• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

افزایش فشار معیشتی بر خانوارها در پی جهش شدید قیمت کالاهای اساسی

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۹ (‎+۱ گرینویچ)

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که جهش‌ شدید قیمت کالاهای اساسی مانند روغن، برنج، حبوبات و لبنیات، فشار معیشتی بر خانوارها را بیش از پیش افزایش داده است.

لیلا سعادتی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گزارش می‌دهد.

پربازدیدترین‌ها

پزشکیان و قالیباف خواستار برکناری عراقچی هستند
۱
اختصاصی

پزشکیان و قالیباف خواستار برکناری عراقچی هستند

۲
تحلیل

۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

۳
تحلیل

اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

۴

ساسان آزادوار، از معترضان بازداشت‌شده در جریان انقلاب ملی، اعدام شد

۵
اختصاصی

مقام کاخ سفید: دولت ترامپ در حال گفت‌وگوی فعال با کنگره درباره جنگ ایران است

انتخاب سردبیر

  • صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

    صندوق سرمایه‌گذاری الیوت «جنگ ایران» را با نبرد علیه نازی‌ها مقایسه کرد

  • بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

    بلومبرگ: سنتکام در پی استقرار موشک هایپرسونیک برای افزایش عمق نفوذ به خاک ایران است

  • جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

    جنگ و بحران اقتصادی، بیکاری و فقر کارگران را در ایران تشدید کرده است

  • شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است
    روایت شما

    شهروندان: «اینترنت پرو» رانت حکومتی و خیانت به مردم است

  • اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد
    تحلیل

    اوپک و شاه؛ ایران چطور بازارهای جهانی را شکل داد

  • ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو پیش‌روی بازار مسکن ایران؛ از توافق تا جنگ

•
•
•

مطالب بیشتر

سی‌ان‌ان: رایزنی‌های فشرده میان تهران و واشینگتن در پشت صحنه ادامه دارد

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه گزارش داد فاصله میان آمریکا و جمهوری اسلامی کمتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد و رایزنی‌های دیپلماتیک فشرده همچنان در پشت صحنه ادامه دارد.

به گفته این منابع، مرحله نخست توافق احتمالی بر بازگشت به وضعیت پیش از جنگ و بازگشایی تنگه هرمز متمرکز است و پرونده هسته‌ای حکومت ایران در مراحل بعدی مذاکرات بررسی خواهد شد.

منابع آگاه افزودند میانجی‌ها در حال وارد کردن فشار به دو طرف هستند و چند روز آینده می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

در همین حال، احتمال بازگشت آمریکا به جنگ نیز از دیگر سناریوهای ممکن خواهد بود.

یک شهروند: جیره‌خواران سپاه امنیت مردم را درخیابان‌ها به خطر انداخته‌اند

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

یکی از مخاطبان ایران‌اینترنشنال با ارسال پیامی گفت: «از لحاظ اقتصادی در حال له شدن هستیم و جیره‌خواران سپاه هم امنیت مردم را درخیابان‌ها گرفته‌اند.»

این پیام با هوش مصنوعی بازخوانی شده است.

هشدار وزیر خارجه آلمان درباره پیامدهای جهانی تشدید بحران در خاورمیانه

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۲۱ (‎+۱ گرینویچ)

یوهان وادفول، وزیر امور خارجه آلمان، نسبت به تشدید بحران در خاورمیانه و پیامدهای جهانی آن هشدار داد.

او گفت ادامه تنش‌ها، از جمله حملات موشکی به اهداف غیرنظامی در کشورهای حوزه خلیج فارس، خطر بی‌ثباتی بیشتر را به دنبال دارد.

احمد صمدی، خبرنگار ایران‌اینترنشنال، گزارش می‌دهد.

بی‌اعتمادی تهران و واشینگتن، دو مونولوگ در یک اتاق

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
عطا محامد

پس از جنگی ۴۰ روزه، تهران و واشینگتن پشت میز مذاکره نشستند. مذاکرات ۲۱ ساعته اسلام‌آباد با حضور بلندپایه‌ترین مقامات دو کشور برگزار شد و بی‌هیچ توافقی پایان یافت. یک روز پس از فروپاشی نشست، آمریکا محاصره دریایی تنگه هرمز را اعلام کرد و تهران گفت در فضای تهدید، پشت میز نمی‌نشیند.

آنچه آن‌ها را به همان بن‌بست‌هایی کشاند که در ماه‌های و سال‌های گذشته گرفتارش بودند، ماندگاری بی‌اعتمادی بود که نه جنگ آن را تغییر داده و نه دیپلماسی راهی برای عبور از آن یافته است.

در مذاکرات اسلام‌آباد آشکار شد که این بی‌اعتمادی نه یک احساس کلی، بلکه یک ساختار چندلایه است که هر لایه‌اش منطق و منشأ متفاوتی دارد.

لایه اول از تعارض روایت‌های تاریخی و فقدان تصویر مشترک از آینده تغذیه می‌کند.

لایه دوم در تاکتیک‌های روزمره مذاکره ریشه دارد؛ در اختلاف بر سر دستور کار، در بن‌بست اول‌گامی، و در غیبت سازوکار تضمین.

لایه سوم اما درونی‌ترین و در شرایط کنونی حادترین لایه است: بی‌اعتمادی به خود تیم‌های مذاکره‌کننده، هم از سوی طرف مقابل پشت میز و هم از سوی جریان‌های سیاسی در داخل هر کشور.

فهم این سه لایه و تمایز آن‌ها از یکدیگر، پیش‌شرط هر ارزیابی واقع‌بینانه از چشم‌انداز مذاکرات است

  • پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

    پولیتیکو: رویارویی واشینگتن با تهران، ممکن است اروپا را به سوی راست رادیکال سوق دهد

بی اعتمادی ساختاری

بی‌اعتمادی ساختاری میان جمهوری اسلامی و آمریکا نه یک اختلاف سیاسی گذرا، بلکه نتیجه یک نگاه خصمانه مزمن شده است. واشینگتن ریشه این تخاصم را به سال ۵۸ و واقعه اشغال سفارت بر‌می‌گرداند که سنگ بنای دشمنی با آمریکا در آنجا گذاشته شد و سیاست شعاری «مرگ بر آمریکا» و اقدامات تروریستی و نظامی مختلف منطقه‌ای آن را ادامه داد.

در مقابل، تهران از کودتای ۱۳۳۲ علیه محمد مصدق روایت خود را آغاز می‌کند و آمریکا را یک قدرت استعمارگر معرفی می‌کند که استقلال ملی ایران را هدف گرفته است.

تخاصم دو طرف در جنگ هشت ساله، جنگ ۱۲ روزه و اکنون جنگ ۴۰ روزه عمیق‌تر شده است. به قدری که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در باره آن می‌گوید: «تا وقتی آمریکا، آمریکا است و جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی، این خصومت باقی می‌ماند.»

این وضعیت نشان می‌دهد از نظر تهران، تعارض با واشینگتن صرفا بر سر «رفتارها» نیست، بلکه «هویتی» است.

در این چارچوب، وقایعی همچون تسلیح صدام حسین، تحریم‌های فلج‌کننده و خروج از برجام، تنها نمودهای بیرونیِ یک خصومت ذاتی‌اند که حتی با تغییر دولت‌ها نیز دگرگون نمی‌شوند. در نتیجه، هر اقدام دیپلماتیک از سوی طرف مقابل، نه یک گام اعتمادساز، بلکه یک «فریب تاکتیکی» برای تضعیف حریف در جنگی بی‌پایان تعبیر می‌شود.

تا زمانی که طرفین بر این باور باشند که صلح مستلزم نفی هویت دیگری است، میز مذاکره تنها به صحنه‌ای برای مدیریت تنش تبدیل خواهد شد، نه فضایی برای حل‌وفصل واقعی آن.

فراتر از بار تاریخی که امکان برطرف شدن آن بسیار دشوار است، مشکل ساختاری دیگر بین دو کشور تصویر مشترکی از «روز بعد از توافق» احتمالی برای پایان جنگ است. دونالد ترامپ از یک «معامله بزرگ» صحبت می‌کند اما محتوای آن، چه در روابط دیپلماتیک، چه در معماری امنیتی منطقه، هرگز تعریف نشده.

تهران نیز از «پایان جنگ با پیروزی» سخن می‌گوید بدون اینکه روشن کند این پایان به معنای بازگشت به وضع قبل است یا به رسمیت شناختن نقش منطقه‌ای‌اش.

مشکل اما فقط نبود چشم‌انداز مشترک نیست. این است که هیچ‌کدام از دو طرف چنین چشم‌اندازی نمی‌خواهد.

واشینگتن به‌دنبال تسلیم تهران است، تهران به دنبال شکستن اراده واشینگتن. در چنین منطقی، مذاکره نه ابزار حل اختلاف، بلکه ادامه جنگ با زبانی دیگر است. این وضعیت دقیقا همان چیزی است که توافق‌های پیشین از جمله برجام را از ابتدا شکننده کرد؛ به این دلیل که هیچ‌یک از طرفین نه آن را پایانِ یک روند می‌دیدند، نه آغاز یک رابطه.

وقتی طرفین به دنبال مقهور کردن یکدیگرند نه رسیدن به تعادل، هر توافقی که امضا شود در اولین فرصت سیاسی مناسب فدای همان منطق خواهد شد.

100%

بی‌اعتمادی تاکتیکی

بی‌اعتمادی تاکتیکی پیش از آن که ناشی از اختلاف بر سر محتوای توافق باشد، از ابهام در خودِ «موضوع» مذاکره نیز سرچشمه می‌گیرد. شواهدی که در ماه‌های گذشته از مذاکرات دو طرف برملا یا اعلام شده است، نشان می‌دهد طرفین حتی بر سر دستور کار آنچه می‌خواهند مذاکره کنند نیز با هم صفحه مشترک ندارند.

محمود نبویان، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو تیم مذاکره‌کننده در اسلام‌آباد، گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار را «خطای راهبردی» نامید و تاکید کرد این اقدام «دشمن را امیدوار کرد و باعث شد درخواست‌هایی مانند خروج مواد هسته‌ای از ایران یا تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی مطرح شود».»

این در حالی است که ترامپ بارها از لزوم عدم دستیابی جمهوری اسلامی به بمب هسته‌ای گفته و لازمه آن را برچیدن پیچ و مهره این صنعت در ایران دانسته است. 

حتی طرفین خارجی مانند هاکان فیدان، وزیرخارجه ترکیه، اشاره می‌کنند که طرفین موضوعاتی برای گفت‌وگو دارند اما متن مذاکره هنوز مشخص نیست.

تهران «۱۰ ماده برای پایان جنگ» داد و بر سر آن پافشاری می‌کند اما آکسیوس به تازگی گفته است واشینگتن طرحی سه صفحه‌ای پیشنهاد داده است.

اکنون آنچه در ظاهر مذاکره نامیده می‌شود، در واقع دو مونولوگ است.

لایه دیگر این بی‌اعتمادی، پرسش بی‌پاسخ «اول‌گامی» است؛ اینکه کدام طرف باید نخستین اقدام اعتمادساز را انجام دهد.

تهران اعلام کرده در فضای تهدید حاضر به مذاکره نیست و رفع محاصره دریایی را پیش‌شرط می‌داند. آمریکا اما انتظار دارد جمهوری اسلامی ابتدا تنگه هرمز را باز کند و بعد یک پیشنهاد قابل قبول ارائه دهد.

ترامپ اول اردیبهشت هنگام تمدید آتش‌بس صریح گفت این آتش‌بس موقت را تا زمانی ادامه خواهد داد که «رهبران و نمایندگان ایران بتوانند یک پیشنهاد واحد ارائه دهند». جمله‌ای که در تهران نه دعوت به مذاکره، بلکه ابزار فشار تفسیر شد.

  • «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

    «جنگ ایران» شوک نفتی ایجاد کرد و مسیر مذاکرات اقلیمی را تغییر داد

بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده

بر روی این سازه بی‌اعتمادی برای رسیدن به نتیجه، به تازگی بی‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده نیز افزوده شده است.

از سوی تهران، مشکل صرفا اختلاف رویکرد میان جریان‌های سیاسی نیست، بلکه به ابهام درباره اختیار واقعی طرف آمریکایی هم برمی‌گردد.

محمدامین ایمانجانی، مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان، که همراه هیات مذاکره کننده به اسلام‌آباد رفته بود، از جرد کوشنر و استیو ویتکاف با تعبیر «داماد ترامپ و املاکی» یاد کرد و گفت آن‌ها «تسلط کافی به موضوع ایران نداشتند» و خواسته‌های طرف ایرانی را «به درستی منتقل نکرده بودند».

این موضوع بارها در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نیز مطرح شد و نشان از آن داشت که حکومت به این دو فرد اعتمادی ندارد.

طرف آمریکایی نیز نگاهی مشابه به تیم ایرانی دارد. آن‌ها می‌گویند طرف ایرانی یکدست نیست و خواست و پیشنهادشان نتیجه عدم هماهنگی است.

نبویان گنجاندن موضوع هسته‌ای در دستور کار مذاکره را «خطای راهبردی» می‌داند اما یکی از پیشنهادهای مطرح شده از سوی تیم ایرانی به طرف آمریکایی، «تعلیق غنی‌سازی» بوده است. 

نتیجه این وضعیت خود را در مذاکرات نشان می‌دهد. جی‌دی ونس، معاون اول ریيس‌جمهوری آمریکا، زمانی که داشت اسلام‌آباد را ترک می‌کرد، گفت که واشینگتن «پیشنهاد نهایی و بهترین» خود را داده و خروج از مذاکرات را «برای ایران بسیار بدتر از آمریکا» خواند. اما محمدباقر قالیباف، آمریکا را به «جلب نکردن اعتماد تهران» متهم کرد.

این دو روایت هیچ نقطه تماسی با یکدیگر نداشتند.

  • رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

    رد یک پیشنهاد دیگر تهران؛ ترامپ از طرح جمهوری اسلامی برای بازگشایی تنگه هرمز ناراضی است

آیا راهی برای تفاهم هست؟

مذاکراتی که بر پایه سه لایه بی‌اعتمادی بنا شده است، آن هم در شرایطی که طرفین میانجی پایدار و قدرتمندی ندارند، در بهترین حالت «توافق‌های موقت» تولید خواهد کرد.

برای خروج از این وضعیت، دو طرف به اقداماتی نیاز دارند که پیش از محتوای توافق، اعتبار خود فرآیند را بازسازی کند.

از سوی آمریکا، این به معنای تعیین یک نماینده واحد با اختیار واقعی است.

از سمت تهران، به معنای توافق درونی میان جریان‌های سیاسی بر سر دامنه مذاکره است، پیش از آن که تیم پشت میز بنشیند؛ چون هیاتی که درون خودش درباره دستور کار اختلاف دارد، نمی‌تواند با طرف مقابل توافق کند.

این موضوع احتمالا بتواند چشم‌انداز مشترک بسازد اما آنچه احتمالا حل نخواهد شد این است که هر دو طرف از این جنگ با این احساس بیرون آمده‌اند که هنوز چیزی برای گرفتن مانده است.

واشینگتن معتقد است فشار نظامی و اقتصادی هنوز به نقطه شکست نرسیده. تهران معتقد است بازدارندگی‌اش ثابت شده و می‌تواند از موضع قدرت امتیاز بگیرد.

وقتی هر دو طرف خود را در وضعیت برتر ببینند، مذاکره جذابیتش را از دست می‌دهد و افزایش فشار، منطقی‌تر از امتیازدهی به نظر می‌رسد. نتیجه این است که چرخه تنش نه با یک شکست بزرگ، بلکه با یک سری تصمیم‌های کوچک تشدید می‌شود که هر کدام به‌تنهایی معقول به نظر می‌رسند اما در مجموع طرفین را از هر توافق پایداری دورتر می‌کنند.

یک شهروند: روز به روز به فروپاشی اقتصادی نزدیک‌تر می‌شویم

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۰:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

یکی از شهروندان با ارسال پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت: «محاصره، مذاکره، ضربه، تسلیم؛ این یک چرخه همیشگی بوده و داریم روز به روز به فروپاشی اقتصادی نزدیک می‌شویم.»

او افزود: «تمامی شاخص‌های اقتصادی نشان‌دهنده رسیدن موج عظیمی از فقر است.»