• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

از کلاس درس تا سردخانه؛ حقوق کودک در مکتب کشتار جمهوری اسلامی

لنا لباف

روزنامه‌نگار

۴ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

در میان اسامی هزاران جان‌باخته انقلاب ملی ایرانیان در دی ماه، سهم کودکان به قتل رسیده تکان‌دهنده است. بر اساس اسامی تاییدشده از سوی سازمان‌های حقوق بشری و انجمن‌های فعال مستقل مانند تشکل‌های صنفی فرهنگیان، دست‌کم ۲۳۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال در فهرست جان‌باختگان ثبت شده‌اند.

با این حال، برخی برآوردهای رسانه‌ای مستقل، با توجه به محدودیت‌های ارتباطی و فشارهای حکومت بر خانواده‌ها، شمار واقعی قربانیان زیر ۱۸ سال را تا حدود ۳۰۰ نفر نیز تخمین زده‌اند.

در کنار این کشتار، گزارش‌های فراوانی از بازداشت ده‌ها کودک و نوجوان منتشر شده است؛ بازداشت‌هایی که در برخی موارد به تحویل پیکر بی‌جان به خانواده‌ها، اعترافات اجباری، بی‌خبری‌های طولانی‌مدت و حبس در کانون اصلاح و تربیت انجامیده است.

خلاصه‌ای از الگوی کشتار کودکان

ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است و بر اساس این تعهد بین‌المللی، موظف به تضمین حق حیات، منع بازداشت خودسرانه و حفاظت ویژه از افراد زیر ۱۸ سال است.

ماده شش این کنوانسیون بر حق ذاتی کودک به زندگی تاکید دارد و ماده ۳۷ تصریح می‌کند که بازداشت کودک باید تنها به‌عنوان «آخرین راه‌حل» و برای «کوتاه‌ترین زمان ممکن» اعمال شود.

همچنین در چارچوب اصول پایه سازمان ملل درباره استفاده از زور، کاربرد سلاح مرگبار صرفا در شرایط «ضرورت مطلق» و برای دفع تهدید فوری جانی مجاز است؛ معیاری که در مورد کودکان به بالاترین سطح محدودیت می‌رسد. با این چارچوب، داده‌های مربوط به کودکان جان‌باخته در دی ۱۴۰۴ تصویری ارائه می‌دهد که حتی با ابتدایی‌ترین استانداردهای بین‌المللی حمایت از کودک در تضاد جدی است.

ترکیب سنی

بررسی اسامی منتشرشده نشان می‌دهد بیش از ۷۰ درصد قربانیان در بازه سنی ۱۴ تا ۱۷ سال قرار دارند و بالاترین تعداد کشته‌شدگان در گروه سنی ۱۶ و ۱۷ سال هستند. چندین کودک در بازه ۱۰ تا ۱۳ سال ثبت شده‌اند و حداقل دو کودک خردسال دو و سه ساله در میان جان‌باختگان دیده می‌شوند.

این ترکیب سنی نشان می‌دهد که کانون اصلی کشتار، نوجوانان دبیرستانی بوده‌اند؛ نسلی که از منظر حقوقی و اجتماعی، همچنان در تعریف «کودک» قرار می‌گیرند و تحت حمایت ویژه قانونی‌اند.

پراکندگی جغرافیایی

از نظر جغرافیایی، موارد ثبت‌شده محدود به یک استان یا یک منطقه خاص نیستند. گزارش‌های حقوق بشری حاکی از آن است که استان‌های لرستان، کردستان و فارس در میان استان‌هایی با بالاترین آمار جان‌باختگان زیر ۱۸ سال قرار دارند.

با این حال، توزیع اسامی در گستره‌ای از شهرهای کوچک و بزرگ مانند تهران، مشهد، کرمانشاه، اصفهان، رشت، شیراز، کرج، نیشابور، ایلام، لرستان و کردستان نشان می‌دهد که با پدیده‌ای منطقه‌ای مواجه نیستیم، بلکه کشتار در سطح ملی پراکنده شده است.

این پراکندگی از منظر تحلیل داده، نشان‌دهنده «تمرکز تصادفی در یک نقطه بحران» نیست، بلکه بیانگر تکرار یک الگو در نقاط مختلف کشور است.

الگوی تیراندازی و علت مرگ

بررسی توصیف‌های مربوط به علت مرگ نشان می‌دهد که «شلیک مستقیم گلوله جنگی» عامل اصلی جان باختن کودکان بوده است.

در میان موارد مستند تکرار این الگوی تیراندازی به‌طور مکرر دیده می‌شود:

· اصابت گلوله به سر

· شلیک به قلب و قفسه سینه

· شلیک به شریان‌های حیاتی

· در برخی موارد، اصابت دو تا سه یا حتی بیش از پنج گلوله ثبت شده است

· مواردی از شلیک به خودرو حامل کودک

· دست‌کم یک مورد مرگ ناشی از استنشاق گاز اشک‌آور

· مواردی از فوت پس از انتقال به بیمارستان و بازداشتگاه

از منظر تحلیل خشونت، تمرکز بر نواحی حیاتی بدن به‌ویژه سر و قلب نشان‌دهنده هدف‌گیری کشنده است و هدف، استفاده از ابزارهای کم‌خطر برای متفرق کردن جمعیت معترضان نبوده است. همچنین استفاده از گلوله جنگی در مناطق غیر نظامی و غیر جنگی، با اصل احتیاط در عملیات انتظامی در تعارض قرار می‌گیرد.

بازداشت، اعتراف و ناپدیدسازی

اگر کشتار کودکان در خیابان یکی از تکان‌دهنده‌ترین وجوه اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ بود، آنچه در هفته‌های پس از آن رخ داد، تصویر دیگری از خشونت عریان را آشکار کرد: تعقیب و بازداشت کودکان در فضاهایی که قرار بود امن‌ترین نقاط زندگی آنها باشد: خانه، مدرسه و حتی بیمارستان.

نگهداری در شرایط نامعلوم، محرومیت از دسترسی به وکیل، فشار برای اعتراف و بی‌اطلاعی طولانی خانواده‌ها، همگی در تعارض با اصول اولیه حقوق نوجوانان قرار می‌گیرند.

گزارش‌های متعدد حاکی از آن است که موج بازداشت افراد زیر ۱۸ سال تنها محدود به لحظه درگیری‌های خیابانی نبوده است. در برخی موارد، نیروهای امنیتی با یورش شبانه به منازل، نوجوانان را در مقابل چشم خانواده بازداشت کرده‌اند. در مواردی دیگر، بازداشت در محیط مدرسه انجام شده است، جایی که به‌طور معمول نماد امنیت و آموزش تلقی می‌شود.

بازداشت در خانه

محمدحسین خورشیدوند، نوجوان ۱۵ ساله اهل خرم‌آباد، ۲۴ دی ماه با یورش شبانه نیروهای امنیتی به منزل خانوادگی‌اش بازداشت شد. او بدون ارائه توضیح رسمی به خانواده، به کانون اصلاح و تربیت تهران منتقل شد و بنابر گزارش‌ها در بخش قرنطینه نگهداری می‌شود.

در موردی دیگر، آرش عزیزی، نوجوان ۱۶ ساله اهل شهرستان سیروان در استان ایلام، در ۲۴ دی ماه با خشونت بازداشت شد. با گذشت هفته‌ها، خانواده او از محل نگهداری و وضعیت دقیقش بی‌اطلاع مانده‌اند.

استمرار بی‌خبری از سرنوشت یک فرد زیر ۱۸ سال، در ادبیات حقوق بشر می‌تواند مصداق «ناپدیدسازی قهری» تلقی شود؛ وضعیتی که نه‌تنها نقض حق آزادی، بلکه نقض مستمر حق اطلاع خانواده از وضعیت کودکشان است.

بازداشت در مدرسه

الگوی دیگری که گزارش شده، بازداشت نوجوانان در محیط مدرسه است. آرش محمدی‌زاده، دانش‌آموز اهل شیراز، در پنجم بهمن حدود دو هفته پس از فروکش کردن اعتراضات خیابانی، در مدرسه بازداشت شد. خانواده او پس از روزها بی‌خبری، در چهاردهم بهمن با پیکر بی‌جان فرزندشان مواجه شدند. صرف‌نظر از جزییات پرونده، زمان و مکان بازداشت این پیام را منتقل می‌کند که مدرسه نیز از منطق تعقیب امنیتی مستثنی نمانده است.

دستگیری در بیمارستان

یکی از تکان‌دهنده‌ترین موارد، مربوط به نیهاد شهریاری است؛ نوجوانی که به‌دلیل بیماری قلبی در یکی از مراکز درمانی تهران بستری و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود. بنابر گزارش‌های منتشرشده، او در حالی که در وضعیت جسمی حساس قرار داشت، به‌دست ماموران امنیتی از بیمارستان ربوده شد.

انتقال یک کودک بیمار از تخت بیمارستان بدون شفافیت قضایی، علاوه بر بازداشت، پرسش‌هایی جدی درباره نقض حق درمان و مراقبت پزشکی ایجاد می‌کند.

اعتراف اجباری و شکنجه

در کنار این موارد، پیام‌هایی که ایران‌اینترنشنال از خانواده‌ها دریافت کرده و همچنین گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های مختلف حاکی از آن است که برخی از کودکان بازداشت‌شده تحت فشار برای اعترافات اجباری قرار دارند.

روایت‌هایی از اعمال فشار روحی، تهدید خانواده‌ها و در برخی موارد شکنجه جسمی مطرح شده است. اگرچه جزییات همه این موارد به‌طور مستقل نیاز به راستی‌آزمایی حقوقی دارد، اما تکرار این الگو در منابع مختلف، تصویری از روندی نگران‌کننده ارائه می‌دهد.

این الگو در اعتراضات ۱۴۰۱ نیز دیده شده بود، اما به نظر می‌رسد در رویدادهای اخیر دامنه گسترده‌تری یافته است. آنچه این وضعیت را دردناک‌تر می‌کند، تجربه‌ای است که بر کودکان و خانواده‌هایشان تحمیل می‌شود: ترس دائمی از یورش شبانه، اضطراب بی‌خبری و مواجهه با این واقعیت که حتی خانه، مدرسه یا بیمارستان نیز تضمینی برای امنیت نیست.

کودکی در میان گلوله و بی‌خبری

نسلی که در سن مدرسه با خبر کشته‌شدن همکلاسی، بازداشت همسن‌وسالان و بی‌خبری‌های طولانی مواجه می‌شود، تجربه‌ای متفاوت از کودکی را از سر می‌گذراند. برای این نسل، مفاهیمی چون «مدرسه»، «خانه» و «امنیت» دیگر معنای پیشین خود را از دست می‌دهد. مدرسه‌ای که قرار است محل آموزش و آینده باشد، به مکانی بدل می‌شود که در آن دانش‌آموزان چه از نظر عقیده و چه از نظر بدنی مورد تفتیش قرار می‌گیرند و تحقیر، تنبیه و بازداشت می‌شوند. خانه‌ای که باید امن‌ترین پناهگاه باشد، به صحنه یورش شبانه تبدیل می‌شود. بیمارستانی که باید محل درمان باشد، به نقطه اتصال به بازداشتگاه و زندان بدل می‌شود.

وقتی کودک نه‌تنها در خیابان، بلکه در زیست روزمره خود در معرض تعقیب قرار می‌گیرد، مفهوم «حفاظت» از یک اصل حقوقی به یک پرسش اجتماعی تبدیل می‌شود. اینجا مساله دیگر صرفا سرکوب یک اعتراض نیست، بلکه جابه‌جایی جایگاه کودک در نظم سیاسی است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

  • نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

    نسلی که پیش از «بالغ شدن» معترض شد؛ نوجوانان ایران در میانه ترس، خشم و بی‌آیندگی

  • سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

    سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

  • بازداشت خشن کودکان و نوجوانان و بی‌خبری مطلق خانواده‌ها از وضعیت آنان

    بازداشت خشن کودکان و نوجوانان و بی‌خبری مطلق خانواده‌ها از وضعیت آنان

  • پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

    پخش اعترافات اجباری کودکان از صداوسیما و روایت امنیتی با نادیده‌انگاری سهم حکومت در سرکوب

  • شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از کشته شدن ۲۰۰ دانش‌آموز در اعتراضات اخیر خبر داد

    شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از کشته شدن ۲۰۰ دانش‌آموز در اعتراضات اخیر خبر داد

  • چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانه‌ها چه می‌گذرد

    چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانه‌ها چه می‌گذرد

  • رییس صدا و سیما: اعترافات «بازداشتی‌های کم‌سن و سال» را به‌زودی پخش می‌کنیم

    رییس صدا و سیما: اعترافات «بازداشتی‌های کم‌سن و سال» را به‌زودی پخش می‌کنیم

  • روایت نوجوانان بازداشتی از شکنجه، تیر خلاص و اعتراف اجباری در جریان انقلاب ملی ایرانیان

    روایت نوجوانان بازداشتی از شکنجه، تیر خلاص و اعتراف اجباری در جریان انقلاب ملی ایرانیان

  • نسل زد، نمادهای ملی را سلاح مبارزه با جمهوری اسلامی کرده است

    نسل زد، نمادهای ملی را سلاح مبارزه با جمهوری اسلامی کرده است

•
•
•

مطالب بیشتر

واکنش مدال‌آوران المپیک؛ اعدام صالح محمدی لکه‌ای سیاه بر پیکره ورزش

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

صالح محمدی پنج‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴، به همراه دو نفر دیگر اعدام شد؛ اقدامی که موجی از خشم و اندوه را میان مدال‌آوران المپیک برانگیخت.

شبکه خبری فاکس‌نیوز در گزارشی ویژه، واکنش‌های گسترده ورزشکاران المپیک به اعدام صالح محمدی، کشتی‌گیر ۱۹ ساله ایرانی، را بررسی کرد.

صالح محمدی متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ بود. او شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی کشتی آزاد ایران، مدال برنز جام بین‌المللی سایتی‌یف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورد.

یک فاجعه انسانی

برندون اسلی، قهرمان وزن ۷۴ کیلوگرم کشتی آزاد المپیک سیدنی، که در آن مسابقات بووایسار سایتی‌یف را شکست داد، با ابراز تاسف عمیق به فاکس‌نیوز گفت: «من به‌عنوان کسی که دو بار به ایران سفر کرده و از نزدیک شاهد عزت و قلب مهربان مردم این کشور بوده‌ام، از شنیدن خبر اعدام این نوجوان کشتی‌گیر قلبم به درد آمد. تماشای اعدام یک ورزشکار نوجوان از سوی حکومت غیرقابل‌باور است. دعای من همراه خانواده صالح محمدی و تمام کسانی است که از این ظلم رنج می‌برند.»

  • جمهوری اسلامی سه معترض بازداشت‌شده در انقلاب ملی دی ماه را در قم اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سه معترض بازداشت‌شده در انقلاب ملی دی ماه را در قم اعدام کرد

تایلر کلاری، قهرمان آمریکایی شنای ۲۰۰ متر کرال پشت المپیک ۲۰۱۲ لندن، این اقدام را نتیجه یک فرایند قضایی ناعادلانه خواند و افزود: «ما المپین‌ها عمر خود را در کنار ورزشکارانی می‌گذرانیم که نماد نظم و آزادی هستند. اعدام یک کشتی‌گیر پس از یک دادگاه نمایشی، یادآور ماهیت خشونت‌بار این حکومت است. این لحظات نشان می‌دهد که چرا ایستادگی در برابر چنین رفتارهایی ضروری است.»

روزی سیاه برای جامعه ورزش

کیلی همفریز، قهرمان سه دوره المپیک زمستانی در رشته بابسلد، به فاکس‌نیوز گفت: «کشتن یک نوجوان تنها به جرم اعتراض، منزجرکننده است؛ اما کشتن نوجوانی که به دلیل قهرمان بودن و تبدیل شدن به نماد کشورش هدف قرار گرفته، فاجعه‌بارتر است. این روزی سیاه برای جامعه ورزش است و تفاوت میان آزادی ما در آمریکا و وضعیت ورزشکاران در ایران را نشان می‌دهد. من ممکن است در فضای مجازی با نظرات مخالف روبه‌رو شوم، اما هرگز بابت ابراز عقیده، نگران جانم نیستم.»

100%

فراخوان بین‌المللی برای پاسخگو کردن جمهوری اسلامی

کیتی اولاندر، از دیگر المپین‌های حاضر در این گزارش، بر لزوم اقدام بین‌المللی تاکید کرد. اولاندر گفت: «این ورزشکاران هیچ خطایی مرتکب نشدند. آن‌ها نماینده کشورشان بودند، اما به‌جای حمایت، در برابر سیستمی رها شدند که بویی از عدالت نبرده است. سکوت دیگر جایز نیست و نهادهای بین‌المللی باید بابت این شکست در محافظت از جان ورزشکاران پاسخگو باشند.»

نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

۲ فروردین ۱۴۰۵، ۱۰:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمان با فرارسیدن نوروز، ایرانیان به شیوه‌های گوناگون مبارزه علیه جمهوری اسلامی را ادامه می‌دهند. شماری خاطره جان‌باختگان راه آزادی را زنده نگه می‌دارند و برخی دیگر با حضور در تجمعات اعتراضی در خارج از کشور، صدای مردم ایران را به گوش جامعه جهانی می‌رسانند.

بر اساس ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال، شماری از خانواده‌های دادخواه مراسم نوروز را بر مزار جاویدنامان انقلاب ملی در بهشت‌ زهرای تهران برگزار کردند.

ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال مراسم نوروزی و برافروختن آتش را در روستای تختگاه صفیار سلطان از توابع شهرستان دالاهو در استان کرمانشاه به تصویر می‌کشد.

این مراسم به یاد جاویدنامان انقلاب ملی و بر مزار آن‌ها برگزار شد.

ویدیوی دیگری نشان می‌دهد یک شهروند بشقابی با نوشته «سپهر بابا» و تصویر محمدرضاشاه پهلوی را در سفره هفت‌سین خود قرار داده است.

خبرگزاری هرانا پیش‌تر گزارش داد اسماعیل شکری، پدر جاویدنام سپهر شکری، اول فروردین بر سر مزار فرزندش در بهشت‌ زهرای تهران به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

بر اساس این گزارش، دستگیری این پدر دادخواه با خشونت همراه بود.

اوایل بهمن‌ماه، ویدیویی ۱۲ دقیقه‌ای از تلاش پدر سپهر برای یافتن فرزندش در پزشکی قانونی کهریزک منتشر شد که در آن، او پی‌درپی فریاد می‌زد: «سپهر بابا، کجایی؟»

این صحنه‌ به یکی از تکان‌دهنده‌ترین نمادهای انقلاب ملی بدل شد و نگاه رسانه‌های جهانی را به ابعاد واقعی سرکوب در ایران معطوف کرد.

یکی از مخاطبان با ارسال ویدیویی از ونکوور کانادا، از پخت و پخش سمنو به یاد جاویدنامان انقلاب ملی خبر داد.

بر اساس ویدیویی دیگر از تبریز، یک کودک ۱۰ ساله طرح شیر و خورشید را روی تخم‌مرغ رنگی سفره هفت‌سین نقاشی کرده است.

این کودک روی تخم‌مرغی دیگر عبارت «به یاد جاویدنامان وطن» را نوشته است.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد هم‌زمان با لحظه تحویل سال ۱۴۰۵، شهروندان در منطقه سلسبیل تهران شعار «جاوید شاه» سردادند.

یکی از شهروندان گفت: «سال جدید بدون خامنه‌ای ضحاک مبارک.»

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که ایرانیان مقیم استرالیا یک‌شنبه دوم فروردین در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی دست به تجمع زدند و علیه جمهوری اسلامی شعار دادند.

در نخستین روز سال جدید، ایرانیان مقیم کپنهاگ دانمارک با برگزاری تجمعی، حمایت خود را از «انقلاب شیر و خورشید» و مردم ایران اعلام کردند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد گروهی از ایرانیان در شهر هیوستون ایالت تگزاس مراسم نوروز را در کنار تصاویر جاویدنامان انقلاب ملی برگزار کردند.

ایرانیان ساکن لاهه هلند نیز اول فروردین گرد هم آمدند.

هدف از برگزاری این تجمع، گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و حمایت از آینده‌ای بدون جمهوری اسلامی در ایران بود.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی به دستور علی خامنه‌ای کشته شدند.

۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامه‌ای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونت‌بار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.

چهار روایت کوتاه با ضرب گلوله؛ پس از کشتار سراسری دی ماه در خانه‌ها چه می‌گذرد

۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۶:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

صبح هنوز کامل روشن نشده که «تبسم» روپوش مدرسه‌اش را می‌پوشد و پیش از آنکه راهی کلاس شود، از مادرش می‌خواهد مسیرشان را عوض کنند. او به قطعه‌ای از قبرستان می‌رود که حالا عکس کاغذی پدرش روی سنگی سیاه چسبانده شده است.

با هر دو دست، سنگ را محکم در آغوش می‌کشد، صورتش را به آن می‌چسباند و صبح به‌خیر می‌گوید. انگار اگر این دیدار صبحگاهی نباشد، روزش شروع نمی‌شود. پدرش، وحید فیروزی، ۱۹ دی ماه در نسیم‌شهر تهران کشته شد و از آن روز، خانه تبسم، یک ساکن کمتر و یک نبودن بیشتر دارد.

۲

در مرودشت، جایی که ستون‌های تخت جمشیدش هنوز سر پا ایستاده‌اند، صدای لرزان مادربزرگی در غم فراق میلاد می‌خواند: «گلی بودی چه وقت چیدنت بود...». میلاد خاکسار علمدارلو، ۳۴ ساله و پدر دو فرزند، در ۱۹ دی ماه هدف شلیک چند گلوله قرار گرفت و جان باخت.

  • «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

    «نقشه ثبت حقیقت»؛ مرجع نام و هویت جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان

دختر ۱۲ ساله‌اش که به مرگ پدر آگاه است، عکس‌اش را کنار مزار می‌بوسد و بیقراری می‌کند، اما پسر کوچک‌تر چیزی نمی‌داند، صبح‌ها که بیدار می‌شود می‌گوید: «من باز بابا رو ندیدم.» برای او، پدر زودتر بیدار شده و به سر کار رفته و وقتی او خواب بوده به خانه برگشته.

خواهر میلاد تصویری از تلفن همراهش منتشر کرده که ۹۲ تماس بی‌پاسخ را نشان می‌دهد، در لحظه‌ای که خبر «تیر خوردن» برادر را شنیده است. هر تماس، تلاشی بود برای شکستن خبری هولناک که هنوز قطعی نشده بود.

میلاد خاکسار
100%
میلاد خاکسار

این همان نقطه تعلیق است؛ جایی که ذهن تا آخرین ثانیه احتمال بازگشت را زنده نگه می‌دارد. در روان‌شناسی، به این وضعیت «فقدان مبهم» گفته می‌شود. وقتی مرگ ناگهانی و بدون خداحافظی رخ می‌دهد، رابطه به‌سادگی قطع نمی‌شود. فرد میان دانستن و ندانستن معلق می‌ماند و میان امید و واقعیت رفت‌وآمد می‌کند. در چنین خانه‌ای، «نبودن» تثبیت نشده، بلکه «حضور» تغییر شکل داده است.

۳

در چمستان نور، ساعت‌های پایانی روز ۱۹ دی ماه، سامان علایی از پشت سر هدف شلیک چند گلوله جنگی قرار می‌گیرد و دیگر شب‌اش به صبح نمی‌رسد.

مادر عکس پسر ۲۲ ساله را در آغوش گرفته و به دردی روی دستش اشاره می‌کند: «برای من یه سرم زدن، دستم درد گرفت… یاد سر تو افتادم، چطور تونستن به سرت شلیک کنن؟»

سامان علایی
100%
سامان علایی

این جمله کوتاه، پیوندی میان بدن و خاطره ایجاد می‌کند. در سوگ‌های ناشی از خشونت، بدن به حافظه تبدیل می‌شود. بوی بیمارستان، صدای آمبولانس، لمس یک زخم کوچک، حتی یک قطره خون می‌تواند تصویر لحظه مرگ را دوباره فعال کند.

روان‌شناسان این وضعیت را نوعی «سوگ تروماتیک» می‌دانند، حالتی که در آن، اندوه با نشانه‌های تروما درهم می‌آمیزد. در چنین سوگی، خاطره فقط در ذهن باقی نمی‌ماند، بلکه بدن نیز به محرک‌های کوچک واکنش نشان می‌دهد و صحنه فقدان دوباره فعال می‌شود.

۴

در چالوس، مادری کنار مزار پسرش فریاد می‌کشد: «وقتی داشتی جون می‌دادی چند بار صدام کردی که من نبودم آراز؟ اولین باره که من دیر رسیدم… من دیر رسیدم مامان منو ببخش».

آراز سلیمیان، ۲۷ ساله و تک فرزند خانواده، در ۱۸ دی ماه هدف شلیک گلوله ماموران قرار گرفت. صدای مادرش میان ضجه و نجوا می‌لرزد و باز تکرار می‌کند: «من دیر رسیدم». مثل زخمی که دوباره باز شده باشد.

در سوگ‌های ناگهانی، ذهن به‌دنبال نقطه‌ای می‌گردد که بتواند مرگ را جابه‌جا کند. روان‌شناسان این وضعیت را «گناه بازماندگی» می‌نامند، احساسی که در آن فرد خود را به‌طور ناخودآگاه مسئول مرگی می‌داند که کنترلی بر آن نداشته است. ذهن بارها به عقب برمی‌گردد و می‌پرسد: شاید می‌شد کاری کرد، شاید می‌شد محافظت کرد، شاید می‌شد نجات داد.

در خانه آراز، از آن روز به بعد، زمان دو نیم شده است؛ قبل از «دیر رسیدن» و بعد از آن. مادر با این جمله زندگی می‌کند، با پرسشی که پاسخی ندارد.

رشته‌ای نامرئی بین خانواده‌های دو نیم شده

اینها خانه‌هایی جدا از هم نیستند. از نسیم‌شهر تا مرودشت، از چالوس تا قشم، رشته‌ای نامرئی خانواده‌ها را به هم وصل می‌کند، رشته‌ای از مرگ خشونت‌بار، تهدید و اجبار به سکوت، خاکسپاری در ناکجاآباد و خانواده‌های دو نیم شده.

ساختار عاطفی خانواده، زیر فشار فقدانی که فرصت هضم نیافته، تغییر شکل می‌دهد. کودک زودتر بزرگ می‌شود، مادر هم‌زمان باید سوگوار و ستون خانه باشد و خواهر دوقلوی ۱۷ساله تبدیل به حامل حافظه برادر می‌شود.

صبح فردا، تبسم دوباره روپوش‌اش را می‌پوشد و از مادرش می‌خواهد به دیدار پدر بروند. سنگ سرد را در آغوش می‌گیرد، صورتش را می‌چسباند به نامی که دیگر جواب نمی‌دهد و زیر لب چیزی می‌گوید که کسی جز خودش نمی‌شنود. خانه‌های دیگر، با صندلی‌های خالی و چراغ‌های خاموش، اول به نبودن سلام می‌کنند و بعد روزشان آغاز می‌شود.

روایت ۱۴۰۴؛ وقتی ورزش ایران آیینه انقلاب شد

۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

سال ۱۴۰۴ در تاریخ ورزش ایران، سالی بود که در آن «میدان» معنای خود را تغییر داد. در این سال، استادیوم‌ها، تشک‌های کشتی و سکوهای قهرمانی دیگر صرفا محل نمایش قدرت بدنی نبودند، بلکه به تریبونی برای انعکاس فریادهای انقلاب ملی ایرانیان بدل شدند.

در روزهایی که سرمای زمستان با خون گرم جوانان وطن در دی‌ماه پیوند خورد، جامعه ورزش ایران نیز با هزینه‌های سنگین، جاویدنام شدن ستاره‌هایش و ایستادگی چهره‌های ماندگار، فصلی نوین را ورق زد.

این سال را از دریچه ۱۰ تصویری که در حافظه جمعی ایرانیان حک شد، مرور می‌کنیم.

طرد «گرگ پارسی» و برآمدن نام مسعود ذات‌پرور

سقوط محبوبیت هادی چوپان، قهرمان پیشین مسترالمپیا، یکی از معنادارترین اتفاقات سال بود. در حالی که جامعه بدنسازی ایران بیشترین آمار جاویدنامان را در جریان انقلاب ملی تقدیم میهن کرد، سکوت سنگین هادی چوپان در برابر کشتار بی‌سابقه مردم، خشم عمومی را برانگیخت.

او که روزی نماد غرور ملی بود، در سال ۱۴۰۴ با کارزار گسترده‌ای روبرو شد که مردم در آن، تصاویر او را از دیوار باشگاه‌ها پایین کشیده و نام و چهره مسعود ذات‌پرور، قهرمان دو دوره فیزیک کلاسیک جهان را جایگزین کردند.

مسعود ذات‌پرور به همراه قهرمانان دیگری چون عرشیا براری، عرفان بزرگی، مجید جلیلیان، حسین یغمایی، منصور شاهسواری، حامد فخرایی، محمدحسین وثوقی و علی‌اصغر شیری، ورزشکارانی بودند که با شلیک گلوله‌های جنگی در راه وطن جان باختند.

در برابر این فاجعه، چوپان تنها به یک پیام کوتاه بسنده کرد که برای مردمی که قهرمانانشان را در خیابان از دست می‌دادند، هرگز کافی نبود.

طنین «خون جوانان وطن» در گود تنهایی رسول خادم

در بهمن‌ماه سیاه ۱۴۰۴، تصویری از جهان‌پهلوان رسول خادم در زورخانه آتش‌نشانی تهران مخابره شد که تمام ابعاد یک تراژدی ملی را در خود داشت.

خادم، با جامه سیاهی که نشان از عزای ملی داشت، در حالی که تصنیف ماندگار «از خون جوانان وطن لاله دمیده» در فضای زورخانه طنین‌انداز بود، میل گرفت.

او که همیشه در سخت‌ترین روزها کنار مردم بوده، با بغضی در گلو رو به حاضران گفت: «خدایا مردم ما بی‌پناه و دست‌تنگ هستند. هر کسی در هر مقامی حق این مردم را می‌خورد و به آن‌ها ظلم می‌کند، ذلت و روسیاهی‌اش را به دنیا نشان بده.»

این حضور نمادین و دعای صریح او علیه ظالمان، موجی از ستایش را در شبکه‌های اجتماعی برانگیخت و کاربران او را تنها «مرد باشرف» و «اسطوره واقعی» نامیدند که پهلوانی را از روی تشک کشتی به متن زندگی مردم آورده است.

عصیان دختران ایران در مستطیل سبز استرالیا

تیم ملی فوتبال زنان ایران در جام قهرمانی آسیا ۲۰۲۶ در استرالیا، دست به اقدامی تاریخی زد. بازیکنان و کادر فنی در نخستین دیدار بین‌المللی پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، در مقابل کره جنوبی از خواندن سرود جمهوری اسلامی امتناع کردند.

این اقدام جسورانه بلافاصله با واکنش‌های تند نهادهای امنیتی و عوامل صداوسیما روبه‌رو شد. محمدرضا شهبازی، مجری حکومتی، آن‌ها را «خائن و بی‌شرف» خطاب کرد و خواستار برخورد شدید شد.

فشارها به قدری زیاد بود که ۷ نفر از اعضای تیم درخواست پناهندگی دادند.

اگرچه بعدها با فشارهای امنیتی برخی منصرف شدند، اما عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده در استرالیا ماندند تا صدای اعتراض زن ایرانی باشند.

ابعاد این اتفاق چنان گسترده بود که حتی دونالد ترامپ در گفت‌وگو با نخست‌وزیر استرالیا، رسما خواستار حمایت از این فوتبالیست‌های معترض شد.

رشید مظاهری؛ فریاد صریح علیه راس هرم قدرت

رشید مظاهری، دروازه‌بان سرشناس فوتبال ایران، امسال مرزهای شجاعت را جابه‌جا کرد. او نخستین فوتبالیست درجه‌یکی بود که بدون لکنت، علی خامنه‌ای را مسئول مستقیم کشتار انقلاب ملی نامید.

مظاهری در ویدئویی که به رسانه‌ها رسید، با قاطعیتی بی‌سابقه گفت: «دیگر نمی‌توانستم چشمم را به روی این جنایات ببندم؛ جمهوری اسلامی و خامنه‌ای تقاص این خون‌ها را پس خواهند داد.»

او در آخرین پست اینستاگرامی‌اش در ۵ اسفند نوشت: «خامنه‌ای! بدان که فرماندهی تو بر این خاک ایزدی به پایان رسیده است؛ دیوار ترس فرو ریخته است.»

از زمان انتشار این مطالب تند و صریح، هیچ خبری از وضعیت سلامت و مکان نگهداری رشید مظاهری در دست نیست و جامعه ورزش نگران سرنوشت اوست.

نقد تند علی دایی به «هکتورها» و سفره‌های خالی

شهریار فوتبال ایران، امسال هم هدف حملات تند حکومتی‌ها بود. علی دایی با اشاره به تورم بالای ۸۰ درصدی و وضعیت معیشتی مردم، از سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی به شدت انتقاد کرد.

او با کنایه به آقازاده‌هایی که از تحریم‌ها ثروت‌های کلان اندوخته‌اند، گفت: «معلوم است تحریم برای کسی که اسمش را به "هکتور" عوض کرده برکت دارد.»

او با انتقاد از ادعای افتخار مسعود پزشکیان بابت گران کردن بنزین، مسئولان را به «بی‌غیرتی» در برابر فقر مردم متهم کرد و گفت شاید آن‌ها اصلا ایرانی نیستند که دلشان برای این ملت نمی‌سوزد.

این سخنان با واکنش کنایه‌آمیز احمد دنیامالی، وزیر ورزش روبه‌رو شد که دایی را متهم کرد به اینکه در ناز و نعمت نشسته و فقط توئیت می‌زند؛ اتهامی که از سوی مردم با تمسخر و حمایت بیشتر از دایی پاسخ داده شد.

فریادهای مرگ بر خامنه‌ای خواهر «ستاره شریف» بسکتبال

یکی از غم‌انگیزترین تصاویر سال، ویدیوی فریادهای «مرگ بر خامنه‌ای» خواهر جاویدنام احمد خسروانی در خیابان سهروردی بود.

احمد، بسکتبالیست ۲۱ ساله، دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف و برترین بازیکن لیگ تهران در سال ۱۴۰۴، در ۱۸ دی‌ماه با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد.

نکته تکان‌دهنده اینجاست که پدر احمد از مجروحان جنگ ایران و عراق بود؛ خانواده‌ای که یک بار برای میهن هزینه داده بودند، حالا فرزند نخبه و ورزشکارشان را با گلوله همان حکومت از دست دادند.

احمد خسروانی نماد نسلی بود که هم در ورزش، هم در علم و هم در آزادی‌خواهی، سرآمد دوران خود بودند.

رقص مرگ و اعتراض؛ حرکت نمادین مهدی شریفی

در هفته بیستم لیگ برتر، مهدی شریفی بازیکن فجرسپاسی شیراز، پس از گلزنی به تراکتور، به جای شادی پس از گل، حرکتی نمادین به سبک «پسر معترض ایران» در برابر نیروهای سرکوبگر انجام داد.

این حرکت که با ایستادنی استوار و نگاهی نافذ همراه بود، به سرعت به ترند اول شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد.

این اقدام تنها به شریفی محدود نماند؛ بازیکنانی چون صالح حردانی، سعید سحرخیزان، رامین رضاییان، حامد لک و مهدی تیکدری نیز در مسابقات مختلف با سکوت، خوشحالی نکردن و یا حرکات نمادین، با خانواده‌های کشته‌شدگان انقلاب ملی ابراز همدردی کردند و مستطیل سبز را به صحنه نافرمانی مدنی بدل ساختند.

لالی اختیاری سروش رفیعی و وقاحت صداوسیما

کاپیتان پرسپولیس، سروش رفیعی، پس از بازی با چادرملو در سخنانی که بازتاب زیادی داشت، گفت: «دردهای بزرگ، آدم را لال می‌کنند. من لال شده‌ام، اما کاش مجری‌های صداوسیما هم لال شوند تا نمک روی زخم مردم نپاشند.»

این سخن، پاسخی به توهین‌های بی‌شرمانه مجریان ورزشی به پیکر جاویدنامان بود.

واکنش‌ها از سوی نهادهای حکومتی تند بود؛ مهدی توتونچی و محمدحسین میثاقی در برنامه‌های زنده به او تاختند و حتی پیمان حدادی، مدیرعامل باشگاه، به جای حمایت از کاپیتانش، او را تهدید به اخراج کرد و گفت: «اگر حال نداری برو خانه، ما کسی را به زور نگه نمی‌داریم.»

این تقابل، شکاف عمیق میان بازیکنان و مدیران انتصابی را بیش از پیش نمایان کرد.

امضای شاه بر ساعد «شماره هشت» محبوب

مجتبی محرمی، اسطوره بی‌تکرار پرسپولیس، امسال با تتو کردن امضای محمدرضا شاه پهلوی روی دست راست خود، ولوله‌ای در رسانه‌ها به پا کرد.

او در گفت‌وگویی صریح با آیدین مقیمی،خبرنگار ایران اینترنشنال با شجاعت گفت: «او پدر من است؛ به من خدمت کرد، به این کشور خدمت کرد.»

محرمی با یادآوری برادرش که در جنگ کشته شده بود، خطاب به نسل‌های قبل گفت: «این چه بلایی بود سر ما آوردید؟»

او تاکید کرد که ورزشکار باید کنار مردمی باشد که امروز حتی توان خرید تخم‌مرغ را ندارند. حضور او در برنامه زنده باشگاه با این تتو، یکی از جسورانه‌ترین کنش‌های تصویری یک پیشکسوت در سال ۱۴۰۴ بود که مستقیم مشروعیت تاریخی نظام را نشانه رفت.

سقوط آخرین سنگر اجبار در اکران «شاه نقش»

در حالی که همچنان حجاب اجباری سیاست رسمی جمهوری اسلامی است، حضور ستاره‌های پرسپولیس، علی علی‌پور و فرشاد احمدزاده به همراه همسرانشان بدون حجاب اجباری در مراسم اکران مردمی فیلم «شاه نقش»، تیری به سیاست‌های سرکوبگرانه در محیط‌های ورزشی-هنری بود.

این تصاویر که با استقبال بی‌نظیر مردم همراه شد، نشان داد که ورزشکاران نه تنها در کلام، بلکه در سبک زندگی شخصی خود نیز به حجاب اجباری «نه» گفته‌اند.

این اقدام نمادین ثابت کرد که مرزهای تحمیلی جمهوری اسلامی، علنا و در فضای عمومی توسط ستاره‌ها و همسرانشان زیر سؤال می‌رود.

در ستایش جان‌های جاوید

و در پایان، یاد جاویدنامانی را گرامی می‌داریم که فراتر از میادین ورزشی، در قلب تاریخ وطن ماندگار شدند؛ از شایان اسداللهی، عرفان بزرگی، امیرمحمد کوهکن، رضا عظیم‌زاده، مسعود ذات‌پرور، احمد خسروانی، ریبین مرادی، مجتبی ترشیز، شهرام مقصودی، میلاد (مهدی) لواسانی، افشین میارکیانی، سامان فتاحی، مبین قنبری، محمدرضا خانی، محمدجواد حیدری، امیررضا رجایی، محمدحسین پَرنون، کامیاب احمدی، رهام سعادتی، امیرعباس مزروعی، ابوالفضل مهری، عرشیا براری، علی ایازی، هادی فروغ، علیرضا جواهری‌پی، علی محمدی، ماهان مردانی، امیرعلی دارابی، امیرمحمد کرمی، شایان (امیرحسین) شکاری، صهبا رشتیان، امیرحسین محمدزاده، عرشیا احمدپور، سارا بهبودی، حسن قاسمی، آرنیکا دباغ، شهاب فلاح‌پور، محمد حاجی‌پور، سپهر ابراهیمی، زهرا آزادپور، علی‌محمد کردکاظمی، مهدی کاووسی، مسیح شاهوردی، یزدان افروغ، رضا کرمی، حسین یغمایی، ابوالفضل طاووسی، منصور شاهسواری، مسعود رنگرزانی (خورشیدوند)، پوریا بهاری مستعلی، حامد بصیری، احمد رمضان‌زاده، حسن کلهر، امیر طولابی، مهدی گنج‌دانش، رضا طاهرنژاد، آریا آرین‌خو، قاسم وکیلی، عرفان کاری، حمیدرضا شیرازی، یاشار سلطانی‌راد، عباس اسحاقی، علیرضا مقدسی‌نیکو، مهدی اسکندریان، پوریا باقری، احمد اصغری، مهدی فتحی، ماهان حقیقی، محمدرضا انتظامی، سلیمان پرهیزکار، مهدی الهیاری، سبا (ونوس) نگهبان، ایمان بهداری، محمدامین عبدی، سحر فرد، امیرمحمد لطفی، مسعود رضایی‌نو، میلاد افروخته، مهدی قدیمی، بابک صادقی‌محسنی، دیانا بهادر، تانیا عباسی، سجاد شاقلانی، آروین سالمی‌‌راد، حمیدرضا حدادی‌شاندیز، علیرضا باقری‌منجیلی، پژمان نوروز‌رجبی، مجید جلیلیان، امیر احمدوند، محمد علیزاده، عارف جعفرزاده، نیما تاجیک، پدرام خالویی، نادر مولوی، علی‌اصغر شیری، معین بصیری، شاهین آذرآتش، مهرداد مشتاقی، مهدی خلیلی، امیرعلی قنبرزاده، علی بهروزتا تا طاها سلیمانی.

و در نهایت؛ صالح محمدی، کشتی‌گیر نوزده‌ساله‌ای که در آستانه بهار و در ۲۸ اسفند، جان عزیزش ستانده شد و آرزوهایش را به خاک سپرد. یادشان تا همیشه در وجدان بیدار این سرزمین سبز خواهد ماند.

از مزار تا سفره هفت‌سین؛ تداوم اعتراض و یادبود جاویدنامان در آستانه نوروز

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور بر مزار جاویدنامان در آخرین پنج‌شنبه سال، گزارش‌های دریافتی حاکی از آن است که شهروندان در شهرهای مختلف ایران در این مراسم حضور یافتند.

یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایران‌اینترنشنال گفت: «به فرمان شاهزاده بر سر مزار جاویدنام‌ها، از جمله معین خشایاری، آمدیم تا با آن‌ها عهد ببندیم که قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان. جاوید شاه، پاینده ایران، تا ابد.»

جاویدنام معین خشایاری، ۳۳ ساله و اهل بندرعباس، در جریان اعتراضات ۱۹ دی، بر اثر شلیک مستقیم سلاح ساچمه‌ای ماموران جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.

شماری از شهروندان در کنار خانواده سپهر شکری بر مزار این جاویدنام حضور یافتند و علی‌رغم استقرار ماموران امنیتی، یاد او را گرامی ‌داشتند و شعارهایی از جمله «ما ملت کبیریم، ایران رو پس می‌گیریم» سردادند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که ماموران حکومت قصد داشتند با لگدمال کردن سنگ آرامگاه سپهر شکری، ضرب‌وشتم خانواده‌اش و تهدید حاضران به «تجاوز گروهی»، این تجمع را بر هم بزنند.

بر اساس ویدیو رسیده به ایران‌اینترنشنال، مادر سپهر در این مراسم خطاب به نیروهای سرکوب فریاد زد: «شما اسلحه دارید، بچه من سینه داشت.»

تهدید ماموران به «تجاوز گروهی» در حالی مطرح می‌شود که در روزهای اخیر، خبر تجاوز و شکنجه دو تن از بازداشت‌شدگان در جریان انقلاب ملی، احساسات عمومی را جریحه‌دار کرده است.

بر اساس اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران‌اینترنشنال، دو پرستار بیمارستان رجایی قلب تهران که ۱۸ دی‌ماه به‌دلیل تلاش برای مداوای معترضان بازداشت شده بودند، به شدیدترین شکل ممکن مورد شکنجه و تجاوز جنسی قرار گرفتند.

در اوایل بهمن‌ماه، ویدیویی ۱۲ دقیقه‌ای از تلاش پدر سپهر شکری برای یافتن فرزندش در پزشکی قانونی کهریزک منتشر شد که در آن، او با صدایی آکنده از اضطراب و اندوه پی‌درپی فریاد می‌زد: «سپهر بابا، کجایی؟»

این صحنه‌ به یکی از تکان‌دهنده‌ترین نمادهای انقلاب ملی بدل شد و نگاه رسانه‌های جهانی را به ابعاد واقعی سرکوب در ایران معطوف کرد.

  • ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

    ۱۲ دقیقه در کهریزک؛ سپهر بابا ... کجایی؟

شهروندان همچنین بر مزار جاویدنامان عابدین خزایی، عرفان خزایی و ابوالقاسم بابایی در وحیدیه شهریار حاضر شدند و یاد آنان را گرامی‌ داشتند.

شماری از خانواده‌های زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ خبر دادند هنگام مراجعه به آرامستان خاوران تهران برای گرامی‌داشت یاد عزیزان خود در آخرین پنج‌شنبه سال، با درهای بسته این مکان روبه‌رو شدند.

آن‌ها ناچار شدند دسته‌گل‌ها و تصاویر عزیزانشان را پشت درهای بسته آرامستان بگذارند.

100%

مزار جاویدنامان مجید زنگنه و آرین نباتی در روستای نغندر مشهد نیز پنج‌شنبه ۲۸ اسفند میزبان شماری از هم‌وطنان بود.

100%

گرامی‌داشت یاد جاویدنامان در سفره هفت‌سین

ایرانیان در داخل کشور و نقاط مختلف جهان می‌کوشند در کنار پاسداشت نوروز و سنت‌های دیرینه‌ ایرانی، روح اعتراض را زنده نگه دارند و آرمان آزادی ایران و رهایی از استبداد را به شکل‌های مختلف به نمایش بگذارند.

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد یکی از ایرانیان پرچم شیروخورشید را در کنار دیوان حافظ در سفره هفت‌سین قرار داده است.

این مخاطب ویدیوی خود را با جمله‌ای از شاهزاده رضا پهلوی صداگذاری کرده است که می‌گوید: «امیدوارم این آخرین نوروز در تبعید باشد.»

بر اساس یکی دیگر از ویدیوهای ارسالی به ایران‌اینترنشنال، یک شهروند سبزه سفره هفت‌سین خود را با عکس‌های جاویدنامان انقلاب ملی آراسته است.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پیش‌تر در بیانیه‌ای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنه‌ای کشته شدند.

۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامه‌ای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونت‌بار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.