• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شورای عالی امنیت ملی: روایت خبرگزاری فارس درباره محل کشته شدن لاریجانی کذب است

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۱:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)

دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد خبر منتشرشده در خبرگزاری فارس درباره «جزئیات محل کشته شدن علی لاریجانی» کذب است. پیش‌تر خبرگزاری فارس نوشت او به‌همراه پسرش، یکی از معاونان و جمعی از محافظان، در منزل دخترش در منطقه پردیس هدف جنگنده‌ها قرار گرفت و کشته شد.

پربازدیدترین‌ها

فاکس‌نیوز: بازی «پلیس خوب، پلیس بد» در ایران فروپاشیده است
۱

فاکس‌نیوز: بازی «پلیس خوب، پلیس بد» در ایران فروپاشیده است

۲

اکسیوس: ترامپ دوشنبه جلسه‌ای درباره ایران در «اتاق وضعیت» برگزار می‌کند

۳
تحلیل

تردیدها درباره وادار شدن جمهوری اسلامی به عقب‌نشینی افزایش می‌یابد

۴
تحلیل

جنگ ایران و قمارهای سیاسی، ترامپ را از الگوی ماکیاولی دور کرده است

۵

ترامپ: ایران اگر می‌خواهد توافق کند، تماس بگیرد؛ عراقچی به روسیه رفت

انتخاب سردبیر

  • سونا یکتا و امید کلابی؛ جاوید‌نامان شهر کوچک پره‌سر در استان گیلان

    سونا یکتا و امید کلابی؛ جاوید‌نامان شهر کوچک پره‌سر در استان گیلان

  • عامر رامش، زندانی سیاسی، به اتهام «بغی و عضویت در جیش ‌العدل» اعدام شد

    عامر رامش، زندانی سیاسی، به اتهام «بغی و عضویت در جیش ‌العدل» اعدام شد

  • ‫۴۰ سال پس از چرنوبیل؛ یادآوری یک فاجعه در سایه جنگ

    ‫۴۰ سال پس از چرنوبیل؛ یادآوری یک فاجعه در سایه جنگ

  • ترامپ: حمله مسلحانه به ضیافت شام تمرکز مرا از «جنگ ایران» منحرف نمی‌کند

    ترامپ: حمله مسلحانه به ضیافت شام تمرکز مرا از «جنگ ایران» منحرف نمی‌کند

  • قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان کیانی، از معترضان انقلاب ملی، در اصفهان خبر داد

    قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان کیانی، از معترضان انقلاب ملی، در اصفهان خبر داد

•
•
•

مطالب بیشتر

سایه جنگ و بحران اقتصادی بر حال‌وهوای نوروز در ایران

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
هومن عابدی

با نزدیک شدن نوروز، بسیاری از شهرهای ایران امسال حال‌وهوای همیشگی روزهای پایانی سال را ندارند. جنگ، فشار اقتصادی و فضای عدم قطعیت باعث شده شماری از خانواده‌ها از آماده‌سازی‌های معمول برای سال نو صرف‌نظر کنند.

چند شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند آیین‌هایی که معمولا در هفته‌های پایانی سال خانه‌ها را پر از جنب‌وجوش می‌کند، امسال در بسیاری از خانواده‌ها متوقف شده است.

لیلا، ۳۸ ساله از تهران، گفت: «امسال هیچ کاری نکردیم. نه فرش‌ها رو شستیم و نه خونه‌تکونی کردیم. هر سال از اواسط بهمن شروع می‌کردم، اما امسال فقط به آسمون نگاه می‌کنیم و منتظر سقوط این رژیم هستیم.»

او توضیح داد کارهایی که معمولا هفته‌ها پیش از تحویل سال آغاز می‌شد، امسال در خانه او اصلا شروع نشده است.

برای برخی خانواده‌ها حتی رسم‌های ساده نوروزی نیز کنار گذاشته شده است.

کامران، ۴۲ ساله از همدان، گفت: «کاشتن سبزه کاریه که ما ایرانی‌ها هر سال انجام می‌دیم، اما امسال با این همه خبر جنگ، کاملا یادمون رفت. لعنت به جمهوری اسلامی که همه چیز رو ویران کرد. »

100%

تورم و گرانی

برخی می‌گویند شرایط اقتصادی حتی انجام ساده‌ترین سنت‌های نوروزی را هم دشوار کرده است.

گلناز، ۳۵ ساله از کرج، گفت: «هر سال با وجود تورم، حداقل چند چیز می‌خریدیم؛ یک ظرف هفت‌سین، یک ماهی قرمز یا چند تا لباس نو برای بچه‌ها.»

او افزود:«اما امسال نه پولش را داشتیم و نه حال‌وحوصله اش را. منتظر آن لحظه نهایی هستیم. مطمئنم بعد از سقوط جمهوری اسلامی جبرانش می‌کنیم.»

به گفته او، افزایش قیمت‌ها فشار زیادی بر خانواده‌ها و کسب‌وکارهای کوچک وارد کرده است.

گلناز گفت:«حتی اگر می‌خواستیم آماده شویم و روحیه‌اش را داشتیم، قیمت‌ها آن‌قدر بالا رفته که اصلا توانش را نداریم. همه چیز چند برابر شده. من یک مغازه کوچک لوازم آرایشی دارم و این ماه حتی اجاره مغازه را هم درنیاورده‌ام.»

او افزود که درآمد خانواده نیز با کند شدن زندگی روزمره کاهش یافته است.

«شوهرم راننده تاکسی اینترنتی است، اما از ترس بمباران بیرون نمی‌رود و اصلا مسافری هم نیست، چون مردم در خانه مانده‌اند.»

100%

نوستالژی نوروز

در شبکه‌های اجتماعی نیز برخی ایرانیان نوشته‌اند حال‌وهوای این روزهای پایانی سال با سال‌های گذشته تفاوت زیادی دارد.

یک کاربر نوشت:«اگر اوضاع عادی بود، باید برای هفته آینده هیجان داشتم و مشغول تمام کردن کارها بودم. بوی گل شب‌بو باید خانه را پر می‌کرد و شیرینی‌های عید از قبل در یخچال بود.»

کاربر دیگری به خاطرات کودکی اشاره کرد: «چیزی که آزارم می‌ده اینه که شب عیده. مردم باید حال‌وهوای خرید عید و استقبال از سال نو را داشته باشند. یادم می‌آد توی بچگی چقدر هیجان داشتم، اما این احساسات در من مرده اند.»

برخی دیگر نیز نوشته‌اند هفته‌های پایانی سال همیشه زیباترین بخش این فصل بوده است.

یکی از کاربران نوشت:«حال‌وهوای اسفند برای ما ایرانی‌ها همیشه از خود عید هم زیباتر بود. به نظر می‌رسه امسال این حس را نداشته باشیم و باید یک سال دیگر صبر کنیم.»

نزدیک شدن نوروز همیشه با جنب‌وجوش شب عید در خانه‌های ایرانی همراه بود. اما امسال، به گفته بسیاری از شهروندان، این حال‌وهوا زیر سایه جنگ، فشار اقتصادی و نگرانی از آینده کم‌رنگ شده است.

100%

یاسر رحمانی‌راد، پزشکی که به‌دلیل درمان مجروحان اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بود، آزاد شد

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۷:۰۱ (‎+۰ گرینویچ)

یکی از نزدیکان یاسر رحمانی‌راد، پزشک و رزیدنت بیماری‌های داخلی که به‌دلیل درمان مجروحان اعتراضات دی‌ماه و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت بیمارستان‌ها بازداشت شده بود، به ایران‌اینترنشنال گفت او پس از ۳۱ روز بازداشت، با تودیع وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است.

رحمانی‌راد روز ۲۰ دی‌ماه، پس از خروج از بیمارستان رحیمی خرم‌آباد، به‌دست ماموران اطلاعات سپاه استان لرستان بازداشت شد. اطلاعات رسیده حاکی است او در دوران بازداشت، به‌طور مکرر تحت شکنجه، از جمله «شلاق زدن به کف پاها و ریختن آب یخ و آب جوش روی بدن»، قرار گرفته است.

اتهام‌های رحمانی‌راد «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. به گفته منبع نزدیک به رحمانی‌راد، از آنجا که زندان مرکزی خرم‌آباد در اطراف تاسیسات نظامی واقع شده، او و برخی دیگر از زندانیان سیاسی روز ۲۲ اسفند آزاد شدند.

رحمانی‌راد ۳۰ شهریور ۱۴۰۲ نیز به‌دلیل درمان مجروحان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و مدتی بعد با قرار وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شده بود.

معاون وزیر خارجه بریتانیا: تهدید سپاه علیه ایران‌اینترنشنال را بررسی می‌کنیم

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

بارونس چپمن، معاون وزیر خارجه بریتانیا، در واکنش به تهدید سپاه پاسداران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران‌اینترنشنال، در مجلس اعیان گفت دولت بریتانیا این موضوع مشخص را بررسی خواهد کرد.

هلنا کندی، عضو مجلس اعیان بریتانیا، با اشاره به گزارش‌هایی درباره تهدید علیه خبرنگاران شبکه ایران‌اینترنشنال و بی‌بی‌سی، هشدار داد این تهدیدها می‌تواند ابعاد جدی‌تری به خود بگیرد. او گفت سپاه پاسداران هشدار داده است در صورت ادامه همکاری برخی نهادها و کشورها با ایران‌اینترنشنال، «مکان‌ها و زیرساخت‌های مرتبط با این شبکه ممکن است در فهرست اهداف نظامی ایران قرار گیرند.»

کندی با طرح این موضوع از بارونس چپمن پرسید آیا دولت بریتانیا در قبال چنین تهدیدهایی اقدامی انجام خواهد داد یا نه.

در پاسخ، بارونس چپمن، معاون وزیر خارجه بریتانیا، اعلام کرد این موضوع مشخص را بررسی خواهد کرد. او گفت شخصا از جزئیات مطرح‌شده مطلع نبوده است، اما اطمینان خواهد یافت این مسئله از سوی مسئولان و وزیران مربوطه پیگیری شود.

شاهزاده رضا پهلوی: آیین چهارشنبه‌سوری را در کوچه‌ها و محله‌هایتان بر پا کنید

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۵۵ (‎+۰ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی ویدیویی در آستانه برگزاری آیین چهارشنبه‌سوری، از مردم ایران خواست «آتش صلح و زندگی» را در کوچه‌ها و محله‌ها برپا کنند.

در پیام شاهزاده رضا پهلوی که سه‌شنبه ۲۶ اسفند منتشر شد، آمده است: «با هوشیاری کامل از هرگونه تنش، درگیری و نزدیک شدن به مزدوران رژیم در خیابان‌ها خودداری کنید.»

به گفته او، هدف «عوامل شر» این است که جشن نور، پاکی و زندگی شهروندان را به تاریکی، پلیدی و مرگ بکشانند: «این فرصت را به آن‌ها ندهید.»

شاهزاده رضا پهلوی ادامه داد: «به همه عوامل سرکوب هشدار می‌دهم: مردم امشب چهارشنبه‌سوری را مسالمت‌آمیز برگزار می‌کنند. از ساعت شش بعدازظهر، خیابان‌ها، کوچه‌ها و محله‌ها را ترک کنید و در برابر مردم نایستید. بگذارید این شب در آرامش به پایان برسد.»

او خطاب به نیروهای سرکوب افزود: «پیامد‌های ماندن در خیابان‌ها و سرکوب جشن مسالمت‌جویانه مردم با خود شماست.»

شهبانو فرح پهلوی: چهارشنبه‌سوری را به یاد جاویدنامان برگزار می‌کنم

شهبانو فرح پهلوی نیز ۲۶ اسفند در پیامی خطاب به مردم ایران گفت: «آیین ملی چهارشنبه‌‌سوری یادآور ایستادگی نیاکان ما بر سنت و فرهنگ ملی و نماد پیروزی نور بر تاریکی است.»

او افزود: «من امسال این سنت میهنی را به یاد خانواده‌ها‌ی دادخواه و ده‌ها هزار جاویدنام انقلاب شیر و خورشید برگزار می‌کنم؛ جوانانی که سیاوش‌وار، بی‌‌گناه بر خاک افتادند.»

همزمان با انتشار این پیام‌ها، منابع ایران‌اینترنشنال از مجموعه‌ای از حملات گسترده و مرگبار علیه مراکز کلیدی و فرماندهی نیروی مقاومت بسیج در ساعات گذشته خبر دادند.

بر اساس گزارش‌های اولیه در ۲۶ اسفند، در این حملات که از شامگاه دوشنبه انجام گرفته است، نزدیک به ۳۰۰‌ نفر از فرماندهان و مسئولان میدانی بسیج کشته شدند.

شاهزاده رضا پهلوی پیش از این در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد با ضعیف‌تر شدن «توان سرکوب نظام»، زمان فراخوان نهایی او برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی به‌زودی فرا می‌رسد تا مردم دوباره خیابان‌ها را تسخیر کنند، اما تا آن زمان باید «هوشمندانه» پیش رفت.

او در گفت‌وگو با مراد ویسی، تحلیلگر ارشد ایران‌اینترنشنال، گفت: «فکر کنم همه ما بعد از ۴۷ سال درگیر بودن با این حکومت جنایتکار روزشماری می‌کنیم برای اینکه بالاخره این نظام از میان برود و در فردای فروپاشی به آنچه که مردم ایران واقعا لایقش هستند، برسیم؛ یعنی به آزادی کامل و فرصتی برای زندگی دوباره، فرصتی برای ترقی و پیشرفت و آبادی کشور. امیدوارم آن روز هرچه زودتر برسد.»

  • شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

    شاهزاده رضا پهلوی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال: زمان تسخیر خیابان‌ها نزدیک است

شاهزاده رضا پهلوی با تاکید بر اینکه در شرایط فعلی باید نیروهای سرکوب هرچه بیشتر تضعیف شوند و پوشش هوایی اسرائیل و آمریکا در این کار و از نظر تعادل قوا کمکی بود که نیاز به آن وجود داشت، گفت: «این کارزار ضربه بسیار شدیدی به ساختارهای سرکوب رژیم در سپاه و بسیج وارد کرد.»

علی لاریجانی کشته شد؛ او در جمهوری اسلامی چه می‌کرد؟

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۲:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

مرگ علی لاریجانی، طبق اعلام صبح اسرائیل و تایید شبانگاهی تهران، به‌معنای حذف یکی از مهم‌ترین چهره‌های چندوجهی در ساختار قدرت جمهوری اسلامی است. سیاستمداری که طی چهار دهه از سپاه پاسداران و صداوسیما تا مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی، در روندهای اصلی تصمیم‌گیری حضور داشت.

لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، که بر اساس اعلام سه‌شنبه ۲۶ اسفند اسرائیل، در نزدیکی تهران کشته شد، از چهره‌هایی بود که جمع شدن همه ویژگی‌هایش زیر یک نام، در نگاه اول بعید به نظر می‌رسید: پاسداری با سابقه امنیتی، دانش‌آموخته ریاضی و علوم کامپیوتر، کسی که در فلسفه زیر نظر احمد فردید درس خوانده بود، مدیر رسانه‌ای مورد اعتماد علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده تهران، که حکم‌های بلندبالا از او گرفت، سیاستمداری که هم اصلاح‌طلبان از او زخم خورده بودند و هم اصول‌گرایان به او بی‌اعتماد شده بودند، و در نهایت چهره‌ای که همان شورای نگهبانِ برآمده از نظام، صلاحیتش را برای ریاست‌جمهوری رد کرد.

همین تناقض‌ها بود که او را به یکی از پیچیده‌ترین بازیگران جمهوری اسلامی تبدیل می‌کرد.

در بازگشت دوباره‌ به صحنه انتخابات، او مستقیم اعلام نامزدی نکرد و با انتشار تصویری گرافیکی طعنه زد که از حوالی بیت خامنه‌ای به‌سوی وزارت کشور می‌رود و از آن‌جا دوباره به ساختمان ریاست‌جمهوری، در همسایگی رهبری، بازمی‌گردد.

او از همان ابتدا دوست داشت خود را نه یک نامزد عادی، بلکه یک «بازگشت‌کننده از درون هسته قدرت» معرفی کند.

  • علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

    علی لاریجانی؛ بازجوی فیلسوف، سپاهی با لباس مبدل

از نجف تا قم؛ خانواده‌ای در قلب ساختار قدرت

علی اردشیر لاریجانی، مشهور به علی لاریجانی، ۱۳ خرداد ۱۳۳۶ در نجف به دنیا آمد. شهری که در آن زمان یکی از مراکز اصلی مرجعیت شیعه و محل پیوند شبکه‌های روحانی ایرانی و عراقی بود.

تولد او در نجف بعدا در مقاطعی به موضوع بحث‌های سیاسی بدل شد، اما در نهایت روشن شد که از این جهت مانعی برای نامزدی او در انتخابات ریاست‌جمهوری وجود ندارد.

پدرش، آیت‌الله میرزا هاشم آملی، از فقیهان بانفوذی بود که پس از استقرار در قم، بیتش به یکی از مراکز مهم رفت‌وآمد روحانیون و مسئولان جمهوری اسلامی تبدیل شد.

خانواده لاریجانی به‌تدریج یکی از نمونه‌های بارز «خاندانی‌شدن قدرت» در جمهوری اسلامی شد؛ صادق لاریجانی به ریاست قوه قضاییه و سپس مجمع تشخیص مصلحت رسید، محمدجواد لاریجانی در حوزه‌های علمی و سیاست‌گذاری اثرگذار شد و باقر لاریجانی در ساختارهای اجرایی و دانشگاهی جای گرفت.

این شبکه خانوادگی برای علی لاریجانی نه فقط سرمایه نمادین، بلکه زیرساختی واقعی برای ائتلاف‌سازی و بقا در ساختار قدرت فراهم کرد.

او در قم بزرگ شد، در دانشگاه صنعتی شریف ریاضی و علوم کامپیوتر خواند و بعد به فلسفه در دانشگاه تهران رفت؛ مسیر تحصیلی نامعمول برای کسی که بعدها به یکی از چهره‌های امنیتی-سیاسی جمهوری اسلامی تبدیل شد.

تحصیل فلسفه زیر نظر فردید به این پیچیدگی افزود؛ فردی که بر بخشی از زبان فکری و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی تاثیر گذاشت و رد پای نگاهش را می‌توان در نسل خاصی از مدیران و نظریه‌پردازان جمهوری اسلامی دید.

این پیوند میان آموزش فنی و تربیت فلسفی، به لاریجانی امکان داد هم با زبان محاسبه، آمار و فناوری سخن بگوید و هم در سطحی دیگر، در دستگاه مفهومی ایدئولوژیک نظام فهمیده شود.

زندگی خصوصی او هم او را به یکی از مهم‌ترین خانواده‌های فکری جمهوری اسلامی پیوند زد. لاریجانی در حدود ۲۰ یا ۲۱ سالگی با فریده، دختر مرتضی مطهری، ازدواج کرد. پیوندی که او را داماد مطهری و شوهر خواهر علی مطهری کرد.

این وصلت فقط یک رابطه خانوادگی نبود و برای لاریجانی به معنای حضور در یکی از شبکه‌های اصلی مشروعیت انقلابی و فکری جمهوری اسلامی هم بود.

100%

از صداوسیما تا سپاه پاسداران؛ آغاز مسیر در جمهوری اسلامی

ورود لاریجانی به ساختار رسمی قدرت خیلی زود و با توصیه مرتضی مطهری آغاز شد.

او از اواخر سال ۱۳۵۹ تا تابستان ۱۳۶۰، در دوره‌ای کوتاه، مدیرعامل صداوسیما بود. این نخستین نقش مهم او در جمهوری اسلامی بود؛ حضوری که نشان می‌داد از همان سال‌های اول انقلاب ۵۷، به شبکه‌های اصلی تصمیم‌گیری نزدیک شده است.

اما ستون اصلی هویت سیاسی او در دهه ۶۰ شکل گرفت؛ زمانی که به سپاه پاسداران پیوست.

لاریجانی از سال ۱۳۶۱ عضو سپاه پاسداران شد و تا سال ۱۳۷۱ در ساختار آن بالا رفت؛ از جمله در سطح معاونت سپاه و جانشینی ستاد کل سپاه پاسداران.

با این حال، مسیر او مثل برخی فرماندهان هم‌نسلش بیشتر از آن‌که بر قهرمان‌سازی میدانی در جنگ استوار باشد، به سمت نقش‌های ستادی، طراحی و سازماندهی گرایش پیدا کرد.

همین ویژگی بود که بعدها او را بیشتر به یک «استراتژیست امنیتی» شبیه می‌کرد تا یک فرمانده صرفا عملیاتی.

یکی از جالب‌ترین و مهم‌ترین جزییات کارنامه او به همین دوره مربوط است: لاریجانی در زمان تاسیس «سازمان جهاد خودکفایی سپاه پاسداران» در ۱۹ تیر ۱۳۷۰، رییس هیات مدیره این نهاد بود. این سازمان بعدها به یکی از مراکز مهم در پروژه‌های فنی، تسلیحاتی و زیرساختی سپاه تبدیل شد و بسیاری از برنامه‌های موشکی سپاه پاسداران در زیرمجموعه‌های آن توسعه یافتند.

این بخش از کارنامه لاریجانی، کمتر از دوران صداوسیما یا مجلس او دیده شده، اما برای فهم جایگاه واقعی‌اش در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، اهمیت زیادی دارد: او فقط یک مدیر سیاسی نبود، بلکه در یکی از گره‌های مهم «خودکفایی نظامی سپاه پاسداران» نیز حضور مستقیم داشت.

  • علی لاریجانی؛ متولد نجف، بزرگ شده بیت، از کجا آمده و می‌خواهد کجا برود؟

    علی لاریجانی؛ متولد نجف، بزرگ شده بیت، از کجا آمده و می‌خواهد کجا برود؟

وزیر ارشاد و رییس صداوسیما؛ چهره‌ای که خامنه‌ای به او اعتماد کرد

چند ماه پس از تاسیس جهاد خودکفایی سپاه پاسداران، محمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی استعفا داد و هاشمی، لاریجانی را به‌عنوان جانشین او انتخاب کرد. انتخابی که از نظر سابقه فرهنگی، چندان مورد انتظار نبود.

جز یک دوره کوتاه حضور در صداوسیما، لاریجانی سابقه مشخصی در فرهنگ و هنر نداشت، اما در همان دوره کوتاه وزارتش یکی از تصمیم‌های نمادین او ثبت شد: رفع ممنوعیت استفاده از دستگاه ویدیو. این اقدام برای جامعه آن روز ایران، نشانه‌ای از نوعی عمل‌گرایی فرهنگی بود؛ هرچند در چهارچوبی کاملا درون‌ساختاری.

۲۴ بهمن ۱۳۷۲، خامنه‌ای با حکمی مفصل و بلندبالا او را به ریاست سازمان صداوسیما منصوب کرد. این انتصاب و تداوم آن تا سال ۱۳۸۳، نشان داد لاریجانی برای مدت طولانی از اعتماد خامنه‌ای برخوردار بود.

او نه فقط منصوب رهبر جمهوری اسلامی بود، بلکه از جمله مدیرانی بود که خامنه‌ای برایش سرمایه‌گذاری سیاسی کرد و سال‌ها در یکی از حساس‌ترین نهادهای کنترل افکار عمومی نگهش داشت.

صداوسیما در دوره لاریجانی فقط رسانه رسمی کشور نبود بلکه ابزار اصلی حکومت برای مهندسی افکار عمومی، مهار روایت‌های رقیب و تثبیت «گفتمان رهبری» بود.

در دوره او، برنامه «هویت» پخش شد. برنامه‌ای که بسیاری آن را نخستین شکل منسجم «اعتراف‌گیری تلویزیونی» در دوره رهبری خامنه‌ای می‌دانند.

لاریجانی بعدها کوشید مسئولیت این برنامه را به زیر‌دستانش نسبت دهد، اما افشاگری‌های احمد پورنجاتی، معاون وقت صداوسیما، نشان می‌داد که او شخصا درباره این پروژه با سعید امامی دیدار کرده و در پیشبرد آن نقش مستقیم داشته است.

پخش صحنه‌هایی از کنفرانس برلین نیز در دوره او به یکی از نقاط عطف تقابل رسانه رسمی با جریان اصلاحات تبدیل شد. به این معنا، زخم‌هایی که لاریجانی در صداوسیما به اصلاح‌طلبان زد، واقعی و ماندگار بود.

100%

مجلس و شورای عالی امنیت ملی؛ تثبیت در راس قدرت

لاریجانی پس از پایان دوره ریاست بر صداوسیما، یکی از دو نماینده خامنه‌ای در شورای عالی امنیت ملی شد و در شهریور ۱۳۸۴ با حکم محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری وقت، به دبیری این شورا رسید.

اینجا بود که نقش امنیتی-سیاسی او وارد مرحله‌ای تازه‌ شد: او مسئول پرونده هسته‌ای و مذاکرات با غرب شد؛ اما دوره دبیرخانه‌اش کوتاه ماند و در مهر ۱۳۸۶ در پی اختلاف با احمدی‌نژاد، استعفا داد.

آن دوره، کوتاه‌ترین دوران دبیری شورای عالی امنیت ملی در جمهوری اسلامی بود.

استعفای لاریجانی به معنای خروج از مدار قدرت نبود. برعکس، او به «موقعیت ذخیره در هسته نظام» رسید. چهره‌ای که هرگاه لازم بود، می‌شد دوباره برای مدیریت بحران از او استفاده کرد.

این جایگاه در سال‌های بعد، به‌ویژه با ریاست طولانی او بر مجلس، تثبیت شد.

لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم، نهم و دهم، هر بار از قم وارد مجلس شد و در هر سه دوره بر کرسی ریاست نشست.

این ۱۲ سال، او را به یکی از مهم‌ترین واسطه‌های میان دولت، رهبری جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و نهادهای دیگر تبدیل کرد.

در دوره او، مجلس هم در خدمت تثبیت سیاست‌های امنیتی و اقتصادی نظام بود و هم محلی برای تنظیم تنش‌های درون‌حکومتی.

نقش لاریجانی در تصویب توافق هسته‌ای موسوم به برجام در مجلس، نمونه روشنی از همین کارکرد بود: او توافق را نه به معنای تغییر سیاسی، بلکه به‌عنوان ابزاری برای «خرید زمان، کاهش فشار و حفظ نظام» می‌فهمید.

نه محبوب اصلاح‌طلبان، نه معتمد اصول‌گرایان

یکی از ابعاد شخصیت سیاسی لاریجانی این بود که در سال‌های پایانی، تقریبا از هر دو سو زیر فشار بود. اصلاح‌طلبان او را به‌دلیل نقش صداوسیما، حمایت از روایت رسمی پس از اعتراضات و همراهی‌اش با ساختار سرکوب، هرگز به‌طور کامل از خود ندانستند. اصول‌گرایان تندرو نیز به‌تدریج او را به‌دلیل عمل‌گرایی، حمایت از برجام، فاصله گرفتن از احمدی‌نژاد و نزدیکی نسبی‌اش به برخی چهره‌های میانه‌رو، «مشکوک و غیرقابل اعتماد» دیدند.

این دوگانگی در انتخابات ۱۴۰۰ به اوج رسید و لاریجانی که سال‌ها از قدیمی‌ترین منصوبان خامنه‌ای در ساختار قدرت بود، با تصمیم شورای نگهبان رد صلاحیت شد. همان شورایی که برادرش صادق لاریجانی نیز در آن عضو بود.

رد صلاحیت او فقط یک اتفاق انتخاباتی نبود و نشانه‌ای بود از این‌که بخشی از حکومت حتی با یکی از فرزندان وفادار و قدیمی خود نیز به مرحله حذف رسیده است.

لاریجانی پس از رد صلاحیت، کوتاه نیامد و مصر بود دلایل آن اعلام شود. در نهایت، انتشار نامه‌ای منسوب به احمد جنتی که دلایل رد صلاحیت را بیان می‌کرد، خود به بحرانی سیاسی بدل شد:

  • انتشار متن اعتراض علی لاریجانی به رد صلاحیتش: بهانه‌گیری سطح پایین بود

    انتشار متن اعتراض علی لاریجانی به رد صلاحیتش: بهانه‌گیری سطح پایین بود

اقامت یکی از فرزندان در آمریکا و اقامت یکی از منسوبین درجه یک لاریجانی در بریتانیا و مداخله یکی از فرزندان در قراردادهای مجلس نیز از دیگر دلایل رد صلاحیت لاریجانی اعلام شده بود.

  • دانشگاه ایموری در آمریکا، دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی را اخراج کرد

    دانشگاه ایموری در آمریکا، دختر دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی را اخراج کرد

بازگشت دوباره به حلقه قدرت

پس از بازگشت به صحنه سیاسی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، لاریجانی بیش از هر زمان دیگری در جایگاه یک «مدیر بحران» در ساختار جمهوری اسلامی تثبیت شد. نقشی که هم در سرکوب، هم در مهندسی روایت و هم در دیپلماسی، بروز پیدا کرد.

در اعتراضات دی ۱۴۰۴، او در سطح تصمیم‌سازی امنیتی قرار داشت و در چارچوبی که اعتراضات را به‌عنوان «تهدیدی علیه ثبات نظام» تعریف می‌کرد، به هماهنگی و تثبیت پاسخ سخت حکومت کمک کرد؛ هرچند نقش مستقیمی در فرماندهی میدانی برای او مستند نشده است.

همزمان، در پروژه‌هایی مانند «سیم‌کارت‌های سفید» و اینترنت طبقاتی، که هدف آن ایجاد دسترسی کنترل‌شده به اطلاعات و مدیریت روایت در شرایط بحران بود، در همان معماری کلان کنترل اطلاعات قرار داشت که او یکی از بازیگران اصلی آن محسوب می‌شد.

در دوره حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی از ۹ اسفند، او به یکی از چهره‌های محوری «اتاق جنگ» تبدیل شد و در هماهنگی میان پاسخ‌های نظامی، ملاحظات دیپلماتیک و کنترل فضای داخلی نقش ایفا کرد. نقشی که با حضورش در کانال‌های غیرمستقیم مذاکره با آمریکا تکمیل می‌شد.

مدیر بحران نه اصلاح کننده

لاریجانی به‌ویژه در این سال‌های آخر، در افکار عمومی بیرون از ایران گاه به‌عنوان چهره‌ای «میانه‌رو» یا «پراگماتیک» توصیف می‌شد؛ اما این تعبیر، اگر دقیق به کارنامه‌اش نگاه شود، گمراه‌کننده است.

او هرگز اصلاح‌گر به معنای واقعی کلمه نبود. در همه مسائل بنیادی جمهوری اسلامی، از «دفاع از ولایت فقیه تا حفظ انسجام نظام و کنترل اعتراضات»، او در چارچوب هسته سخت قدرت باقی ماند.

آنچه لاریجانی را از برخی رقبایش متمایز می‌کرد، نه فاصله گرفتن از نظام، بلکه مهارت در مدیریت هزینه‌ها بود. او نماینده نسلی از مدیران جمهوری اسلامی بود که به‌جای زبان شعار، با زبان محاسبه، آمار، مصلحت و «منافع ملی»، از همان اهداف سنتی دفاع می‌کردند.

از همین رو، او برای غرب «قابل گفت‌وگو» به نظر می‌رسید و برای خامنه‌ای نیز «قابل اعتماد» ماند.

به این معنا، لاریجانی در سال‌های پایانی عمر سیاسی‌اش به وضعیتی پارادوکسیکال رسیده بود.

چرا مرگ او اهمیت دارد؟

مرگ لاریجانی فقط حذف یک سیاستمدار باسابقه نیست.  او یکی از آخرین چهره‌هایی بود که چند نوع سرمایه را یک‌جا در اختیار داشت: سرمایه خانوادگی در بیت‌های روحانیون، سرمایه امنیتی در سپاه پاسداران، سرمایه رسانه‌ای در صداوسیما، سرمایه سیاسی در مجلس شورای اسلامی و سرمایه فکری در زبان فلسفه و نظریه.

حذف او می‌تواند توازن درونی جمهوری اسلامی را بیشتر به سود نیروهایی بر هم بزند که کمتر به هزینه‌های اقتصادی و دیپلماتیک اهمیت می‌دهند و بیشتر با منطق انتقام، بازدارندگی از راه تشدید درگیری و انسجام ایدئولوژیک فکر می‌کنند.

در غیاب کسی که می‌توانست میان بلوک‌های متعارض درون جمهوری اسلامی میانجی‌گری کند، روند تصمیم‌گیری در تهران می‌تواند تکه‌تکه‌تر، پرریسک‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شود.