قرار گرفته است، از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرد، بتواند از پناهگاه خارج شود و در عمل به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی ظاهر شود.