• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

امیر حمیدی: مذاکرات در صورتی موفق می‌شود که یکی از طرفین از خطوط قرمز خود عقب‌نشینی کند

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۱۰:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

امیر حمیدی، کارشناس امنیت ملی، به ایران‌اینترنشنال گفت بن‌بست هسته‌ای، دو مسیر ناهمسو و تنشی فزاینده فضای مذاکرات میان تهران و واشینگتن را در بر گرفته است.

او گفت در شرایطی که هنوز زمان برگزاری دور ششم مذاکرات هسته‌ای رسما اعلام نشده، شکاف بین خواسته‌های دو طرف عمیق و عمیق‌تر می‌شود.

به گفته حمیدی، فرانسه و آمریکا از یک‌سو با زبانی هماهنگ تاکید دارند اجازه نخواهند داد جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد و از سوی دیگر تهران صراحتا گفته غنی‌سازی را حق خود می‌داند.

او افزود: «این تقابل و مواضع نشان می‌دهند فضای مذاکرات وارد فاز اصطکاک شده است. جایی که دیپلماسی تنها در صورتی موفق خواهد شد که یکی از دو طرف از خطوط قرمز خود صرف‌نظر کند، اما هم تهران و هم واشینگتن در موقعیتی قرار دارند که عدول از مواضع‌شان، هزینه حیثیتی و استراتژیکی برایشان در پی خواهد داشت.»

این کارشناس امنیت ملی تاکید کرد آمریکا نمی‌خواهد تصویر ضعف یا مماشات از خود در برابر تهران را به رقیبانش نشان بدهد.

حمیدی پیش‌بینی کرد اگر در هفته‌های آینده توافقی حاصل نشود، دو سناریوی «تشدید فشارها و تحریم‌های بیشتر» یا «فعال‌سازی گزینه نظامی از سوی اسرائیل با حمایت ضمنی واشینگتن» محتمل خواهد بود.

او همچنین با اشاره به احتمال خروج تهران از ان‌پی‌تی، آن را «یک قمار خطرناک برای آینده ایران» خواند و گفت این تصمیم به معنای عبور کامل جمهوری سالامی از نظم حقوق بین‌المللی و ورود به فاز تقابل با جهان خواهد بود.

این کارشناس امنیت ملی با اشاره به سه فاز سیاسی، نظامی و اقتصادی پیامدهای چنین تصمیمی گفت خروج از ان‌پی‌تی منجر به انزوای کامل دیپلماتیک تهران شده و مشروعیت بین‌المللی آن را به شدت تضعیف خواهد کرد.

به گفته حمیدی، این اقدام بهانه‌ای به اسرائیل و آمریکا می‌دهد تا اقدام نظامی را ضرورتی دفاعی جلوه دهند و در فضای فعلی منطقه، این تصمیم می‌تواند آغازگر زنجیره واکنش نظامی و بی‌ثباتی بزرگتری شود.

او تاکید کرد از نظر اقتصادی نیز چنین تصمیمی منجر به بازگشت فوری و کامل تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران می‌شود و تجارت و فروش نفت جهانی را به خطر خواهد انداخت.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

۱۰ نشانه‌ بن‌بست در مذاکرات و افزایش احتمال جنگ

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحولات و نشانه‌ها حاکی از بن‌بست در مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و افزایش احتمال وقوع درگیری نظامی بین دو کشور است.

این نشانه‌ها در مجموع چشم‌انداز رسیدن به توافق را تیره‌تر و خطر برخورد نظامی را واقعی‌تر کرده‌اند.

مهم‌ترین نشانه در روزهای اخیر، تشدید لحن میان رهبران دو کشور است.

علی خامنه‌ای در سخنرانی چهارشنبه گذشته با عباراتی تند آمریکا را خطاب قرار داد و تاکید کرد برنامه غنی‌سازی ایران به این کشور ربطی ندارد.

تنها ۴۸ ساعت بعد، دونالد ترامپ در پاسخ به این سخنان تصریح کرد که جمهوری اسلامی هرگز اجازه غنی‌سازی نخواهد داشت.

مشروح تحلیل را این‌جا بخوانید.

100%


۱۰ نشانه‌ بن‌بست در مذاکرات و افزایش احتمال جنگ

۱۸ خرداد ۱۴۰۴، ۰۷:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
مراد ویسی

در روزهای اخیر، مجموعه‌ای از تحولات و نشانه‌ها حاکی از بن‌بست در مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و افزایش احتمال وقوع درگیری نظامی بین دو کشور است. این نشانه‌ها در مجموع چشم‌انداز رسیدن به توافق را تیره‌تر و خطر برخورد نظامی را واقعی‌تر کرده‌اند.

۱. تشدید جنگ لفظی بین رهبران ایران و آمریکا

مهم‌ترین نشانه در روزهای اخیر، تشدید لحن میان رهبران دو کشور است.

علی خامنه‌ای در سخنرانی چهارشنبه گذشته با عباراتی تند آمریکا را خطاب قرار داد و تاکید کرد برنامه غنی‌سازی ایران به این کشور ربطی ندارد.

تنها ۴۸ ساعت بعد، دونالد ترامپ در پاسخ به این سخنان تصریح کرد که جمهوری اسلامی هرگز اجازه غنی‌سازی نخواهد داشت.

۲. توقف مذاکرات رسمی

مذاکرات رسمی بین ایران و آمریکا متوقف شده است. برخلاف فضای خوش‌بینانه‌ای که در ابتدای مذاکرات شکل گرفته بود و تصور می‌شد جلسات به‌صورت هفتگی و حتی بیشتر برگزار شوند، پس از دور پنجم مذاکرات در رم، هیچ گفت‌وگوی جدیدی برگزار نشده است.

علاوه بر توقف مذاکرات رسمی، جلسات کارشناسی نیز که قرار بود به مذاکرات کمک کنند، به حالت تعلیق درآمده‌اند.

این عقب‌گرد از برنامه‌های اولیه، نشانه‌ای واضح از افت شدید در روند گفت‌وگوهاست.

۳. نبود ابتکار تازه برای خروج از بن‌بست

در حال حاضر، هیچ پیشنهاد عملی و جدیدی برای خروج از بن‌بست فعلی ارائه نشده است.

جمهوری اسلامی نه‌تنها پیشنهاد آمریکا را رد کرده، بلکه به ابتکارات میانجی‌گرانه عمان نیز بی‌توجهی نشان داده است.

سخنان علی شمخانی درباره تدوین یک پیشنهاد از سوی ایران هم تاکنون عملی نشده است. در مقابل، آمریکا اعلام کرده پیشنهاد خود را ارائه داده و اکنون نوبت تهران است که آن را بپذیرد.

۴. بازگشت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی

در حالی که هفته گذشته اعلام شد که اجرای تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری‌اسلامی به عنوان یک نشانه تمایل به توافق متوقف شده؛ در پی سخنان تند رهبر جمهوری اسلامی، دولت ترامپ بلافاصله تحریم‌های جدیدی را اعمال کرد.

این تحریم‌ها عمدتا متوجه شبکه‌های مالی در سایه جمهوری اسلامی بود که وظیفه انتقال منابع مالی به گروه‌های نیابتی را بر عهده دارند. خانواده زرین‌قلم از جمله اهداف این تحریم‌ها بوده‌اند.

از سرگیری تحریم‌ها نشانه‌ای از ناامیدی دولت آمریکا از امکان رسیدن به توافق است.

۵. تغییر فرماندهی در سنتکام

هم‌زمان با افزایش تنش‌ها، ترامپ فردی سخت‌گیر نسبت به جمهوری اسلامی، یعنی دریاسالار «برد کوپر» را به‌عنوان فرمانده جدید سنتکام معرفی کرده است.

کوپر پیش‌تر فرمانده ناوگان پنجم آمریکا در خلیج فارس بوده و شناخت دقیقی از منطقه و نیروی دریای سپاه و اهداف قابل حمله در منطقه دارد.

انتخاب او نشانه‌ای از آمادگی بیشتر آمریکا برای مواجهه نظامی با ایران در صورت لزوم تلقی می‌شود.

۶. افزایش تمرین‌های نظامی اسرائیل

اسرائیل در هفته‌های اخیر تمرین‌های نظامی خود را برای حمله به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی افزایش داده است.

آمادگی ارتش اسرائیل به‌حدی رسیده که حتی آمریکا از این مسئله ابراز نگرانی کرده و از مقامات اسرائیلی خواسته تا زمان ادامه مذاکرات، اقدامی نظامی انجام ندهند.

سه مقام ارشد اسرائیلی به واشینگتن سفر کرده‌اند تا درباره عدم اقدام نظامی در زمان مذاکرات به آمریکا اطمینان دهند اما آمادگی اسرائیل برای حمله رد صورت شکست مذاکرات آشکار است.

۷. افزایش تنش‌های منطقه‌ای با نیروهای نیابتی ایران

درگیری‌های منطقه‌ای میان نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی و اسرائیل در حال افزایش است. از جمله می‌توان به حملات موشکی حوثی‌ها به اسرائیل، شلیک راکت از سوریه به سوی اسرائیل، حملات جدید اسرائیل به حزب‌الله لبنان و ارسال موشک‌های بالستیک به گروه‌های شبه‌نظامی در عراق اشاره کرد.

این تحرکات، احتمال درگیری مستقیم ایران و اسرائیل را افزایش می‌دهد.

۸. فشارهای بین‌المللی بر اسرائیل

فشارهای اروپا بر اسرائیل در موضوع غزه افزایش یافته و برخی تحلیل‌گران معتقدند که اسرائیل ممکن است با هدف کاهش فشارها، درگیری جدیدی را با ایران آغاز کند.

مقامات اسرائیلی تاکید کرده‌اند که اگر اکنون اقدام نکنند، در آینده دیگر فرصتی برای نابودسازی تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی نخواهند داشت.

۹. واردات مواد شیمیایی برای تولید سوخت موشک

رسانه‌ها گزارش داده‌اند که جمهوری اسلامی مجددا هزاران تُن مواد شیمیایی از چین خریداری کرده که برای تولید سوخت جامد موشک استفاده می‌شود. این بار حجم واردات سه برابر مرحله قبل است و نگرانی‌هایی را درخصوص وقوع حوادثی مشابه انفجار بندرعباس ایجاد کرده است.

خرید این محموله‌ها نشانگر تداوم اراده جمهوری اسلامی برای بازسازی و تقویت توان موشکی خود است.

۱۰. قطعنامه احتمالی شورای حکام علیه ایران

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی منتشر کرده که در آن به عدم همکاری جمهوری اسلامی با آژانس اشاره شده است.

آلمان، فرانسه و بریتانیا بر اساس این گزارش پیش‌نویس قطعنامه‌ای را آماده کرده‌اند که احتمال تصویب آن در جلسه شورای حکام در این هفته بسیار بالاست. این قطعنامه مسیر ارجاع مجدد پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را هموار می‌کند.

در واکنش، عباس عراقچی در توییتی تهدید کرده که همان‌طور که قطعنامه‌های ۲۰ سال پیش منجر به گسترش غنی‌سازی در ایران شد، این‌بار نیز می‌تواند نتیجه‌ای مشابه به‌دنبال داشته باشد.

تهدید عراقچی به افزایش غنی‌سازی، در واقع نوعی تهدید غیرمستقیم به ساخت سلاح هسته‌ای تلقی می‌شود.

جمع‌بندی: وضعیت خطرناک، تصمیمی دشوار

در مجموع، این نشانه‌ها حکایت از افزایش تنش‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی میان جمهوری اسلامی، آمریکا، اسرائیل و اروپا و آژانس دارد.

در حالی که جمهوری اسلامی تصور می‌کند آمریکا و اسرائیل به احتمال زیاد حمله نخواهند کرد، این محاسبه ممکن است اشتباه باشد. به‌ویژه اگر ترامپ از مسیر دیپلماسی ناامید شود، احتمال چراغ سبز نشان دادن به اسرائیل یا مشارکت مستقیم در حمله نظامی وجود دارد.

از سوی دیگر، بحران‌های داخلی از جمله قطعی برق، تورم، کاهش منابع مالی دولت و نارضایتی عمومی، شرایط داخلی را به نقطه جوش رسانده است.

بسیاری از ناظران هشدار می‌دهند که تداوم فشار خارجی هم‌زمان با نارضایتی عمومی می‌تواند زمینه‌ساز بروز اعتراضات گسترده و حتی بحران‌های عمیق‌تر در داخل ایران شود.

آخرین امیدها برای جلوگیری از درگیری نظامی، به سفر احتمالی ولادیمیر پوتین به تهران گره خورده است. سفری که شاید آخرین فرصت برای جلوگیری از آغاز یک جنگ جدید در خاورمیانه باشد.

زنده‌ ماندن در گروگان‌گیری جمهوری اسلامی؛ درس‌هایی از رنج و اراده زیر سایه سال‌ها مذاکره

۱۷ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
کامیار بهرنگ

برای بیش از دو دهه، جامعه ایران در فضای تعلیقی زندگی کرده که سرنوشت آن به میز مذاکرات اتمی گره خورده است. از مذاکرات سعدآباد تا برجام و نهایتا احیای مبهم توافق‌ها در دهه اخیر، شهروندان ایرانی هر بار با این امید زیسته‌اند که با امضای یک توافق، گشایشی در زندگی روزمره‌ رخ خواهد داد.

اما این انتظار طولانی و تکرارشونده، پیامدهای روانی، اجتماعی و سیاسی ژرفی بر ساختار ذهنی و رفتاری جامعه داشته است.

آزادی حقیقی نه در رهایی از رنج، بلکه در کشف معنا در دل آن است. جامعه ایران طی دهه‌های اخیر گرفتار یک تجربه تمام‌عیار از «زندگی در گرو» بوده است.

جمهوری اسلامی با ابزار سیاست خارجی، به‌ویژه پروژه پرهزینه اتمی، مردم را گروگان سیاستی کرده که حاصل آن چیزی جز انزوا، فقر و تضعیف منزلت انسانی نبوده است.

اما در دل این وضعیت، ایرانیان به‌رغم سرکوب، خستگی و تحریم، راهی برای معنا دادن به رنج خود یافته‌اند؛ و این دقیقا همان چیزی است که آن‌ها را از قربانی صرف به انسان مقاوم بدل کرده است.

معنا به‌جای نجات

ویکتور فرانکل، روان‌پزشک یهودی اتریشی و بازمانده اردوگاه مرگ آشویتس، در کتاب «انسان در جست‌وجوی معنا» می‌نویسد: «آنکه چرایی برای زیستن دارد، تقریبا هر چگونگی را تاب می‌آورد.»

او باور داشت انسان نه قربانی شرایط، بلکه پاسخ‌دهنده به آن‌هاست.

فرانکل برخلاف مکاتب روان‌شناسی که ریشه بحران را صرفا در ساختار می‌جویند، بر آزادی درونی فرد تاکید می‌کرد؛ آزادی‌ای که حتی در دل اردوگاه مرگ نیز می‌توان یافت، اگر انسان توان معنا دادن به رنج خود را بیابد.

اینجا دقیقا به همان مفهوم ابتدایی مطلب «زندگی در گرو» ارجاع می‌دهم؛ جایی که فرانکل توصیف می‌کند چگونه انسان‌ها در اردوگاه‌های مرگ فاشیست هیتلری، زندگی خود را در گرو تصمیم نازی‌ها می‌دیدند، اما با بازسازی معنا، آزادی درونی خود را حفظ می‌کردند.

فرانکل در جای دیگر، نظریه «معنادرمانی» خود را مطرح می‌کند و می‌گوید انسان‌ها حتی در شدیدترین رنج‌ها، اگر بتوانند معنایی برای آن بیابند، دوام می‌آورند.

جامعه ایران نیز، به‌خصوص طبقه متوسط شهری، در این سال‌ها معنا را در انتظار برای توافقی یافت که نوید زندگی بهتر می‌داد. این امید، به‌نوعی ابزار بقا شد، اما در بلندمدت به بی‌حسی، سرخوردگی و سپس واکنش‌های انفجاری اعتراضی انجامید.

کوچک و کوچک‌تر شدن طبقه متوسط شهری در سال‌های گذشته که در پی فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌ها رخ داده، جامعه را بیش از پیش از گروگان‌گیری نظام خارج کرده است.

در این شرایط، مردم دیگر دروغ‌های جمهوری اسلامی درباره تاثیر تحریم‌ها را نمی‌پذیرند و سیاست خارجی پرهزینه آن را دلیل اصلی مشکلات اقتصادی می‌دانند. هم‌زمان کلیت و موجودیت نظام را برخلاف کرامت انسانی ایرانیان و پیشرفت کشور می‌بینند.

در جمهوری اسلامی، مردم ایران نه الزاما با چالش دسترسی به کالاهای مصرفی، بلکه با بحران معنا مواجه‌اند؛ بحرانی ناشی از نظامی که نه‌تنها آزادی‌های فردی را محدود می‌کند، بلکه شرافت ملی را نیز در گرو معامله‌ای اتمی با جهان قرار داده است.

هر بار که حکومتی‌ها وعده گشایش می‌دهند، جامعه خود را بازمی‌آفریند و منتظر می‌ماند، اما در نهایت به سرخط بحران بازمی‌گردد.

و با این‌ همه، مردم ایستاده‌اند.

رنج به‌مثابه اخلاق

الی ویزل، نویسنده و برنده نوبل صلح و یکی دیگر از بازماندگان هولوکاست، می‌نویسد: «سکوت خدا ما را به فریاد وا‌می‌دارد؛ اما آن فریاد نشانه ایمان ماست.»

در نگاه ویزل، رنج نه‌تنها انسان را نابود نمی‌کند، بلکه او را به سطحی از تعهد و اخلاق می‌رساند که در آسایش هرگز بدان نمی‌رسید.

جامعه ایران نیز از دل سکوت حاکمیت و جهانیان، صدایی تازه برای خود ساخته است.

فریادهایی که در خیزش‌های خیابانی شنیده شد، در مهاجرت‌های میلیونی یا حتی در مقاومت خاموش خانواده‌ای که با دستمزدی ناچیز شان انسانی خود را حفظ می‌کند، همگی بازتاب همان معنا و اخلاقی‌اند که از دل رنج زاده می‌شوند.

سر برآوردن شعار «زن، زندگی، آزادی» از دل سال‌ها سرکوب همگانی نشان داد جامعه ایران تا چه اندازه استعداد خروشی چندجانبه دارد. اصل اساسی «زندگی» در این جنبش نوید می‌دهد که جامعه ایرانی چگونه در پی بازپس‌گیری کرامت سرکوب‌شده خود است.

مسئولیت به‌جای مطالبه‌گری

بر اساس نظریات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، ارزش‌هایی چون خودیاری، مسئولیت فردی و بازسازی جامعه از پایین به بالا، پایه‌های اصلی رشد و تعالی برای رسیدن به آزادی واقعی هستند.

امروز مردم ایران به‌درستی دریافته‌اند که نجات از بالا نخواهد آمد؛ نه از سوی دولت‌های غربی، نه از دل برجام، و نه از جانب نخبگان رانتی، چه در داخل و چه در خارج کشور.

آنچه باقی مانده، وظیفه اخلاقی فرد است برای بازیابی نقش خود؛ نه فقط در برابر جمهوری اسلامی، بلکه در برابر خانواده، نسل آینده و حقیقت.

در اینجاست که ضرورت بازگشت به اصول بنیادین آزادی و کرامت فردی (آن‌گونه که در شعارهای اعتراضی نسل جوان تجلی یافت) روشن‌تر می‌شود. زیرا بی‌ وجود آزادی، هیچ دستاوردی به‌دست نمی‌آید و اگر هم به‌دست آید، پایدار نخواهد ماند.

در چنین شرایطی، مردم الزاما منتظر یا حتی منفعل نیستند. آنان در مسیر یافتن راه فرار از وضعیت موجود، میدان‌هایی برای خود ساخته‌اند که در آن کنش‌های اعتراضی و اجتماعی را متجلی می‌سازند.

جامعه فردی ایران نه از راه کنش‌های جمعی رسمی، بلکه در بازتعریف فردی خویش در حال بازسازی است.

اما آنچه حلقه ناپیدای این زنجیره برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب است، درک دقیقِ موقعیت و مرحله است؛ درکی که در غیاب آن، جامعه از اعتراضات و اعتصابات خود احساس «ناکامی مداوم» پیدا می‌کند.

این در حالی‌ است که نظام جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات ۹۶، ۹۸، و ۱۴۰۱، در برابر کنش‌های اعتراضی مردم به‌شدت واکنشی‌تر شده است، گرچه تلاش می‌کند خلاف آن را به جامعه القا کند.

در چنین وضعیتی، حتی مهاجرت، کوچ اقتصادی یا ایستادگی مدنی، شکلی از مسئولیت‌پذیری است؛ نه فرار. معنا، در کنش فردی نهفته است و اگرچه ساختار جمهوری اسلامی جامعه را در حصر قرار داده، اما همان‌گونه که فرانکل گفته است: «برخی از ما قدیسانی در میان شیاطین بودیم.»

100%

سیاست اتمی به‌مثابه گروگان‌گیری اخلاقی

توافق برجام همان‌گونه که بارها از سوی تحلیلگران نقد شده، تنها به حیات سیاسی جمهوری اسلامی مشروعیت بخشید.

بسیاری از نهادها و منتقدان در تحلیل‌های خود بارها تاکید کرده‌اند سیاست مماشات با جمهوری اسلامی نه‌تنها هیچ تغییر معناداری در رفتار این حکومت ایجاد نکرده، بلکه مردم ایران را در وضعیتی از تعلیق و فشار اقتصادی مستمر نگه داشته است.

در چنین شرایطی، اخلاق سیاسی ایجاب می‌کند که مسیر نجات جامعه، نه از مسیر «توافق‌های بیشتر»، بلکه از طریق فروپاشی اراده مشروعیت‌بخش به حاکمیت رقم بخورد.

این پروژه‌ای است که از پایین آغاز شده و امروز در دل نسل جوان ایرانی، حتی بدون هیچ افق دیپلماتیکی، معنا و فرم یافته است.

در واقع، آنچه بارها از زبان بسیاری از مردم شنیده شده که مذاکره با حکومت را به مذاکره با نمایندگان واقعی مردم تغییر دهید، دقیقا در این نقطه معنا پیدا می‌کند.

بی‌تردید، بحران نمایندگی در میان مخالفان جمهوری اسلامی شکلی جدی‌تر به خود گرفته؛ اما تجربه نشان داده است که این نمایندگی، از دل یک روند طبیعی ظهور می‌کند، نه از یک ساختار از پیش طراحی‌شده.

با وجود روشن بودن ماهیت سرکوب‌گر جمهوری اسلامی، دولت‌های غربی همچنان به سیاست مماشات پایبند مانده‌اند؛ سیاستی که نه بر مبنای اصول، بلکه بر پایه منافع کوتاه‌مدت طراحی شده است.

اینجاست که جامعه ایران و مخالفان جمهوری اسلامی باید دورنمایی از منافع جمعی بلندمدت را علنی کنند.

بازگشت به معنا، نه امید واهی

جامعه‌ای که معنای زندگی خود را به «نتیجه مذاکرات» گره زده بود، اکنون در حال عبور از این وابستگی است؛ جامعه‌ای که سرنوشت خود را به تصمیم‌های خارج از اراده‌اش وابسته می‌دید، اکنون در مسیر بازسازی معنای زندگی از درون و بر مبنای اراده فردی حرکت می‌کند.

مسیر رهایی نه در امضای توافق‌نامه‌ای دیگر، بلکه در کشف معنای ایستادن، ساختن و پاسخ‌دادن به رنج‌ها در سطح فردی است.

درست همان‌گونه که آموزه‌های فرانکل و ویزل نشان می‌دهند، جامعه‌ای که رنج را بفهمد، اخلاق می‌سازد و راه خود را، حتی در دل تاریکی، خواهد یافت.

کامبیز غفوری: تهران حتی در صورت توافق باید به آژانس پاسخ دهد

۱۷ خرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، به ایران اینترنشنال گفت: «تهران حتی اگر در مذاکرات با واشینگتن هم به نتیجه برسد، باید به پرسش‌های آژانس، از جمله درباره کشف دیسک فلزی که کاربرد تسلیحاتی دارد، پاسخ دهد.»

در آستانه نشست شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که گزارش مدیرکل آژانس حاوی جزئیات غیرضروری و اطلاعات طبقه‌بندی‌شده حساس است و از انتشار آن انتقاد کرد.

همزمان جمهوری اسلامی در یادداشتی در خصوص گزارش مدیرکل به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با عنوان «موافقت‌نامه پادمانی ان‌پی‌تی»، اعلام کرد که غنی‌سازی اورانیوم ۶۰ درصدی طبق ان‌پی‌تی ممنوع نیست و غنی‌سازی و ذخایر ۶۰ درصدی ایران تحت نظارت و راستی‌آزمایی آژانس است.

در این یادداشت با اشاره به گزارش آژانس در خصوص «مواد هسته‌ای ناشناخته و یا تجهیزات به‌شدت آلوده ناشی از برنامه هسته‌ای اعلام نشده»، آمده است: «مقامات امنیتی اخیرا سرنخ‌های بیشتری کشف کرده‌اند که نشان می‌دهد خرابکاری و یا اقدام خصمانه در آلودگی آن مکان‌ها دخیل بوده است.»

جمهوری اسلامی با بیان اینکه مواد و فعالیت‌های هسته‌ای ایران به‌طور کامل به آژانس اعلام و از سوی آن راستی‌آزمایی شده است، اعلام کرد تمام تلاش‌های خود برای کشف منشا چنین ذراتی در آن مکان‌ها را به کار گرفته است.

سایه دیپلماسی بر عدالت؛ تجاوز در کره جنوبی و آن‌چه از ایران، قدرت و بی‌عدالتی می‌گوید

۱۶ خرداد ۱۴۰۴، ۲۲:۰۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

وقتی یک ورزشکار که در مسابقات خارجی نماد غرور ملی و دیپلماسی دولتی‌ است متهم به ارتکاب خشونت جنسی می‌شود، واکنش دولت‌ها چه باید باشد؟

وقتی دولت متبوعش یا سکوت می‌کند یا اتهام را کوچک‌ می‌شمارد یا تمام توان خود را صرف حمایت از متهم می‌کند، آن‌هم به بهای نادیده گرفتن حقوق قربانی، چه چیزهایی بر ما روشن می‌شود؟

ماجرای تجاوز ورزشکاران ایرانی به یک زن کره‌ای فقط یک پرونده جنایی نیست؛ دریچه‌ای است به روی سیاست جهانی در قبال خشونت جنسی، مصونیت صاحبان قدرت و نسبت نگران‌کننده میان دیپلماسی ورزشی و مردسالاری نهادینه‌شده.

پرونده‌ای فراتر از مرزها

بر اساس گزارش‌های رسمی منتشرشده در رسانه‌های کره جنوبی، زنی حدودا ۲۰ ساله، پس از آنچه به‌عنوان یک تجاوز گروهی گزارش شده، با پلیس شهر گومی تماس گرفته و اعلام کرده که سه عضو از کاروان ورزشی ایران، در یکی از هتل‌های محل اقامت تیم‌ها به او تجاوز کرده‌اند.

این سه نفر که برای شرکت دررقابت‌های قهرمانی آسیا ۲۰۲۵ به کره جنوبی اعزام شده بودند، اکنون به اتهام «تجاوز گروهی» بازداشت شده‌اند و تحت بازجویی قرار دارند.

  • شکستن سکوت سکوها؛ تلاش جهانی در برابر آزار جنسی در ورزش

    شکستن سکوت سکوها؛ تلاش جهانی در برابر آزار جنسی در ورزش

  • رسوایی تجاوز جنسی ورزشکاران ایرانی؛ مربی بازداشت شده در کره جنوبی، مدرک نداشت

    رسوایی تجاوز جنسی ورزشکاران ایرانی؛ مربی بازداشت شده در کره جنوبی، مدرک نداشت

  • رسوایی تجاوز گروهی در کره‌جنوبی؛ تجمع اعتراضی مقابل وزارت ورزش در تهران به درگیری کشیده شد

    رسوایی تجاوز گروهی در کره‌جنوبی؛ تجمع اعتراضی مقابل وزارت ورزش در تهران به درگیری کشیده شد

طبق اعلام پلیس، آنها تا پایان مراحل قضایی که ممکن است ماه‌ها طول بکشد، اجازه خروج از کره را نخواهند داشت. در این فاصله خبر از خودکشی ناموفق یکی از این ورزشکاران و ادعای بی‌گناهی یکی دیگر در مکالمه تلفنی با برادرش منتشر شده است.

در حالی که پلیس کره با صراحت از وقوع تجاوز صحبت کرده و تحقیقات رسمی در جریان است، واکنش مقامات رسمی ایران تاکنون محتاطانه و فاقد شفافیت بوده است.

هاشم صیامی، نایب‌رییس فدراسیون دو و میدانی در اظهار نظری کوتاه به رسانه‌ها گفته: «ما هنوز اطلاعات دقیقی نداریم و منتظر بازگشت تیم به ایران هستیم تا بررسی‌ها انجام شود. تا آن زمان نمی‌توانیم قضاوت کنیم.»

این سخنان نه‌تنها از موضع‌گیری صریح در قبال اتهامی به این سنگینی طفره می‌رود، بلکه باردیگر الگوی آشنای انکار یا بی‌طرف‌نمایی در برابر خشونت جنسی را تکرار می‌کند.

در همین حال، برخی رسانه‌های نیمه‌رسمی در داخل ایران، از جمله «خبر ورزشی»، به‌جای انتشار گزارش‌ تحقیقی یا پوشش مستقل، صرفا به ذکر نقل‌قولی بی‌منبع اکتفا کرده‌اند و احتمال «سوءتفاهم فرهنگی» را مطرح کرده‌اند.

این نوع روایت‌سازی که بدون ارائه سند و در تقابل با یافته‌های رسمی پلیس کره صورت گرفته، نه‌تنها واکنش منفی افکار عمومی کره را به دنبال داشته، بلکه نشان می‌دهد که چگونه بخشی از رسانه‌های ایران، در مواجهه با اتهامات جنسی، بیش از آن‌که دغدغه حقیقت یا عدالت داشته باشند، نگران صدمه‌ دیدن وجهه «نظام»‌اند.

گزارش آزار جنسی در ورزش ایران بی‌سابقه نیست. در سال ۱۳۹۷، رسانه‌ها و برخی فعالان ورزشی گزارش دادند که یک مقام مرد در فدراسیون فوتبال ایران متهم به آزار جنسی دختران نوجوان در تیم ملی فوتبال بانوان زیر ۱۵ سال شده است.

در سال ۱۳۹۸، یکی از قهرمانان سابق کشتی ایران که نامش افشا نشد، در مصاحبه‌ای تلویحا اعلام کرد که در گذشته، «در اردوهای تیم ملی نوجوانان، برخی مربیان یا مسئولان به کشتی‌گیران تعرض می‌کرده‌اند».

در چند مورد هم، ورزشکاران یا مربیان زن ایرانی پس از خروج از کشور اعلام کردند که به‌دلیل تبعیض، تهدید یا آزار جنسی از ایران خارج شده‌اند. در تمام این موارد، یک الگوی ثابت در واکنش حکومت ایران دیده می‌شود: سکوت و سانسور رسمی تا جایی که حتی خبرگزاری‌های نیمه‌مستقل نیز موظف به خودسانسوری هستند؛ انکار یا «فرهنگ‌سازی» معکوس یعنی اتهامات را به «بی‌اخلاقی زن»، «سوءِتفاهم»، یا «تخریب چهره ملی» نسبت می‌دهند و یا روش سرکوب افشاگران را به کار می‌گیرند یعنی در مواردی افرادی که سعی کرده‌اند اطلاعاتی از آزار جنسی در ورزش منتشر کنند، با تهدید قضایی، ممنوع‌الخروجی یا فشارهای اطلاعاتی مواجه شده‌اند.

نکته نگران‌کننده‌تر آن است که تا لحظه نگارش این یادداشت، هیچ بیانیه رسمی از سوی دولت جمهوری اسلامی برای محکومیت این واقعه یا اعلام آمادگی برای همکاری حقوقی با کره جنوبی صادر نشده و تنها روح‌الله لک علی آبادی، سخنگوی کمیسیون ورزش مجلس شورای اسلامی این موضوع را غیرقابل چشم‌پوشی دانسته است.

این سکوت آشکار نه‌تنها پیام روشنی برای قربانی ندارد، بلکه در محافل عمومی و رسانه‌ای کره جنوبی، به‌عنوان نشانه‌ای از بی‌اعتنایی و بی‌مسئولیتی دولت ایران تعبیر شده است و می‌تواند عواقب سیاسی، ورزشی و دیپلماتیک برای تهران به همراه داشته باشد.

در مقابل در کره جنوبی، آزار و تجاوز جنسی در محیط‌های ورزشی تحت نظارت دقیق قوانین کیفری و مقررات ویژه قرار دارد.

بر اساس «قانون مجازات» و «قانون جرائم خاص جنسی»، در صورتی که فردی مانند مربی یا ورزشکار حرفه‌ای مرتکب آزار یا تجاوز شود، به‌ویژه با سوءاستفاده از موقعیت قدرت یا آسیب‌پذیری قربانی، با مجازات‌های سنگین از جمله حبس‌های طولانی‌مدت، لغو دائم یا موقت صلاحیت ورزشی، و حذف از رقابت‌های ملی و بین‌المللی مواجه می‌شود.

نهادهایی چون«مرکز اخلاق ورزشی» نیز برای تحقیق مستقل، حمایت از قربانیان و تضمین محیط ایمن در ورزش تاسیس شده‌اند و اختیار مداخله مستقیم در پرونده‌ها را دارند.

تفاوت واکنش‌ها در دو کشور حاوی سوال‌های مهمی است: چه کسی در برابر قانون مسئول است؟ رنج چه کسی اهمیت دارد؟ خشونت جنسی تا کی اولویتی فرعی محسوب می‌شود، صرفا به این دلیل که پای آبروی ملی یا منافع دیپلماتیک در میان است؟

خشونت جنسی؛ جرم یا تهدید حیثیتی؟

در بسیاری از موارد مشابه بین‌المللی، وقتی یک ورزشکار یا دیپلمات متهم به تجاوز می‌شود، ماجرا نه به‌عنوان یک «جنایت» بلکه به‌عنوان «تهدید حیثیتی» برای دولت متبوعش تلقی می‌شود. دولت‌ها اغلب در چنین مواردی به جای پیگیری عدالت، به مدیریت بحران و حفظ آبرو می‌پردازند.

این موضوع در مورد دولت‌هایی با ساختارهای اقتدارگرا یا مذهبی، مانند جمهوری اسلامی ایران، شدیدتر است؛ جایی که «غرور ملی» با مردانگی، قدرت و برتری اخلاقی نظام گره خورده است. مقامات جمهوری اسلامی به‌جای آنکه از شفافیت تحقیقات و حقوق قربانی حمایت کنند، واکنش‌شان یا سکوت بوده، یا در جهت «دفاع از آبرو» و حفظ نمادهای ملی.

تبعیض جنسیتی در نظام قضایی ایران

نظام حقوقی و فرهنگی ایران پشتیبانی چندانی از قربانیان تجاوز نمی‌کند. در دستگاه قضایی مبتنی بر فقه مردسالار، اثبات تجاوز دشوار است، شهادت زن به اندازه شهادت مرد اعتبار ندارد و قربانی ممکن است به اتهام «روابط نامشروع» یا «بی‌عفتی» محاکمه شود. سازوکار موثری برای حمایت روانی یا حقوقی از قربانیان خشونت جنسی وجود ندارد و سابقه‌ای طولانی از سرکوب زنانی که حقیقت را فاش کرده‌اند، دیده می‌شود: از قربانیان تجاوز گرفته تا افشاگران خشونت‌های حکومتی.

در چنین بستر فرهنگی‌ای، ورزشکاری که متهم شده، آموزش دیده، انتخاب شده و به خارج اعزام شده، محصول سیستمی است که به مردان می‌آموزد اگر در خدمت نظام باشند، چه لباس بسیجی بپوشند چه لباس تیم ملی، مصون از پیگرد خواهند بود. سیستمی که به زن می‌گوید: «رنجت را باور نخواهند کرد، مگر آنکه برای نظام فایده‌ای داشته باشد.»

ورزش، صحنه قدرت و سوءاستفاده

رقابت‌های بین‌المللی ورزشی صرفا «بازی» نیستند؛ صحنه‌ای برای نمایش قدرت نرم هستند. برای حکومت‌های اقتدارگرا این فرصت‌ها ابزاری‌اند برای نمایش«نظم»، «توانایی» و «اقتدار ملی». ورزشکاران، در چنین چارچوبی، فقط ورزشکار نیستند، بلکه «سفیران» سیاسی‌اند که قرار است غرور نظام را نمایندگی کنند.

در چنین شرایطی، اگر ورزشکاری مرتکب جرم شود، دولت‌ها نه برای احقاق حق، بلکه برای جمع‌وجور کردن خسارت حیثیتی وارد عمل می‌شوند. این رفتار مخصوص ایران نیست، اما در مورد جمهوری اسلامی، با سابقه‌ نفی ساختاری خشونت جنسی مضاعف می‌شود.

در گذشته نیز وقتی دیپلمات‌ها یا ماموران رسمی جمهوری اسلامی در خارج به رفتارهای غیراخلاقی متهم شده‌اند، الگو یکسان بوده: انکار، فشار دیپلماتیک یا بازگرداندن متهم به کشور به‌قصد بستن پرونده و بهانه کردن «تفاوت فرهنگی».

این بار هم اگر جمهوری اسلامی بخواهد با فشارهای پشت‌پرده، مانع از ادامه رسیدگی قضایی شود یا متهم را پیش از محاکمه به کشور بازگرداند، چیزی جز تکرار همین الگوی مخرب نخواهد بود.

آزمون عدالت در کره جنوبی

دولت کره جنوبی نیز در این ماجرا با یک آزمون روبه‌رو است. آیا این کشور پرونده را بدون در نظر گرفتن فشارهای سیاسی ادامه خواهد داد؟ یا با رویکردی محافظه‌کارانه، ماجرا را بی‌سروصدا فیصله خواهد داد؟

تاکنون، مقامات قضایی کره نشانه‌هایی از جدیت خود در پیگیری ماجرا نشان داده‌اند: مصاحبه با شاهدان، بازجویی از متهم و ممانعت از خروج او از کشور. با این حال، نگرانی‌ها همچنان پابرجاست.

روابط ایران و کره جنوبی در سال‌های اخیر، به‌ویژه به‌خاطر مسدود بودن میلیاردها دلار از دارایی‌های ارزی ایران در بانک‌های کره، پرتنش بوده است.

جمهوری اسلامی بارها با ابزارهایی مانند «دیپلماسی گروگان‌گیری» تلاش کرده کره را به آزادسازی پول‌ها وادار کند. آیا ممکن است پرونده تجاوز نیز به بخشی از این چانه‌زنی‌ها بدل شود؟

اگر کره جنوبی تحت فشار ایران، پیگیری این پرونده را متوقف کند، نه‌تنها به قربانی، بلکه به اصول عدالت و حاکمیت قانون نیز پشت کرده است. پیامی که در این صورت به جهان مخابره می‌شود این خواهد بود: «رنج زنان، قابل معامله است.»

فراتر از یک پرونده؛ الگویی از بی‌پاسخ‌گویی

این نخستین بار نیست که نماینده‌ای از یک رژیم استبدادی متهم به خشونت جنسی در خارج از کشور می‌شود و نخستین باری هم نیست که نظام سیاسی کشور متبوع او از پاسخ‌گویی طفره می‌رود.

اما آنچه این ماجرا را خاص می‌کند، تلاقیِ سه عنصر است: تئوکراسی مردسالارانه، دیپلماسی ورزشی و عدالت جهانی. این تلاقی ما را ناگزیر می‌کند بپرسیم: آیا ورزشکاران باید مصونیتی در حد دیپلمات‌ها داشته باشند؟ کشورهای میزبان، چقدر حاضرند منافع سیاسی را فدای پیگیری عدالت کنند؟ نقش نهادهای بین‌المللی ورزشی در این موارد چیست و مهم‌تر از همه، تا کی صدای زنان، اولین قربانی چانه‌زنی‌های سیاسی خواهد بود؟

یک مسئولیت بین‌المللی

جامعه جهانی ورزش، از کمیته بین‌المللی المپیک گرفته تا فیفا نمی‌توانند در برابر چنین پرونده‌هایی ساکت بمانند. اهمیت پروتکل‌های روشن برای تعلیق، بررسی و برخورد قضایی با ورزشکاران متهم به جرایم جدی اینجا روشن‌تر می‌شود. در بسیاری از موارد این نهادها که برای تخلفات دارویی و انضباطی، جریمه و محرومیت صادر می‌کنند، درباره خشونت علیه زنان سکوت می‌کنند.

نقش نهادهای مدنی در کره جنوبی و ایران هم در چنین پرونده‌هایی پررنگ‌تر می‌شود تا با شفافیت خواستار پاسخ‌گویی دولت‌ها شوند. تلاش برای اینکه این پرونده به حاشیه رانده نشود و به یک نقطه عطف بدل شود.

این ماجرا فقط درباره تجاوز چند مرد به یک زن نیست. درباره قدرت است. چه‌کسی قدرت دارد، چه‌کسی از آن سوءاستفاده می‌کند و چه‌کسی هنگام وقوع خشونت،جدی گرفته می‌شود. مسئله درباره جهانی است که در آن، بدن زنان در تقاطع مردانگی سیاسی، مذهب و دیپلماسی له می‌شود. درباره حکومتی است که به مردان می‌آموزد تا زمانی که نماد نظام باشند، پاسخ‌گو نخواهند بود.

این پرونده آزمونی برای جهان است تا عدالت فدای ملاحظات دیپلماتیک نشود.