• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

با تشدید تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و آمریکا، چین تا کجا کنار تهران می‌ایستد؟

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که تنش‌ها میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد، نقش چین در این مناقشه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که پکن تا چه حد آماده حمایت از جمهوری اسلامی است و در صورت بروز درگیری با ایالات متحده، چه خط قرمزهایی برای خود در نظر خواهد گرفت.

دویچه‌وله شامگاه شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی به تحولات اخیر ایران در سایه انقلاب ملی پرداخت و نوشت بر اساس گزارش‌ها، چین به جمهوری اسلامی برای قطع کامل راه‌های ارتباطی در جریان اعتراضات یاری رسانده است.

اکنون با آرایش نظامی آمریکا در منطقه و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حمله به جمهوری اسلامی، روند تحولات وارد مرحله‌ای تازه شده و ابعاد متفاوتی پیدا کرده است.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ۲۵ دی تهدیدات آمریکا را نشانه بازگشت به «قانون جنگل» دانست و در مقابل، بر آمادگی پکن برای ایفای «نقشی سازنده» در کمک به حفظ «اتحاد» حکومت و مردم ایران تاکید کرد.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

۵

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

با تشدید تنش‌ها میان جمهوری اسلامی و آمریکا، چین تا کجا کنار تهران می‌ایستد؟

۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که تنش‌ها میان واشینگتن و تهران همچنان ادامه دارد، نقش چین در این مناقشه بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که پکن تا چه حد آماده حمایت از جمهوری اسلامی است و در صورت بروز درگیری با ایالات متحده، چه خط قرمزهایی برای خود در نظر خواهد گرفت.

دویچه‌وله شامگاه شنبه ۱۲ بهمن در گزارشی به تحولات اخیر ایران در سایه انقلاب ملی پرداخت و نوشت بر اساس گزارش‌ها، چین به جمهوری اسلامی برای قطع کامل راه‌های ارتباطی در جریان اعتراضات یاری رسانده است.

اکنون با آرایش نظامی آمریکا در منطقه و افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال حمله به جمهوری اسلامی، روند تحولات وارد مرحله‌ای تازه شده و ابعاد متفاوتی پیدا کرده است.

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، ۲۵ دی تهدیدات آمریکا را نشانه بازگشت به «قانون جنگل» دانست و در مقابل، بر آمادگی پکن برای ایفای «نقشی سازنده» در کمک به حفظ «اتحاد» حکومت و مردم ایران تاکید کرد.

در تحولی دیگر، رسانه‌های حکومتی در ایران از برگزاری مانور دریایی مشترک جمهوری اسلامی، چین و روسیه در اواخر بهمن‌ماه در اقیانوس هند خبر داده‌اند.

در شبکه‌های اجتماعی نیز روایت‌های تاییدنشده‌ای از کمک‌ نظامی چین به جمهوری اسلامی و حتی احتمال مداخله پکن در صورت حمله آمریکا به ایران به چشم می‌خورند.

پیش‌تر در آذرماه، نشریه اینسایدر گزارش داد چین به ارائه‌دهنده و فروشنده اصلی تسلیحات به جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

با این حال، همچنان روشن نیست پکن تا چه اندازه آماده هزینه‌ دادن در این معادله است و آیا در صورت عبور تنش‌ها از سطح سیاسی، چین نیز از حمایت‌های لفظی و نمادین فراتر خواهد رفت یا نه.

  • نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

    نفت در برابر سلاح؛ توافق‌های پنهانی سپاه پاسداران با چین برای دور زدن تحریم‌های ایران

رویکرد چین در قبال ایران ماهیتی «عمل‌گرایانه» دارد

حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر خاورمیانه در موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی برلین، در مصاحبه با دویچه‌وله گفت نقش چین در ایران و منطقه عمدتا ماهیتی «عمل‌گرایانه» دارد و نباید تعهد پکن به دفاع از جمهوری اسلامی را بزرگ‌نمایی کرد.

او افزود: «چین پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل به‌عنوان در جایگاه مدافع قاطع ایران ظاهر نشد و بعید است در صورت مداخله نظامی احتمالی آمریکا نیز چنین نقشی ایفا کند.»

این در حالی است که چین در برابر برخی شرکای منطقه‌ای خود رویکرد متفاوتی دارد. در درگیری‌های سال ۲۰۲۵ میان هند و پاکستان بر سر کشمیر، پکن بنا بر گزارش منابع مختلف از جمله مقام‌های نظامی هند، حمایت‌های نظامی ملموسی به پاکستان ارائه داد.

عزیزی تاکید کرد چنین سطحی از حمایت چین تاکنون در مورد حکومت ایران مشاهده نشده است.

۲۶ آذر، وب‌سایت سنگاپوری «تینک چاینا» در تحلیلی تاکید کرد حمایت چین از ایران مرزهایی دارد که پکن از آن عبور نمی‌کند.

  • از محکومیت لفظی تا انفعال عملی؛ واکنش محتاطانه چین به جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی

    از محکومیت لفظی تا انفعال عملی؛ واکنش محتاطانه چین به جنگ اسرائیل و جمهوری اسلامی

چین ایران را مقصدی پرریسک برای سرمایه‌گذاری می‌داند

دویچه‌وله در ادامه نوشت روابط ایران و چین عمدتا در چارچوب تقابل تهران با واشینگتن تعریف می‌شود؛ هرچند تحریم‌های آمریکا جمهوری اسلامی را به چین نزدیک‌تر کرده‌اند، اما هم‌زمان مانع سرمایه‌گذاری گسترده چین شده و دامنه حضور اقتصادی پکن در ایران را محدود کرده‌اند.

عزیزی گفت: «در مقطع کنونی، به نظر می‌رسد پکن بیش از آنکه بر تضمین بقای حکومت ایران تمرکز داشته باشد، بر مخالفت با اقدامات یک‌جانبه آمریکا متمرکز است.»

به گفته این تحلیلگر، وقوع ناآرامی‌‌های مکرر طی سال‌ها و فساد فراگیر در ایران این تصور را در میان تصمیم‌گیران چینی تقویت کرده که ایران تحت رهبری کنونی مقصدی پرریسک برای سرمایه‌گذاری به شمار می‌آید.

این احتیاط به‌ویژه در شکاف چشمگیر میان حجم تجارت چین با ایران و مبادلات این کشور با سایر کشورهای خلیج فارس دیده می‌شود.

بر اساس گزارش اندیشکده «آسیاهوس» مستقر در لندن، مجموع تجارت چین با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی، در سال ۲۰۲۴ به حدود ۲۵۷ میلیارد دلار رسید.

در مقابل، طبق آمار رسمی پکن، تجارت دوجانبه چین با ایران در همان سال تنها بخش کوچکی از این رقم بود و به کمتر از ۱۴ میلیارد دلار محدود شد.

  • رویترز: تخفیف‌های نفت ایران به چین به بیشترین میزان در بیش از یک سال گذشته رسیده است

    رویترز: تخفیف‌های نفت ایران به چین به بیشترین میزان در بیش از یک سال گذشته رسیده است

عزیزی در همین رابطه گفت هرچند چین خواهان ثبات منطقه برای حفظ منافع گسترده اقتصادی و انرژی خود است، اما بعید است برای دفاع از حکومت ایران به‌طور ویژه وارد عمل شود.

او اضافه کرد: «واقعیت این است که بیش از آنکه چین به ایران نیاز داشته باشد، ایران به چین نیازمند است.»

مهناز افشار: جمهوری اسلامی تمام شده است

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

مهناز افشار، بازیگر سینما، در برنامه هت‌تریک درباره برگزاری جشنواره فجر همزمان با سوگواری مردم ایران در نبود جاویدنامان انقلاب ملی ایرانیان، گفت: «این جشنواره همیشه از ما برای حفظ جمهوری اسلامی استفاده کرده است. شرکت کردن در این جشنواره پا گذاشتن روی خون مردمی است که توقع داشتند صدایشان باشید.»

او افزود: «چرا صبر نکنیم که جایزه‌ای شبیه جایزه سپاس که آقای بیضایی و آقای فنی‌زاده از شهبانو گرفتند را دریافت نکنیم؟ چه نیازی به جایزه این حکومت داریم؟ حضور در جشنواره فجر یعنی مهر تایید بر حکومت جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی تمام شده است.»

هاآرتص: انفجارها، تهدیدها و میانجی‌گری؛ مهِ پیرامون ایران غلیظ‌تر می‌شود

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)

در پی گزارش‌ها درباره انفجارهایی در بندرعباس و دیگر نقاط ایران، هم‌زمان با تشدید فشارهای نظامی آمریکا و تلاش‌های میانجی‌گرانه ترکیه، روزنامه هاآرتص نوشت تهران و واشینگتن در فضایی از «ابهام راهبردی» گرفتار شده‌اند و مسیر دیپلماسی همچنان نامشخص است.

هاآرتص در تحلیلی نوشت هم‌زمانی این گزارش‌ها فضایی را ایجاد کرده که هنوز مشخص نیست نشانه آغاز مرحله‌ای تازه از اعتراضات داخلی، عملیات خرابکارانه یا مقدمه‌ای برای درگیری نظامی خارجی باشد.

بر اساس این گزارش، در روزهای اخیر خبر انفجار در بندرعباس و گزارش‌هایی از حوادث مشابه در نقاط مختلف ایران موجی از گمانه‌زنی‌ها را برانگیخته است. دولت ایران اغلب این حوادث را به نقص‌های فنی نسبت داده، اما تداوم، گستره جغرافیایی و هم‌زمانی آن‌ها با تحولات پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، باعث تردید افکار عمومی شده است.

100%

هاآرتص یادآوری کرده که ایران پیش‌تر نیز شاهد حملات «تروریستی» از سوی گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، جریان‌های جدایی‌طلب بلوچ و کرد و شاخه افغانستان داعش بوده است.

نویسنده گزارش تاکید کرده که نسبت دادن انفجارهای اخیر به «نخستین نشانه» آغاز حمله آمریکا باید با احتیاط همراه باشد؛ چرا که واشینگتن هنوز به‌طور رسمی مسیر دیپلماسی را کنار نگذاشته است.

با این حال، تنها نشانه ملموس از نیت آمریکا، افزایش قابل‌توجه حضور نظامی در منطقه است؛ اقدامی که به گفته هاآرتص، حلقه فشار بالقوه پیرامون ایران را تنگ‌تر کرده است.

ادامه این گزارش را اینجا بخوانید

تحقیر به مثابه سیاست حکمرانی؛ از سلب نام تا تمسخر مرگ معترضان

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)

آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سال‌های اخیر به کار گرفته، تنها مجموعه‌ای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه‌ شده‌ایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.

پروژه «تحقیر معترض» که از خیزش‌های پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان می‌دهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه به‌دنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.

ویدیوی پخش‌شده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراق‌شده، نگهداری پیکر کشته‌شدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده می‌شود.

این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه می‌بینیم، بیانیه‌ تصویری یک نظم سیاسی است. لحظه‌ای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل می‌کنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل می‌شود.

این‌جا با عادی‌سازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبه‌رو هستیم.

متن کامل این تحلیل نوشته نعیمه دوستدار را اینجا بخوانید

تحقیر به مثابه سیاست حکمرانی؛ از سلب نام تا تمسخر مرگ معترضان

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سال‌های اخیر به کار گرفته، تنها مجموعه‌ای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه‌ شده‌ایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.

پروژه «تحقیر معترض» که از خیزش‌های پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان می‌دهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه به‌دنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.

ویدیوی پخش‌شده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراق‌شده، نگهداری پیکر کشته‌شدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده می‌شود.

این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه می‌بینیم، بیانیه‌ تصویری یک نظم سیاسی است. لحظه‌ای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل می‌کنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل می‌شود.

این‌جا با عادی‌سازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبه‌رو هستیم.

مرگ در این رویکرد، نه فاجعه است، نه تراژدی، نه حتی رویدادی که نیازمند توجیه باشد. مرگ به «اطلاعات»، «حاشیه» یا بدتر از آن، به شوخی تنزل یافته است.

  • بنیادگرایی خون؛ کالبدشکافی راهبرد خشونت نظام‌مند در جمهوری اسلامی

    بنیادگرایی خون؛ کالبدشکافی راهبرد خشونت نظام‌مند در جمهوری اسلامی

زبان: نقطه آغاز پروژه تحقیر

پروژه تحقیر، پیش از هر چیز، از زبان آغاز می‌شود.

نام‌گذاری معترضان با برچسب‌هایی چون «اغتشاشگر»، «اشرار»، «تروریست» یا «عامل خارجی» تنها ابزار تبلیغاتی نیستند.

این واژه‌ها می‌کوشند مرز اخلاق را جابه‌جا کنند: کسی که «تروریست» نامیده می‌شود، دیگر شهروند نیست؛ دیگر دارای حق نیست؛ دیگر سزاوار همدلی یا سوگ نیست. زبان این‌جا نقش دیگری دارد: خشونت فیزیکی را ممکن و مشروع می‌کند.

در چنین چارچوبی است که شلیک مستقیم به سر و سینه، نه استثنا بلکه قاعده می‌شود.

گزارش‌ها و ویدیوهای متعدد نشان می‌دهند در اعتراضات اخیر، هدف‌گیری مرگ‌بار و عمدی بوده است. تصادفی نیست که این واقعیت را به نمایش می‌گذارند: وقتی بدن معترض پیشاپیش از حیث اخلاقی تهی شده، نابودی‌اش نیز «مساله» تلقی نمی‌شود.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

بدن زنده: تحقیر به‌مثابه تکنیک قدرت

پس از زبان، نوبت به بدن می‌رسد.

بدن معترض در بازداشتگاه‌ها، خیابان‌ها و مراکز امنیتی، به سطح نمایش قدرت تبدیل می‌شود. لخت کردن، ضرب‌وشتم، شکنجه، تجاوز، شوک الکتریکی و هدف‌گیری چشم‌ها یا اندام جنسی با ساچمه، همه واجد بار نمادین‌اند. این‌ها فقط ابزار سرکوب نیستند؛ پیام‌اند. پیام این است که بدن معترض، نه حریم دارد و نه حرمت.

در این مرحله، تحقیر دیگر همراه خشونت نیست، خود خشونت است. هدف، شکستن بدن نیست؛ شکستن تصور کرامت انسانی است. بدنی که تحقیر می‌شود، قرار است حامل پیام شکست به جامعه باشد.

  • ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

    ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

مرگ: آغاز مرحله‌ای تازه از تحقیر

اما آنچه این دوره را از بسیاری از سرکوب‌های پیشین متمایز می‌کند، متوقف نشدن پروژه در لحظه مرگ است. در بسیاری از رژیم‌های اقتدارگرا، مرگ مخالف، به معنی پایان خشونت است؛ امروز در جمهوری اسلامی، مرگ آغاز مرحله‌ای تازه از سرکوب است.

پنهان‌سازی اجساد، تحویل ندادن پیکرها به خانواده‌ها، انبار کردن بدن‌های زخمی در سوله‌ها، دفن‌های اجباری و شبانه، دفن در مناطق دورافتاده و حتی تخریب قبرها، همگی در خدمت یک هدف هستند: قطع رابطه میان مرگ و معنا.

قدرت می‌داند که آیین سوگواری، مزار و حضور جمعی بر گرد جسد، می‌تواند مرگ را به واقعه‌ای سیاسی بدل کند. بنابراین، جسد باید از دسترس خارج شود، باید تبعید شود، باید بی‌صدا دفن شود.

در این‌جا، دال‌هایی مانند «سوله»، «کانتینر»، «سردخانه» و «کامیون»، اهمیت نشانه‌شناسانه پیدا می‌کنند.

این‌ها فقط مکان یا وسیله نیستند؛ نشانه‌های کالایی‌سازی انسان‌اند.

بدن مرده از «پیکر یک شهروند» به «محموله» تنزل می‌یابد. چیزی که می‌توان انبار کرد، جابه‌جا کرد و از دید پنهان نگه داشت.

  • سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

    سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

قاب تلویزیون، اوج پروژه تحقیر

ویدیوی شبکه افق، این منطق را از سطح عمل به سطح نمایش رسمی می‌آورد.

خنده مجری هنگام اشاره به «کانتینرها» و «یخچال‌ها»، نه نشانه بی‌اطلاعی است و نه یک طنز اتفاقی. این خنده، حامل یک پیام سیاسی است: «مرگ شما جدی نیست.»

تلویزیون رسمی در این‌جا نقشی آیینی دارد: قدرت، تحقیر را قانونی، علنی و عادی می‌کند.

انتقال قدرت سرکوب به قاب رسمی، اهمیت حیاتی دارد. وقتی تحقیر در تلویزیون دولتی پخش می‌شود، پیام روشن است: این رفتار سیاست ماست، نه تخلف یک فرد یا یک شبکه. این‌جا دیگر با انکار یا پنهان‌کاری مواجه نیستیم. بی‌اعتنایی به کرامت انسانی اعلام عمومی می‌شود.

می‌توان گفت که جمهوری اسلامی در این نقطه از «حکومت با ترس» به «حکومت با تحقیر» گذار کرده است. ترس، نیازمند حداقلی از مشروعیت است؛ تحقیر اما نه. تحقیر زمانی به ابزار اصلی سرکوب بدل می‌شود که قدرت می‌داند دیگر نمی‌تواند اقناع کند، اما هنوز می‌خواهد سلطه را حفظ کند.

  • نیویورک‌تایمز: آیا قاتلان در جمهوری اسلامی باید بدون مجازات بمانند؟

    نیویورک‌تایمز: آیا قاتلان در جمهوری اسلامی باید بدون مجازات بمانند؟

تحقیر و حافظه جمعی

هدف اصلی این پروژه، نه فقط معترض که حافظه جمعی جامعه است.

ممانعت از سوگواری، حمله به مراسم یادبود، تخریب سنگ‌قبرها و بازداشت عزاداران، همگی تلاشی است برای جلوگیری از تبدیل مرگ به خاطره‌ای مشترک.

قدرت می‌کوشد مرگ‌ها را منفرد، خاموش و بی‌اثر نگه دارد.

همین‌جاست که پروژه تحقیر با تناقض درونی خود مواجه می‌شود: هرچه تحقیر عریان‌تر و علنی‌تر می‌شود، فاصله اخلاقی میان حکومت و جامعه عمیق‌تر می‌شود.

خنده بر جنازه، شاید لحظه‌ای به سکوت و شوک بیننده منجر شود اما در بلندمدت نفرت می‌سازد. نفرتی که با ترس مهارشدنی نیست.

  • چرا جمهوری اسلامی آگاهانه «مشروعیت» را وانهاده است؟

    چرا جمهوری اسلامی آگاهانه «مشروعیت» را وانهاده است؟

تحقیر به‌عنوان سند فروپاشی

ویدیوی شبکه افق را نه نشانه قدرت، بلکه باید سند فروپاشی اخلاقی و معنایی جمهوری اسلامی دانست. حکومتی که کشتار شهروندانش را به شوخی تلویزیونی بدل می‌کند، دیگر به کرامت، دین یا اخلاق تظاهر نمی‌کند.

این لحظه، لحظه‌ای است که قدرت از خود اعتراف می‌گیرد: اعتراف به ناتوانی از اقناع و اتکا به تحقیر عریان.

تاریخ نشان داده است چنین پروژه‌هایی، هرچند در کوتاه‌مدت ویرانگر هستند، در نهایت به بومرنگ تبدیل می‌شوند. زیرا تحقیر، برخلاف ترس، قابل درونی‌سازی نیست. تحقیر یا پذیرفته نمی‌شود، یا به خشم بدل می‌شود و خنده بر مرگ، دیر یا زود، به یادآوری جمعی همان مرگ‌ها منتهی می‌شود.

کانتینرها، یخچال‌ها و شوخی‌های تلویزیونی، قرار بود مرگ را بی‌معنا کنند؛ اما همین تصاویر، به اسنادی بدل می‌شوند علیه نظمی که انسان را به شیء تقلیل می‌دهد و این اسناد، اگر در حافظه عمومی بمانند، همان چیزی هستند که قدرت از آن می‌ترسد: بازگشت به معنا، از دل تحقیر.