• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تجمع اعتراضی بی سابقه کارکنان یگان ویژه؛ گسترش اعتراض تا قلب نیروهای سرکوب

مراد ویسی
مراد ویسی

تحلیل‌گر ارشد در ایران‌اینترنشنال

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۳۴ (‎+۱ گرینویچ)

امروز در شبکه‌های اجتماعی ویدیویی از یک تجمع اعتراضی دیدم که به‌نظر من یکی از مهم‌ترین و معنادارترین ویدیوهای سال‌های اخیر ایران است؛ تجمعی که شاید از نظر تعداد افراد خیلی بزرگ نبود، اما مفهومی بسیار عمیق و تامل‌برانگیز در خود داشت: تجمع اعتراضی اعضای یگان ویژه نیروی انتظامی.

باورش دشوار است، اما همان کسانی که مأمور سرکوب اعتراضات مردمی هستند، حالا خودشان در حال اعتراض به جمهوری اسلامی‌اند.

صدای اعتراض از درون مهم‌ترین نهاد سرکوب جمهوری اسلامی نیز بلند شده است. اعضای یگان ویژه در مقابل ستاد کل فراجا تجمع کردند و گفتند: ما ۲۳ سال پیش برای خانه‌دار شدن پول پرداخت کردیم، اما هنوز هیچ خانه‌ای به ما تحویل داده نشده و هیچ‌کس پاسخگو نیست.

این ویدیو، اگرچه کوتاه و مربوط به تجمعی کوچک است، اما پیام‌های مهم و قابل‌توجهی در دل خود دارد؛ به‌ویژه در مورد نقش این‌گونه اعتراضات در تضعیف و تهدید بقای جمهوری اسلامی.

این اعتراض چند نکته کلیدی را برجسته می‌کند:

۱. گسترش اعتراض تا قلب نیروهای سرکوب

اعتراض نه‌تنها در میان مردم، بلکه اکنون درون خود ساختار نیروی انتظامی و حتی در مهم‌ترین یگان سرکوبگر نظام یعنی یگان ویژه نیز ریشه دوانده است. کارکنان نهادی که برای مقابله با اعتراضات مردمی شکل گرفته، حالا خود به صف معترضان پیوسته‌اند. این نشان‌دهنده آن است که دایره اعتراضات تا چه اندازه گسترده شده است.

۲. مشابهت مطالبات نیروهای یگان ویژه با اقشار دیگر مردم

اعتراض این افراد نیز، مانند اعتراضات پرستاران، بازنشستگان، یا کشاورزان، حول یک مطالبه مشخص است. آن‌ها ۲۳ سال پیش برای خرید زمین پول پرداخت کرده‌اند اما هیچ زمینی دریافت نکرده‌اند. این بدان معناست که آنان نیز همچون سایر اقشار، مطالبه‌ای دارند که برای آن دست به تجمع زده‌اند. بنابراین، واضح است که تمام معترضان مردمی، مطالبه‌ای دارند و نباید با سرکوب پاسخشان را داد.

این ویدیو باید برای اعضای فعلی یگان ویژه تلنگری باشد: همکاران آن‌ها که امروز در حال اعتراض هستند، مثل بقیه مردمی هستند که اعتراض دارند و نباید سرکوب شوند.

۳. پارادوکس سرکوب: چه‌کسی یگان ویژه را سرکوب خواهد کرد؟

نکته مهم دیگر آن است که اگر بخواهند تجمع اعتراضی کارکنان یگان ویژه را سرکوب کنند، چه کسی قرار است این وظیفه را انجام دهد؟ در شرایط عادی، یگان ویژه برای سرکوب اعتراضات فراخوانده می‌شود، اما حالا که کارکنان خود یگان ویژه معترض هستند، چگونه باید با آنها برخورد شود؟ آیا قرار است اعضای فعلی یگان ویژه علیه همکاران معترض خود وارد عمل شوند؟ این یک پارادوکس جدی برای نظام ایجاد کرده است.

افرادی که در تصویر دیده می‌شوند، احتمالاً بازنشستگان یگان ویژه‌اند، یا ممکن است برخی از آن‌ها همچنان مشغول به‌کار باشند. در هر صورت، واقعیت مهم این است که اعضای نهادی که همیشه مامور سرکوب بوده، اکنون خود به بخشی از صفوف معترضان پیوسته‌اند.

۴. فساد ساختاری و ناامیدی فراگیر

این اعتراض بازتاب‌دهنده فساد ساختاری و نهادینه‌شده در حکومت جمهوری اسلامی است. سرقت و سوءاستفاده از منابع عمومی به‌حدی رسیده که حتی کارکنان یگان ویژه پس از ۲۳ سال پیگیری موفق به دریافت حق خود نشده‌اند. حال آنان نیز مانند مردم عادی مجبور به تجمع در برابر دفتر فرمانده کل فراجا (دفتر رادان) شده‌اند تا شاید صدایشان شنیده شود.
وقتی حتی صدای نیروهای سرکوب که در خط مقدم حکومت ایستاده‌اند شنیده نمی‌شود، مردم عادی چه امیدی به شنیده شدن دارند؟

۵. آینده‌ای تاریک برای نیروهای سرکوبگر

کسی که امروز در یگان ویژه وظیفه سرکوب معترضان را بر عهده دارد، باید با دیدن این ویدیو از خود بپرسد: آیا فردای من هم چنین نخواهد بود؟ آیا نظام پس از استفاده از من، مرا نیز به حال خود رها نخواهد کرد؟ آیا صدای من هم، همانند این همکاران معترضم، به جایی نخواهد رسید؟

حقیقت این است که جمهوری اسلامی از نیروهای خود در مواقع نیاز بهره می‌گیرد و پس از پایان مصرف، نسبت به سرنوشت آن‌ها بی‌تفاوت است. این تجربه‌ای است که بارها تکرار شده و اکنون به وضوح در این تجمع نیز دیده می‌شود.

۶. ایجاد شک و تردید در دل نیروهای سرکوب

این ویدیو می‌تواند ساختار ذهنی نیروهای سرکوب را دچار تردید کند. ممکن است آنان با خود بیندیشند: «من که مامور سرکوب هستم، شاید روزی به سرنوشتی مشابه دچار شوم.» همچنین ممکن است این سوال در ذهنشان شکل بگیرد که: آیا معترضان واقعاً خواسته‌ای برحق ندارند؟ آیا همان‌طور که همکار من حقی دارد که برایش می‌جنگد، سایر مردم هم حق دارند که اعتراض کنند؟

ایجاد چنین تردیدی، در بلندمدت می‌تواند انسجام و اعتقاد نیروهای سرکوب را سست و آن‌ها را از درون تهی کند.

۷. سانسور، حتی برای نیروهای معترض یگان ویژه

نکته مهم دیگر این است که این اعتراض جایی در اخبار صداوسیما ندارد. اعتراض اعضای یگان ویژه، که ستون فقرات سرکوب نظام به حساب می‌آیند، حتی در رسانه رسمی نظام بازتاب پیدا نمی‌کند. این نیروها، مانند سایر معترضان، مجبورند صدای خود را در شبکه‌های اجتماعی یا رسانه‌هایی مانند ایران‌اینترنشنال پیدا کنند.

۸. شکاف در ستون‌های قدرت

در نهایت، آنچه این ویدیو را بسیار معنادار می‌کند این است که دیکتاتوری‌ها تنها زمانی می‌توانند پابرجا بمانند که هم نیروی سرکوب وفادار باشد، هم شکافی در بدنه حاکمیت ایجاد نشود. اما جمهوری اسلامی اکنون در هر دو جبهه دچار بحران شده است.

بخش های مهمی از مردم خواهان سرنگونی حکومت‌اند، و بخش‌هایی از نیروهای سرکوب نیز اعتراض دارند. این وضعیت می‌تواند به نقطه‌ای منتهی شود که بدنه نظام سرکوب از درون دچار فروپاشی ذهنی شود. اگر نیروهای سرکوبگر باور خود را نسبت به نظام از دست بدهند، دیگر در بزنگاه‌ها حاضر به سرکوب نخواهند شد و این همان لحظه‌ای است که ممکن است حکومت، با همه ظاهر مستحکم خود، ناگهان سقوط کند.

به‌همین دلیل است که باور دارم این ویدیو کوتاه از تجمع اعتراضی کارکنان یگان ویژه، حامل پیام‌ها و نشانه‌های بسیار مهمی است؛ نشانه‌هایی از فرسایش و تزلزل در ستون‌های سرکوب نظام که برای ماندگاری فقط به آن تکیه داشته است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

علیرضا نامورحقیقی: در یک سناریوی برد-برد، ایران می‌تواند وارد تعلیق غنی‌سازی شود

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

علیرضا نامورحقیقی، تحلیلگر سیاسی، درباره روند مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا گفت: «در یک سناریوی برد-برد، ایران می‌تواند وارد تعلیق غنی‌سازی شود.»

او افزود که در این صورت، آمریکایی‌ها می‌توانند «جدول زمانی مشخصی ارائه دهند و گام‌به‌گام، در ازای اقداماتی که ایران انجام می‌دهد، بخشی از تحریم‌ها را بردارند.»

سازگارا: آمریکا و اسرائیل آماده حمله در صورت شکست مذاکرات هستند

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

محسن سازگارا، تحلیل‌گر سیاسی، در برنامه چشم‌انداز گفت: «خامنه‌ای تصور می‌کند ترامپ اهل جنگ نیست و با اتکا به همین محاسبه، ریسک بزرگی کرده است.»

او افزود: «اما آمریکا و اسرائیل آماده‌اند در صورت شکست مذاکرات، دست به اقدام نظامی و هدف قرار دادن زیرساخت‌های اقتصادی ایران بزنند.»

امیر حمیدی: مذاکرات در صورتی موفق می‌شود که یکی از طرفین از خطوط قرمز خود عقب‌نشینی کند

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۱۰:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

امیر حمیدی، کارشناس امنیت ملی، به ایران‌اینترنشنال گفت بن‌بست هسته‌ای، دو مسیر ناهمسو و تنشی فزاینده فضای مذاکرات میان تهران و واشینگتن را در بر گرفته است.

او گفت در شرایطی که هنوز زمان برگزاری دور ششم مذاکرات هسته‌ای رسما اعلام نشده، شکاف بین خواسته‌های دو طرف عمیق و عمیق‌تر می‌شود.

به گفته حمیدی، فرانسه و آمریکا از یک‌سو با زبانی هماهنگ تاکید دارند اجازه نخواهند داد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد و از سوی دیگر تهران صراحتا گفته غنی‌سازی را حق خود می‌داند.

او افزود: «این تقابل و مواضع نشان می‌دهند فضای مذاکرات وارد فاز اصطکاک شده است. جایی که دیپلماسی تنها در صورتی موفق خواهد شد که یکی از دو طرف از خطوط قرمز خود صرف‌نظر کند، اما هم تهران و هم واشینگتن در موقعیتی قرار دارند که عدول از مواضع‌شان، هزینه حیثیتی و استراتژیکی برایشان در پی خواهد داشت.»

این کارشناس امنیت ملی تاکید کرد آمریکا نمی‌خواهد تصویر ضعف یا مماشات از خود در برابر تهران را به رقیبانش نشان بدهد.

حمیدی پیش‌بینی کرد اگر در هفته‌های آینده توافقی حاصل نشود، دو سناریوی «تشدید فشارها و تحریم‌های بیشتر» یا «فعال‌سازی گزینه نظامی از سوی اسرائیل با حمایت ضمنی واشینگتن» محتمل خواهد بود.

او همچنین با اشاره به احتمال خروج تهران از ان‌پی‌تی، آن را «یک قمار خطرناک برای آینده ایران» خواند و گفت این تصمیم به معنای عبور کامل جمهوری سالامی از نظم حقوق بین‌المللی و ورود به فاز تقابل با جهان خواهد بود.

این کارشناس امنیت ملی با اشاره به سه فاز سیاسی، نظامی و اقتصادی پیامدهای چنین تصمیمی گفت خروج از ان‌پی‌تی منجر به انزوای کامل دیپلماتیک تهران شده و مشروعیت بین‌المللی آن را به شدت تضعیف خواهد کرد.

به گفته حمیدی، این اقدام بهانه‌ای به اسرائیل و آمریکا می‌دهد تا اقدام نظامی را ضرورتی دفاعی جلوه دهند و در فضای فعلی منطقه، این تصمیم می‌تواند آغازگر زنجیره واکنش نظامی و بی‌ثباتی بزرگتری شود.

او تاکید کرد از نظر اقتصادی نیز چنین تصمیمی منجر به بازگشت فوری و کامل تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران می‌شود و تجارت و فروش نفت جهانی را به خطر خواهد انداخت.

۱۰ نشانه‌ بن‌بست در مذاکرات و افزایش احتمال جنگ

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحولات و نشانه‌ها حاکی از بن‌بست در مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و افزایش احتمال وقوع درگیری نظامی بین دو کشور است.

این نشانه‌ها در مجموع چشم‌انداز رسیدن به توافق را تیره‌تر و خطر برخورد نظامی را واقعی‌تر کرده‌اند.

مهم‌ترین نشانه در روزهای اخیر، تشدید لحن میان رهبران دو کشور است.

علی خامنه‌ای در سخنرانی چهارشنبه گذشته با عباراتی تند آمریکا را خطاب قرار داد و تاکید کرد برنامه غنی‌سازی ایران به این کشور ربطی ندارد.

تنها ۴۸ ساعت بعد، دونالد ترامپ در پاسخ به این سخنان تصریح کرد که جمهوری اسلامی هرگز اجازه غنی‌سازی نخواهد داشت.

مشروح تحلیل را این‌جا بخوانید.

100%


۱۰ نشانه‌ بن‌بست در مذاکرات و افزایش احتمال جنگ

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۷:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحولات و نشانه‌ها حاکی از بن‌بست در مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و افزایش احتمال وقوع درگیری نظامی بین دو کشور است. این نشانه‌ها در مجموع چشم‌انداز رسیدن به توافق را تیره‌تر و خطر برخورد نظامی را واقعی‌تر کرده‌اند.

۱. تشدید جنگ لفظی بین رهبران ایران و آمریکا

مهم‌ترین نشانه در روزهای اخیر، تشدید لحن میان رهبران دو کشور است.

علی خامنه‌ای در سخنرانی چهارشنبه گذشته با عباراتی تند آمریکا را خطاب قرار داد و تاکید کرد برنامه غنی‌سازی ایران به این کشور ربطی ندارد.

تنها ۴۸ ساعت بعد، دونالد ترامپ در پاسخ به این سخنان تصریح کرد که جمهوری اسلامی هرگز اجازه غنی‌سازی نخواهد داشت.

۲. توقف مذاکرات رسمی

مذاکرات رسمی بین ایران و آمریکا متوقف شده است. برخلاف فضای خوش‌بینانه‌ای که در ابتدای مذاکرات شکل گرفته بود و تصور می‌شد جلسات به‌صورت هفتگی و حتی بیشتر برگزار شوند، پس از دور پنجم مذاکرات در رم، هیچ گفت‌وگوی جدیدی برگزار نشده است.

علاوه بر توقف مذاکرات رسمی، جلسات کارشناسی نیز که قرار بود به مذاکرات کمک کنند، به حالت تعلیق درآمده‌اند.

این عقب‌گرد از برنامه‌های اولیه، نشانه‌ای واضح از افت شدید در روند گفت‌وگوهاست.

۳. نبود ابتکار تازه برای خروج از بن‌بست

در حال حاضر، هیچ پیشنهاد عملی و جدیدی برای خروج از بن‌بست فعلی ارائه نشده است.

جمهوری اسلامی نه‌تنها پیشنهاد آمریکا را رد کرده، بلکه به ابتکارات میانجی‌گرانه عمان نیز بی‌توجهی نشان داده است.

سخنان علی شمخانی درباره تدوین یک پیشنهاد از سوی ایران هم تاکنون عملی نشده است. در مقابل، آمریکا اعلام کرده پیشنهاد خود را ارائه داده و اکنون نوبت تهران است که آن را بپذیرد.

۴. بازگشت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی

در حالی که هفته گذشته اعلام شد که اجرای تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری‌اسلامی به عنوان یک نشانه تمایل به توافق متوقف شده؛ در پی سخنان تند رهبر جمهوری اسلامی، دولت ترامپ بلافاصله تحریم‌های جدیدی را اعمال کرد.

این تحریم‌ها عمدتا متوجه شبکه‌های مالی در سایه جمهوری اسلامی بود که وظیفه انتقال منابع مالی به گروه‌های نیابتی را بر عهده دارند. خانواده زرین‌قلم از جمله اهداف این تحریم‌ها بوده‌اند.

از سرگیری تحریم‌ها نشانه‌ای از ناامیدی دولت آمریکا از امکان رسیدن به توافق است.

۵. تغییر فرماندهی در سنتکام

هم‌زمان با افزایش تنش‌ها، ترامپ فردی سخت‌گیر نسبت به جمهوری اسلامی، یعنی دریاسالار «برد کوپر» را به‌عنوان فرمانده جدید سنتکام معرفی کرده است.

کوپر پیش‌تر فرمانده ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس بوده و شناخت دقیقی از منطقه و نیروی دریای سپاه و اهداف قابل حمله در منطقه دارد.

انتخاب او نشانه‌ای از آمادگی بیشتر آمریکا برای مواجهه نظامی با ایران در صورت لزوم تلقی می‌شود.

۶. افزایش تمرین‌های نظامی اسرائیل

اسرائیل در هفته‌های اخیر تمرین‌های نظامی خود را برای حمله به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی افزایش داده است.

آمادگی ارتش اسرائیل به‌حدی رسیده که حتی آمریکا از این مسئله ابراز نگرانی کرده و از مقامات اسرائیلی خواسته تا زمان ادامه مذاکرات، اقدامی نظامی انجام ندهند.

سه مقام ارشد اسرائیلی به واشینگتن سفر کرده‌اند تا درباره عدم اقدام نظامی در زمان مذاکرات به آمریکا اطمینان دهند اما آمادگی اسرائیل برای حمله رد صورت شکست مذاکرات آشکار است.

۷. افزایش تنش‌های منطقه‌ای با نیروهای نیابتی ایران

درگیری‌های منطقه‌ای میان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و اسرائیل در حال افزایش است. از جمله می‌توان به حملات موشکی حوثی‌ها به اسرائیل، شلیک راکت از سوریه به سوی اسرائیل، حملات جدید اسرائیل به حزب‌الله لبنان و ارسال موشک‌های بالستیک به گروه‌های شبه‌نظامی در عراق اشاره کرد.

این تحرکات، احتمال درگیری مستقیم ایران و اسرائیل را افزایش می‌دهد.

۸. فشارهای بین‌المللی بر اسرائیل

فشارهای اروپا بر اسرائیل در موضوع غزه افزایش یافته و برخی تحلیل‌گران معتقدند که اسرائیل ممکن است با هدف کاهش فشارها، درگیری جدیدی را با ایران آغاز کند.

مقامات اسرائیلی تاکید کرده‌اند که اگر اکنون اقدام نکنند، در آینده دیگر فرصتی برای نابودسازی تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نخواهند داشت.

۹. واردات مواد شیمیایی برای تولید سوخت موشک

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که جمهوری اسلامی مجددا هزاران تُن مواد شیمیایی از چین خریداری کرده که برای تولید سوخت جامد موشک استفاده می‌شود. این بار حجم واردات سه برابر مرحله قبل است و نگرانی‌هایی را درخصوص وقوع حوادثی مشابه انفجار بندرعباس ایجاد کرده است.

خرید این محموله‌ها نشانگر تداوم اراده جمهوری اسلامی برای بازسازی و تقویت توان موشکی خود است.

۱۰. قطعنامه احتمالی شورای حکام علیه ایران

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی منتشر کرده که در آن به عدم همکاری جمهوری اسلامی با آژانس اشاره شده است.

آلمان، فرانسه و بریتانیا بر اساس این گزارش پیش‌نویس قطعنامه‌ای را آماده کرده‌اند که احتمال تصویب آن در جلسه شورای حکام در این هفته بسیار بالاست. این قطعنامه مسیر ارجاع مجدد پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را هموار می‌کند.

در واکنش، عباس عراقچی در توییتی تهدید کرده که همان‌طور که قطعنامه‌های ۲۰ سال پیش منجر به گسترش غنی‌سازی در ایران شد، این‌بار نیز می‌تواند نتیجه‌ای مشابه به‌دنبال داشته باشد.

تهدید عراقچی به افزایش غنی‌سازی، در واقع نوعی تهدید غیرمستقیم به ساخت سلاح هسته‌ای تلقی می‌شود.

جمع‌بندی: وضعیت خطرناک، تصمیمی دشوار

در مجموع، این نشانه‌ها حکایت از افزایش تنش‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان جمهوری اسلامی، آمریکا، اسرائیل و اروپا و آژانس دارد.

در حالی که جمهوری اسلامی تصور می‌کند آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد حمله نخواهند کرد، این محاسبه ممکن است اشتباه باشد. به‌ویژه اگر ترامپ از مسیر دیپلماسی ناامید شود، احتمال چراغ سبز نشان دادن به اسرائیل یا مشارکت مستقیم در حمله نظامی وجود دارد.

از سوی دیگر، بحران‌های داخلی از جمله قطعی برق، تورم، کاهش منابع مالی دولت و نارضایتی عمومی، شرایط داخلی را به نقطه جوش رسانده است.

بسیاری از ناظران هشدار می‌دهند که تداوم فشار خارجی هم‌زمان با نارضایتی عمومی می‌تواند زمینه‌ساز بروز اعتراضات گسترده و حتی بحران‌های عمیق‌تر در داخل ایران شود.

آخرین امیدها برای جلوگیری از درگیری نظامی، به سفر احتمالی ولادیمیر پوتین به تهران گره خورده است. سفری که شاید آخرین فرصت برای جلوگیری از آغاز یک جنگ جدید در خاورمیانه باشد.