• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مرگ بی‌عزت خامنه‌ای و پایان حقارت‌بار جمهوری اسلامی

جمشید برزگر
جمشید برزگر

روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۲۳:۱۱ (گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۴:۰۳ (گرینویچ)

علی خامنه‌ای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیده‌شده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.

این بزدلی و بی‌آبرویی چندان بود که در آخرین ماه‌های حیات کسی که توانست خونین‌ترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.

چگونگی مرگ علی خامنه‌ای، در عین حال ثابت کرد که به‌رغم همه لاف‌ها و رجزخوانی‌ها و بر طبل جنگ کوبیدن‌ها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما هم‌زمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، بوده است.

علی خامنه‌ای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ می‌دانستند و گمان می‌بردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به‌ در برده‌اند، می‌توانند با خیالی آسوده‌تر و دستانی گشوده‌تر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمام‌عیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بی‌سابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سال‌ها تضمین کنند.

مرگ بی‌عزت علی خامنه‌ای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بین‌المللی به‌ویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بوده‌اند. درواقع، مرگ علی خامنه‌ای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزب‌الله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.

این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمی‌ماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانی‌هایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصل‌الخطاب قلمداد می‌شد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.

این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیق‌تری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.

بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنه‌ای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوه‌های طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.

سپاه پاسداران به‎عنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیت‌ها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنه‌ای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه می‌شود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده‌ که تا باشد از ترور و و بی‌ثبات‌سازی دست نمی‌کشد؛ به‌ویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقه‌ای را نیز به خشم آورده است.

مرگ علی خامنه‌ای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارت‌بار و ذلت‌بار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینه‌های زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.

مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفته‌اند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم
۱

ونس پس از مذاکرات فشرده با جمهوری اسلامی در اسلام‌آباد: به توافق نرسیدیم

۲

مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی فعلا متوقف شد؛ اختلاف‌ها همچنان پابرجاست

۳

تایمز: افسر آمریکایی با یک فناوری فوق‌سری و احتمالا جاسوس‌افزار پگاسوس نجات یافت

۴

کویت از کشف شبکه تامین مالی «تروریستی» خبر داد

۵

هم‌زمان با مذاکرات اسلام‌آباد، عربستان از استقرار جنگنده‌های پاکستان در این کشور خبر داد

Banner

انتخاب سردبیر

  • تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

    تهران بار دیگر کشورهای منطقه را تهدید کرد: امنیت بنادر یا برای همه است یا برای هیچ‌کس

  • محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد
    تحلیل

    محاصره تنگه هرمز؛ فشاری که می‌تواند اقتصاد ایران را به زانو درآورد

  • ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

    ترامپ مقاله‌ای را درباره «محاصره دریایی» ایران در شبکه اجتماعی خود بازنشر کرد

  • سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

    سی‌ان‌ان: چین در حال آماده‌ شدن برای ارسال سامانه‌های پدافند هوایی به ایران است

  • قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

    قالیباف، پل قدرت در جمهوری اسلامی پس از خامنه‌ای؟

  • خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

    خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

  • ترامپ: خامنه‌ای، یکی از شرورترین انسان‌های تاریخ، مرد

    ترامپ: خامنه‌ای، یکی از شرورترین انسان‌های تاریخ، مرد

  • شاهزاده رضا پهلوی: با مرگ خامنه‌ای، جمهوری اسلامی عملا به پایان رسیده است

    شاهزاده رضا پهلوی: با مرگ خامنه‌ای، جمهوری اسلامی عملا به پایان رسیده است

•
•
•

مطالب بیشتر

شاهزاده رضا پهلوی: با مرگ خامنه‌ای، جمهوری اسلامی عملا به پایان رسیده است

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۲۲:۲۰ (گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در پیامی خطاب به مردم ایران، مرگ علی خامنه‌ای را «پایان عملی جمهوری اسلامی» توصیف کرد و اعلام کرد این نظام «به‌زودی به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست.»

او در این پیام، خامنه‌ای را «ضحاک خونخوار زمان» و «قاتل ده‌ها هزار تن از شجاع‌ترین فرزندان ایران» خواند و گفت هرگونه تلاش برای تعیین جانشین او از سوی بقایای حکومت «از پیش شکست‌خورده» است. به گفته شاهزاده رضا پهلوی، «هر که را به جای او بنشانند، نه مشروعیت خواهد داشت، نه بقا؛ و بی‌تردید شریک جنایات این رژیم خواهد بود.»

شاهزاده رضا پهلوی همچنین نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی را خطاب قرار داد و تاکید کرد: «هرگونه تلاش برای حفظ رژیمی در حال سقوط، محکوم به شکست است.» او این مقطع را «فرصت آخر» برای پیوستن نیروهای حکومتی به مردم دانست و خواستار همراهی آنها با «گذار باثبات ایران به آینده‌ای آزاد و آباد» شد.

متن پیام شاهزاده رضا پهلوی که در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده است:

هم‌میهنانم، علی خامنه‌ای، ضحاک خونخوار زمان، قاتل ده‌ها هزار تن از شجاع‌ترین فرزندان ایران از صفحه روزگار محو شد. با مرگ او، جمهوری اسلامی نیز در عمل به پایان خود رسیده است و به‌زودی زود به زباله‌دان تاریخ خواهد پیوست. هر تلاشی از سوی بقایای رژیم برای تعیین جانشین خامنه‌ای، از پیش شکست‌خورده است. هر که را به جای او بنشانند، نه مشروعیت خواهد داشت، نه بقا؛ و بی‌تردید شریک جنایات این رژیم نیز خواهد بود.

به نیروهای نظامی، انتظامی، و امنیتی: هرگونه تلاش برای حفظ رژیمی در حال سقوط، محکوم به شکست است. فرصت آخر شماست تا به ملت بپیوندید؛ به گذار باثبات ایران به آینده‌ای آزاد و آباد کمک کنید؛ و در ساختن آن آینده سهیم باشید. مرگ خامنه‌ای جنایتکار، اگرچه دادِ خون‌های ریخته‌شده را باز نمی‌گرداند، اما می‌تواند مرهمی باشد بر دل‌های سوخته خانواده‌های دادخواه؛ پدران و مادران، همسران و فرزندان داغدار؛ و خانواده‌های جان‌فدایان انقلاب ملی شیروخورشید ایران.

ملت شریف و شجاع ایران، این اگرچه آغاز جشن بزرگ ملی ماست؛ اما پایان راه نیست. هوشیار و آماده باشید. زمان حضور گسترده و تعیین‌کننده در خیابان‌ها بسیار نزدیک است. ما با هم، متحد و استوار، پیروزی نهایی را رقم خواهیم زد، و آزادی ایران را در سراسر میهن اهورایی‌مان جشن خواهیم گرفت.

پاینده ایران، رضا پهلوی

سپاه پاسداران بر تعیین هرچه سریع‌تر رهبر بعدی جمهوری اسلامی اصرار دارد

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۵۶ (گرینویچ)

اطلاعات رسیده حاکی است باقی‌مانده ساختار فرماندهی سپاه پاسداران می‌کوشد این تصمیم در ساعات آینده نهایی شود. با توجه به ناممکن بودن تشکیل جلسه مجلس خبرگان رهبری در شرایطی که حملات هوایی ادامه دارد، سپاه پاسداران خواهان آن است تعیین رهبر بعدی خارج از تشریفات مقرر قانونی انجام شود.

گزارش‌های رسیده به ایران اینترنشنال همچنین حاکی است پس از کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، تشتت و سردرگمی در ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی تشدید شده است. به گفته این منابع، در پی این وضعیت بخشی از سلسله‌مراتب فرماندهی دچار اختلال شده و روند انتقال دستورها و هماهنگی‌های عملیاتی با مشکل مواجه است؛ موضوعی که می‌تواند تصمیم‌گیری میدانی و مدیریت بحران را در ساعات و روزهای پیش‌رو پیچیده‌تر کند.

این اطلاعات همچنین حاکی است برخی فرماندهان نظامی و نیروهای رده‌های پایین‌تر از مراجعه به مراکز و پایگاه‌های نظامی خودداری می‌کنند؛ اقدامی که بنا به گفته منابع ایران اینترنشنال، ناشی از نگرانی نسبت به تداوم حملات آمریکا و اسرائیل و خطر هدف قرار گرفتن مراکز فرماندهی و پشتیبانی است.

سپاه پاسداران همچنین به شدت نگران است با روشن شدن هوا در روز یکشنبه، مردم در نقاط مختلف کشور به خیابان‌ها بیایند و موجی از تجمع‌ها و اعتراضات شکل بگیرد.

خامنه‌ای مُرد؛ پایان دیکتاتوری که یک ملت در آرزوی مرگش بودند

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۴۵ (گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

خامنه‌ای مُرد؛ تصوری که سال‌ها در ذهن و بر زبان بسیاری از ایرانیان جاری بود، سرانجام به واقعیت پیوست. اما مرگ رهبر جمهوری اسلامی، آغاز فصل تازه‌ای از پرسش‌گری، محاسبه و مواجهه با میراثی است که دهه‌ها بر سر ایران سایه انداخت.

مرگ علی خامنه‌ای (۱۳۱۸-۱۴۰۴)

علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، در حمله نهم اسفند اسرائیل و آمریکا به دفتر و محل سکونتش کشته شد.

در حالی‌ که هنوز زخمِ کشتار سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ با ده‌ها هزار کشته و زخمی بر تن جامعه تازه است، مرگ ایران و منطقه را وارد مرحله‌ای حساس و بی‌سابقه کرده است.

خامنه‌ای که بیش از سه دهه ستون اصلی نظام جمهوری اسلامی بود، در لحظه‌ای از صحنه قدرت کنار رفته که ساختار سیاسی و نظامی کشور در حالت آماده‌باش دائمی، اقتصاد زیر فشار فقر توده‌ای و فرسایش شدید مشروعیت، و جامعه مملو از خشم و سوگ دی‌ماه است و آینده جمهوری اسلامی در هاله‌ای متراکم از ابهام، ترس و پرسش از بقای خود نظام فرو رفته است.

در نبود او، نظامی که همه اهرم‌های حیاتی‌اش از قوه قضاییه و نیروهای نظامی تا سیاست منطقه‌ای و رسانه رسمی، با هدایت راس هرم شکل گرفته بود، با بحرانی عمیق روبه‌روست: هم در سطح جانشینی، هم در مدیریت پیامدهای جنگ ناتمام، و هم در مواجهه با خشم فشرده و انباشته‌ای که در سال‌های اخیر در خیابان و جامعه شعله‌ور شده است.

مرگ خامنه‌ای نه فقط پایان عمر یک رهبر، بلکه پایان عصری است که در آن ایدئولوژی، سرکوب، امنیت و مقاومت در شخصیتی واحد تجسد یافته بود.

اکنون، جمهوری اسلامی باید مسیر آینده را بدون خامنه‌ای، در فضایی از تردید، ترس و رقابتِ درون‌ساختاری طی کند.

  • نیویورک‌تایمز: خامنه‌ای از ترس مرگ سه جانشین برای خود معرفی کرده است

    نیویورک‌تایمز: خامنه‌ای از ترس مرگ سه جانشین برای خود معرفی کرده است

از مشهد تا بیت رهبری؛ شکل‌گیری یک رهبر سیاسی-مذهبی

سید علی حسینی خامنه‌ای در فروردین سال ۱۳۱۸ در مشهد به دنیا آمد؛ شهری که در سنت تشیع جایگاهی مهم دارد. پدرش، سید جواد خامنه‌ای، روحانی‌ای سنتی و زاهد بود که معیشت ساده‌ای داشت. علی خامنه‌ای از کودکی وارد حوزه علمیه شد و پس از تحصیل در مشهد، برای ادامه علوم دینی به قم رفت؛ جایی که با چهره‌هایی چون روح‌الله خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی آشنا شد و تحت تاثیر نگاه سیاسی خمینی به فقه، جذب مبارزه با حکومت پهلوی شد.

در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، خامنه‌ای بارها به‌دلیل فعالیت‌های انقلابی علیه حکومت شاه دستگیر، زندانی و تبعید شد. این تجربه‌های مبارزاتی، به‌ویژه در کنار سخنرانی‌ها و ترجمه‌های ایدئولوژیک از آثار اسلام‌گرایان عرب، نقش مهمی در هویت فکری او ایفا کردند.

او همچنین به چهره‌ای فعال در انتقال مفهوم «حکومت اسلامی» به نسل جوان روحانی و انقلابی بدل شد.

تثبیت پس از انقلاب؛ میان فقه و قدرت

پس از انقلاب ۱۳۵۷، خامنه‌ای به سرعت به ساختار قدرت جمهوری اسلامی راه یافت. او عضو شورای انقلاب شد، در بازسازی ارتش و تاسیس سپاه پاسداران نقش داشت و در دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی نیز فعال بود.

در دهه نخست حیات جمهوری اسلامی، خامنه‌ای بخشی از هسته مرکزی تصمیم‌سازی محسوب می‌شد؛ هم به‌دلیل نزدیکی به خمینی و هم به‌دلیل مهارت در ایجاد شبکه‌های وفاداری در میان بدنه روحانی و نظامی.

او سال ۱۳۶۰، هنگامی‌ که در مسجد ابوذر تهران سخنرانی می‌کرد، هدف بمب‌گذاری قرار گرفت.

انفجار ضبط‌ صوتی که در مقابل او قرار داشت، بازوی راستش را برای همیشه فلج کرد. این واقعه، او را به نماد «روحانی مجروح در راه انقلاب» بدل ساخت و از نظر سمبلیک، جایگاهش را در حافظه حامیان نظام تثبیت کرد.

100%

ریاست‌جمهوری و پیوند با سپاه

پس از ترور محمدعلی رجایی، خامنه‌ای در سال ۱۳۶۰ به ریاست‌جمهوری رسید و دو دوره در این مقام باقی ماند.

دوران ریاست‌جمهوری او با جنگ ایران و عراق هم‌زمان بود. او در عمل نقش میانجی را میان سپاه پاسداران و دولت وقت (به‌ویژه در رابطه با نخست‌وزیرش میرحسین موسوی) ایفا می‌کرد.

اگرچه ریاست‌جمهوری در ساختار جمهوری اسلامی قدرت محدودی داشت، خامنه‌ای با حمایت هاشمی رفسنجانی که مانع حاشیه‌نشینی او شد، از فرصت استفاده کرد تا روابطی استراتژیک با فرماندهان سپاه پاسداران و حلقه‌های امنیتی برقرار کند. شبکه‌هایی که بعدها پایه‌های رهبری مطلقه او شدند.

100%

انتخاب غیرمنتظره، تثبیت پرقدرت

خرداد ۱۳۶۸، با مرگ خمینی، جمهوری اسلامی با چالشی در تعیین جانشین او روبه‌رو شد.

قانون اساسی آن زمان تنها یک «مرجع تقلید» را شایسته رهبری می‌دانست، اما خامنه‌ای از نظر حوزوی در این جایگاه نبود. با این حال، در جلسه‌ای اضطراری در مجلس خبرگان، و با نقش‌آفرینی پررنگ هاشمی رفسنجانی، به‌عنوان رهبر موقت انتخاب شد.

خود او در آن جلسه با صراحت مخالفت خود را با انتخابش به عنوان رهبر اعلام کرد.

خامنه‌ای در بخش‌هایی از سخنانش در آن جلسه (که بعدها فایل صوتی و ویدیویی آن منتشر شد)، تاکید می‌کند نه صلاحیت فقهی لازم را برای رهبری دارد و نه موافق با اصل تمرکز قدرت در یک فرد است.

او حتی با لحنی اعتراضی می‌گوید: «واقعا باید خون گریست بر جامعه‌ اسلامی که حتی احتمال [رهبری] کسی مثل بنده مطرح شود ....»

اما پس از مشورت‌ها، فشارهای سیاسی درون مجلس خبرگان، و نقش پررنگ و قاطع هاشمی رفسنجانی که در جلسه گفت «من در وصیت امام شنیدم که ایشان آقای خامنه‌ای را شایسته رهبری می‌دانست»، جریان جلسه به سمتی رفت که خامنه‌ای به‌عنوان رهبر موقت انتخاب شد.

در انتهای جلسه، او این مسئولیت را پذیرفت و گفت: «اگر شما تصمیم گرفتید، من مخالفتی نمی‌کنم، اما به وضوح می‌گویم که این برای من از هر چیزی سنگین‌تر است.»

چند ماه بعد، قانون اساسی اصلاح شد و شرط «مرجع تقلید بودن» از قانون حذف شد.

آبان ۱۳۶۸، مجلس خبرگان دوباره تشکیل جلسه داد و خامنه‌ای را به‌طور رسمی و دائم به رهبری جمهوری اسلامی انتخاب کرد.

این جلسه یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در تاریخ جمهوری اسلامی بود، زیرا نشان داد که رهبری نه فقط بر اساس شأن فقهی، بلکه با ترکیبی از مصلحت سیاسی، انسجام ساختاری و مداخله‌های پشت‌پرده شکل گرفته است.

آنچه در ابتدا انتخابی موقت و محافظه‌کارانه تلقی می‌شد، در عمل آغاز ساختن یکی از قدرتمندترین و متمرکزترین ساختارهای شخص‌محور در جمهوری اسلامی شد.

100%

اقتدار مطلقه؛ از ولایت فقیه تا نهاد موازی

خامنه‌ای به تدریج نهاد رهبری را به قدرتی فراگیر تبدیل کرد که در همه عرصه‌ها، از امنیت و سیاست خارجی گرفته تا اقتصاد و فرهنگ، حرف نهایی را می‌زد.

او ستاد اجرایی فرمان امام (ستاد) را به یکی از ثروتمندترین نهادهای اقتصادی ایران بدل کرد و از طریق آن، به مدیریت گسترده املاک، صنایع، بانک‌ها و رسانه‌ها پرداخت.

نهادهایی چون قوه قضاییه، شورای نگهبان، سپاه پاسداران، صداوسیما و حتی شورای عالی امنیت ملی عملا تابع نظر مستقیم رهبر بودند. خامنه‌ای نه تنها فرمانده کل قوا، که هم قاضی‌القضات و هم سیاست‌گذار اصلی جمهوری اسلامی شد.

در دوران رهبری او، سپاه پاسداران از یک نیروی نظامی انقلابی به بازیگر اصلی سیاست، اقتصاد و امنیت در جمهوری اسلامی بدل شد.

خامنه‌ای با واگذاری مستقیم اختیارات، بودجه‌های کلان و ماموریت‌های فراملی به سپاه پاسداران، آن را به ستون فقرات حفظ نظام و بازوی اجرایی ولایت فقیه تبدیل کرد.

ذهنیت سیاسی خامنه‌ای عمیقا توطئه‌اندیش بود. او در اغلب سخنرانی‌هایش، از «دشمن» با تعابیری چون «استکبار جهانی» و «شبکه نفوذ» یاد می‌کرد و هر رخداد داخلی، از اعتراضات دانشجویی و جنبش سبز تا خیزش‌های ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را به طراحی لندن، واشینگتن و تل‌آویو نسبت می‌داد.

در این چارچوب، مطالباتی مانند آزادی‌های مدنی، حقوق زنان یا اعتراض به بحران اقتصادی نه خواست‌های واقعی جامعه، که بخشی از «پروژه دشمن» معرفی می‌شد تا هم سرکوب مشروع جلوه کند و هم هر نقدی به نظام، به خیانت و وابستگی تعبیر شود.

  • آثار توهم در گفتار خامنه‌ای؛ آیا رهبر جمهوری اسلامی با واقعیت قطع رابطه کرده است؟

    آثار توهم در گفتار خامنه‌ای؛ آیا رهبر جمهوری اسلامی با واقعیت قطع رابطه کرده است؟

راهبرد منطقه‌ای؛ «محور مقاومت»

خامنه‌ای با هدف مقابله با اسرائیل و ایالات متحده، راهبردی منطقه‌ای بنیان نهاد که با عنوان «محور مقاومت» شناخته می‌شود. ائتلافی نامتوازن از گروه‌های نیابتی و دولت‌های هم‌سو که به واسطه پشتیبانی مالی، نظامی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی شکل گرفت.

از حزب‌الله لبنان و گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق گرفته تا حوثی‌های یمن و رژیم بشار اسد در سوریه، این محور طی دو دهه زیر نظر مستقیم خامنه‌ای گسترش یافت.

اما در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، این راهبرد زیر ضربات پی‌ در پی قرار گرفت. حملات اسرائیل ساختار نظامی حماس را در غزه در هم شکست، دولت سوریه پس از سقوط بشار اسد به بازتعریف روابط با محور تهران پرداخت، و کارزار نظامی ایالات متحده علیه حوثی‌ها در دریای سرخ و یمن، نفوذ جمهوری اسلامی را در آن منطقه به‌شدت تضعیف کرد.

دشمنی ساختاری با غرب، به‌ویژه ایالات متحده، همراه با بی‌اعتمادی مزمن به اروپا، خامنه‌ای را به سمت دکترین «نگاه به شرق» سوق داد. او طی سال‌های رهبری‌اش بارها تاکید کرد که باید «شرق را بر غرب ترجیح داد» و در عمل، با تعمیق وابستگی راهبردی به روسیه و چین، از قراردادهای بلندمدت اقتصادی و نظامی تا هماهنگی‌های امنیتی، کوشید حیات جمهوری اسلامی را در چتر حمایت این دو قدرت تعریف کند.

این چرخش، هم ایران را در موقعیت ژئوپولیتیک فرودست‌تری نسبت به مسکو و پکن قرار داد و هم انزوای آن را در جهان غرب تثبیت کرد.

  • علی خامنه‌ای؛ آیت‌الله انکار

    علی خامنه‌ای؛ آیت‌الله انکار

تقابل با غرب، برنامه هسته‌ای و انزوا

خامنه‌ای همواره نسبت به غرب، به‌ویژه ایالات متحده، عمیقا بدبین بود و بارها هشدار می‌داد که «نفوذ فرهنگی غرب» تهدیدی بنیادین برای جمهوری اسلامی است.

در عرصه بین‌المللی، برنامه هسته‌ای تهران یکی از پرونده‌های اصلی رهبری او بود.

با وجود فتوای شرعی علیه سلاح هسته‌ای، او توسعه برنامه غنی‌سازی را پیش برد و در سال ۱۳۹۴ از توافق برجام حمایت مشروط کرد، اما پس از خروج آمریکا از آن در سال ۱۳۹۷، استراتژی «مقاومت فعال» را جایگزین تعامل دیپلماتیک کرد و پیوندهای جمهوری اسلامی با روسیه و چین، تقویت شد.

در سال ۱۴۰۴، این راهبرد با واکنش‌های کم‌سابقه نظامی از سوی اسرائیل و ایالات متحده مواجه شد. اسرائیل عملیاتی تحت عنوان «طلوع شیران» را علیه تاسیسات هسته‌ای در ایران آغاز کرد که شامل حمله به سایت‌های غنی‌سازی نطنز، فردو و تاسیسات نظامی در اصفهان بود.

این حملات با کشتن هم‌زمان نزدیک به ۳۰ تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و عوامل برنامه هسته‌ای ایران همراه شد.

  • اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه چند حمله به ایران و به چه اهدافی انجام داد؟

    اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه چند حمله به ایران و به چه اهدافی انجام داد؟

چند روز بعد، آمریکا نیز با عملیات مستقلی موسوم به «چکش نیمه‌شب»، مجموعه‌ای از حملات دقیق هوایی را به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران در عمق خاک این کشور انجام داد.

برخی ارزیابی‌ها حاکی از وارد آمدن خسارت سنگین به سانتریفیوژها و مراکز غنی‌سازی بود، اما گزارش‌های نهادهای اطلاعاتی غرب نشان داد بخش‌هایی از ظرفیت فنی و نیروی انسانی برنامه هسته‌ای تهران همچنان پابرجا مانده‌اند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کاهش محسوس در فعالیت‌های هسته‌ای را تایید کرد؛ اگرچه درباره میزان واقعی تخریب زیرساخت‌ها اجماع وجود نداشت.

  • یک فرمانده ارتش آمریکا: ۴ هزار نفر عملیات حمله بی-۲ها به ایران را پشتیبانی و اجرا کردند

    یک فرمانده ارتش آمریکا: ۴ هزار نفر عملیات حمله بی-۲ها به ایران را پشتیبانی و اجرا کردند

اعتراضات، سرکوب و انباشت نارضایتی

خامنه‌ای در مواجهه با اعتراضات مردمی، همواره به سناریوی «دشمن خارجی» متوسل شد.

از جنبش دانشجویی ۱۳۷۸ گرفته تا جنبش سبز ۱۳۸۸، اعتراضات اقتصادی ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، و خیزش «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱، تا انقلاب ملی ۱۴۰۴، همه با سرکوب امنیتی شدید پاسخ داده شدند.

در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸، او در خطبه‌ای کم‌سابقه در نماز جمعه، به جای شنیدن صدای میلیون‌ها معترض، با لحنی گلایه‌آمیز گفت: «نمی‌شود آدم با کسانی که نظام را قبول ندارند، در چارچوب نظام رقابت کند.»

او خود را قربانی توطئه دشمنان دانست که هدفشان نه انتخابات، بلکه «اصل ولایت فقیه» بود. این رویکرد از آن پس به الگوی ثابت تحلیل او از هر شکل اعتراض بدل شد: اعتراضات نه خاستگاه اجتماعی داشتند، نه اقتصادی، نه جنسیتی؛ بلکه همه، از لندن و تل‌آویو و واشینگتن هدایت می‌شدند.

در ماجرای قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی، او حتی حاضر نشد با خانواده امینی دیدار کند و در سخنرانی‌هایش، جوانان معترض را فریب‌خوردگان «پروژه‌های آمریکایی-صهیونیستی» خواند.

درک او از خیزش زنان و جوانان عمدتا نه از منظر بحران مشروعیت، که بر اساس ادبیات توطئه و نفوذ بود.

این رویکرد، شکاف میان مردم و راس هرم قدرت را به اوج رساند و پرسش از مشروعیت خود نظام را به موضوعی عمومی، فراگیر و حتی بین‌نسلی بدل کرد.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

دی‌ماه ۱۴۰۴ و کشتار بزرگ

در ماه‌های پایانی حیات سیاسی خامنه‌ای، بحران انباشت‌شده اجتماعی و اقتصادی به انفجاری سراسری در دی‌ماه ۱۴۰۴ بدل شد که گستره و شدتش، حتی در قیاس با خیزش‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۶، ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، ابعادی بی‌سابقه یافت.

از هفتم دی، اعتصاب و اعتراض بازاریان و کسبه در تهران علیه سقوط آزاد ارزش ریال و جهش افسارگسیخته قیمت‌ها به سرعت به ده‌ها و سپس صدها شهر گسترش یافت و ظرف کمتر از دو هفته، خیزشی تمام‌عیار با مطالبات صریحِ براندازی نظام مستقر و علیه شخص خامنه‌ای شکل گرفت.

شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی، میلیون‌ها نفر در همه ۳۱ استان کشور به خیابان‌ها آمدند و خیابان‌های تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز، اهواز و ده‌ها شهر دیگر برای ساعاتی از کنترل نیروهای حکومتی خارج شد.

خامنه‌ای دستور داد اعتراضات «به هر وسیله لازم» سرکوب شود و نیروهای امنیتی و نظامی با فرمان صریح «شلیک برای کشتن» وارد عمل شدند. فرمانی که با قطع کامل اینترنت و ارتباطات همراه شد و زمینه‌ساز خون‌بارترین سرکوب خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی شد.

گزارش‌ها از بیمارستان‌ها، اسناد درز کرده نهادهای امنیتی و برآورد رسانه‌های بین‌المللی از ده‌ها هزار کشته و صدها هزار مجروح حکایت دارند. برخی منابع از بیش از ۳۶ هزار جان‌باخته تنها در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی و صدها هزار زخمی در درگیری‌ها در بیش از ۴۰۰ شهر و نقطه درگیری سخن گفته‌اند، در حالی که حتی آمارهای رسمی حکومت نیز به هزاران کشته اذعان دارند.

بخش بزرگی از قربانیان، جوانان و نوجوانانی بودند که با اصابت گلوله جنگی در خیابان یا در مسیر انتقال به بیمارستان جان دادند و تصاویر و گزارش‌هایی که بعدتر از بیمارستان‌هایی چون الغدیر تهران و مراکز درمانی شهرهای بزرگ منتشر شد، ابعاد فاجعه را به‌وضوح نشان داد.

کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴، نه فقط آخرین تصمیم بزرگ سرکوبگرانه خامنه‌ای، که نقطه گرهی در فروپاشی کامل مشروعیت سیاسی او و نظامی بود که بر آن حکم می‌راند.

از این پس، حتی بخش‌هایی از بدنه خاکستری جامعه که تا پیش از آن در وضعیت تعلیق، ترس یا بی‌تفاوتی بودند، حاکمیت را نه یک حکومت ناکارآمد، که ساختاری آشکارا جنایت‌کار و اشغال‌گر نسبت به جامعه خود تلقی کردند.

در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز کشتار دی‌ماه، چهره رهبر جمهوری اسلامی را به‌عنوان دیکتاتوری که آماده توسل به قتل‌عام برای حفظ قدرت است، تثبیت کرد و معنای «ثبات» در دوران رهبری او را با خون هزاران شهروند ایرانی صورت‌بندی مجدد کرد.

  • شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: گزارش‌های هولناک از اعدام بدون محاکمه معترضان حکایت دارند

    شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال: گزارش‌های هولناک از اعدام بدون محاکمه معترضان حکایت دارند

پایان یک دیکتاتور

خامنه‌ای، جمهوری اسلامی را از بحران‌های پس از سال‌های نخست انقلاب، جنگ، اختلافات درون‌ساختاری، و خلاء جانشینی خمینی عبور داد و آن را به انسجامی ظاهرا پایدار رساند. اما بهای این «ثبات» را نه ساختار حکومتی، بلکه جامعه ایران پرداخت: با سرکوب‌های پیاپی سیاسی، انسداد اجتماعی، سرکوب نهادهای مدنی، تبعید صدای مخالف، و انزوای جهانی.

او با تبدیل جایگاه رهبری به نقطه ثقل همه تصمیم‌ها، عملا نظام را حول شخص خود متمرکز کرد و ساختارهای انتخابی را به نهادهایی تشریفاتی و بی‌اثر تقلیل داد.

نهادهای مستقل یکی پس از دیگری تعطیل یا جذب شدند. صداوسیما، قوه قضاییه، ارتش، آموزش، فرهنگ، حتی اقتصاد، در نهایت در یک چیز مشترک بودند: «رضایت رهبر!»

شخصیت او، ترکیبی از ظاهری متواضع، رفتاری ادیب‌مسلک و باطنی بی‌تسامح بود. گرچه در کلام از اخلاق و عدالت سخن می‌گفت، در عمل، تحمل هیچ صدای ناهمسویی را نداشت.

برخوردش با مخالفان، از اصلاح‌طلبان درونی تا معترضان خیابانی، یا با زبان تهدید بود، یا با ابزار سرکوب.

اطرافش را نه نخبگان منتقد، بلکه حلقه‌ای محدود از وفاداران امنیتی و روحانیون هم‌سو و سپاهیان احاطه کرده بودند.

همین انسداد فکری، به انسداد سیاسی بدل شد و در نهایت، به فروپاشی رابطه میان نظام و مردم انجامید.

اکنون، در نبود او، جمهوری اسلامی با بزرگ‌ترین آزمون بقای خود از درون و بیرون روبه‌روست.

دستگاهی که قدرت را حول یک نفر بنا کرده بود، حالا باید بدون او بایستد.

مرگ خامنه‌ای می‌تواند آغاز فروپاشی، خلاء قدرت، بی‌نظمی و شکاف در راس هرم جمهوری اسلامی باشد یا شاید فرصتی تاریخی برای بازسازی و بازنگری.

فصل خامنه‌ای در تاریخ ایران بسته شد. فصلی که در آن، حاکم خود را فراتر از قانون، فراتر از جامعه و حتی فراتر از انقلاب تعریف می‌کرد.

چه این پایان، آغاز یک گذار باشد، و چه آغاز بحرانی تازه، سایه‌ای که او بر تاریخ معاصر انداخت، برای سال‌ها باقی خواهد ماند.

نخستین روز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی چگونه گذشت

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۰۱ (گرینویچ)

آمریکا و اسرائیل شنبه نهم اسفند، حدود ساعت ۱۱ و نیم صبح به وقت ایران، حملات نظامی خود علیه جمهوری اسلامی را آغاز و اعلام کردند این حملات به ایرانیان فرصتی می‌دهد تا حاکمان خود را سرنگون کنند.

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) بعد از ظهر شنبه نهم اسفند با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که از آغاز عملیات «خشم حماسی» علیه «ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی»، مراکز فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران، توانمندی‌های پدافند هوایی ایران، محل‌های پرتاب موشک و پهپاد و پایگاه‌های هوایی نظامی هدف قرار گرفته است.

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، علی شمخانی، مشاور علی خامنه‌ای و دبیر شورای دفاع جمهوری اسلامی، و دست‌کم چهار نفر از مدیران ارشد وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی کشته شدند.

جواد پورحسین، جواد پورحسین، رییس واحد جاسوسی خارجی؛ محمدرضا باجستانی، رییس واحد امنیت؛ علی خیر اندیش، رییس واحد جنگ با ترور؛ و سعید احیا حمیدی، مشاور جنگ با اسراییل مقام‌های کشته‌شده وزارت اطلاعات‌اند.

یک مقام اسرائیلی در نخستین ساعات آغاز عملیات گفت که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و مسعود پزشکیان، رییس دولت، هر دو هدف قرار گرفتند، اما نتیجه این حملات مشخص نیست. قبل از آن یک منبع آگاه به رویترز گفته بود که خامنه‌ای در تهران نیست و به مکانی امن منتقل شده است.

همچنین یک منبع نزدیک به نهادهای حکومتی ایران گفت که چندین فرمانده ارشد سپاه پاسداران و مقام‌های سیاسی کشته شده‌اند. شبکه خبری اِن‌بی‌سی نیز، به نقل از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نوشت: «ممکن است چند فرمانده را از دست داده باشیم، اما این مساله آن‌قدرها هم مشکل بزرگی نیست.»

با این حال ساعاتی بعد اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان داد که علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شده است. خبرگزاری رویترز نیز به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی خبر مرگ علی خامنه‌ای را تایید کرد. کانال ۱۲ اسرائیل نیز اعلام کرد که عکس جسد علی خامنه‌ای به بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نشان داده شده است.

ترامپ: آزادی مردم ایران نزدیک است

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در پیامی ویدئویی و از پیش‌ضبط‌شده که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، با اشاره به مناقشه طولانی‌مدت واشینگتن با تهران از آغاز شکل‌گیری جمهوری اسلامی، این عملیات نظامی را «عظیم» و هدف آن را اطمینان یافتن از عدم دست‌یابی تهران به سلاح هسته‌ای توصیف کرد.

او در بخشی از این پیام گفت که حملات نهم اسفند برای «از بین بردن تهدیدات فوری از سوی رژیم ایران» انجام شده است.

او از ایرانیان خواست که در مکانی امن بمانند زیرا «بمب‌ها همه جا فرو می‌ریزند» و سپس افزود: «وقتی کار ما تمام شد، دولت را تصاحب کنید. این احتمالا تنها فرصت شما برای نسل‌ها خواهد بود.»

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، نیز گفت حمله مشترک آمریکا و اسرائیل «شرایطی را برای مردم شجاع ایران ایجاد خواهد کرد تا سرنوشت خود را در دست بگیرند» و «یوغ ظلم را بردارند».

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، هم این عملیات را «حمله‌ای پیش‌دستانه» برای رفع تهدیدها علیه اسرائیل خواند.

این حملات در پی ضرب‌الاجل ترامپ به جمهوری اسلامی برای رسیدن به توافقی دیپلماتیک انجام شد. ترامپ در هفته‌های گذشته و طی سه دور مذاکره با تهران بارها تاکید کرده بود که جمهوری اسلامی می‌تواند طی ۱۰ تا ۱۵ روز با آمریکا به توافق برسد یا مورد حمله نظامی قرار گیرد.

یک مقام دفاعی اسرائیل پس از نخستین دور حملات در صبح شنبه گفت این عملیات ماه‌ها با هماهنگی واشینگتن برنامه‌ریزی شده و تاریخ آغاز آن هفته‌ها پیش معین شده بود.

ارتش اسرائیل گفت نیروی هوایی این کشور، عوامل جمهوری اسلامی را در حال بارگذاری یک واحد موشکی و آماده شدن برای حمله در غرب ایران، شناسایی کرد، سپس این عوامل و پرتابگر را هدف قرار داد و مانع از حمله شد.

حدود دو ساعت پس از انتشار نخستین خبرها از صدای انفجار در شهرهای مختلف ایران، از جمله تهران و تبریز، اسرائیل حرکت موشک‌های جمهوری اسلامی به سوی این کشور را اعلام کرد.

پس از آن مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز تایید کردند که حملاتی علیه اسرائیل را آغاز کرده‌اند.

همزمان، سپاه پاسداران اعلام کرد که «همه پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه» در دسترس جمهوری اسلامی هستند و حملات تلافی‌جویانه ادامه خواهد داشت تا «دشمن به‌طور قاطع شکست بخورد».

گروه مسلح عراقی، کتائب حزب‌الله، وابسته به جمهوری اسلامی نیز ساعاتی پس از آغاز حملات گفت به زودی به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه حمله خواهد کرد.

علاوه بر عملیات نظامی علیه اهدافی در اسرائیل، صدای انفجارهای شدید در ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی، شنیده شد و چندین انفجار در دبی، شهر تجاری امارات، نیز به گوش رسید. امارات یکی از تولیدکنندگان تعیین‌کننده نفت در اوپک و متحد نزدیک آمریکا است.

100%

بحرین هم اعلام کرد مرکز ناوگان پنجم آمریکا هدف حمله موشکی قرار گرفته است. ویدیوهایی نشان می‌داد که دود خاکستری غلیظی از نزدیکی سواحل این جزیره بلند شده و آژیرها به صدا درآمده است.

قطر نیز اعلام کرد همه موشک‌های هدف‌گیری کشورش را منهدم کرده و حق پاسخگویی دارد. کویت هم حمله موشکی به یک پایگاه نظامی آمریکا در این کشور را تایید کرد.

انفجارهایی نیز در نزدیکی جزیره خارک ایران شنیده شد. ایران ۹۰ درصد نفت خام خود را از طریق این جزیره صادر می‌کند.

100%

مقام‌ها و نهادهای اسرائیلی بلافاصله پس از نخستین موج حملات وضعیت ویژه اعلام کردند. پلیس این کشور نیز پس از آنچه «چندین حمله موشکی از سوی ایران» توصیف شد، اعلام کردند که همه اماکن مقدس طبق دستورالعمل‌های وضعیت اضطراری ملی برای بازدیدکنندگان بسته شده است.

شرکت‌های هواپیمایی جهانی پروازهای خود در سراسر خاورمیانه را لغو کردند و حملات چشم‌انداز افزایش قیمت نفت را ایجاد کرد. برخی شرکت‌ها و خانه‌های تجاری نفت خام و سوخت را از طریق تنگه هرمز متوقف کردند.

حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی ‏با محکومیت گسترده روبه‌رو شد

۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۵۸ (گرینویچ)

حملات موشکی حکومت ایران به برخی کشورهای عربی منطقه شامل اردن، امارات متحده عربی، بحرین، عربستان سعودی، قطر و کویت، با واکنش تند این کشورها روبه‌رو شد و موجی از محکومیت‌ها را در سطح منطقه‌ای برانگیخت.

وزارت خارجه عربستان سعودی شنبه ۹ اسفند در بیانیه‌ای شدیداللحن، «تجاوزات» جمهوری اسلامی به کشورهای عربی را با «شدیدترین عبارات» محکوم کرد و گفت تهران حاکمیت این کشورها را نقض کرده است.

ریاض بر همبستگی کامل خود با کشورهای عربی منطقه تاکید کرد و افزود برای حمایت از هر اقدامی که این کشورها در دستور کار قرار دهند، آمادگی کامل دارد.

عربستان سعودی نسبت به «پیامدهای خطرناک ادامه نقض حاکمیت کشورها و اصول حقوق بین‌الملل» هشدار داد و از جامعه جهانی خواست «تجاوزهای آشکار» حکومت ایران را محکوم کند.

در این بیانیه همچنین از جامعه بین‌المللی خواسته شده است برای مقابله با اقدامات جمهوری اسلامی که امنیت و ثبات منطقه را تضعیف می‌کنند، سیاست‌های قاطعی اتخاذ کند.

کویت: از حق کامل و مشروع دفاع از خود برخورداریم

وزارت خارجه کویت در بیانیه‌ای حمله جمهوری اسلامی را «نقض آشکار حاکمیت و حریم هوایی» این کشور خواند و آن را به‌شدت محکوم کرد.

در این بیانیه آمده است: «دولت کویت بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، حق کامل و مشروع دفاع از خود را در برابر این تجاوز آشکار دارد و در چارچوبی متناسب با حجم و ماهیت این حمله و مطابق با حقوق بین‌الملل، تمامی اقدامات لازم را برای حفاظت از سرزمین، شهروندان و ساکنانش در نظر خواهد گرفت.»

کویت هشدار داد ادامه این «اقدامات نظامی تجاوزکارانه» می‌تواند امنیت و ثبات منطقه‌ای را تضعیف کند.

دوحه: حمله دوباره جمهوری اسلامی به خاک قطر بنیان روابط دوجانبه را تهدید می‌کند

وزارت خارجه قطر در بیانیه‌ای، ضمن محکوم کردن حملات جمهوری اسلامی تاکید کرد هدف قرار دادن خاک قطر با اصول حسن همجواری سازگار نیست و «تحت هیچ بهانه یا توجیهی» نمی‌توان آن را پذیرفت.

در این بیانیه آمده است: «دولت قطر برای تسهیل گفت‌وگو میان طرف ایرانی و جامعه بین‌المللی کوشیده است. با این حال، تکرار هدف قرار گرفتن خاک این کشور نشان‌دهنده حسن‌نیت نیست و بنیان‌های تفاهماتی را که روابط دوجانبه میان دو کشور بر آن استوار بوده، تهدید می‌کند.»

قطر خواستار «توقف فوری هرگونه اقدام تنش‌زا، بازگشت به میز مذاکره، اولویت دادن به عقلانیت و درایت و تلاش برای مهار بحران» شد.

دوحه همچنین «تجاوز آشکار» حکومت ایران به دیگر کشورهای عربی منطقه را محکوم کرد و گفت از «تمامی اقداماتی» که این کشورها برای حفظ حاکمیت، امنیت و ثبات خود انجام می‌دهند، حمایت می‌کند.

جمهوری اسلامی پیش‌تر در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز پایگاه آمریکایی العدید در قطر را هدف قرار داده بود.

امارات: تحت هیچ شرایطی خدشه به حاکمیت خود را تحمل نخواهیم کرد

‏وزارت خارجه امارات متحده عربی در بیانیه‌ای حملات موشکی جمهوری اسلامی علیه خود و «کشورهای برادر» را به شدیدترین شکل محکوم کرد.

این وزارتخانه تاکید کرد امنیت کشورهایی که در این حملات آسیب دیده‌اند، به‌هم‌پیوسته است و هر‌گونه تعرض به حاکمیت هر کشور، «تهدیدی مستقیم علیه امنیت و ثبات کل منطقه» محسوب می‌شود.

امارات تاکید کرد «تحت هیچ شرایطی هیچ‌گونه خدشه به امنیت یا حاکمیت خود» را تحمل نخواهد کرد و «حق کامل و مشروع خود» را برای پاسخ به این حملات در چارچوب حقوق بین‌الملل محفوظ می‌دارد.

امارات همچنین مراتب تسلیت و همدردی خود را به خانواده شهروند پاکستانی که در حملات جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد، ابراز کرد.

بحرین حملات «خائنانه» به خاک خود را محکوم کرد

خبرگزاری رسمی بحرین در بیانیه‌ای بدون نام بردن از جمهوری اسلامی از قول دولت بحرین حملات «خائنانه» به خاک این کشور را به شدیدترین شکل ممکن محکوم کرد.

در این بیانیه آمده است این حملات تهدیدی مستقیم علیه امنیت بحرین و ایمنی شهروندان و ساکنان آن به شمار می‌رود.

‫دولت بحرین بر حق کامل خود برای پاسخ دادن به این حملات و اتخاذ تمامی اقدامات لازم به‌منظور دفاع از امنیت ملی و صیانت از حاکمیت در هماهنگی با متحدان و شرکای خود تاکید کرد.

بر اساس این بیانیه، ‫مراجع امنیتی و نظامی بحرین بلافاصله پروتکل‌های اضطراری از پیش تعیین‌شده را فعال کرده و تمامی تدابیر عملیاتی لازم را در محل به اجرا درآورده‌اند.