• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

نعیمه دوستدار، روزنامه‌نگار: روایت نظام پزشکی درباره پزشکان بازداشت شده شفاف نیست

۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۲۸ (‎+۰ گرینویچ)

در پی انتشار آمارهای ضد و نقیض درباره بازداشت اعضای کادر بهداشت و درمان در جریان اعتراضات دی‌ماه، رییس سازمان نظام پزشکی از بازداشت ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمانی خبر داد و آن را تایید کرد.

گفت‌وگو با نعیمه دوستدار، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

هفت نقطه عطف در روابط دو دولت ترامپ با حکومت جمهوری اسلامی

۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در سال ۱۳۹۷ و کشتن قاسم سلیمانی، تا حملات نظامی به تاسیسات هسته‌ای در ایران، بازگشت تحریم‌های سازمان ملل و ازسرگیری مذاکرات در عمان؛ روابط تهران و واشینگتن در دو دولت دونالد ترامپ، هفت مقطع تعیین‌کننده داشته است.

خبرگزاری رویترز شنبه ۱۸ بهمن در گزارشی به بررسی هفت رویداد کلیدی در روابط تهران و واشینگتن از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای تا مذاکرات کنونی پرداخت.

خروج آمریکا از توافق هسته‌ای - اردیبهشت ۱۳۹۷

ترامپ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ و در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود، آمریکا را از توافق هسته‌ای موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» خارج کرد.

این توافق در ازای محدود شدن برنامه هسته‌ای حکومت ایران با هدف جلوگیری از دستیابی به بمب اتم، بخشی از تحریم‌ها علیه تهران را لغو کرده بود.

جمهوری اسلامی اعلام کرده به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیوسته از فعالیت‌های مشکوک و ادامه غنی‌سازی اورانیوم بیش از نیاز برای برنامه‌های غیرنظامی در ایران خبر داده است.

  • ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

    ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله‌ای به دستور ترامپ - دی ۱۳۹۸

قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، ۱۳ دی ۱۳۹۸ در حمله پهپادی در عراق که به دستور ترامپ انجام شد، کشته شد.

چند روز بعد، ایالات متحده این اقدام را دفاع از خود توصیف کرد.

ویلیام بار، دادستان کل وقت آمریکا، گفت ترامپ به روشنی اختیار انجام این حمله را داشته و سلیمانی «هدف نظامی مشروع» بوده است.

یک گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل این اقدام را نقض حقوق بین‌الملل دانست.

مقام‌های ایرانی پیش‌تر خواستار محاکمه ترامپ شده بودند.

تلاش آمریکا برای فعال‌سازی «اسنپ‌بک» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل - مرداد ۱۳۹۹

ایالات متحده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ روندی را برای بازگرداندن همه تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران آغاز کرد، اما شورای امنیت با تلاش واشینگتن برای تمدید تحریم تسلیحاتی متعارف ایران مخالفت کرد.

۱۳ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت در آن زمان گفتند تلاش آمریکا فاقد اعتبار است، چرا که به سازوکاری متکی بود که در چارچوب توافق برجام (۲۰۱۵) تعریف شده بود. توافقی که آمریکا در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شده بود.

  • فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

    فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

اتهام آمریکا به یک شهروند ایرانی در طرح ترور ترامپ - آبان ۱۴۰۳

ایالات متحده ۱۸ آبان ۱۴۰۳، فرهاد شاکری، شهروند ایرانی، را به ارتباط با طرحی منتسب به سپاه پاسداران برای ترور ترامپ متهم کرد.

به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شاکری به نیروهای انتظامی گفته بود قصد نداشته در بازه زمانی تعیین‌شده از سوی سپاه پاسداران چنین طرحی را تدوین کند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی آن زمان در بیانیه‌ای این ادعا را «نفرت‌انگیز» خواند و آن را «طرحی از سوی اسرائیل و مخالفان تهران در خارج از کشور» برای «پیچیده کردن روابط آمریکا و ایران» توصیف کرد.

حملات آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران - تیر ۱۴۰۴

ایالات متحده اول تیر ۱۴۰۴ به سایت‌های کلیدی هسته‌ای ایران حمله کرد و در کنار اسرائیل، بزرگ‌ترین اقدام نظامی غرب علیه جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۳۵۷ا را رقم زد. اقدامی که با تهدید به تلافی همراه شد.

میزان خسارات وارده از این حمله همچنان محل اختلاف است.

یک روز بعد، تهران حمله‌ای موشکی به پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر انجام داد که تلفاتی نداشت و اندکی بعد، جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پایان یافت.

بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه تهران

پاییز ۱۴۰۴، بریتانیا، فرانسه و آلمان با استناد به نقض توافق هسته‌ای برجام از سوی تهران، روند بازگشت تحریم‌های بین‌المللی را فعال کردند و تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی دوباره اعمال شد. در این میان تلاش چین و روسیه برای به تعویق انداختن آن، به نتیجه‌ نرسید.

  • چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

    چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

تداوم دیپلماسی

گفت‌وگوهای دو طرف میان تهران و واشینگتن که جمعه ۱۷ بهمن در عمان برگزار شد، از سوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، «آغازی خوب» توصیف شد و قرار است ادامه یابد؛ گرچه او هشدار داد: «هر گفت‌وگویی مستلزم پرهیز از تهدید و فشار است.»

در عین حال، رهبران تهران همچنان عمیقا نگرانند که ترامپ پس از تقویت حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه، تهدیدهای خود را برای حمله به جمهوری اسلامی عملی کند.

ترامپ گفته است اگر توافقی حاصل نشود، احتمالا «اتفاقات بدی» رخ خواهد داد.

با وجود مذاکرات، ایالات متحده جمعه اعلام کرد ۱۵ نهاد و ۱۴ کشتی «ناوگان سایه» مرتبط با تجارت غیرقانونی نفت، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی ایران را تحریم کرده است.

چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
صبا آلاله

جوامع، همچون افراد، حافظه دارند؛ حافظه‌ای که تنها از رویدادهای رسمی و ثبت‌شده شکل نگرفته، بلکه از تجربه‌های زیسته، احساسات سرکوب‌شده، سوگ‌های ناتمام و ترس‌های ماندگار نیز ساخته می‌شود.

در برخی جوامع، این حافظه جمعی نه بر پایه ثبات و بازسازی، بلکه بر بستر بحران‌های پی‌درپی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، مفهوم ترومای جمعی (زخم روانی جمعی)، به یکی از کلیدواژه‌های مهم برای فهم وضعیت روانی و اجتماعی جامعه بدل می‌شود.

ترومای جمعی صرفا واکنش احساسی یک گروه به یک رویداد تلخ نیست؛ بلکه تجربه‌ای مشترک از تهدید، فقدان، بی‌ثباتی و ناامنی است که در سطح فرهنگی، اجتماعی و بین‌نسلی رسوب می‌کند و به بخشی از ساختار روانی جامعه تبدیل می‌شود.

در تاریخ جهان، نمونه‌های متعددی از تروماهای جمعی دیده شده است که اثرات عمیقی بر روان و هویت جوامع برجای گذاشته‌اند.

هولوکاست، نه‌تنها یک فاجعه تاریخی، بلکه زخمی عمیق در حافظه جمعی بود که دهه‌ها در هویت فرهنگی و سیاسی یهودیان بازتاب یافت.

حملات ۱۱ سپتامبر، احساس ناامنی و تهدید را در جامعه‌ای که خود را دور از خشونت مستقیم می‌دید، فعال کرد و ساختارهای امنیتی و روانی آن را دگرگون ساخت.

نسل‌کشی رواندا، فجایع طبیعی گسترده مانند سونامی‌ها و زلزله‌های ویرانگر و نمونه‌های مشابه در دیگر جوامع نیز هرکدام به‌نوعی ترومای جمعی ایجاد کردند و نشان می‌دهند که این تجربه‌ها محدود به یک کشور یا جامعه خاص نیستند.

با این حال، در بسیاری از این موارد، جامعه یا ساختارهای رسمی تلاش کردند با ابزارهایی چون سوگواری عمومی، روایت‌سازی، بازسازی اجتماعی و حمایت‌های روانی، این زخم‌ها را به‌تدریج پردازش و مهار کنند.

اما جامعه ما الگویی متفاوت دارد؛ ترومای جمعی به شکل زنجیره‌ای از بحران‌ها و ضربه‌های پی‌درپی شکل گرفته است و هیچ‌گاه فرصت پردازش و ترمیم پیدا نمی‌کند، بلکه به‌صورت مزمن و انباشته در لایه‌های مختلف جامعه باقی می‌ماند.

100%

بررسی این تاریخچه نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از رویدادهای آسیب‌زا، هرکدام به‌تنهایی ظرفیت ایجاد ضربه روانی جمعی را داشته‌اند: انقلاب و خشونت‌های پس از آن، جنگ طولانی ایران و عراق، سوگ‌ها و ویرانی‌های گسترده، اعدام‌ها و سرکوب‌های سیاسی، اعتراض‌های خونین و فجایع اجتماعی، و بحران‌های اقتصادی که به‌طور مداوم احساس ناامنی و بی‌ثباتی را بازتولید کرده‌اند.

این رویدادها نه‌تنها در زمان وقوع، زخم‌های عمیقی بر روان جمعی ایجاد کردند، بلکه به‌دلیل فقدان سوگواری جمعی، روایت رسمی قابل‌اعتماد و فرآیندهای ترمیم اجتماعی، به‌صورت لایه‌هایی انباشته در حافظه جامعه باقی مانده‌اند.

از این منظر، ترومای جمعی در جامعه ما با توجه به نوع، شدت، تداوم و شیوه مواجهه با آن، نه تنها اهمیت ویژه‌ای دارد، بلکه تجربه‌ای زنده و فعال در اکنون است. جامعه‌ای که با ترومای انباشته، مزمن و فعال روبه‌روست، زیستن در آن به تجربه‌ای ناامن و غیرقابل پیش‌بینی بدل می‌شود. ترومای جمعی نه تنها در لحظه بحران، بلکه در روابط روزمره، الگوهای رفتاری، بی‌اعتمادی‌ها، خشم‌های پنهان و اضطراب‌های مزمن حضور دارد و همچنان بازتولید می‌شود.

این نوشته تلاشی است برای فهم چنین وضعیتی، با تمرکز بر لایه‌ها، الگوها و سازوکارهای ترومای جمعی در بستر اجتماعی.

زخم روانی و ترومای جمعی: لایه‌ها و پیچیدگی‌ها

ترومای جمعی تجربه‌ای است که در آن یک رویداد یا مجموعه‌ای از رویدادهای تهدیدآمیز، نه‌فقط بر یک فرد، بلکه بر کل جامعه اثر می‌گذارد و احساس امنیت، پیوستگی و اعتماد را مختل می‌کند.

این ضربه روانی به تجربه‌ای مشترک بدل می‌شود که در حافظه جمعی، روایت‌های فرهنگی، روابط اجتماعی و ساختارهای تاریخی رسوب می‌کند و بخشی از واقعیت روانی جامعه را شکل می‌دهد.

ترومای جمعی معمولا در پی جنگ‌ها، انقلاب‌ها، سرکوب‌های سیاسی، فجایع انسانی یا طبیعی و بحران‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. آنچه آن را از یک بحران معمولی متمایز می‌کند، گستره تأثیر و ناتوانی جامعه در پردازش، سوگواری و بازسازی پس از آن است.

آسیب از سطح فردی فراتر می‌رود و به بخشی از ساختار روانی و فرهنگی جامعه تبدیل می‌شود؛ بافت اجتماعی و روابط انسانی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند و نشانه‌های آن در گفتار، رفتار اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های جمعی قابل مشاهده است.

ترومای جمعی چندلایه و پیچیده است. ترومای مزمن زمانی شکل می‌گیرد که خشونت، فقدان یا تهدید مداوم باشد؛ در این حالت، سیستم عصبی فردی و جمعی در حالت هشدار مستمر تثبیت شده و پیامدهایی مانند اضطراب طولانی‌مدت، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی ایجاد می‌کند.

ترومای انباشته زمانی رخ می‌دهد که زخم‌های گذشته پردازش نشده باقی مانده و با هر رویداد تازه دوباره فعال شوند.

نمونه‌ای از این وضعیت، زنجیره فجایع پلاسکو، متروپل، پرواز ۷۵۲، اعتراضات آبان ۹۸، بحران کرونا و جنبش‌ها و اعتراضات اخیر است که هر یک یادآور آسیب‌های پیشین نیز هستند.ترومای فعال وضعیتی است که در آن زخم‌های گذشته و فاجعه فعلی همزمان شعله‌ور می‌شوند؛ گذشته، حال و آینده درهم می‌آمیزند.

100%

کشتار دسته‌جمعی و سرکوب اخیر اعتراضات نمونه‌ای بارز از این وضعیت است که جامعه را در چرخه‌ای فعال از اضطراب، خشم، کرختی و شوک گرفتار می‌کند.

وقتی این لایه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، روشن می‌شود که ترومای جمعی در جامعه ما یک وضعیت روانی–اجتماعی پایدار است. جامعه‌ای که با زنجیره‌ای از تروماهای مزمن، انباشته و فعال مواجه است و فرصت سوگواری و بازسازی ندارد، تجربه‌ای مداوم از ناامنی و بی‌ثباتی دارد.

شناخت ترومای جمعی در چنین بستری نیازمند درک الگوهای عمیقی است که در طول زمان شکل گرفته و در بافت روانی و اجتماعی جامعه رسوب کرده‌اند.

نقش ساختار قدرت و مواجهه با فجایع

ترومای جمعی حاصل رابطه‌ای است که جامعه با ساختار سیاسی، قدرت، امنیت و عدالت تجربه می‌کند.

هر جامعه‌ای در طول زمان، از خلال رویدادهای تلخ و بحران‌های اجتماعی، نوعی حافظه جمعی روانی می‌سازد؛ حافظه‌ای که از سوگ‌های ناتمام، بی‌عدالتی‌ها و احساس ناامنی شکل گرفته است. این حافظه جمعی تعیین می‌کند که جامعه در برابر بحران‌های بعدی چگونه واکنش نشان دهد.

در بسیاری از جوامع، حتی ناکارآمدی یا سوءمدیریت می‌تواند زخم‌های روانی عمیقی بر جای بگذارد؛ اما وقتی حکومت‌ها مستبد و خودکامه باشند، این روند به شکل خطرناک‌تر و پایدارتر ادامه می‌یابد. در چنین جوامعی، حکومت نه‌تنها از وقوع فجایع جلوگیری نمی‌کند، بلکه خود به منبع خشونت و تولیدکننده ترومای جمعی تبدیل می‌شود.

اگر بخشی از جامعه به ناکارآمدی یا نابسامانی اعتراض کند، به‌جای پاسخگویی و همدلی، با سرکوب، تحریف روایت‌ها و برچسب‌زنی مواجه می‌شود.

معترضان به‌جای آنکه به‌عنوان شهروند دیده شوند، اغلب با برچسب‌هایی چون تروریست یا اغتشاشگر معرفی می‌شوند تا امکان همدلی و حمایت جمعی از بین برود. به این ترتیب، رابطه میان جامعه و حکومت از اعتماد، به ترس و بی‌اعتمادی بدل می‌شود.

مساله تنها خود فاجعه نیست؛ نحوه مواجهه ساختار قدرت با آن نیز بخشی از چرخه تولید تروماست. بازداشت‌ها، فشارهای روانی، اعترافات اجباری و روایت‌های تحریف‌شده، نه‌تنها حقیقت را پنهان می‌کنند، بلکه نوعی خشونت نمادین علیه کل جامعه محسوب می‌شوند.

نهادی که باید ضامن امنیت و عدالت باشد، در چنین شرایطی خود به عامل تهدید و سرکوب تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌توان آن را گویی به مثابه خیانت ساختاری دید.

در نتیجه، ترومای جمعی تنها به خود واقعه محدود نمی‌شود. انکار، توجیه، برچسب‌زنی و سرکوب صدای معترضان، آن را تداوم می‌بخشند و جامعه را در چرخه‌ای از اضطراب، خشم و کرختی روانی نگه می‌دارند.

تفاوت اساسی این وضعیت با بسیاری از نمونه‌های جهانی در عامل خشونت است؛ در کشورهای دیگر، هرچند فجایع رخ می‌دهند، حکومت معمولا عامل اصلی خشونت نیست و امکان سوگواری، روایت و بازسازی اجتماعی وجود دارد.

اما وقتی خود حکومت به منبع خشونت و دشمن مردم تبدیل شود، ماهیت ترومای جمعی نیز تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، جامعه نه امکان سوگواری دارد، نه روایت و نه فرصت بازسازی. خشم، اضطراب و بی‌اعتمادی در حافظه روانی جمعی انباشته می‌شوند و به تجربه‌ای مزمن، عمیق و انتقال‌پذیر میان نسل‌ها بدل می‌گردند.

سوگواری، روایت و رابطه: زنجیره‌ای برای بازسازی روان جمعی

وقتی ساختار قدرت خود عامل تولید و بازتولید ترومای جمعی می‌شود، جامعه ناگزیر است برای حفظ تعادل روانی به روابط انسانی و مکانیزم‌های درونی تکیه کند.

در چنین شرایطی، حضور در کنار یکدیگر، شنیده‌شدن و تجربه مشترک اندوه، مهم‌ترین ابزار تنظیم روان جمعی است. وقتی سوگواری رسمی یا حمایت نهادی وجود ندارد، همین پیوندهای انسانی و عاطفی می‌توانند از انجماد روانی و بی‌حسی جلوگیری کنند.

یک واقعیت مهم این است: پس از تجربه ترومای جمعی،«ما دیگر آدم سابق نیستیم»،چیزی که احتمالاً همه لمس کرده‌ایم. این تغییر طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است و نشانه شکست نیست؛ بلکه بازتاب تجربه‌ای ناگوار و بسیار سنگین و تغییرات عمیق روانی، احساسی و رفتاری ماست.

هر خشونت گسترده یا فقدان پیچیده، روان فردی و جمعی را دگرگون می‌کند و بازگشت به وضعیت پیشین ممکن نیست.

100%

این تغییر، واقعیتی است که افراد جامعه باید با آن مواجه شوند، در مواجهه با ترومای جمعی، جامعه باید به زنجیره‌ای طبیعی و به‌هم‌پیوسته تکیه کند، سوگواری، روایتگری و پیوند رابطه این سه حلقه کارکردی حمایتی و ترمیمی دارند و به جامعه امکان می‌دهند تجربه فقدان و خشونت را به شکلی قابل‌تحمل‌تر پردازش کند.

سوگ جمعی نخستین حلقه است. افراد نیاز دارند تجربه فقدان‌های گسترده را در کنار دیگران بیان کنند. مراسم جمعی، یادبودهای غیررسمی و تجمع‌های سوگوارانه، رنج را معتبر می‌سازند و جامعه را از انزوا و بی‌حسی دور می‌کنند. در دل همین فضاها، شکل‌های نوظهور و ابداعی سوگواری پدیدار می‌شوند؛ سوگواری‌هایی خارج از چارچوب رسمی که بر تجربه بدنی و حسی تکیه دارند. صدا، موسیقی، سکوت و رقص به ابزارهایی برای بیان رنج و بازسازی حافظه جمعی بدل می‌شوند و پیوند عاطفی جامعه را تقویت می‌کنند.

روایتگری حلقه دوم است. روایت، چه در قالب گفتار، نوشتار، موسیقی یا هنر، حافظه مشترک را ثبت کرده و تجربه فردی را به سطح اجتماعی می‌رساند. این فرایند گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد، امکان پردازش سوگ را فراهم می‌کند و مانع فراموشی یا تحریف تجربه‌ها می‌شود. هر روایت علاوه بر انتقال رنج، به جامعه کمک می‌کند معنا بسازد و از انباشت ترومای مزمن جلوگیری کند.

رابطه و پیوند سومین حلقه این زنجیره است و حاصل سوگواری و روایتگری است. رابطه به معنای حضور در کنار دیگری و فعال کردن حمایت متقابل است. این زنجیره می‌تواند به تنظیم‌کننده روان جامعه تبدیل شود؛ شنیده‌شدن، دیده‌شدن و مشارکت در سوگواری و روایتگری تجربه روانی را تثبیت کرده و مانع فروپاشی هیجانی و کرختی اجتماعی می‌شود.

پیوند میان سوگ، روایت و رابطه بستر اصلی تاب‌آوری جمعی را شکل می‌دهد و به جامعه کمک می‌کند حتی در دل ترومای مزمن، همدلی و پیوندهای اجتماعی خود را حفظ کند و مسیر مبارزه و بازسازی روانی–اجتماعی را ادامه دهد.

حسین آقایی: استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، خارج شدن از سایه جنگ و خریدن زمان است

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره مذاکره مقام‌های جمهوری اسلامی و آمریکا گفت: «استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، خارج شدن از سایه جنگ و خریدن زمان است.»

او افزود که جمهوری اسلامی «امتیازها را به‌صورت قطره‌چکانی می‌دهد تا دوره ترامپ و نتانیاهو بگذرد که مقام‌های آمریکایی به این خطر آگاه هستند.»

فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه فیگارو در تحلیلی هم‌زمان با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان نوشت در حالی که واشینگتن خواسته‌های سخت‌گیرانه‌تری مطرح کرده و تهران نیز حاضر به عقب‌نشینی راهبردی نیست، این گفت‌وگوها از ابتدا با بدبینی و اختلاف همراه است و بعید است به توافقی پایدار منجر شود.

روزنامه فرانسوی فیگارو جمعه ۱۷ بهمن با اشاره به فضای مبهم و پرتنش مذاکرات جاری در عمان نوشت این گفت‌وگوها بیش از آنکه نشانه اعتماد متقابل باشد، به «پرده‌ای از دود و گاز بی‌حس‌کننده» شباهت دارد.

به نوشته این روزنامه، حتی توافق بر سر محل برگزاری نشست نیز با دشواری همراه بوده و مقام‌های آمریکایی هم امید چندانی به موفقیت آن ندارند.

فیگارو به نقل از جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، نوشت که برقراری دیپلماسی با ایران «بسیار دشوار» است، زیرا رهبر جمهوری اسلامی مستقیم مذاکره نمی‌کند و حاضر به گفت‌وگو با آمریکا نیست.

  • مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

    مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفته است: «مطمئن نیستم بتوان با رهبران ایران به توافق رسید.»

این روزنامه ارزیابی کرده در بهترین حالت، مذاکرات ممکن است به «توافقی حداقلی، شکننده و موقت» منجر شود.

از نگاه فیگارو، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، در موقعیتی ضعیف‌تر قرار دارد؛ نیروهای نیابتی آن در غزه و لبنان آسیب دیده‌اند، روسیه به‌دلیل جنگ اوکراین پشتیبان فعالی نیست و حتی بازگشت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از سفر اخیر به مسکو، بدون دستاورد بوده است.

با این حال، به نوشته فیگارو، هرچند برخی تاسیسات برای ازسرگیری غنی‌سازی آماده شده‌اند، این اقدام هنوز به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، انجام نشده و پذیرش «غنی‌سازی صفر» در شرایط فعلی هزینه فوری برای تهران ندارد.

فیگارو تاکید کرده خواسته‌های دولت آمریکا پس از بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، سخت‌تر شده است.

  • هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

    هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

واشینگتن علاوه بر توقف کامل غنی‌سازی، خواهان محدودیت جدی برنامه موشک‌های بالستیک و پایان حمایت ایران از گروه‌های نیابتی است. مطالباتی که از نگاه مقام‌های ایرانی عبور از آن‌ها به‌منزله تسلیم تلقی می‌شود.

این روزنامه در پایان نوشت مذاکرات ممکن است بیش از هر چیز به جمهوری اسلامی فرصت خرید زمان بدهد.

به باور فیگارو، اگر تهران بتواند با یک توافق کاغذی از حمله نظامی بگریزد، بهای آن را معترضان ایرانی خواهند پرداخت. معترضانی که مبارزه‌شان همچنان با سرکوب بی‌امان سپاه پاسداران روبه‌رو است.

  • درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

    درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
هومن عابدی

در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفت‌وگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر می‌برد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی می‌دهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم می‌کند.

رویکرد فعلی نشان‌دهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی می‌دانست. امروز به نظر می‌رسد حاکمان در تهران به این باور رسیده‌اند که تقابل کنترل‌شده می‌تواند به شیوه‌ای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.

همین باور توضیح می‌دهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه به‌تدریج به‌عنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوب‌بندی می‌شود.

در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.

این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.

  • مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

    مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

وقتی محدودیت‌های هسته‌ای، قیود موشکی، نفوذ منطقه‌ای و حتی رفتار داخلی به‌عنوان پرونده‌هایی به‌هم‌پیوسته تلقی می‌شوند، رهبران ایران گفت‌وگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقب‌نشینی راهبردی بدون تضمین‌های معتبر برای بقا می‌بینند.

از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمی‌خرد؛ بلکه آسیب‌پذیری را تقویت می‌کند

در چنین زمینه‌ای، تقابل کمتر شبیه بی‌پروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگ‌شونده به نظر می‌رسد.

  • نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

    نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

جنگ به‌عنوان ابزار کنترل داخلی

چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.

در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهه‌های اخیر روبه‌روست.

سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعه‌ای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت می‌کند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.

در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی می‌کند.

  • اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟

    اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟

در زمان جنگ، نارضایتی می‌تواند به «همکاری با دشمن» بازتعریف شود. اعتراض به خرابکاری بدل می‌شود و مخالفت، به تهدیدی علیه امنیت ملی.

منطق وضعیت اضطراری، فضای عمومی را فشرده و اقداماتی را مشروع می‌کند که در زمان صلح با واکنش منفی روبه‌رو می‌شد.

برای جمهوری اسلامی، جنگ در درجه نخست فاجعه‌ای تحمیل‌شده از بیرون تصور نمی‌شود؛ بلکه مکانیسمی است برای بازگرداندن سلسله‌مراتب، انضباط و ترس در داخل.

این منطق منحصر به ایران نیست اما در مواجهه حکومت با جامعه‌ای که دیگر به‌سادگی مرعوب نمی‌شود، فوریت تازه‌ای یافته است.

با این نگاه، نحوه اخیر مدیریت دیپلماسی از سوی تهران معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

جابه‌جایی محل‌ها برای مذاکره، تغییر قالب‌ها، محدود کردن دستورکارها و به تعویق انداختن گفت‌وگوها، صرفا تلاش برای خریدن زمان نیست.

اینها نشانه‌هایی است از اینکه مذاکرات فقط بر اساس شروط ایران پیش خواهد رفت - یا اصلا پیش نخواهد رفت.

  • هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

    هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

این موضوع در آخرین دور گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی‌شده با واشینگتن آشکار شد.

پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.

مقام‌های ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیده‌اند گفت‌وگوها را به پرونده هسته‌ای محدود کنند و به‌صراحت موشک‌ها و فعالیت‌های منطقه‌ای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.

در مجموع، این اقدامات به راهبردی گسترده‌تر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته می‌شود.

در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده می‌خواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.

تجربه‌های افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.

  • رسانه‌های اسرائیلی: برنامه موشکی ایران تهدیدی وجودی است و باید محور هر مذاکره‌ای باشد

    رسانه‌های اسرائیلی: برنامه موشکی ایران تهدیدی وجودی است و باید محور هر مذاکره‌ای باشد

از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.

حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریف‌شده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد می‌تواند آنها را تاب بیاورد.

این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک می‌دهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.

از این رو، اقدام نظامی‌ای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی می‌شود.

فراتر از این، رهبران تهران باور دارند می‌توانند با صادر کردن هزینه‌ها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.

با تهدید متحدان و شرکای منطقه‌ای آمریکا، تهران محاسبه می‌کند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.

در این برداشت، یک جنگ محدود می‌تواند نگرانی‌های حقوق بشری را از دستور‌کار جهانی کنار بزند، شکاف‌ها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.

  • افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

    افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.

جنگ‌هایی که با انتظار مهار آغاز می‌شوند، به ندرت مهار می‌شوند.

در منطقه‌ای پر‌نوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیره‌های تشدید تنش به‌سختی قابل مدیریت‌اند و اقداماتی که تهران بازدارنده می‌داند، ممکن است در واشینگتن به‌عنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.

با این همه، مسیر روشن است.

جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی رسیده که بر سر میز مذاکره می‌بازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.

همین باور توضیح می‌دهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمی‌شود، بلکه به‌تدریج به مولفه‌ای محاسبه‌شده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.