• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هفت نقطه عطف در روابط دو دولت ترامپ با حکومت جمهوری اسلامی

۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای در سال ۱۳۹۷ و کشتن قاسم سلیمانی، تا حملات نظامی به تاسیسات هسته‌ای در ایران، بازگشت تحریم‌های سازمان ملل و ازسرگیری مذاکرات در عمان؛ روابط تهران و واشینگتن در دو دولت دونالد ترامپ، هفت مقطع تعیین‌کننده داشته است.

خبرگزاری رویترز شنبه ۱۸ بهمن در گزارشی به بررسی هفت رویداد کلیدی در روابط تهران و واشینگتن از زمان خروج آمریکا از توافق هسته‌ای تا مذاکرات کنونی پرداخت.

خروج آمریکا از توافق هسته‌ای - اردیبهشت ۱۳۹۷

ترامپ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ و در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود، آمریکا را از توافق هسته‌ای موسوم به «برنامه جامع اقدام مشترک» خارج کرد.

این توافق در ازای محدود شدن برنامه هسته‌ای حکومت ایران با هدف جلوگیری از دستیابی به بمب اتم، بخشی از تحریم‌ها علیه تهران را لغو کرده بود.

جمهوری اسلامی اعلام کرده به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نیست اما آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیوسته از فعالیت‌های مشکوک و ادامه غنی‌سازی اورانیوم بیش از نیاز برای برنامه‌های غیرنظامی در ایران خبر داده است.

کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله‌ای به دستور ترامپ - دی ۱۳۹۸

قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، ۱۳ دی ۱۳۹۸ در حمله پهپادی در عراق که به دستور ترامپ انجام شد، کشته شد.

چند روز بعد، ایالات متحده این اقدام را دفاع از خود توصیف کرد.

ویلیام بار، دادستان کل وقت آمریکا، گفت ترامپ به روشنی اختیار انجام این حمله را داشته و سلیمانی «هدف نظامی مشروع» بوده است.

یک گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل این اقدام را نقض حقوق بین‌الملل دانست.

مقام‌های ایرانی پیش‌تر خواستار محاکمه ترامپ شده بودند.

تلاش آمریکا برای فعال‌سازی «اسنپ‌بک» و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل - مرداد ۱۳۹۹

ایالات متحده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ روندی را برای بازگرداندن همه تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران آغاز کرد، اما شورای امنیت با تلاش واشینگتن برای تمدید تحریم تسلیحاتی متعارف ایران مخالفت کرد.

۱۳ عضو از ۱۵ عضو شورای امنیت در آن زمان گفتند تلاش آمریکا فاقد اعتبار است، چرا که به سازوکاری متکی بود که در چارچوب توافق برجام (۲۰۱۵) تعریف شده بود. توافقی که آمریکا در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شده بود.

اتهام آمریکا به یک شهروند ایرانی در طرح ترور ترامپ - آبان ۱۴۰۳

ایالات متحده ۱۸ آبان ۱۴۰۳، فرهاد شاکری، شهروند ایرانی، را به ارتباط با طرحی منتسب به سپاه پاسداران برای ترور ترامپ متهم کرد.

به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شاکری به نیروهای انتظامی گفته بود قصد نداشته در بازه زمانی تعیین‌شده از سوی سپاه پاسداران چنین طرحی را تدوین کند.

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی آن زمان در بیانیه‌ای این ادعا را «نفرت‌انگیز» خواند و آن را «طرحی از سوی اسرائیل و مخالفان تهران در خارج از کشور» برای «پیچیده کردن روابط آمریکا و ایران» توصیف کرد.

حملات آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران - تیر ۱۴۰۴

ایالات متحده اول تیر ۱۴۰۴ به سایت‌های کلیدی هسته‌ای ایران حمله کرد و در کنار اسرائیل، بزرگ‌ترین اقدام نظامی غرب علیه جمهوری اسلامی از زمان انقلاب ۳۵۷ا را رقم زد. اقدامی که با تهدید به تلافی همراه شد.

میزان خسارات وارده از این حمله همچنان محل اختلاف است.

یک روز بعد، تهران حمله‌ای موشکی به پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر انجام داد که تلفاتی نداشت و اندکی بعد، جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل پایان یافت.

بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه تهران

پاییز ۱۴۰۴، بریتانیا، فرانسه و آلمان با استناد به نقض توافق هسته‌ای برجام از سوی تهران، روند بازگشت تحریم‌های بین‌المللی را فعال کردند و تحریم‌های سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی دوباره اعمال شد. در این میان تلاش چین و روسیه برای به تعویق انداختن آن، به نتیجه‌ نرسید.

تداوم دیپلماسی

گفت‌وگوهای دو طرف میان تهران و واشینگتن که جمعه ۱۷ بهمن در عمان برگزار شد، از سوی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، «آغازی خوب» توصیف شد و قرار است ادامه یابد؛ گرچه او هشدار داد: «هر گفت‌وگویی مستلزم پرهیز از تهدید و فشار است.»

در عین حال، رهبران تهران همچنان عمیقا نگرانند که ترامپ پس از تقویت حضور نیروی دریایی آمریکا در منطقه، تهدیدهای خود را برای حمله به جمهوری اسلامی عملی کند.

ترامپ گفته است اگر توافقی حاصل نشود، احتمالا «اتفاقات بدی» رخ خواهد داد.

با وجود مذاکرات، ایالات متحده جمعه اعلام کرد ۱۵ نهاد و ۱۴ کشتی «ناوگان سایه» مرتبط با تجارت غیرقانونی نفت، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی ایران را تحریم کرده است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
۱
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

۲

رویترز: مذاکره‌کنندگان جمهوری اسلامی از بیم ترور، خواستار اقدامات حفاظتی پاکستان شدند

۳

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با محکوم کردن ارعاب و تهدیدها: به کار خود ادامه می‌دهیم

۴
روایت شما

حقوق ۷۵ دلاری و هزینه‌های ۳۰۰۰ دلاری در ایران

۵
تحلیل

نیویورکر: آمریکا در ایران با چه کسی مذاکره می‌کند؟

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

    چرا تهران جنگ را یک استراتژی برای بقا می‌بیند؟

  • فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

    فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

  • ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

    ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

بریتانیا با اعزام جنگنده‌های اف۳۵ به قبرس، برای سناریوهای پرتنش احتمالی آماده می‌شود

۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

به گزارش روزنامه تایمز، بریتانیا در واکنش به افزایش تنش‌ها در آستانه احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران، شش فروند جنگنده اف۳۵بی را به پایگاه نیروی هوایی «آکروتیری» در قبرس اعزام کرده است. این اقدام با هدف تقویت امنیت پایگاه و قلمروهای تحت حاکمیت بریتانیا در منطقه انجام شده است.

بر اساس این گزارش، جنگنده‌ها روز جمعه پایگاه هوایی «مارهم» را ترک کرده‌اند تا در صورت «داغ شدن» شرایط امنیتی در خاورمیانه، نقش دفاعی ایفا کنند. ارتش بریتانیا اعلام کرده است که به‌طور مستمر وضعیت امنیتی پایگاه آکروتیری را ارزیابی می‌کند و تصمیم به افزایش دارایی‌های نظامی در قبرس، در همین چارچوب اتخاذ شده است.

جنگنده‌های اف۳۵ به ناوگان تایفون‌هایی می‌پیوندند که پیش‌تر در قبرس مستقر بوده و در قالب عملیات «شِیدر» ماموریت‌هایی را علیه بقایای گروه داعش در عراق و سوریه انجام می‌دهند. در حالی که تایفون‌ها به‌صورت دائمی در این پایگاه حضور دارند، اف۳۵ها صرفاً برای ماموریت دفاعی اعزام شده‌اند.

تایمز یادآور شده است که ماه گذشته نیز چهار فروند تایفون از اسکادران مشترک بریتانیا–قطر، به درخواست دولت قطر و به دلیل افزایش تنش‌های منطقه‌ای، به این کشور اعزام شده بودند.

  • ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

    ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

این تحرکات نظامی هم‌زمان با برگزاری گفت‌وگوهای جمهوری اسلامی و آمریکا در عمان صورت گرفته است؛ گفت‌وگوهایی که پس از یک دوره طولانی تهدیدهای متقابل و هم‌زمان با یک آرایش گسترده نظامی آمریکا در منطقه انجام شد. این نخستین دیدار رو‌در‌روی دو طرف از زمان حملات ژوئن گذشته آمریکا و اسرائیل به تاسیسات هسته‌ای ایران به‌شمار می‌رود.

به نوشته تایمز، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، مذاکرات را «مثبت» توصیف کرده و از توافق دو طرف برای ادامه گفت‌وگوها خبر داده است. با این حال، موضع واشینگتن بلافاصله شفاف نشد و تنها لحظاتی پس از پایان مذاکرات، آمریکا تحریم‌های تازه‌ای علیه صادرات نفت ایران اعلام کرد.

ساعاتی بعد شبکه خبری‌ سی‌ان‌ان گزارش داد که ترامپ در هواپیمای مخصوص ریاست‌جمهوری آمریکا به خبرنگاران گفت: «مذاکرات بسیار خوبی در مورد ایران داشتیم. به نظر می‌رسد ایران می‌خواهد به توافق برسد. باید ببینیم آن توافق چیست. اما من فکر می‌کنم به نظر می‌رسد ایران می‌خواهد به توافقی دست یابد.»

در گزارش تایمز تاکید شده است که ایران تنها حاضر به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای خود بوده و هرگونه مذاکره درباره توان موشکی و قابلیت‌های دفاعی‌اش را رد کرده است. در مقابل، مقام‌های آمریکایی پیش از مذاکرات اعلام کرده بودند که خواهان بررسی برنامه موشک‌های بالستیک ایران، حمایت تهران از نیروهای نیابتی در منطقه و وضعیت حقوق بشر در داخل کشور هستند.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

روزنامه تایمز همچنین به اختلاف‌نظر جدی میان آمریکا و متحدانش اشاره کرده است. کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، استفاده از حریم هوایی خود برای حمله به ایران را رد کرده و نسبت به پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر یک اقدام نظامی علیه حکومت ایران هشدار داده‌اند.

به نوشته این روزنامه، ترامپ اگرچه ایران را به «پیامدهای جدی» در صورت عدم توافق تهدید کرده، اما در عین حال نسبت به ورود به یک درگیری گسترده و بلندمدت در خاورمیانه تردید دارد؛ تردیدی که با سیاست «اول آمریکا» او هم‌خوانی دارد.

تایمز در پایان گزارش خود افزوده است در حالی که اسرائیل به‌طور فزاینده‌ای برای حملات گسترده‌تر علیه ایران، به‌ویژه برنامه موشکی این کشور، فشار می‌آورد، واشینگتن هنوز به‌دنبال حفظ مسیر دیپلماسی است. در همین حال، بریتانیا با اعزام جنگنده‌های اف۳۵ به قبرس، خود را برای سناریوهای پرتنش احتمالی در منطقه آماده می‌کند.

ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ روز جمعه ۱۷ بهمن با امضای یک فرمان اجرایی تازه، وضعیت «اضطرار ملی» علیه ایران را تمدید و هم‌زمان سازوکاری جدید برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران دادوستد اقتصادی دارند، ایجاد کرد.

در بخشی از فرمان اجرایی تازه ترامپ، ريیس‌جمهوری آمریکا با استناد به دریافت اطلاعات جدید از مقام‌های ارشد ایالات متحده اعلام کرده است که وضعیت اضطراری ملی علیه ایران، که نخستین‌بار با فرمان اجرایی ۱۲۹۵۷ برقرار شد و در سال‌های بعد گسترش یافت، همچنان به قوت خود باقی است. بر اساس این فرمان، دولت آمریکا تاکید می‌کند که اقدامات و سیاست‌های حکومت ایران همچنان «تهدیدی غیرمعمول و فوق‌العاده» علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده به شمار می‌رود؛ تهدیدی که منشأ آن به‌طور کامل یا عمده در خارج از خاک آمریکا قرار دارد و توجیه‌کننده تداوم و تشدید اقدامات تنبیهی و محدودکننده علیه تهران است.

بر اساس این فرمان که با هدف حفاظت از امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا صورت گرفته است، ایالات متحده می‌تواند بر واردات هر کشوری که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه کالا یا خدماتی از ایران خریداری، وارد یا تحصیل کند، تعرفه‌های اضافی اعمال کند. کاخ سفید اعلام کرده است این سازوکار، دامنه فشار اقتصادی بر ایران و شبکه‌های تجاری مرتبط با آن را به‌طور قابل توجهی گسترش می‌دهد.

مطابق متن فرمان اجرایی، رییس‌جمهوری آمریکا این اختیار را دارد که در صورت تغییر شرایط، اقدام تلافی‌جویانه طرف مقابل، یا در صورتی که ایران یا کشورهای ذی‌نفع گام‌های معناداری برای رفع وضعیت اضطراری ملی بردارند و در حوزه‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی با واشینگتن همسو شوند، مفاد این فرمان را اصلاح یا تعدیل کند.

اجرای این نظام تعرفه‌ای به وزارت امور خارجه، وزارت بازرگانی و نماینده تجاری ایالات متحده واگذار شده و این نهادها مجاز شده‌اند برای اجرای کامل فرمان، تمامی اقدامات لازم از جمله تدوین مقررات و دستورالعمل‌های اجرایی را انجام دهند.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

کاخ سفید در توضیح زمینه‌های این تصمیم، ایران را به پیگیری توانمندی‌های هسته‌ای، توسعه برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از تروریسم و نقش‌آفرینی بی‌ثبات‌کننده در منطقه متهم کرده و این اقدامات را تهدیدی مستقیم علیه امنیت آمریکا، متحدانش و منافع ایالات متحده دانسته است. در بیانیه کاخ سفید، ایران «بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم در جهان» توصیف شده که از گروه‌ها و شبه‌نظامیان نیابتی در سراسر خاورمیانه حمایت می‌کند؛ گروه‌هایی که به گفته واشینگتن مسئول کشته و زخمی شدن شهروندان آمریکایی بوده و همچنان نیروهای آمریکا و متحدان منطقه‌ای را هدف قرار می‌دهند.

در این بیانیه همچنین به آنچه «سوءمدیریت ساختاری منابع ایران» خوانده شده اشاره شده و تاکید شده است که حکومت ایران منابع مالی خود را صرف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی کرده، در حالی که زیرساخت‌های کشور و وضعیت معیشتی مردم با بحران‌های جدی روبه‌رو است. کاخ سفید همچنین سرکوب خونین اعتراضات داخلی، کشته شدن هزاران معترض، نقض گسترده حقوق بشر و استفاده از خشونت برای حفظ قدرت را از جمله دلایل تداوم وضعیت اضطراری علیه ایران عنوان کرده است.

دولت آمریکا این مجموعه اقدامات را «تهدیدی غیرمعمول، فوق‌العاده و مستمر» علیه ایالات متحده دانسته که به گفته واشینگتن، نیازمند پاسخی پایدار و تشدیدشده برای حفاظت از شهروندان آمریکایی، متحدان و منافع این کشور است.

  • نیویورک‌تایمز: تصاویر ماهواره‌ای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد

    نیویورک‌تایمز: تصاویر ماهواره‌ای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد

در بخش دیگری از این گزارش، کاخ سفید بر رویکرد «اول آمریکا» دونالد ترامپ تاکید کرده و یادآور شده است که رییس‌جمهوری آمریکا بارها تصریح کرده اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. این موضع، به گفته کاخ سفید، ادامه همان سیاست‌هایی است که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود دنبال کرد؛ از جمله خروج از توافق هسته‌ای ایران، اعمال سیاست فشار حداکثری و قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی.

بر اساس این بیانیه، ترامپ پس از بازگشت به قدرت، فشار حداکثری بر ایران را احیا کرده تا تمامی مسیرهای دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای مسدود شود و نفوذ منطقه‌ای ایران مهار گردد. کاخ سفید همچنین به عملیات «چکش نیمه‌شب» در ماه ژوئن اشاره کرده که به گفته دولت آمریکا، پس از خودداری ایران از رسیدن به توافق، با دستور ترامپ انجام شد و منجر به نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران و عقب‌نشینی جدی برنامه هسته‌ای تهران شد.

در ادامه آمده است که رییس‌جمهور آمریکا اخیراً با اعزام یک «ناوگان عظیم نظامی» به منطقه، از حکومت ایران خواسته برای دستیابی به توافقی «عادلانه و منصفانه» و بدون سلاح هسته‌ای وارد مذاکره شود و هشدار داده در غیر این صورت، تهران با پیامدهایی شدیدتر مواجه خواهد شد.

کاخ سفید در پایان تاکید کرده است که این رویکرد سخت‌گیرانه محدود به ایران نیست و ترامپ در ماه‌های اخیر اقدامات مشابهی علیه دیگر دولت‌های متخاصم با منافع امنیت ملی آمریکا انجام داده است؛ از جمله صدور دستور عملیات علیه نیکلاس مادورو در ونزوئلا و اعمال تعرفه بر کشورهایی که به کوبا نفت می‌رسانند. به گفته کاخ سفید، پیام این اقدامات روشن است: دیکتاتورها و دولت‌های حامی تروریسم، در برابر سیاست‌های ایالات متحده پاسخگو خواهند بود.

پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی را «جنایت هدفمند» اعلام کرد

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

پلیس کانادا در گفت‌وگویی اختصاصی با ایران‌اینترنشنال اعلام کرد ناپدید شدن مسعود مسجودی، استاد پیشین دانشگاه در برنابیِ بریتیش کلمبیا، ماهیتی «جنایت‌کارانه و هدفمند» داشته و تحقیقات رسمی از فاز «مفقودی» به پرونده «قتل» تغییر کرده است.

فردا فانگ، سخنگوی تیم یکپارچه تحقیقات قتل (IHIT)، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تایید کرد که ناپدید شدن مسجودی رسماً به‌عنوان یک «جنایت هدفمند» در دست بررسی قرار گرفته است.

به گفته فانگ، پلیس کانادا پس از بررسی شواهد اولیه و تقویت ظن وقوع جرم، تحقیقات را از مرحله «فرد مفقود شده» خارج کرده و پرونده را به تیم ویژه بررسی قتل سپرده است. او تاکید کرد که این تصمیم پس از طی فرآیند دقیق ارزیابی و مشاوره گرفته شده و تنها در مواردی انجام می‌شود که «دلایل منطقی کافی برای وجود عناصر جنایی» وجود داشته باشد.

بر اساس توضیحات سخنگوی این تیم ویژه، ماجرا از غروب دوم فوریه آغاز شد؛ زمانی که پلیس برنابی پس از دریافت گزارش‌هایی از همسایگان نگران، تحقیق درباره ناپدید شدن مسجودی را شروع کرد. همسایگان اعلام کرده بودند که بی‌خبری از او غیرعادی بوده است. بررسی‌ها نشان داد که مسجودی آخرین بار صبح همان روز در آپارتمان خود در برنابی دیده شده است.

فانگ گفت شواهد جمع‌آوری‌شده، از جمله تغییرات غیرعادی در الگوی فعالیت‌های روزمره، بررسی محل سکونت، فعالیت‌های آنلاین و داده‌های ارتباطی، همگی نشان می‌دهند که این ناپدید شدن «تصادفی» نبوده است. او تصریح کرد: «بر اساس شواهد موجود، معتقدیم این یک حادثه حساب‌شده و هدفمند بوده و باید با آن مانند یک پرونده قتل برخورد شود.»

تصویر منتشر شده از سوی پلیس کانادا
100%
تصویر منتشر شده از سوی پلیس کانادا

به گفته پلیس، اولویت کنونی تعیین جدول زمانی دقیق وقایع پیش از ناپدید شدن مسجودی است. در این راستا، ماموران با خانواده، دوستان، همسایگان و افرادی که با او در تماس بوده‌اند گفت‌وگو کرده‌اند. همچنین بررسی گسترده تصاویر دوربین‌های مداربسته برای شناسایی افراد یا خودروهای مشکوک در دستور کار قرار دارد. پلیس برای جلب کمک عمومی، تصویر مسجودی را با رضایت خانواده منتشر کرده است.

سخنگوی تیم تحقیقات با اشاره به شناخته‌شده بودن مسجودی در فضای عمومی و دانشگاهی گفت همکاری رسانه‌ها و جامعه برای پیشبرد تحقیقات حیاتی است و از هر فردی که اطلاعاتی درباره علت یا چگونگی ناپدید شدن او دارد خواست با پلیس تماس بگیرد.

مسعود مسجودی دانشجوی دکتری سابق و مدرس ریاضیات در دانشگاه سایمون فریزر بوده است. او در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در اعتراض به آنچه نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در این دانشگاه می‌دانست، مدتی در مقابل دادگاه ونکوور دست به اعتصاب غذا زده بود.

پیش‌تر، رسانه‌های کانادایی از جمله تورنتو استار و خبرگزاری کانادین پرس گزارش داده بودند که دادگاه تجدیدنظر بریتیش کلمبیا سال گذشته مسجودی را به دلیل طرح دعاوی متعدد حقوقی علیه دانشگاهیان، چهره‌های حقوقی و روزنامه‌نگاران، «شاکی مزاحم» اعلام کرده است.

پلیس کانادا تاکید کرده است که به‌منظور حفظ سلامت روند تحقیقات، از انتشار جزئیات بیشتر درباره شواهد خودداری می‌کند، اما خانواده مسجودی به‌صورت مستمر در جریان آخرین تحولات قرار می‌گیرند.

سندیکای خبر یهود: جمهوری اسلامی در حال آماده‌سازی برای بازطراحی گسترده اینترنت است

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

سندیکای خبر یهود با استناد به اسناد داخلی به‌دست‌آمده از داخل ایران گزارش داد جمهوری اسلامی با هدف تثبیت دائمی کنترل حکومت بر اطلاعات، ارتباطات و زندگی دیجیتال مردم ایران، در حال آماده‌سازی برای بازطراحی گسترده اینترنت در کشور است.

سندیکای خبر یهود اعلام کرد اسناد نشان می‌دهد برنامه جمهوری اسلامی صرفاً واکنشی امنیتی و موقت نیست، بلکه یک راهبرد بلندمدت است که مرداد سال گذشته به‌طور رسمی به مقام‌های ارشد حکومتی ارائه شده و هدف آن بازسازی اکوسیستم دیجیتال ایران است.

بر اساس این گزارش، طرح جمهوری اسلامی برای کنترل اینترنت در ایران امکان مسدودسازی پلتفرم‌های خارجی، جرم‌انگاری ابزارهای دور زدن فیلترینگ، تمرکز داده‌ها و توانمندی‌های هوش مصنوعی و وادار کردن مردم به استفاده از فناوری‌های مورد تأیید حکومت را فراهم می‌کند.

سندیکای خبر یهود افزود جمهوری اسلامی و تکنوکرات‌های همسو با آن، وابستگی به فناوری خارجی را نه صرفاً یک آسیب‌پذیری اقتصادی، بلکه تهدیدی وجودی برای بقای حکومت می‌دانند.

در یکی از اسناد به‌دست‌آمده از ایران آمده است وابستگی به پلتفرم‌ها و نرم‌افزارهای غیرایرانی «یکی از جدی‌ترین گلوگاه‌های امنیت ملی، حکمرانی سایبری و حاکمیت فناورانه» است. بخش دیگری از این اسناد هشدار می‌دهد ابزارهایی مانند پیام‌رسان‌ها، وی‌پی‌ان‌ها و خدمات ابری به «ابزار فشار و مهار هوشمند در دست قدرت‌های متخاصم» تبدیل شده‌اند.

بر اساس این اسناد، طرح جمهوری اسلامی یک برنامه چندساله برای حذف آنچه «فناوری غیر‌بومی» خوانده می‌شود از تقریباً تمام لایه‌های زندگی دیجیتال مدرن ارائه می‌کند؛ از جمله زیرساخت‌های فیزیکی مانند شبکه‌های فیبر نوری، مراکز داده، سیستم‌های مخابراتی، سیستم‌عامل‌ها، پلتفرم‌های ابری، نرم‌افزارهای اداری، ابزارهای هوش مصنوعی، پیام‌رسان‌ها، ایمیل، ویدیوکنفرانس و شبکه‌های اجتماعی.

چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۳۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
صبا آلاله

جوامع، همچون افراد، حافظه دارند؛ حافظه‌ای که تنها از رویدادهای رسمی و ثبت‌شده شکل نگرفته، بلکه از تجربه‌های زیسته، احساسات سرکوب‌شده، سوگ‌های ناتمام و ترس‌های ماندگار نیز ساخته می‌شود.

در برخی جوامع، این حافظه جمعی نه بر پایه ثبات و بازسازی، بلکه بر بستر بحران‌های پی‌درپی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، مفهوم ترومای جمعی (زخم روانی جمعی)، به یکی از کلیدواژه‌های مهم برای فهم وضعیت روانی و اجتماعی جامعه بدل می‌شود.

ترومای جمعی صرفا واکنش احساسی یک گروه به یک رویداد تلخ نیست؛ بلکه تجربه‌ای مشترک از تهدید، فقدان، بی‌ثباتی و ناامنی است که در سطح فرهنگی، اجتماعی و بین‌نسلی رسوب می‌کند و به بخشی از ساختار روانی جامعه تبدیل می‌شود.

در تاریخ جهان، نمونه‌های متعددی از تروماهای جمعی دیده شده است که اثرات عمیقی بر روان و هویت جوامع برجای گذاشته‌اند.

هولوکاست، نه‌تنها یک فاجعه تاریخی، بلکه زخمی عمیق در حافظه جمعی بود که دهه‌ها در هویت فرهنگی و سیاسی یهودیان بازتاب یافت.

حملات ۱۱ سپتامبر، احساس ناامنی و تهدید را در جامعه‌ای که خود را دور از خشونت مستقیم می‌دید، فعال کرد و ساختارهای امنیتی و روانی آن را دگرگون ساخت.

نسل‌کشی رواندا، فجایع طبیعی گسترده مانند سونامی‌ها و زلزله‌های ویرانگر و نمونه‌های مشابه در دیگر جوامع نیز هرکدام به‌نوعی ترومای جمعی ایجاد کردند و نشان می‌دهند که این تجربه‌ها محدود به یک کشور یا جامعه خاص نیستند.

با این حال، در بسیاری از این موارد، جامعه یا ساختارهای رسمی تلاش کردند با ابزارهایی چون سوگواری عمومی، روایت‌سازی، بازسازی اجتماعی و حمایت‌های روانی، این زخم‌ها را به‌تدریج پردازش و مهار کنند.

اما جامعه ما الگویی متفاوت دارد؛ ترومای جمعی به شکل زنجیره‌ای از بحران‌ها و ضربه‌های پی‌درپی شکل گرفته است و هیچ‌گاه فرصت پردازش و ترمیم پیدا نمی‌کند، بلکه به‌صورت مزمن و انباشته در لایه‌های مختلف جامعه باقی می‌ماند.

100%

بررسی این تاریخچه نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از رویدادهای آسیب‌زا، هرکدام به‌تنهایی ظرفیت ایجاد ضربه روانی جمعی را داشته‌اند: انقلاب و خشونت‌های پس از آن، جنگ طولانی ایران و عراق، سوگ‌ها و ویرانی‌های گسترده، اعدام‌ها و سرکوب‌های سیاسی، اعتراض‌های خونین و فجایع اجتماعی، و بحران‌های اقتصادی که به‌طور مداوم احساس ناامنی و بی‌ثباتی را بازتولید کرده‌اند.

این رویدادها نه‌تنها در زمان وقوع، زخم‌های عمیقی بر روان جمعی ایجاد کردند، بلکه به‌دلیل فقدان سوگواری جمعی، روایت رسمی قابل‌اعتماد و فرآیندهای ترمیم اجتماعی، به‌صورت لایه‌هایی انباشته در حافظه جامعه باقی مانده‌اند.

از این منظر، ترومای جمعی در جامعه ما با توجه به نوع، شدت، تداوم و شیوه مواجهه با آن، نه تنها اهمیت ویژه‌ای دارد، بلکه تجربه‌ای زنده و فعال در اکنون است. جامعه‌ای که با ترومای انباشته، مزمن و فعال روبه‌روست، زیستن در آن به تجربه‌ای ناامن و غیرقابل پیش‌بینی بدل می‌شود. ترومای جمعی نه تنها در لحظه بحران، بلکه در روابط روزمره، الگوهای رفتاری، بی‌اعتمادی‌ها، خشم‌های پنهان و اضطراب‌های مزمن حضور دارد و همچنان بازتولید می‌شود.

این نوشته تلاشی است برای فهم چنین وضعیتی، با تمرکز بر لایه‌ها، الگوها و سازوکارهای ترومای جمعی در بستر اجتماعی.

زخم روانی و ترومای جمعی: لایه‌ها و پیچیدگی‌ها

ترومای جمعی تجربه‌ای است که در آن یک رویداد یا مجموعه‌ای از رویدادهای تهدیدآمیز، نه‌فقط بر یک فرد، بلکه بر کل جامعه اثر می‌گذارد و احساس امنیت، پیوستگی و اعتماد را مختل می‌کند.

این ضربه روانی به تجربه‌ای مشترک بدل می‌شود که در حافظه جمعی، روایت‌های فرهنگی، روابط اجتماعی و ساختارهای تاریخی رسوب می‌کند و بخشی از واقعیت روانی جامعه را شکل می‌دهد.

ترومای جمعی معمولا در پی جنگ‌ها، انقلاب‌ها، سرکوب‌های سیاسی، فجایع انسانی یا طبیعی و بحران‌های اقتصادی شکل می‌گیرد. آنچه آن را از یک بحران معمولی متمایز می‌کند، گستره تأثیر و ناتوانی جامعه در پردازش، سوگواری و بازسازی پس از آن است.

آسیب از سطح فردی فراتر می‌رود و به بخشی از ساختار روانی و فرهنگی جامعه تبدیل می‌شود؛ بافت اجتماعی و روابط انسانی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند و نشانه‌های آن در گفتار، رفتار اجتماعی و تصمیم‌گیری‌های جمعی قابل مشاهده است.

ترومای جمعی چندلایه و پیچیده است. ترومای مزمن زمانی شکل می‌گیرد که خشونت، فقدان یا تهدید مداوم باشد؛ در این حالت، سیستم عصبی فردی و جمعی در حالت هشدار مستمر تثبیت شده و پیامدهایی مانند اضطراب طولانی‌مدت، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی ایجاد می‌کند.

ترومای انباشته زمانی رخ می‌دهد که زخم‌های گذشته پردازش نشده باقی مانده و با هر رویداد تازه دوباره فعال شوند.

نمونه‌ای از این وضعیت، زنجیره فجایع پلاسکو، متروپل، پرواز ۷۵۲، اعتراضات آبان ۹۸، بحران کرونا و جنبش‌ها و اعتراضات اخیر است که هر یک یادآور آسیب‌های پیشین نیز هستند.ترومای فعال وضعیتی است که در آن زخم‌های گذشته و فاجعه فعلی همزمان شعله‌ور می‌شوند؛ گذشته، حال و آینده درهم می‌آمیزند.

100%

کشتار دسته‌جمعی و سرکوب اخیر اعتراضات نمونه‌ای بارز از این وضعیت است که جامعه را در چرخه‌ای فعال از اضطراب، خشم، کرختی و شوک گرفتار می‌کند.

وقتی این لایه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند، روشن می‌شود که ترومای جمعی در جامعه ما یک وضعیت روانی–اجتماعی پایدار است. جامعه‌ای که با زنجیره‌ای از تروماهای مزمن، انباشته و فعال مواجه است و فرصت سوگواری و بازسازی ندارد، تجربه‌ای مداوم از ناامنی و بی‌ثباتی دارد.

شناخت ترومای جمعی در چنین بستری نیازمند درک الگوهای عمیقی است که در طول زمان شکل گرفته و در بافت روانی و اجتماعی جامعه رسوب کرده‌اند.

نقش ساختار قدرت و مواجهه با فجایع

ترومای جمعی حاصل رابطه‌ای است که جامعه با ساختار سیاسی، قدرت، امنیت و عدالت تجربه می‌کند.

هر جامعه‌ای در طول زمان، از خلال رویدادهای تلخ و بحران‌های اجتماعی، نوعی حافظه جمعی روانی می‌سازد؛ حافظه‌ای که از سوگ‌های ناتمام، بی‌عدالتی‌ها و احساس ناامنی شکل گرفته است. این حافظه جمعی تعیین می‌کند که جامعه در برابر بحران‌های بعدی چگونه واکنش نشان دهد.

در بسیاری از جوامع، حتی ناکارآمدی یا سوءمدیریت می‌تواند زخم‌های روانی عمیقی بر جای بگذارد؛ اما وقتی حکومت‌ها مستبد و خودکامه باشند، این روند به شکل خطرناک‌تر و پایدارتر ادامه می‌یابد. در چنین جوامعی، حکومت نه‌تنها از وقوع فجایع جلوگیری نمی‌کند، بلکه خود به منبع خشونت و تولیدکننده ترومای جمعی تبدیل می‌شود.

اگر بخشی از جامعه به ناکارآمدی یا نابسامانی اعتراض کند، به‌جای پاسخگویی و همدلی، با سرکوب، تحریف روایت‌ها و برچسب‌زنی مواجه می‌شود.

معترضان به‌جای آنکه به‌عنوان شهروند دیده شوند، اغلب با برچسب‌هایی چون تروریست یا اغتشاشگر معرفی می‌شوند تا امکان همدلی و حمایت جمعی از بین برود. به این ترتیب، رابطه میان جامعه و حکومت از اعتماد، به ترس و بی‌اعتمادی بدل می‌شود.

مساله تنها خود فاجعه نیست؛ نحوه مواجهه ساختار قدرت با آن نیز بخشی از چرخه تولید تروماست. بازداشت‌ها، فشارهای روانی، اعترافات اجباری و روایت‌های تحریف‌شده، نه‌تنها حقیقت را پنهان می‌کنند، بلکه نوعی خشونت نمادین علیه کل جامعه محسوب می‌شوند.

نهادی که باید ضامن امنیت و عدالت باشد، در چنین شرایطی خود به عامل تهدید و سرکوب تبدیل می‌شود؛ تجربه‌ای که می‌توان آن را گویی به مثابه خیانت ساختاری دید.

در نتیجه، ترومای جمعی تنها به خود واقعه محدود نمی‌شود. انکار، توجیه، برچسب‌زنی و سرکوب صدای معترضان، آن را تداوم می‌بخشند و جامعه را در چرخه‌ای از اضطراب، خشم و کرختی روانی نگه می‌دارند.

تفاوت اساسی این وضعیت با بسیاری از نمونه‌های جهانی در عامل خشونت است؛ در کشورهای دیگر، هرچند فجایع رخ می‌دهند، حکومت معمولا عامل اصلی خشونت نیست و امکان سوگواری، روایت و بازسازی اجتماعی وجود دارد.

اما وقتی خود حکومت به منبع خشونت و دشمن مردم تبدیل شود، ماهیت ترومای جمعی نیز تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، جامعه نه امکان سوگواری دارد، نه روایت و نه فرصت بازسازی. خشم، اضطراب و بی‌اعتمادی در حافظه روانی جمعی انباشته می‌شوند و به تجربه‌ای مزمن، عمیق و انتقال‌پذیر میان نسل‌ها بدل می‌گردند.

سوگواری، روایت و رابطه: زنجیره‌ای برای بازسازی روان جمعی

وقتی ساختار قدرت خود عامل تولید و بازتولید ترومای جمعی می‌شود، جامعه ناگزیر است برای حفظ تعادل روانی به روابط انسانی و مکانیزم‌های درونی تکیه کند.

در چنین شرایطی، حضور در کنار یکدیگر، شنیده‌شدن و تجربه مشترک اندوه، مهم‌ترین ابزار تنظیم روان جمعی است. وقتی سوگواری رسمی یا حمایت نهادی وجود ندارد، همین پیوندهای انسانی و عاطفی می‌توانند از انجماد روانی و بی‌حسی جلوگیری کنند.

یک واقعیت مهم این است: پس از تجربه ترومای جمعی،«ما دیگر آدم سابق نیستیم»،چیزی که احتمالاً همه لمس کرده‌ایم. این تغییر طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است و نشانه شکست نیست؛ بلکه بازتاب تجربه‌ای ناگوار و بسیار سنگین و تغییرات عمیق روانی، احساسی و رفتاری ماست.

هر خشونت گسترده یا فقدان پیچیده، روان فردی و جمعی را دگرگون می‌کند و بازگشت به وضعیت پیشین ممکن نیست.

100%

این تغییر، واقعیتی است که افراد جامعه باید با آن مواجه شوند، در مواجهه با ترومای جمعی، جامعه باید به زنجیره‌ای طبیعی و به‌هم‌پیوسته تکیه کند، سوگواری، روایتگری و پیوند رابطه این سه حلقه کارکردی حمایتی و ترمیمی دارند و به جامعه امکان می‌دهند تجربه فقدان و خشونت را به شکلی قابل‌تحمل‌تر پردازش کند.

سوگ جمعی نخستین حلقه است. افراد نیاز دارند تجربه فقدان‌های گسترده را در کنار دیگران بیان کنند. مراسم جمعی، یادبودهای غیررسمی و تجمع‌های سوگوارانه، رنج را معتبر می‌سازند و جامعه را از انزوا و بی‌حسی دور می‌کنند. در دل همین فضاها، شکل‌های نوظهور و ابداعی سوگواری پدیدار می‌شوند؛ سوگواری‌هایی خارج از چارچوب رسمی که بر تجربه بدنی و حسی تکیه دارند. صدا، موسیقی، سکوت و رقص به ابزارهایی برای بیان رنج و بازسازی حافظه جمعی بدل می‌شوند و پیوند عاطفی جامعه را تقویت می‌کنند.

روایتگری حلقه دوم است. روایت، چه در قالب گفتار، نوشتار، موسیقی یا هنر، حافظه مشترک را ثبت کرده و تجربه فردی را به سطح اجتماعی می‌رساند. این فرایند گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد، امکان پردازش سوگ را فراهم می‌کند و مانع فراموشی یا تحریف تجربه‌ها می‌شود. هر روایت علاوه بر انتقال رنج، به جامعه کمک می‌کند معنا بسازد و از انباشت ترومای مزمن جلوگیری کند.

رابطه و پیوند سومین حلقه این زنجیره است و حاصل سوگواری و روایتگری است. رابطه به معنای حضور در کنار دیگری و فعال کردن حمایت متقابل است. این زنجیره می‌تواند به تنظیم‌کننده روان جامعه تبدیل شود؛ شنیده‌شدن، دیده‌شدن و مشارکت در سوگواری و روایتگری تجربه روانی را تثبیت کرده و مانع فروپاشی هیجانی و کرختی اجتماعی می‌شود.

پیوند میان سوگ، روایت و رابطه بستر اصلی تاب‌آوری جمعی را شکل می‌دهد و به جامعه کمک می‌کند حتی در دل ترومای مزمن، همدلی و پیوندهای اجتماعی خود را حفظ کند و مسیر مبارزه و بازسازی روانی–اجتماعی را ادامه دهد.