والاستریت ژورنال گزارش داد، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در حال بررسی گزینههای مختلف درباره آینده ایران و جانشینی علی خامنهای است. بر اساس این گزارش، ترامپ تلفنی با برخی رهبران کرد گفتوگو کرده و آماده حمایت از گروههایی است که برای تغییر حکومت جمهوری اسلامی حاضر به اقدام مسلحانه باشند. ایمان آقایاری، فعال سیاسی، گفت: «ترامپ خواستار جایگزینی نیروهای مسلح بومی به جای نیروهای زمینی آمریکا برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است.»







بر اساس اطلاعات اختصاصی ایراناینترنشنال، مجلس خبرگان رهبری زیر فشار سپاه پاسداران، مجتبی خامنهای را به عنوان رهبر بعدی جمهوری اسلامی انتخاب کرد. گفتوگو با عباس میلانی، مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد:
حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به حکومت ایران و کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، روابط شکننده میان واشینگتن و پکن را وارد مرحلهای تازه از تنش کرده است.
بر اساس تحلیلهای منتشرشده از سوی خبرگزاری رویترز و روزنامه نیویورکتایمز، این عملیات نظامی نهتنها یکی از بزرگترین نمایشهای قدرت آمریکا از زمان جنگ عراق به شمار میرود، بلکه معادلات چین را نیز در آستانه نشست احتمالی دونالد ترامپ و شی جینپینگ پیچیدهتر کرده است.
ترامپ قرار است از ۱۱ تا ۱۳ فروردین به پکن سفر کند؛ سفری که کاخ سفید اعلام کرده محور آن تجارت و تمدید آتشبس اقتصادی میان دو اقتصاد بزرگ جهان خواهد بود. با این حال، چین هنوز تاریخ نشست را بهطور رسمی تایید نکرده و تنها اعلام کرده گفتوگوها در جریان است. کشته شدن خامنهای - کمتر از دو ماه پس از بازداشت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، متحد دیگر پکن - بهعنوان دومین اقدام مستقیم آمریکا علیه یکی از شرکای نزدیک چین، شی جینپینگ را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است: دفاع از تهران یا حفظ ثبات روابط با واشینگتن.
چین حملات آمریکا و اسرائیل را «غیرقابل قبول» خوانده و وانگ یی، وزیر خارجه این کشور، آن را «ترور رهبر یک کشور» توصیف کرده و بر حمایت از حاکمیت ایران تاکید کرده است. در عین حال، تحلیلگران به رویترز گفتهاند واکنش پکن محتاطانه بوده و نشان میدهد چین ابزار محدودی برای تاثیرگذاری بر عملیات نظامی آمریکا دارد و روابطش با حکومت ایران ماهیتی راهبردی اما نه پیمان دفاعی دارد.
از منظر اقتصادی، چین بزرگترین خریدار نفت ایران است و در سال گذشته ۱۳.۴ درصد از واردات دریایی نفت خود را از این کشور تامین کرده است. هرگونه اختلال در تنگه هرمز - مسیری که یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند - میتواند فشار قیمتی قابل توجهی بر اقتصاد چین وارد کند. همزمان، وزارت خارجه چین اعلام کرده یک شهروند چینی در تهران کشته شده و پکن در حال تخلیه هزاران نفر از اتباع خود است.
با وجود محکومیت لفظی، کارشناسان به نیویورکتایمز گفتهاند پکن انگیزههای قوی برای حفظ ثبات روابط با آمریکا دارد. چین به دنبال تمدید آتشبس تجاری، کاهش حمایت واشینگتن از تایوان و کاهش محدودیتهای صادرات فناوری است. علاوه بر این، رای اخیر دیوان عالی آمریکا که بسیاری از تعرفههای ترامپ را لغو کرده، فضای حقوقی را تا حدی به نفع پکن تغییر داده و دولت ترامپ نیز اخیراً فروش برخی تسلیحات به تایوان را به تعویق انداخته و محدودیتهای صادرات برخی تراشههای پیشرفته را کاهش داده است.
در عین حال، درگیری در ایران میتواند پیامدهای ژئوپلیتیک بلندمدتی داشته باشد. ایالات متحده بزرگترین تمرکز نظامی خود در خاورمیانه از زمان حمله ۲۰۰۳ به عراق را ایجاد کرده است. اگر این حضور طولانی شود، ممکن است منابع و توجه واشنگتن از آسیا منحرف شود - سناریویی که برخی تحلیلگران آن را بالقوه به نفع چین میدانند. با این حال، نمایش توانایی آمریکا در هدف قرار دادن متحدان پکن در هر نقطه جهان، یادآور شکاف عمیق توان نظامی دو کشور است؛ شکافی که پکن را نگران میکند.
بر اساس ارزیابی مقامهای آمریکایی که رویترز به آن اشاره کرده، واشنگتن انتظار ندارد چین در جریان عملیات علیه حکومت ایران حمایت نظامی یا مادی مستقیم از تهران ارائه دهد. نگرانی اصلی آمریکا بیشتر به کاهش ذخایر مهمات و تاثیر آن بر «بازدارندگی میانمدت» در برابر چین، بهویژه در موضوع تایوان، مربوط میشود.
در مجموع، تحلیلهای منتشرشده نشان میدهد چین احتمالاً به حمایت لفظی از حکومت ایران ادامه خواهد داد، اما از ورود مستقیم به بحران پرهیز میکند تا منافع اقتصادی و راهبردی گستردهتر خود را با آمریکا به خطر نیندازد. نشست احتمالی ترامپ و شی - در صورت برگزاری - در سایه همین ملاحظات و توازنهای حساس برگزار خواهد شد؛ جایی که جنگ با حکومت ایران به بخشی از رقابت بزرگتر دو ابرقدرت تبدیل شده است.
حسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، از «مردم ایران» خواست برای جلوگیری از سقوط حکومت، در مساجد و سطح شهر مستقر شوند.
مرتضی کاظمیان، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، درباره هراس او از سرنگونی رژیم توضیح میدهد.
منصوره حسینییگانه، عضو تحریریه ایراناینترنشنال، گفت: «کارنامه علی خامنهای سراسر تبعیض سیستماتیک علیه زنان است.»
او افزود: «او برای مسئله حجاب آدم کشت؛ مهسا امینی بهدلیل اصرار خامنهای بر این مسئله کشته شد.»
علی خامنهای به همراه شمار دیگری از سرکردگان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در حالی در نخستین دقایق حمله اسرائیل و آمریکا در صبح شنبه ۹ اسفند کشته شد که ۹ ماه گذشته را در نهایت زبونی و حقارتی کمتر دیدهشده در میان رهبران یک حکومت مستقر، در مخفیگاهی زیرزمینی گذرانده بود.
این بزدلی و بیآبرویی چندان بود که در آخرین ماههای حیات کسی که توانست خونینترین کشتار تظاهرات خیابانی شهروندان غیرنظامی در تاریخ ایران را به نام خود ثبت کند، برای او لقب موشعلی را به ارمغان آورد.
چگونگی مرگ علی خامنهای، در عین حال ثابت کرد که بهرغم همه لافها و رجزخوانیها و بر طبل جنگ کوبیدنها، دوام او و دستگاه فاسد، ناکارآمد اما همزمان تبهکار و آدمکش او بیش و پیش از هر چیز ناشی از اراده دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، بوده است.
علی خامنهای و کارگزارانش این بقا را نشانه پیروزی خود در آن جنگ میدانستند و گمان میبردند اکنون که از دل جنگی با اسرائیل و آمریکا جان سالم به در بردهاند، میتوانند با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر به رفع و سرکوب تهدید اصلی، یعنی مردم ایران و خواست آنان برای گذار تمامعیار از همه اشکال و وجوه جمهوری اسلامی، بپردازند و با کشتاری بیسابقه، به همان روش همیشگی، با ایجاد رعب و وحشت بقای خود را تا سالها تضمین کنند.
مرگ بیعزت علی خامنهای و شادمانی ملی از کشته شدن او نشان داد که جمهوری اسلامی و رهبرانش تا چه اندازه از درک تحولات داخلی و بینالمللی بهویژه پس از حملات تروریستی هفت اکتبر ۲۰۲۳ ناتوان بودهاند. درواقع، مرگ علی خامنهای نقطه اوج روندی است که با کشتن رهبران حماس و حزبالله و شماری از ارشدترین فرماندهان سپاه پاسداران آغاز شده بود.
این تشابه تنها به مرگ آنان محدود نمیماند. اکنون جمهوری اسلامی با تمام ادعاها و رجزخوانیهایش حتی قادر به برگزاری مراسم خاکسپاری کسی نیست که در نزدیک به چهار دهه گذشته رهبر معظم و ولی امر مسلمین جهان خوانده شده بود و در همه امور و شئون، فصلالخطاب قلمداد میشد، چه رسد به تعیین و تثبیت جانشین او.
این واقعیت، یعنی ناتوانی حتی در دفن و کفن رهبر، در عرصه سیاست معنای عمیقتری دارد: موجودیت و آینده جمهوری اسلامی در میانه دو موج حملات نظامی آمریکا و اسرائیل از یک سو و انقلاب ملی ایرانیان از سوی دیگر، فرصتی بسیار ناچیز برای بقا دارد.
بقایای جمهوری اسلامی اکنون نه بر سر جانشین احتمالی علی خامنهای توافقی دارند و نه اساسا امکان آن را دارند که بر اساس شیوههای طراحی شده، رهبری جدید برای خود برگزینند.
سپاه پاسداران بهعنوان ستون فقرات جمهوری اسلامی حتی اگر موفق شود با نادیده گرفتن این محدودیتها و رفع و دفع منازعات درونی، جانشینی برای خامنهای معرفی کند تازه با مشکل اصلی مواجه میشود: مردمی خشمگین و سوگوار و البته مصمم به سرنگون کردن جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیلی که در این شرایط هیچ دلیلی برای پذیرفتن ریسک بقای حکومتی ندارند که در حیات ۴۷ ساله خود و در مبانی ایدئولوژیک و باورهای خود نشان داده که تا باشد از ترور و و بیثباتسازی دست نمیکشد؛ بهویژه آنکه حملات کور به کشورهای همسایه در اولین روز جنگ، تنها میانجیگیران منطقهای را نیز به خشم آورده است.
مرگ علی خامنهای نه فقط سرآغاز فروپاشی حقارتبار و ذلتبار جمهوری اسلامی است، بلکه فرصتی تاریخی برای برداشتن گامی بزرگ در مسیری است که با انقلاب مشروطیت آغاز شد و هدفش زدودن باورها و ساختارهایی از متن جامعه و قدرت در تاریخ ایران بود که زمینههای زوال و افول و جدا ماندن از کاروان تمدن بشری را به ایران تحمیل کرده است.
مردم ایران امروز در بهترین موقعیت خود برای این تسویه حساب تاریخی قرار گرفتهاند تا با سرنگون کردن جمهوری اسلامی و استقرار حکومتی دموکراتیک، سکولار و مبتنی و وفادار به برابری بی قید و شرط شهروندان در برابر قانون در ایرانی یکپارچه و آزاد و آباد، آن باورها و ساختارها را در دل تاریخی سپری شده دفن کنند.