• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ: پنجره فرصت باز است؛ جهان باید از مردم ایران حمایت کند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ با تاکید بر اینکه خیزش اخیر نشانه عبور جامعه از اصلاح‌طلبی و مطالبه تغییر بنیادین سیاسی است، خواستار افزایش فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر حکومت شد و گفت اکنون «پنجره‌ای از فرصت» گشوده شده که می‌تواند سرنوشت ایران و حتی منطقه را تغییر دهد.

کنفرانس امنیتی مونیخ امسال به یکی از صریح‌ترین صحنه‌های طرح دیدگاه‌های بین‌المللی درباره آینده جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. در این نشست، شاهزاده رضا پهلوی، سناتور لیندزی گراهام، روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا و همچنین ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، هر یک از زاویه‌ای متفاوت درباره انقلاب ملی در ایران، نقش سپاه پاسداران، فشارهای بین‌المللی و سناریوهای پیش‌رو سخن گفتند.

شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود با اشاره به شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» تاکید کرد که این شعار حامل پیامی روشن است و نشان می‌دهد مردم ایران با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی موافق نیستند. او گفت این بخشی از آگاهی جمعی جامعه ایران است که میان ملت و حکومت تمایز قائل شده و دیگر خود را با سیاست‌های برون‌مرزی رژیم همسو نمی‌داند. به گفته او، خیزش اخیر صرفا واکنشی به مشکلات اقتصادی نبود، بلکه بیانگر مطالبه‌ای صریح برای تغییر سیاسی بنیادین است. او تصریح کرد وقتی مردم شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند، به این معناست که از کل ساختار عبور کرده‌اند و دیگر به اصلاح در چارچوب نظام باور ندارند.

100%

شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به تداوم خیزش‌ها در سال‌های گذشته گفت آنچه امروز اهمیت دارد افزایش بسامد و کوتاه‌تر شدن فاصله زمانی اعتراض‌هاست؛ پدیده‌ای که می‌تواند به گفته او «نقطه تغییر بازی» باشد. او تاکید کرد پنجره‌ای از فرصت گشوده شده که می‌تواند نه تنها برای ایران بلکه برای منطقه و حتی جهان تعیین‌کننده باشد. او خواستار تغییر رویکرد جهانی نسبت به جمهوری اسلامی شد و گفت چهار دهه سیاست مماشات نتیجه‌ای جز تقویت ماشین سرکوب نداشته است. او بر لزوم افزایش فشار دیپلماتیک، اخراج دیپلمات‌های جمهوری اسلامی، تعطیلی سفارتخانه‌ها، اعمال تحریم‌های بیشتر علیه سپاه پاسداران و قطع منابع مالی رژیم تاکید کرد تا حکومت نتواند هزینه سرکوب را تامین کند. همچنین خواستار استفاده از دارایی‌های مسدودشده متعلق به مردم ایران، حمایت مالی از اعتصاب‌های کارگری و کمک به دسترسی آزاد مردم به اینترنت شد.

او با اشاره به سرکوب خونین اعتراضات گفت بسیاری از ایرانیان خواهان نوعی مداخله انسان‌دوستانه برای خنثی‌سازی ابزارهای سرکوب هستند تا از کشته شدن بیشتر شهروندان جلوگیری شود. به گفته او، آنچه مردم نیاز دارند یک عامل توازن‌بخش است که ماشین سرکوب را بی‌اثر کند. شاهزاده رضا پهلوی در عین حال نقشه راهی برای دوره گذار ارائه داد و گفت نخست باید بر چهار اصل بنیادین توافق شود: تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری همه شهروندان در برابر قانون و حق تعیین سرنوشت مردم. او توضیح داد که دولت گذار وظیفه دارد شرایط برگزاری انتخابات مجلس موسسان را فراهم کند تا قانون اساسی جدید تدوین شود و سپس از طریق همه‌پرسی به تصویب برسد. پس از آن نخستین انتخابات پارلمان و دولت برگزار می‌شود و شکل نهایی نظام ـ جمهوری یا مشروطه سلطنتی ـ به رای مردم واگذار خواهد شد. او تاکید کرد دولت گذار در همان لحظه تشکیل نهادهای منتخب منحل می‌شود.

شاهزاده رضا پهلوی همچنین درباره اختلافات در میان اپوزیسیون گفت امروز زمان رقابت سیاسی نیست بلکه زمان تمرکز بر مشترکات است و رقابت می‌تواند در آینده و در چارچوب صندوق رای صورت گیرد. او حملات آنلاین علیه مخالفان از جمله نرگس محمدی را محکوم کرد و تاکید کرد در ایران آزاد، هر فردی از جمله نرگس محمدی می‌تواند نامزد مقام‌های اجرایی شود. او گفت بسیاری از کارزارهای تخریبی کار جمهوری اسلامی است که با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» تلاش می‌کند اپوزیسیون را از اتحاد باز دارد. او همچنین از ریزش در بدنه حکومت سخن گفت و تاکید کرد شماری از نیروهای نظامی و اداری تمایل خود را برای فاصله گرفتن از رژیم اعلام کرده‌اند.

در حاشیه نشست، شاهزاده رضا پهلوی با ولودیمیر زلنسکی دیدار کرد. زلنسکی پس از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد اوکراین از مردم ایران که برای آینده خود مبارزه می‌کنند حمایت می‌کند و همدردی خود را با قربانیان رژیم ایران ابراز کرد. او همچنین همکاری نظامی میان تهران و مسکو، از جمله تامین پهپادهای «شاهد» برای روسیه را محکوم کرد و بر تقویت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی تاکید کرد.

در مقابل، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، لیندزی گراهام موضعی صریح‌تر اتخاذ کرد و گفت «کاملا از تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کنم.» او افزود احتمال می‌دهد شاهزاده رضا پهلوی در آینده ایران نقش برجسته‌ای داشته باشد. گراهام جمهوری اسلامی را رژیمی ایدئولوژیک توصیف کرد و گفت مذاکره با چنین رژیمی بی‌نتیجه است. او هشدار داد اگر حکومت ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، از آن برای اهداف ایدئولوژیک خود و مقابله با اسرائیل و آمریکا استفاده خواهد کرد. گراهام همچنین تاکید کرد مردم ایران برای جاه‌طلبی هسته‌ای به خیابان نیامدند بلکه برای داشتن زندگی بهتر و آینده‌ای متفاوت اعتراض کردند. به گفته او، در صورت تغییر حکومت، گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها حمایت اصلی خود را از دست خواهند داد و توازن منطقه‌ای دگرگون خواهد شد.

روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا، نیز در این نشست گفت اتحادیه اروپا با رژیمی مواجه است که هم مردم خود را سرکوب می‌کند و هم منطقه را بی‌ثبات می‌سازد. او تاکید کرد قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اقدامی ضروری بوده و هر ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا با آن موافقت کرده‌اند. متسولا گفت اروپا نباید از این خط قرمز عقب‌نشینی کند و باید در حمایت از آزادی در ایران قاطع باشد.

100%

در عین حال، کریم سجادپور، تحلیلگر بنیاد کارنگی، با اشاره به محاسبات واشینگتن گفت اگر امکان برکناری جمهوری اسلامی با فشار یک دکمه وجود داشت، چنین اقدامی صورت می‌گرفت، اما نگرانی اصلی پیامدهای پس از آن و خطر بی‌ثباتی مشابه لیبی است. او تاکید کرد ایران تفاوت‌های مهمی با آن کشور دارد، اما خلأ قدرت می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

کنفرانس امنیتی مونیخ نشان داد موضوع ایران به سطحی کم‌سابقه از صراحت در محافل غربی رسیده است. از طرح آشکار «تغییر رژیم» توسط برخی از سیاستمداران، از جمله سناتور آمریکایی گرفته تا ارائه نقشه راه گذار از سوی شاهزاده رضا پهلوی و تاکید اروپا بر تحریم سپاه، همگی بیانگر آن است که بحث درباره آینده جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

کشتار گسترده معترضان در اعتراضات دی‌ماه، تنها جان انسان‌ها را نگرفت؛ بلکه لایه‌های عمیقی از امنیت روانی، امید به آینده و امکان سوگواری سالم را از جامعه ایران ربود. این گزارش به پیامدهای روانی این سرکوب می‌پردازد و در پایان با صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، گفت‌وگو می‌کنیم.

سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه زخمی جمعی شد که در حافظه جامعه ماند. کشتار در خیابان، بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی و بی‌خبری طولانی خانواده‌ها، حس ناامنی را از واکنشی مقطعی به احساسی پایدار تبدیل کرد؛ وضعیتی که پیامدهایش در اضطراب مزمن، فرسودگی روانی و اختلال خواب بخشی از جامعه دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، روان جامعه نه فرصتی برای پردازش و نه مجالی برای ترمیم ندارد. ترس مداوم جای نگرانی‌های مقطعی را می‌گیرد و پیامدهایش در الگوی خواب، توان تمرکز و تاب‌آوری و روابط اجتماعی دیده می‌شود؛ بی‌خوابی، فرسودگی، انزوای اجتماعی و خشم فروخورده.

یکی از عمیق‌ترین پیامدهای کشتار معترضان، مختل‌شدن سوگواری جمعی است. وقتی مرگ انکار می‌شود، برگزاری مراسم ممنوع است و روایت رسمی، قربانی را مقصر جلوه می‌دهد، سوگ راه طبیعی خود را پیدا نمی‌کند و به خشم یا بی‌حسی بدل می‌شود.

خانواده‌ها نه‌فقط عزیزان‌شان را از دست داده‌اند، بلکه حق گریه‌کردن علنی، حق نام‌بردن و یاد کردن از عزیزان‌شان و حق روایت را هم از آن‌ها گرفته‌اند. این سرکوب مضاعف، سوگ را به زخمی عمیق تبدیل می‌کند که نسل‌به‌نسل منتقل می‌شود.

  • ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

    ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

تداوم خشونت دولتی، مرز میان «زندگی عادی» و «وضعیت اضطراری» را از میان برده است.

بسیاری از شهروندان در حالتی از آماده‌باش دائمی زندگی می‌کنند؛ گویی فاجعه هنوز تمام نشده. این وضعیت، روابط انسانی را تضعیف کرده و اعتماد اجتماعی را کاهش داده است.

خشم، اگرچه واکنشی طبیعی به بی‌عدالتی است، اما وقتی امکان بیان، اعتراض و معنا دادن به آن وجود نداشته باشد، می‌تواند به افسردگی، فرسودگی روانی یا انفجارهای ناگهانی بدل شود.

با این حال، هم‌زمان با این آسیب‌ها، تلاش برای حفظ روایت و یادآوری هم ادامه دارد. ثبت نام‌ها، روایت‌ها و یادآوری معترضانی که برای ایران و دست‌یافتن به آزادی پا به خیابان گذاشتند و جان باختند، تلاشی ناآرام اما حیاتی برای حفظ پیوند با حقیقت است. حافظه جمعی، در برابر پاک‌سازی و انکار، آخرین سنگر روانی جامعه است.

آنچه امروز در سطح فردی به‌صورت اندوه، خشم یا خستگی دیده می‌شود، در لایه‌ای عمیق‌تر تلاشی برای تاب‌آوردن و زنده نگه‌داشتن معنا و امید به آزادی است.

  • ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

    ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

ترومای جمعی انباشته و مزمن

صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت پیش از آنکه درباره اثر کشتار معترضان بر روان جمعی صحبت شود، باید نوع آسیبی که جامعه با آن روبه‌رو است مشخص شود.

به‌گفته او، جامعه ایران اکنون با «ترومای جمعی بسیار شدید» مواجه است؛ ترومایی که هم «انباشته» شده و هم «مزمن» است.

آلاله توضیح داد این انباشته‌شدن به این دلیل است که جامعه در سال‌های گذشته، به‌ویژه در چند دهه اخیر، تروماهای جمعی زیادی را متحمل شده اما بدون هیچ‌کدام از بازسازی‌ها، با یک بحران جدید و یک ترومای جمعی جدید از سر گذرانده است و در نهایت به نقطه‌ای رسیده که این تروماها را روی هم انباشته کرده است.

او افزود مزمن‌بودن این ترومای جمعی به ماهیت منبع آن هم مرتبط است.

به‌گفته آلاله، معمولا تروماهای جمعی از سوی نیروی بیرونی یا در اثر فاجعه طبیعی رخ می‌دهند، اما وقتی ترومای جامعه ناشی از خشونت دولتی باشد، فاجعه برای مردم پررنگ‌تر می‌شود و نوع ترومای جمعی شدیدتر و مزمن‌تر شکل می‌گیرد.

او گفت دلیل آن این است که دولتی که باید نقش محافظ داشته باشد و شرایط امنیت شهروندان را فراهم کند، خود به عامل خشونت و عامل ایجاد تروما تبدیل شده و همین موضوع باعث می‌شود این تروما شدیدتر و مزمن‌تر شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی درباره پیامدهای کوتاه‌مدت گفت جامعه در وضعیت شوک، ناباوری، خشم شدید، ترس و بی‌ثباتی هیجانی قرار گرفته است.

او افزود این تصاویر، این اخبار بازداشت‌شدگان و این مرگ‌ها، «سیستم عصبی جمعی» را در وضعیت «هشدار مداوم» نگه می‌دارد.

آلاله گفت در بلندمدت نیز این ترومای مزمن، اگر ادامه پیدا کند، به‌ویژه از آن رو که «بسیار فعال است» و هنوز «منبع خطر وجود دارد»، می‌تواند روابط عاطفی و انسانی را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار دهد، اضطراب و خشم مزمن را در لایه‌های مختلف جامعه به‌شدت افزایش دهد و «تصویرسازی آینده» و «بی‌ثباتی دائمی» را در روان جمعی شکل دهد.

سوگ ناتمام و خشم پراکنده

آلاله با اشاره به نقش سوگواری گفت سوگ یک فرایند طبیعی و ضروری است و برای تنظیم روان فردی و روان جمعی لازم است و باید به‌صورت طبیعی طی شود.

به‌گفته او، وقتی امکان سوگواری علنی و حتی امکان بیان درد و روایت آزاد وجود نداشته باشد، سوگ به حالت ناتمام و مبهم درمی‌آید و «منجمد» می‌شود.

او افزود سوگی که منجمد شود و فرایند خود را طی نکند، چون امکان بیان مستقیم ندارد، جامعه را درگیر «خشم مزمن و پراکنده» می‌کند.

آلاله توضیح داد خشم مزمن و پراکنده یعنی خشم به‌جای آنکه مستقیم بیان شود، بر سر موضوعات دیگر خالی می‌شود؛ برای مثال در روابط خانوادگی، در محیط کار و در تعاملات روزمره.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی به ایران‌اینترنشنال گفت این وضعیت جامعه را درگیر اضطراب فراگیر و احساس ناامنی می‌کند.

او افزود فرسودگی روانی و افسردگی نیز در سوگ‌های بیان‌نشده نقش پررنگی دارند و پیامد آن می‌تواند بی‌انگیزگی و ناامیدی باشد.

آلاله گفت وقتی جامعه سوگ‌هایش را بیان نمی‌کند، ممکن است به بی‌حسی و کرختی عاطفی برسد و این وضعیت می‌تواند مستقیم بر روابط عاطفی، روابط کاری و وضعیت تحصیلی اثر بگذارد.

هشدار دائمی و کاهش همدلی

صبا آلاله گفت روان جمعی برای زیستن در امنیت و آرامش شکل گرفته است و هر تهدیدی، حتی کوچک، به سیستم عصبی هشدار می‌دهد و کلی انرژی روانی را، حتی با یک هشدار، کاهش می‌دهد.

به‌گفته او، وقتی زندگی زیر سایه مداوم تهدید باشد و امنیت روانی وجود نداشته باشد، تمام ابعاد زندگی در حالت هشدار دائمی قرار می‌گیرد.

او افزود در چنین شرایطی، سیستم عصبی جمعی مدام احساس خطر می‌کند و مدام در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. به گفته آلاله، همین وضعیت باعث می‌شود انرژی روانی جامعه به‌شدت تحلیل برود.

او گفت وقتی انرژی روانی جامعه تحلیل برود، آستانه تحمل هم کاهش پیدا می‌کند و با کاهش آستانه تحمل، همدلی کم می‌شود و مشارکت اجتماعی افت می‌کند.

آلاله افزود در چنین وضعیتی افراد بی‌انگیزه و بی‌رغبت می‌شوند؛ هم نسبت به توسعه فردی خود و هم نسبت به توسعه اجتماعی و این وضعیت به‌طور مستقیم بر پیوندهای اجتماعی اثر می‌گذارد.

ترس و خشم، از فرسودگی تا انگیزش

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت ترس و خشم واکنش‌های طبیعی هستند و در مسیر کنش‌های جمعی و مسیر مبارزاتی نقش مهم و در عین حال دوگانه دارند.

به‌گفته او، این دو احساس هم می‌توانند فرساینده باشند و هم می‌توانند محرک کنش و نقش انگیزشی داشته باشند.

آلاله توضیح داد زمانی که ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند و پردازش نشوند، به سمت فرسودگی می‌روند.

او گفت اگر افراد ترس را نپذیرند و مدام آن را سرکوب کنند، یا خشم را سرکوب کنند، فشار روانی تشدید می‌شود.

او افزود ترس در برابر خشونتی که از هر کاری برمی‌آید، مثل همین کشتار، واکنشی قابل فهم است و به همین دلیل «ترسناک است» و در چنین وضعیتی «باید ترسید». آلاله گفت ترس باید به رسمیت شناخته شود و افراد نباید از احساس ترس شرمسار باشند.

او درباره خشم نیز به ایران‌اینترنشنال گفت خشم باید به رسمیت شناخته شود و تاکید کرد اگر خشم به رسمیت شناخته شود، «هدف‌دار» و «معنادار» می‌شود و وقتی معنادار شود، می‌تواند به شکل‌گیری کنش‌های جمعی، همبستگی و مقاومت تبدیل شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی تاکید کرد وقتی ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند، سرکوب می‌شوند و به احساسات انباشته و فرساینده تبدیل می‌شوند.

او افزود بیان این احساسات در روایت‌کردن، در صحبت‌کردن و حتی در سوگواری‌ها کمک می‌کند تا به رسمیت شناخته شوند.

راهکارهای کوچک برای دوام آوردن

آلاله گفت وقتی هنوز عامل خشونت و عامل تهدید وجود دارد، صحبت از ترمیم روانی جامعه دشوارتر می‌شود و ممکن است افراد به دنبال راهکار بزرگ باشند که فقط نجات‌شان دهد.

او افزود قابل درک است که افراد با حجم بالای درد، تصور کنند تنها یک راهکار بزرگ می‌تواند کمک کند، اما جامعه در مسیری قرار دارد که باید بتواند «دوام بیاورد».

به‌گفته او، راهکارهای ساده و در دسترس قرار نیست حال جامعه را عالی کنند، اما می‌توانند وضعیت را به نقطه‌ای برسانند که افراد در شرایط بحرانی دوام بیاورند و همین دوام‌آوردن کمک‌کننده است.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی یکی از راه‌های در دسترس را «صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات» دانست.

آلاله گفت می‌فهمد که این کار می‌تواند سخت باشد، چون افراد معمولا خودشان را همیشه انکار کرده‌اند، خودشان را ندیده‌اند، نشنیده‌اند و حتی همدیگر را هم خوب ندیده‌اند و خوب نشنیده‌اند، اما این کار تمرینی است که می‌تواند از احساسات تجربه‌شده شروع شود.

او افزود اگر افراد خشمگین هستند، اگر منزجر هستند، اگر احساس‌هایی مثل بی‌تفاوتی یا کرختی دارند، یا هر احساس دیگری، درباره آن صحبت کنند.

آلاله گفت این گفت‌وگو کمک می‌کند افراد احساس کنند دردشان درد مشترک است و آنچه تجربه می‌کنند، تجربه‌ای مشترک است.

او تاکید کرد چون با ترومای جمعی روبه‌رو هستیم، سوگواری نیز یک راهکار مهم است.

آلاله افزود سوگواری هیچ‌وقت مانع مسیر مبارزاتی نیست، بلکه جامعه اکنون در سوگ جمعی قرار دارد و نیاز دارد سوگواری کند.

او گفت سوگواری فرصتی است برای صحبت‌کردن از احساسات و هیجانات و همین فرایند باعث پیوند بین افراد می‌شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت در سوگواری، روایت هم نقش مهمی دارد و در تروماهای جمعی، روایت آنچه بر افراد گذشته، آنچه دیده‌اند و آنچه شنیده‌اند، یکی از راهکارهای مهم است.

به‌گفته او، سوگواری و روایت در ترمیم تروماهای جمعی نقش دارد، به جامعه کمک می‌کند این روزها را تاب بیاورد و دوام بیاورد و زمینه شکل‌گیری رابطه را فراهم می‌کند.

آلاله در پایان به ایران‌اینترنشنال گفت داشتن رابطه عاطفی و انسانی در تروماهای جمعی نقش مهمی دارد و جامعه در این شرایط به برقراری چنین رابطه‌ای نیاز دارد؛ رابطه‌ای که از دل آن گفت‌وگو، شنیدن یکدیگر و صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات بیرون می‌آید.

جشنواره فیلم فجر؛ فرش قرمز خونین

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی

جشنواره فیلم فجر امسال هم برگزار شد اما با فرش‌های قرمز خونین؛ فرش‌هایی که بسیاری ترجیح دادند پا بر آن نگذارند و پاهای‌شان به خون آغتشه نشود، در نتیجه تنها هنرمندان حکومتی و وابسته به نهادهای دولتی در آن شرکت کردند و با غیرمردمی‌ترین و نمایشی‌ترین دوره این جشنواره روبه‌رو بودیم.

جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دوره‌اش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن ده‌ها هزار معترض در خیابان‌ها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهم‌ترین اشتباه برگزارکنندگان بود.

دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جست‌و‌جو کرد: جشنواره‌ای که در سال‌های اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلم‌های تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمان‌های دولتی با هم رقابت می‌کنند و در واقع سهم‌خواهی می‌کنند، به‌شکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمی‌توان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگ‌یانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار می‌شود و کسی چیز زیادی درباره آن نمی‌داند.

امسال هم طبق معمول درصد قابل توجهی از فیلم‌ها توسط نهادها و ارگان‌های دولتی جمهوری اسلامی تولید شده بودند؛ از شهرداری تا بنیاد روایت فتح، از سازمان سینمایی سوره و بنیاد فارابی تا حتی قوه قضائیه به عنوان تهیه‌کننده یک فیلم.

  • سعید زمانیان، کارگردان، به احترام جان‌باختگان انقلاب ملی از جشنواره فیلم فجر انصراف داد

    سعید زمانیان، کارگردان، به احترام جان‌باختگان انقلاب ملی از جشنواره فیلم فجر انصراف داد

اما همان خرده بازار جنبی با حضور چند فیلمساز و بازیگر هم امسال با مشکل جدی روبه‌رو شد.

برخی فیلمسازان و بازیگران رسما اعلام کردند که در این جشنواره شرکت نمی‌کنند و بازیگر شناخته‌شده‌ای چون الناز شاکردوست نه تنها برگزاری جشن را به سخره گرفت، بلکه رسما «در خاکی که بوی خون می‌دهد»، از سینما خداحافظی کرد: «من بازیگرم، یاد گرفته‌ام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما این بار به جای چهل هزار هموطنم، کشته شده‌ام.... کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون می‌دهد نقشی بازی خواهم کرد. این نقش اصلی من است!»

چندین کارگردان هم اعلام کردند که در جشنواره شرکت نمی‌کنند اما از آنجایی که فیلم از آن تهیه‌کننده است، این آثار به نمایش درآمدند. در جلسه پرسش و پاسخ بسیاری از فیلم‌ها تنها تهیه‌کننده آن حضور داشت و فیلم استخر ساخته سروش صحت که پر سروصداترین فیلم جشنواره محسوب می‌شد، تنها فیلمی بود که جلسه مطبوعاتی‌اش به‌دلیل عدم حضور هیچ یک از عوامل به کلی لغو شد و سروش صحت و بازیگران فیلم (از جمله امین حیایی، سحر دولشتاهی، پانته‌آ بهرام، علیرضا خمسه و مهران مدیری) از حضور در جشنواره خودداری کردند.

در نتیجه این تحریم‌ها، جلسات پرسش و پاسخ تنها به تریبون فیلمسازان وابسته، حکومتی و رانت‌خوار بدل شد که برای دفاع از حضور خود، به کسانی که جشنواره را تحریم کرده‌اند، تاختند. در رأس آنها محمد حسین مهدویان فیلمساز حکومتی که با فیلم‌های رانتی پروپاگاندا برای سپاه پاسداران شناخته شده، بازیگرانی را که در جشنواره شرکت نکرده‌اند، ترسو خواند.

اما فضا به قدری علیه این گروه بود که آنها در شبکه‌های مجازی «همدستان جنایتکاران» خوانده شدند و به جز یکی دو منتقد وابسته و حکومتی، باقی منتقدان و خبرنگاران سینمایی شناخته شده هم از حضور در جشنواره خودداری کردند.

  • ۸۰۰ سینماگر بین‌المللی خواستار بازنگری روابط جشنواره‌های فیلم با جمهوری اسلامی شدند

    ۸۰۰ سینماگر بین‌المللی خواستار بازنگری روابط جشنواره‌های فیلم با جمهوری اسلامی شدند

حتی مجله فیلم امروز (مجله فیلم سابق) که به‌دلیل سیاست‌های محافظه‌کارانه‌اش همواره مورد انتقاد بوده، امسال نه ویژه‌نامه‌ای برای جشنواره منتشر کرد و نه اخبار آن را پوشش داد.

استقبال مردم از فیلم‌ها هم به کمترین میزان رسید، در حالی که برگزارکنندگان جشنواره سعی داشتند با ارائه کارت مطبوعات به افرادی که در این حرفه نیستند، بساط جشنواره را پر رونق جلوه دهند.

اما داستان این جشنواره شکست‌خورده با یک اختتامیه مضحک کامل شد، جایی که بسیاری از برندگان سیمرغ، برای گرفتن جایزه خود حاضر نشدند. حضور شخص رییس‌دولت در جمهوری اسلامی در این مراسم نشان از اهمیت این ماجرا برای حکومت داشت، اما در نهایت این مراسم هم به بدترین اختتامیه این جشنواره در طول تاریخش بدل شد.

مسعود پزشکیان رسما از افرادی که در جشنواره شرکت کرده‌اند تقدیر کرد. برنده جایزه فیلمنامه‌نویسی هم سعی کرد با جملاتی توجیه‌کننده در قبال حضورش، به‌شکلی به خون‌های ریخته شده اشاره کند، اما او با حاضر شدن بر فرش‌های قرمز جشنواره و حالا حضور در مراسم پایانی و دریافت جایزه برای همکاری با یک فیلمساز امنیتی، از پیش تکلیف خودش را با مخاطب رقم زده و در شبکه‌های اجتماعی «همدست جنایتکار» نام گرفته بود.

خاموشی اینترنت آخرین شریان‌های حیاتی جوانان ایرانی را قطع کرد

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۵۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
هومن عابدی

فریلنسرها در سراسر ایران می‌گویند در جریان قطع اینترنت در ماه ژانویه، قراردادهای خارجی خود را از دست دادند و درآمدشان به‌شدت کاهش یافت؛ زیرا هفته‌ها قطع ارتباط، دسترسی آن‌ها به پروژه‌ها و دریافت پرداخت‌ها را در اقتصادی که پیش‌تر نیز از انزوای جهانی آسیب دیده بود، مختل کرده است.

اینترنت ایران که هم‌زمان با سرکوب خونین معترضان در دی ماه به مدت ۲۰ روز به‌شدت محدود شده بود، اخیرا دوباره وصل شده اما همچنان ناپایدار است و دسترسی به وی‌پی‌ان‌ها و ابزارهای دور زدن فیلترینگ نسبت به قبل بسیار دشوارتر شده است.

یک مهندس برق که به‌صورت فریلنسر کار می‌کند و به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، به ایران‌اینترنشنال گفت: «اینترنت آن‌قدر پایدار نیست که بتوانم با اطمینان پروژه بگیرم و انتقال پول هم آن‌قدر پیچیده شده که ضررش بیشتر از سودش است.»

کارآفرینان و فریلنسرهای ایرانی به‌دلیل تحریم‌های آمریکا عملاً از بسیاری از پلتفرم‌ها و سیستم‌های پرداخت جهانی محروم‌اند و ناچارند از راهکارهای پرهزینه و پرریسک استفاده کنند که کسب‌وکارشان را در معرض خطر قرار می‌دهد.

این مهندس گفت پیش از قطع اینترنت، درآمد او به اندازه و پیچیدگی هر قرارداد بستگی داشت.

او توضیح داد: «اگر پروژه کوچک یا دانشگاهی بود، دستمزد ساعتی حدود ۵۰ دلار بود. پروژه‌های بزرگ‌تر و پیچیده‌تر در مجموع بین هزار تا ۱۵۰۰ دلار پرداخت می‌کردند. تعداد پروژه‌ها در ماه متغیر بود، اما در مجموع درآمد خوبی داشتم.»

به گفته او، این ثبات در پی اختلال‌های مکرر و افزایش موانع مالی از بین رفته است.

او افزود: «در داخل ایران هیچ صنعتی نیست که بتوانم در حوزه تخصصی خودم کار پیدا کنم. همه‌چیز درهم و برهم است.»

  • دولت آمریکا پس از سرکوب اعتراضات ۶ هزار دستگاه استارلینک را مخفیانه به ایران ارسال کرد

    دولت آمریکا پس از سرکوب اعتراضات ۶ هزار دستگاه استارلینک را مخفیانه به ایران ارسال کرد

یک مترجم آنلاین که با شرکت‌های خارجی همکاری می‌کند نیز شرایط مشابهی را توصیف کرد.

او گفت: «وقتی نت قطع می‌شود، نمی‌توانم در جلسات ترجمه هم‌زمان شرکت کنم یا فایل‌ها را به‌موقع بارگذاری کنم. کارفرماها توضیح نمی‌خواهند؛ به‌راحتی سراغ فرد دیگری در کشور دیگر می‌روند.»

او افزود چند قرارداد بلندمدت پس از قطعی‌های مکرر تعلیق شده و بازسازی اعتماد کارفرمایان خارجی ممکن است ماه‌ها طول بکشد.

موج قطعی اینترنت در کار دیجیتال

فریلنسرها از آنچه «یخ‌زدگی» جریان پروژه‌ها می‌نامند سخن می‌گویند؛ به‌ویژه از سوی کارفرمایان خارجی که به اتصال پایدار و تحویل به‌موقع وابسته‌اند.

روزنامه دنیای اقتصاد به نقل از یکی از بزرگ‌ترین پلتفرم‌های فریلنسینگ کشور گزارش داد حجم پروژه‌ها در روزهای ابتدایی قطع اینترنت تا ۹۶ درصد کاهش یافت. این روزنامه نوشت فعالیت‌ها هنوز به‌طور کامل به سطح پیشین بازنگشته است.

آمار رسمی درباره اندازه و درآمد کلی بازار فریلنسینگ در ایران منتشر نشده و برآوردهای مستقل نیز به‌راحتی قابل راستی‌آزمایی نیست.

  • تنگ‌تر شدن حلقه سرکوب: نقش چین در فراهم کردن زیرساخت‌های قطع اینترنت در ایران

    تنگ‌تر شدن حلقه سرکوب: نقش چین در فراهم کردن زیرساخت‌های قطع اینترنت در ایران

حساب فارسی وزارت امور خارجه آمریکا در شبکه ایکس در اواخر ژانویه نوشت: «قطع اخیر اینترنت نه‌تنها تلاشی برای خاموش کردن صدای مردم است، بلکه بیش از یک میلیون کسب‌وکار آنلاین را نابود کرده و فروش آن‌ها را تا ۸۰ درصد کاهش داده است و کسب‌وکارهای کوچک بیشترین آسیب را دیده‌اند.»

در این پیام آمده بود: «در نتیجه سیاست‌های بی‌پروا‌ی رژیم جمهوری اسلامی، اکنون نزدیک به نیمی از مشاغل در معرض خطر قرار دارند.»

فشار اقتصادی و اختلال زیرساختی

قطع اینترنت هم‌زمان با فشارهای زیرساختی و نوسانات اقتصادی گسترده‌تر رخ داد و فشار بر فعالان دیجیتال را تشدید کرد.

مهتاب قلی‌زاده، روزنامه‌نگار اقتصادی، از برلین به ایران‌اینترنشنال گفت: «مهم‌ترین عامل در این‌جا قطع اینترنت است که می‌توان آن را نوعی اختلال زیرساختی گسترده دانست.»

او افزود: «در کنار آن، قطعی برق و گاز و سایر شوک‌های زیرساختی را هم دیده‌ایم که دسترسی به حداقل شرایط لازم برای رشد صنایع و کسب‌وکارها را محدود می‌کند.»

به گفته قلی‌زاده، نااطمینانی سیاسی و فشارهای سیاست خارجی نیز بر اقتصاد سایه انداخته است.

او گفت: «با این سطح از ابهام در محیط دیپلماتیک ایران، شرایط بی‌ثبات می‌شود و نوسانات شدید، تصمیم‌گیری درباره آینده را دشوار می‌کند.»

  • ادامه محدودیت‌های گسترده اینترنت در ایران؛ ۲۰ دقیقه دسترسی برای تاجران با حضور ناظر

    ادامه محدودیت‌های گسترده اینترنت در ایران؛ ۲۰ دقیقه دسترسی برای تاجران با حضور ناظر

فروپاشی قراردادهای خارجی

فریلنسرهایی که با کارفرمایان خارجی کار می‌کردند، بیشترین آسیب را از قطع اینترنت دیدند.

مهدی صارمی‌فر، روزنامه‌نگار حوزه علم و فناوری در کانادا، به ایران‌اینترنشنال گفت: «در کشوری که ارزش ریال مدام کاهش می‌یابد، بسیاری از این افراد می‌توانستند از طریق فریلنسینگ درآمد دلاری کسب کنند که معیشت‌شان را تثبیت می‌کرد و حتی نقش ضربه‌گیر اقتصادی داشت.»

او افزود: «اما قطع اینترنت و محدودیت‌های ساختاری حتی همین فرصت محدود را هم از بین می‌برد و عملاً دسترسی به بازار جهانی را مسدود می‌کند.»

صارمی‌فر گفت که ارقام بالای درآمدی که گاه مطرح می‌شود، بیشتر مربوط به موارد استثنایی است نه میانگین پایدار.

او گفت: «مشکل اصلی بازار فریلنسینگ در ایران سقف درآمد نیست، بلکه بی‌ثباتی شدید و وابستگی کامل به اینترنت است. با هر قطعی یا اختلال، کل جریان درآمد متوقف می‌شود.»

حتی پس از اتصال نسبی دوباره، برخی فریلنسرها می‌گویند کارفرمایان همچنان در واگذاری پروژه به افراد داخل ایران مردد هستند و نگران تأخیر در تحویل و مشکلات پرداخت‌اند.

فعالان حوزه دیجیتال که با ایران‌اینترنشنال گفت‌وگو کردند، از نگرانی عمیق خود درباره از دست دادن شغل و اعتبار حرفه‌ای سخن گفتند و بسیاری به مهاجرت فکر می‌کنند. آن‌ها علاوه بر زیان مالی، از فشار روانی ناشی از بی‌ثباتی‌های مکرر نیز گلایه دارند.

به‌نظر می‌رسد قطع اینترنت یکی از معدود راه‌های باقی‌مانده برای امرار معاش جوانان ایرانی را در شرایط انزوای فزاینده و سقوط بی‌سابقه ریال به‌شدت تضعیف کرده و فشار اقتصادی و روانی را دوچندان کرده است.

ریال ایران که روز جمعه با نرخی نزدیک به ۱.۶ میلیون ریال در برابر هر دلار معامله می‌شد، تنها در شش ماه گذشته نیمی از ارزش خود را از دست داده است.

امیرعلی قنبرزاده، بسکتبالیست ۱۶ ساله، در اعتراضات گرمدره به دست نیروهای سرکوب کشته شد

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)

اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است امیرعلی قنبرزاده، بسکتبالیست ۱۶ ساله و بازیکن تیم نونهالان آکادمی بسکتبال پاس، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان انقلاب ملی ایرانیان در گرمدره استان البرز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شد.

شاهدان روایت می‌کنند جاویدنام امیرعلی قنبرزاده در جریان اعتراضات جلوتر از دیگران حرکت می‌کرد و در همان حال دست‌هایش را باز کرده بود تا از سایرین محافظت کند؛ مشابه حرکتی دفاعی که در بسکتبال آموخته بود.

در همان زمان، سه گلوله جنگی از سوی نیروهای سرکوب به سمت سر او شلیک شد و او جان باخت.

در عکسی که پدرش در اینستاگرام منتشر کرده، روی پیراهن جاویدنام امیرعلی قنبرزاده نوشته شده است: «ممکن است مرا در تقلا ببینی، اما هرگز تسلیم شدنم را نخواهی دید.»

ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی چه سرنوشتی خواهد داشت؟

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
امیرهادی انواری

دو سناریو خوشبینانه و بدبینانه برای ایران آینده مطرح است. مبنای سناریوهای بدبینانه، عموما شبیه‌سازی‌های ایران با کشورهایی نظیر سوریه است. در مقابل، سناریوهای واقع‌بینانه‌ بر پایه پژوهش‌های پروژه شکوفایی ایران و مبتنی بر یافته‌های دانش اقتصاد و شرایط خاص ایران تدوین شده است.

برای پاسخ به این سوال که پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد، باید ابتدا شرایط فعلی را ترسیم کرد. در بهمن ماه ۱۴۰۴، در حالی که جمهوری اسلامی همچنان حکومت مستقر در ایران است، ده‌ها هزار ایرانی کشته شدند.

نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در دی‌ماه ۱۴۰۴ به ۶۰ درصد و نرخ تورم سالانه نیز به نزدیک ۴۵ درصد رسید. برای مقایسه، تورم عراق در سال ۲۰۰۲، پیش از سقوط صدام حسین، حدود ۱۹ درصد بود، هرچند پیش از آن یک دوره بحرانی ۵ ساله را بین سال‌های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ از سر گذرانده بود.

در پی سال‌ها الزام بانک‌ها به پرداخت تسهیلات تکلیفی و ایجاد بانک‌های غیر دولتی، اکنون ایران با بحران بی‌سابقه ورشکستگی شبکه بانکی روبه‌رو شده است. بانک آینده ورشکست شده و طبق تعریف بانک مرکزی جمهوری اسلامی، از بین تمام بانک‌های کشور، تنها ۹ بانک ورشکسته محسوب نمی‌شوند. دومینوی ورشکستگی اکنون به بانک سپه، مسئول پرداخت حقوق نظامیان، رسیده است؛ بانکی که خود روزی برای جلوگیری از بحران با سایر بانک‌های نظامی ادغام شد.

بالاترین ارقامی که از کشته‌شدگان غیرنظامی در جریان حمله نظامی به عراق برای سرنگونی صدام ثبت شده، نزدیک به ۷ هزار نفر غیر نظامی است. در ایران طی تنها دو رو و در چند ساعت قتل‌عام، بدون حمله نظامی خارجی، دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند به قتل رسیدند. کشتاری که در چنین بازه زمانی کوتاهی، بیشتر از بزرگترین جنگ‌ها و سرکوب‌های تاریخ جان‌باخته داشته است.

در سال ۱۴۰۳، به دلیل ناتوانی حکومت در تامین گاز در زمستان و برق در تابستان، از ۲۹۱ روز کاری، ۷۲ روز دست‌کم یک استان کشور تعطیل بودند. آخرین پژوهش اتاق بازرگانی ایران بر اساس بررسی بیش از ۳ هزار بنگاه اقتصادی نشان می‌دهد این بنگاه‌ها تنها با ۳۹ درصد ظرفیت تولید خود در پاییز ۱۴۰۴ فعال بودند. مجموعه اطلاعات نشان می‌دهد حتی پیش از آغاز انقلاب ملی ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، شرایط ایران بی‌شباهت به کشوری جنگ‌زده نبود.

سناریوهای بدبینانه

سناریوهایی از نیمه دهه ۹۰ تاکنون، به‌ویژه پس از جنگ داخلی در سوریه و لبنان، در فضای رسانه‌ای درباره ایران پس از جمهوری اسلامی رایج بوده و این روزها دوباره مطرح می‌شوند. بر اساس این سناریوها، در صورت سقوط جمهوری اسلامی چند حالت محتمل است:

جنگ و دخالت خارجی: به معنی حمله کشورهای همسایه یا حمایت آنها از «گروه‌های تجزیه‌طلب» در خلاء قدرت مرکزی. با این حال، در پی فروپاشی حکومت بعث عراق و سقوط حکومت طالبان در افغانستان، حمله نظامی خارجی گسترده مشاهده نشد. ایجاد امنیت پس از سقوط، بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی است. کتابچه دوران اضطرار در پروژه شکوفایی به برقراری رابطه با همسایگان، به‌خصوص پاکستان، عربستان و ترکیه (که به‌صورت بالقوه امکان ایفای نقش در این زمینه را دارند) پرداخته است.

تجزیه و جنگ داخلی: با مقاومت مسلحانه نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی یا درگیری گروه‌های ایدئولوژیک و قومی به سبک سوریه، لیبی و یمن، گروه‌های افراطی مانند داعش ظهور می‌کنند و ناامنی مرزها رخ می‌دهد. اما ورود دست‌کم ۵ هزار نیروی مزدور عراقی در کشتار دی‌ماه می‌تواند از جمله نشان‌دهنده تردید در نیروهای مسلح داخلی باشد. همچنین در انقلاب ملی دی‌ماه، شعارهای یکسان در کرمانشاه، تبریز، زاهدان، تهران و فارس سر داده شد و چنددستگی گسترده قومی یا مذهبی مشاهده نشد؛ هرچند این خطر همچنان بالقوه وجود دارد.

بازتولید دیکتاتوری سپاه: در این حالت و در خلاء قدرت، سپاه با رنگ و بوی کمتر مذهبی قدرت را می‌گیرد. اما همین حالا هم نفوذ سپاه دلیل اصلی فشار خارجی بر حکومت است و احتمال پذیرش حضور آن در قدرت پس از سقوط توسط قدرت‌های خارجی چندان بالا نیست.

دوره گذار فرسایشی: محاصره اقتصادی، مهاجرت گسترده نخبگان، کاهش شدید تولید، اعتراضات پراکنده و فرسودگی جامعه.

نارضایتی از عدالت انتقالی و احیای دوباره جمهوری اسلامی: خشم از کشتار و فساد گسترده، اگر عاملان اصلی سریع به دست عدلت سپرده نشوند و اموال غارت‌شده خارج‌شده (که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا در ۲۵ دی‌ماه به انتقال وسیع آن اشاره کرد) نتواند ردیابی و مصادره شود، می‌تواند به نارضایتی از دولت انتقالی دامن بزند و زمینه فعالیت گروهک‌های وفادار به جمهوری اسلامی با پشتوانه پول‌های خارج شده را فراهم کند.

برنامه‌ریزی برای دوران گذار

از نظر اقتصادی و آمار، ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی، تفاوت چندانی با کشوری جنگ زده ندارد. کشتار جمهوری اسلامی در دی‌ماه نیز به لحاظ تاریخی در چنین بازه زمانی بی‌سابقه بود.

پروژه شکوفایی ایران، زیر نظر شاهزاده رضا پهلوی، در چندسال اخیر، برنامه ریزی گسترده‌ای برای ایران پس از جمهوری اسلامی تهیه کرده است. در سپیدنامه‌ای این پروژه که روی وب‌سایت پروژه شکوفایی منتشر شده است، طیف وسیعی از مسائل به صورت جزئی بررسی شده است.

از مجموع این سپیدنامه‌ها کتابچه دوران اضرار استخراج شده که به صورت خلاصه، برنامه‌ها برای عبور از جمهوری اسلامی تا زمان استقرار حکومت جدید را گردآوری کرده است.

آخرین نسخه برنامه دوران اضطرار این پروژه مربوط به تابستان ۱۴۰۴ است. در ۱۵ فصل این کتابچه، برنامه‌هایی برای ۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست پس از جمهوری اسلامی پیش‌بینی شده است. این تنها سند اپوزیسیون به صورت مدون و منسجم برای پس از براندازی جمهوری اسلامی است که تیمی ۲۶ نفره از کارشناسان در حوزه‌های مختلف و شمار زیادی از کارشناسان ناظر در داخل و خارج ایران (که به دلایل امنیتی نام آنها منتشر نشده است) تهیه کرده است.

برنامه‌ریزی‌های این دفترچه با فرض عدم بروز جنگ داخلی و همراهی اکثریت مردم با شاهزاده رضا پهلوی برای اجرای روند گذار انجام شده است.

  • شاهزاده رضا پهلوی: ۵۰ هزار تن از نیروهای حکومتی و نظامی به کارزار «همکاری ملی» پیوسته‌اند

    شاهزاده رضا پهلوی: ۵۰ هزار تن از نیروهای حکومتی و نظامی به کارزار «همکاری ملی» پیوسته‌اند

جلوگیری از قحطی و تامین اقلام ضروری

محمدرضا جهان‌پرور، اقتصاددان و از دست‌اندرکاران پروژه شکوفایی ایران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال درباره تامین اقلام ضروری مردم پس از فروپاشی جمهوری اسلامی، یکی از چالش‌ها را ایجاد ارتباط با تامین کنندگان این اقلام دانست. او گفت: «تامین مالی برای تهیه اقلام ضروری مردم، چندان دشوار نیست، چالش مهم، ارتباط و رایزنی با تامین کنندگان کالاهاست. ایران هرگز برای تامین غذا تحریم نبوده است.» 

او گفت کشورهای مبداء تامین اقلام غذایی شناسایی شدند و رایزنی‌های لازم با برخی کشورها و بازرگانان انجام شده است، تا بلافاصله پس از سقوط جمهوری اسلامی، روند تامین این اقلام آغاز شود.

به گفته جهان‌پرور، چالش بعدی، چالش امنیتی است. کنترل پایانه‌های بندری و راه‌ها، از جمله مهم‌ترین چالش‌هاست، که در بخش‌های دیگر پروژه، برای آن برنامه ریزی شده است.

در بخش پنجم کتابچه مرحله اضطرار، زیر بخش «حفظ عملکردهای اساسی» نویسندگان چالش‌های این بخش را بررسی کردند. احیای فوری و محافظت از سامانه‌های حیاتی تولید، از جمله غذا و سلامت از اولین اولویت‌هایی است که در این کتابچه مورد تاکید قرار گرفته است. در فاز اول که از روز اول تا ۳ ماه نخست پس از براندازی را مورد توجه قرار داده است.

موضوع بعدی، حفظ جریان انرژی و آب است. در بخش «تصرف و تثبیت» کتابچه، تامین امنیت زیرساخت‌های حیاتی از جمله تاسیسات انرژی، آب، نفت، گاز و نیروگاه‌ها برای جلوگیری از خرابکاری با استفاده از نیروهای گزینش شده ارتش، جزو برنامه‌های کلیدی است.

اگرچه در کتابچه، مشخصا روند گزینش افرادی که باید امنیت را در این اماکن تامین کنند - احتمالا به دلایل امنیتی- توضیح داده نشده است. اما به نظر می‌رسد دولت انتقالی می‌تواند روی ظرفیت افرادی که برای برنامه همکاری ملی اعلام آمادگی کردند، حساب کند.

یکی از ابتکارات پروژه شکوفایی ایران، برنامه همکاری ملی بود. در این برنامه که از تیر ۱۴۰۴ آغاز شد، کارکنان دولت، نیروهای امنیتی و نیروهای مسلح، با اسکن یک کیو آرکد در پخش زنده تلویزیون ایران اینترنشنال، با ارسال درخواستی، آمادگی خود را برای همکاری اعلام کردند.

مرداد ماه، شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرد تا آن زمان ۵۰ هزار تن از این افراد اعلام آمادگی کردند. تعداد نیروهای مسلح در ایران تا حدود ۶۴۰ هزار نفر برآورد می‌شود.

تامین مالی دوران گذار

در جدول شماره یک لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، مجموع هزینه‌های سال آینده ۴۰۱,۷۴۰ میلیارد تومان در نظر گرفته شده است. این بخش شامل پرداخت یک‌سال حقوق کارکنان دولت، هزینه‌های جاری کشور و… می‌شود. با دلار ۱۶۲ هزار تومان، این عدد برابر حدود ۲۵ میلیارد دلار است. در واقع برای حفظ وضع موجود ایران، ماهانه به حدود ۲ میلیارد دلار نیاز است.

تاثیرات تحریم‌های اقتصادی جمهوری اسلامی، در ابعاد مختلف قابل ارزیابی است، اما در صورت سقوط جمهوری اسلامی، تحریم‌ها بعد تازه‌ای پیدا می‌کنند. حدود ۴ دهه تحریم‌های مختلف اقتصادی سبب شده است از یک سو، منابع مالی بزرگی در کشورهای مختلف جهان بلوکه شوند و از سوی دیگر، به دلیل همین تحریم‌ها، جمهوری اسلامی نتوانسته است بدهی‌های خارجی چندانی به بار بیاورد.

جهان‌پرور منابع مالی ایران که قابلیت احیا دارند را بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد می‌کند. مجموع درآمد جمهوری اسلامی از صادرات نفت در سال ۲۰۲۵ بین ۳۰ تا نهایتا ۶۰ میلیارد دلار برآورد شده است. با این حساب، منابع قابل احیای ایران پس از سقوط جمهوری اسلامی، بین ۲ تا ۷ برابر صادرات یک‌سال نفت جمهوری اسلامی است.

تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی، چالش دیگری است که پیش روی هر دولت انتقالی دارد. اگرچه ایران منابع قابل توجهی در کشورهای دیگر دارد، اما استفاده از آنها با وجود تحریم‌ها تا مرحله ثبات آسان نیست. جهان‌پرور باور دارد رییس‌جمهور آمریکا می‌تواند معافیت‌های سه‌ماهه در خصوص تحریم‌ها اعمال کند. به همین نسبت می‌توان معافیت‌هایی برای تحریم‌های اروپا در نظر داشت.

این اقتصاددان اضافه کرد: «بنا بر تجارب دیگر کشورهایی که مورد تحریم بوده‌اند، کسب معافیت‌های کوتاه مدت تا هنگام بازبینی قانونی تحریم‌ها ممکن و رایج است.»

او همچنین به راهکارهای غیر مستقیم دیگری برای تامین مالی دوران گذار اشاره کرد و گفت: یکی از راه‌ها می‌تواند دریافت یک وام چند میلیون دلاری از آمریکا باشد. رقم این وام مهم نیست، اما پیامی که این دریافت وام دارد، دادن اطمینان به بازارهای مالی جهان است.

جهان‌پرور اضافه کرد حتی اگر استفاده از ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار اموال بلوکه شده ایران به سرعت امکان پذیر نباشد، به پشتوانه این اموال و پیامی که دریافت وام از آمریکا به بازارهای مالی جهان می‌دهد، می‌توان برای تامین مخارج کوتاه مدت دولت انتقالی، از منابع مالی بین‌المللی استفاده کرد.

او گفت: «برای مثال، ایران از دهه ۱۳۴۰ خورشیدی به این سو، از منابع قانونی خود در صندوق بین‌المللی پول استفاده نکرده است. با برطرف شدن بار و هزینه سیاسی جمهوری اسلامی، این ظرفیت‌ها در دسترس خواهند بود.»

سناریوی بدبینانه یا خوشبینانه؟

تمام آنچه گفته شد، مربوط به دوران اضطراری پس از سقوط جمهوری اسلامی است. در صورتی که سناریوهای بدبینانه رخ ندهند، در دوره تثبیت، هزاران ایرانی کارآفرین در صورت فراهم بودن شرایط و احساس امنیت به میهن باز می‌گردند. وجود دست‌کم ۹ میلیون ایرانی مهاجر در خارج از کشور، خود ظرفیت بالقوه‌ای برای بازسازی ایران به‌شمار می‌رود. مهاجران که در انقلاب ملی ایرانیان، پیوندهای عمیق خود با میهن خود را نشان دادند.

پیش‌بینی آینده دشوار است و به عوامل داخلی و خارجی بستگی دارد. اما عنصری که مردم ایران کنترلش می‌کنند، اتحاد ملی است.

تا ۲۴ ساعت پیش از خیزش ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، برخی نسبت به حمایت گسترده از شاهزاده رضا پهلوی و پذیرش رهبری او از سوی مردم تردید داشتند؛ اما بزرگ‌ترین اعتراضات خیابانی تاریخ جمهوری اسلامی رخ داد.

جمهوری اسلامی سال‌ها با رواج سناریوهای بدبینانه (سوریه‌ای شدن، نبود جایگزین، جنگ و ناامنی) سعی کرد از ریزش نیروها و اقبال مردم به جایگزین جلوگیری کند.

با این حال، شرایط اقتصادی ایران همین حالا هم جنگ‌زده است و کشتار داخلی (در دو روز) حتی با آمار رسمی جمهوری اسلامی از کشته‌های غیر نظامی حمله تمام‌عیار اسرائیل در ۱۲ روز (۲۷۶ نفر) بسیار بیشتر است.

جامعه ایرانی و نیروهای سیاسی طبیعتا باید خود را برای سناریوهای بدبینانه نیز آماده کنند، اما مردم ایران نشان دادند در بزنگاه‌ها می‌توانند تحلیلگران را غافلگیر کنند.