• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

رضا اکوانیان
رضا اکوانیان

ایران‌اینترنشنال

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه با قتل‌عام دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ معترض و موج بازداشت، احضار و ناپدیدسازی، شناسایی آمران و عاملان این خشونت را به یکی از محورهای اصلی دادخواهی در ایران بدل کرده است. دراین‌باره با رها بحرینی، حقوقدان و پژوهشگر عفو بین‌الملل در امور ایران گفتگو کرده‌ایم.

آنچه در دی‌ماه رخ داد، استفاده از نیروی مرگبار، بازداشت‌های انبوه، قطع ارتباطات، شکنجه و اعتراف‌گیری اجباری، ناپدیدسازی معترضان و آغاز صدور احکام سنگین از جمله اعدام و حبس‌های طولانی بود؛ نشانه‌ای روشن که سرکوب هم‌زمان در خیابان و بازداشتگاه پیش رفت.

روایت‌های خانواده‌ها، شاهدان و مستندات منتشرشده نشان می‌دهد این خشونت‌ها به نیروهای میدانی محدود نبوده و در چارچوب تصمیم‌های مقام‌های جمهوری اسلامی شکل گرفته است.

با چنین ابعادی از سرکوب، پرسش اصلی این است که دستورها چگونه صادر و منتقل شده و مسئولیت هر سطح بر عهده چه کسانی بوده است؟

شناسایی‌نشدن مقام‌های جمهوری اسلامی و نیروهایی حکومتی که در سرکوب نقش داشته‌اند، خشونت را به امری کم‌هزینه و تکرارپذیر تبدیل می‌کند.

ثبت دقیق نام‌ها، سمت‌ها و نقش‌ها مانع محوشدن مسئولیت‌ها می‌شود و حتی اگر پیگیری‌ها فوری نتیجه ندهد، پایه دادخواهی و پاسخگویی در آینده را می‌سازد.

دادخواهی به حافظه‌ای قابل استناد نیاز دارد تا در برابر روایت رسمی بایستد؛ وگرنه خشونت به‌تدریج عادی می‌شود.

100%

ثبت حقیقت؛ از مستندسازی حرفه‌ای تا افشاگری‌های خودجوش

رسانه‌های مستقل و نهادهای حقوق بشری سال‌هاست در تلاش‌اند هویت عاملان و آمران نقض حقوق بشر در ایران را شناسایی، ثبت و مستند کنند.

این تلاش‌ها معمولا با شهادت قربانیان و خانواده‌ها، اسناد و تصاویر و داده‌های میدانی آغاز می‌شود و سپس با راستی‌آزمایی چندمنبعی تکمیل می‌شود.

در کنار این‌ها، اسناد رسمی مانند مکاتبات اداری و قضایی، احکام، صورت‌جلسه‌ها و ابلاغیه‌ها و گاه نامه‌ها و گزارش‌های داخلی درزکرده از نهادهای امنیتی یا اجرایی، برای کامل‌کردن تصویر و روشن‌تر شدن زنجیره مسئولیت به کار می‌آید.

هم‌زمان، ابتکارهای خودجوشی در فضای مجازی نیز شکل گرفته که به افشای هویت نیروهای سرکوب می‌پردازند و موافقان و منتقدان خود را دارد.

فشار بر شاهدان و پاک‌سازی ردپاها؛ چرا ثبت فوری مستندات ضروری است

با فاصله گرفتن از روزهای سرکوب اعتراضات دی‌ماه، مسیر پیگیری‌ها نیز به‌دلیل گذر زمان، فشار مستقیم بر شاهدان و تلاش جمهوری اسلامی برای پاک‌کردن ردپای عوامل سرکوب، سخت‌تر می‌شود.

ایران‌اینترنشنال ۱۰ بهمن گزارش داد در هفته‌های گذشته، ماموران حکومت با استقرار در خیابان‌های پرتردد برخی شهرها تلفن‌های همراه شهروندان را بازرسی کرده‌اند و در مواردی پس از یافتن عکس‌ها و ویدیوهای مرتبط با اعتراضات یا مدارکی مانند تصاویر تیراندازی مستقیم ماموران و عکس جان‌باختگان، شماری از شهروندان را بازداشت کرده‌اند.

در چنین شرایطی، ثبت سریع اطلاعات پایه مانند نام و سمت، یگان یا محل خدمت، تاریخ و محل و روایت کوتاه همراه با مدارک موجود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

این پرونده‌ها معمولا در کوتاه‌مدت تعیین‌تکلیف نمی‌شوند؛ اما بدون ثبت مسئولیت‌ها، پیگیری‌های بعدی از همان ابتدا با کمبود سند و دشواری راستی‌آزمایی روبه‌رو خواهد شد.

در عین حال، فشار مدنی زمانی موثر می‌ماند که بر سند، امکان بررسی مستقل و پذیرش خطا تکیه کند.

باید آمران و عاملان سرکوب شناسایی شوند

رها بحرینی، حقوقدان و پژوهشگر عفو بین‌الملل در امور ایران، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت اقداماتی که مقام‌های جمهوری اسلامی ایران و نیروهای امنیتی آن‌ها برای سرکوب خونین اعتراضات برنامه‌ریزی می‌کنند، فرمان می‌دهند و اجرا می‌کنند، طبق قوانین کیفری بین‌المللی جرم‌های سنگین محسوب می‌شود و برای این اعمال باید سازوکارهای کیفری به راه بیفتد.

او توضیح داد این به آن معناست که نهادهای دادستانی مستقل باید این اعمال را مورد تحقیقات کیفری جامع قرار دهند، مظنونان را شناسایی کنند و در صورت وجود شواهد کافی کیفرخواست صادر کنند.

به گفته بحرینی، این کیفرخواست باید از سوی یک دستگاه قضایی مستقل تایید شود و به صدور حکم جلب منتهی شود و در نهایت محاکمه‌های کیفری منصفانه و علنی برای افراد دارای مسئولیت کیفری در قبال این جنایت‌ها برگزار شود.

به گفته بحرینی، در وضعیت فعلی چنین نهادهای دادستانی و قضایی مستقل و کارآمدی در داخل ایران وجود ندارد و نهادهای دادستانی و قضایی جمهوری اسلامی ایران بخشی از ماشین سرکوب و جنایت هستند.

با این حال او تاکید کرد که تاریخ مبارزات حقوق بشری و دادخواهی نشان می‌دهد که «مصونیت ابدی» نیست.

این پژوهشگر عفو بین‌الملل گفت مهم است که اطلاعات مربوط به مقام‌ها و مسئولانی که در این جنایت‌ها دست دارند جمع‌آوری شود و این شواهد و اطلاعات را می‌توان در اختیار نهادهای دادستانی مستقل کشورهای مختلف قرار داد.

به گفته او، در کشورهایی که اصل صلاحیت قضایی جهانی از سوی دستگاه دادستانی و قضایی آن‌ها به رسمیت شناخته شده است، اگر مقامات یا ماموران شناسایی‌شده وارد قلمرو این کشورها شوند، امکان تعقیب کیفری، بازداشت و محاکمه آن‌ها وجود دارد.

بحرینی افزود به همین دلیل بسیار مهم است که سلسله‌مراتب دستوردهی و اجرای دستورهای سرکوب شناسایی شود و شواهد و مدارک با دقت بالا جمع‌آوری و ذخیره شود و در اختیار دفاتر دادستانی‌های کشورهای مختلف قرار بگیرد.

او در ادامه گفت در بلندمدت تلاش نهادهای حقوق بشری این است که روزی با مشارکت محوری دادخواهان، وکلا و مدافعان حقوق بشر ایران و کمک تخصصی بین‌المللی، سازوکارهای دادستانی و قضایی مستقل برای ایران تاسیس شود؛ امری که به گفته او زمانی ممکن می‌شود که نظام سیاسی حاکم بر ایران تغییر کند و با تصویب قانون‌های منطبق با معیارهای پذیرفته شده جهانی، زیرساخت‌های حقوقی و تخصصی لازم برای محاکمه‌های گسترده و جامع منصفانه برای رسیدگی به این جنایت‌ها صورت بگیرد.

بحرینی افزود با توجه به این چشم‌انداز بلندمدت، مهم است شواهد و مدارک مربوط به کسانی که در این جنایت‌ها دست دارند از همین حالا مورد تحقیق، جمع‌آوری و ذخیره‌سازی قرار بگیرد.

افشاگری بدون مستندسازی، دادخواهی را تضعیف می‌کند

بحرینی در ادامه گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت اگر چشم‌انداز بلندمدت تحقق عدالت کیفری در نظر گرفته شود، مهم است تلاش‌ها به افشاگری در فضای مجازی محدود نماند و مدارک و اسناد مرتبط با افراد دخیل در جنایت‌ها در اختیار نهادهای حقوق بشری قرار بگیرد.

این حقوقدان توضیح داد این اطلاعات باید به نهادهایی برسد که تخصص جمع‌آوری و ذخیره‌سازی امن شواهد را دارند، از جمله عفو بین‌الملل و کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل.

به گفته بحرینی، هدف این نهادها این است که شواهد و مدارک، منسجم شود، مورد تحلیل حقوقی قرار بگیرد، به شکل امن و پایدار ذخیره شود و در اختیار دادستانی‌های مستقل و متخصص در رسیدگی به جنایت‌های بین‌المللی قرار بگیرد.

بحرینی تاکید کرد افرادی که اطلاعات دست‌اول و معتبر و مدارک رسمی درباره هویت مقام‌ها و ماموران مسئول و دستورات صادره دارند، مهم است اطلاعات خود را با کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل و نیز عفو بین‌الملل در میان بگذارند.

او افزود عفو بین‌الملل شماره تماسی را منتشر کرده و از همه کسانی که اطلاعات دست‌اول، مشاهدات عینی یا دسترسی به اسناد و مدارک دارند دعوت کرده است با این نهاد تماس بگیرند.

این پژوهشگر عفو بین‌الملل در ادامه در پاسخ به سوالی درباره خطر «اتهام‌زنی بی‌سند یا تسویه‌حساب شخصی» گفت شکستن چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار جنایت‌ها، از جمله جلوگیری از اعدام‌های شتاب‌زده، غیرقانونی و انتقام‌جویانه یا فراقضایی در آینده ایران و پایان‌یافتن چرخه خشونت و تضمین عملی حقوق بشر، مستلزم شکل‌گیری سازوکارهای قضایی و دادستانی مستقل است تا رسیدگی به جنایت‌ها مطابق حقوق بشر، حقوق کیفری بین‌المللی و اصول دادرسی منصفانه انجام شود.

به گفته بحرینی، تنها در چنین چارچوبی هم عدالت برقرار می‌شود و هم راه‌های تکرار جنایت بسته می‌شود، در حالی که تصفیه‌حساب شخصی یا اتهام‌زنی بدون پیگیری مجراهای قانونی منصفانه و شکل‌گرفته، عملا به شکل‌گیری یک جامعه انسانی و عادلانه منجر نخواهد شد.

او افزود بهای سنگینی که مردمان ایران برای آزادی و عدالت پرداخته‌اند، بر دوش همه ما مسئولیتی سنگین می‌گذارد: اینکه بکوشیم جامعه‌ای انسانی و عادلانه بنا شود و نهادهای حقوقی و قضایی کارآمدی ایجاد گردد که راه تکرار جنایت را ببندد، تا نسل‌های آینده هرگز دوباره شاهد چنین دوران تلخ و تاریکی نباشند و حقوق بشر جایگاهی عملی و تضمین‌شده در قوانین و ساختارهای حقوقی کشور پیدا کند.

فشار مدنی موثر، بدون اصول مستندسازی ممکن نیست

بحرینی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت برای این‌که فشار مدنی اثرگذار بماند، رعایت اصول مستندسازی اهمیت اساسی دارد.

به گفته او، روایت‌ها باید مبتنی بر شهادت‌های دست‌اول باشد و گزارش‌هایی که صرفا حاصل کپی‌کردن و بازنشر مطالب یکدیگر است، بدون انجام بررسی و تحقیق جامع، نباید بدون تامل و اندیشیدن بازنشر شود.

این حقوقدان تاکید کرد اطلاعات موجود باید در اختیار متخصصان حقوقی و مستندسازی قرار بگیرد؛ یعنی نهادهایی که تخصص بررسی اطلاعات، تطبیق‌دادن آن‌ها با یکدیگر، ذخیره‌سازی و تحلیل آن‌ها را در چارچوب قوانینی حقوق بشر بین‌المللی و حقوق کیفری بین‌المللی دارند.

به گفته بحرینی، هدف از این مستندسازی و جمع‌آوری اطلاعات، شناسایی و پیگیری مجراهای برقراری عدالت در سطح بین‌المللی است.

سه مسیر پیگیری حقوقی؛ از دیوان کیفری تا صلاحیت قضایی جهانی

بحرینی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت برای بررسی مسیرهای داخلی و بین‌المللی پیگیری کیفری در آینده، مهم است با سازوکارهای بین‌المللی و محدودیت‌های آن‌ها آشنا بود و دید چگونه می‌توان در این مسیر پر چالش راهکارهایی برای پیگیری کیفری ایجاد کرد.

او توضیح داد در سطح بین‌المللی می‌توان به‌طور کلی سه مسیر را در نظر گرفت. مسیر نخست، دیوان کیفری بین‌المللی است. مسیر دوم، رسیدگی‌های کیفری بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی در کشورهای مختلف و مسیر سوم، تاسیس سازوکارهای بین‌المللی مستقل عدالت کیفری توسط مجموعه‌ای متکثر از کشورها برای رسیدگی به جنایت‌های صورت‌گرفته در جمهوری اسلامی ایران.

به گفته بحرینی، مسیر دیوان کیفری بین‌المللی در وضعیت فعلی با چالش‌های مشخصی روبه‌رو است.

او توضیح داد دیوان کیفری بین‌المللی عموما از دو طریق صلاحیت رسیدگی به جنایت‌ها را پیدا می‌کند که یکی از آن‌ها این است که کشوری که جنایت در جغرافیای آن رخ داده، به‌طور داوطلبانه صلاحیت دیوان را بپذیرد و این مستلزم پیوستن آن کشور به اساس‌نامه رم است.

به گفته او، ایران در حال حاضر عضو اساس‌نامه رم نیست و جمهوری اسلامی به این اساس‌نامه نخواهد پیوست.

این پژوهشگر عفو بین‌الملل افزود درخواست سازمان‌های حقوق بشری این است که در آینده، اگر نظم سیاسی حاکم بر ایران تغییر کند، نخستین اقدامی که مقام‌های کشور برای نشان‌دادن آغاز یک دوره جدید باید انجام دهند این است که فورا به اساس‌نامه رم بپیوندند و صلاحیت دیوان را عطف به ماسبق کنند؛ به این معنا که دیوان صلاحیت رسیدگی به همه جنایت‌های صورت‌گرفته از زمان تاسیس خود، یعنی از سال ۲۰۰۲ به بعد، را پیدا کند.

به گفته بحرینی، تعهد به این اقدام در آینده وظیفه همه فعالان و گروه‌های سیاسی و نهادهای سیاسی نظم تازه است و جامعه دادخواهان مهم است که روی این امر پافشاری کند و این فشار و انتظار را برای همه گروه‌های سیاسی ایجاد کند.

او توضیح داد راهکار دوم برای باز شدن راه رسیدگی دیوان کیفری بین‌المللی این است که شورای امنیت سازمان ملل پرونده جمهوری اسلامی ایران را به دیوان ارجاع دهد، اما با توجه به حق وتوی اعضای شورای امنیت، این مسیر در حال حاضر قابل تصور نیست.

بحرینی افزود دیده‌ایم که برای مثال در مورد سوریه و میانمار اعضای شورای امنیت از حق وتوی خود استفاده کردند و مانع از ارجاع پرونده این کشورها به دیوان شدند.

وقتی دادگاه داخلی وجود ندارد؛ مسیرهای فرامرزی فعال می‌شوند

بحرینی در ادامه به مسیر دوم، یعنی اصل صلاحیت قضایی جهانی، اشاره کرد و گفت دادستانی‌های کشورهایی که به این اصل متعهد هستند، امکان این را دارند که اگر مظنونان در جغرافیای آن‌ها شناسایی شوند و به شواهد و مدارک کافی دسترسی داشته باشند، آن‌ها را تحت تعقیب کیفری قرار دهند، بازداشت کنند و برای آن‌ها محاکمه برگزار کنند؛ همان‌طور که در پرونده حمید نوری شاهد آن بودیم.

به گفته او، از این جهت بسیار مهم است که نام مقام‌ها و مسئولان جمع‌آوری شود، آن‌ها شناسایی شوند و شواهد و مدارک جنایت‌های منتسب به آن‌ها ثبت شود تا اگر این افراد در جغرافیای چنین کشورهایی شناسایی شدند، فورا امکان بازداشت و محاکمه آن‌ها فراهم شود.

بحرینی تاکید کرد برای چنین رسیدگی‌هایی بسیار مهم است که دادستانی‌های کشورها به اطلاعات جامع درباره سلسله‌مراتب تصمیم‌گیری، زنجیره فرمان، شیوه‌های سرکوب و اتفاقات صورت‌گرفته دسترسی داشته باشند، چون باید در یک فاصله کوتاه و بسیار فشرده روند تعقیب کیفری و محاکمه را به راه بیندازند و برای همین هم مستندسازی‌هایی که از مدت‌ها قبل صورت می‌گیرد کارآمد است.

این پژوهشگر عفو بین‌الملل در ادامه به «تحقیقات ساختاری» در چارچوب اصل صلاحیت قضایی جهانی اشاره کرد و گفت این تحقیقات به این معناست که در برخی کشورها این امکان وجود دارد که حتی اگر مظنونان در جغرافیای آن‌ها هنوز شناسایی نشده‌اند، یک‌سری تحقیقات جامع درباره بستر جنایت به‌راه بیندازند، شهادت‌های قربانیان و خانواده‌های دادخواه را جمع‌آوری کنند، افراد و مقام‌های مسئول را شناسایی کنند و برای آن‌ها پرونده‌های مظنونین شکل دهند تا زمینه‌سازی شود که در آینده حکم جلب صادر شود و همه کارها منوط نشود به این‌که روزی متهمی در جغرافیای آن‌ها شناسایی شود و بعد دادرسی کیفری به راه بیفتد.

به گفته بحرینی، یکی از تلاش‌های جاری عفو بین‌الملل این است که در برخی کشورها، سازوکار تحقیقات ساختاری برای جنایت‌های جمهوری اسلامی ایران به‌راه بیفتد.

او در ادامه به مسیر سوم اشاره کرد و گفت مسیر سوم این است که یک دفتر دادستانی ویژه و یک دادگاه تخصصی مستقل در سطح بین‌المللی برای جنایت‌های جمهوری اسلامی ایران تاسیس شود.

بحرینی یادآوری کرد در گذشته، از جمله در اوایل دهه ۹۰ میلادی، چنین سازوکارهای قضایی برای یوگسلاوی و رواندا تاسیس شد، اما در سال‌های بعد جامعه جهانی به‌دلیل هزینه‌بر بودن این دادگاه‌ها عمدتا کمتر به چنین اقداماتی متوسل شده است.

به گفته او، قانع‌کردن ائتلافی از کشورها یا مجمع عمومی برای تاسیس چنین سازوکارعدالتی برای ایران کار بسیار سختی است، اما درخواست ما همچنان به‌عنوان یک خواست اصولی از جامعه جهانی این است که امکان تاسیس یک سازوکار بین‌المللی عدالت کیفری را در دستور کار قرار دهند.

بحرینی افزود با توجه به این‌که هیچ راهی برای رسیدگی کیفری در داخل ایران در حال حاضر وجود ندارد و تعداد کسانی که در جنایت‌های سهمگین دست دارند بسیار زیاد است، پیگیری راه‌های ایجاد یک سازوکار بین‌المللی عدالت کیفری بخشی ضروری از مبارزه طولانی مدت دادخواهی است. این قدام پیام روشنی به مقام‌های جمهوری اسلامی ایران می‌دهد که مصونیت آن‌ها ابدی نیست.

دادگاه‌های پیوندی؛ چشم‌انداز عدالت در ایران پس از تغییر سیاسی

بحرینی در ادامه گفت چنانچه نظم سیاسی داخل ایران تغییر کند، مقام‌های سیاسی کشور می‌توانند از جامعه جهانی کمک تخصصی بخواهند تا دادگاه‌هایی تحت‌عنوان دادگاه‌های پیوندی تاسیس شود؛ دادگاه‌هایی که هم کادر آن‌ها ایرانی باشد و هم از همکاری متخصصان و قضات بین‌المللی برخوردار شوند.

او افزود هدف از این سازوکار آن است که هم ظرفیت بالاتری برای رسیدگی به جنایت‌های علیه بشریت داشته باشند و هم رسیدگی به شکل اصولی، دقیق و منطبق با استانداردهای کیفری بین‌المللی انجام شود، دادخواهان، آسیب‌دیدگان و وکلای ایرانی از این تخصص جهانی بهره‌مند شوند و جنایت‌ها طبق عناوین حقوق کیفری بین‌المللی طبقه‌بندی و رسیدگی شود و مجازات‌هایی متناسب با شدت این جنایت‌های بین‌المللی دنبال شود.

این حقوقدان در ادامه گفت تاسیس دادگاه‌های پیوندی وابسته به شکل‌گیری یک اراده سیاسی جدید در ایران است؛ اراده‌ای که مستلزم آن است نظم سیاسی حقوقی به نحوی دگرگون شود که رسیدگی به این جنایت‌های صورت‌گرفته در صدر اولویت‌ها قرار بگیرد.

او افزود برای تحقق چنین افقی، بازیگران سیاسی باید به حقیقت، عدالت و همکاری کامل و موثر با نهادهای بین‌المللی حقوق بشری و نهادهای تخصصی سازمان ملل متعهد باشند و حقوق دادخواهان را تحت هیچ شرایطی به نام مصلحت، ثبات یا هر توجیه ضدحقوق بشری دیگری نقض نکنند.

بحرینی تاکید کرد تنها در چنین چارچوبی است که جامعه ایران می‌تواند از مدار جنایت، مصونیت و بی‌عدالتی خارج شده و در عدالت و احترام به کرامت انسانی قرار گیرد.

این حقوقدان افزود با توجه به این چشم‌انداز طولانی‌مدت، بسیار مهم است که از همین حالا اطلاعات و شواهد مرتبط با جنایت‌ها ثبت شود و یگان‌ها و نهادهای دخیل در جنایت شناسایی شوند.

بحرینی تاکید کرد تا زمانی که این راهکارهای درازمدت به نتیجه نرسد، اصل صلاحیت قضایی جهانی بسیار مهم است و بدون جمع‌آوری این اطلاعات، نمی‌توان از دادستانی‌های کشورهای مختلف خواست صدور دستور جلب برای مقام‌ها، مسئولان و ماموران مسئول را در دستور کار قرار دهند.

این حقوقدان در ادامه گفت اقداماتی که به آن‌ها اشاره کرده، مسیرهای پیگیری کیفری در آینده هستند.

بحرینی افزود در شرایط فعلی که هیچ مرجع کیفری‌ای نیست که بتواند سریعا به این جنایت‌ها رسیدگی کند، فعالان حقوق بشری اقدامات دیگری مانند اعمال تحریم، ممنوع‌کردن سفر ناقضان حقوق بشر به کشورهای دیگر یا فریز کردن منابع و اموال آن‌ها را نیز در دستور کار قرار داده‌اند.

او تاکید کرد این نوع اقدامات حقوقی هم نیازمند آن است که ناقضان حقوق بشر شناسایی شوند و نام آن‌ها برای اتخاذ چنین اقداماتی در اختیار نهادهای مربوطه قرار بگیرد.

مستندسازی برای فشار دیپلماتیک

بحرینی در ادامه گفت در شرایط فعلی، علاوه بر پیگیری‌های حقوقی و کیفری، اطلاع‌رسانی و مستندسازی اهمیت سیاسی دارد، چرا که زمینه اعمال فشار دیپلماتیک بر مقام‌های جمهوری اسلامی ایران را فراهم می‌کند.

به گفته او، ثبت هویت مقام‌های مسئول در سرکوب و شیوه‌های جنایتکارانه‌ای که برای سرکوب به کار می‌برند، نشان می‌دهد چگونه در هر چرخه ارتکاب جنایت‌های بسیار سنگین، همان مقام‌ها در سطوح بالای قدرت باقی می‌مانند و هیچ تغییری در موقعیت آن‌ها ایجاد نمی‌شود.

این حقوقدان افزود در ایران حتی یک مورد برکناری، محاکمه یا پاسخگو نگه‌داشتن فرماندهان ارشد و مقام‌های مسئول در پی سرکوب‌های خونین رخ نداده و این افراد صرفا از یک منصب به منصب دیگر منتقل می‌شوند.

به گفته بحرینی، مستندسازی این روند و ارائه آن به جامعه جهانی نشان می‌دهد مصونیت در ایران تا چه اندازه سیستماتیک، سازمان‌یافته و گسترده است و چرا عملا هیچ مسیر موثری برای پیگیری داخلی وجود ندارد.

بحرینی تاکید کرد طی سال‌های گذاشته و به‌ویژه از زمان سرکوب خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸ تاکنون تلاش‌های گسترده‌ای از سوی عفو بین‌الملل و سایر نهادهای حقوق بشری صورت گرفته تا جامعه جهانی به این جمع‌بندی برسد که نمی‌توان درخواست انجام تحقیقات کیفری را از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران داشت و قرار نیست از درون این دستگاه آغشته به خون، عدالتی برای خانواده‌های داغدار، شکنجه‌شدگان و سایر آسیب‌دیدگان به‌دست بیاید.

او افزود همین روند در نهایت به شکل‌گیری سازوکارهای بین‌المللی مانند کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل انجامیده و اکنون پیگیری عدالت از مسیرهای بین‌المللی به‌طور جدی‌تری در دستور کار قرار گرفته است؛ امری که به گفته او در ادبیات دبیرکل سازمان ملل، گزارش‌های گزارشگر ویژه و گزارش‌های مفصل کمیته حقیقت‌یاب نیز بازتاب یافته و بر بسته‌بودن کامل مجراهای داخلی تاکید دارد.

100%

این پژوهشگر عفو بین‌الملل گفت ما به جامعه جهانی همواره توضیح داده ایم که تا زمانی ساختار کنونی سیاسی و حقوقی پابرجاست و دفاتر دادستانی و قوه قضاییه نهادهایی غیرمستقل و زیر سلطه فرماندهی کل قواست، اساسا امکان رسیدگی منصفانه به جنایت‌های صورت‌گرفته در داخل ایران وجود ندارد.

به گفته او، این آگاهی‌رسانی‌ها و مستندسازی‌ها برای آن است که در نهایت جامعه جهانی قانع شود به‌سمت ایجاد سازوکارهای قضایی مستقل بین‌المللی حرکت کند.

بحرینی در بخش دیگری از گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت تلاش عفو بین‌الملل در مستندسازی نقض فاحش حقوق بشر و جنایت‌های جمهوری اسلامی چندوجهی است.

به گفته او، از یک سو عفو بین‌الملل می‌کوشد با مستندسازی و گزارش‌دهی به‌موقع، در سطح جهانی درباره جنایت‌های جمهوری اسلامی ایران اطلاع‌رسانی کند و از کشورهای جهان بخواهد از همه ابزارهای دیپلماتیک خود برای فشار بر جمهوری اسلامی و توقف جنایت‌ها استفاده کنند.

این پژوهشگر عفو بین‌الملل افزود تا زمانی که وضعیت حاکم بر ایران وضعیت جنایت همراه با مصونیت مطلق باشد، پیام عفو بین‌الملل به جامعه جهانی این است که هم باید تحقیقات کیفری بر اساس اصل صلاحیت قضایی جهانی در دستور کار کشورها قرار بگیرد و هم جامعه جهانی به‌طور جمعی به تاسیس سازوکارهای دادستانی و قضایی بین‌المللی برای رسیدگی به جنایت‌های جمهوری اسلامی بیندیشد و تاسیس نهادهایی از این دست را در دستور کار قرار دهد.

بحرینی تاکید کرد عفو بین‌الملل تلاش خود را برای ثبت این جنایت‌ها و اصرار بر عدالت ادامه می‌دهد تا روزی که یک دفتر دادستانی ویژه مستقل و یک دستگاه قضایی مستقل متخصص در رسیدگی به جنایت‎های بین‌المللی برای دادرسی به این پرونده‌های قطور جنایت تاسیس شود.

به گفته او، عفو بین‌الملل هرگز از این امید دست نمی‌کشد که روزی دادخواهان ایران از حق خود برای دسترسی به عدالت برخوردار شوند و این نهاد تا تحقق این در کنار آن‌ها خواهد ایستاد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۳

وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

۴

پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

۵

تایید حکم شلاق و ممنوعیت فعالیت پرستو احمدی و عوامل کنسرت کاروانسرا در دادگاه تجدیدنظر

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • تهدید، احضار و بازداشت فعالان در ایران برای توقف اطلاع‌رسانی درباره جزییات سرکوب خونین

    تهدید، احضار و بازداشت فعالان در ایران برای توقف اطلاع‌رسانی درباره جزییات سرکوب خونین

  • خانواده معترضان بازداشت‌شده برای نجات جان عزیزانشان چه باید بکنند؟

    خانواده معترضان بازداشت‌شده برای نجات جان عزیزانشان چه باید بکنند؟

  • پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

    پارلمان اروپا: سرکوب معترضان در ایران می‌تواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد

  • سرکوب سازمان‌یافته و راه‌های پیگیری خانواده‌ها برای نجات معترضان بازداشت‌شده یا ناپدیدشده

    سرکوب سازمان‌یافته و راه‌های پیگیری خانواده‌ها برای نجات معترضان بازداشت‌شده یا ناپدیدشده

  • جمعی از فعالان و چهره‌های مدنی: خامنه‌ای مسئول اصلی سرکوب‌ها و وضعیت بحرانی ایران است

    جمعی از فعالان و چهره‌های مدنی: خامنه‌ای مسئول اصلی سرکوب‌ها و وضعیت بحرانی ایران است

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.

مردم جشن می‌گیرند، حکومت پلمب می‌کند؛ ممنوعیت شادی از قهوه‌پارتی تا برند پوشاک

۲۴ مهر ۱۴۰۴، ۰۸:۰۹ (‎+۱ گرینویچ)
•
مریم مقدم
100%

جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبه‌های آن را در تهران پلمب کرد. چند کافه‌‌دار و شهروند به ایران‌اینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقام‌گیری است.

برخی رسانه‌ها در ایران گزارش دادند فروشگاه جین‌وست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، به‌دست نیروی انتظامی پلمب شد.

وب‌سایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر می‌رسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگ‌تر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانه‌تر قوانین» است.

بسیاری از کسب‌وکارها نگران تاثیر این سیاست‌ تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.

فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب

در هفته‌های اخیر فشار حکومت بر کسب‌وکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوه‌پارتی» در رسانه‌های اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.

یکی از زنان کافه‌داری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشن‌هایی را دارد به ایران‌اینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشت‌‌شده - بدون توجه به موقعیت مالی‌شان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کرده‌اند.

او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوان‌ها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشن‌تر برخورد می‌کنند.

مقام‌های جمهوری اسلامی همواره چنین جشن‌هایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر می‌رسد نگران الگوبرداری کسب‌وکارها از یکدیگر در این زمینه‌اند.

در ماه‌های اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت می‌کنند یا از مشتریان خود می‌خواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.

کارمند یک کافه در تهران به ایران‌اینترنشنال گفت مقام‌های جمهوری اسلامی تلاش می‌کنند با فشار بر صاحبان کسب‌وکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیله‌ای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.

پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی

از طرف دیگر، شواهد و گزارش‌های رسیده حاکی است حکومت از بستن کسب‌وکارها برای انتقام‌گیری از مخالفانش هم استفاده می‌کند.

اطلاعات و گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهند دست‌کم در دو مورد، کسب‌وکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شده‌اند.

این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبه‌ای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.

کارمند یک کافه در مشهد به ایران‌اینترنشنال گفت حکومت فکر می‌کند با پلمب و بازداشت، باقی رستوران‌ها و کافه‌ها را «از برگزاری ایونت» بازمی‌دارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر می‌شود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در می‌رود.

او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمی‎‌گردد.»

  • افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

    افزایش انتقادها از روند پلمب کافه‌رستوران‌ها در ایران

مردم چه می‌گویند؟

رسانه‎‌های اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسب‌وکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباری‌اند.

گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستوران‌ها و جریمه‌های موجود، بر این باورند تنها زمانی می‌توان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.

برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، می‌گویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت به‌دلیل شجاعت زن‌ها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم به‌خاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.

در کشوری با فرهنگ طولانی قهوه‌‌خانه‌داری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادی‌های اجتماعی، کافه‌ها جزو معدود مکان‌های مورد علاقه جوان‌ها برای جمع شدن و تنفس‌اند.

فشار بر کافه‌ها و رستوران‌ها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.