• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

ظریف چگونه سرکوب در ایران را تئوریزه می‌کند؟

بزرگمهر شرف‌الدین
بزرگمهر شرف‌الدین

ایران‌اینترنشنال

۲ دی ۱۴۰۴، ۱۶:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۹:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

مقاله محمدجواد ظریف در نشریه فارن‌افرز که دوشنبه اول دی‌ماه منتشر شد نمونه‌ای دیگر از تلاش وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی برای توجیه و تئوریزه‌کردن نظامی‌گری و سرکوب داخلی است.

ظریف در این مقاله مشترک با امیرپارسا گرمسیری - دانشجوی دانشگاه تهران - استدلال می‌کند که رابطه ایران و آمریکا دهه‌هاست که گرفتار چرخه معیوب «امنیتی‌سازی» شده که در آن هر دو کشور احساس می‌کنند ناچارند در واکنش به رفتار دیگری سیاست‌هایی هرچه خصمانه‌تر اتخاذ کنند.

ظریف می‌گوید: «تهران، در نهایت، به این دلیل که عراق، اسرائیل و ایالات متحده به آن حمله کرده‌اند مجبور شده که بودجه بیشتری را صرف امور نظامی کند و کمتر به توسعه و رفاه اختصاص دهد.»

نخستین مشکل این روایت، نادیده‌گرفتن ریشه‌های داخلی نظامی‌گری در ایران است. برخلاف ادعای ظریف، چرخش جمهوری اسلامی به‌سوی امنیتی‌سازی، محصول مستقیم فشار خارجی نبود. این روند، پس از پایان جنگ ایران و عراق و در دوران [اکبر] هاشمی رفسنجانی آغاز شد؛ زمانی که او نظامیان را وارد سیاست و اقتصاد کرد و در نهایت خود قربانی همین سیاست شد.

در نگاه ظریف مسئولیت توسعه نامتوازن ایران - یعنی تمرکز [علی] خامنه‌ای بر توسعه توان موشکی در مقابل عقب‌ماندگی در حوزه‌های مهم رفاهی مانند اشتغال، دسترسی به درمان و مسکن - بر عهده غرب است نه شخص رهبر حکومت ایران.

ظریف در مقاله مشترک خود می‌گوید اگر آمریکا فشار را کاهش دهد، جمهوری اسلامی نیز از تشدید تنش دست خواهد کشید. اما این ادعا با تجربه‌ای که خود او بیان کرده، در تضاد است.

بعد از برجام، یکی از افتخاراتی که خود ظریف بارها بر آن تاکید کرد این بود که آمریکا، برای نشان دادن حسن نیت، نه‌تنها تحریم‌های هسته‌ای بلکه تحریم‌های تسلیحاتی، نظامی و موشکی را از ایران برداشت.

یکی از این نمونه‌ها برداشته شدن تحریم‌های مرتبط با ایران‌ایر (هما) بود تا هواپیمایی رسمی ایران بتواند ناوگان فرسوده‌اش را نوسازی کند و از بوئینگ و ایرباس هواپیما بخرد. به اعتراف ظریف در گفت‌وگویش با سعید لیلاز، سپاه پاسداران بعد از لغو تحریم‌ها از پروازهای ایران‌ایر برای انتقال سلاح به سوریه استفاده کرد؛ پروازهایی که بنا بر همان روایت، بعد از برجام شش برابر افزایش یافت. ظریف می‌گوید وقتی از قاسم سلیمانی، فرمانده سابق سپاه قدس، درباره این تصمیم پرسیده، پاسخ شنیده که «هما امن‌تر است».

ظریف بعدها این وضعیت را با تعبیر «تسلط میدان بر دیپلماسی» توضیح داد؛ اعترافی روشن به این‌که تصمیم به نظامی‌گری نتیجه تصمیم‌های آگاهانه در درون ساختار قدرت جمهوری اسلامی بوده، نه محصول فشار خارجی.

100%

واقعیت این است که پس از برجام، نه‌تنها از شدت نظامی‌گری جمهوری اسلامی کاسته نشد، بلکه سپاه سرمایه‌گذاری در صنایع موشکی را افزایش داد و از منابع مالی آزادشده برای تقویت شبکه گروه‌های نیابتی در منطقه استفاده کرد.

ظریف در بخشی از این مقاله می‌گوید «ایران در واکنش، ناچار شده منابع و توجه بیشتری را به حوزه دفاعی اختصاص دهد. همچنین در اقدامی مقابله‌جویانه، سطح غنی‌سازی اورانیوم را افزایش داد تا نشان دهد تحت فشار وادار به تسلیم نخواهد شد. امنیتی‌سازی ایران از بیرون، به شکل‌گیری روندی موازی در داخل کشور دامن زده است؛ به‌گونه‌ای که دولت در مواجهه با چالش‌های اجتماعی داخلی رویکردی سخت‌گیرانه‌تر اتخاذ کرده و با اعمال محدودیت‌های شدیدتر به این چالش‌ها پاسخ داده است.»

در اینجا ظریف دو عملکرد جمهوری اسلامی را واکنشی به فشار‌های غرب می‌داند: اول افزایش غنی‌سازی و دوم سرکوب حرکت‌های اجتماعی. این از فرافکنی معمول جمهوری اسلامی بسیار فراتر است و ظریف را در عمل تبدیل به تئوریسین سرکوب می‌کند. او سعی می‌کند با این منطق مسئولیت نقض حقوق شهروندان ایران و سرکوب خونین جنبش‌های مردمی را از حاکمیت سلب کند و به واشینگتن منتقل کند.

این الگوی فرافکنی ظریف سابقه‌ای طولانی دارد. او در همان گفت‌وگو با لیلاز می‌گوید پس از برجام، قاسم سلیمانی به مسکو سفر کرد و با ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه دیدار کرد. بعد از آن سفر، به گفته ظریف نیروهای نیروی زمینی ایران وارد جنگ سوریه شدند. او این دیدار را برنامه روسیه برای تخریب دستاوردهای وزارت خارجه و بی‌اثر کردن برجام می‌داند اما اشاره‌ای به نقش رهبری جمهوری اسلامی در این تصمیم نمی‌کند.

در روایت ظریف، ورود مستقیم ایران به جنگ سوریه و اعزام نیروهای ایرانی نه تصمیم آگاهانه جمهوری اسلامی، بلکه محصول طراحی مسکو است؛ و سپاه پاسداران، سلیمانی و حتی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی هیچ نقشی ندارند. مسئولیت تصمیمی که در بالاترین سطح نظام گرفته شد، از تهران برداشته و بر عهده پوتین گذاشته می‌شود.

عدم توانایی جمهوری اسلامی برای عبور از چرخه معیوب در موضوع زندانیان دوتابعیتی نیز تکرار شد. با انعقاد برجام و آزادی چند زندانی ایرانی - آمریکایی و آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران انتظار می‌رفت «چرخه معیوب» شکسته شود. اما خیلی زود موج جدیدی از بازداشت‌‌ دوتابعیتی‌ها آغاز شد. این رفتار نه واکنش به فشار خارجی، بلکه ابزاری آگاهانه برای ادامه باج‌گیری سیاسی از غرب بود.

این نوع روایت‌سازی، نمونه‌ای کلاسیک از شانه‌خالی‌کردن از مسئولیت است: حذف عامدانه نقش نهادهای تصمیم‌گیر داخلی و تقلیل انتخاب‌های راهبردی جمهوری اسلامی به دسیسه خارجی. ظریف با این روایت در عمل می‌کوشد بار پیامدهای یک سیاست پرهزینه، شکست‌خورده و سرکوب‌گرانه را از حاکمیت ایران بردارد و به بیرون منتقل کند.

ظریف و گرمسیری در همین مقاله حملات اسرائیل را «بی‌دلیل/بی‌توجیه» می‌خوانند، بی‌آنکه به چهار دهه سیاست رسمی جمهوری اسلامی درباره نابودی اسرائیل، گسترش شبکه نیروهای نیابتی برای فشار روی اسرائیل اشاره‌ای کند. او حمله اسرائیل به ایران را بی‌دلیل می‌داند در حالیکه نقطه آغاز این رویارویی، حمله حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ بود؛ حمله‌ای که جمهوری اسلامی از آن حمایت کرد و در ساماندهی آن نقش داشت.

جمهوری اسلامی بارها فرصت داشته چرخه‌ای را که ظریف از آن گلایه دارد متوقف کند؛ از ابتدای انقلاب گرفته تا دوران پسابرجام. اما هر بار، انتخاب آگاهانه‌اش چیز دیگری بوده است.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

۴

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

۵
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

•
•
•

مطالب بیشتر

رسانه اسرائیلی: پیام‌های تهران از نگرانی نسبت به حمله احتمالی اسرائیل حکایت دارد

۲ دی ۱۴۰۴، ۱۵:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

اظهارات اخیر مقام‌های جمهوری اسلامی، هم‌زمان با گزارش‌ها درباره نگرانی اسرائیل از برنامه موشکی حکومت ایران، نشان می‌دهد تهران در حال ارسال پیام‌هایی بازدارنده و دیپلماتیک برای کاهش احتمال حمله نظامی جدید است؛ پیام‌هایی که هم متوجه اسرائیل است و هم آمریکا و روسیه.

روزنامه اورشلیم‌پست سه‌شنبه دوم دی در گزارشی نوشت در روزهای اخیر و هم‌زمان با انتشار گزارش‌ها درباره افزایش نگرانی اسرائیل از تهدید موشکی ایران، مقام‌های جمهوری اسلامی مجموعه‌ای از مواضع هماهنگ رسانه‌ای و دیپلماتیک را مطرح کرده‌اند که به نظر می‌رسد هدف آن بازدارندگی از حمله احتمالی اسرائیل باشد.

این مواضع در حالی بیان می‌شود که طی ماه‌های گذشته، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال آغاز دور تازه‌ای از درگیری مستقیم میان ایران و اسرائیل افزایش یافته است.

وای‌نت سه‌شنبه در گزارشی نوشت طی روزهای اخیر موجی از افشاگری‌ها و نشست‌های توجیهی در اسرائیل منتشر و برگزار شده که بر افزایش تنش‌ها با ایران و بحث درباره احتمال آغاز دور جدید اقدامات علیه تهران تمرکز دارد.

  • شبکه کان: جمهوری اسلامی با پرداخت یک میلیارد دلار به حزب‌الله موافقت کرد

    شبکه کان: جمهوری اسلامی با پرداخت یک میلیارد دلار به حزب‌الله موافقت کرد

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در یک نشست خبری، اسرائیل را به طراحی و اجرای «عملیات‌های پرچم دروغین» متهم کرد و گفت چنین اقدام‌هایی سابقه‌ای طولانی دارد و بسیاری از آن‌ها بعدها اثبات شده‌اند.

او هم‌زمان تاکید کرد ایران در جنگ اوکراین نقشی ندارد و روابط تهران و مسکو را «گسترده و عادی» توصیف کرد.

بقایی همچنین آمریکا را به نقض تعهدات پیشین متهم کرد و گفت دارایی‌های مسدودشده ایران همچنان آزاد نشده‌اند.

در بخش دیگری از این مواضع، رسانه‌های رسمی در ایران به‌طور مشخص به گمانه‌زنی‌ها درباره تلاش بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیری اسرائیل، برای متقاعد کردن رییس‌جمهوری آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران واکنش نشان دادند.

بقایی در پاسخ به این گزارش‌ها گفت برنامه موشکی جمهوری اسلامی «صرفا دفاعی» است و برای حفظ حاکمیت کشور طراحی شده و «به هیچ وجه قابل مذاکره یا چانه‌زنی نیست».

  • اورشلیم‌پست: ناهماهنگی آمریکا و اسرائیل بر سر ایران، خطر تشدید بحران را افزایش داده است

    اورشلیم‌پست: ناهماهنگی آمریکا و اسرائیل بر سر ایران، خطر تشدید بحران را افزایش داده است

این موضع‌گیری، به‌طور مستقیم در برابر نگاه اسرائیل و بخشی از سیاست‌گذاران آمریکایی قرار می‌گیرد که برنامه موشکی حکومت ایران را بخشی از تهدید راهبردی می‌دانند.

پیام بازدارنده برای اسرائیل و آمریکا

هم‌زمان، رسانه‌های حکومتی ایران تلاش کرده‌اند حمایت روسیه از موضع تهران را برجسته کنند.

خبرگزاری ایرنا به نقل از میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وین، نوشت ایران بر اساس پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای حق ادامه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را دارد.

این پیام در شرایطی منتشر شد که گزارش‌هایی درباره احیای فعالیت‌های هسته‌ای ایران و نگرانی از عبور از آستانه‌های حساس فنی مطرح شده است.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز در گفت‌وگو با شبکه راشا تودی گفت تهران آماده دستیابی به «توافقی عادلانه و متوازن» درباره برنامه هسته‌ای است، اما «دیکته» را نمی‌پذیرد.

  • مقام روسی: برنامه موشکی جمهوری اسلامی نباید بخشی از مذاکرات با غرب باشد

    مقام روسی: برنامه موشکی جمهوری اسلامی نباید بخشی از مذاکرات با غرب باشد

او گفت اگر آمریکا به این نتیجه برسد که مذاکره با «تحمیل» تفاوت دارد، امکان بازگشت به گفت‌وگو وجود خواهد داشت.

به نوشته اورشلیم‌پست، در داخل ایران نیز نشانه‌هایی از احتیاط بیشتر دیده می‌شود. محمد کرمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران، در سخنرانی اخیر خود به‌جای تهدیدهای معمول، بر پیوند امنیت با رشد اقتصادی و علمی تاکید کرد و از ظرفیت‌های توسعه‌ای جنوب‌شرق ایران سخن گفت.

این تغییر لحن، از نگاه برخی ناظران، می‌تواند نشانه‌ای از درک محدودیت‌های کنونی جمهوری اسلامی در عرصه نظامی و اقتصادی باشد.

به نوشته این روزنامه اسرائیلی، در مجموع، مجموعه پیام‌های اخیر تهران، از تاکید بر ماهیت دفاعی برنامه موشکی تا برجسته‌سازی آمادگی مشروط برای مذاکره و پرهیز از لحن تهاجمی، حاکی از نگرانی جمهوری اسلامی نسبت به احتمال اقدام نظامی اسرائیل است؛ نگرانی‌ای که در شرایط فشار اقتصادی داخلی و توازن شکننده منطقه‌ای، اهمیت بیشتری یافته است.

نفوذ فزاینده تهران در اقلیم کردستان؛ از درگیری داخلی تا ناپدید شدن یک سرباز آمریکایی

۲ دی ۱۴۰۴، ۱۵:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه اورشلیم‌پست در گزارشی تحلیلی نوشت درگیری داخلی بر سر قدرت در اقلیم کردستان عراق، به بازداشت‌های گسترده، گزارش‌هایی از اعدام و ادامه بازداشت حل‌نشده یک کهنه‌سرباز آمریکایی انجامیده است؛ تحولاتی که هم‌زمان با افزایش نفوذ جمهوری اسلامی در این منطقه رخ داده است.

اورشلیم‌پست سه‌شنبه دوم دی در مطلبی نوشت کشمکش بر سر کنترل آنچه امروز «کردستان عراق» نامیده می‌شود، ریشه‌ای تاریخی دارد که به توافق سایکس-پیکو در سال ۱۹۱۶ بازمی‌گردد.

این رقابت در سال‌های اخیر، تحت تاثیر فشارها و مداخلات داخلی و خارجی تشدید شده است.

در همه‌پرسی استقلال سال ۲۰۱۷، حدود ۹۳ درصد کردها به جدایی از عراق رای دادند، اما دولت مرکزی در بغداد این نتیجه را نپذیرفت.

کردستان عراق منطقه‌ای نفت‌خیز و از نظر راهبردی بسیار مهم است و چهارراهی لجستیکی و اطلاعاتی و دروازه‌ای کلیدی برای منطقه به شمار می‌رود.

در عین حال، این منطقه با شبکه‌ای پیچیده از بازیگران مسلح و رقابت‌های پنهان قدرت مواجه است.

در همین بستر، پرونده ناپدید شدن برایان ویلسون، کهنه‌سرباز نیروی هوایی آمریکا از ایالت اوهایو، توجه‌ها را جلب کرده است.

  • آیا توافق‌های گازی اقلیم کردستان با آمریکا زنگ خطر را برای ایران به صدا درآورده‌اند؟

    آیا توافق‌های گازی اقلیم کردستان با آمریکا زنگ خطر را برای ایران به صدا درآورده‌اند؟

ناپدید شدن سرباز آمریکایی

ویلسون از سال ۲۰۱۴ با گروه‌های کردی همکاری می‌کرد؛ ابتدا در روژاوا در کنار یگان‌های مدافع خلق در نبرد با داعش و سپس در سلیمانیه با گروهی وابسته به پیشمرگه‌ها.

در بامداد ۲۲ اوت (۳۱ مرداد) نیروهای اتحادیه میهنی کردستان (PUK) برای بازداشت لاهور شیخ جنگی طالبانی، چهره مخالف دولت عراق و رهبر «جبهه مردم»، به هتل لاله‌زار در سلیمانیه یورش بردند.

در جریان این عملیات، ویلسون همراه با دیگر اعضای گروه بازداشت شد.

به نوشته اورشلیم‌پست، حمله به هتل لاله‌زار نقطه اوج درگیری قدرت میان دو پسرعمو بود: بافل جلال طالبانی، رییس کنونی اتحادیه میهنی کردستان، و لاهور شیخ جنگی طالبانی؛ دو چهره‌ای که هر دو در بریتانیا بزرگ شده‌اند.

بافل طالبانی دستور این عملیات را صادر و لاهور را متهم کرد که با کمک آجی امین، رییس پیشین اداره اطلاعات زانیاری، قصد ترور او را داشته یا به دنبال کنار زدنش از رهبری حزب بوده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی نیز ظاهرا با دیده تردید به آجی امین می‌نگریستند و او را متهم می‌کردند که با بازیگران غربی و اسرائیلی ارتباط دارد.

تا میانه سال ۲۰۲۲، این تنش‌ها به مرحله‌ای رسید که ادامه حضور او ناممکن شد و آجی امین برای پرهیز از رویارویی مستقیم و احتمال بازداشت، سلیمانیه را ترک کرد.

  • رییس اقلیم کردستان عراق در تهران: هرگز تهدیدی برای ایران نخواهیم بود

    رییس اقلیم کردستان عراق در تهران: هرگز تهدیدی برای ایران نخواهیم بود

درگیری‌های درون‌گروهی

این اتهام‌ها بی‌سابقه نبود. بافل در سال ۲۰۲۱ نیز لاهور را به تلاش برای مسموم کردن خود متهم کرده بود.

پس از آن، شماری از مقام‌های کلیدی، از جمله روسای نهادهای اطلاعاتی و ضدتروریسم وابسته به اتحادیه میهنی که عمدتا از نزدیکان لاهور بودند، برکنار شدند.

ویلسون در این دوره به‌عنوان مشاور با نیرویی موسوم به «اسکورپیون» (عقرب) همکاری می‌کرد؛ گروهی وابسته به لاهور شیخ جنگی طالبانی که ربوار حمید حاجی غالی، افسر باسابقه پیشمرگه، آن را هدایت می‌کرد.

ربوار حمید نیز همراه با بیش از ۴۰۰ نفر دیگر در جریان حمله به هتل لاله‌زار بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌ها، صدها بازداشتی به مقر آسایش در سلیمانیه منتقل شدند؛ نهادی که تحت فرمان اتحادیه میهنی کردستان فعالیت می‌کند، نه دولت مرکزی عراق.

به نوشته اورشلیم‌پست، به‌طور رسمی، کشته شدن پنج نفر اعلام شد، اما گزارش‌های غیررسمی از ۴۰ تا ۵۰ کشته و موارد متعدد اعدام خبر می‌دهند.

پس از پایان درگیری، نگرانی‌ها افزایش یافت. روزنامه‌نگاران و ناظران حقوق بشر از شمار بالای افراد «مفقود در عملیات» خبر دادند که امری غیرعادی در یک عملیات شهری محدود محسوب می‌شود.

خانواده‌ها از نبود دسترسی، فقدان وکیل و بی‌اطلاعی کامل از سرنوشت بازداشت‌شدگان سخن گفتند.

هم‌زمان، گزارش‌هایی مبنی بر مشارکت نیروهای وابسته به حشدالشعبی مورد حمایت جمهوری اسلامی و واحدهایی مرتبط با رایان الکِلدانی منتشر شد.

آمریکا سال ۲۰۱۹ الکلدانی را به دلیل ارتباط‌های او با نیروهای بسیج مردمی (PMF) و قاسم سلیمانی، فرمانده کشته‌شده نیروی قدس سپاه پاسداران، تحریم کرد.

مشارکت نیروهای مرتبط با جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این عملیات تحت نوعی نظارت خارجی انجام شده و هم‌زمان بیانگر سطح بالایی از بی‌اعتمادی درون‌ساختاری است.

بخش قابل‌توجهی از جزئیات مربوط به حمله بافل طالبانی به هتل لاله‌زار و پیامدهای آن علنی نشده است.

این نخستین بار نبود که میان بافل جلال طالبانی و پسرعمویش رویارویی رخ می‌داد.

در موارد پیشین، همواره صلح حفظ می‌شد و اختلاف‌ها از طریق مذاکره حل‌وفصل می‌شد. بنابراین به نوشته اورشلیم‌پست این پرسش مطرح است که چه عاملی باعث شد بافل جلال طالبانی این‌بار دست به حمله بزند؟

بازی قدرت

کردستان عراق یک چهارراه لجستیکی و اطلاعاتی و دروازه‌ای راهبردی برای منطقه محسوب می‌شود.

به‌طور کلی، مردم کرد در جریان عملیات‌های نظامی ایالات متحده در عراق، سوریه و منطقه، متحد آمریکا بوده‌اند.

ارتش آمریکا همچنان حضور گسترده‌ای در کردستان عراق دارد؛ حضوری که برای اصلی‌ترین رقیب آمریکا در منطقه، یعنی ایران، بسیار نگران‌کننده است.

پس از جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، معادلات منطقه‌ای به شکلی محسوس تغییر کرد.

تهران تلاش برای افزایش و تثبیت نفوذ راهبردی خود را در مناطق همجوار، به‌ویژه کردستان عراق که محل حضور گروه‌های کردی مخالف جمهوری اسلامی است، افزایش داده است.

در مناطق تحت کنترل اتحادیه میهنی، این روند به حذف یا خنثی‌سازی افرادی انجامیده که «مستقل، غیرقابل اعتماد یا نزدیک به آمریکا و اسرائیل» تلقی می‌شوند.

در چنین فضایی، رویدادهای هتل لاله‌زار رخ داد.

در همین چارچوب، به نوشته اورشلیم‌پست منابع متعدد تایید می‌کنند که برایان ویلسون پس از بازداشت همراه با نیروهای لاهور شیخ جنگی طالبانی، در همان ساختار امنیتی ناپدید شده است.

تاکنون هیچ اتهام رسمی علیه این سرباز آمریکایی اعلام نشده، هیچ روند قضایی علنی وجود ندارد، هیچ مدرک معتبری از زنده بودنش منتشر نشده و محل نگهداری و وضعیت جسمی او نامعلوم است.

اورشلیم‌پست: ناهماهنگی آمریکا و اسرائیل بر سر ایران، خطر تشدید بحران را افزایش داده است

۲ دی ۱۴۰۴، ۱۴:۳۳ (‎+۰ گرینویچ)

با نزدیک شدن به پایان سال ۲۰۲۵، اختلاف نگاه آمریکا و اسرائیل به نحوه و زمان مهار برنامه هسته‌ای ایران آشکارتر شده؛ اختلافی که از ارزیابی‌های متفاوت امنیتی، محدودیت‌های سیاسی و فاصله جغرافیایی ناشی می‌شود و به گفته تحلیلگران می‌تواند ریسک درگیری گسترده‌تری در منطقه را افزایش دهد.

روزنامه اورشلیم‌پست سه‌شنبه دوم دی ماه در تحلیلی نوشت مقام‌های اسرائیلی و آمریکایی اگرچه به داده‌های اطلاعاتی مشابه درباره فعالیت‌های اخیر ایران دسترسی دارند، اما این اطلاعات را در چارچوب «ساعت‌های زمانی» متفاوتی تفسیر می‌کنند.

از نگاه اسرائیل، نزدیکی جغرافیایی به ایران و شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه و عراق، زمان تصمیم‌گیری را به دقیقه‌ها کاهش داده است.

مقام‌های امنیتی اسرائیل هشدار داده‌اند که فعالیت‌های موشکی اخیر تهران که به‌صورت رزمایش معرفی می‌شود، می‌تواند بخشی از آمادگی عملیاتی باشد؛ الگویی که تهران پیش‌تر نیز با عادی‌سازی تدریجی تحرکات خطرناک به کار گرفته است.

  • رسانه اسرائیلی: نشر اطلاعات تنش با تهران می‌تواند به جنگی ناخواسته منجر شود

    رسانه اسرائیلی: نشر اطلاعات تنش با تهران می‌تواند به جنگی ناخواسته منجر شود

این حساسیت پس از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل تشدید شد.

بسیاری در اسرائیل به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بازدارندگی، فشار اقتصادی و روندهای دیپلماتیک نتوانستند از غافلگیری و تلفات گسترده جلوگیری کنند.

همین تجربه باعث شده هرگونه اقدام ایران، حتی بدون عبور رسمی از خطوط قرمز اعلام‌شده، به‌عنوان تهدیدی فوری تلقی شود.

ارزیابی آمریکا

به نوشته اورشلیم‌پست، در مقابل، واشینگتن ارزیابی گسترده‌تری دارد. مقام‌ها و تحلیلگران آمریکایی پیشرفت فنی ایران را تایید می‌کنند اما درباره نیت تهران اختلاف نظر دارند؛ این‌که آیا ایران تصمیم سیاسی برای ساخت سلاح هسته‌ای گرفته یا با حفظ ابهام، در پی افزایش قدرت چانه‌زنی است.

آمریکا همچنین پیامدهای فراتر از اسرائیل را می‌سنجد؛ از جمله خطر حمله به نیروهای آمریکایی، اختلال در زیرساخت‌های انرژی خلیج فارس و شوک به بازارهای جهانی.

  • وای‌نت: اسرائیل در حال آماده‌سازی سناریوهای نظامی علیه ایران است

    وای‌نت: اسرائیل در حال آماده‌سازی سناریوهای نظامی علیه ایران است

در داخل آمریکا، این اختلاف‌ها به شکاف‌های سیاسی هم گره خورده است. برخی جمهوری‌خواهان تاکید دارند بازدارندگی فقط زمانی کارآمد است که ایران باور کند آمریکا آماده اقدام فوری است.

در مقابل، گروهی دیگر ضمن حمایت از حق اسرائیل برای دفاع از خود، بر محدود بودن نقش نظامی آمریکا و عدم اعزام نیروی زمینی تاکید می‌کنند.

هم‌زمان، شماری از قانون‌گذاران با استناد به قانون اساسی، هرگونه اقدام نظامی بدون مجوز کنگره را زیر سوال برده‌اند.

دموکرات‌ها نیز نگرانی‌های مشابهی مطرح کرده‌اند و هشدار داده‌اند که اقدام‌های یک‌جانبه می‌تواند آمریکا را به درگیری عمیق‌تری بکشاند.

از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی موضع خود را دفاعی و غیرقابل مذاکره توصیف می‌کنند و می‌گویند برنامه موشکی ایران موضوع گفت‌وگو نخواهد بود؛ موضعی که مستقیما با تعریف تهدید از سوی اسرائیل و بخش بزرگی از سیاست‌گذاران آمریکایی در تضاد است.

در اسرائیل نیز اگرچه بر سر ماهیت تهدید ایران اجماع گسترده‌ای وجود دارد، اما درباره شیوه مدیریت آن اختلاف نظر دیده می‌شود.

  • روایت‌های متناقض رسانه‌های حکومتی از «آغاز رزمایش موشکی» در ایران

    روایت‌های متناقض رسانه‌های حکومتی از «آغاز رزمایش موشکی» در ایران

برخی چهره‌های مخالف دولت ضمن تایید خطر ایران، رهبری سیاسی کنونی را برای هدایت کشور در این مسیر مناسب نمی‌دانند.

به نوشته اروشلیم‌پست، تحلیلگران هشدار می‌دهند خطر اصلی نه اختلاف نظر، بلکه ناهماهنگی زمانی است: اسرائیل، آمریکا و ایران هرکدام بر اساس محاسبات خود عمل می‌کنند، اما این تصمیم‌ها می‌تواند به نتایجی منجر شود که هیچ‌یک به‌طور کامل قصد آن را ندارند.

به گفته آنان، چالش اصلی برای واشینگتن و اورشلیم هماهنگ‌سازی بازدارندگی است؛ به‌گونه‌ای که هم از پیشرفت راهبردی ایران جلوگیری شود و هم از ورود منطقه به چرخه‌ای مهارنشدنی از تنش و درگیری.

انقلاب خاموش نسل زد؛ پایان عصر کلوب‌های شبانه

۱ دی ۱۴۰۴، ۲۲:۳۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سمیرا گلچین

در سال‌های اخیر، نشانه‌های روشنی از تغییر در سبک زندگی جوانان دیده می‌شود؛ تغییری که بیش از همه در نوع تفریح و شیوه اجتماعی‌بودن آن‌ها دیده می‌شود. شب‌زنده‌داری و هیجان‌های پرخطر برای بخشی از نسل زد دیگر جذاب نیست و جای خود را به انتخاب‌های متفاوت‌تری داده است.

بر اساس پژوهشی که در وب‌سایت «بیهِیو گلوبال» منتشر شده، این تغییر به‌معنای کناره‌گیری از زندگی اجتماعی نیست، بلکه نشانه بازتعریف آگاهانه مفهوم تفریح است. نسلی که هم‌زمان با بحران‌های اقتصادی، ناامنی شغلی و فشار شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده، تفریح را به شکلی انتخاب می‌کند که با واقعیت زندگی‌اش سازگار باشد.

در چنین شرایطی، تفریح‌های پرخرج و پرریسک نه‌تنها جذابیت کمتری دارند، بلکه برای بسیاری هزینه‌زا هستند؛ هزینه‌ای برای سلامت روان، بدن، روابط اجتماعی و حتی آینده. به همین دلیل، تعریف شادی تغییر کرده است: از هیجان‌های لحظه‌ای به تجربه‌هایی آرام‌تر، قابل‌کنترل‌تر و قابل تکرار.

تفریح کم‌ریسک؛ انتخابی آگاهانه

یکی از محورهای اصلی این تغییر، فاصله گرفتن از تفریح به‌عنوان «فرار از زندگی» و نزدیک شدن به تفریحی است که با زندگی روزمره هماهنگ باشد. برای بسیاری از جوانان نسل زد، تفریح خوب تفریحی نیست که فرد را از خود بی‌خود کند، بلکه تجربه‌ای است که فردای آن قابل‌تحمل باشد.

در این چارچوب، کاهش شب‌زنده‌داری یا فاصله گرفتن از الکل، در جوامعی که مصرف آن رایج است، اغلب تصمیمی اخلاقی یا تحمیلی نیست، بلکه انتخابی عمل‌گرایانه است. مراقبت از سلامت روان، جلوگیری از فرسودگی، مدیریت هزینه‌ها و حفظ کنترل بر زمان و انرژی، از دلایل اصلی این تغییر به شمار می‌آیند.

نسل زد در جهانی زندگی می‌کند که اشتباهات کوچک می‌توانند پیامدهای بزرگی داشته باشند. همه‌چیز به‌راحتی ثبت و منتشر می‌شود و همین موضوع باعث شده رفتارهای پرریسک جذابیت کمتری پیدا کنند. در نتیجه، تفریح‌هایی که کم‌حاشیه‌تر و قابل مدیریت‌ترند، جای الگوهای پرهیجان گذشته را گرفته‌اند.

اقتصاد و آینده؛ تفریحی که باید «به‌صرفه» باشد

شرایط اقتصادی نقش مهمی در این بازتعریف دارد. ناامنی شغلی، افزایش هزینه‌های زندگی و دشواری برنامه‌ریزی برای آینده، باعث شده تفریح‌های پرهزینه برای بسیاری از جوانان توجیه نداشته باشد. رفت‌وآمدهای شبانه و هزینه‌های جانبی، با واقعیت اقتصادی زندگی بسیاری سازگار نیست.

100%

در چنین شرایطی، تفریح باید از نظر مالی و روانی به‌صرفه باشد؛ یعنی نه پول زیادی بگیرد و نه اضطراب، پشیمانی یا احساس عقب‌ماندن ایجاد کند. به همین دلیل، تفریح برای نسل زد بیش از آنکه یک وقفه موقت از زندگی باشد، به بخشی از سبک زندگی روزمره تبدیل شده است.

شبکه‌های اجتماعی و تغییر الگوی معاشرت

شبکه‌های اجتماعی نقشی دوگانه دارند. از یک‌سو ابزار اصلی سرگرمی و ارتباط هستند و از سوی دیگر، معیارهای جدیدی برای قضاوت اجتماعی ساخته‌اند. نسل زد بخش زیادی از معاشرت، شوخی و سرگرمی را در فضای آنلاین تجربه می‌کند و همین موضوع نیاز به فضاهای فیزیکی پرهزینه و پرریسک را کمتر کرده است.

در عین حال، اهمیت تصویر فردی در فضای مجازی باعث شده تفریح‌هایی که با هویت اجتماعی و سبک زندگی متعادل سازگارترند، مقبول‌تر شوند. تفریح دیگر فقط تجربه‌ای شخصی نیست؛ بخشی از روایت فرد از خودش است.

ایران؛ تفریح زیر فشار اقتصاد و محدودیت

در ایران، مسیر تفریح نسل زد الزاما شبیه دیگر کشورها نیست، اما منطق تغییر دیده می‌شود. در فضایی که تفریح شبانه رسمی به شکل رایج وجود ندارد، مساله اصلی این است که جوانان چگونه در میان فشارهای اقتصادی و اجتماعی، امکان معاشرت و تخلیه روانی را حفظ می‌کنند.

برای نسل زد ایران، اقتصاد نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. تورم و کاهش قدرت خرید، تفریح را به سمت شکل‌های کوچک‌تر، کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر سوق داده است. در چنین شرایطی، تفریح‌هایی که نیاز به مصرف بالا ندارند و امکان تکرار دارند، جذاب‌تر می‌شوند.

ناامیدی از آینده هم بر انتخاب‌های تفریحی اثر گذاشته است. برای برخی جوانان، تفریح‌های ساده و روزمره راهی برای کاهش فشار روانی و حفظ تعادل است. برای برخی دیگر، خستگی و فرسودگی باعث فاصله گرفتن از تفریح‌های پرهیاهو شده است. در هر دو حالت، تفریح کارکردی فراتر از سرگرمی پیدا می‌کند.

100%

محدودیت‌های اجتماعی نیز باعث شده تفریح به سمت خصوصی‌تر شدن و جمع‌های کوچک‌تر حرکت کند. برنامه‌های قابل پیش‌بینی و فضاهایی که امکان کنترل بیشتری دارند، جایگزین شکل‌های پرریسک‌تر شده‌اند. این انتخاب‌ها بیش از آنکه نشانه انفعال باشند، نشانه سازگاری با شرایط موجود هستند.

سوءتفاهم درباره نسل زد

برداشت رایجی که این تغییر را به بی‌حوصلگی یا بی‌انگیزگی نسبت می‌دهد، تصویر دقیقی ارائه نمی‌کند. نسل زد کمتر به‌دنبال هیجان نیست؛ بلکه در انتخاب هیجان محتاط‌تر و گزینش‌گرتر است. این نسل زودتر از حد معمول با فشارهای اقتصادی و روانی روبه‌رو شده و همین تجربه نگاهش به تفریح را تغییر داده است.

کمتر رفتن به فضاهای شلوغ یا فاصله گرفتن از الگوهای قدیمی تفریح، لزوما به معنای کمتر لذت بردن نیست. برای بسیاری از جوانان، این تغییر به معنای انتخاب نوعی لذت است که با واقعیت زندگی‌شان سازگارتر باشد؛ لذتی کم‌هزینه‌تر، کم‌ریسک‌تر و قابل کنترل‌تر.

یلدا و حافظه روشن یک ملت؛ آیین‌هایی که از تاریخ عبور کرده‌اند

۳۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

پایبندی مردم ایران به آیین‌هایی مانند یلدا، حاصل علاقه ساده به یک رسم قدیمی نیست. این پایبندی ریشه در تجربه‌ای تاریخی دارد که نسل به نسل منتقل شده است. تجربه زیستن در سرزمینی که بارها با گسست، فشار و بحران روبه‌رو شده اما پیوند با گذشته و هویت خود را حفظ کرده است.

آیین‌ها در جامعه ایرانی فقط مناسبت نیستند؛ حامل حافظه‌اند. حافظه‌ای که پیش از دولت‌ها شکل گرفته و مستقل از آن‌ها ادامه پیدا کرده است. یلدا یکی از روشن‌ترین نمونه‌های این پیوستگی تاریخی است.

یلدا و روایت پیروزی نور بر تاریکی

در بنیان یلدا یک اندیشه کهن نهفته است؛ پیروزی نور بر تاریکی. مفهومی که پیش از آنکه به آیین تبدیل شود، یک نگاه فلسفی به جهان بوده است. نگاهی که می‌گوید تاریکی هرچقدر هم طولانی باشد، ماندگار نیست.

این نگاه در فرهنگ ایرانی فقط در اسطوره‌ها نمانده است. در شعر، در روایت‌های خانوادگی، در شیوه زیستن و حتی در زبان روزمره حضور دارد. یلدا لحظه‌ای است که این اندیشه به شکل ساده و ملموس وارد زندگی مردم می‌شود.

  • خانواده‌های دادخواه در شب یلدا به مزار کشته‌شدگان اعتراضات رفتند

    خانواده‌های دادخواه در شب یلدا به مزار کشته‌شدگان اعتراضات رفتند

حافظه جمعی در برابر فراموشی

در دوره‌های مختلف تاریخی، تلاش‌هایی برای تغییر معنا یا کم‌رنگ کردن آیین‌های ملی صورت گرفته است. اما آنچه مانع از فراموشی یلدا شده، تصمیم آرام و پیوسته مردم بوده است. تصمیمی که بدون درگیری و بیانیه، فقط با تکرار زندگی روزمره اجرا شده است.

مردم یلدا را نگه داشتند چون این آیین بخشی از زیست آن‌ها بود. نه در تقویم رسمی که در خانه‌ها. نه در مراسم دولتی که در جمع‌های خانوادگی. همین ویژگی بود که آن را از حذف و مصادره محافظت کرد؛ حفاظتی که گاه حکومت‌هایی همچون جمهوری اسلامی را وادار کرد بعد از سال‌ها مبارزه با نمادهای هویت واقعی ایرانی، در برابر آنها سر تعظیم فرود آورد و در پایان به شکلی دیگر آن را اجرا کند‌ برایش روایت درست کند، برایش جشن حکومتی و برنامه‌های تکراری تلویزیونی درست کند ولی آنچه باقی می‌ماند نام نامی یلدا و رسم دیرین‌اش است.

وطن‌دوستی در زندگی روزمره

پایبندی به یلدا شکل خاصی از وطن‌دوستی است. وطن‌دوستی‌ای که فریاد نمی‌زند اما عمیق است. پایبندی مردم ایران به یلدا فقط حفظ یک آیین نیست؛ اعلام وفاداری به وطن است. وطنی که پیش از هر حکومت و هر روایت رسمی وجود داشته و در حافظه مردم زنده مانده است.

یلدا جایی است که ایرانی بودن نه گفته می‌شود، بلکه زندگی می‌شود. در شب یلدا، وطن به شکل خاک و مرز تعریف نمی‌شود. وطن در کلام هم زنده است، در شعرهایی که خوانده می‌شود، در روایت‌هایی که از نسل‌های پیش به نسل‌های بعد رسیده است.

  • آن‌سوی سکه فقر؛ از اجاره سینی یلدا برای عروس تا گرو گذاشتن انگشتر برای جشن مدرسه

    آن‌سوی سکه فقر؛ از اجاره سینی یلدا برای عروس تا گرو گذاشتن انگشتر برای جشن مدرسه

این همان وطن‌دوستی عمیقی است که نه به شعار نیاز دارد و نه به تایید. نشستن کنار خانواده در بلندترین شب سال، روشن کردن چراغ، گفتن داستان و خواندن شعر، همه شکل‌هایی از وفاداری‌اند. وفاداری به فرهنگی که قرن‌ها دوام آورده و هر بار از دل تاریکی عبور کرده است.

یلدا یادآوری می‌کند که ایران فقط یک نام تاریخی نیست. یک تجربه جمعی است. تجربه مردمی که آموخته‌اند حتی در سخت‌ترین شب‌ها کنار هم بمانند و امید را حفظ کنند.

این وطن‌دوستی از جنس هیجان زودگذر نیست. از جنس ریشه است. ریشه‌ای که در زندگی روزمره مردم تنیده شده است. ریشه‌ای که با تغییر سیاست‌ها و روایت‌ها از بین نمی‌رود.

برای بسیاری از ایرانیان، یلدا لحظه‌ای است که احساس می‌کنند به چیزی بزرگ‌تر از خودشان تعلق دارند. به تمدنی که تاریکی را دیده، اما هرگز نور را فراموش نکرده است.در این معنا، یلدا فقط یک آیین نیست؛ یک بیانیه خاموش است. بیانیه‌ای که هر سال بدون صدا تکرار می‌شود و می‌گوید ایران زنده است و پیوند مردمش با گذشته هنوز برقرار است.

آیینی زنده نه یک یادگار موزه‌ای

یلدا فقط متعلق به گذشته نیست. آیینی زنده است که هر سال دوباره معنا پیدا می‌کند. هر نسل آن را با تجربه خودش بازتعریف می‌کند، بدون آنکه اصل آن را از دست بدهد. همین ویژگی است که باعث تداوم آن شده است.

در جهانی که بحران و ناامیدی پررنگ شده‌اند، یلدا نقش یک پناهگاه فرهنگی را دارد. نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای حفظ امید.

  • یلدا و معنای امید در نهایتِ شب

    یلدا و معنای امید در نهایتِ شب

شب بلند و چراغی که خاموش نمی‌شود

یلدا به ما یادآوری می‌کند که فرهنگ ایرانی بر پایه امید ساخته شده است. بر پایه این باور که روشنایی در نهایت بر تاریکی غلبه می‌کند. این اصل، فقط یک روایت اسطوره‌ای نیست؛ تجربه زیسته یک ملت است.

این که مردم ایران همچنان یلدا را برگزار می‌کنند، نشانه وفاداری به همین اصل است. وفاداری به این نگاه که حتی در طولانی‌ترین شب‌ها هم باید چراغی روشن نگه داشت.

شب یلدا برای بسیاری از ایرانیان لحظه‌ای برای تجدید عهد است؛ عهد با فرهنگی که آموخته چگونه در تاریکی دوام بیاورد و چگونه منتظر روشنایی بماند.

و همین انتظار آگاهانه است که آیین‌ها را زنده نگه می‌دارد؛ انتظار آگاهانه‌ای که در گذر قرن‌ها ثابت کرده نور بر تاریکی پیروز می‌شود.