• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سرکوب کودکان و نوجوانان در اعتراضات و نگرانی از آینده دانش‌آموزان بازداشت‌شده

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

هم‌زمان با انتشار هویت بیش از ۲۳۰ تن از کودکان کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه، روند رسیدگی به پرونده هزاران معترض بازداشت‌شده از جمله دانش‌آموزان سرعت گرفته است. ایران‌اینترنشنال در گفت‌وگو با حامد فرمند، فعال حقوق کودک، ابعاد مختلف سرکوب کودکان و پیامدهای آن را بررسی کرده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرده است که تا کنون هویت بیش از ۲۳۵ کودک و نوجوان کشته‌شده در اعتراضات دی‌ماه را شناسایی و منتشر کرده است.

این تشکل صنفی «خون کودکان بی‌گناه» را محصول مستقیم «سرکوب بی‌رحمانه» دانسته و تاکید کرده است: «هر نیمکت خالی، فریاد خاموش نسلی است که با تیر و وحشت از حق زندگی، امنیت و آموزش محروم شده و یادآور نسلی است که با خشونت، آینده‌اش ربوده شد.»

این شورا هم‌زمان با استفاده از هشتگ #نیمکت‌های_خالی و با اشاره به «کودکان از دست‌رفته» به‌عنوان خاطره‌ای که به‌گفته آن‌ها خاموش نمی‌شود، ضمن ابراز تاسف عمیق و همدردی با خانواده‌های داغدار، خواستار پایان فوری خشونت، تضمین امنیت جانی کودکان و آزادی همه بازداشت‌شدگان شد.

فرشاد ابراهیم‌پور، نایب‌رییس کمیسیون آموزش مجلس، به سایت رویداد۲۴ گفت «۲۸ درصد دستگیرشدگان زیر ۲۰ سال بوده‌اند» و اگر افراد زیر ۱۸ سال را که باید در حال تحصیل باشند در نظر بگیریم، این رقم «بین ۲۵ تا ۲۸ درصد» برآورد می‌شود.

او افزود با وجود مکاتبه با وزارت آموزش‌وپرورش و نهادهای امنیتی و انتظامی، هنوز آمار نهایی و رسمی از تعداد دقیق دانش‌آموزان بازداشت‌شده منتشر نشده و هیچ مرجع رسمی آمار مشخصی ارائه نکرده است.

در همین حال، اصغر جهانگیر، سخنگوی این نهاد، اعلام کرده است تا کنون برای ۱۰ هزار و ۵۳۸ نفر قرار جلب به دادرسی صادر شده و برای هشت هزار و ۸۴۳ نفر نیز کیفرخواست صادر یا در حال ارسال به دادگاه‌هاست؛ کیفرخواست‌هایی که به گفته او به‌زودی منجر به صدور حکم خواهد شد.

سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به نوع اتهامات، سن و وضعیت بازداشت‌شدگان، روند رسیدگی را «چندمرحله‌ای» توصیف کرده و گفته است این پرونده‌ها در «شرایط فوق‌العاده کشور» بررسی می‌شوند و دستگاه قضایی نمی‌تواند با روال عادی پیش برود.

اعلام این آمارها در شرایطی صورت می‌گیرد که نهادهای حقوق بشری شمار معترضان بازداشت‌شده را بیش از ۵۰ هزار نفر برآورد کرده‌اند و برخی منابع مستقل از احضار، بازداشت یا بازجویی بیش از ۱۰۰ هزار نفر در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه خبر می‌دهند.

به گفته فعالان حقوق بشر، در میان بازداشت‌شدگان شمار زیادی کودک و نوجوان حضور داشته‌اند. بسیاری از آن‌ها با وثیقه یا کفالت آزاد شده‌اند، اما همچنان در انتظار رسیدگی قضایی به سر می‌برند؛ وضعیتی که زندگی تحصیلی و سلامت روان آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار داده است.

نبود اطلاع‌رسانی شفاف، محدودیت تماس و بی‌خبری طولانی، خانواده‌های بازداشت‌شدگان، به‌ویژه خانواده‌های کودکان و نوجوانان را در اضطراب و بلاتکلیفی طولانی نگه داشته است.

پشت سرکوب کودکان چه نگاهی ایستاده است

حامد فرمند، فعال حقوق کودک، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت سرکوب کودکان و دانش‌آموزان در اعتراضات دی‌ماه را باید در امتداد شیوه برخورد حکومت با کودکان در دهه‌های گذشته فهمید، اما هم‌زمان آن را صرفا به جمهوری اسلامی محدود نمی‌داند و در چارچوب یک نظام فکری و رفتاری حاکم ارزیابی می‌کند.

به گفته او، این نظام مردسالار و پیرپدرسالار است و حتی بخش‌های مرتبط با شریعت و ساختار ایدئولوژیک نیز در همین چارچوب قابل فهم‌اند.

فرمند توضیح داد این نظام فکری طی بیش از چهار دهه، رفتار جمهوری اسلامی با کودکان و شیوه نقض حقوق آنان را شکل داده است؛ از آنچه در خانواده‌ها رخ می‌دهد و حکومت از آن دفاع می‌کند، به آن دامن می‌زند یا در برابرش سکوت می‌کند، تا آنچه در مدارس جریان دارد و جمهوری اسلامی یا بخشی از آن است یا نسبت به آن بی‌توجهی می‌کند و از کنارش می‌گذرد.

این فعال حقوق کودک افزود آنچه در رفتار مستقیم حکومت با کودکان دیده می‌شود، از جمله در برخوردهای قضایی، مواجهه با کودکانی که در برابر قانون قرار می‌گیرند و نحوه برخورد با آن‌ها در زندان‌ها نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چارچوبی که در آن، قدرت و تسلط بر گروه‌های آسیب‌پذیرتر، در این‌جا کودکان و نوجوانان، اعمال می‌شود و به نقض حقوق آنان می‌انجامد.

فرمند با اشاره به سرکوب اعتراضات دی‌ماه گفت در این دوره، هم از نظر تعداد و هم از نظر حجم و گستردگی سرکوب، وضعیت به‌مراتب فراتر از دوره‌های پیشین بوده است.

او افزود اگرچه در خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز کودکان، به‌ویژه نوجوانان و جوانان، هم از گروه‌های اصلی معترضان و هم از اهداف سرکوب بودند، اما در دی‌ماه این روند با شدت و گستردگی بیشتری ادامه یافت.

به گفته او، استفاده دوباره اما گسترده‌تر از شیوه‌هایی مانند ورود نیروهای امنیتی و افراد مذهبی به مدارس و اعمال آزار روانی علیه دانش‌آموزان نشان می‌دهد حکومت همان روش‌های پیشین را این بار به‌صورت جدی‌تر و فراگیرتر علیه کودکان و نوجوانان به کار گرفت.

فرمند تاکید کرد سرکوب اعتراضات دی‌ماه را باید در همین بستر گسترده‌تر فهمید؛ بستری که در آن، کودکان نه فقط قربانی خشونت خیابانی، بلکه هم‌زمان هدف سرکوب و از کنشگران اصلی اعتراض نیز بوده‌اند.

بازداشت کودکان و نقض حقوق دیگر آن‌ها

فرمند در ادامه گفت بازداشت کودکان آن‌قدر حساس و دارای اثرات ماندگار است که جزو مواردی است که به‌صراحت در پیمان‌نامه حقوق کودک منع شده و تنها به‌عنوان آخرین راه در مواجهه با کودکانی که اصطلاحا «کودکان مقابل قانون» تلقی می‌شوند، آن هم با شرایط بسیار محدود و ویژه، قابل طرح است.

او تاکید کرد حتی همین «آخرین راه» نیز باید در موارد محدود و با شرایط خاص اجرا شود؛ به این معنا که برای دستگیری کودک، نگهداری او در مراکز خاص و همچنین نحوه رسیدگی قضایی، یک نظام ویژه پیش‌بینی شود، از جمله دسترسی فوری به وکیل و ارتباط مستمر با خانواده.

این فعال حقوق کودک گفت در پیمان‌نامه حقوق کودک، از جمله در بخش مربوط به کودکانی که در برابر قانون قرار می‌گیرند، بر این اصل تاکید شده که هیچ روندی نباید به نقض حقوق کودک منجر شود.

به گفته او حق کودک به تحصیل، سلامت و دور بودن از انواع خشونت، حقوق غیرقابل‌معامله‌ای است و هیچ حکومت و هیچ فردی نمی‌تواند کودکی را به دلیل رفتاری که انجام داده، از سایر حقوقش محروم کند.

او در ادامه به موضوع «پلیس اطفال» اشاره کرد و گفت ایران در قوانین خود سازوکاری را با این عنوان در نظر گرفته بود، اما تا جایی که او دنبال کرده، در داخل و خارج از ایران نسبت به آن واکنش‌های منفی هم وجود داشت؛ برداشتی که او آن را بیشتر ناشی از بی‌اعتمادی به سیستم قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی دانست.

فرمند گفت با این حال، ایده چنین سازوکاری در راستای آن است که افراد آموزش‌دیده با کودکان مواجهه داشته باشند تا کودک با آسیب‌های بیشتری روبه‌رو نشود.

او تاکید کرد حتی اگر کودکی ناچار شود با سیستم قضایی برخورد پیدا کند و در مقام آخرین راه، با فرض رعایت پیمان‌نامه حقوق کودک، در برابر قانون قرار بگیرد و برای او راهکار قضایی تعریف شود، این روند نباید در پرونده او به‌گونه‌ای ثبت شود که بر آینده اجتماعی، شغلی و تحصیلی‌اش اثر بگذارد.

او گفت با این حال در نظام جمهوری اسلامی، به‌روشنی در سال ۱۴۰۱ و سپس در سال ۱۴۰۴، قوانینی که وجود داشتند و پیمان‌نامه حقوق کودک بدون هیچ استثنایی نقض شد.

فرمند همچنین گفت وقتی از کودکانی صحبت می‌شود که در برابر قانون قرار گرفته‌اند، بازداشت باید آخرین راهکار باشد، اما موضوع این پرونده‌ها دستگیری کودکان به خاطر اعتراض و شرکت در تظاهرات است؛ موضوعی که به گفته او طبق پیمان‌نامه حقوق کودک، در چارچوب حقوق مشارکت کودکان و حق آن‌ها برای شنیده‌شدن تعریف شده است.

او تاکید کرد بنابراین دستگیری کودکان و تشکیل پرونده قضایی برای آن‌ها به دلیل این‌که یکی از حقوق خود را استیفا می‌کنند و آن را عملی می‌کنند، از اساس فاقد وجاهت قانونی است و نباید حتی ذیل مفهوم «آخرین راه» مطرح شود؛ هرچند به گفته او این روند متاسفانه به این شکل اعمال می‌شود.

از ربودن تا زندان بزرگسالان اثرات بلندمدت بر روان و تحصیل کودکان

به گفته فرمند، در موارد متعدد کودکان «ربوده می‌شوند» و نه صرفا «دستگیر». او گفت خانواده‌ها از وضعیت آن‌ها ابدا اطلاعی ندارند، کودکان مانند بزرگسالان از دسترسی به وکیل محروم می‌شوند، در محیط‌های بزرگسالانه نگهداری می‌شوند و تحت انواع فشارها و آسیب‌های روانی و جسمی و متاسفانه جنسی قرار می‌گیرند.

فرمند گفت آنچه در چنین شرایطی رخ می‌دهد، از جمله قرار گرفتن در انفرادی، مصداق شکنجه است و کودکان به‌طور مشخص شکنجه می‌شوند؛ از ضرب‌وشتم و آزارهایی که برای گرفتن اعتراف اعمال می‌شود تا رفتارهایی که در قالب تنبیه یا قدرت‌نمایی اعمال می‌شود.

او در بخش دیگری از این گفت‌وگو گفت در برخی موارد، به‌ویژه درباره پسران، ممکن است پس از گذراندن روند بازجویی، به مراکز اصلاح‌وتربیت که برای پسران زیر ۱۸ سال در نظر گرفته شده منتقل شوند؛ هرچند به گفته او آن فضاها هم به‌هیچ‌وجه مناسب کودکان نیست، اما دست‌کم به‌صورت اسمی محیطی جدا از بزرگسالان است.

در مقابل، فرمند تاکید کرد درباره کودکان دختر حتی همین هم در بسیاری از شهرها رعایت نمی‌شود. او گفت در تهران کانون اصلاح‌وتربیت برای دختران وجود دارد، در مشهد بند مجزایی در زندان وکیل‌آباد در نظر گرفته شده، اما در سایر زندان‌ها، کودکان دختر کاملا در زندان‌های بزرگسالان نگهداری می‌شوند و در معرض محیط‌های بسیار آسیب‌زا قرار می‌گیرند.

این فعال حقوق کودک در ادامه به پیامدهای روانی و ماندگار بازداشت پرداخت و گفت مغز کودک در حال رشد است و بخش‌های تحلیلی و عاطفی او به‌طور کامل رشد پیدا نکرده و آسیب‌پذیری بالایی دارد.

فرمند با اشاره به این‌که تحقیقات علمی نشان می‌دهد مغز افراد حتی تا ۲۵ سالگی هم می‌تواند در حال رشد باشد، گفت با وجود این، در قواعد بین‌المللی تا ۱۸ سال را کودک در نظر می‌گیرند.

او تاکید کرد قرار گرفتن کودک در معرض استرس شدید و خشونت بالا می‌تواند به روند رشد مغز او آسیب بزند و او را در معرض فشارهای روانی گسترده‌ای قرار دهد که قابل‌مقایسه با بزرگسالی که در همان موقعیت قرار گرفته نیست.

فرمند گفت در خیزش «زن، زندگی، آزادی» در مواردی این آسیب‌ها به خودکشی کودکان یا آسیب‌های روانی جدی منجر شد و اکنون نیز گزارش‌های پراکنده‌ای از پیامدهای مشابه شنیده می‌شود.

به گفته فرمند، کودک پس از تجربه بازداشت، بازجویی یا ربوده‌شدن ممکن است دچار گوشه‌گیری شود و به‌دلیل نگرانی یا تجربه دوباره آسیب، ترجیح دهد در خانه بماند؛ به این معنا که از فعالیت‌های اجتماعی فاصله می‌گیرد.

او گفت کودک ممکن است به مدرسه نرود، یا خانواده‌ها به دلیل نگرانی او را از مدرسه رفتن منع کنند و افزود در برخی مدارس، غیبت کودک موجه شناخته نمی‌شود و برخی مدارس کودک را به مدرسه راه نمی‌دهند.

به گفته او در مواردی نیز به دلیل تشکیل پرونده قضایی، کودک را به‌عنوان فردی دارای سابقه قضایی تلقی می‌کنند و اجازه ادامه تحصیل نمی‌دهند، یا نهادهای امنیتی برای محروم کردن کودک از تحصیل فشار وارد می‌کنند؛ مواردی که به گفته فرمند نشان‌دهنده نقض پیمان‌نامه حقوق کودک است.

او گفت در کنار نقض حق تحصیل، مواردی مانند نداشتن امنیت، نداشتن دسترسی به سیستم درمان، نپذیرفتن کودک از سوی سیستم درمان یا ناتوانی در رفع آسیب نیز رخ می‌دهد و همه این‌ها نقض حقوق کودک است.

فرمند تاکید کرد چنین روندی هم آینده کودکان را به‌طور مستقیم تحت تاثیر قرار می‌دهد و هم کودکی آن‌ها را به شکل جدی متاثر می‌کند.

طرح اتهام‌های سنگین فشار روانی شدیدی بر کودکان وارد می‌کند

فرمند در ادامه گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت صرف طرح اتهام‌های سنگین، چه در حد تهدید از سوی بازجویان و چه در صورت درج آن در پرونده و رسیدن به مراحل دادگاه، تجدیدنظر یا دیوان عالی و قرار گرفتن در مسیر اجرا، از همان ابتدا فشار روانی سنگینی بر هر انسان وارد می‌کند و این فشار در مورد کودکان به‌مراتب شدیدتر و آسیب‌زاتر است.

به گفته او، ممنوعیت اعدام کودکان دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود و اساسا صدور یا حتی طرح چنین احکامی برای کودکان باید ممنوع باشد، زیرا حق حیات کودک به هیچ عنوان نباید نقض شود یا حتی در معرض نقض قرار بگیرد.

او تاکید کرد این وضعیت بخشی از همان ساختار فکری و رفتاری است که پیش‌تر به آن اشاره کرده بود؛ ساختاری که صرفا به جمهوری اسلامی یا حتی نظام‌های استبدادی محدود نمی‌شود و در بسیاری از نظام‌ها به شکل‌های مختلف وجود دارد، اما در جمهوری اسلامی به‌صورت گسترده و سیستماتیک به نقض حقوق انسانی، حقوق بشری و حقوق کودک منجر شده است.

او گفت شدت استرس و اضطرابی که در چنین شرایطی به کودک وارد می‌شود، قابل قیاس با دیگر انواع اضطرابی نیست که او هم‌زمان در وضعیت بازداشت تحمل می‌کند.

به گفته او، مواجهه کودک با این تصور که ممکن است جانش گرفته شود، در حالی که کودک لزوما با مفهوم مرگ و پیامدهای آن آشنا نیست، یا حتی اگر آشنا باشد، باز هم با ترس، ابهام و نگرانی شدید روبه‌رو می‌شود.

فرمند گفت این فشار روانی، فارغ از این‌که پرونده به چه نتیجه‌ای برسد، حتی اگر در پرونده ثبت نشود و حتی اگر به صدور هیچ حکمی، حتی یک حکم زندان ساده، منجر نشود، اثری عمیق و ماندگار بر روان کودک می‌گذارد و او را با آسیب‌های جدی مواجه می‌کند.

این فعال حقوق کودک افزود نهادهای قضایی، امنیتی یا حکومتی ممکن است در کوتاه‌مدت یا بلندمدت اهداف خود را از طرح چنین اتهام‌هایی دنبال کنند، اما تاثیری که این وضعیت بر کودک می‌گذارد غیرقابل انکار است و مستقل از نتیجه نهایی پرونده، آسیب خود را بر جای می‌گذارد.

کودکان دارای والد زندانی در معرض آسیب‌های پنهان و گسترده

فرمند در ادامه این گفت‌وگو و در پیوند با نگرانی‌ها درباره احکام سنگین، به گروه دیگری از کودکان اشاره کرد و گفت در کنار کودکان بازداشت‌شده، باید به کودکانی نیز توجه کرد که والدین آن‌ها در جریان بازداشت‌های گسترده و پرونده‌های قضایی با اتهام‌های سنگین مواجه شده‌اند.

او با اشاره به گزارش‌هایی درباره بازداشت بیش از ۵۰ هزار نفر در جریان اعتراضات دی‌ماه گفت بر اساس معیارهای بین‌المللی که در کشورهای مختلف برای برآورد تعداد کودکانی که والد زندانی دارند به کار می‌رود، موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان برآورد می‌کند حدود ۹۰ هزار کودک در معرض آسیب‌های مرتبط با زندانی شدن والدین خود قرار گرفته‌اند.

فرمند، بنیان‌گذار و مدیر موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان، تاکید کرد آثار روانی زندانی شدن والدین لزوما به مدت زمان بازداشت وابسته نیست و تفاوتی ندارد که بازداشت موقت چند هفته‌ای باشد، چند ماه طول بکشد یا به زندان طولانی‌مدت منجر شود.

به گفته او، اختلال در روند تحصیل کودکان، تشدید مشکلات اقتصادی خانواده، افزایش اضطراب، بروز اختلال‌های اضطرابی، اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات مرتبط با سلامت روان و جسم، از پیامدهایی است که حتی پس از آزادی والدین نیز می‌تواند ادامه پیدا کند، به‌ویژه اگر به‌طور موثر درمان نشود.

او افزود در ایران نه سیستم درمانی‌ای وجود دارد که به‌طور گسترده با موضوع زندان و تروما آشنا باشد و نه خدمات حمایتی به شکل امن و در دسترس ارائه می‌شود.

به گفته فرمند، شرایط امنیتی موجود باعث شده بسیاری از خانواده‌ها برای دریافت خدمات درمانی مراجعه نکنند و در مواردی نیز برخی متخصصان سلامت به دلیل نگرانی از پیامدهای امنیتی، از پذیرش این کودکان خودداری کنند؛ نگرانی‌ای که به گفته او بی‌پایه نیست، چرا که در ماه‌های گذشته شماری از پزشکان و پرستاران به دلیل رسیدگی به افراد شرکت‌کننده در اعتراضات بازداشت و با اتهام‌های سنگین روبه‌رو شده‌اند.

فرمند همچنین گفت حتی در مواردی که کودکان مستقیما در جریان پرونده قضایی والدین قرار نمی‌گیرند، فضای خانه‌ای که یکی از والدین با اتهام‌هایی مواجه است که می‌تواند به مرگ یا آنچه او «قتل برنامه‌ریزی‌شده حکومتی» خواند منجر شود، به‌طور مستقیم بر روان کودک اثر می‌گذارد.

بنیان‌گذار و مدیر موسسه بین‌المللی کودکان زندانیان افزود خانواده‌ها اغلب نمی‌دانند چگونه با کودکی که در معرض چنین آسیب جدی قرار گرفته برخورد کنند و متخصصان سلامت نیز با این نوع خاص و ویژه تروما آشنایی کافی ندارند.

به گفته فرمند، این کودکان در نبود دسترسی مناسب به حمایت‌های روانی، ناچارند این آسیب‌ها را با خود حمل کنند.

او گفت اگرچه تلاش‌هایی برای طراحی راهنماهای آموزشی و گسترش حمایت‌های تخصصی در جریان است، اما گستردگی آسیب و شمار بالای کودکان در معرض خطر به اندازه‌ای است که تعداد محدود متخصصان آشنا با این حوزه، توان پاسخ‌گویی به این نیاز گسترده را ندارد.

نبود وکیل مستقل آسیب‌پذیری کودکان را در روند قضایی تشدید می‌کند

فرمند در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت دسترسی به وکیل مستقل، یکی از نخستین و فوری‌ترین حقوقی است که در صورتی که کودک در مقام آخرین راه در برابر قانون قرار گیرد و بازداشت شود، باید بدون قید و شرط رعایت شود؛ حقی که در کنار دسترسی کودک به خانواده باید رعایت شود.

او تاکید کرد این حق صرفا برای رعایت اصول دادرسی عادلانه نیست؛ اصولی که در مورد بزرگسالان نیز باید رعایت شود، بلکه افزون بر آن، به آسیب‌پذیری ویژه کودکان بازمی‌گردد.

به گفته فرمند، کودک از نظر دانش حقوقی، قدرت تحلیل و وضعیت روانی، به‌مراتب آسیب‌پذیرتر از بزرگسال است و همین موضوع او را در برابر روند بازجویی و اعتراف‌گیری در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهد.

فرمند گفت زمانی که کودک بدون حمایت فردی آگاه و مطلع به قوانین، در شرایط بازجویی قرار می‌گیرد، احتمال آن‌که سریع‌تر و به شکلی آسیب‌زاتر تن به اعتراف بدهد یا اظهاراتی را مطرح کند که منافع او را به‌طور جدی به خطر می‌اندازد، به‌مراتب افزایش می‌یابد.

این فعال حقوق کودک افزود محرومیت کودک از وکیل مستقل، در کنار نقض اصل دادرسی عادلانه که خود امری غیرقابل‌معامله است، به‌طور مستقیم به نقض حقوق کودک بازمی‌گردد؛ حقوقی که باید به‌صورت ویژه، جدی و بدون هیچ‌گونه اغماضی رعایت شود.

مقابله با عادی‌سازی «نیمکت‌های خالی» بدون واقع‌بینی ممکن نیست

فرمند در ادامه به ایران‌اینترنشنال گفت در برابر عادی‌سازی «نیمکت‌های خالی» و حذف دانش‌آموزان از مدرسه، باید پذیرفت که دست جامعه مدنی، خانواده‌ها و معلمان چندان بلند نیست و ابزارهای موجود، از جمله ابزارهای بین‌المللی، محدودیت‌های جدی خود را دارد.

به گفته او، گاه برخی رسانه‌ها یا نهادهای حقوقی و حقوق بشری انتظارات و تصورات نادقیقی ایجاد می‌کنند که با واقعیت سازوکارهای موجود تناسب ندارد و همین فاصله میان انتظار و واقعیت می‌تواند به طراحی واکنش‌ها و راهکارهای نامتناسب منجر شود.

او تاکید کرد این واقع‌بینی به هیچ‌وجه به معنای بی‌اهمیت بودن مستندسازی و ثبت حقیقت نیست.

او گفت ثبت دقیق آنچه رخ می‌دهد، شناخت ابعاد و شیوه‌های نقض حقوق کودک و آگاهی از گستره خشونت اعمال‌شده، اهمیتی اساسی دارد و تجربه نشان داده است جامعه، به‌ویژه زمانی که میان انتظارات خود و واقعیت‌های موجود تناسب برقرار کند، همواره راهکارهای خودش را پیدا کرده است.

این فعال حقوق کودک افزود در این مسیر، گروه‌های مختلف جامعه، از جمله کنشگران داخل و خارج از ایران، می‌توانند نقش موثرتری ایفا کنند؛ به‌ویژه آن‌جا که به توانمندتر شدن فعالیت‌ها، افزایش آگاهی حقوقی درباره حقوق خود و حقوق کودکان و تجهیز شدن به ابزارهای لازم برای دفاع از این حقوق کمک می‌کند.

بدون نقد ریشه‌های فکری سرکوب، چرخه نقض حقوق کودک تکرار می‌شود

فرمند در ادامه گفت اگر بپذیریم آنچه به نقض گسترده حقوق کودکان انجامیده، ریشه در یک نظام فکری مردسالار و پیرپدرسالار دارد، واکنش‌ها و راهکارها نیز باید با در نظر گرفتن همین بستر طراحی شود.

به گفته او، این نگاه باید در امتداد فعالیت‌های جمعی جامعه مدنی، فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی و کنشگران فکری در مسیر گذار از جمهوری اسلامی قرار بگیرد؛ گذاری که صرفا به تغییر قوانین محدود نباشد، بلکه زمینه‌های اجرایی تحقق حقوق را نیز فراهم کند و بتواند از ریشه مانع تداوم نقض حقوق کودکان شود.

او تاکید کرد صرف کنار رفتن این حکومت یا پیوستن به همه معاهدات بین‌المللی، به‌تنهایی تضمین‌کننده رعایت کامل حقوق کودک نیست.

به گفته فرمند، نظام فکری‌ای که حقوق کودکان را نقض می‌کند، حتی در غیاب این حکومت نیز می‌تواند راه‌ها و منافذ تازه‌ای برای تداوم نقض حقوق پیدا کند؛ همان‌طور که در برخی کشورهایی که حتی «توسعه‌یافته» تلقی می‌شوند نیز به دلیل تداوم همین نظام فکری، نقض حقوق کودکان همچنان رخ می‌دهد.

حمایت روانی بخش مغفول دفاع از حقوق کودک

فرمند یکی دیگر از مسئولیت‌های مهم جامعه را توجه جدی به حمایت‌های روانی دانست و گفت این بخش، چه در بحث مبارزه و مقاومت و چه در پیگیری‌های حقوقی و ثبت نقض حقوق بشر، اغلب نادیده گرفته می‌شود.

او افزود در بسیاری از موارد، حتی پذیرفتن این‌که فرد یا کودک دچار آسیب روانی شده، همچنان تابو تلقی می‌شود و اقدام برای درمان نیز با انگ اجتماعی همراه است؛ در حالی که چنین آسیب‌هایی نیازمند رسیدگی جدی و تخصصی است.

به گفته او، متخصصان سلامت باید با همه ابعاد تروما از تروماهای مرتبط با زندان کودکان، زندانی شدن والدین و زندگی کودک در کنار بزرگسال زندانی، تا مواجهه با خطر اعدام آشنا شوند.

فرمند تاکید کرد هر یک از این حوزه‌ها دانش تخصصی خود را می‌طلبد و نمی‌توان انتظار داشت هر روان‌درمانگر یا مددکار اجتماعی به همه این ابعاد مسلط باشد.

او افزود در کنار آموزش تخصصی، جامعه و خانواده‌ها نیز باید به ابزارهای اولیه و آگاهی‌های لازم مجهز شوند، چرا که نه همیشه دسترسی به متخصص وجود دارد و نه مراجعه به متخصص تنها راه ممکن است.

به گفته فرمند، در بسیاری از موارد، اگر این آگاهی‌ها وجود داشته باشد، بخشی از آسیب‌ها می‌تواند در همان محیط خانواده و جامعه اطراف کاهش یابد.

فرمند در پایان گفت انگ‌زدایی از مراجعه به روان‌درمانگر، گسترش آموزش‌ها و تقویت حمایت‌های روانی، هم در مسیر دفاع از حقوق کودک معنا دارد و هم می‌تواند در چارچوب مقاومت مدنی و حفظ سلامت جامعه تعریف شود؛ مسیری که به گفته او برای جلوگیری از تداوم و عادی‌سازی «نیمکت‌های خالی» نقشی حیاتی دارد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۳

وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

۴

پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

۵

هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • موج سرکوب وکلای دادگستری هم‌زمان با اعتراضات و بستن آخرین روزنه دفاع از بازداشت‌شدگان

    موج سرکوب وکلای دادگستری هم‌زمان با اعتراضات و بستن آخرین روزنه دفاع از بازداشت‌شدگان

  • حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

    حداقل ۹ هزار تن از معترضان بازداشت‌شده در آستانه صدور حکم قرار دارند

  • آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

    آن‌ها به درمان هم شلیک می‌کنند؛ بازداشت و اتهام‌های سنگین به‌دلیل رسیدگی پزشکی به معترضان

  • وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

    وضعیت نگران‌کننده کودکان بازداشتی؛ بی‌خبری خانواده‌ها و روایت‌هایی از شکنجه

  • تشکل‌های صنفی فرهنگیان: شمار کودکان کشته شده در انقلاب ملی به ۲۰۰ نفر رسید

    تشکل‌های صنفی فرهنگیان: شمار کودکان کشته شده در انقلاب ملی به ۲۰۰ نفر رسید

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.