• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

آرش بهفر را کشتند و اجازه نصب سنگ مزار را هم ندادند

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

نزدیکان جاویدنام آرش (مجید) بهفر به ایران‌اینترنشنال گفتند او شامگاه ۱۹ دی در منطقه نظام‌آباد تهران با چهار مامور درگیر شد و از فاصله نزدیک بارها به کمر او شلیک کردند. او در بیمارستان به دلیل شدت خونریزی جان باخت. ماموران از نصب سنگ مزار و درج مشخصاتش جلوگیری کردند.

به گفته این منابع، پس از آنکه ماموران به آرش ۴۱ ساله شلیک کردند، اجازه ندادند کسی به کمک او برود. اما فریاد پسردایی‌های آرش و هجوم مردم، باعث متفرق شدن ماموران شد. یکی از پسردایی‌ها، او را روی دوش خود به خانه برد.

همسایه‌ها برای درآوردن ساچمه‌ها از بدن آرش تلاش کردند، اما او به دلیل شدت جراحات دچار خونریزی داخلی شد. ساعت یک نیمه شب اورژانس به در منزل رفت و آرش را به بیمارستان «امام حسین» منتقل کرد، اما او جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، مراسم خاکسپاری آرش با حضور پرشمار ماموران امنیتی برگزار شد و از خانواده تعهد گرفته بودند مراسم تشییع را در سکوت برگزار کنند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۴

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

در بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان در بازه زمانی دو روزه، ایران در اعتراضات دی‌ماه صحنه قتل‌عام بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند بی‌دفاع، سرکوب و بازداشت‌های گسترده بود. این گزارش، با مرور آنچه گذشت و گفت‌وگو با کارشناسان می‌پرسد جامعه پس از این هزینه سنگین چه راهی پیش رو دارد.

اعتراضات دی‌ماه، همچون برخی دیگر از خیزش‌های پیشین مردم علیه جمهوری اسلامی، با ترکیبی از مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شکل گرفت و در مدت کوتاهی از تهران به شهرهای مختلف کشور گسترش یافت.

پاسخ حاکمیت، شیوه‌های مختلف سرکوب خشونت‌بار از جمله استفاده گسترده از خشونت، حمله شیمیایی، شلیک مستقیم، بازداشت‌های وسیع، فشار بر خانواده‌های معترضان و محدودسازی شدید فضای عمومی بود.

بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، بخش قابل‌توجهی از کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و زخمی‌شدگان اعتراضات را نسل زد و جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می‌دهند؛ نسلی که نه تجربه‌ای از دهه‌های نخست جمهوری اسلامی دارد و نه امیدی به اصلاح درون‌ساختاری.

هم‌زمان، ناپدیدسازی قهری، بی‌خبری خانواده‌ها و پرونده‌سازی امنیتی علیه معترضان بازداشت‌شده به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شد.

این گزارش تلاش می‌کند تصویری جامع از تجربه اجتماعی، حقوقی و بین‌المللی این دوره از اعتراضات ارائه دهد و در گفت‌وگو با کارشناسان می‌پرسد چرا افراد نوجوان و جوان در کانون اعتراض و سرکوب قرار گرفتند و سوگ و خشم جمعی چه اثری بر همبستگی و کنش جمعی گذاشت.

این گزارش همچنین این موضوع را بررسی می‌کند که خانواده‌ها و دادخواهان چه مسیرهای حقوقی داخلی و بین‌المللی پیش رو دارند، واکنش جامعه جهانی و فشارهای دیپلماتیک چه اثر واقعی گذاشته و در سناریو مطرح شدن گزینه اقدام نظامی، چشم‌انداز تحقق خواسته‌های مردم و نتایج پایدار چه می‌تواند باشد.

  • تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

    تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

سرکوب اعتراضات دی‌ماه از منظر حقوق بین‌الملل

به‌گفته معین خزائلی، حقوقدان و عضو مرکز مشاوره و آموزش حقوقی دادبان، آنچه در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران رخ داده، از منظر حقوق بین‌الملل به‌طور کامل با تعاریف «جنایت علیه بشریت» مندرج در ماده هفت اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری مطابقت دارد.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال توضیح داد مواردی مانند قتل‌عام گسترده شهروندان غیرنظامی، نقض فراگیر حق آزادی، بازداشت‌های فله‌ای بدون مبنای قانونی، اعمال شکنجه و خشونت سازمان‌یافته، استفاده گسترده از نیروی مرگ‌بار علیه مردم غیرمسلح و ناپدیدسازی قهری، همگی از مصادیق صریح این ماده محسوب می‌شوند.

به‌گفته این حقوقدان، شمار بسیار بالای کشته‌شدگان که شامل ده‌ها هزار شهروند غیرنظامی غیرمسلح می‌شود، به‌روشنی مصداق «قتل‌عام عمومی» است.

او تاکید کرد در سرکوب اعتراضات، از تجهیزات و تسلیحات نظامی سنگین علیه غیرنظامیان با هدف کشتن استفاده شده، نه با هدف کنترل تجمع یا کنترل جمعیت؛ از جمله دوشکا، سلاح‌های تک‌تیرانداز و تیراندازی‌هایی که به‌طور هدفمند سر معترضان را نشانه گرفته‌اند.

خزائلی گفت در حالی‌که بر اساس استانداردهای حقوقی و کارکردهای پلیسی، نیروهای انتظامی و نظامی تنها مجاز به استفاده محدود و متناسب از زور برای کنترل تجمعات هستند، آنچه در ایران رخ داد استفاده نامحدود، فاقد هرگونه توجیه حقوقی و با قصد آشکار کشتن بوده است.

او همچنین به بازداشت ده‌ها هزار نفر بدون حکم قضایی، نبود توضیح درباره پرونده‌ها، نامشخص‌بودن روندهای قانونی، بی‌خبری خانواده‌ها و عدم پاسخگویی دستگاه قضایی اشاره کرد و گفت در موارد بسیاری حتی مشخص نیست بازداشت‌شدگان کجا نگهداری می‌شوند؛ وضعیتی که می‌تواند مصداق روشن «ناپدیدسازی قهری» باشد؛ جرمی که به‌طور مشخص در ماده هفت اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی به‌عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شده است.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال اضافه کرد استفاده گسترده از سلاح‌های ساچمه‌ای با هدف قرار دادن صورت و چشم معترضان، ناقص‌سازی سیستماتیک و اعمال شکنجه جسمی در سطح وسیع نیز از دیگر مصادیق روشن جنایت علیه بشریت است.

او همچنین به حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به مراکز درمانی، یورش به بیمارستان‌ها و ربایش مجروحان از این مراکز اشاره کرد و گفت این اقدامات هم مصداق ربایش و ناپدیدسازی قهری است و هم نقض مصونیت مراکزی که بر اساس قوانین بین‌المللی باید همواره امن باقی بمانند.

به‌گفته این حقوقدان، مجموعه این اقدامات به‌صورت قابل راستی‌آزمایی، در چارچوب جنایت علیه بشریت قابل شناسایی و پیگیری حقوقی است.

نقش مستندسازی و مسیرهای حقوقی پیش‌روی خانواده‌ها

به‌گفته معین خزائلی، مستندسازی بازداشت‌ها، کشتار و ناپدیدسازی‌ها ستون اصلی هرگونه پیگیری حقوقی در سطح داخلی و بین‌المللی است و اطلاع‌رسانی خانواده‌ها درباره وضعیت کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان نقشی حیاتی در این روند دارد.

او گفت نهادهای متعددی در حال جمع‌آوری اسناد و شواهد مربوط به نقض حقوق بشر در ایران هستند؛ از جمله کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، سازمان‌های بین‌المللی مانند عفو بین‌الملل و همچنین نهادهای حقوق بشری ایرانی.

خزائلی توضیح داد مستندسازی قرار نیست به‌تنهایی و در کوتاه‌مدت به نتیجه قضایی منجر شود، بلکه روندی است برای جمع‌آوری دقیق مدارک و شواهد تا بتوان آن‌ها را در سازوکارهای پاسخگویی و مراجع بین‌المللی، در زمان مناسب، مورد استفاده قرار داد.

  • ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

    ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

او با اشاره به محدودیت‌های شدید اطلاع‌رسانی، قطع اینترنت و دشواری دسترسی به اطلاعات، افزود با وجود این موانع، روند مستندسازی همچنان ادامه دارد و بخشی از اطلاعات از داخل ایران در حال جمع‌آوری است.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد پاسخگو کردن آمران و عاملان نقض گسترده حقوق بشر تنها زمانی ممکن است که این مستندات در دسترس باشد.

به‌گفته او، این پیگیری می‌تواند از مسیرهای مختلفی از جمله ارجاع پرونده ایران به دیوان بین‌المللی کیفری از طریق شورای امنیت، تشکیل دادگاه‌های مستقل بین‌المللی یا استفاده از اصل صلاحیت قضایی جهانی از سوی کشورها برای ورود مستقیم به پرونده و محاکمه متهمان انجام شود.

این حقوقدان تاکید کرد بدون مستندسازی دقیق، هیچ‌یک از این مسیرها امکان‌پذیر نخواهد بود و به همین دلیل ثبت، حفظ و انتقال اطلاعات، حتی در شرایط سرکوب شدید، اهمیتی حیاتی دارد.

نسل زد در کانون اعتراض و سرکوب

آسیه امینی، تحلیلگر مسائل اجتماعی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت داده‌های موجود نشان می‌دهد در اعتراضات دی‌ماه و هفته‌های پس از آن، بیشترین سهم قربانیان را نسل جوان تشکیل داده است.

به‌گفته او، بر اساس آمارهای قابل دسترس و اطلاعات منتشرشده از سوی یک گروه جامعه‌شناسی در داخل ایران، بیشترین شمار کشته‌شدگان در بازه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال قرار داشته‌اند.

امینی با اشاره به گزارش شورای تشکل‌های صنفی فرهنگیان افزود دست‌کم ۱۶۳ کودک نیز در جریان این اعتراضات کشته شده‌اند؛ کودکانی که هم دانش‌آموزان و هم کودکان کار را شامل می‌شوند.

به‌گفته او، این تنوع سنی و اجتماعی، در کنار جوان‌بودن بخش عمده جان‌باختگان، نشان می‌دهد قربانیان اصلی سرکوب، نسل جوان، مولد و آینده‌ساز جامعه ایران بوده‌اند؛ نسلی که از نظر فکری در زمره فعال‌ترین و پویاترین لایه‌های جامعه قرار دارد.

به‌گفته این تحلیلگر، بسیاری از این جوانان مجرد بوده‌اند و همین تجرد باعث شده رهاتر، بی‌پرواتر و شجاعانه در پیشاپیش معترضان قرار بگیرند و عملا نقش سپر انسانی برای دیگران را ایفا کنند.

امینی گفت این نسل به‌واسطه دسترسی گسترده به اینترنت، ماهواره و ارتباط مستمر با جهان خارج، با جهانی آزاد مواجه است؛ جهانی که دیوارهای سانسور جمهوری اسلامی نتوانسته آن را از آنان پنهان کند.

او توضیح داد این جوانان جهان آزاد را می‌بینند و می‌شناسند، اما در داخل مرزهای جمهوری اسلامی از دسترسی به آن محروم‌اند.

به‌گفته امینی، آن‌ها به‌روشنی می‌دانند فرصت دیگری پیش رویشان نیست، مسیرهای بهبود شرایط به بن‌بست رسیده و دقیقا می‌دانند چه می‌خواهند: آزادی، رفاه شایسته و کرامت انسانی؛ خواسته‌هایی که به باور این نسل، تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، دست‌یافتنی نخواهد بود. از همین رو، خود را در برابر مسیری یک‌طرفه می‌بینند.

این تحلیلگر گفت شمار زیادی از این جوانان از نظر جسمی نیز آماده، پرانرژی، ورزشکار و توانمند بوده‌اند و به همین دلیل اغلب در صف اول اعتراضات ایستاده‌اند؛ هم به دلیل شجاعت و هم برای مراقبت از دیگران.

به‌گفته او، در میان معترضان، افراد از همه سنین و اقشار حضور داشتند، اما این جوانان بودند که پیشگام شدند، جلو رفتند، شعار دادند و خود را سپر دیگران کردند.

امینی تاکید کرد همین حضور در صف اول باعث شد بسیاری از آن‌ها مستقیما هدف شلیک گلوله قرار بگیرند و در مواردی جانشان به دلیل کمک به دیگران به خطر بیفتد.

او افزود در میان جاویدنامان، شمار زیادی از جوانان پرانرژی دیده می‌شوند که در همان جغرافیای اندوه‌زده، مایه شادی خانواده‌هایشان، مردمشان و ایران بودند؛ جوانانی که تصاویر و ویدیوهایشان سرشار از شور زندگی است و اکنون با فقدان آن‌ها، جامعه احساس می‌کند گویی شریان زندگی‌اش بسته شده است.

سوگ جمعی، خشم و مسیر پیش‌روی جامعه

امینی در ادامه گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت گوید جامعه ایران سال‌هاست مسیر خود را انتخاب کرده و دادخواهی مدت‌هاست به یک خواست عمومی بدل شده است.

به‌گفته او، برای بخش بزرگی از جامعه، جمهوری اسلامی عملا حکومتی مرده است؛ حکومتی که نه بر پایه رضایت اجتماعی، بلکه صرفا با زور تیغ و گلوله دوام آورده است.

او توضیح داد منظور از «حکومت مرده» این است که هیچ رابطه معناداری میان یک نظام سیاسی پاسخ‌گو، برنامه‌ریز و در تعامل با جامعه و آنچه جمهوری اسلامی نمایندگی می‌کند، وجود ندارد.

به‌گفته امینی، در نگاه مردم، این نظام اساسا حکومت محسوب نمی‌شود و در نگاه حاکمیت نیز مردم نه شهروند، بلکه دشمن تلقی می‌شوند؛ گسستی که سال‌ها پیش شکل گرفته و پدیده‌ای تازه نیست.

این تحلیلگر گفت در چنین شرایطی، هر جان عزیزی که در مسیر اعتراض از دست می‌رود، نه آغاز یک عزم تازه، بلکه کوبیدن میخی دیگر بر اراده‌ای است که از پیش در جامعه وجود داشته است.

با این حال، به‌گفته او، هم‌زمان لایه‌هایی فزاینده از خشم و نفرت نیز بر این اراده افزوده می‌شود؛ انرژی‌ای که از یک سو می‌تواند پیش‌برنده جنبش اعتراضی باشد و از سوی دیگر، در صورت بی‌سرانجام‌ماندن، برای خود جامعه خطرناک است.

او تاکید کرد: «خطر آن‌جاست که حکومت تمام ابزارهای زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را از مردم دریغ کرده است.»

امینی هشدار داد اگر اعتراض‌ها به نتیجه نرسد، اگر گذار از جمهوری اسلامی ممکن نشود و اگر نیروهایی که مدعی حمایت از مردم ایران‌اند نتوانند راهی واقعی برای خروج از این بن‌بست بگشایند، جامعه با موجی از افسردگی و فروپاشی روانی عمیق و گسترده روبه‌رو خواهد شد؛ وضعیتی که به‌گفته او ابعاد آن به‌سادگی قابل تصور نیست.

به‌گفته این تحلیلگر، در این مرحله امید نه یک احساس، بلکه یک ضرورت و مسئولیت است؛ امید به این‌که کار به آن نقطه نرسد و مردم بتوانند گذار از جمهوری اسلامی را ممکن کنند.

امینی تاکید کرد این گذار تنها در صورتی امکان‌پذیر است که دعواها، رقابت‌ها و منازعات ناشی از اختلاف‌نظرهای سیاسی در میان مخالفان، مقدم بر هدف اصلی نشود.

به‌گفته او، تنها هدف مشترک همه مخالفان جمهوری اسلامی باید گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به یک رفراندوم باشد و هر اتلاف انرژی، رقابت جانبی یا نزاع دیگر، انحراف از مسیری است که مردم برای آن هزینه داده‌اند و خون پرداخته‌اند.

واکنش جامعه جهانی؛ عبور از مواضع نمادین؟

فرشته پزشک، کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت واکنش جامعه جهانی به اعتراضات دی‌ماه و سرکوب خشونت‌بار آن، این‌بار فراتر از موضع‌گیری‌های صرف و نمادینی بوده که معمولا در دوره‌های پیشین دیده می‌شد.

او گفت اتحادیه اروپا نه‌تنها تحریم‌های هدفمندتری اعمال کرده، بلکه در نهایت حاضر شده یکی از خط قرمزهای پیشین خود را کنار بگذارد و سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهد.

اقدامی که به‌گفته او اثر حقوقی و اقتصادی بسیار جدی بر تعاملات مالی و همکاری شرکت‌هایی دارد که ذیل ساختار یا مرتبط با سپاه هستند و در اروپا نیز فعالیت دارند.

پزشک گفت این فشار هنوز به سطح نهایی خود نرسیده و اقدامات بیشتری همچنان ممکن است؛ از جمله قطع روابط دیپلماتیک یا اخراج سفرا.

او افزود اتحادیه اروپا هنوز تا این حد پیش نرفته، اما امکان تشدید فشار وجود دارد و رد شدن از این خط قرمز، به‌گفته او، موضوع مهمی بوده است.

اعتراضات، سایه جنگ و سناریوی اقدام نظامی

پزشک گفت اگر اعتراضات داخلی ادامه پیدا کند، حکومت هم‌زمان با فشار بسیار جدی در داخل کشور و سایه جنگ مواجه خواهد بود و شرایط را «بسیار بغرنج» توصیف کرد.

او گفت با توجه به میزان نیروهای نظامی مستقر در منطقه، اگر مردم واقعا در یک سطحی به خیابان‌ها بیایند، می‌شود انتظار داشت که این‌بار چتری حمایتی بالای سر آن‌ها باشد.

با این حال، او تاکید کرد که هم‌زمان می‌شود انتظار داشت مردم دیگر به حرف آمریکا اطمینان نکنند اما اضافه کرد گزینه جنگ یک واقعیت است که تقریبا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

او افزود اگر اتفاق خارق‌العاده‌ای رخ ندهد از جمله این‌که رهبر جمهوری اسلامی، چه به دلیل مرگ طبیعی، چه ترور یا دستگیری، دیگر وجود نداشته باشد، احتمال درگیری نظامی وجود دارد.

پزشک تاکید کرد جنگ لزوما به این معنی نیست که حتما تغییر رژیم صورت بگیرد.

او گفت اگر گزینه نظامی واقعا به تضعیف پایه‌های سرکوب یا حذف هسته اولیه رهبری، یعنی کل رده اول نظام، منجر شود، می‌تواند فرصتی ایجاد کند که مردم دوباره به خیابان برگردند و آن‌جا ممکن است یک تغییر جدی در ساختار ایجاد شود و حتی با یک انقلاب مواجه باشیم.

او افزود جنگ به معنای دستیابی قطعی به این نتایج نیست و رابطه‌ای یک‌به‌یک میان اقدام نظامی و تغییر رژیم وجود ندارد.

به‌گفته او، آمریکا ممکن است حمله کند و فقط توان موشکی یا باقی‌مانده ساختار هسته‌ای را از بین ببرد، یا حتی همه رهبران را حذف کند و به تغییر ساختاری یا تغییر کامل رژیم کمک کند. پزشک در پایان گفت: «بنابراین امکانش وجود دارد، ولی لزوما قطعی نیست.»

کناره‌گیری حمیدرضا فرهادی از تیم‌های ملی کاراته در اعتراض به قتل‌عام مردم ایران

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

حمیدرضا فرهادی، مربی پیشین تیم ملی کاراته، در اعتراض به کشتار بی‌سابقه مردم ایران به دست جمهوری اسلامی، با انتشار پستی اینستاگرامی از حضور در تیم‌های ملی کناره‌گیری کرد: «دیگر توان ادامه این مسیر را ندارم. نه از سر خستگی، بلکه از عمق اندوه و اعتراض.»

مربی رده‌های سنی تیم ملی کاراته ایران در این پست نوشت: «پس از شش سال همکاری مستمر با تیم‌های ملی و افتخار خدمت به ورزش کشورم، همراه با کسب مدال‌های جهانی، آسیایی و کشوری برای شهر و سرزمینم، امروز ناچارم تصمیمی بگیرم که هرگز انتخاب قلبی من نبوده است.»

او نوشت: «در سال‌هایی که تمام توان، دانش و زندگی‌ام را صادقانه وقف تربیت قهرمانان این خاک کردم، بارها با بی‌عدالتی، فشار، احضار و بازداشت از سوی نهادهای امنیتی و حراست ورزش مواجه شدم؛ تنها به دلیل ایستادن در کنار مردم و وفادار ماندن به وجدان انسانی‌ام.»

فرهادی در ادامه نوشت: «اکنون، در شرایطی که موج خشونت و کشتار بی‌رحمانه، داغ از دست رفتن جوانان شجاع این سرزمین را بر دل همه ما گذاشته و آرامش روحی و روانی از من سلب شده است، دیگر توان ادامه این مسیر را ندارم. نه از سر خستگی، بلکه از عمق اندوه و اعتراض. من از تیم‌های ملی خداحافظی می‌کنم، اما از مردم، از حقیقت و از آرمان زندگی شرافتمندانه هرگز.»

مربی پیشین تیم ملی کاراته ایران در بخش دیگری نوشت: «امید دارم روزی ورزش این سرزمین، آزاد از فشار، تهدید و سیاست، تنها بر شایستگی، اخلاق و انسانیت بنا شود؛ روزی که مربی و ورزشکار، به‌جای ترس، با امنیت و کرامت نفس کار کنند. این خداحافظی پایان راه من نیست؛ تنها پایان همکاری در ساختاری است که دیگر با وجدانم هم‌مسیر نیست.»

خطر صدور حکم اعدام برای محمدامین بیگلری

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، محمدامین بیگلری، جوان ۱۹ ساله‌ای که پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه در جریان اعتراضات تهران بازداشت شده، در خطر صدور حکم اعدام قرار دارد. مادر او فوت شده و پس از سه هفته از بازداشتش، خبر بازداشت وی را به پدرش که مدت‌ها پیگیر سرنوشت او بوده، داده‌اند.

بنا بر گفته یک منبع مطلع، پرونده بیگلری در هفته اخیر از شعبه ۳ دادگاه انقلاب تهران به شعبه ۱۵ به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و با توجه به اتهاماتی که به او زده شده، خانواده‌اش نگران هستند که «قاضی مرگ» برای فرزندشان حکم اعدام صادر کند.

بیگلری که در یک سالن پیرایش مردانه در تهران کار می‌کند، ۱۸ دی‌ماه در خیابان دماوند تهران و زمانی که از سر کار به خانه بازمی‌گشت، در جریان اعتراضات مردمی بازداشت شد.

مادر این شهروند بازداشت‌شده که تک‌فرزند است فوت کرده و پس از گذشت سه هفته از بازداشتش، به پدرش که مدت‌ها پیگیری سرنوشت او بوده و حتی در میان پیکرهای کهریزک دنبال فرزندش گشته است، خبر بازداشت او را داده‌اند.

گاردین:‌ سرکوب خونین ۱۸ دی در رشت چگونه رقم خورد؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۵ (‎+۰ گرینویچ)

بر پایه بازسازی زمانی روزنامه گاردین از رویدادهای شب ۱۸ دی در رشت، که بر شهادت‌های دست‌اول، ویدیوها، عکس‌ها و گزارش‌های پزشکی تکیه دارد، قطع سراسری اینترنت و ارتباطات عصر آن روز، هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات، زمینه‌ساز یکی از خونین‌ترین شب‌های سرکوب شد.

روزنامه گاردین جمعه ۱۷ بهمن نوشت قطع اینترنت در ۱۸ دی باعث شد روشن شدن ابعاد آنچه رخ داد، بر پایه گزارش شاهدان، ویدیوها، عکس‌ها و شهادت‌های بیمارستانی، زمان‌بر شود.

در زمان آغاز خشونت‌ها، بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، در بیش از ۲۰۰ شهر ایران تظاهرات جریان داشت. این روایت، داستان آن چیزی است که در شهر رشت رخ داد.

پنجشنبه ۱۸ دی، ساعت پنج بعدازظهر

در لحظه‌ای که مقام‌های جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کردند، علی، ۳۶ ساله، همراه دوستانش در حال حرکت به سمت خیابان شریعتی بود؛ خیابانی که در امتداد لبه بازار بزرگ رشت در مرکز ایران قرار دارد. وقتی به خیابان رسیدند، هزاران نفر پیش از آنجا تجمع کرده بودند و شعار آزادی سر می‌دادند.

  • بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

    بریتانیا، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۰ فرد در ایران را تحریم کرد

اعتراض‌ها از سه‌شنبه شدت گرفته بود و مردم شهرهای اطراف برای پیوستن به تجمع‌ها راهی رشت شده بودند.

جمعیت به بازار بزرگ شهر سرازیر شد؛ بازاری تاریخی و پرجنب‌وجوش که شبکه‌ای از خیابان‌ها و گذرهای درهم‌تنیده را در بر می‌گیرد.

موقعیت بازار در نزدیکی مسجد حاج مجتهد و در تقاطع شریان‌های اصلی شهر، آن را به قلب زندگی پرتکاپوی رشت، و به کانونی طبیعی برای معترضان، بدل کرده بود.

آن شب، کوچه‌های باریک بازار مملو از جمعیت بود. علی گفت: «برآورد می‌کنم بیش از ۲۰ هزار نفر اطراف کوچه‌ها و بلوارهای نزدیک بازار بودند.»

به گفته او، مردم از همه سنین حضور داشتند: «دوست من همسرش و دو دخترش را آورده بود؛ یکی ۹ ساله و دیگری ۱۲ ساله. همه خوشحال بودیم و احساس همبستگی می‌کردیم که برای آزادی کنار هم هستیم.»

حتی وقتی متوجه قطع اینترنت شدند، علی نگران نشد: «مهم نبود اینترنت یا تماس نداشتیم. همه با هم بودیم و احساس خطر نمی‌کردیم.»

در حدود یک کیلومتری او در شمال‌غرب خیابان شریعتی، سیامک، ۴۰ ساله، قرار داشت. او برای پیوستن به تظاهرات محتاط بود و می‌گفت با افزایش جمعیت در شهر، فضا سنگین شده است. اما دلیل حضور مردم را درک می‌کرد.

  • روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

    روایت شاهد عینی از دو شب خونین رشت: به مردم تسلیم‌شده شلیک کردند و «بازار هولوکاست شد»

او در حال رانندگی در شهر، سالمندان، کودکان و خانواده‌های کامل را دید که به راهپیمایی می‌پیوندند، گروه‌هایی از نوجوانان از خودروها پیاده می‌شدند و به سمت بازار می‌رفتند.

سیامک گفت: «شیشه ماشین را پایین دادم و گفتم: خدا نگهدارتان باشد، امیدوارم سالم بمانید.»

با گذشت روز، اما، احساس کرد جمعیت از نظر عددی دلگرم‌کننده است: «تا بعدازظهر پنج‌شنبه، حرف‌ها عوض شد. مردم از ماندن در خانه خجالت می‌کشیدند. پدر و مادرها درباره بچه‌هایشان حرف می‌زدند و می‌گفتند: چرا نرویم؟ دیگر فقط پول نبود؛ مساله کرامت بود.»

ساعت ۸ شب

با فرارسیدن شب، هیچ‌کس از بازار و خیابان‌های اطراف به خانه برنمی‌گشت. عبور از میان جمعیت زمان می‌برد. سیامک از بلوار معلم که حدود ۱۵ دقیقه پیاده تا بازار فاصله داشت، از کوچه‌های فرعی خودش را آرام‌آرام به میدان شهرداری رساند که در همان بلوک بازار قرار دارد.

او به پشت‌بامی رفت تا از چشم‌اندازی بهتر به خیابان نگاه کند: «جمعیت عظیم بود. همه خیابان‌ها پر شده بود.»

در خیابان شریعتی، علی و دوستانش با نزدیک شدن به کوچه‌های اطراف بازار شعار می‌دادند.

فضا شاد و پرامید بود؛ تا اینکه ناگهان چیزی تغییر کرد. علی گفت: «احساس پیروزی به ترس تبدیل شد. نمی‌توانم ثانیه‌های قبل از فاجعه را توضیح بدهم. قلب‌هایمان تند می‌زد. نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی‌های نقاب‌دار ما را محاصره می‌کردند.»

  • درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

    درمان زیر رگبار؛ مرثیه‌ای بر مرگ بی‌طرفی پزشکی در ایران وقتی حکومت کشتار می‌کند

او چند خودرو سفید تویوتا هایلوکس را دید که با تیربار وارد جمعیت می‌شدند. علی حتی آن لحظه هم، تصور آنچه را در راه بود نداشت.

کمی بیرون‌ از بازار، سیامک صدای تیراندازی را تشخیص داد: «انفجار و رگبار ممتد از سمت بازار شنیدم. مردم به سمت خیابان‌های اطراف می‌دویدند. بعضی فریاد می‌زدند. بعضی خون‌آلود بودند. از حرف‌هایشان فهمیدیم داخل چه خبر است.»

اندکی بعد، بوی دود را حس کرد و نوری سرخ در آسمان دید؛ آتش بازار را دربرگرفته بود.

ساعت ۸:۳۰ شب

علی گفت حدود ۸:۳۰ شب بود که دید بازار می‌سوزد. دقیقا روشن نیست آتش کجا و چگونه آغاز شد، اما «خیلی سریع گسترش یافت»، «مردم داخل بازار بین دو راهی مانده بودند؛ بدوند سمت ما یا بروند برای نجات کسانی که در آتش گرفتار شده‌اند. وقتی دود پخش شد و ما تلاش می‌کردیم راه باز کنیم، موج بزرگی از مردم که از آتش می‌گریختند به سمت خیابان هجوم آورد». سپس نیروهای امنیتی شروع به شلیک کردند.

علی در ادامه گفت: «نیروهای امنیتی به سوی جمعیت در حال فرار تیراندازی کردند. دیدم که مستقیم به سر مردم شلیک می‌کردند؛ با کلاشنیکف، ژ۳ و حتی دوشکا. انگار جهنم را می‌دیدی که می‌سوزد. هنوز هم نمی‌توانم آنچه دیدم را توضیح بدهم.»

گروهی از نیروها به سمت او آتش گشودند و علی و دوستانش برای پناه گرفتن دویدند.

وقتی جمعیت از بازار به خیابان‌های اطراف سرازیر شد، سیامک از فراری‌ها پرسید چه شده است. به او «گفتند بازار شهرداری و بازار بزرگ را آتش زده‌اند و اجازه ورود آتش‌نشان‌ها را نمی‌دهند.»

کوچه‌های باریک بازار مردم را گیر انداخت. وقتی آتش گسترش یافت، مردم مجبور شدند انتخاب کنند؛ داخل بازار بمانند و بسوزند یا بیرون بیایند. وقتی بیرون آمدند، به آن‌ها شلیک شد.

  • ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

    ماموران با حمله به بیمارستان تهرانپارس به معترضان زخمی تیر خلاص زدند

رسانه‌های حکومتی گفتند بازار و یکی از مسجدهای آن «به‌دست آشوبگران وابسته به خارج» به آتش کشیده شد.

بیرون بازار، علی گفت شاهد یک کشتار عینی بود: «واقعا کلمه‌ای برای گفتن ندارم. مردم می‌خواستند آتش را خاموش کنند، اما گروهی از لباس‌شخصی‌ها به جمعیتی که برای خاموش کردن آتش تلاش می‌کردند حمله کردند و همان‌ها جلوی ورود آتش‌نشان‌ها را گرفتند. مردم را کاملا به دام انداخته بودند و به کسانی که فرار می‌کردند هم شلیک می‌کردند.»

علی گفت وقتی مسجد حاج مجتهد را در آتش دید، بازار از پیش شعله‌ور بود: «هنوز نمی‌توانم آنچه جلو چشمم رخ داد را تحلیل کنم. دیدم به بچه‌ها شلیک می‌کردند، به زن‌ها، به سالمندان… نمی‌توانم بگویم. دیدم خیلی‌ها را به سرشان زدند و خون در خیابان‌ها جاری شد.»

نیروهای امنیتی و مردان مسلح لباس‌شخصی «پشت سر فراری‌ها می‌رفتند و شلیک می‌کردند؛ انگار خاکسترها را هم تعقیب می‌کردند و می‌سوزاندند»، «هرگز از آنچه دیدم رها نمی‌شوم. هرگز»

از ساعت ۹ شب تا نیمه‌شب

برای سیامک، پیامدها به اندازه آشوب اولیه فاجعه‌بار بود: «دیدم مردم در خیابان‌های منتهی به بازار فرو می‌ریختند. تیراندازی از چند جهت بود. انفجارهای بلندی شنیده می‌شد؛ چیزی که مردم به آن بمب صوتی می‌گفتند. خودروهای سفید تویوتا هایلوکس با نیروهای نقاب‌دار زیر پل‌ها و در خروجی‌ها مستقر بودند.»

به گزارش گاردین در این زمان خبر پیچید که بازماندگان تیراندازی اولیه داخل بازار، اگر بیرون بیایند «تمام می‌شوند»، «اجازه نمی‌دادند زخمی‌ها زنده بمانند».

چندین نهاد حقوق بشری گزارش داده‌اند که مقام‌ها تا پس از نیمه‌شب اجازه دسترسی مناسب به خودروهای آتش‌نشانی برای مهار آتش را ندادند. در حالی که مغازه‌ها و خانه‌ها می‌سوخت، علی و سیامک عقب‌نشینی کردند، اما همان شب دوباره بازگشتند تا ببینند چه باقی مانده است.

  • اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

    اعتراض پزشکان و وکلای ایرانی-استرالیایی به نظامی‌سازی مراکز درمانی و سرکوب معترضان

ساعت ۲ بامداد

در ساعات اولیه صبح، علی و دوستانش برای سرکشی به خیابان‌های اطراف بازار برگشتند. به گفته او، حدود ۵۰۰ مغازه سوخته بود و لکه‌هایی از آتش هنوز شعله‌ور بود: «انگار شهر به خاکستر نشسته بود. مثل یک کابوس.»

او گفت برخی اجساد از میان ویرانه‌ها بیرون آورده شده و در خیابان‌ها افتاده بودند؛ آن‌قدر سوخته که قابل شناسایی نبودند: «فکر نمی‌کنم راهی برای شناسایی عزیزان وجود داشته باشد، جز آزمایش دی‌ان‌ای.»

در بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های شهر، موج مجروحان سرازیر شد.

بنا بر گفته یک پزشک (که به دلیل ترس از پیامدها نامش فاش نشده) و گزارش‌های گردآوری‌شده از اورژانس‌های رشت، بیمارستان‌ها «صدها مصدوم سوختگی از محدوده بازار رشت دریافت کردند؛ از جمله اجسادی با سوختگی جزئی و بیمارانی با سوختگی‌های گسترده درجه سه و چهار که در روزهای بعد جان باختند».

همچنین «صدها بیمار با جراحات ترکیبی گلوله و سوختگی مراجعه کردند؛ الگوی‌ای سازگار با افرادی که هنگام فرار از منطقه در حال سوختن هدف گلوله قرار گرفته‌اند».

به گفته این پزشک، الگوی جراحات و تلفات ثبت‌شده «بیشتر شبیه سناریوهای نبرد شهری است تا کنترل متعارف جمعیت».

سپیده‌دم

وقتی علی حدود ساعت پنح صبح دوباره بازگشت، اجساد از خیابان‌ها جمع‌آوری شده بودند.

  • از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

    از آتش تا گلوله؛ واشینگتن‌پست جزییات بیشتری از کشتار معترضان در رشت فاش کرد

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان ایران حقوق بشر مستقر در نروژ، گفت آنچه در رشت رخ داد «هیچ تردیدی درباره نیت مقام‌ها باقی نمی‌گذارد... شهر به میدان کشتار تبدیل شد؛ مردم در کوچه‌ها شکار شدند، در خیابان‌ها به گلوله بسته شدند، از مخفیگاه‌ها با آتش بیرون رانده شدند و وقتی زخمی بودند اعدام شدند. این نمونه‌ای آشکار از جنایت علیه بشریت طبق حقوق بین‌الملل است.»

برای سیامک، که از کشور گریخته، خاطره آن شب و آنچه خانواده‌ها در روزهای بعد با آن روبه‌رو شدند، جانکاه است: «خانواده‌ها مجبور بودند برای تحویل گرفتن پیکرها مبالغ سنگین بپردازند. کسانی که نمی‌توانستند بپردازند، پیکرها را از دست دادند.»

برخی خانواده‌ها شبانه اجساد را در خودروها پنهان کردند. برخی دیگر عزیزانشان را مخفیانه دفن کردند؛ گاهی در باغ‌ها، گاهی در گورهای بی‌نام.

او گفت: «بعد از کشتار، شهر ویران شده بود. نه اینترنت، نه ارتباط. هر جا می‌رفتم، می‌شنیدم کسی دیگر جان باخته است. مثل زندان بود؛ انزوای کامل.»

در این گزارش نام‌ها برای حفظ امنیت تغییر داده شده‌اند.

چهل و یکمین روز انقلاب ملی؛ مذاکرات مسقط و تداوم فضای امنیتی در ایران

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۴۲ (‎+۰ گرینویچ)

چهل‌ویکمین روز انقلاب ملی در شرایطی سپری شد که تحولات مرتبط با مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در مسقط، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داد. هم‌زمان، ادامه سرکوب معترضان از سوی جمهوری اسلامی با محکومیت‌ در داخل کشور و در سطح بین‌المللی همراه شد.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، جمعه ۱۷ بهمن به‌صورت غیرمستقیم در عمان مذاکره کردند.

بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، واسطه انتقال پیام میان تهران و واشینگتن در این گفت‌وگوها بود.

مقام‌ها و رسانه‌های جمهوری اسلامی تاکید کردند این مذاکرات صرفا محدود به پرونده هسته‌ای بود.

برد کوپر، فرمانده سنتکام، در ترکیب هیات مذاکره‌کننده ایالات متحده در مسقط حضور داشت. یک منبع دیپلماتیک جمهوری اسلامی به رویترز گفت حضور فرمانده سنتکام می‌تواند «مذاکرات هسته‌ای غیرمستقیم» میان ایران و آمریکا را به خطر بیندازد.

100%

عراقچی ساعاتی پیش از مذاکره با آمریکا در ایکس نوشت جمهوری اسلامی با «چشمانی باز» و بدون از یاد بردن تجربه‌های یک سال گذشته مذاکره خواهد کرد.

مقام‌های حکومت ایران نیز با تردید به گفت‌وگوهای مسقط نگریستند. اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، تاکید کرد مذاکرات عمان به جایی نخواهد رسید.

احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، هم گفت: «مذاکره‌ای که بالای میزش اسلحه و هواپیماست، مضحکه سیاست آمریکا است.»

یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، رونمایی حکومت از موشک «خرمشهر-۴» را «پیامی روشن» به آمریکا و غرب توصیف کرد و افزود: «نشستن پای میز مذاکره به معنای عقب‌نشینی از قدرت نظامی نیست.»

100%

احتمال رویارویی نظامی آمریکا و جمهوری اسلامی

پایگاه خبری وای‌نت گزارش داد تومر بار، فرمانده نیروی هوایی و شلومی بیندر، رییس اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، نشستی طولانی و محوری را با تمرکز بر تکمیل آمادگی‌ها و تایید طرح‌ها برای اقدام احتمالی علیه جمهوری اسلامی به پایان رساندند.

به گزارش وای‌نت، این نشست در چارچوب سناریو حمله آمریکا به ایران برگزار شده است؛ سناریویی که در آن، اسرائیل در صورت هدف قرار گرفتن از سوی جمهوری اسلامی، ممکن است وارد عمل شود.

بلومبرگ نوشت برخی شرکت‌های مالک ابرنفت‌کش‌ها به‌دلیل نگرانی از تشدید تنش‌ها میان آمریکا و جمهوری اسلامی و پیامدهای احتمالی آن برای امنیت کشتی‌رانی در منطقه، سرعت عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز را افزایش داده‌اند.

شبکه ان‌بی‌سی به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داد ارتش ایالات متحده همچنان در حال اعزام نیروها و سامانه‌های پدافند هوایی به خاورمیانه است.

بر اساس این گزارش، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن نیز برای قرار گرفتن در محدوده حمله به ایران، به منطقه نزدیک‌تر می‌شود.

  • فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

    فیگارو: آیا تهران زیر تهدید حمله نظامی آمریکا بر سر برنامه هسته‌ای امتیاز می‌دهد؟

محکومیت سیاست سرکوب جمهوری اسلامی

دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی در بیانیه‌ای هشدار دادند: «کشور در وضعیت غیرعادی دائمی به‌ سر می‌برد؛ وضعیتی که محصول مستقیم یک نظم سرکوبگر است. اما حاکمیت و نهادهای وابسته به آن، از وزارت‌خانه‌ها تا دانشگاه‌ها، ماموریت دارند این غیرعادی‌ بودن را طبیعی جلوه دهند.»

آن‌ها افزودند: «در چنین وضعیتی، تلاش برای عادی‌سازی صرفا بی‌اخلاقی نیست؛ جنایت ایدئولوژیک است.»

بر اساس پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال از یک وکیل دادگستری، الگوی مشابهی از فشار امنیتی و تحمیل اتهامات سنگین به معترضان بازداشت‌شده در شهرهای مختلف استان گیلان به چشم می‌خورد.

این وکیل افزود بازجویان معترضان را تحت فشار می‌گذارند تا به اتهاماتی چون «قتل مامور»، «حمل سلاح»، «ساخت مواد منفجره» یا «همکاری با شبکه‌های بیگانه» اعتراف کنند.

هم‌زمان با تجمع ایرانیان مقابل پارلمان استرالیا، تعدادی از نمایندگان پارلمان در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال از سیاست‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی انتقاد کردند.

آن‌ها خواستار تشدید تحریم‌ها، تقویت فشارهای دیپلماتیک بر حکومت، پایان خشونت و تداوم دسترسی به اینترنت در ایران شدند و تاکید کردند دولت و مردم استرالیا در کنار مردم ایران ایستاده‌اند.

گروهی از جامعه‌شناسان با انتشار بیانیه‌ای تاکید کردند: «وضعیت کنونی حاصل برون‌داد سال‌ها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیف‌هایی از مردم را برای برون‌رفت از بن‌بست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشور‌های خارجی رهنمون ساخته است.»

امضاکنندگان بیانیه افزودند: «تکرار جرم‌انگاری برای معترضان بازداشت‌شده و در راس آنان متخصصان و فعالان حرفه‌ای صنوف درمانی، حقوقی، رسانه‌ای، هنری و دانشجویی از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گسترده‌تر و عمیق‌تر پیش می‌برد.»