• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شکنجه و اخذ اعتراف اجباری از احسان حسینی‌پور، جوان ۱۹ ساله بازداشتی

۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۰۶ (‎+۰ گرینویچ)

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، احسان حسینی‌پور، جوان ۱۹ ساله بازداشتی، زیر شکنجه تن به اعتراف اجباری داده و محاکمه او و دو معترض بازداشتی دیگر به نام‌های متین محمدی و عرفان امیری، شنبه، ۲۵ بهمن در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شده است.

برخی از اتهام‌های این سه جوان معترض، «تحریق مسجد سیدالشهدا در پاکدشت و مشارکت در قتل» عنوان شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده‌به ایران‌اینترنشنال، این سه جوان معترض اساسا در محل مورد اشاره حضور نداشتند و علیه آن‌ها پرونده‌سازی صورت گرفته است.
بنا بر این اطلاعات، شکنجه احسان حسینی‌پور به حدی بوده که تا چند روز توان راه رفتن نداشته و با همین روش از او اعتراف اجباری اخذ شده است.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

تجمع ایرانیان در شهرهای مختلف جهان به مناسبت «روز جهانی اقدام» برگزار خواهد شد

۲۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)

همزمان با «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب «شیروخورشید» ایران، قرار است ایرانیان در شهرهای مختلف جهان تجمع برگزار کنند. بر این اساس، علاوه بر مونیخ، تورنتو و لس‌آنجلس، در شهرهای توکیو، سیدنی، بروکسل، لندن، برلین، استکهلم، تل‌آویو و دیگر شهرها نیز تجمعاتی برگزار خواهد شد.

شاهزاده رضا پهلوی روز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۱۴ فوریه را به عنوان «روز جهانی اقدام» نام‌گذاری کرده و از ایرانیان خارج از کشور خواسته است در این روز در شهرهای محل سکونت خود به خیابان‌ها بیایند.

در این فراخوان، هدف از این اقدام حمایت از انقلاب مردم ایران، درهم‌شکستن ماشین سرکوب حکومت جمهوری اسلامی، قطع منابع مالی آن و آزادی زندانیان سیاسی اعلام شده است. همچنین تاکید شده است که این تجمعات با هدف جلب حمایت عملی جامعه جهانی و افزایش فشار بر حکومت جمهوری اسلامی برنامه‌ریزی شده‌اند.

به گفته برگزارکنندگان، تمرکز اصلی تجمعات بر شهرهایی مانند مونیخ، لس‌آنجلس و تورنتو خواهد بود، اما از تمامی ایرانیان در دیگر کشورها نیز خواسته شده است با حضور در خیابان‌ها، همبستگی خود را با اعتراضات داخل ایران نشان دهند.

رویترز: ارتش آمریکا در حال آماده‌سازی برای عملیات احتمالی چند هفته‌ای علیه ایران است

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۳:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

رویترز به نقل از دو مقام آمریکایی گزارش داد ارتش آمریکا در حال آماده‌سازی برای احتمال اجرای یک کارزار نظامی مستمر و چند هفته‌ای علیه ایران است؛ سناریویی که در صورت صدور دستور از سوی ترامپ، می‌تواند به درگیری‌ گسترده‌تر و جدی‌تر از رویارویی‌های پیشین میان دو کشور تبدیل شود.

به گفته این مقامات که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، این برنامه‌ریزی نظامی هم‌زمان با تلاش‌های دیپلماتیک جاری میان واشینگتن و تهران در حال انجام است و سطح ریسک را برای هر دو طرف افزایش داده است. هفته گذشته دیپلمات‌های آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان دیدار کردند تا درباره احیای گفت‌وگوها پیرامون برنامه هسته‌ای تهران رایزنی کنند؛ مذاکراتی که پس از افزایش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در منطقه و بالا گرفتن تهدیدهای لفظی ترامپ انجام شد.

مقام‌های آمریکایی روز جمعه ۲۴ بهمن اعلام کردند پنتاگون در حال اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به خاورمیانه است. این اعزام شامل هزاران نیروی اضافی، جنگنده‌ها، ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده و دیگر تجهیزات رزمی است که هم قابلیت اجرای حمله و هم دفاع در برابر آن را دارند. این تحرکات نشان می‌دهد واشینگتن در حال تقویت گزینه نظامی در کنار مسیر دیپلماتیک است.

ترامپ روز جمعه در سخنرانی برای نیروهای آمریکایی در پایگاهی در کارولینای شمالی گفت رسیدن به توافق با ایران «دشوار» بوده است. او افزود: «گاهی باید ترس وجود داشته باشد. این تنها چیزی است که واقعاً می‌تواند وضعیت را حل‌وفصل کند.» کاخ سفید در واکنش به گزارش‌ها اعلام کرد رییس‌جمهوری «همه گزینه‌ها را درباره ایران روی میز دارد.» آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت ترامپ دیدگاه‌های مختلف را بررسی می‌کند اما تصمیم نهایی را بر اساس منافع ملی و امنیت آمریکا اتخاذ خواهد کرد. به نوشته رویترز، پنتاگون از اظهارنظر رسمی خودداری کرده است.

  • نیویورک‌تایمز: هم‌زمان با دیپلماسی، پنتاگون برای جنگ احتمالی با ایران آماده می‌شود

    نیویورک‌تایمز: هم‌زمان با دیپلماسی، پنتاگون برای جنگ احتمالی با ایران آماده می‌شود

بر اساس این گزارش، طرح‌ریزی فعلی بسیار پیچیده‌تر از عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته است؛ عملیاتی محدود که طی آن بمب‌افکن‌های رادارگریز آمریکایی از خاک ایالات متحده پرواز کردند و تاسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند. در آن زمان، حکومت ایران تنها یک حمله تلافی‌جویانه محدود به یک پایگاه آمریکایی در قطر انجام داد. اما به گفته منابع رویترز، در سناریوی جدید، یک کارزار طولانی‌مدت می‌تواند علاوه بر زیرساخت‌های هسته‌ای، تاسیسات دولتی و امنیتی حکومت ایران را نیز هدف قرار دهد.

به نوشته رویترز، کارشناسان نظامی هشدار داده‌اند که چنین عملیاتی خطرات به‌مراتب بیشتری برای نیروهای آمریکایی به همراه خواهد داشت. حکومت ایران دارای زرادخانه گسترده‌ای از موشک‌های بالستیک و کروز است و توانایی حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دارد. یکی از مقام‌های آمریکایی به رویترز گفته است واشینگتن «کاملاً انتظار دارد» ایران در صورت حمله، اقدام به تلافی کند؛ موضوعی که می‌تواند به چرخه‌ای از حملات و ضدحملات و گسترش درگیری در سطح منطقه‌ای منجر شود.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز پیش‌تر هشدار داده بود در صورت هدف قرار گرفتن خاک ایران، هر پایگاه نظامی آمریکا در منطقه می‌تواند در معرض حمله قرار گیرد. آمریکا در کشورهای متعددی از جمله اردن، کویت، عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و ترکیه حضور نظامی دارد؛ موضوعی که دامنه بالقوه درگیری را گسترده می‌کند.

  • آمریکا بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد

    آمریکا بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد

در همین حال، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در دیدار اخیر خود با ترامپ در واشینگتن تاکید کرده است هر توافقی با ایران باید «عناصر حیاتی برای اسرائیل» را در برگیرد. تهران نیز اعلام کرده آماده گفت‌وگو درباره محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای خود در ازای رفع تحریم‌هاست، اما هرگونه پیوند دادن مذاکرات به برنامه موشک‌های بالستیک را رد کرده است.

رویترز می‌نویسد اکنون پرسش اصلی این است که ترامپ تا چه اندازه برای مسیر دیپلماسی صبر خواهد کرد. او بارها حکومت ایران را به حمله نظامی تهدید کرده و روز پنج‌شنبه ۲۳ بهمن نیز هشدار داد در صورت شکست مذاکرات، گزینه جایگزین «بسیار دردناک» خواهد بود. با این حال، مقامات آمریکایی تاکید کرده‌اند که هنوز اهداف دقیق یک عملیات احتمالی به‌طور کامل برای فرماندهان نظامی تعریف نشده و استفاده از زور در حال حاضر قطعی یا قریب‌الوقوع نیست.

در مجموع، هم‌زمانی مذاکرات دیپلماتیک با آماده‌سازی برای یک کارزار نظامی گسترده، نشان می‌دهد تنش میان تهران و واشینگتن وارد مرحله‌ای حساس شده است؛ مرحله‌ای که می‌تواند به توافقی تازه منجر شود یا به درگیری‌ای طولانی و پرهزینه در خاورمیانه بیانجامد.

این گزارش رویترز در حالی منتشر می‌شود که عصر جمعه ۲۴ بهمن، رییس‌جمهوری ایالات متحده، به خبرنگاران گفت که از ایده تغییر رژیم در ایران استقبال می‌کند. او گفت: «به نظر می‌رسد این بهترین اتفاقی باشد که می‌تواند رخ دهد».

ترامپ همچنین گفت: «۴۷ سال است که مقام‌های ایران مدام حرف زده‌اند و حرف زده‌اند و حرف زده‌اند. در این میان، ما افراد زیادی را از دست داده‌ایم.»

او با اشاره به انتقال ناوهای آمریکایی به منطقه تاکید کرد: «ما در همین فاصله نیروی عظیمی وارد منطقه کرده‌ایم، و نیروی بیشتری هم در راه است. همان‌طور که می‌دانید، یک ناو هواپیمابر دیگر هم اعزام می‌شود.»

پیش از اینروزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از چهار مقام آمریکایی نوشته بود که ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرالد آر. فورد» و ناوهای اسکورت همراه آن به خاورمیانه فرستاده می‌شوند و انتظار نمی‌رود تا نیمه یا اواخر اردیبهشت به بنادر اصلی محل استقرار خود بازگردند.

به نوشته این رسانه، خدمه ناو فورد که بزرگ‌ترین ناو هواپیمابر جهان است، پنج‌شنبه ۲۳ بهمن از این اعزام مطلع شدند.

شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ: پنجره فرصت باز است؛ جهان باید از مردم ایران حمایت کند

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ با تاکید بر اینکه خیزش اخیر نشانه عبور جامعه از اصلاح‌طلبی و مطالبه تغییر بنیادین سیاسی است، خواستار افزایش فشار دیپلماتیک و اقتصادی بر حکومت شد و گفت اکنون «پنجره‌ای از فرصت» گشوده شده که می‌تواند سرنوشت ایران و حتی منطقه را تغییر دهد.

کنفرانس امنیتی مونیخ امسال به یکی از صریح‌ترین صحنه‌های طرح دیدگاه‌های بین‌المللی درباره آینده جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد. در این نشست، شاهزاده رضا پهلوی، سناتور لیندزی گراهام، روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا و همچنین ولودیمیر زلنسکی، رییس‌جمهوری اوکراین، هر یک از زاویه‌ای متفاوت درباره انقلاب ملی در ایران، نقش سپاه پاسداران، فشارهای بین‌المللی و سناریوهای پیش‌رو سخن گفتند.

شاهزاده رضا پهلوی در سخنان خود با اشاره به شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» تاکید کرد که این شعار حامل پیامی روشن است و نشان می‌دهد مردم ایران با سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی موافق نیستند. او گفت این بخشی از آگاهی جمعی جامعه ایران است که میان ملت و حکومت تمایز قائل شده و دیگر خود را با سیاست‌های برون‌مرزی رژیم همسو نمی‌داند. به گفته او، خیزش اخیر صرفا واکنشی به مشکلات اقتصادی نبود، بلکه بیانگر مطالبه‌ای صریح برای تغییر سیاسی بنیادین است. او تصریح کرد وقتی مردم شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند، به این معناست که از کل ساختار عبور کرده‌اند و دیگر به اصلاح در چارچوب نظام باور ندارند.

100%

شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به تداوم خیزش‌ها در سال‌های گذشته گفت آنچه امروز اهمیت دارد افزایش بسامد و کوتاه‌تر شدن فاصله زمانی اعتراض‌هاست؛ پدیده‌ای که می‌تواند به گفته او «نقطه تغییر بازی» باشد. او تاکید کرد پنجره‌ای از فرصت گشوده شده که می‌تواند نه تنها برای ایران بلکه برای منطقه و حتی جهان تعیین‌کننده باشد. او خواستار تغییر رویکرد جهانی نسبت به جمهوری اسلامی شد و گفت چهار دهه سیاست مماشات نتیجه‌ای جز تقویت ماشین سرکوب نداشته است. او بر لزوم افزایش فشار دیپلماتیک، اخراج دیپلمات‌های جمهوری اسلامی، تعطیلی سفارتخانه‌ها، اعمال تحریم‌های بیشتر علیه سپاه پاسداران و قطع منابع مالی رژیم تاکید کرد تا حکومت نتواند هزینه سرکوب را تامین کند. همچنین خواستار استفاده از دارایی‌های مسدودشده متعلق به مردم ایران، حمایت مالی از اعتصاب‌های کارگری و کمک به دسترسی آزاد مردم به اینترنت شد.

او با اشاره به سرکوب خونین اعتراضات گفت بسیاری از ایرانیان خواهان نوعی مداخله انسان‌دوستانه برای خنثی‌سازی ابزارهای سرکوب هستند تا از کشته شدن بیشتر شهروندان جلوگیری شود. به گفته او، آنچه مردم نیاز دارند یک عامل توازن‌بخش است که ماشین سرکوب را بی‌اثر کند. شاهزاده رضا پهلوی در عین حال نقشه راهی برای دوره گذار ارائه داد و گفت نخست باید بر چهار اصل بنیادین توافق شود: تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از دولت، برابری همه شهروندان در برابر قانون و حق تعیین سرنوشت مردم. او توضیح داد که دولت گذار وظیفه دارد شرایط برگزاری انتخابات مجلس موسسان را فراهم کند تا قانون اساسی جدید تدوین شود و سپس از طریق همه‌پرسی به تصویب برسد. پس از آن نخستین انتخابات پارلمان و دولت برگزار می‌شود و شکل نهایی نظام ـ جمهوری یا مشروطه سلطنتی ـ به رای مردم واگذار خواهد شد. او تاکید کرد دولت گذار در همان لحظه تشکیل نهادهای منتخب منحل می‌شود.

شاهزاده رضا پهلوی همچنین درباره اختلافات در میان اپوزیسیون گفت امروز زمان رقابت سیاسی نیست بلکه زمان تمرکز بر مشترکات است و رقابت می‌تواند در آینده و در چارچوب صندوق رای صورت گیرد. او حملات آنلاین علیه مخالفان از جمله نرگس محمدی را محکوم کرد و تاکید کرد در ایران آزاد، هر فردی از جمله نرگس محمدی می‌تواند نامزد مقام‌های اجرایی شود. او گفت بسیاری از کارزارهای تخریبی کار جمهوری اسلامی است که با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» تلاش می‌کند اپوزیسیون را از اتحاد باز دارد. او همچنین از ریزش در بدنه حکومت سخن گفت و تاکید کرد شماری از نیروهای نظامی و اداری تمایل خود را برای فاصله گرفتن از رژیم اعلام کرده‌اند.

در حاشیه نشست، شاهزاده رضا پهلوی با ولودیمیر زلنسکی دیدار کرد. زلنسکی پس از این دیدار در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد اوکراین از مردم ایران که برای آینده خود مبارزه می‌کنند حمایت می‌کند و همدردی خود را با قربانیان رژیم ایران ابراز کرد. او همچنین همکاری نظامی میان تهران و مسکو، از جمله تامین پهپادهای «شاهد» برای روسیه را محکوم کرد و بر تقویت تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی تاکید کرد.

در مقابل، سناتور جمهوری‌خواه آمریکا، لیندزی گراهام موضعی صریح‌تر اتخاذ کرد و گفت «کاملا از تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کنم.» او افزود احتمال می‌دهد شاهزاده رضا پهلوی در آینده ایران نقش برجسته‌ای داشته باشد. گراهام جمهوری اسلامی را رژیمی ایدئولوژیک توصیف کرد و گفت مذاکره با چنین رژیمی بی‌نتیجه است. او هشدار داد اگر حکومت ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، از آن برای اهداف ایدئولوژیک خود و مقابله با اسرائیل و آمریکا استفاده خواهد کرد. گراهام همچنین تاکید کرد مردم ایران برای جاه‌طلبی هسته‌ای به خیابان نیامدند بلکه برای داشتن زندگی بهتر و آینده‌ای متفاوت اعتراض کردند. به گفته او، در صورت تغییر حکومت، گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها حمایت اصلی خود را از دست خواهند داد و توازن منطقه‌ای دگرگون خواهد شد.

روبرتو متسولا، رییس پارلمان اروپا، نیز در این نشست گفت اتحادیه اروپا با رژیمی مواجه است که هم مردم خود را سرکوب می‌کند و هم منطقه را بی‌ثبات می‌سازد. او تاکید کرد قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اقدامی ضروری بوده و هر ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا با آن موافقت کرده‌اند. متسولا گفت اروپا نباید از این خط قرمز عقب‌نشینی کند و باید در حمایت از آزادی در ایران قاطع باشد.

100%

در عین حال، کریم سجادپور، تحلیلگر بنیاد کارنگی، با اشاره به محاسبات واشینگتن گفت اگر امکان برکناری جمهوری اسلامی با فشار یک دکمه وجود داشت، چنین اقدامی صورت می‌گرفت، اما نگرانی اصلی پیامدهای پس از آن و خطر بی‌ثباتی مشابه لیبی است. او تاکید کرد ایران تفاوت‌های مهمی با آن کشور دارد، اما خلأ قدرت می‌تواند پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

کنفرانس امنیتی مونیخ نشان داد موضوع ایران به سطحی کم‌سابقه از صراحت در محافل غربی رسیده است. از طرح آشکار «تغییر رژیم» توسط برخی از سیاستمداران، از جمله سناتور آمریکایی گرفته تا ارائه نقشه راه گذار از سوی شاهزاده رضا پهلوی و تاکید اروپا بر تحریم سپاه، همگی بیانگر آن است که بحث درباره آینده جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده است.

کشتار معترضان چه پیامدهایی برای روان زخمی جامعه ایران داشته است؟

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

کشتار گسترده معترضان در اعتراضات دی‌ماه، تنها جان انسان‌ها را نگرفت؛ بلکه لایه‌های عمیقی از امنیت روانی، امید به آینده و امکان سوگواری سالم را از جامعه ایران ربود. این گزارش به پیامدهای روانی این سرکوب می‌پردازد و در پایان با صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، گفت‌وگو می‌کنیم.

سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه زخمی جمعی شد که در حافظه جامعه ماند. کشتار در خیابان، بازداشت‌های گسترده، ناپدیدسازی و بی‌خبری طولانی خانواده‌ها، حس ناامنی را از واکنشی مقطعی به احساسی پایدار تبدیل کرد؛ وضعیتی که پیامدهایش در اضطراب مزمن، فرسودگی روانی و اختلال خواب بخشی از جامعه دیده می‌شود.

در چنین شرایطی، روان جامعه نه فرصتی برای پردازش و نه مجالی برای ترمیم ندارد. ترس مداوم جای نگرانی‌های مقطعی را می‌گیرد و پیامدهایش در الگوی خواب، توان تمرکز و تاب‌آوری و روابط اجتماعی دیده می‌شود؛ بی‌خوابی، فرسودگی، انزوای اجتماعی و خشم فروخورده.

یکی از عمیق‌ترین پیامدهای کشتار معترضان، مختل‌شدن سوگواری جمعی است. وقتی مرگ انکار می‌شود، برگزاری مراسم ممنوع است و روایت رسمی، قربانی را مقصر جلوه می‌دهد، سوگ راه طبیعی خود را پیدا نمی‌کند و به خشم یا بی‌حسی بدل می‌شود.

خانواده‌ها نه‌فقط عزیزان‌شان را از دست داده‌اند، بلکه حق گریه‌کردن علنی، حق نام‌بردن و یاد کردن از عزیزان‌شان و حق روایت را هم از آن‌ها گرفته‌اند. این سرکوب مضاعف، سوگ را به زخمی عمیق تبدیل می‌کند که نسل‌به‌نسل منتقل می‌شود.

  • ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

    ضرورت شناسایی آمران و عاملان سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه و مسیر دادخواهی

تداوم خشونت دولتی، مرز میان «زندگی عادی» و «وضعیت اضطراری» را از میان برده است.

بسیاری از شهروندان در حالتی از آماده‌باش دائمی زندگی می‌کنند؛ گویی فاجعه هنوز تمام نشده. این وضعیت، روابط انسانی را تضعیف کرده و اعتماد اجتماعی را کاهش داده است.

خشم، اگرچه واکنشی طبیعی به بی‌عدالتی است، اما وقتی امکان بیان، اعتراض و معنا دادن به آن وجود نداشته باشد، می‌تواند به افسردگی، فرسودگی روانی یا انفجارهای ناگهانی بدل شود.

با این حال، هم‌زمان با این آسیب‌ها، تلاش برای حفظ روایت و یادآوری هم ادامه دارد. ثبت نام‌ها، روایت‌ها و یادآوری معترضانی که برای ایران و دست‌یافتن به آزادی پا به خیابان گذاشتند و جان باختند، تلاشی ناآرام اما حیاتی برای حفظ پیوند با حقیقت است. حافظه جمعی، در برابر پاک‌سازی و انکار، آخرین سنگر روانی جامعه است.

آنچه امروز در سطح فردی به‌صورت اندوه، خشم یا خستگی دیده می‌شود، در لایه‌ای عمیق‌تر تلاشی برای تاب‌آوردن و زنده نگه‌داشتن معنا و امید به آزادی است.

  • ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

    ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

ترومای جمعی انباشته و مزمن

صبا آلاله، روان‌تحلیل‌گر اجتماعی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت پیش از آنکه درباره اثر کشتار معترضان بر روان جمعی صحبت شود، باید نوع آسیبی که جامعه با آن روبه‌رو است مشخص شود.

به‌گفته او، جامعه ایران اکنون با «ترومای جمعی بسیار شدید» مواجه است؛ ترومایی که هم «انباشته» شده و هم «مزمن» است.

آلاله توضیح داد این انباشته‌شدن به این دلیل است که جامعه در سال‌های گذشته، به‌ویژه در چند دهه اخیر، تروماهای جمعی زیادی را متحمل شده اما بدون هیچ‌کدام از بازسازی‌ها، با یک بحران جدید و یک ترومای جمعی جدید از سر گذرانده است و در نهایت به نقطه‌ای رسیده که این تروماها را روی هم انباشته کرده است.

او افزود مزمن‌بودن این ترومای جمعی به ماهیت منبع آن هم مرتبط است.

به‌گفته آلاله، معمولا تروماهای جمعی از سوی نیروی بیرونی یا در اثر فاجعه طبیعی رخ می‌دهند، اما وقتی ترومای جامعه ناشی از خشونت دولتی باشد، فاجعه برای مردم پررنگ‌تر می‌شود و نوع ترومای جمعی شدیدتر و مزمن‌تر شکل می‌گیرد.

او گفت دلیل آن این است که دولتی که باید نقش محافظ داشته باشد و شرایط امنیت شهروندان را فراهم کند، خود به عامل خشونت و عامل ایجاد تروما تبدیل شده و همین موضوع باعث می‌شود این تروما شدیدتر و مزمن‌تر شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی درباره پیامدهای کوتاه‌مدت گفت جامعه در وضعیت شوک، ناباوری، خشم شدید، ترس و بی‌ثباتی هیجانی قرار گرفته است.

او افزود این تصاویر، این اخبار بازداشت‌شدگان و این مرگ‌ها، «سیستم عصبی جمعی» را در وضعیت «هشدار مداوم» نگه می‌دارد.

آلاله گفت در بلندمدت نیز این ترومای مزمن، اگر ادامه پیدا کند، به‌ویژه از آن رو که «بسیار فعال است» و هنوز «منبع خطر وجود دارد»، می‌تواند روابط عاطفی و انسانی را به‌شدت تحت‌تاثیر قرار دهد، اضطراب و خشم مزمن را در لایه‌های مختلف جامعه به‌شدت افزایش دهد و «تصویرسازی آینده» و «بی‌ثباتی دائمی» را در روان جمعی شکل دهد.

سوگ ناتمام و خشم پراکنده

آلاله با اشاره به نقش سوگواری گفت سوگ یک فرایند طبیعی و ضروری است و برای تنظیم روان فردی و روان جمعی لازم است و باید به‌صورت طبیعی طی شود.

به‌گفته او، وقتی امکان سوگواری علنی و حتی امکان بیان درد و روایت آزاد وجود نداشته باشد، سوگ به حالت ناتمام و مبهم درمی‌آید و «منجمد» می‌شود.

او افزود سوگی که منجمد شود و فرایند خود را طی نکند، چون امکان بیان مستقیم ندارد، جامعه را درگیر «خشم مزمن و پراکنده» می‌کند.

آلاله توضیح داد خشم مزمن و پراکنده یعنی خشم به‌جای آنکه مستقیم بیان شود، بر سر موضوعات دیگر خالی می‌شود؛ برای مثال در روابط خانوادگی، در محیط کار و در تعاملات روزمره.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی به ایران‌اینترنشنال گفت این وضعیت جامعه را درگیر اضطراب فراگیر و احساس ناامنی می‌کند.

او افزود فرسودگی روانی و افسردگی نیز در سوگ‌های بیان‌نشده نقش پررنگی دارند و پیامد آن می‌تواند بی‌انگیزگی و ناامیدی باشد.

آلاله گفت وقتی جامعه سوگ‌هایش را بیان نمی‌کند، ممکن است به بی‌حسی و کرختی عاطفی برسد و این وضعیت می‌تواند مستقیم بر روابط عاطفی، روابط کاری و وضعیت تحصیلی اثر بگذارد.

هشدار دائمی و کاهش همدلی

صبا آلاله گفت روان جمعی برای زیستن در امنیت و آرامش شکل گرفته است و هر تهدیدی، حتی کوچک، به سیستم عصبی هشدار می‌دهد و کلی انرژی روانی را، حتی با یک هشدار، کاهش می‌دهد.

به‌گفته او، وقتی زندگی زیر سایه مداوم تهدید باشد و امنیت روانی وجود نداشته باشد، تمام ابعاد زندگی در حالت هشدار دائمی قرار می‌گیرد.

او افزود در چنین شرایطی، سیستم عصبی جمعی مدام احساس خطر می‌کند و مدام در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. به گفته آلاله، همین وضعیت باعث می‌شود انرژی روانی جامعه به‌شدت تحلیل برود.

او گفت وقتی انرژی روانی جامعه تحلیل برود، آستانه تحمل هم کاهش پیدا می‌کند و با کاهش آستانه تحمل، همدلی کم می‌شود و مشارکت اجتماعی افت می‌کند.

آلاله افزود در چنین وضعیتی افراد بی‌انگیزه و بی‌رغبت می‌شوند؛ هم نسبت به توسعه فردی خود و هم نسبت به توسعه اجتماعی و این وضعیت به‌طور مستقیم بر پیوندهای اجتماعی اثر می‌گذارد.

ترس و خشم، از فرسودگی تا انگیزش

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت ترس و خشم واکنش‌های طبیعی هستند و در مسیر کنش‌های جمعی و مسیر مبارزاتی نقش مهم و در عین حال دوگانه دارند.

به‌گفته او، این دو احساس هم می‌توانند فرساینده باشند و هم می‌توانند محرک کنش و نقش انگیزشی داشته باشند.

آلاله توضیح داد زمانی که ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند و پردازش نشوند، به سمت فرسودگی می‌روند.

او گفت اگر افراد ترس را نپذیرند و مدام آن را سرکوب کنند، یا خشم را سرکوب کنند، فشار روانی تشدید می‌شود.

او افزود ترس در برابر خشونتی که از هر کاری برمی‌آید، مثل همین کشتار، واکنشی قابل فهم است و به همین دلیل «ترسناک است» و در چنین وضعیتی «باید ترسید». آلاله گفت ترس باید به رسمیت شناخته شود و افراد نباید از احساس ترس شرمسار باشند.

او درباره خشم نیز به ایران‌اینترنشنال گفت خشم باید به رسمیت شناخته شود و تاکید کرد اگر خشم به رسمیت شناخته شود، «هدف‌دار» و «معنادار» می‌شود و وقتی معنادار شود، می‌تواند به شکل‌گیری کنش‌های جمعی، همبستگی و مقاومت تبدیل شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی تاکید کرد وقتی ترس و خشم به رسمیت شناخته نشوند، سرکوب می‌شوند و به احساسات انباشته و فرساینده تبدیل می‌شوند.

او افزود بیان این احساسات در روایت‌کردن، در صحبت‌کردن و حتی در سوگواری‌ها کمک می‌کند تا به رسمیت شناخته شوند.

راهکارهای کوچک برای دوام آوردن

آلاله گفت وقتی هنوز عامل خشونت و عامل تهدید وجود دارد، صحبت از ترمیم روانی جامعه دشوارتر می‌شود و ممکن است افراد به دنبال راهکار بزرگ باشند که فقط نجات‌شان دهد.

او افزود قابل درک است که افراد با حجم بالای درد، تصور کنند تنها یک راهکار بزرگ می‌تواند کمک کند، اما جامعه در مسیری قرار دارد که باید بتواند «دوام بیاورد».

به‌گفته او، راهکارهای ساده و در دسترس قرار نیست حال جامعه را عالی کنند، اما می‌توانند وضعیت را به نقطه‌ای برسانند که افراد در شرایط بحرانی دوام بیاورند و همین دوام‌آوردن کمک‌کننده است.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی یکی از راه‌های در دسترس را «صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات» دانست.

آلاله گفت می‌فهمد که این کار می‌تواند سخت باشد، چون افراد معمولا خودشان را همیشه انکار کرده‌اند، خودشان را ندیده‌اند، نشنیده‌اند و حتی همدیگر را هم خوب ندیده‌اند و خوب نشنیده‌اند، اما این کار تمرینی است که می‌تواند از احساسات تجربه‌شده شروع شود.

او افزود اگر افراد خشمگین هستند، اگر منزجر هستند، اگر احساس‌هایی مثل بی‌تفاوتی یا کرختی دارند، یا هر احساس دیگری، درباره آن صحبت کنند.

آلاله گفت این گفت‌وگو کمک می‌کند افراد احساس کنند دردشان درد مشترک است و آنچه تجربه می‌کنند، تجربه‌ای مشترک است.

او تاکید کرد چون با ترومای جمعی روبه‌رو هستیم، سوگواری نیز یک راهکار مهم است.

آلاله افزود سوگواری هیچ‌وقت مانع مسیر مبارزاتی نیست، بلکه جامعه اکنون در سوگ جمعی قرار دارد و نیاز دارد سوگواری کند.

او گفت سوگواری فرصتی است برای صحبت‌کردن از احساسات و هیجانات و همین فرایند باعث پیوند بین افراد می‌شود.

این روان‌تحلیل‌گر اجتماعی گفت در سوگواری، روایت هم نقش مهمی دارد و در تروماهای جمعی، روایت آنچه بر افراد گذشته، آنچه دیده‌اند و آنچه شنیده‌اند، یکی از راهکارهای مهم است.

به‌گفته او، سوگواری و روایت در ترمیم تروماهای جمعی نقش دارد، به جامعه کمک می‌کند این روزها را تاب بیاورد و دوام بیاورد و زمینه شکل‌گیری رابطه را فراهم می‌کند.

آلاله در پایان به ایران‌اینترنشنال گفت داشتن رابطه عاطفی و انسانی در تروماهای جمعی نقش مهمی دارد و جامعه در این شرایط به برقراری چنین رابطه‌ای نیاز دارد؛ رابطه‌ای که از دل آن گفت‌وگو، شنیدن یکدیگر و صحبت‌کردن درباره احساسات و هیجانات بیرون می‌آید.

جشنواره فیلم فجر؛ فرش قرمز خونین

۲۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد عبدی

جشنواره فیلم فجر امسال هم برگزار شد اما با فرش‌های قرمز خونین؛ فرش‌هایی که بسیاری ترجیح دادند پا بر آن نگذارند و پاهای‌شان به خون آغتشه نشود، در نتیجه تنها هنرمندان حکومتی و وابسته به نهادهای دولتی در آن شرکت کردند و با غیرمردمی‌ترین و نمایشی‌ترین دوره این جشنواره روبه‌رو بودیم.

جشنواره فجر که این روزها چهل و چهارمین دوره‌اش را برگزار کرد، درست در زمانی برگزار شد که هنوز به چهلمین روز به خاک و خون کشیده شدن ده‌ها هزار معترض در خیابان‌ها هم نرسیده بودیم، از این رو به تاخیر نینداختن زمان برگزاری و اصرار بر «جشن گرفتن» با این اوضاع و احوال، مهم‌ترین اشتباه برگزارکنندگان بود.

دلیل اصرار بر برگزاری و جشن گرفتن را باید در ذات این جشنواره جست‌و‌جو کرد: جشنواره‌ای که در سال‌های اخیر عملا به یک محفل کاملا دولتی و حتی امنیتی بدل شده که در آن فیلم‌های تولید شده در نهادهای امنیتی و سازمان‌های دولتی با هم رقابت می‌کنند و در واقع سهم‌خواهی می‌کنند، به‌شکلی که نمونه مشابهی از این وضعیت را در هیچ جشنواره دیگری در جهان نمی‌توان سراغ گرفت، مگر جشنواره پیونگ‌یانگ در کره شمالی که البته در پشت درهای بسته این کشور برگزار می‌شود و کسی چیز زیادی درباره آن نمی‌داند.

امسال هم طبق معمول درصد قابل توجهی از فیلم‌ها توسط نهادها و ارگان‌های دولتی جمهوری اسلامی تولید شده بودند؛ از شهرداری تا بنیاد روایت فتح، از سازمان سینمایی سوره و بنیاد فارابی تا حتی قوه قضائیه به عنوان تهیه‌کننده یک فیلم.

  • سعید زمانیان، کارگردان، به احترام جان‌باختگان انقلاب ملی از جشنواره فیلم فجر انصراف داد

    سعید زمانیان، کارگردان، به احترام جان‌باختگان انقلاب ملی از جشنواره فیلم فجر انصراف داد

اما همان خرده بازار جنبی با حضور چند فیلمساز و بازیگر هم امسال با مشکل جدی روبه‌رو شد.

برخی فیلمسازان و بازیگران رسما اعلام کردند که در این جشنواره شرکت نمی‌کنند و بازیگر شناخته‌شده‌ای چون الناز شاکردوست نه تنها برگزاری جشن را به سخره گرفت، بلکه رسما «در خاکی که بوی خون می‌دهد»، از سینما خداحافظی کرد: «من بازیگرم، یاد گرفته‌ام با تمام پوست و استخوان و نفس، دیگری را زندگی کنم، اما این بار به جای چهل هزار هموطنم، کشته شده‌ام.... کدام جشنواره، کدام جشن؟ من نه در جشنی شرکت خواهم کرد و نه دیگر هرگز در این خاکی که بوی خون می‌دهد نقشی بازی خواهم کرد. این نقش اصلی من است!»

چندین کارگردان هم اعلام کردند که در جشنواره شرکت نمی‌کنند اما از آنجایی که فیلم از آن تهیه‌کننده است، این آثار به نمایش درآمدند. در جلسه پرسش و پاسخ بسیاری از فیلم‌ها تنها تهیه‌کننده آن حضور داشت و فیلم استخر ساخته سروش صحت که پر سروصداترین فیلم جشنواره محسوب می‌شد، تنها فیلمی بود که جلسه مطبوعاتی‌اش به‌دلیل عدم حضور هیچ یک از عوامل به کلی لغو شد و سروش صحت و بازیگران فیلم (از جمله امین حیایی، سحر دولشتاهی، پانته‌آ بهرام، علیرضا خمسه و مهران مدیری) از حضور در جشنواره خودداری کردند.

در نتیجه این تحریم‌ها، جلسات پرسش و پاسخ تنها به تریبون فیلمسازان وابسته، حکومتی و رانت‌خوار بدل شد که برای دفاع از حضور خود، به کسانی که جشنواره را تحریم کرده‌اند، تاختند. در رأس آنها محمد حسین مهدویان فیلمساز حکومتی که با فیلم‌های رانتی پروپاگاندا برای سپاه پاسداران شناخته شده، بازیگرانی را که در جشنواره شرکت نکرده‌اند، ترسو خواند.

اما فضا به قدری علیه این گروه بود که آنها در شبکه‌های مجازی «همدستان جنایتکاران» خوانده شدند و به جز یکی دو منتقد وابسته و حکومتی، باقی منتقدان و خبرنگاران سینمایی شناخته شده هم از حضور در جشنواره خودداری کردند.

  • ۸۰۰ سینماگر بین‌المللی خواستار بازنگری روابط جشنواره‌های فیلم با جمهوری اسلامی شدند

    ۸۰۰ سینماگر بین‌المللی خواستار بازنگری روابط جشنواره‌های فیلم با جمهوری اسلامی شدند

حتی مجله فیلم امروز (مجله فیلم سابق) که به‌دلیل سیاست‌های محافظه‌کارانه‌اش همواره مورد انتقاد بوده، امسال نه ویژه‌نامه‌ای برای جشنواره منتشر کرد و نه اخبار آن را پوشش داد.

استقبال مردم از فیلم‌ها هم به کمترین میزان رسید، در حالی که برگزارکنندگان جشنواره سعی داشتند با ارائه کارت مطبوعات به افرادی که در این حرفه نیستند، بساط جشنواره را پر رونق جلوه دهند.

اما داستان این جشنواره شکست‌خورده با یک اختتامیه مضحک کامل شد، جایی که بسیاری از برندگان سیمرغ، برای گرفتن جایزه خود حاضر نشدند. حضور شخص رییس‌دولت در جمهوری اسلامی در این مراسم نشان از اهمیت این ماجرا برای حکومت داشت، اما در نهایت این مراسم هم به بدترین اختتامیه این جشنواره در طول تاریخش بدل شد.

مسعود پزشکیان رسما از افرادی که در جشنواره شرکت کرده‌اند تقدیر کرد. برنده جایزه فیلمنامه‌نویسی هم سعی کرد با جملاتی توجیه‌کننده در قبال حضورش، به‌شکلی به خون‌های ریخته شده اشاره کند، اما او با حاضر شدن بر فرش‌های قرمز جشنواره و حالا حضور در مراسم پایانی و دریافت جایزه برای همکاری با یک فیلمساز امنیتی، از پیش تکلیف خودش را با مخاطب رقم زده و در شبکه‌های اجتماعی «همدست جنایتکار» نام گرفته بود.