• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

حسین آقایی: استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، خارج شدن از سایه جنگ و خریدن زمان است

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

حسین آقایی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، درباره مذاکره مقام‌های جمهوری اسلامی و آمریکا گفت: «استراتژی اصلی جمهوری اسلامی، خارج شدن از سایه جنگ و خریدن زمان است.»

او افزود که جمهوری اسلامی «امتیازها را به‌صورت قطره‌چکانی می‌دهد تا دوره ترامپ و نتانیاهو بگذرد که مقام‌های آمریکایی به این خطر آگاه هستند.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند
۱

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۴

آمریکا کشتی ایرانی را در دریای عمان توقیف کرد؛ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: تلافی می‌کنیم

۵

جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه فیگارو در تحلیلی هم‌زمان با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان نوشت در حالی که واشینگتن خواسته‌های سخت‌گیرانه‌تری مطرح کرده و تهران نیز حاضر به عقب‌نشینی راهبردی نیست، این گفت‌وگوها از ابتدا با بدبینی و اختلاف همراه است و بعید است به توافقی پایدار منجر شود.

روزنامه فرانسوی فیگارو جمعه ۱۷ بهمن با اشاره به فضای مبهم و پرتنش مذاکرات جاری در عمان نوشت این گفت‌وگوها بیش از آنکه نشانه اعتماد متقابل باشد، به «پرده‌ای از دود و گاز بی‌حس‌کننده» شباهت دارد.

به نوشته این روزنامه، حتی توافق بر سر محل برگزاری نشست نیز با دشواری همراه بوده و مقام‌های آمریکایی هم امید چندانی به موفقیت آن ندارند.

فیگارو به نقل از جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، نوشت که برقراری دیپلماسی با ایران «بسیار دشوار» است، زیرا رهبر جمهوری اسلامی مستقیم مذاکره نمی‌کند و حاضر به گفت‌وگو با آمریکا نیست.

  • مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

    مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفته است: «مطمئن نیستم بتوان با رهبران ایران به توافق رسید.»

این روزنامه ارزیابی کرده در بهترین حالت، مذاکرات ممکن است به «توافقی حداقلی، شکننده و موقت» منجر شود.

از نگاه فیگارو، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، در موقعیتی ضعیف‌تر قرار دارد؛ نیروهای نیابتی آن در غزه و لبنان آسیب دیده‌اند، روسیه به‌دلیل جنگ اوکراین پشتیبان فعالی نیست و حتی بازگشت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از سفر اخیر به مسکو، بدون دستاورد بوده است.

با این حال، به نوشته فیگارو، هرچند برخی تاسیسات برای ازسرگیری غنی‌سازی آماده شده‌اند، این اقدام هنوز به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، انجام نشده و پذیرش «غنی‌سازی صفر» در شرایط فعلی هزینه فوری برای تهران ندارد.

فیگارو تاکید کرده خواسته‌های دولت آمریکا پس از بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، سخت‌تر شده است.

  • هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

    هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

واشینگتن علاوه بر توقف کامل غنی‌سازی، خواهان محدودیت جدی برنامه موشک‌های بالستیک و پایان حمایت ایران از گروه‌های نیابتی است. مطالباتی که از نگاه مقام‌های ایرانی عبور از آن‌ها به‌منزله تسلیم تلقی می‌شود.

این روزنامه در پایان نوشت مذاکرات ممکن است بیش از هر چیز به جمهوری اسلامی فرصت خرید زمان بدهد.

به باور فیگارو، اگر تهران بتواند با یک توافق کاغذی از حمله نظامی بگریزد، بهای آن را معترضان ایرانی خواهند پرداخت. معترضانی که مبارزه‌شان همچنان با سرکوب بی‌امان سپاه پاسداران روبه‌رو است.

  • درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

    درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
هومن عابدی

در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفت‌وگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر می‌برد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی می‌دهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم می‌کند.

رویکرد فعلی نشان‌دهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی می‌دانست. امروز به نظر می‌رسد حاکمان در تهران به این باور رسیده‌اند که تقابل کنترل‌شده می‌تواند به شیوه‌ای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.

همین باور توضیح می‌دهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه به‌تدریج به‌عنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوب‌بندی می‌شود.

در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.

این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.

  • مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

    مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

وقتی محدودیت‌های هسته‌ای، قیود موشکی، نفوذ منطقه‌ای و حتی رفتار داخلی به‌عنوان پرونده‌هایی به‌هم‌پیوسته تلقی می‌شوند، رهبران ایران گفت‌وگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقب‌نشینی راهبردی بدون تضمین‌های معتبر برای بقا می‌بینند.

از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمی‌خرد؛ بلکه آسیب‌پذیری را تقویت می‌کند

در چنین زمینه‌ای، تقابل کمتر شبیه بی‌پروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگ‌شونده به نظر می‌رسد.

  • نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

    نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

جنگ به‌عنوان ابزار کنترل داخلی

چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.

در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهه‌های اخیر روبه‌روست.

سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعه‌ای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت می‌کند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.

در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی می‌کند.

  • اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟

    اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟

در زمان جنگ، نارضایتی می‌تواند به «همکاری با دشمن» بازتعریف شود. اعتراض به خرابکاری بدل می‌شود و مخالفت، به تهدیدی علیه امنیت ملی.

منطق وضعیت اضطراری، فضای عمومی را فشرده و اقداماتی را مشروع می‌کند که در زمان صلح با واکنش منفی روبه‌رو می‌شد.

برای جمهوری اسلامی، جنگ در درجه نخست فاجعه‌ای تحمیل‌شده از بیرون تصور نمی‌شود؛ بلکه مکانیسمی است برای بازگرداندن سلسله‌مراتب، انضباط و ترس در داخل.

این منطق منحصر به ایران نیست اما در مواجهه حکومت با جامعه‌ای که دیگر به‌سادگی مرعوب نمی‌شود، فوریت تازه‌ای یافته است.

با این نگاه، نحوه اخیر مدیریت دیپلماسی از سوی تهران معنای متفاوتی پیدا می‌کند.

جابه‌جایی محل‌ها برای مذاکره، تغییر قالب‌ها، محدود کردن دستورکارها و به تعویق انداختن گفت‌وگوها، صرفا تلاش برای خریدن زمان نیست.

اینها نشانه‌هایی است از اینکه مذاکرات فقط بر اساس شروط ایران پیش خواهد رفت - یا اصلا پیش نخواهد رفت.

  • هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

    هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

این موضوع در آخرین دور گفت‌وگوهای برنامه‌ریزی‌شده با واشینگتن آشکار شد.

پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.

مقام‌های ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیده‌اند گفت‌وگوها را به پرونده هسته‌ای محدود کنند و به‌صراحت موشک‌ها و فعالیت‌های منطقه‌ای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.

در مجموع، این اقدامات به راهبردی گسترده‌تر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته می‌شود.

در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده می‌خواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.

تجربه‌های افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.

  • رسانه‌های اسرائیلی: برنامه موشکی ایران تهدیدی وجودی است و باید محور هر مذاکره‌ای باشد

    رسانه‌های اسرائیلی: برنامه موشکی ایران تهدیدی وجودی است و باید محور هر مذاکره‌ای باشد

از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.

حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریف‌شده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد می‌تواند آنها را تاب بیاورد.

این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک می‌دهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.

از این رو، اقدام نظامی‌ای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی می‌شود.

فراتر از این، رهبران تهران باور دارند می‌توانند با صادر کردن هزینه‌ها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.

با تهدید متحدان و شرکای منطقه‌ای آمریکا، تهران محاسبه می‌کند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.

در این برداشت، یک جنگ محدود می‌تواند نگرانی‌های حقوق بشری را از دستور‌کار جهانی کنار بزند، شکاف‌ها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.

  • افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

    افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.

جنگ‌هایی که با انتظار مهار آغاز می‌شوند، به ندرت مهار می‌شوند.

در منطقه‌ای پر‌نوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیره‌های تشدید تنش به‌سختی قابل مدیریت‌اند و اقداماتی که تهران بازدارنده می‌داند، ممکن است در واشینگتن به‌عنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.

با این همه، مسیر روشن است.

جمهوری اسلامی به این جمع‌بندی رسیده که بر سر میز مذاکره می‌بازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.

همین باور توضیح می‌دهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمی‌شود، بلکه به‌تدریج به مولفه‌ای محاسبه‌شده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.

اورشلیم پست: چرا ترامپ در اوج ضعف جمهوری اسلامی به میز مذاکره بازگشت؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، به مسیر گفت‌وگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.

هرب کینون، تحلیل‌گر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهام‌ها و تناقض‌های جدی به همراه دارد.

او در ادامه به پیام شش سال پیش رییس‌جمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانی‌ها هیچ‌وقت در جنگ پیروز نشده‌اند، اما هیچ‌وقت هم مذاکره‌ای را نباخته‌اند.»

اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکست‌ناپذیر است، چرا واشینگتن به‌جای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟

  • هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

    هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

خیابان و میز مذاکره

بر اساس این گزارش، ترامپ در ماه‌های گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».

این مواضع، به‌ویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا به‌تدریج از خیابان‌های ایران به میز مذاکره بازگشت.

به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیت‌های راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»

  • بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها: میزبانی مذاکرات از سوی عمان می‌تواند برای آمریکا دردسرساز باشد

    بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها: میزبانی مذاکرات از سوی عمان می‌تواند برای آمریکا دردسرساز باشد

بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، به‌عنوان کم‌هزینه‌ترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».

به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هسته‌ای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفت‌وگو کند.

بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنی‌سازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونین‌ترین بحران‌های داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.

در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرت‌نمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقه‌ای تهران منجر شود، می‌تواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحران‌ساز باقی مانده است.

  • نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

    نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هسته‌ای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.

بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقام‌های ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.

هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما به‌نوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد.

هاآرتص: توافق محدود هسته‌ای شکاف واشینگتن-تل‌آویو را عمیق‌تر می‌کند

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در مسقط، هاآرتص گزارش داده است که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هسته‌ای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.

بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقام‌های ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت. هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما به‌نوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقب‌نشینی نشان نمی‌دهد.

هاآرتص می‌نویسد آمریکا فعلاً از کنار تحریکات اخیر حکومت ایران در خلیج فارس و دریای عرب، از جمله اعزام پهپاد به‌سوی شناورهای آمریکایی و تلاش برای توقیف نفتکش در تنگه هرمز، عبور کرده است. ترامپ همچنین با درخواست تهران برای انتقال محل مذاکرات از ترکیه به عمان و محدود شدن دامنه مشارکت کشورها موافقت کرده؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشان می‌دهد کاخ سفید می‌خواهد مسیر دیپلماسی را- دست‌کم در کوتاه‌مدت - باز نگه دارد، حتی در حالی که آرایش گسترده نظامی آمریکا در نزدیکی ایران حفظ شده است.

  • مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

    مذاکرات عمان؛ آنچه از گفت‌وگوهای پیش رو میان تهران و واشینگتن می‌دانیم

به گزارش هاآرتص، خواسته‌های علنی واشینگتن بر توقف کامل برنامه هسته‌ای ایران، خروج اورانیوم غنی‌شده از کشور و ممنوعیت دائمی غنی‌سازی داخلی متمرکز است. با این حال، پیام‌های آمریکا درباره دو موضوع کلیدی دیگر- برنامه موشک‌های بالستیک و حمایت حکومت ایران از گروه‌های نیابتی - متناقض بوده؛ مسائلی که اسرائیل آن‌ها را حیاتی می‌داند و بیم دارد در مذاکرات نادیده گرفته شوند.

این روزنامه اسرائیلی تاکید می‌کند که حکومت ایران به‌دنبال خرید زمان و کاهش تحریم‌هاست؛ تحریم‌هایی که اقتصاد کشور را به‌شدت تضعیف کرده و جرقه اعتراضات گسترده دی ماه را زد، اعتراضاتی که با سرکوب خونین متوقف شد. هاآرتص با اشاره به ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی می‌نویسد آمار قربانیان احتمالاً بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر است.

پنجم بهمن ماه، شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در بیانیه‌ای با استناد به مدارک و روایت‌های تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

در بخش دیگری از گزارش هاآرتص آمده است که تمرکز ترامپ بر توافق هسته‌ای، عملاً خواسته معترضان ایرانی برای تغییر رژیم را نادیده می‌گیرد و حتی می‌تواند حکومت را تقویت کند؛ زیرا رفع تحریم‌ها به تزریق منابع مالی تازه به تهران می‌انجامد. از دید مخالفان ایرانی، این رویکرد ممکن است ترامپ را به‌عنوان رهبری ثبت کند که آنان را رها کرد- خیانتی که حتی از عملکرد باراک اوباما در قبال جنبش سبز ۱۳۸۸ نیز سنگین‌تر تلقی می‌شود.

  • نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

    نتانیاهو از شرایط بالقوه برای سقوط حکومت ایران خبر داد

هاآرتص می‌نویسد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، آشکارا خواهان سرنگونی رژیم ایران است و این هدف را سال‌هاست تکرار می‌کند. با این حال، در شرایط کنونی به نظر می‌رسد ترامپ تنها به توافق هسته‌ای می‌اندیشد، نه تغییر رژیم. در عین حال، نگرانی اصلی تل‌آویو آن است که حتی در صورت امضای توافقی سخت‌گیرانه، ترامپ یا دولت‌های پس از او اراده‌ای برای اجرای دقیق آن نداشته باشند.

این گزارش می‌افزاید اسرائیل در عرصه عمومی درباره بحران ایران سکوتی کم‌سابقه اختیار کرده، اما در محافل داخلی، بخش بزرگی از دولت و نهادهای امنیتی ترجیح می‌دهند روندها به‌سمت اقدام نظامی آمریکا برود، نه توافق دیپلماتیک؛ هرچند مشخص نیست چنین اقدامی چگونه می‌تواند دوباره مردم ایران را به خیابان‌ها بازگرداند.

در پایان، هاآرتص با انتقاد از ضعف ساختاری دولت ترامپ در بهره‌گیری از دیپلمات‌ها و کارشناسان مجرب می‌نویسد هر توافقی به کیفیت طراحی و اجرای آن وابسته است - و این همان نقطه‌ضعفی است که می‌تواند هم در پرونده ایران و هم در سایر ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا، از جمله غزه، به شکست بینجامد.

تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
شاهد علوی

انتشار گزارش‌هایی از اعدام‌های مخفیانه و مرگ‌های فراقضایی در روزهای اخیر و مشاهدات یکی از غسالان شاغل در یکی از آرامستان‌های استان تهران، خبر از تغییر فاز سرکوب در جمهوری اسلامی می‌دهد؛ انتقام سیستماتیک به جای مدیریت سرکوب و تبدیل بازداشتگاه‌ها از ابزار کنترل به میدان حذف.

شواهد و روایت‌های پراکنده‌ای که به دشواری از سد فیلترینگ می‌گذرد و به رسانه‌ها می‌رسد، نشان می‌دهد ممکن است روند کشتار مردم در ایران به اشکال مختلف ادامه داشته باشد.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین این روایت‌ها که به تازگی به ایران‌اینترنشنال رسیده، گزارشی از یک روزنامه‌نگار داخل ایران است که از گفت‌وگویش با یک غسال شاغل در یکی از آرامستان‌های استان تهران خبر داده است.

این روزنامه‌نگار، سه‌شنبه هفتم بهمن‌ماه با این غسال دیدار کرده است؛ فردی که برخلاف عادت حرفه‌ای مواجهه‌ روزانه با مرگ، این‌بار «درهم‌شکسته و بغض‌دار» توصیف شده است.

اما اهمیت این روایت فقط در بار عاطفی آن نیست بلکه مساله بنیادی آن تضاد میان آن‌ چیزی است چه چشم و دست کارکشته‌ اهل غسل از تازگی مرگ تشخیص می‌دهد با آن‌چه در روایت رسمی حکومت به خانواده‌ها و افکار عمومی گفته می‌شود.

  • دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

    دیده‌بان حقوق بشر: مقام‌های جمهوری اسلامی مرتکب قتل‌‌عام‌های دسته‌جمعی شدند

روایت پیکرهای خاموش از مرگ

افرادی مانند کارکنان پزشکی قانونی و تطهیرکنندگان شاغل در غسال‌خانه‌ها و آرامستان‌ها که به شکل حرفه‌ای با پیکر بی‌جان انسان‌ها سروکار دارند، پس از سال‌ها کار، مجموعه‌ای از شناخت تجربی به دست می‌آورند که آن‌ها را برای برآوردهای تقریبی از ابزار آزمایشگاهی بی‌نیاز می‌سازد.

آن‌ها می‌توانند با مشاهده و ارزیابی تغییرات ظاهری و نشانه‌های متعارف گذر زمان بر پیکرهای بی‌جان، با ضریب بالایی از دقت، تشخیص دهند چند روز از مرگ فردی گذشته که پیکرش را مقابل آنان گذشته‌اند.

این تجربه‌ انباشته در برخی موارد به آزمون واقعیت تبدیل می‌شود؛ جایی که روایت‌های اداری دستکاری‌شده‌ مرگ، نمی‌تواند از فیلتر مشاهده‌ عینی عبور کند.

بر اساس همین گزارش، غسال هشدار داده که تا آن روز (هشتم بهمن‌ماه)، پیکرهایی به آن‌ها تحویل داده شده که علائمشان با گذشتن چند هفته از مرگشان، که در روایت رسمی بر آن تاکید شده، هم‌خوانی نداشته است.

او در نقل‌قولی که در این روایت آمده، با اشاره به تفاوت‌های آشکار میان انواع مرگ گفته است: «ما سال‌هاست همه جور جنازه دیده‌ایم. تصادف کرده، سکته کرده، مشخصات ظاهری و وضعیت پیکر این‌ها با هم فرق می‌کند. امروز جنازه آورده‌اند، معلوم است که دو روز هم از کشته‌شدنش نگذشته است، اما می‌گویند ۱۵ روز در سردخانه بوده و چون ناشناس بوده امروز آوردیم. آقا ما می‌فهمیم! معلوم است که تازه به بچه مردم شلیک کرده‌اند و او را کشته‌اند و با بی‌شرمی می‌گویند ۱۵ روز در سردخانه مانده بوده.»

100%

بن‌بست ماشین انکار

این روایت، حتی اگر به‌تنهایی برای اثبات وجود یک الگوی سراسری کافی نباشد، یک کارکرد مهم دارد: نشان دادن بن‌بست ماشین انکار؛ جایی که علم تجربی و شهود عینی افرادی که روزانه با مرگ سروکار دارند، ادعای نگهداری طولانی پیکر در سردخانه را باطل می‌کند.

در حالی که دستگاه سرکوب می‌کوشد حقیقت کشتار را در لایه‌های بوروکراتیک، گزارش‌های غیرشفاف، صورت‌جلسه‌ها، نامه‌های دستکاری‌شده پزشکی قانونی یا روایت‌های تکراری از ناشناس بودن پیکرها پنهان کند، زمان مرگ از پیکر سرد بیرون می‌زند و روایت رسمی را به چالش می‌کشد.

به این ترتیب، پیکری که نشانه‌های مرگ تازه را حمل می‌کند، بنیان تقویم‌سازی دستگاه امنیتی برای این‌که زمان مرگ را عقب‌تر ببرد و منشا آن را از میدان سرکوب جدا کند، فرو می‌پاشد.

اما این فقط درباره یک جنازه یا یک آرامستان نیست؛ درباره منطق یک مرحله‌ جدید از سرکوب است.

در مرحله‌ نخست سرکوب، هدف معمولا بازدارندگی و ایجاد ترس برای مهار خیابان است. اما وقتی حکومت به این نتیجه برسد که ترس معمول دیگر کار نمی‌کند، سرکوب از کنترل به سمت حذف میل می‌کند. یعنی بازداشتگاه از محل نگهداری به محل پایان دادن تبدیل می‌شود، نه لزوما با حکم و با روند قضایی، بلکه با خروجی مرگ.

همین چارچوب است که روایت غسال را به گزارش‌های حقوق بشری روزهای اخیر پیوند می‌دهد.

برای نمونه، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده گزارش‌های متعددی دریافت کرده است که نشان می‌دهد برخی معترضان مجروح در بازداشت، یا با تیر خلاص کشته شده‌اند یا عامدانه از دریافت خدمات درمانی محروم مانده و جان باخته‌اند.

این سازمان همچنین گفته است گزارش‌هایی «معتبر اما تاکنون تاییدنشده» درباره اعدام‌های مخفیانه‌ شماری از بازداشت‌شدگان در چند زندان به دستش رسیده است.

در این نقطه، تحلیل وضعیت از سطح خشونت فراتر می‌رود و به پیام خشونت می‌رسد. گزارش‌های مربوط به شلیک تیر خلاص یا محرومیت درمانی به قصد مرگ، معنایش نه صرفا شدت گرفتن سرکوب که تغییر کارکرد سرکوب به انتقام سیستماتیک است.

مرگ به مثابه سیاست

پیام ضمنی چنین رفتاری این است که حکومت از مرحله‌ بازدارندگی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که در آن صرف زنده ماندن معترض، شکست تلقی می‌شود.

به بیان دیگر، وقتی کنترل اجتماعی از دست می‌رود، حکومت می‌کوشد با حذف فیزیکی هزینه‌ مقاومت را به مرز مطلق نیستی نزدیک کند.

به این ترتیب، حاکمیت امروز به خاطر ترس از فروپاشی، سرکوب اعتراضات را از یک واکنش بازدارنده خشن فراتر برده و به «بازی مرگ و زندگی» بدل کرده است. یک بازی که در آن کشتن هر معترض یعنی امکانی برای دوام بیشتر.

یعنی هیچ امکانی از کنترل و مدیریت سرکوب پاسخ نمی‌دهد و تنها راه تداوم حکومت، سلب حیات آنان و خذف ذهنیت اعتراضی از حافظه جمعی است.

در یکی از موارد رسانه‌ای شده از کشتن معترضان در زندان، محمدامین عقیلی‌زاده، یکی از نوجوانان بازداشت‌شده در فولاد‌شهر اصفهان، در شرایطی کشته شد که خانواده‌اش به‌دنبال فراهم‌ کردن وثیقه برای آزادی او بودند.

مقام‌های قضایی برای آزادی او وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی درخواست کرده بودند اما به‌دلیل ناتوانی خانواده عقیلی در تامین فوری این مبلغ، پس از گذشت مدتی پیکر فرزندشان به آن‌ها تحویل داده شد؛ در حالی که آثار شلیک گلوله به سر او دیده می‌شد.

  • دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

    دست‌کم ۱۲ هزار جان‌باخته سرکوب اعتراضات در ایران؛ منطق تاریکی، مهندسی کشتار و ضرورت مداخله

کشتار در بازداشتگاه

کشتار در بازداشتگاه‌ها حتی وقتی وعده آزادی با وثیقه داده می‌شود، نشان‌دهنده‌ یک الگوی رفتاری از تاکتیک تازه حکمرانی و فراتر از خطای سازمانی است؛ استراتژی زمان خریدن برای حذف فیزیکی بدون هزینه‌ سیاسی.

خانواده را در راهروهای دادسرا دنبال وثیقه می‌دوانند و بازماندگان را فرسوده و سردرگم می‌کنند و در ادامه همزمان با کشتن فرد بازداشت‌شده، این واقعیت که موضوع تمام شد، پرداخته می‌شود.

این سازوکار، دو کار را همزمان انجام می‌دهد؛ هم حذف را پیش می‌برد و هم جامعه را به پذیرش یک وضعیت عادی‌شده‌ ناپدیدسازی قهری و مرگ بی‌پاسخ سوق می‌دهد.

در موردی دیگر، جواد ملاوردی، در اعتراضات ۱۹ دی در گلشهر کرج با اصابت ساچمه مجروح شده و بنا بر روایت‌های منتشرشده، پس از بازداشت به زندان قزلحصار منتقل شده است. سپس خانواده‌ او پیکرش را در آرامستان «بهشت سکینه» یافته‌اند.

کنار هم قرار گرفتن مجروحیت خفیف و تحویل پیکر، همان گسستی است که در روایت غسال هم دیده می‌شود: گسست میان روایت رسمی غیر‌قابل قبول و نامعتبر و واقعیتی که مدیریت نشانه‌های افشاگرش از کنترل حاکمیت خارج می‌شود.

  • کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

    کرج پس از کشتار گسترده معترضان؛ به زخمی‌ها در بیمارستان تیر خلاص می‌زدند

هشدارهای بین‌المللی

در سطح بین‌المللی نیز هشدارهایی درباره استفاده ابزاری از اعدام برای ترساندن جامعه مطرح شده است.

مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران، پیش‌تر با اشاره به این‌که گزارش‌ها درباره احتمال استفاده از مجازات اعدام علیه معترضان را با دقت دنبال می‌کند، هشدار داد: «مجازات اعدام به یکی از ابزارهای مقام‌های حکومتی برای القای ترس تبدیل شده است.»

این هشدارها در فضای داخلی نیز با اظهارات برخی چهره‌های حکومتی هم‌پوشانی پیدا کرده است. از جمله مسعود خاتمی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، که خواستار اعدام گروهی از بازداشت‌شدگان شد.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد حکومت مرگ را به سیاست تبدیل کرده است. این‌جا دیگر نه با یک واکنش امنیتی که با یک منطق حکمرانی مواجهیم. منطق حکمرانی در بحران که در آن دوام قدرت نه از مسیر رضایت یا از مسیر مدیریت، بلکه از مسیر تولید وحشت و حذف خونین حاملان اعتراض پیگیری می‌شود.

در این فضا و در این لحظه، روایت غسال و دیگر روایت‌هایی که راهی به شنیده و دیده شدن پیدا می‌کنند، از این جهت مهم هستند که نشان می‌دهند حتی در تاریک‌ترین لایه‌های پنهان‌کاری، واقعیت راه خود را به سطح پیدا می‌کند: گاهی نه با سند رسمی، بلکه با بدن‌هایی که رد تازگی زمان را بر خود دارند و دروغ را رسوا می‌کنند.