• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

در انتظار نبرد نهایی؛ جنگ تنها گزینه بقا؟

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۳۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

۲۸ بهمن زمانی که تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی در ژنو سرگرم گفت‌وگو با آمریکایی‌ها بود، علی خامنه‌ای در تهران خطاب به ترامپ گفت: «خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که می‌تواند آن را به قعر دریا بفرستد.»

بلافاصله پس از این سخنان، شاعران ولایی با ترجیع‌بندِ «ما برگیم، پای همین درخت می‌افتیم» به میدان آمدند. جمهوری اسلامی عملا می‌گوید نه برای توافق، بلکه برای «نبرد آخر» مهیا شده است.

یکی از تفاوت‌های اساسی این دور مذاکرات با دور قبل، فقدان ایده صلح یا جریانی است که بگوید مذاکره نتیجه بخش خواهد بود.

دور قبل مذاکرات با این رویکرد انجام شد که ما «صلح طلبِ جنگ بلد هستیم» اما در این دوره تنها معدودی از افراد نزدیک به حکومت معتقدند که مذاکرات به توافق ختم خواهد شد.

مقامات نظام می‌گویند هدف اصلی این گفت‌وگوها جلوگیری از «درگیری فاجعه‌بار منطقه‌ای» است و مذاکرات را مسیری برای کاهش تنش معرفی می‌کنند. اما آن‌ها هم امیدوار به نتیجه نیستند.

این رویکرد در رسانه‌های نزدیک به جمهوری اسلامی نیز به‌وضوح دیده می‌شود؛ متونی که عمدتا با اطمینان از وقوع جنگ و احتمال بالای پیروزی در آن سخن می‌گویند. در این رسانه‌ها، بخشی از تحلیل‌ها بر جنبه‌های فنی متمرکز است و از چیدمان بهینه نیروها و موشک‌ها برای کسب بهترین نتیجه می‌گوید، و بخشی دیگر با ادبیاتی الهیاتی، به تبیین این موضوع می‌پردازد که چگونه «سنت‌های الهی» حکومت را به سوی پیروزی نهایی هدایت می‌کنند.

این باورمندان به جنگ، مصالحه و توافق را به‌عنوان یک شکست معرفی می‌کنند. آن‌ها می‌گویند توافق با آمریکا برای ایران، سرنوشتی شبیه قذافی در لیبی خواهد ساخت؛ خلع سلاح در برابر وعده‌ها و بعد باز شدن راه نفوذ، فرسایش درونی و در نهایت سقوط. یعنی توافقِ جدی را «آغاز پایان» می‌بیند. در مقابل، جنگ از نظر آن‌ها می‌تواند به آتش‌بس، تجدید قوا و بازتعریف قواعد بازی بینجامد.

جنگ برای ظهور

گفتمان سیاسی جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته مدام زبانی منجی‌گرایانه داشته است اما بعد از جنگ ۱۲ روزه شدت این زبان افزایش یافته و اکنون این نظام سیاسی بیش از هر زمان دیگری خود را حامل رسالتی تاریخی و دینی می‌بیند.

در این دستگاه فکری، حاکمیت خود را حامل رسالتی ماورای تاریخی در «جبهه حق» می‌بیند. بر همین اساس، میز مذاکره نه عرصه‌ای برای دیپلماسی، بلکه صحنه رقم زدن قدرت و آزمون وفاداری نیروها به آرمان‌ها است.

آنها با تاکید بر اینکه میز مذاکره چیزی را حل نخواهد کرد، معتقدند مقاومت هزینه دارد، اما سازش ذلیلانه هزینه‌اش بیشتر است؛ چرا که راه مردان با ثبات قدم است که به نصرت الهی ختم می‌شود.

در سطح عملیاتی، رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به حکومت از «نبرد نهایی» سخن می‌گویند و در مراسم‌های جمعی شعار می‌دهند «این آخرین نبرده، مهدی برمی‌گرده».

مقامات نظامی با تغییر لحن خود از «هشدار» به «آمادگی برای پیروزی»، مدعی هستند که در این نبرد سرنوشت‌ساز، اسرائیل نابود خواهد شد و نیروهای آمریکایی منطقه را ترک خواهند کرد.

در این صورت‌بندی، از «جنگ چندلایه دشمن» سخن گفته می‌شود که نیازمند هوشیاری و عمل در چهارچوب «امر الهی» است. بدین ترتیب، ضعف‌های ساختاری و شکاف دولت-جامعه، نه نشانه فرسایش درونی، بلکه جلوه‌ای از آزمایش ایمان امت دانسته می‌شود تا رنج و خسارت جنگ، به معنای دینیِ «صواب و ثواب» ترجمه شود.

این الهیات بر محور پیوند میان «سنن الهی» و ایستادگی استوار است. بر اساس خوانش خامنه‌ای از قرآن، پیروزی بر مشکلات نتیجه قرار دادن جریانات در داخل سنت‌های الهی است. پیروان این دیدگاه معتقدند نبرد کنونی، جنگ بین ایران و آمریکا نیست، بلکه نبرد حق و باطل است و طبق وعده الهی، حق پیروز خواهد شد.

در این منظومه، کلمه «مقاومت» به معنای ایستادگی «امت متحد در برابر طاغوت» است؛ تکرار یک «استقامت حسین‌وار» که حتی اگر به شهادت منجر شود، به دلیل ماهیت الهی‌اش، یک پیروزی معنوی و تاریخی به شمار می‌آید.

این نگاه با باورهای آخرالزمانی و جایگاه فراتاریخی نظام گره خورده است. برخی مقامات با تأسی به مفاهیمی همچون ایده «شیخ یمانی»، معتقدند که این نظام سیاسی ماموریتی مقدس بر عهده دارد و در نهایت، خامنه‌ای پرچم را به امام زمان واگذار خواهد کرد.

این رویکرد، جنگ را نه به‌عنوان یک تهدید یا آخرین گزینه پس از شکست دیپلماسی، بلکه به‌مثابه یک «فرصت الهی برای اثبات حقانیت» فریم می‌کند.

از زاویه الهیاتی که جمهوری اسلامی به مساله نگاه می‌کند، نبرد، مسیر طبیعی تاریخ برای تحقق وعده‌های موعود و رسیدن به فرجام قدسی جهان تلقی می‌شود.

امکان بقا

جمهوری اسلامی به دنبال آن است که «یک‌بار برای همیشه» تکلیف خود را با آمریکا مشخص کند؛ چرا که معتقد است در این مسیر «احتمال بقا» وجود دارد. اگر حکومت تن به توافق بدهد عملا آن‌چیزی رخ خواهد داد که خامنه‌ای از آن به‌عنوان نفوذ یاد کرد و یکی از دلایل از بین رفتن برجام بود؛ چرا که با توافق به جز اینکه تکیه‌گاه‌های اصلی یعنی قدرت موشکی، توان هسته‌ای و قدرت منطقه‌ای از بین خواهد رفت و عملا حکومت را در شرایط نظارت‌پذیر خارجی قرار خواهد داد که از نظر حاکمیت «تحقیر» تلقی می‌شود.

در چنین شرایطی جمهوری اسلامی جنگ را یک شانس می‌داند. شانسی که برگرفته از فهم جنگ ۱۲ روزه است. چهره‌های حاکمیتی معتقد است که جنگ پیشین باعث سقوط نشد و مردم هم به خیابان‌ها نیامدند و معترضان هم در دی ماه به خاک و خون کشیده شدند. حالا برخی در رسانه‌های حاکمیت می‌گویند راه‌پیمایی ۲۲ بهمن هم نشان داد که «هیچ امامی چنین امتی» نداشته است.

علی‌اکبر رائفی‌پور، از جمله بلندگوهای نفرت پراکنی حکومت، تاکید می‌کند آنچه داریم می‌بینیم امتحان الهی است. او می‌گوید تنها کاری که باید کرد «مدیریت داخل» کشور است و در جنگ هیچ ضربه حیاتی به نظام نخواهد خورد. مساله حفظ نظم داخل کشور مهم‌ترین رویکردی است که حکومت برای زمان جنگ می‌بیند. در همین چهارچوب حسن عباسی می‌گوید حتی نباید در این دوران به کارگران اجازه اعتصاب داد.

از نگاه استراتژیک جمهوری اسلامی، جنگ به‌ویژه اگر طولانی شود با پیروزی تمام خواهد شد، مردم سرکوب خواهند شد و این‌گونه بقای نظام طولانی‌تر می‌شود و شرایط ایده‌آلی برای تداوم و «تقدیم پرچم اسلام به امام زمان» به وجود خواهد آمد.

آرزوی مذاکره برابر

به جز سرکوب در داخل عمده‌ترین استراتژی جمهوری اسلامی برای مواجهه با آمریکا، ایجان جنگ ناتقارن و کشیدن ابعاد جنگ به منطقه است؛ چرا که اگر نبرد محدود به خاک ایران یا سایت‌های هسته‌ای بماند، احتمال ضربه‌پذیری و فرسایش نظام بالا خواهد بود.

در این حوزه، دو ایده از سوی چهره‌های نزدیک به سپاه مطرح شده، ایده‌ای که جنگ منطقه‌ای را محدود و از افغانستان تا سوریه تصور می‌کند، و ایده‌ای فراگیرتر که وضعیت جنگ منطقه‌ای را از جنوب مالزی تا سواحل آمریکا تعریف می‌کند.

در همین راستا، به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی برای اقدامات دریایی و هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکا در منطقه نیز برنامه‌هایی در سر دارد که دست‌کم در سطح رسانه‌ای درباره آن‌ها گفت‌وگو می‌شود.

واقعیت آن است که نظام الزاما «عاشق جنگ» نیست و عقلانیت آن هم لزوما یک جنگ‌طلبیِ خام به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه خود را در یک «تله بقا» می‌بیند. از نگاه تهران، مسیر توافقِ همراه با خلع سلاح، پایانی تلخ دارد و در نهایت با فروپاشی عجین است اما جنگ، به‌خصوص اگر قابلیت تبدیل شدن به یک بحران منطقه‌ای را داشته باشد، تنها سناریویی است که هنوز در آن «امکانِ چرخاندن میز» وجود دارد؛ ابزاری که می‌توان از آن برای تحمیل آتش‌بس، گرفتن امتیازات بقایی، نمایش قدرت به پایگاه اجتماعی و سرکوب مخالفان استفاده کرد تا مذاکره، نه از موضع ضعف، بلکه در شرایطی برابر رقم بخورد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

نیک واکر آمریکایی قهرمان مستر المپیا ۲۰۲۶ شد

۳

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۴

هیئت مذهبی در محور کشتار؛‌ ابعاد سرکوب انقلاب ملی در خراسان شمالی

۵

رییس منچسترسیتی پس از اتهامات گسترده مالی: بی‌گناهی باشگاه را اثبات می‌کنیم، مطمئنیم

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • نیویورک تایمز: ناو جرالد فورد احتمالا در سواحل اسرائیل مستقر می‌شود

    نیویورک تایمز: ناو جرالد فورد احتمالا در سواحل اسرائیل مستقر می‌شود

  •  اف-۲۲ها در آسمان و تاماهاوک‌ها در دریا؛ آمریکا چگونه می‌تواند حمله به ایران را آغاز کند؟

    اف-۲۲ها در آسمان و تاماهاوک‌ها در دریا؛ آمریکا چگونه می‌تواند حمله به ایران را آغاز کند؟

  • آمریکا بزرگ‌ترین آرایش توان هوایی خود از ۲۰۰۳ را در خاورمیانه مستقر می‌کند

    آمریکا بزرگ‌ترین آرایش توان هوایی خود از ۲۰۰۳ را در خاورمیانه مستقر می‌کند

  • لیندسی گراهام: این همه کشتی به این خاطر که هوا در این فصل خوب است، به منطقه نیامده‌اند

    لیندسی گراهام: این همه کشتی به این خاطر که هوا در این فصل خوب است، به منطقه نیامده‌اند

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.