• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا به هر حال جمهوری اسلامی دیگر وجود نخواهد داشت؟

اردوان روزبه
اردوان روزبه

ایران‌اینترنشنال

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

جمهوری اسلامی امروز با یک بحران روبه‌رو نیست، بلکه با هم‌زمانی چند بحران ساختاری دست‌به‌گریبان است؛ تهدید نظامی، فروپاشی اقتصادی، فساد نهادینه، بحران مشروعیت و شکاف درون‌قدرت.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد وقتی این عوامل هم‌زمان فعال شوند، مساله سقوط دیگر «اگر» نیست، بلکه «چه زمانی» است؛ چرا که هر کدام از این بحران‌ها به تنهایی می‌تواند پایان را برای رژیم تهران رقم بزند.

شاید این روزها جامعه‌ ایرانی، از دردهایی که بر آن به دست حاکمیت تحمیل شده، نگران و شتاب‌زده برای از میان رفتن جمهوری اسلامی به هر قیمت باشد اما تحلیل آینده یک حکومت ایدئولوژیک را نمی‌توان با یک متغیر توضیح داد.

تاریخ می‌گوید نظام‌های اقتدارگرا زمانی فرو می‌ریزند که چند ستون اصلی آن‌ها هم‌زمان ترک بردارد و خبر روشن این است که امروز جمهوری اسلامی در چنین نقطه‌ای ایستاده است.

در سطح خارجی، پیام‌ها صریح‌تر از همیشه‌اند. هیچ پرده پوشی یا دوگانه‌ای وجود ندارد، دونالد ترامپ در سخنرانی سالانه خود در کنگره، در سه‌شنبه شب شش اسفند، بار دیگر به کشته شدن قاسم سلیمانی اشاره کرد و او را «پدر بمب‌های کنار جاده‌ای» خواند.

او هم‌زمان تاکید کرد که جمهوری اسلامی هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد. این ترکیب، یعنی یادآوری حذف یک فرمانده ارشد و تاکید مجدد بر خط قرمز هسته‌ای، حامل یک سیگنال راهبردی روشن است.

ایالات متحده طی ماه‌های اخیر حجم قابل توجهی از تجهیزات، سامانه‌های پدافندی و ظرفیت‌های تهاجمی را به منطقه منتقل کرده است. چنین آرایشی صرفا نمادین نیست. در صورت تصمیم سیاسی، سناریو ضربه مرحله‌ای، از حذف فرماندهان کلیدی تا فلج‌سازی ساختار فرماندهی، می‌تواند ظرف مدت کوتاهی شاکله قدرت را از کار بیندازد.

تجربه عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که در نظام‌های متمرکز، حذف راس هرم می‌تواند کل ساختار را دچار فروپاشی عملکردی کند. با توجه به جلسه محرمانه روبیو با اعضای ارشد کنگره آمریکا درباره ایران و رهبر دموکرات‌های سنا که گفته موضوع جدی است، روشن است که حمله احتمالی از رگ گردن به جمهوری اسلامی نزدیک‌تر است.

اما در درون هم، اقتصاد دیگر ستون پایدار قدرت نیست. تحریم‌های گسترده، کاهش درآمدهای ارزی، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی و تورمی که بسیاری آن را ساختاری می‌دانند، اقتصاد ایران را به وضعیت شکننده‌ای رسانده است.

برخی تحلیل‌ها شرایط را حتی وخیم‌تر از ونزوئلا ارزیابی می‌کنند. به نوشته عصر ایران در دی‌ماه سال جاری تورم ۶۰ درصد افزایش نشان داده است. اقتصاد رانتی تا زمانی دوام دارد که منابع برای توزیع رانت وجود داشته باشد. وقتی منابع تحلیل می‌رود، همان شبکه توزیع رانت به میدان رقابت و درگیری درون‌سیستمی بدل می‌شود. بحران مالی به بحران وفاداری تبدیل می‌شود و در غیاب منابع، وفاداری نیز فرو می‌ریزد.

در چنین شرایطی، حتی حفظ حداقل کارکردهای اداری و امنیتی نیز دشوار می‌شود و عوامل حامی خود به دنبال حفظ خود در فردای بعد از فروپاشی خواهند بود.

به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نزدیکان علی خامنه‌ای در حال تبدیل پول خود به رمز ارز و خروج آن از کشور هستند.

فساد ساختاری، موتور خودفرسایی قدرت است. هانا آرنت در تحلیل نظام‌های توتالیتر توضیح می‌دهد که این نظام‌ها برای بقا شبکه‌های موازی قدرت و وفاداری می‌سازند، اما همین شبکه‌ها در نهایت به منبع بی‌اعتمادی و رقابت درونی تبدیل می‌شوند.

فساد گسترده تا زمانی قابل‌تحمل است که منابع کافی وجود داشته باشد. در شرایط کمبود، گروه‌های قدرت برای حفظ بقای خود به حذف یکدیگر روی می‌آورند. اتحاد جماهیر شوروی در سال‌های پایانی نمونه‌ای از همین فرسایش درونی بود، نظامی که از بیرون مقتدر به نظر می‌رسید اما از درون تهی شده بود. هنگامی که انسجام نخبگانی ترک برمی‌دارد، فروپاشی دیگر یک شوک ناگهانی نیست، بلکه نتیجه روندی انباشته است.

مشروعیت اجتماعی نیز به نقطه بحرانی نزدیک شده است. گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری از شمار بالای کشته‌شدگان اعتراضات اخیر حکایت دارد. ترامپ به عدد ۳۲ هزار کشته اشاره کرده است، آماری که فارغ از اختلاف بر سر دقت آن، بازتاب‌دهنده شدت سرکوب است.

تجربه فروپاشی اروپای شرقی در سال ۱۹۸۹ نشان داد که سرکوب می‌تواند اعتراض را موقتا خاموش کند، اما مشروعیت ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند. اعتراضات در ایران سرکوب شده‌اند، اما کنترل نشده‌اند.

اسنادی که پس از جنگ ۱۲ روزه منتشر شده و از نگرانی نسبت به وقایعی مانند دی‌ماه ۱۴۰۴ سخن می‌گوید، نشان می‌دهد خود حاکمیت نیز احتمال گسترش اعتراضات را جدی گرفته و از پیش گزینه ماندن ولو به قیمت قتل‌عام را انتخاب کرده است.
از سوی دیگر دانشگاه‌ها، که همواره موتور تولید گفتمان اعتراضی بوده‌اند، اکنون بار دیگر در کانون تحولات قرار گرفته‌اند. اظهارات صادق زیباکلام درباره بازگشت بخشی از فضای دانشگاهی به پهلوی، صرف نظر از داوری سیاسی درباره آن، نشانه یک تغییر نسلی و گفتمانی است. وقتی قشر تحصیل‌کرده از اصلاح درون‌سیستمی عبور می‌کند، بحران مشروعیت وارد مرحله‌ای عمیق‌تر می‌شود.

باید در نظر داشت در بیرون از حاکمیت نیز آرایش نیروها تغییر کرده است. سال‌ها جمهوری اسلامی کوشیده بود اپوزیسیون را پراکنده نگه دارد. اکنون نوعی هم‌سویی کم‌سابقه شکل گرفته است. شاهزاده رضا پهلوی برای بخشی از جامعه به عنوان چهره‌ای در دوران گذار مطرح شده، حتی در میان کسانی که الزاما هوادار سلطنت نیستند اما به ضرورت رهبری واحد برای عبور از وضعیت موجود باور دارند. تجربه لهستان در دهه ۱۹۸۰ نشان داد که اتحاد نیروهای مخالف می‌تواند روند فروپاشی را شتاب دهد.

در سطح منطقه‌ای نیز ابزارهای بازدارندگی پیشین تضعیف شده‌اند .پس از هفتم اکتبر، اسرائیل بخش مهمی از ظرفیت نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی را محدود کرده است. شبکه‌ای که سال‌ها اهرم چانه‌زنی منطقه‌ای بود، اکنون با محدودیت جدی روبه‌روست.

در همین حال، اروپا که سیاست مدارا را دنبال می‌کرد، با نقش تهران در ارسال پهپادهای شاهد ۱۳۶ به روسیه در جنگ اوکراین، رویکرد خود را آرام آرام تغییر داده و هم‌سو با یک ائتلاف علیه رژیم تهران شده است.

انزوای بین‌المللی، در کنار فشار اقتصادی، حاشیه مانور نظام را به شدت کاهش داده است. حالا از نیوزیلند که ۴۰ مقام جمهوری اسلامی را منع الورود کرده است تا تروریستی خواندن سپاه توسط اتحادیه اروپا و هم‌سویی کشورهای عرب منطقه با آمریکا در صورت حمله، جمهوری اسلامی را منزوی‌تر از حتی از چند ماه گذشته‌اش کرده است.

حکومت‌های ایدئولوژیک زمانی سقوط می‌کنند که سه ستون آن‌ها هم‌زمان آسیب ببیند، کارآمدی اقتصادی، انسجام نخبگانی و مشروعیت اجتماعی.

امروز هر سه ستون جمهوری اسلامی در حال فرسایش است. حتی اگر هیچ مداخله نظامی رخ ندهد، ترکیب تورم، فساد، شکاف درونی و جامعه‌ای که روایت رسمی را نمی‌پذیرد، ساختار را از درون تهی می‌کند.

در شرایط عادی، هر یک از این عوامل می‌تواند به تنهایی یک حکومت را سرنگون کند. هنگامی که این عوامل هم‌زمان فعال شوند، فروپاشی نه یک شعار سیاسی بلکه یک روند تحلیلی می‌شود.

جمهوری اسلامی شاید بتواند زمان بخرد، اما منطق تحولات نشان می‌دهد این نظام وارد مرحله افول برگشت‌ناپذیر شده است. پرسش دیگر این نیست که آیا تغییر رخ خواهد داد، بلکه این است که این تغییر با چه سرعت و در چه قالبی خود را نشان خواهد داد.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

    ترامپ چگونه افکار عمومی آمریکا را برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی آماده می‌کند؟

  • در انتظار نبرد نهایی؛ جنگ تنها گزینه بقا؟

    در انتظار نبرد نهایی؛ جنگ تنها گزینه بقا؟

  • دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند؛ مرحله‌ای تازه در گسست ملت از حاکمیت

    دانشجویان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند؛ مرحله‌ای تازه در گسست ملت از حاکمیت

  • ترامپ: رهبران خطرناک جمهوری اسلامی فقط در ماه گذشته ۳۲ هزار نفر را در کشور خود کشتند

    ترامپ: رهبران خطرناک جمهوری اسلامی فقط در ماه گذشته ۳۲ هزار نفر را در کشور خود کشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

پست انتقادی علیه علی خامنه‌ای از صفحه رشید مظاهری حذف شد

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

چند ساعت پس از انتشار پست انتقادی رشید مظاهری، دروازه‌بان پیشین تیم‌های استقلال و ذوب‌آهن، علیه علی خامنه‌ای، این پست از صفحه او حذف شد. همسر رشید مظاهری صبح امروز نسبت به امنیت جانی این فوتبالیست ابراز نگرانی کرده بود.

مریم عبداللهی نوشت: «مسئولیت جان همسرم، که با وجود همه مخاطرات شجاعانه در خاک وطن مانده، مستقیماً بر عهده حکومت است. جان او در خطر است؛ اما شرفش در امان. جهان بداند که او برای وجدانش ایستاده است.»

پس از این اتفاق، خبرهای تاییدنشده‌ای درباره بازداشت یا یورش نیروهای امنیتی به خانه رشید مظاهری منتشر شد.

رشید مظاهری شب گذشته در واکنش به کشتار مردم ایران، با انتشار پستی در اینستاگرام ــ که در آن تصویری از علی خامنه‌ای با عبارت «شیطان» ترکیب شده بود ــ نوشت: «خامنه‌ای! بدان که فرماندهیِ تو بر این خاکِ ایزدی به پایان رسیده است.»

دروازه‌بان پیشین استقلال در این پست، با اشاره به کشته‌شدن دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان انقلاب ملی ایرانیان، نوشته بود: «چطور چشم بر خاکِ آغشته به خونِ جگرگوشه‌هایمان ببندیم؟ من فرزندِ خاکسترم؛ ریشه‌ام کهن‌تر از تازیانه و اعدام است. تاریخ یادش می‌ماند چه کسی چون «کاوه» پیش‌بندِ چرمین بر سر نیزه کرد و چه کسی بزدلانه سکوت نمود.»

او در ادامه، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی، نوشت: «و اما تو، خامنه‌ای! بدان که فرماندهیِ تو بر این خاکِ ایزدی به پایان رسیده است. تو بر تن‌ها تازیانه زدی، اما شرافتِ وارثانِ کوروش و داریوش فراتر از حقارتِ خشونتِ توست. دیوارِ ترس فرو ریخته و از میانِ ویرانه‌های استبداد، ایرانِ بزرگ قد علم کرده است.»

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
بهنود نورپناه

کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیل‌گران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا می‌توان از عناصر نسل‌کشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟

حقوق‌دانان در به‌کارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج می‌دهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل است؛ در این چارچوب نسل‌کشی به اعمالی اطلاق می‌شود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.

برخی حقوق‌دانان استدلال می‌کنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروه‌ها تعریف نمی‌شوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسل‌کشی» به این جنایت فجیع خودداری می‌کنند

. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکل‌گیری آن می‌شناسند یا بخش قابل‌توجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذرانده‌اند، مفهوم نسل‌کشی به شکلی دیگر و ملموس‌تر معنا می‌یابد.

  • پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

    پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

یکی از جنبه‌های مهم، تلاش سیستماتیک جمهوری اسلامی برای تخریب و تغییر هویت ملی ایرانیان پس از انقلاب ۱۳۵۷ بوده است؛ فرآیندی که با اسلامیزه‌کردن جامعه پیش رفت. پرچم ملی تغییر یافت و نماد تاریخی و کهن هویت ایرانی حذف شد. عناصر ایران‌گرایانه در نظام آموزشی تضعیف یا حذف شدند؛ تاریخ پیشااسلامی به حاشیه رانده شد یا با برچسب «طاغوتی» تحقیر شد و آموزش زبان عربی و دروس دینی به‌صورت اجباری جایگزین آموزش هویت ملی و مدنی شد.

هم‌زمان، بازنویسی ایدئولوژیک تاریخ، تغییر نام خیابان‌ها و میادین، حذف نمادهای ملی از فضاهای عمومی و سرکوب گفتمان‌ها، هنرمندان و روشنفکرانی که بر هویت ملی یا سکولار تاکید داشتند، دنبال شد.
مجموعه این سیاست‌ها نوعی خفقان هویتی مبتنی بر اسلام سیاسی ایجاد کرد؛ به‌گونه‌ای که هویت ملی ایرانیان نه به‌عنوان واقعیت تاریخی مشروع، بلکه به‌مثابه امری مساله‌دار و تهدیدآمیز تلقی شد و در معرض تعرض، پاکسازی تدریجی و اشغال ایدئولوژیک قرار گرفت.

در اعتراضات ۱۴۰۴ ــ برخلاف بسیاری از اعتراضات پیشین ــ احیای ایران‌گرایی و هویت ملی به محور اصلی جنبش بدل شد. نام‌بردن از فرزند شاه فقید ایران (شاهزاده رضا پهلوی) و به اهتزاز درآمدن پرچم ملی شیر و خورشید به شاخصه‌های اصلی این خیزش فراگیر تبدیل شد.

  • جنایت و دروغ؛ عدد تکراری ۳۱۱۷ در آمار رسمی جمهوری اسلامی چه می‌گوید؟

    جنایت و دروغ؛ عدد تکراری ۳۱۱۷ در آمار رسمی جمهوری اسلامی چه می‌گوید؟

هرچند فشارهای اقتصادی جرقه اولیه اعتراضات بود، اما معترضان صرفا به وضعیت معیشت، فساد، قوانین تبعیض‌آمیز مثل حجاب یا تقلب در انتخابات معترض نبودند بلکه خواسته‌ای فراتر و هویتی را دنبال می‌کردند: بازگشت به ملیت و عبور از هویت دینی جمهوری اسلامی.

جمهوری اسلامی نیز متقابلا معترضان را نه صرفا منتقدان سیاسی یا اقتصادی، بلکه حاملان هویتی متفاوت و متعارض با هویت رسمی و اسلام‌گرایانه شیعی خود تلقی کرد؛ هویتی که این رژیم طی پنج دهه کوشیده بود آن را تخریب یا دگرگون کند، اما با سیل گسترده مردمی مواجه شد که برای احیای آن به میدان آمده بودند. از همین رو، کشتار گسترده و بی‌سابقه‌ای رقم خورد که ماهیتی متفاوت از سرکوب‌های متعارف داشت.

نقش نیروهای نیابتی اسلام‌گرا و شبه‌نظامیان وابسته به جمهوری اسلامی نیز در سرکوب معترضان قابل‌توجه است. این نیروها از نظر ایدئولوژیک با حاکمیت همگرا بودند، اما هیچ پیوند ملی یا اجتماعی با جامعه معترض نداشتند و بر شکاف هویتی میان حکومت و مردم افزودند و نشان دادند که سرکوب، نه صرفاا اقدامی امنیتی، بلکه مواجهه‌ای خصمانه با یک گروه انسانی متمایز است.

قتل‌عام گسترده غیرنظامیانی که حامل هویتی ملی و متمایز از هویت رسمی حاکمان جمهوری اسلامی بودند ــ هویتی که این نظام طی دهه‌ها در پی تضعیف، تغییر و پاکسازی آن بوده است ــ می‌تواند واجد ویژگی‌هایی با ماهیت نسل‌کشانه تلقی شود؛ به‌ویژه اگر این خشونت در چارچوب تعریف حقوق بین‌الملل برای نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، همراه با قصد خاص (dolus specialis) بررسی شود.

با این همه، اطلاق واژه نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل مستلزم عبور از آستانه‌ای بسیار سخت‌گیرانه است. حتی در مواردی که خشونت گسترده و تلفات غیرنظامیان بالاست، بدون احراز قصد خاصِ نابودی کلی یا جزئی یک گروه انسانی، این عنوان به‌کار نمی‌رود.

  • ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

    ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

رویه قضایی بین‌المللی نشان می‌دهد که تنها در موارد محدود، مانند پرونده سربرنیتسا، این آستانه احراز شده و در بسیاری از پرونده‌های دیگر ــ حتی زمانی که اتهام نسل‌کشی به‌طور رسمی مطرح شده ــ دادگاه‌ها از احراز آن خودداری کرده‌اند.

نمونه‌ای از این روند در پرونده اخیر اتهام نسل‌کشی علیه اسرائیل دیده می‌شود که با شکایت آفریقای جنوبی و حمایت شماری از سازمان‌های حقوق بشری و دانشگاهیان به دیوان بین‌المللی دادگستری (لاهه) ارجاع شد.

دیوان نه‌تنها ارتکاب نسل‌کشی را احراز نکرد، بلکه حتی دستور توقف جنگ در غزه را نیز صادر نکرد. هرچند دیوان خواستار تحقیقات بیشتر شد، اما دفاعیات اسرائیل ــ مبنی بر انجام عملیات در چارچوب حق دفاع مشروع طبق منشور سازمان ملل و با هدف نظامی (حماس به‌عنوان آغازگر حمله ۷ اکتبر) و نه با قصد نابودی یک گروه انسانی (فلسطینیان ساکن غزه) ــ تا زمان نگارش این مطلب مؤثر بوده است.

در مقابل، نمونه کلاسیک احراز نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل، پرونده سربرنیتسا در ژوئیه ۱۹۹۵ است که در آن بیش از هشت هزار مرد و پسر مسلمان به‌طور سیستماتیک کشته شدند و دادگاه بین‌المللی وقوع نسل‌کشی را تایید کرد.

  • درخواست ۶۰ حقوق‌دان از سازمان ملل برای فعال‌سازی مسئولیت جهانی در قبال جنایت در ایران

    درخواست ۶۰ حقوق‌دان از سازمان ملل برای فعال‌سازی مسئولیت جهانی در قبال جنایت در ایران

پیام اخوان ــ استاد حقوق بین‌الملل و قاضی پیشین دادگاه‌های لاهه که در رسیدگی به این پرونده نقش داشته است ــ کشتار معترضان در ایران را با آن فاجعه مقایسه می‌کند.

او تاکید می‌کند که در ایران، طی بازه‌ای کوتاه‌تر و بدون هیچ جنگی میان نیروهای نظامی، خشونت یک‌طرفه علیه غیرنظامیان به سطحی رسیده که از بسیاری از نمونه‌های کلاسیک نسل‌کشی فراتر می‌رود و از این منظر، آن را «هولوکاست ایران» می‌نامد؛ اصطلاحی که به مقیاس، سرعت و ماهیت نابودگر خشونتی دلالت دارد که علیه جامعه معترض ایرانی اعمال شده است.

با این همه، بسیار بعید است که در شرایط کنونی چنین حکمی درباره ایران و جمهوری اسلامی در مراجع قضایی بین‌المللی صادر شود.

هرچند مقایسه‌هایی که از سوی برخی حقوقدانان برجسته ــ از جمله پیام اخوان ــ با نمونه‌هایی چون سربرنیتسا و حتی هولوکاست مطرح شده، نشان‌دهنده ابعاد کم‌سابقه، سرعت و ماهیت نابودگر خشونت علیه معترضان ایرانی است، اما آستانه حقوقی اثبات «قصد نسل‌کشانه» همچنان بسیار بالاست.

قربانیان کشتار جمهوری اسلامی بر این باورند که دهه‌هاست با نوعی پاکسازی و سرکوب هویتی مواجه‌اند و می‌دانند که اعتراض به این روند می‌تواند با خشونتی پاسخ داده شود که هدف آن نابودی، مرعوب‌سازی و خاموش‌کردن یک گروه انسانی است؛ با این حال، در نظم فعلی حقوق بین‌الملل، تبدیل این تجربه زیسته و این شواهد به یک حکم رسمی نسل‌کشی، دست‌کم در مقطع کنونی، همچنان بسیار دشوار و نزدیک به ناممکن است.

شهاب زهدی، معترض محکوم به اعدام در وضعیت بدی در زندان قزلحصار است

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

شهاب زهدی، متولد ۲۹ بهمن ۱۳۶۶، یکی از محکومان به اعدام در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج در خیابان نامجو، هم‌اکنون در زندان قزل‌حصار در وضعیت نگران‌کننده‌ای به سر می‌برد. او که پیش از بازداشت به عنوان پیک موتوری در اسنپ مشغول به کار بود، اکنون ۳۸ سالگی خود را در حبس سپری می‌کند.

شهاب زهدی پس از آنکه همسرش را پنج ماه پس از تولد فرزندشان از دست داد، در ۱۵ سال گذشته به عنوان تنها سرپرست، مسئولیت بزرگ کردن فرزندش را بر عهده داشته است.

حکم اعدام او در کنار دیگر متهمان این پرونده از جمله محمدامین بیگلری، یاسر رجایی‌فر، ابوالفضل صالحی سیاوشانی، امیرحسین حاتمی، شاهین واحدپرست و علی فهیم صادر شده است.

محرومیت او از ارتباط با دنیای بیرون و خطر اجرای قریب‌الوقوع حکم، نگرانی‌های جدی درباره سرنوشت او و فرزندش که سرپرست دیگری ندارد ایجاد کرده است.

مقام‌های حکومت برای دیدار با خامنه‌ای، با چشم‌بند به مخفیگاه او در اعماق زمین برده می‌شوند

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۵:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعاتی که از یک منبع مطلع به ایران اینترنشنال رسیده حاکی از آن‌ است که با افزایش تنش و احتمال حمله نظامی به جمهوری اسلامی و انتقال علی خامنه‌ای به مخفی‌گاه، مقام‌های حکومتی که قصد دیدار با او را دارند، با چشم‌بند به محل اختفایش منتقل می‌شوند.

این اقدام به این دلیل انجام می‎‌شود که محل مخفی‌گاه علی خامنه‌ای افشا نشود.

یک عضو سپاه پاسداران که نخواست نامی از او علنی شود، در این زمینه به ایران اینترنشنال گفت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از جمله مقام‌هایی بوده که اخیرا با چشم بسته به محل اختفای خامنه‌ای برده شد. او پیش از سفر به عمان و دیدار با مقام‌های آن کشور به دیدار خامنه‌ای رفته بود.

در بهمن‌ماه و برای بار دوم پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، در پی ارزیابی مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی درباره افزایش احتمال حمله آمریکا، خامنه‌ای در پناهگاهی ویژه و زیرزمینی، شامل تونل های تودر تو در تهران مخفی شده است.

  • ترامپ: از محل اختفای خامنه‌ای آگاهیم اما فعلا قصد کشتن او را ندارم

    ترامپ: از محل اختفای خامنه‌ای آگاهیم اما فعلا قصد کشتن او را ندارم

بنابر این اطلاعات، مسعود خامنه‌ای پسر سوم او، کارهای دفتری روزانه را بر عهده دارد و مجتبی خامنه‌ای، دیگر فرزند دیکتاتور ایران، با مقام های حکومتی در ارتباط است.

در هفته‌های اخیر به‌شکل فزاینده‌ای احتمال هدف قرار گرفتن علی خامنه‌ای و دیگر رهبران ارشد جمهوری اسلامی در جریان یک حمله نظامی مطرح شده است.

در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، چند بار تاکید کرد که از محل اختفای رهبر جمهوری اسلامی آگاه است اما فعلا قصد ندارد او را هدف قرار دهد.

ترامپ از جمله ۲۷ خرداد ماه گذشته و در میانه جنگ ۱۲ روزه در شبکه اجتماعی تروث سوشیال اعلام کرد از محل اختفای علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، آگاه است اما فعلا قصد کشتن او را ندارد.

  • ترامپ: پس از سخنرانی پر از نفرت خامنه‌ای، فورا تلاشم برای لغو تحریم‌ها را متوقف کردم

    ترامپ: پس از سخنرانی پر از نفرت خامنه‌ای، فورا تلاشم برای لغو تحریم‌ها را متوقف کردم

او نوشت: «ما کاملا مطلعیم که به‌اصطلاح "رهبر عالی" کجا پنهان شده؛ او هدفی آسان است، اما در محل فعلی‌اش در امان است. دست‌کم فعلا قصد حذف او را نداریم.»

ترامپ همچنین ششم تیرماه و پس از جنگ ۱۲ روزه در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت خامنه‌ای را از مرگی بسیار زشت و خفت‌بار نجات داده است.

او او با اشاره به اظهارات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، که پس از آتش‌بس از یک در پناهگاه مخفی ضبط و منتشر شده بود، گفت تلاش او برای لغو تحریم‌ها که به شدت بر این کشور اثر گذاشته‌اند و دیگر موضوعات مرتبط با ایران می‌توانست شانس بسیار بیشتری برای احیای سریع، کامل و تمام‌عیار ایران فراهم کند، متوقف شده است.

ترامپ نوشته چرا خامنه‌ای «این‌قدر آشکار و احمقانه اعلام کرده که در جنگ با اسرائیل پیروز شده است، در حالی‌که خودش هم می‌داند این گفته دروغ است و واقعیت ندارد؟ او به‌عنوان یک مرد باایمان، نباید دروغ بگوید. کشورش ویران شده، سه سایت شرورانه هسته‌ای‌اش نابود شده‌اند.»

رییس‌جمهوری آمریکا افزود: «من دقیقا می‌دانستم او در کجا پنهان شده بود، و اجازه ندادم که اسرائیل یا نیروهای مسلح ایالات متحده – که بی‌هیچ شکی بزرگ‌ترین و نیرومندترین ارتش جهان هستند – جان او را بگیرند.»

ترامپ در ادامه نوشت : «من او را از مرگی بسیار زشت و خفت‌بار نجات دادم، آیا لازم نیست او بگوید: متشکرم، رییس‌جمهوری ترامپ!»؟

داوود سهرابی، قهرمان بدنسازی، ۵۰ روز پس از اصابت گلوله جنگی نیروهای سرکوب، جان باخت

۶ اسفند ۱۴۰۴، ۱۴:۳۸ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال نشان می‌دهد داوود سهرابی، ۳۰ ساله و قهرمان بدنسازی که شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در شهرری تهران از ناحیه چشم هدف گلوله جنگی قرار گرفته بود، پس از بیش از ۵۰ روز بستری در کما، دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ جان باخت.

بر اساس این گزارش، جاویدنام داوود سهرابی پس از انتقال به بیمارستان تحت عمل جراحی تخلیه چشم قرار گرفت و سپس به کما رفت.

خانواده او اعضای بدنش را اهدا کردند.

تصاویر منتشر شده در فضای مجازی نشان می‌دهد جاویدنام داوود سهرابی، عصر پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ و ساعاتی پیش از حضور در اعتراضاتِ شب نخست فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، در مسابقات پرورش اندام جنوب شرق استان تهران شرکت کرده بود.