بخش ایران در سخنرانی سالانه دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در کنگره، صرفا یک مرور سیاست خارجی نبود. این بخش، چارچوبسازی هدفمند برای تعریف حکومت ایران بهعنوان «تهدید مستقیم امنیت ملی آمریکا» بود.
سه محور اصلی سخنان ترامپ درباره ایران - کشتار گسترده معترضان، تهدید موشکی علیه خاک آمریکا و احیای برنامه هستهای - در کنار هم روایتی میسازند که از منظر افکار عمومی، اقدام نظامی را نه یک انتخاب اختیاری، بلکه پاسخی ضروری جلوه میدهد.
۱. از سرکوب داخلی تا مشروعیت اخلاقی اقدام خارجی
ترامپ با اشاره به کشته شدن «دستکم ۳۲ هزار معترض» و توصیف صحنههایی از شلیک و اعدام، حکومت ایران را نه فقط یک رقیب ژئوپلیتیک، بلکه یک رژیم «خطرناک و بیرحم» معرفی میکند.
این چارچوبسازی دو کارکرد دارد:
•نخست، اخلاقیسازی تقابل: وقتی یک حکومت بهعنوان عامل «قتلعام مردم خود» معرفی میشود، مقابله با آن میتواند در ذهن بخشی از جامعه آمریکا رنگ و بوی دفاع از ارزشهای انسانی بگیرد، نه صرفا رقابت قدرت.
•دوم، پیوند زدن بیثباتی داخلی با خطر خارجی: رژیمی که به گفته ترامپ «افراد بسیار خطرناکی» آن را اداره میکنند، در این روایت بالقوه میتواند همین خشونت را به بیرون صادر کند.
به این ترتیب، موضوع دیگر فقط سیاست منطقهای نیست، بلکه تهدیدی است که ماهیت آن «غیرقابل پیشبینی و ایدئولوژیک» توصیف میشود.
۲. از گذشته خونین تا تهدید مستقیم خاک آمریکا
ترامپ با یادآوری کشته و زخمی شدن «هزاران نظامی آمریکایی» بهوسیله «بمبهای کنار جادهای» و اشاره به حذف قاسم سلیمانی، گذشتهای را بازسازی میکند که در آن جمهوری اسلامی مسئول مستقیم آسیب به آمریکاییها معرفی میشود.
این یادآوری تاریخی، زمینهای احساسی برای پذیرش اقدام قاطعتر فراهم میکند.
اما نقطه کلیدیتر سخنان او جایی است که میگوید حکومت ایران در حال توسعه موشکهایی است که «بهزودی به ایالات متحده خواهند رسید».
این جمله مهمترین بخش چارچوبسازی امنیتی است.
در ادبیات سیاست خارجی آمریکا، زمانی که یک تهدید «به خاک آمریکا» برسد، سطح حساسیت افکار عمومی و کنگره بهشدت افزایش مییابد.
تا زمانی که خطر محدود به خاورمیانه یا اروپا باشد، مخالفت با جنگ آسانتر است؛ اما وقتی تهدید بهعنوان خطر بالقوه برای شهرهای آمریکا تصویر شود، بحث از «انتخاب» به «پیشگیری» تغییر میکند.
ترامپ عملا استدلال پیشدستانه (preemption) را بازسازی میکند: اگر اکنون اقدام نکنیم، فردا دیر خواهد بود.
۳. هستهای: عبور از خط قرمز سنتی آمریکا
ترامپ بارها تاکید میکند که «هرگز اجازه نخواهد داد بزرگترین حامی تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست یابد».
این جمله بر یک اجماع دیرینه در سیاست آمریکا تکیه دارد: جلوگیری از هستهای شدن حکومت ایران.
او با اشاره به «عملیات چکش نیمهشب» و ادعای نابودی برنامه هستهای ایران، سپس تاکید بر اینکه تهران «دوباره همهچیز را از نو آغاز کرده است»، یک تصویر تکرارشونده میسازد:
•ما نابود کردیم
•آنها بازسازی کردند
•هشدار دادیم
•آنها گوش ندادند
این روایت، مذاکرات جاری را نیز در چارچوبی خاص قرار میدهد: دیپلماسی امتحان شده، اما طرف مقابل هنوز آن «کلمات کلیدی» - «هرگز سلاح هستهای نخواهیم داشت» - را نگفته است.
به این ترتیب، اگر مذاکره شکست بخورد، مسئولیت آن در افکار عمومی متوجه تهران خواهد شد، نه واشینگتن.
۴. ساختن منطق «صلح از طریق قدرت»
ترامپ همزمان دو پیام میدهد: «ترجیح من دیپلماسی است» و «هرگز در مقابله با تهدید علیه آمریکا تردید نخواهم کرد».
این دوگانه به او اجازه میدهد خود را رییسجمهوری معرفی کند که ابتدا راه صلح را میآزماید، اما در برابر تهدید مستقیم عقبنشینی نمیکند.
چنین چارچوبی، برای رایدهندگان جمهوریخواه و بخشی از مستقلها جذاب است: جنگطلب نیست، اما ضعیف هم نیست.
امنیت ملی بهعنوان محور مشروعیت اقدام
در مجموع، سخنان ترامپ سه لایه مشروعیت برای اقدام احتمالی نظامی میسازد:
۱. مشروعیت اخلاقی: مقابله با رژیمی که مردم خود را میکشد. ۲. مشروعیت تاریخی-انتقامی: پاسخ به گذشتهای که در آن آمریکاییها کشته شدهاند. ۳. مشروعیت پیشدستانه امنیتی: جلوگیری از تهدید موشکی و هستهای علیه خاک آمریکا.
این ترکیب، حکومت ایران را از یک مساله منطقهای به یک تهدید مستقیم علیه «امنیت ملی آمریکا» تبدیل میکند.
در چنین چارچوبی، اگر کاخ سفید تصمیم به حمله محدود یا گسترده بگیرد، میتواند آن را نه بهعنوان ورود به یک جنگ انتخابی دیگر در خاورمیانه، بلکه بهعنوان اقدامی ضروری برای دفاع از شهروندان آمریکایی معرفی کند.
به بیان دیگر، سخنان ترامپ نه صرفا هشدار، بلکه مرحلهای از آمادهسازی ذهنی افکار عمومی برای سناریویی است که در آن اقدام نظامی، در صورت شکست دیپلماسی، قابل توجیه جلوه میکند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.