• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

پرسش شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال: آیا ترامپ در حال نجات دادن رژیم ایران است؟

۴ خرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۰۴ (‎+۱ گرینویچ)

شورای سردبیری روزنامه وال‌استریت ژورنال، در یادداشتی انتقادی نوشته واشینگتن پیش از امضای یک توافق هسته‌ای، در حال دادن امتیازاتی به حکومت ایران است و نجات رژیم ایران در این شرایط خیانتی واقعی خواهد بود که بیش از آنکه به مردم ایران ضربه بزند، به منافع ایالات متحده لطمه می‌زند.

در این سرمقاله گفته شده است پرسشی که اکنون مردم آمریکا از خود می‌پرسند این است که «همین بود؟»

به‌نوشته شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال، هرچند ایالات متحده می‌تواند از ۳۸ روز جنگ به‌عنوان دستاوردی واقعی یاد کند، اما کار هنوز تمام نشده و ۴۷ روز آتش‌بس ممکن است به یک عقب‌گرد راهبردی منجر شود.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، توافق اولیه شامل پایان دادن به محاصره‌ها از سوی هر دو طرف است و احتمال دارد آمریکا نیز برای جذاب‌تر کردن توافق، امتیازاتی مالی به تهران ارائه کند، در حالی که مذاکرات درباره مسائل هسته‌ای و کاهش بیشتر تحریم‌ها برای ۶۰ روز یا بیشتر ادامه خواهد یافت.

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال یک مقام آمریکایی می‌گوید که رژیم ایران تضمین داده در توافق نهایی، «حذف» ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را بپذیرد، اما مقامات جمهوری اسلامی چنین امری را به‌طور کامل رد کرده‌اند.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال نوشته است مشکل اساسی در اینجاست که فشار آمریکا پیش از برچیدن برنامه هسته‌ای ایران پایان می‌یابد. اگر محاصره برداشته شود و جمهوری اسلامی بتواند نفت ایران را بفروشد، تنها ابزار باقی‌مانده برای وادار کردن تهران به امتیازدهی هسته‌ای، تهدید به ازسرگیری جنگی دیگر خواهد بود.

در ادامه این یادداشت گفته شده است اما آقای ترامپ زمانی که جمهوری اسلامی از بازگشایی تنگه هرمز خودداری و به نیروهای آمریکایی و متحدان این کشور در خلیج‌فارس حمله کرد، حاضر نشد دست به چنین اقدامی بزند. حال، در شرایطی که ۶۰ روز به انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک‌تر شده‌ایم و هرگونه اقدام نظامی می‌تواند به محاصره دوباره تنگه هرمز از سوی حکومت ایران منجر شود، این تهدید تا چه اندازه معتبر خواهد بود؟

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، تعهد به عدم ساخت سلاح هسته‌ای بی‌معناست، زیرا رژیم ایران همواره چنین ادعایی را مطرح کرده، در حالی که در عمل خلاف آن رفتار کرده است.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال افزوده است که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، می‌گوید ترامپ موافق است که توافق نهایی باید شامل برچیدن تاسیسات غنی‌سازی ایران و خروج اورانیوم غنی‌شده از کشور باشد. مقامات آمریکایی نیز گفته‌اند که تمام «غبار هسته‌ای» باید حذف شود؛ اما آیا آمریکا اهرم لازم برای تحمیل این شروط را حفظ خواهد کرد؟

در ادامه سرمقاله وال‌استریت ژورنال آمده است که برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که آمریکا ممکن است به تضمین‌های حکومت ایران درباره عدم استفاده از تاسیسات زیرزمینی و رقیق‌سازی اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده، و نه نابودی کامل آن، بسنده کند. در این صورت، حکومت ایران همچنان مقادیر زیادی اورانیوم با غنای ۵ و ۲۰ درصد در اختیار خواهد داشت که به‌راحتی می‌تواند به سطح تسلیحاتی ارتقا یابد.

به‌نوشته شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال، با باقی ماندن سایت‌های زیرزمینی، جمهوری اسلامی همچنان یک تهدید هسته‌ای خواهد بود. این وضعیت نیازمند شدیدترین بازرسی‌هاست که خود بار دیگر مساله اهرم فشار را مطرح می‌کند. ایالات متحده و جمهوری اسلامی هنوز درباره مدت زمانی که ایران از غنی‌سازی اورانیوم منع خواهد شد نیز به توافق نرسیده‌اند. این موضوع شاید اساسا بی‌اهمیت باشد، زیرا رژیم ایران تنها کافی است تا پایان دولت ترامپ صبر کند تا دست بازتری پیدا کند.

در این یادداشت تاکید شده است که سابقه جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که مذاکرات را طولانی می‌کند و این توافق اولیه نیز بدون تردید بخشی از همین راهبرد است. بازگشایی تنگه هرمز می‌تواند قیمت نفت را کاهش دهد، اما امتناع رییس‌جمهوری از انجام این کار از طریق زور، این پیام را ارسال کرده که تهران برگه برنده را در اختیار دارد. حتی اگر این توافق موفق باشد، این اهرم همچنان در دست رژیم ایران باقی خواهد ماند.

به‌نوشته این روزنامه حکومت ایران تاکید دارد که هیچ توافقی وضعیت تنگه را به شرایط پیش از جنگ بازنمی‌گرداند. رسانه‌های دولتی می‌گویند ممکن است عبور تعداد کشتی‌ها به سطح قبل از جنگ بازگردد، اما این کار تحت شرایط و کنترل ایران صورت باید بگیرد.

شورای سردبیری وال‌استریت ژورنال افزوده است: «به یاد بیاورید که پس از وعده ایران برای بازگشایی تدریجی تنگه در آتش‌بس ۷ آوریل، تردد نفت‌کش‌ها کاهش یافت. همین موضوع به‌تنهایی دلیل کافی است که نباید از ابتدا به ایران امتیاز رفع تحریم داده شود.»

مقامات آمریکایی می‌گویند این امتیازات به عملکرد حکومت ایران بستگی خواهد داشت و رهبران جمهوری اسلامی باید به این اصل پایبند بمانند تا به یک توافق نهایی قابل قبول برسند.

در همین حال، موضوع موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن، که از اهداف اصلی جنگ بودند ، عملا کنار گذاشته و به «گفت‌وگوهای منطقه‌ای» موکول شده‌اند.

اسرائیلی‌ها می‌گویند طبق توافق، آزادی عمل برای مقابله با حزب‌الله در لبنان را حفظ خواهند کرد، هرچند مقامات جمهوری اسلامی این موضوع را رد می‌کنند.

به‌نوشته وال‌استریت ژورنال، رژیم ایران می‌خواهد نیروی نیابتی‌اش بتوانند جنگ فرسایشی خود علیه اسرائیل را بدون هزینه ادامه دهند.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال در ادامه تحلیل خود افزوده است: «بخش زیادی از رسانه‌ها در حال بحث هستند که آیا این توافق از توافق سال ۲۰۱۵ باراک اوباما بهتر است یا بدتر. به نظر ما، تفاوت اصلی در حملات نظامی اخیر است: تاسیسات فردو، نطنز و اصفهان در خرداد سال گذشته به‌شدت آسیب دیدند و غنی‌سازی، دست‌کم فعلا، متوقف شده است.»

در این یادداشت گفته شده است اگرچه ترامپ یک‌شنبه سوم خرداد در پاسخ به منتقدان گفت: «من توافق بد انجام نمی‌دهم.» اما این پرسش قابل طرح است که آیا او تحت فشار داخلی ناشی از افزایش قیمت بنزین و نرخ اوراق قرضه، در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار نگرفته است؟

شورای سردبیری این روزنامه تاکید کرده است که بدون تردید، باید همین فشارها را یکی از دلایل تمایل او به بازگشایی تنگه هرمز، حتی تحت شرایط رژیم ایران، دانست.

با این حال در این سرمقاله تاکید شده است که یک توافق بد، حتی اگر قیمت بنزین را کاهش دهد، در نهایت به ضرر دونالد ترامپ تمام خواهد شد. حتی یک پیروزی نیم‌بند برای جمهوری اسلامی نیز به جایگاه آمریکا، و شخص ترامپ) آسیب خواهد زد. رژیم ایران این جنگ را در حالی آغاز کرد که با بحران‌های داخلی سیاسی و اقتصادی روبه‌رو بود و جنگ، این مشکلات را تشدید کرده است. نجات چنین رژیمی اکنون از طریق یک کمک اقتصادی، خیانتی واقعی خواهد بود که بیش از آنکه به مردم ایران ضربه بزند، به منافع ایالات متحده لطمه می‌زند.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد
۱

شهروند ایرانی به‌دلیل انتقال فناوری حساس آمریکایی به ایران به ۱۸ ماه زندان محکوم شد

۲

وال‌استریت ژورنال: ترامپ پیشنهاد تهران را رد کرد؛ حملات به ایران ممکن است از سر گرفته شود

۳

قوه قضاییه به‌دلیل تماس فیزیکی دو بازیگر علیه عوامل یک تئاتر اعلام جرم کرد

۴

پزشکیان در مقابل پرسش‌های سی‌بی‌اس؛ از دیدار با ترامپ تا سرکوب معترضان

۵

تایید حکم شلاق و ممنوعیت فعالیت پرستو احمدی و عوامل کنسرت کاروانسرا در دادگاه تجدیدنظر

انتخاب سردبیر

  • ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

    ایران‌اینترنشنال «بورسیه تحصیلی فرحناز اسپد» را راه‌اندازی می‌کند

  • وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

    وزیر انرژی آمریکا: میانگین انتقال نفت از تنگه هرمز به ۱۳ میلیون بشکه در روز رسید

  • «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟
    تحلیل

    «نه» ترامپ به تهران چه معنایی دارد؟

  • وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟
    تحلیل

    وزارت نفتِ چهل‌تکه؛ صنعت نفت ایران چگونه باید بازسازی شود؟

  • تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

    تهران، با پس گرفتن تهدیدات قبلی، اقدام نظامی علیه فرودگاه‌های کشورهای منطقه را تکذیب کرد

  • تحلیل آتلانتیک از توافق آمریکا با جمهوری اسلامی: پایان بازی ترامپ، یعنی تسلیم

    تحلیل آتلانتیک از توافق آمریکا با جمهوری اسلامی: پایان بازی ترامپ، یعنی تسلیم

  • ترامپ مشارکت کشورهای منطقه در هر توافق با تهران را به پیوستن به پیمان‌ ابراهیم مشروط کرد

    ترامپ مشارکت کشورهای منطقه در هر توافق با تهران را به پیوستن به پیمان‌ ابراهیم مشروط کرد

  • نتانیاهو: اسرائیل حملات علیه حزب‌الله در لبنان را تشدید خواهد کرد

    نتانیاهو: اسرائیل حملات علیه حزب‌الله در لبنان را تشدید خواهد کرد

  • توافق احتمالی، شامل واگذاری و رقیق‌سازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد تهران نیز می‌شود

    توافق احتمالی، شامل واگذاری و رقیق‌سازی اورانیوم با غنای ۶۰ درصد تهران نیز می‌شود

•
•
•

مطالب بیشتر

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
سارا امت‌علی
100%

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.