• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

اکونومیست: حتی در صورت توافق، وضعیت نامطمئن کنونی ماه‌ها ادامه خواهد داشت

۵ خرداد ۱۴۰۵، ۰۱:۵۸ (‎+۱ گرینویچ)

نشریه اکونومیست در گزارشی تحلیلی به بررسی توافق احتمالی آمریکا با جمهوری اسلامی پرداخته و با اشاره به انتقادهایی که در داخل آمریکا از این توافق شده، نوشته است حتی در صورت امضای توافق، ابهام، تعلیق و عدم قطعیت کنونی دست‌کم تا ماه‌ها ادامه خواهد یافت.

اکونومیست در آغاز گزارش خود نوشته است: «اگر درباره وضعیت مذاکرات میان آمریکا و ایران سردرگم هستید، تنها نیستید.»

دیپلمات‌ها در واشینگتن پیش از تعطیلات طولانی آخرهفته «روز یادبود» امیدوار بودند که توافقی قریب‌الوقوع باشد. مقامات پاکستان و قطر که در نقش میانجی عمل می‌کنند، جمعه اول خرداد به تهران سفر کردند. پس از تماس تلفنی با رهبران منطقه در روز شنبه، دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکای، گفت که درباره توافق تا حد زیادی مذاکره شده و به‌زودی اعلام خواهد شد.

با این حال، رییس‌جمهوری آمریکا یک‌شنبه گفت نمایندگانش نباید برای نهایی کردن توافق «عجله کنند». اکنون مشاوران او می‌گویند ممکن است این روند یک هفته دیگر طول بکشد. برای تاکید بیشتر، ترامپ تصویری از یک هواپیمای جنگی آمریکایی منتشر کرد که بمبی با عبارت «از توجه شما به این موضوع متشکریم» حمل می‌کرد.

به‌نوشته اکونومیست، آمریکا و جمهوری اسلامی اکنون نزدیک به دو ماه است که در آتش‌بسی هستند که در ابتدا قرار بود تنها دو هفته طول بکشد. آنها واقعا به توافق نزدیک‌تر شده‌اند، اما نه از آن نوع توافقی که به جنگ پایان دهد؛ آن‌گونه که ترامپ القا می‌کند. در بهترین حالت، این توافق احتمالا فقط زمانی برای مذاکرات پیچیده‌تر بعدی می‌خرد؛ توافقی برای ادامه گفت‌وگو درباره یک توافق نهایی. حتی برای دستیابی به همین توافق محدود نیز موانعی در تهران و واشینگتن باقی مانده است.

توافق در حال شکل‌گیری احتمالا آتش‌بس فعلی را دست‌کم برای ۶۰ روز دیگر تمدید می‌کند و مجموعه‌ای از اصول کلی را مشخص می‌سازد: بازگشایی تنگه هرمز، اعمال محدودیت بر برنامه هسته‌ای ایران و اعطای برخی معافیت‌های تحریمی به تهران. دو طرف تابستان را صرف مذاکره درباره نحوه اجرای این اصول خواهند کرد. برای مثال، در یک توافق اولیه، حکومت ایران احتمالا با تعلیق چندساله غنی‌سازی اورانیوم موافقت خواهد کرد. اما آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان باید درباره جزییات به توافق برسند: چه کسی پایبندی تهران را راستی‌آزمایی می‌کند؟ و جمهوری اسلامی باید به چه نقاط عطفی برسد تا آمریکا تحریم‌ها را لغو کند؟

اکونومیست در ادامه افزوده است: «اختلافات جدی حتی بر سر همین اصول نیز باقی است. یکی از آنها درخواست ایران برای دریافت منافع اقتصادی قابل توجه بلافاصله پس از امضای توافق است. مقامات آمریکایی می‌گویند حاضرند معافیتی برای صادرات محدود نفت ایران صادر کنند، اما اقداماتی بیشتر، مانند آزادسازی میلیاردها دلار دارایی بلوکه‌شده ایران در بانک‌های خارجی، را به پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای موکول می‌کنند.»

اختلاف دیگر بر سر ذخیره بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای نزدیک به سطح تسلیحاتی است. رییس‌جمهوری آمریکا و متحدانش می‌گویند که حکومت ایران پذیرفته این مواد را از کشور خارج کند. تهران چنین چیزی را رد می‌کند، هرچند حاضر است سطح غنای آن را در داخل کشور کاهش دهد. مذاکره‌کنندگان در جست‌وجوی راه‌حلی میانه هستند: شاید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بتواند این مواد را در اختیار بگیرد و بر رقیق‌سازی آن نظارت کند.

به‌نوشته اکونومیست ایران برای لغو محاصره بنادرش که تولید نفت آن را مختل کرده و ممکن است به‌زودی به تعطیلی چاه‌ها منجر شود، به توافق نیاز دارد. ظرفیت ذخیره‌سازی نفت این کشور در خشکی اکنون بیش از ۸۰ درصد پر شده است. اما رهبران جمهوری اسلامی معتقدند ترامپ بیش از آنها به توافق نیاز دارد و بنابراین تمایلی به دادن امتیازات بیشتر ندارند.

اکونومیست در ادامه تحلیل خود نوشته است این اختلافات یکی از دلایل تغییر موضع ظاهری ترامپ است. مشکل دیگر او سیاسی است. او در دوره اول ریاست‌جمهوری خود از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) که در دولت باراک اوباما حاصل شده بود، خارج شد و سال‌ها آن را «یکی از بدترین توافق‌های تاریخ» خواند.

اما توافقی که اکنون در حال مذاکره است، شباهت‌هایی با همان توافق دارد. مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا در دولت اول ترامپ، این توافق جدید را حتی بدتر از برجام توصیف کرد. او در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اصلا در راستای آمریکا اول نیست.» در مقابل، استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، پاسخ داد که پمپئو «هیچ تصوری ندارد درباره چه حرف می‌زند.»

شاید ترامپ بتواند منتقدانی مانند پمپئو را نادیده بگیرد، اما مخالفت در کنگره چالش بزرگ‌تری است. بسته به ساختار توافق، ممکن است طبق قانون سال ۲۰۱۵ نیاز به بررسی در کنگره داشته باشد. جمهوری‌خواهان که معمولا با ترامپ همراهی می‌کنند، اکنون نشانه‌هایی از نارضایتی نشان داده‌اند. آنها نگران‌اند که قیمت بالای بنزین (که به‌طور متوسط از ۴.۵۰ دلار در هر گالن فراتر رفته) به ضررشان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر تمام شود.

برخی سناتورهای جمهوری‌خواه نیز توافق را به‌شدت نقد کرده‌اند. راجر ویکر آن را «فاجعه» خوانده و گفته «ارزش کاغذی که روی آن نوشته شده را ندارد». لیندسی گراهام هشدار داده که این توافق ممکن است «تغییر بزرگی در توازن قدرت منطقه» ایجاد کند.

در عین حال، فشارها از جهت مخالف هم وجود دارد. در ۱۹ مه، سنا طرحی را برای محدود کردن اختیارات جنگی پیش برد، آن هم با حمایت چند جمهوری‌خواه. مجلس نمایندگان نیز قرار بود طرح مشابهی را بررسی کند، اما وقتی احتمال تصویب آن بالا رفت، رییس مجلس رأی‌گیری را متوقف کرد.

به‌نوشته اکونومیست، ترامپ در تنگنا قرار دارد: هم توافق و هم ادامه جنگ می‌تواند حزب او را دچار شکاف کند.

در این میان، متحدان عرب آمریکا نیز به‌شدت خواهان توافق هستند. حتی امارات متحده عربی، که معمولا موضعی تندتر دارد، در روزهای اخیر به‌طور غیرعلنی ترامپ را به پایان دادن به جنگ ترغیب کرده است. کشورهای خلیج فارس به‌شدت خواهان بازگشایی تنگه و پایان بحران اقتصادی هستند.

بازارهای نفت نیز به این اخبار واکنش نشان داده‌اند. با انتشار خبر احتمال توافق، قیمت نفت برنت در آغاز معاملات آسیایی دوشنبه ۶ درصد کاهش یافت و به ۹۴ دلار در هر بشکه رسید.

با این حال، اکونومیست تاکید کرده است که یک توافق اولیه لزوما به معنای کاهش فوری فشارها نیست.

حتی اگر حکومت ایران با بازگشایی تنگه موافقت کند، بازگشت کامل جریان نفت و گاز زمان‌بر خواهد بود. نفت‌کش‌هایی که اکنون در مسیرهای دیگر هستند، ممکن است ماه‌ها طول بکشد تا به خلیج فارس بازگردند. همچنین راه‌اندازی مجدد چاه‌های نفت و تاسیسات گاز زمان می‌برد.

این وضعیت تولیدکنندگان، شرکت‌های حمل‌ونقل و بیمه‌گران را با یک پرسش اساسی روبه‌رو می‌کند: آیا می‌توان روی بازگشت ثبات حساب کرد، در حالی که هیچ تضمینی برای دستیابی به توافق نهایی یا تمدید آتش‌بس وجود ندارد؟

اکونومیست افزوده برخی تحلیلگران در واشینگتن معتقدند ترامپ نزدیک به انتخابات میان‌دوره‌ای تمایلی به ازسرگیری جنگ ندارد. برخی دیگر فکر می‌کنند او عملا انتخابات را کنار گذاشته و نگران‌اند که مذاکرات تابستانی به درگیری‌های پاییزی ختم شود. در هر صورت، حتی اگر آمریکا و جمهوری اسلامی در روزهای آینده به توافق برسند، عدم قطعیت احتمالا برای ماه‌ها ادامه خواهد داشت.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۳

وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

۴

پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

۵

تایید حکم شلاق و ممنوعیت فعالیت پرستو احمدی و عوامل کنسرت کاروانسرا در دادگاه تجدیدنظر

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • پرسش شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال: آیا ترامپ در حال نجات دادن رژیم ایران است؟

    پرسش شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال: آیا ترامپ در حال نجات دادن رژیم ایران است؟

  • گزارش آکسیوس از جزییات توافق ترامپ با جمهوری اسلامی

    گزارش آکسیوس از جزییات توافق ترامپ با جمهوری اسلامی

  • تحلیل آتلانتیک از توافق آمریکا با جمهوری اسلامی: پایان بازی ترامپ، یعنی تسلیم

    تحلیل آتلانتیک از توافق آمریکا با جمهوری اسلامی: پایان بازی ترامپ، یعنی تسلیم

  • ترامپ مشارکت کشورهای منطقه در هر توافق با تهران را به پیوستن به پیمان‌ ابراهیم مشروط کرد

    ترامپ مشارکت کشورهای منطقه در هر توافق با تهران را به پیوستن به پیمان‌ ابراهیم مشروط کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.