• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

شب‌های نمایش در آوینیون؛ از زن و عشق تا نان و آزادی

محمد عبدی
محمد عبدی

نویسنده و منتقد فیلم

۱ مرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)

آوینیون این شهر تاریخی زیبا در جنوب فرانسه، هر سال یک ماه تمام- ژوئیه- میزبان هنر نمایش است؛ از بام تا شام با تئاتر و رقص و اپرا که صدها هزار نفر مشتاق هنرهای نمایشی را به خود جذب می‌کند.

امسال هفتاد و نهمین دوره این جشنواره برگزار شد، جشنواره‌ای که در کنار ادینبورگ (در ماه اوت)، بزرگ‌ترین رویداد هنری سال در جهان نمایش را رقم می‌زند. جشنواره امسال با شعار «با هم» سعی دارد نمایشگر همان چیزی باشد که عصاره وجودی این جشنواره است: تأسیس آن پس از جنگ دوم جهانی برای همبستگی ملت‌ها.

حالا هنرمندانی از پانزده کشور در بخش اصلی جشنواره دعوت شده‌اند تا اجراهای متفاوتی را با کیفیت‌های گوناگون با مخاطب قسمت کنند؛ از نمایش‌های بسیار مدرن و غریب تا اجراهای کلاسیک، از حرف‌های نو و جذاب تا شعارهای تکراری سیاسی.

«درون کابل»؛ وضعیت زنان افغانستان

درون کابل کار مشترکی از کارولین ژیله، کبرا خادمی و سمیه صدیقی(محصول مشترک افغانستان و فرانسه) تماشاگر را به درون یک اتاق که در آن ظرف‌ها و سفره‌ای خالی چیده شده دعوت می‌کند.

روی ظروف کلماتی چون نان و آزادی نقش بسته است. تماشاگران دور تا دور می‌نشینند و یک بازیگر ساکت هم کنار سفره می‌نشیند. تماشاگران روی دیوار ویدئوهایی از به قدرت رسیدن طالبان و رفتار آنان با زنان را شاهدند در حالی که یک زن راوی این ماجراها و راوی ترس‌های خودش است.

100%

نمایش در راستای تصویر کردن وضعیت زنان افغانستانی برای مخاطب غربی می‌تواند کارکرد داشته باشد اما برای تماشاگر آشنا با وضعیت این کشور، نکته تازه‌ای ندارد، به ویژه با این نوع اجرا که به تمامی با پناه بردن کامل به ویدئو خلق شده، ارزش‌های نمایشی بسیار کمی باقی می‌ماند.

«اسرائیل و محمد»؛ رقص و ملت‌ها

اسرائیل و محمد عنوان رقصی بود که از ترکیب کار دو رقصنده از دو جهان مختلف شکل می‌گرفت: اسرائیل گالوان رقصنده فلامنکوی شناخته شده و محمد الخطیب؛ رقصی که مسائل سیاسی روز را با زندگی شخصی دو رقصنده‌اش می‌آمیزد.

در ویدئوهایی که از پدران این دو به نمایش درمی‌آید، هر دو آنها به دلایل مختلف با شغل فرزندشان مشکل دارند. پدر گالوان از حرکات زنانه اسرائیل و تخطی‌اش از فلامنکوی کلاسیک ناراضی است و پدر الخطیب- کارگری از جهان عرب- اساساً با رقصیدن پسرش مشکل دارد. از این جا اجرا با مسائل روز هم می‌آمیزد و به ترکیب صمیمی‌ای از زندگی دو شخصیت اصلی با مسائل سیاسی/اجتماعی و جهان رقص بدل می‌شود.

«قله»؛ بورژوازی رو به زوال

قله اثر کریستوف مارتالر از سوئیس هجو نسبتاً جذابی بود از طبقه مرفه. تعدادی شخصیت با ملیت‌های گوناگون در استراحتگاهی در بالای کوه به سر می‌برند، اما ظاهراً جنگ باعث می‌شود که برای سال‌های طولانی بالاجبار در آنجا بمانند.

نمایش یک موقعیت ابزورد را روایت می‌کند که در آن همه چیز رفته‌رفته از حالت معمول خارج می‌شود و ارزش‌های طبقه مرفه به چیزهای بی‌ارزشی بدل می‌شوند که نمی‌توانند شخصیت‌های نمایش را از مخمصه‌ای که در آن گیر افتاده‌اند، نجات دهند. نمایش در فضاسازی موفق است و بازی‌های درخشان همه بازیگران آن را گرم و دلچسب می‌کند، اما بخش‌هایی از آن طولانی به نظر می‌رسد.

قصر پاپ‌ها و «دمپایی شیطان»

100%

دمپایی شیطان اثر پل کلودل با اجرایی از کمدی فرانسز(مشهورترین کمپانی تئاتر فرانسه) به کارگردانی اریک روف در حیاط شگفت‌انگیز قصر پاپ‌ها اجرا شد؛ نمایشی هشت ساعته که تا شش صبح و طلوع آفتاب ادامه داشت، اما اجرایی که می‌توانست متفاوت و مدرن باشد بیشتر تن داده بود به نوع اجرای کلاسیک و معمول که البته کماکان از بازی دیدنی بازیگرانش سود می‌برد.

حواشی اضافی داستان و نوع اجرای بدون خلاقیت آن مانع از موفقیت نمایش بود، حتی در مکان خارق‌العاده‌ای چون قصر پاپ‌ها که هر نمایشی را دیدنی می‌کند.

«مادر»؛ زندگی و مرگ

اما اتفاق شگفت‌انگیز جشنواره امسال مادر اثر ماریو بانوشی بود. این کارگردان ۲۶ ساله آلبانیایی در این اثر بدون دیالوگ جهان زنانه شگفت‌انگیزی خلق می‌کند که در آن چند شخصیت، داستان یک خانواده از به دنیا آمدن بچه تا مرگ را از دیدگاه زنانه روایت می‌کنند.

نمایش با طراحی صحنه خارق‌العاده، یک خانه و جاده‌ای متروک را بازسازی می‌کند که همه چیز در همان‌جا در زمان‌های مختلف رخ می‌دهد. بازیگر پیر و بازیگر جوان گاه جای خود را با هم عوض می‌کنند و بازیگرانی که گاه در طول نمایش به کلی برهنه هستند، بدن‌های بی‌پناهی را جان می‌بخشند که در برابر دردهای زندگی می‌شکنند و خراش برمی‌دارند.

زنی که ما تولد فرزندش را دیده بودیم، به کام مرگ می‌رود و نمایش بدون هیچ نوع حرف اضافه، روایت بی‌ارزش شدن وسایل زندگی او را با ما قسمت می‌کند. نمایشی که با زایش و زندگی آغاز شده بود در نهایت با مرگ به پایان می‌رسد، درست مثل زندگی همه ما.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا جمهوری اسلامی موشک «قاصد» را در ماموریت زیرمداری آزمایش کرد؟

۱ مرداد ۱۴۰۴، ۱۱:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

سازمان فضایی ایران از آزمایش زیرمداری موشک ماهواره‌بر «قاصد» خبر داده و هدف آن را ارزیابی برخی فناوری‌های جدید در حال توسعه صنعت فضایی اعلام کرد. تیم راستی‌آزمایی ایران‌اینترنشنال در این گزارش سعی کرده به برخی سوال‌ها درباره ابعاد پرتاب‌ زیرمداری این موشک پاسخ دهد.

انجام چنین آزمایشی در روزهای پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران و پیش از آغاز دور جدید گفت‌و‌گو‌های ایران و غرب بر اهمیت ابعاد فنی، سیاسی، نظامی و امنیتی چنین آزمایشی افزوده است.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، ۳۰ تیر اعلام کرد که مذاکرات هسته‌ای با سه کشور بریتانیا، فرانسه و آلمان جمعه سوم مرداد در استانبول و در سطح معاونان وزیر از سر گرفته خواهد شد.

موشک سپاه به نام سازمان فضایی ایران

سازمان فضایی ایران در حالی خبر آزمایش زیرمداری موشک ماهواره‌بر قاصد را منتشر کرده که می‌دانیم تاکنون این سازمان پرتاب‌های آزمایشی و مداری خود را با استفاده از سامانه‌های وزارت دفاع انجام می‌داد.

پایگاه فضایی سپاه
100%
پایگاه فضایی سپاه

موشک قاصد که در سالروز تاسیس سپاه پاسداران در سوم اردیبهشت ۱۳۹۹ به فضا پرتاب شد، محصول نیروی هوافضای سپاه است که از سال ۱۳۹۵ به صورت مستقل فعالیت‌های فضایی خود را آغاز کرده است.

قاصد اولین ماهواره‌بر ایرانی است که از خارج از پایگاه فضایی خمینی به فضا پرتاب شده است.

این ماهواره‌بر به‌گونه‌ای طراحی شده که از سکو‌های متحرک قابل پرتاب است. این ویژگی آن را از نظر نظامی قابل‌توجه می‌سازد، زیرا توانایی پرتاب از موقعیت‌های غیرثابت و استتارشده را فراهم می‌کند.

محل این پرتاب اعلام نشده، اما نیروی هوافضای سپاه پرتاب‌های خود را معمولا از پایگاهی در جنوب شرقی شاهرود انجام می‌دهد؛ جایی که در طول جنگ ۱۲ روزه گزارش‌هایی از هدف قرار گرفتنش منتشر شد.

وزارت دفاع نیز پرتاب‌های مربوط به سازمان فضایی ایران را از سایت موشکی خمینی در سمنان انجام می‌دهد.

پایگاه فضایی خمینی وابسته به وزارت دفاع در نزدیکی سمنان
100%
پایگاه فضایی خمینی وابسته به وزارت دفاع در نزدیکی سمنان

آزمایش زیر مداری چیست؟

آزمایش زیرمداری پرتابی است که در آن یک موشک یا ماهواره‌بر تا ارتفاعی مشخصی صعود می‌کند اما به سرعت کافی برای قرار گرفتن در مدار نرسیده و پس از مدتی سقوط می‌کند.

در برنامه‌های فضایی معمولا آزمایش زیرمداری مرحله‌ای منطقی و کم‌هزینه‌تر نسبت به پرتاب مداری کامل به شمار می‌آید.

موشک ماهواره‌بر قاصد
100%
موشک ماهواره‌بر قاصد

آزمایش موتورهای جدید، به‌ویژه سوخت جامد یا مراحل اصلاح‌شده، بررسی رفتار پرتاب‌گر در فازهای مختلف پرواز (از جمله جدایش مرحله‌ها)، آزمون سامانه‌های ناوبری، مخابراتی یا الکترونیکی جدید از جمله اهداف احتمالی تست‌های زیر مداری به شمار می‌روند.

خبرگزاری آسوشیتدپرس ششم اردیبهشت به نقل از شرکت امنیتی دریایی امبری گزارش داد که انفجار‌ها در بندر رجایی در بندرعباس، ناشی از حمل نادرست محموله‌ای از سوخت جامد مورد استفاده در موشک‌های بالستیک بوده است.

  • وال استریت ژورنال: ایران برای تامین سوخت موشک‌های بالستیک، از چین مواد اولیه می‌خرد

    وال استریت ژورنال: ایران برای تامین سوخت موشک‌های بالستیک، از چین مواد اولیه می‌خرد

از ماهواره‌بر قاصد چه می‌دانیم؟

تا امروز، سه پرتاب مداری موفق از این ماهواره‌بر ثبت شده که طی آن‌ها ماهواره‌های نور ۱، نور ۲ و نور ۳ به ترتیب در مدارهای ۴۲۵، ۵۰۰ و ۴۵۰ کیلومتری زمین قرار گرفته‌اند.

طراحی قاصد به‌صورت ترکیبی سه‌مرحله‌ای انجام شده و از موشک بالستیک «قدر» به‌عنوان پایه مرحله اول خود استفاده می‌کند. موشکی که جمهوری اسلامی از نسخه قدر اچ (H) آن در آخرین روزهای جنگ ۱۲ روزه استفاده کرد.

  • ۷ چهره کلیدی کشته شده در حمله اسرائیل که بودند و چه کسانی جایگزین‌شان شدند؟

    ۷ چهره کلیدی کشته شده در حمله اسرائیل که بودند و چه کسانی جایگزین‌شان شدند؟

مرحله اول دارای موتور سوخت مایع و ارتفاع حدود ۱۳ متر است. مرحله دوم از موتور سوخت جامد «سلمان» استفاده می‌کند که به سامانه تغییر بردار رانش مجهز است و امکان اصلاح مسیر پرواز را فراهم می‌کند.

مرحله سوم نیز یک موتور سوخت مایع است که محموله نهایی را به مدار تزریق می‌کند.

موشک بالستیک قدر
100%
موشک بالستیک قدر

با این حال، قاصد از نظر توان حمل بار بسیار محدود است. ظرفیت حمل آن در حدود ۴۵ تا ۵۰ کیلوگرم به مدارهای پایینی زمین گزارش شده و برای ارسال میکروماهواره‌ها طراحی شده است.

معمولا ظرفیت بار موشک‌هایی که با هدف حمل کلاهک‌ هسته‌ای ساخته می‌شوند باید بین ۱۵۰ تا ۵۰۰ کیلوگرم باشد.

جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته بسته‌های ماهواره‌ای با وزن بار بیش از ۵۰ کیلوگرم را به مدار زمین ارسال کند و به همین دلیل از ماهواره‌بر سایوز روسی برای قرار دادن برخی ماهوارهای خود کمک گرفته است.

طراحی قاصد تا پیش از آزمایش ۳۰ تیر بر ماموریت‌های شناسایی، سنجشی و ارتباطی با محموله‌های کوچک متمرکز بوده و هنوز نشانه‌ای از تبدیل مستقیم آن به یک موشک تهاجمی ثبت نشده، هرچند از نظر فنی چنین تبدیلی غیر ممکن نیست.

قاصد چه اهداف نظامی می‌تواند داشته باشد؟

در سناریوهای فرضی نظامی، در صورت حذف مرحله سوم و جایگزینی آن با یک سر جنگی، قاصد می‌تواند به یک موشک بالستیک با برد چند صد تا هزار و پانصد کیلومتر تبدیل شود که قابلیت حمل کلاهک متعارف یا در صورت دستیابی، کلاهک هسته‌ای کوچک‌شده را دارد.

موشک ماهواره‌بر قاصد برای پرتاب نیازی به استفاده از پایگاه‌های فضایی ندارد و می‌تواند پس از انتقال به محل پرتاب در زمان کمی آماده عمل شود
100%
موشک ماهواره‌بر قاصد برای پرتاب نیازی به استفاده از پایگاه‌های فضایی ندارد و می‌تواند پس از انتقال به محل پرتاب در زمان کمی آماده عمل شود

در سطحی راهبردی‌تر، توسعه و تکرار پرتاب‌های قاصد می‌تواند بخشی از یک پروژه درازمدت برای ساخت منظومه‌های ماهواره‌ای نظامی باشد.

جمهوری اسلامی می‌تواند با استفاده از ده‌ها میکروماهواره که از طریق قاصد به مدارهای پایین ارسال شوند، یک شبکه ارتباطی یا شناسایی نظامی دائم در مدار ایجاد کند و وابستگی خود به سامانه‌های فضایی خارجی را کاهش دهد.

دلایل تست زیرمداری برای یک موشکی موفق؟

اگرچه موشک قاصد پیش‌تر ماموریت‌های موفقی داشته، انجام یک آزمایش زیرمداری با همان پلتفرم می‌تواند دلایل فنی، عملیاتی و حتی سیاسی داشته باشد.

از نظر فنی، آزمایش زیرمداری می‌تواند بخشی از فرآیند به‌روزرسانی یا اصلاح یکی از اجزای موشک قاصد باشد.

با توجه به این‌که قاصد، ترکیبی از موتورهای سوخت مایع و جامد است، تغییر در یکی از این مراحل، مثلا ارتقای موتور مرحله دوم یا اصلاح سامانه هدایت و کنترل، نیاز به پرتاب آزمایشی دارد.

در چنین شرایطی، صرفا آزمایش عملکرد یک یا دو مرحله، در یک پرواز زیر مداری انجام می‌شود تا ریسک پرتاب مداری کاهش یابد.

  • ارزیابی خسارات جنگ؛ اسرائیل و جمهوری اسلامی چه از دست دادند؟

    ارزیابی خسارات جنگ؛ اسرائیل و جمهوری اسلامی چه از دست دادند؟

اجزای مختلف سازمان هوافضای سپاه، از فرماندهان تا کارگاه‌های تولید قطعات موشک، یکی از مهم‌ترین اهداف حملات اسرائیل در در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران بودند. پس در نگاه عملیاتی و لجستیکی، ممکن است اهداف این پرتاب، بررسی آمادگی سامانه‌های پشتیبانی، پرتابگر متحرک، و زیرساخت‌های فضایی و موشکی آسیب‌دیده باشد.

از لحاظ سیاسی و امنیتی، پرتاب‌های مداری معمولا با حساسیت و توجه بین‌المللی بالاتری روبه‌رو هستند، چرا که ورود یک شیء به مدار زمین در سطح جهانی ثبت می‌شود و واکنش‌های بین‌المللی در پی‌خواهد داشت.

آزمایش‌های زیرمداری جمهوری اسلامی اما از دید برخی کشورها، به‌ویژه ایالات متحده، اهمیتی فراتر از جنبه فنی دارند.

نگرانی اصلی غرب این است که فناوری استفاده‌شده در این تست‌ها —به‌ویژه سوخت جامد، مراحل چندگانه، هدایت دقیق، و پرتابگرهای متحرک— دقیقا مشابه فناوری موشک‌های بالستیک است، حتی اگر ظاهرا هدف آن‌ها فضایی باشد.

100%

از نظر حقوق بین‌الملل، آزمایش زیرمداری به‌تنهایی خلاف قوانین بین‌المللی نیست. هیچ معاهده‌ای پرتاب زیرمداری را ممنوع نکرده است.

اما در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت (مصوب پس از برجام)، ایران «ترغیب» شده تا از توسعه موشک‌هایی که قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای دارند خودداری کند.

این عبارت الزام‌آور نیست، اما کشورهای غربی، به‌ویژه ایالات متحده، هرگونه پرتاب با فناوری موشک‌های بالستیک —حتی اگر به مدار نرسد— را به‌عنوان نقض روح قطعنامه قلمداد می‌کنند.

در چنین شرایطی اگر این آزمایش‌ها از سوی نیروی هوافضای سپاه انجام شود، حساسیت سیاسی چند برابر خواهد شد، چرا که هرگونه فعالیت موشکی یا فضایی این نهاد به‌عنوان بخشی از برنامه موشکی تلقی می‌شود، نه صرفا برنامه فضایی.

آیا قاصد موشکی قاره‌پیماست؟

خیر، ماهواره‌بر قاصد یک موشک قاره‌پیما (ICBM) نیست. این موشک برای پرتاب ماهواره‌های سبک به مدار پایین زمین طراحی شده و همان طور که گفته شد حداکثر می‌تواند حدود ۵۰ کیلوگرم بار به مدار انتقال دهد.

برد عملیاتی آن نیز در صورت تبدیل به موشک نظامی، احتمالا به بیش از هزار یا هزار و پانصد کیلومتر نمی‌رسد، در حالی که موشک‌های قاره‌پیما باید بتوانند مسافت‌هایی بیش از پنج‌هزار و ۵۰۰ کیلومتر را طی کنند و توانایی حمل بارهایی چند صد کیلویی را داشته باشد.

بحران بی‌آبی در ایران و دومین شب اعتراض در سبزوار؛ آیا این اعتراض‌ها فراگیر می‌شود؟

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

سبزواری‌ها برای دومین شب پیاپی به خیابان آمدند. آن‌ها با تجمع مقابل فرمانداری سبزوار و سردادن شعارهایی نظیر«فقط کف خیابون به دست می‌آد حقمون» و «آب، برق، زندگی حق مسلم ماست» به قطع مکرر برق در این منطقه اعتراض کردند.

با توجه به اینکه جمهوری اسلامی هیچ راه‌حل عملی‌ برای بحران آب ندارد، آیا اعتراض‌های مردم سبزوار به دیگر نقاط ایران هم سرایت خواهد کرد؟

دولت چهارشنبه را تعطیل کرده؛ بحران، کشور را به تعطیلی کشانده و اکنون مردم، عاصی‌تر از همیشه، با حکومتی روبه‌رو هستند که این‌بار عملاً ناتوانی خود در کشورداری را به نمایش گذاشته است.

نتیجه انکار دیروز، بحرانی‌ است که امروز مردم را گرفتار کرده؛ وقتی توسعه قربانیِ امنیت‌سازی شکست‌خورده شد و حاکمیت، با چشم‌بستن بر مسئولیت خود، مردم را خطاب قرار داد که مسئولیت بپذیرند، صرفه‌جویی کنند، در خانه بمانند. این روایت تکراری، در برابر بحرانی بی‌سابقه قرار گرفته است.

شرکت آب و فاضلاب تهران، در اقدامی عجیب، خبر توزیع آب بسته‌بندی‌شده بین مردم را اعلام کرد، اما کمی بعد آن را تکذیب کرد.

رضا سپهوند، نماینده مجلس، از احتمال جیره‌بندی سراسری در تهران و دیگر استان‌ها هشدار داده است. اما این هشدارها دیگر تازگی ندارند. سال‌ها فعالان محیط زیست فریاد زدند و سرکوب شدند. حالا، همان ساختاری که بحران را ساخت، خود با زبان هشدار سخن می‌گوید.

در واکنش به گرمای شدید، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، تعطیلی روز چهارشنبه را «فرصتی برای نفس کشیدن» خوانده است؛ اعترافی تلخ به اینکه مردم حتی فرصت نفس کشیدن هم ندارند.

او پیشنهاد می‌دهد مردم استراحت کنند، سفر بروند و با خانواده باشند؛ در گرمای کشنده، بدون آب، بدون برق. این نسخه‌های بی‌معنا، در وضعیت کنونی، بنزینی است بر آتش خشم عمومی؛ و از آن‌جا که جامعه روی بشکه باروت نشسته، می‌تواند برای حاکمیت بسیار خطرناک باشد.

مقامات جمهوری اسلامی ایرانی ساخته‌اند که امروز تنها کسانی که ژنراتور دارند، مخزن آب دارند یا خانه‌هایی با تهویه مناسب دارند، می‌توانند دوام بیاورند. دیگران باید با دبه در صف آب بایستند. حکمرانی در ایران به‌گونه‌ای طراحی شده که فقط یک طبقه خاص توان زندگی داشته باشد و دیگران، فقط باید «دیمی» زنده بمانند. انسان اما گندم و جو نیست که دیمی زنده بماند؛ نیاز به آب دارد، که مایه حیات است. حکومتی که نتواند آب برای شهروندانش فراهم کند، محکوم به فروپاشی است. روزهایش به شماره افتاده‌اند.

حتی عیسی کلانتری، رییس پیشین سازمان محیط زیست، هشدار داده که «باید نگران موجودیت ایران بود». مسعود پزشکیان هم اعتراف کرده که «اگر همین حالا کاری نکنیم، فردا ممکن است هیچ راه‌حلی وجود نداشته باشد».

این اعتراف‌های دیرهنگام، چیزی از مسئولیت حکومت کم نمی‌کند؛ حکومتی که امروز هم هیچ راه‌حل عملی برای این بحران ندارد و امروز و فردایش، تفاوت چندانی با هم ندارند.

شما چگونه با بی‌آبی زندگی می‌کنید؟

در چنین وضعیتی، تنها پناه مردم، خودشان هستند و غیر از همدیگر، کسی را این روزها ندارند. امشب در «برنامه با کامبیز حسینی» از شما پرسیدیم: شما چگونه با بی‌آبی زندگی می‌کنید؟ فهیمه خضر حیدری، روزنامه‌نگار از واشینگتن، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.

علی ناظمی: ایران فاقد زیرساخت‌های مدیریت بحران است

۳۱ تیر ۱۴۰۴، ۱۹:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

علی ناظمی، استاد مهندسی آب و محیط زیست در دانشگاه کنکوردیا، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، گفت: «درست است که کشورهایی مانند قطر و امارات متحده عربی هم با بحران آب مواجه‌اند، اما دلیل اینکه پروژه‌های کلان مدیریت بحران را در ایران نمی‌بینیم، قبل از هر چیز به نبود منابع برمی‌گردد.»

او اضافه کرد: «وسعت این کشورها قابل مقایسه با ایران نیست. ایران کشوری با گستره جغرافیایی بسیار بزرگ‌تر است و همین تفاوت باعث می‌شود مدیریت بحران آب در آن نیازمند برنامه‌ریزی پیچیده‌تری باشد.»

به گفته ناظمی، برای چنین مدیریت گسترده‌ای، ایران به توان نرم‌افزاری و سخت‌افزاری قوی‌تری نیاز دارد. در حوزه نرم‌افزار و دانش اطلاعاتی، ظرفیت‌هایی در کشور وجود دارد و راهکارها هم شناسایی شده‌اند.

با این حال او تاکید کرد: «در حوزه سخت‌افزار و زیرساخت‌ها، با وجود هشدارهای ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته، اقدام موثری انجام نشده است. بی‌توجهی به این هشدارها ما را به وضعیت بحرانی امروز رسانده است.»

ایران بی‌آب و حکومت ناتوان؛ وقتی تخصص کنار رفت، بحران شکل گرفت

۳۰ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامبیز حسینی

بحران آب در ایران دیگر صرفاً یک چالش زیست‌محیطی نیست. آن‌چه امروز میلیون‌ها ایرانی را با قطع آب، تانکرهای اضطراری، صف‌های دبه، نابودی کشاورزی و فرونشست زمین روبه‌رو کرده، تنها ناشی از کاهش بارندگی یا تغییرات اقلیمی نیست.

این بحران، محصول مستقیم ساختاری از حکمرانی است که برای دهه‌ها، اولویت‌های ایدئولوژیک، امنیتی و رانتی را بر تخصص، کارآمدی و آینده‌نگری ترجیح داده است. آیا نظامی که خود بانی و تسریع‌کننده بحران بوده، توان حل آن را دارد؟

بحرانی فراتر از خشکسالی

ایران در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و میانگین بارش سالانه‌اش کمتر از یک‌سوم میانگین جهانی است. سرانه منابع آب تجدیدپذیر کشور طی چند دهه گذشته به‌شدت کاهش یافته و امروز به زیر ۱٬۰۰۰ مترمکعب در سال رسیده است؛ سطحی که از منظر بین‌المللی، کشور را در رده کشورهای دچار «تنش آبی شدید» قرار می‌دهد.

اما ایران نه به‌خاطر اقلیم، بلکه به‌دلیل سوء‌مدیریت ساختاری در آستانه فروپاشی زیست‌محیطی قرار گرفته است. سیاست‌هایی چون سدسازی بی‌ضابطه، گسترش کشاورزی ناپایدار در مناطق خشک و بی‌توجهی به بهره‌وری مصرف، شبکه آبی کشور را از درون فرسوده کرده‌اند.

حذف تخصص؛ ریشه نهادی بحران

درک واقعی بحران آب بدون بررسی سازوکارهای تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ممکن نیست. در طی دهه‌ها، هر صدای مستقلی که نسبت به وضعیت منابع طبیعی هشدار داده، یا حذف شده یا به حاشیه رانده شده است. متخصصان آب، اقلیم‌شناسان، مشاوران مستقل و حتی مدیران فنی باسابقه یا از کشور مهاجرت کرده‌اند یا با انگ‌های سیاسی حذف شده‌اند.

در این نظام، تصمیم‌گیری در حوزه منابع آب نه بر پایه ارزیابی علمی، بلکه بر اساس مصالح سیاسی و امنیتی انجام شده است. بسیاری از پروژه‌های بزرگ سدسازی و انتقال آب، نه در بستر مطالعات کارشناسی، بلکه زیر نظر نهادهای نظامی و غیرپاسخ‌گو اجرا شده‌اند؛ بدون ارزیابی محیط‌زیستی، بدون مشارکت جوامع محلی و بی‌توجه به هشدارهای دانشگاهی.

ابتدا تخصص کنار زده شد و آنگاه بحران شکل گرفت. و حال، با بحرانی مواجهیم که نظام حاکم نه ظرفیت نهادی برای مدیریت آن دارد، نه سرمایه اجتماعی برای جلب مشارکت عمومی، و نه منابع انسانی برای بازسازی سامانه آبی کشور.

راه‌حل‌های اضطراری یا فرار به جلو؟

اقدامات اخیر حکومت نه برآمده از برنامه‌ریزی درازمدت، بلکه بیشتر تدابیری کوتاه‌مدت و واکنشی‌اند. نمونه بارز، انتقال آب از سد طالقان به تهران است؛ در حالی‌که خود آن حوضه با کم‌آبی شدید روبه‌روست. این سیاست، بیش از آن‌که راه‌حل باشد، نوعی انتقال بحران از نقطه‌ای به نقطه دیگر است.

ساختاری برای مدیریت مصرف آب طراحی نشده، اصلاحات اساسی آغاز نشده، و هیچ شفافیتی در نحوه تخصیص منابع دیده نمی‌شود.

در چنین فضایی، حتی هشدارهای مسعود پزشکیان که گفته «اگر فوراً اقدام نکنیم، هیچ راه‌حلی موثر نخواهد بود»، برای افکار عمومی اعتبار چندانی ندارد.

مردم، بارها چنین هشدارهایی را شنیده‌اند، بی‌آن‌که تغییری محسوس در سیاست‌ها و اولویت‌ها مشاهده کنند. تجربه نشان داده است که هیچ اصلاح پایداری در این نظام ممکن نیست، مگر از مسیر بازنگری در ساختار کلان قدرت.

بحران آب؛ نشانه‌ای از فروپاشی حکمرانی

بحران آب تنها یک تهدید زیست‌محیطی نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از فروپاشی تدریجی یک نظام حکمرانی ناکارآمد است؛ نظامی که در آن علم، شایستگی، برنامه‌ریزی و شفافیت جایی ندارد. نظامی که در آن سیاست‌زدگی جای تخصص را گرفته، و جامعه علمی به حاشیه رانده شده است.

مردم ایران نه‌تنها با کمبود آب، بلکه با بی‌اعتمادی کامل نسبت به ساختاری مواجه‌اند که مسئول مدیریت این بحران است. نابودی کشاورزی، خاموشی‌های مکرر، مهاجرت اجباری روستاییان و گسترش نارضایتی، همگی بازتاب‌های یک وضعیت سیاسی- مدیریتی‌اند که نه طبیعی‌ است، نه اجتناب‌ناپذیر، بلکه نتیجه مستقیم تصمیماتی است که آگاهانه گرفته شده‌اند.

آیا جمهوری اسلامی توان حل بحرانی را دارد که خود آفریده است؟

پاسخ، در استمرار همان سیاست‌هایی‌ است که هنوز هم ادامه دارند؛ در نهادهایی که نه دغدغه منابع کشور، بلکه دغدغه بقای خود را دارند و در آینده‌ای که اگر همین مسیر ادامه یابد، خشکسالی نه‌فقط در زمین، بلکه در ذهن، امید و زندگی مردم نیز گسترش خواهد یافت.

جمهوری اسلامی نه‌تنها تاکنون برنامه‌ای جامع، علمی و پایدار برای مدیریت بحران آب ارائه نکرده، بلکه با حذف تخصص، نادیده‌گرفتن واقعیت، و ترجیح منافع کوتاه‌مدت سیاسی، زمینه گسترش و تعمیق بحران را فراهم کرده است. آیا جمهوری اسلامی توان حل بحرانی را دارد که خود آفریده است؟

امشب در «برنامه با کامبیز حسینی»، اعظم بهرامی، پژوهشگر و کنشگر محیط زیست از تورین، مهمان اصلی برنامه بود و مخاطبان از سراسر جهان به این پرسش پاسخ دادند.

«برنامه با کامبیز حسینی» دوشنبه تا جمعه، ساعت ۱۱ شب به وقت تهران، به‌صورت زنده از تلویزیون ایران‌اینترنشنال پخش می‌شود.»

آیا جمهوری اسلامی بار دیگر غافلگیر خواهد شد؟

۳۰ تیر ۱۴۰۴، ۲۳:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۱۲ روزه اخیر با اسرائیل به‌طور آشکاری غافلگیر شد؛ این مسئله‌ای است که حتی برخی مقامات رسمی نظام نیز به آن اذعان کرده‌اند.

در همان ساعات و روزهای ابتدایی جنگ، شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد سپاه کشته شدند، پدافند هوایی جمهوری اسلامی فلج شد، و بیش از ۱۴۰۰ هدف حساس نظامی، هسته‌ای و زیرساختی از جمله انبارهای موشکی مورد حمله قرار گرفت و نابود شد.

با این پیش‌زمینه، سوال اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی در جنگ بعدی نیز غافلگیر خواهد شد؟ اگر پاسخ مثبت است، این غافلگیری‌ها در چه حوزه‌هایی خواهد بود و چه عواملی در بروز آن نقش دارند؟

پس از موج نخست حملات اسرائیل، جمهوری اسلامی تلاش کرد خود را بازسازی کند. خامنه‌ای فرماندهان جدیدی را منصوب کرد و بخش موشکی سپاه، علی‌رغم از دست دادن چهره‌های کلیدی همچون امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضا، و محمود باقری، فرمانده موشکی، به سرعت بازسازی شد و حملات موشکی متقابل را علیه اسرائیل آغاز کرد.

این حملات، از دید مقامات جمهوری اسلامی، نوعی «توازن جنگی» ایجاد کرد اما تحلیل‌ دقیق‌تر نشان می‌دهد که این توازن واقعی نبود و اسرائیل در طول جنگ همچنان دست بالا را حفظ کرد.

واقع‌بینانه اگر نگاه کنیم، حملات موشکی سپاه نه بی‌تاثیر بوده و نه آن‌گونه که برخی رسانه‌های نظامی ادعا می‌کنند، تعیین‌کننده. این حملات تنها توان موثر جمهوری اسلامی در آن جنگ بودند و تا حدی شوک اولیه را جبران کردند، اما نتوانستند برتری عملیاتی اسرائیل را از بین ببرند.

با توجه به اهمیت این بخش، هم جمهوری اسلامی و هم اسرائیل به این نتیجه رسیده‌اند که توان موشکی جمهوری اسلامی عنصر کلیدی در موازنه‌ آینده خواهد بود.

بنابراین، اسرائیل در صدد نابودی این ظرفیت برخواهد آمد، و سپاه نیز به دنبال تقویت آن است؛ چه از نظر بُرد، چه از نظر دقت و قدرت تخریب. افزایش بودجه دفاعی و تمرکز ویژه بر تقویت بودجه برنامه‌های موشکی در مجلس شورای اسلامی نشانه‌ای از همین رویکرد است.

اروپا نیز نگران است

اروپا که پیش‌تر کمتر به‌طور مستقیم درگیر بحران موشکی ایران بود، اکنون با توجه به احتمال دستیابی جمهوری اسلامی به موشک‌هایی با برد بیش از دو هزار کیلومتر، احساس تهدید می‌کند.

آزمایش اخیر موشک ماهواره‌بر «قاصد» تنها چند روز پیش از مذاکرات با تروئیکای اروپایی در استانبول، پیامی واضح برای اروپاست: اگر شما مکانیسم ماشه را فعال کنید، ما نیز توان تهدید موشکی خود را نشان خواهیم داد.

اروپایی‌ها نگران آن هستند که در صورت دستیابی جمهوری اسلامی به کلاهک هسته‌ای، این کلاهک‌ها بر روی موشک‌هایی با برد اروپا نصب شوند. همین نگرانی باعث شده که اروپا نیز به صورت جدی در کنار آمریکا و اسرائیل به دنبال محدودسازی برنامه موشکی جمهوری اسلامی باشد.

رفتار اخیر جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که امید چندانی به نتیجه‌بخش بودن مذاکرات با اروپا ندارد. نامه هشدارآمیز عباس عراقچی به دبیرکل سازمان ملل و لحن تهاجمی مقامات ایرانی، موید این نکته است که تهران بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را تقریبا قطعی می‌داند. اگر این تحریم‌ها بازگردند، حتی چین و روسیه نیز بر اساس موازین بین‌المللی نمی‌توانند به همکاری خود با ایران ادامه دهند؛ تجربه تحریم‌های سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ نیز این مسئله را ثابت کرده است.

خرید پدافند؛ اولویت فوری جمهوری اسلامی

حمله اسرائیل به جلسه شورای عالی امنیت ملی در روز چهارم جنگ ۱۲ روزه، نیاز جمهوری اسلامی به سامانه‌های پدافندی پیشرفته را بیش از پیش آشکار ساخت.

جمهوری اسلامی اکنون در تلاش است از چین و روسیه سامانه‌هایی نظیر اچ کیو- ۹ (HQ-9) و اس ۴۰۰ (S-400) را خریداری کند، اما تاکنون موفقیتی نداشته است.سامانه های پدافندی داخلی مانند باور ۳۷۳، ۱۵ خرداد یا ۹ دی در جنگ اخیر ناکارآمد بودند و نتوانستند حتی یک جنگنده اسرائیلی را ساقط کنند.

سفرهای فشرده وزیر دفاع جمهوری اسلامی به پکن و مسکو نیز نشان می‌دهد که این مسئله به دغدغه‌ای فوری برای نظام تبدیل شده است؛ به ویژه از منظر تامین امنیت خامنه‌ای، که حالا زندگی نیمه مخفی- نیمه علنی دارد و حفظ جان او به مهم‌ترین اولویت امنیتی نظام تبدیل شده است.

غافلگیری دوباره؛ محتمل و چندبعدی

بر اساس شواهد موجود، می‌توان گفت در صورت آغاز جنگی دیگر، جمهوری اسلامی بار دیگر غافلگیر خواهد شد؛ نه صرفاً از منظر پدافند و تجهیزات، بلکه به دلایل زیر:

ناتوانی تکنولوژیک و اطلاعاتی: اسرائیل با استفاده از فناوری‌های پیشرفته، فرماندهان بسیاری از سپاه پاسداران حتی فرماندهانی را که در مرخصی بودند ردیابی کرد و هدف قرار داد. جمهوری اسلامی هنوز نتوانسته به‌طور دقیق بفهمد این عملیات‌ها چگونه انجام شدند.

تحلیل نادرست از صحنه جنگ: فرماندهان فعلی سپاه نگاه سنتی و غیرواقع‌بینانه‌ای به جنگ دارند و آن را با جنگ ایران و عراق مقایسه می‌کنند، در حالی که ماهیت جنگ با اسرائیل و آمریکا کاملاً متفاوت است.

ضعف در شناخت واقعیت‌های داخلی: نظام حمایت‌های مردم در جنگ اخیر از یکدیگر را به اشتباه حمایت از خود تعبیر کرده، در حالی که این حمایت‌ها عمدتاً میان مردم و از سر ناچاری بود، نه از وفاداری به حاکمیت.

رجزخوانی‌های بدون پشتوانه: بسیاری از تهدیدات و شعارهای مقامات جمهوری اسلامی با توان واقعی نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک کشور همخوانی ندارد.

افزایش ائتلاف دشمنان: رفتارهای تهاجمی جمهوری اسلامی باعث شده کشورهای بیشتری – از آمریکا و اسرائیل گرفته تا قدرت‌های اروپایی و حتی برخی کشورهای منطقه – به صورت علنی یا غیرعلنی علیه آن متحد شوند. ادامه این مسیر می‌تواند به تشکیل ائتلافی جدی‌تر از قبل، با مشارکت اروپا، ناتو، آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی منجر شود.

با توجه به شرایط فعلی – از ضعف‌های ساختاری در تجهیزات دفاعی و اطلاعاتی گرفته تا اشتباهات استراتژیک فرماندهان نظامی – به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی در صورت بروز جنگی دیگر با اسرائیل، بار دیگر و این‌بار حتی گسترده‌تر از گذشته غافلگیر خواهد شد. تنها شاید شیوه و شکل و تاکتیک غافلگیری تفاوت کند که این هم ذات غافلگیری است.