• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

مذاکرات استانبول؛ دیپلماسی برای خرید زمان یا مقدمه تقابل؟

احمد صمدی

خبرنگار ایران‌اینترنشنال در آلمان

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به این‌سو، نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمع‌بندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.

این جمع‌بندی، تفاوتی اساسی با رویکرد دوران باراک اوباما دارد؛ دورانی که واشینگتن می‌کوشید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به بازیگران منطقه‌ای واگذار کند. در مقابل، دولت ترامپ، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، به‌دنبال تحمیل یک نظم جدید منطقه‌ای است، نه مدیریت آن از راه توازن نیروها.

نخستین نشانه‌های این تغییر رویکرد را می‌توان در واکنش کشورهای منطقه به جنگ غزه مشاهده کرد؛ جایی که همراهی عملی اغلب دولت‌های عربی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، و سکوت آن‌ها در برابر نابودی حماس، عملاً راه را برای تمرکز بعدی بر ایران هموار کرد.

پس از جنگ ۱۲ روزه و وارد آمدن ضربه جدی به زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران و همچنین تضعیف محسوس شبکه نیروهای نیابتی تهران، به نظر می‌رسد واشینگتن وارد مرحله تازه‌ای شده است: دیکته کردن شروط مستقیم به جمهوری اسلامی به منظور تمکین در برابر نظم جدید مورد نظر واشینگتن. بر اساس اطلاعات موجود، این شروط فراتر از پرونده هسته‌ای است و مجموعه‌ای از مطالبات امنیتی را در بر می‌گیرد؛ از برچیده شدن کامل تاسیسات هسته‌ای و خروج مواد غنی‌شده از کشور گرفته تا محدودسازی شدید برنامه موشکی و پایان دادن به نقش‌آفرینی نیروهای نیابتی ایران در منطقه.

با این حال، شواهد سیاسی نشان می‌دهد که نه رهبر جمهوری اسلامی آمادگی پذیرش چنین شرایطی را دارد و نه دولت‌های آمریکا و اسرائیل نشانه‌ای از عقب‌نشینی بروز داده‌اند. در چنین وضعیتی، تلاش‌های دیپلماتیک از سوی ترکیه، مصر و قطر بیش از آنکه معطوف به حل‌وفصل اختلافات باشد، به‌نظر می‌رسد با هدف مدیریت زمان و جلوگیری از تشدید فوری درگیری دنبال می‌شود.

در همین چارچوب، گفته می‌شود تهران از مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده می‌کند؛ از یک سو برای به تعویق انداختن احتمال اقدام نظامی و کاهش فشار خارجی، و از سوی دیگر برای کنترل فضای داخلی و مهار نارضایتی عمومی در شرایطی که گفتمان تغییر سیاسی بار دیگر در جامعه ایران برجسته شده است. اظهارات متناقض و واکنشی برخی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پس از طرح موضوع خروج مواد هسته‌ای از کشور، نشانه‌ای از وجود خطوط قرمز سخت و عدم آمادگی برای امتیازدهی واقعی است.

100%

از این منظر، گفت‌وگوهای روز جمعه در استانبول - که نه چارچوب مشخصی برای آن اعلام شده و نه دستورکار شفافی دارد - به‌احتمال زیاد کوتاه و عمدتاً نمادین خواهد بود. تجربه مذاکرات پیشین، از جمله گفت‌وگوهای ماه مه ۲۰۲۵ در ایتالیا، نشان می‌دهد که این نوع نشست‌ها بیشتر برای انتقال پیام و تثبیت مواضع طرفین برگزار می‌شود، نه دستیابی به توافق.

در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه است. آنکارا دلایل متعددی برای تلاش در جهت جلوگیری از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا دارد: از نگرانی نسبت به پیامدهای منطقه‌ای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی و شکل‌گیری یک نظام سکولار و دموکراتیک در ایران که رابطه خوبی با اسرائیل داشته باشد، گرفته تا بیم از سرریز تحولات داخلی ایران به ترکیه. افزون بر این، روابط خاص تهران و آنکارا پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ و همچنین نگاه امنیتی اردوغان به آینده سیاسی منطقه، ترکیه را به بازیگری فعال در این معادله تبدیل کرده است.

در مجموع، تا زمانی که گشایشی بنیادین در مواضع تهران و واشینگتن ایجاد نشود، دیپلماسی بیش از آنکه مسیر حل بحران باشد، ابزاری برای کنترل زمان و مدیریت تنش خواهد بود. مسیر کنونی نه به سوی مصالحه پایدار، بلکه به سمت تقابل مدیریت‌شده با احتمال لغزش به درگیری گسترده‌تر حرکت می‌کند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • رویترز: مذاکرات استانبول بر کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری متمرکز است

    رویترز: مذاکرات استانبول بر کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری متمرکز است

•
•
•

مطالب بیشتر

واشینگتن‌پست: آرایش نظامی آمریکا در نزدیکی ایران؛ «آرمادا»ی ترامپ و سناریوهای پیش‌رو

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

واشینگتن‌پست گزارش داده که آمریکا طی یک ماه گذشته ده‌ها فروند هواپیما و حدود ۱۲ ناو جنگی را در خاورمیانه و پیرامون ایران مستقر کرده؛ آرایشی که به گفته تحلیلگران، بیش از آنکه نمایشی باشد، نیروها را برای طیفی از گزینه‌های عملیاتی، از فشار دیپلماتیک تا اقدام نظامی، آماده می‌کند.

بر اساس این گزارش، استقرار جدید شامل ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه سه ناوشکن مجهز به موشک‌های تاماهاوک است که از ۲۶ ژانویه وارد حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا شده و اکنون در شمال دریای عرب قرار دارد. واشینگتن‌پست می‌نویسد هرچند این آرایش از تجمع پیش از حملات سال گذشته به تاسیسات هسته‌ای ایران کوچک‌تر است، اما «تهدیدی نظامیِ معتبر» در اختیار دونالد ترامپ قرار می‌دهد و احتمال گسترش آن در روزهای آینده وجود دارد.

به گفته دِینا استرول، مقام پیشین پنتاگون، «صحنه عملیات» در حال آماده‌سازی است تا در صورت دستور رییس‌جمهوری، گزینه‌های تهاجمی گسترده‌تری فراهم باشد؛ این‌بار بدون هدف «کاملاً محدود» مشخص. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) درباره جزئیات اظهارنظر نکرده است.

  • مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

    مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

واشینگتن‌پست با اتکا به داده‌های ماهواره‌ای و رهگیری پروازها گزارش می‌دهد بیش از سه دوجین هواپیمای آمریکایی، از جمله جنگنده‌ها، پهپادها، هواپیماهای سوخت‌رسان، شناسایی و ترابری، از ۱۳ ژانویه به این‌سو به پایگاه‌های منطقه منتقل شده‌اند؛ عمدتاً به پایگاه العدید در قطر.

دست‌کم ۱۲ فروند «اف‌۱۵ای» و ۹ فروند «اِی۱۰سی» در پایگاه موفق‌السلطی اردن دیده شده‌اند؛ همان اسکادرانی که در جنگ ۱۲روزه ژوئن گذشته میان اسرائیل و ایران فعال بود. همچنین حضور هواپیماهای «اچ‌سی۱۳۰جی» (جست‌وجو و نجات در محیط‌های درگیری) و پهپاد «ام‌کیو۹ریپر» به‌عنوان نشانه‌ای از آمادگی برای عملیات‌های پرریسک‌تر ذکر شده است.

در دریا، افزون بر لینکلن، دست‌کم هشت ناو دیگر، از جمله ناوشکن‌های «مک‌فال» و «میتچر» نزدیک تنگه هرمز، مستقرند. تصاویر ماهواره‌ای از آنچه تحلیلگران «ناو حامل پهپاد» ایرانی (شهید باقری) می‌خوانند نیز حکایت دارد. سنتکام هشدار داده هر رفتار «ناایمن و غیرحرفه‌ای» در آب‌ها و آسمان بین‌المللی خطر برخورد و تشدید تنش را افزایش می‌دهد.

  • روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

    روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

از منظر هوایی، گزارش به حضور اف‌۳۵ها و هواپیماهای جنگ الکترونیک «ای‌اِی۱۸جی گراولر» بر عرشه لینکلن اشاره می‌کند؛ تجهیزاتی که برای نفوذ به عمق حریم هوایی ایران و اخلال در رادارها و ارتباطات کلیدی‌اند. تحلیلگران می‌گویند افزایش اف‌۳۵ها می‌تواند نشانه برنامه‌ریزی برای عملیات در عمق بیشتر باشد.

در بُعد بازدارندگی، ناوشکن «دلبرت دی‌بلاک» پس از توقف در اسرائیل به دریای سرخ رفته و دو ناوشکن دیگر (بولکلی و روزولت) در شرق مدیترانه‌اند؛ تحرکاتی که نگرانی واشینگتن و تل‌آویو از تلافی ایران، حتی اگر اسرائیل مستقیماً درگیر نباشد، را بازتاب می‌دهد. به گفته کارشناسان، تقریبا تمام موشک‌های بالستیک ایران برد لازم برای هدف قرار دادن اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دارند و این زرادخانه کوتاه‌برد «عمدتاً دست‌نخورده» باقی مانده است.

در سطح سیاسی، ترامپ گفته هدف «آرمادا» فشار برای بازگشت تهران به مذاکرات هسته‌ای است و در عین حال مقام‌های ایرانی نیز پیام‌های دوگانه فرستاده‌اند؛ از آمادگی برای مذاکره تا آمادگی برای جنگ. واشینگتن‌پست تاکید می‌کند این آرایش نظامی، هرچند حمله را «تضمین» نمی‌کند، اما دامنه گزینه‌ها و اهرم فشار آمریکا را به‌طور معناداری افزایش داده است.

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو
100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.

وال‌استریت ژورنال: زمان معامله با جمهوری اسلامی گذشته، کار درست تغییر رژیم است

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۳۷ (‎+۰ گرینویچ)

شورای سردبیری روزنامه وال‌استریت ژورنال، شامگاه دوشنبه ۱۳ بهمن در سرمقاله‌ای، با اشاره به مذاکرات احتمالی دولت آمریکا با جمهوری اسلامی و کشتار بی‌سابقه مردم در ایران نوشت که زمان معامله با حکومت ایران گذشته است و کار درست، تغییر رژیم در ایران است.

در این یادداشت گفته شده است از خردادماه (زمان جنگ ۱۲ روزه) تا کنون، تحولات بسیاری رخ داده و همین تحولات باعث شده تلاش دوباره دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، برای رسیدن به توافق با جمهوری اسلامی، بیش از هر زمان دیگری محل تردید باشد.

شورای سردبیری روزنامه وال‌استریت ژورنال، با اشاره به شکست سنگین جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه و حضور گسترده مردم در خیابان‌ها در دی ماه برای پایان دادن به حکومت ناکارآمد جمهوری اسلامی، تاکید کرده است که حکومت ایران با وجود هشدارهای مکرر ترامپ، هزاران شهروند ایرانی را کشت.

ترامپ پیش‌تر هشدار داده بود: «اگر مثل گذشته شروع به کشتن مردم کنند، ما وارد عمل می‌شویم. بهتر است شروع به تیراندازی نکنید، چون ما هم شروع می‌کنیم.» از آن گذشته، زمانی که نیروهای حکومتی به سوی معترضان آتش گشودند، رییس‌جمهوری آمریکا به ایرانیان اطمینان داد که «کمک در راه است».

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال، با تکرار هشدارهای ترامپ، افزوده است: «اکنون، هرچند با تاخیر، یک ناوگان بزرگ نظامی آمریکا وارد منطقه شده است. سامانه‌های پدافندی تاد و پاتریوت نیز برای محافظت از پایگاه‌های آمریکا و متحدانش در اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس در برابر هرگونه اقدام تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی مستقر شده‌اند. تهدیدهای ایران در جنگ ۱۲روزه ماه ژوئن چندان موثر نبود، اما آمریکا به‌طور آرام در حال ایجاد برتری کامل نظامی، هم در دفاع و هم در حمله است. این تحرکات هزینه‌بر است و بعید به نظر می‌رسد ترامپ این هزینه را بدون هدف پرداخت کند.»

وال‌استریت ژورنال با اشاره به پیام‌های متناقض ترامپ و ابراز تمایل او برای رسیدن به توافقی با جمهوری اسلامی نوشته است: « پرسش اساسی این است که چه چیزی برای مذاکره باقی مانده است؟»

  • مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

    مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

به‌نوشته این روزنامه، پیش از جنگ ۱۲روزه، ترامپ به علی خامنه‌ای دو ماه فرصت داده بود تا برنامه هسته‌ای ایران را برچیند. رهبر جمهوری اسلامی این درخواست را رد کرد و در نهایت، اسرائیل و آمریکا این کار را به جای او انجام دادند و مواد هسته‌ای ایران را در اعماق زمین دفن کردند. در چنین شرایطی، هرگونه امتیازدهی جدید درباره غنی‌سازی اورانیوم، حتی اگر حکومت ایران حاضر به آن باشد، دیگر معنای چندانی ندارد.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال سپس افزوده است: «تهران احتمالا در ازای هر توافقی خواستار کاهش تحریم‌ها خواهد شد؛ اقدامی که عملا به رژیم امکان می‌دهد با منابع مالی بیشتر، پایه‌های قدرت خود را تقویت کند و سرکوب را ادامه دهد. چنین پیامی پس از آنکه هزاران ایرانی جان خود را برای اعتراض به خطر انداختند، چه معنایی خواهد داشت؟»

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، ایالات متحده همچنین خواستار محدود شدن برنامه موشکی جمهوری اسلامی و پایان حمایت تهران از گروه‌های نیابتی تروریستی است. هرچند این مطالبات منطقی به نظر می‌رسند، اما در عمل چیزی جز تعهدات کاغذی نخواهند بود؛ تعهداتی که بعید است حکومت ایران به آن‌ها پایبند بماند. جمهوری اسلامی بارها نشان داده برای پیشبرد سیاست «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، حاضر است کشور خود را فقیر و ناامن کند. این حکومتی است که به دنبال صدور انقلاب است، نه همزیستی مسالمت‌آمیز.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال در سرمقاله خود تاکید کرده است که کاهش تحریم‌ها در این مقطع، خیانتی آشکار به معترضان خواهد بود؛ مردمی که به وعده‌های ترامپ تکیه کردند. چنین اقدامی به رژیمی که در آستانه فروپاشی و تبدیل شدن به یک دولت شکست‌خورده است، فرصتی دوباره می‌دهد و هم‌زمان این پیام را به منطقه مخابره می‌کند که رییس‌جمهوری آمریکا عقب‌نشینی کرده است؛ پیامی که در سه سال باقی‌مانده از ریاست‌جمهوری ترامپ پیامدهای سنگینی به همراه خواهد داشت.

به‌نوشته این روزنامه، نمونه بارز این خطا را می‌توان در تجربه باراک اوباما دید. او به اسد هشدار داد که از سلاح شیمیایی استفاده نکند، اما پس از آنکه حکومت پیشین سوریه از این خط قرمز عبور کرد، اقدامی انجام نداد. در پی این عقب‌نشینی و ایجاد خلاء قدرت، روسیه وارد شد، سپس به اوکراین حمله کرد و نتیجه آن خونریزی و فاجعه‌ای گسترده‌تر بود؛ چرا که بازدارندگی آمریکا بی‌اعتبار شد.

به باور نویسندگان، اکنون گزینه‌ای بهتر پیش روی ترامپ قرار دارد: کمک به معترضان برای سرنگونی رهبر جمهوری اسلامی و دستگاه سرکوب او. نباید امید مردم ایران را در هم شکست؛ بلکه باید به آن‌ها اعتمادبه‌نفس داد تا فشار بر رژیمی را ادامه دهند که پاسخی جز گلوله به مطالبات شهروندانش ندارد. سقوط حکومت انقلابی ایران، کل منطقه را به جای امن‌تری تبدیل خواهد کرد و چین و روسیه یکی از اضلاع اصلی محور ضدآمریکایی خود را از دست خواهند داد.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال در پایان یادداشت خود تاکید کرده است که قیمت نفت امروز پایین‌تر از آغاز جنگ ۱۲روزه ژوئن است و آمریکا ابزارهایی برای مدیریت اختلالات احتمالی در بازار انرژی دارد. جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی‌اش در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارند و مردم ایران در انتظارند. ترامپ اکنون فرصت تاریخی خود را ساخته است؛ این لحظه‌ای است که باید قدر آن را بداند.

قاضی‌زاده: آمریکایی‌ها از مسیر خود بازنمی‌گردند مگر برنامه موشکی تهران را نابود کنند

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «علی خامنه‌ای صریحا معتقد است آنچه این حکومت را حفظ کرده، برنامه موشکی است و اگر امروز او منطقه را تهدید به جنگ می‌کند، به خاطر همین برنامه موشکی است.»

قاضی‌زاده تاکید کرد: «امکان ندارد آمریکایی‌ها از مسیری که طی کرده‌اند بازگردند، مگر آنکه برنامه موشکی جمهوری اسلامی را نابود کنند.»

با تشدید تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و آمریکا، چین تا کجا کنار تهران می‌ایستد؟

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که تنش‌ها میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد، نقش چین در این مناقشه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که پکن تا چه حد آماده حمایت از جمهوری اسلامی است و در صورت بروز درگیری با ایالات متحده، چه خط قرمزهایی برای خود در نظر خواهد گرفت.

دویچه‌وله شامگاه شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی به تحولات اخیر ایران در سایه انقلاب ملی پرداخت و نوشت بر اساس گزارش‌ها، چین به جمهوری اسلامی برای قطع کامل راه‌های ارتباطی در جریان اعتراضات یاری رسانده است.

اکنون با آرایش نظامی آمریکا در منطقه و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حمله به جمهوری اسلامی، روند تحولات وارد مرحله‌ای تازه شده و ابعاد متفاوتی پیدا کرده است.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ۲۵ دی تهدیدات آمریکا را نشانه بازگشت به «قانون جنگل» دانست و در مقابل، بر آمادگی پکن برای ایفای «نقشی سازنده» در کمک به حفظ «اتحاد» حکومت و مردم ایران تاکید کرد.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید