• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

شکوری‌راد: کشته‌سازی از نیروهای بسیج و انتظامی، پروژه حکومت برای سرکوب است

۱۸ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

علی شکوری‌راد، از چهره‌های سیاسی مطرح اصلاح طلبان، در سخنانی تازه، روایت رسمی حاکمیت از اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را رد و تاکید کرد که کشته‌سازی از نیروهای بسیجی و سپاهی پروژه حکومتی برای سرکوب است و نه او و نه مردم باور نمی‌کنند این کارها را موساد انجام داده باشد.

او در سخنانی که در نشست «معاونين ستاد پزشكيان» مطرح کرده و فایل صوتی آن در کانال تلگرامی جمهوریت منتشر شد، با تاکید بر این‌که انباشت طولانی‌مدت نارضایتی‌های اجتماعی، از اعتراضات بازنشستگان، معلمان و کارگران تا گسترش فراگیر نارضایتی، گفت وقوع اعتراضات قابل پیش‌بینی بود.

به‌گفته شکوری‌راد، با این حال ابعاد پاسخ اجتماعی به فراخوان‌ها همه بازیگران، از جمله نهادهای امنیتی را غافلگیر کرد.

شکوری‌راد با اشاره به تظاهرات در ۴۰۰ شهر ایران اضافه کرد: «اصلاح‌طلبان، اصولگرایان و نهادهای امنیتی، فکر نمی‌کردند که این مقدار به فراخوان رضا پهلوی پاسخ داده شود.»

تزریق خشونت برای سرکوب
شکوری‌راد در بخش دیگری از سخنانش با رد این ادعای حاکمیت که موساد و تیم‌های عملیاتی رضا پهلوی این مقدار خشونت کردند، گفت: «من این را باور نمی‌کنم و فکر می‌کنم بسیاری از مردم ما هم این را باور نمی‌کنند.»

او ادامه داد: «بیشتر می‌توانم این را باور کنم که کسانی این خشونت‌ها را کردند که می‌خواستند به قول خودشان اغتشاشات را سرکوب کنند. بنابراین واقعیت قضیه را هم باید بدانیم و من از این متاسفم»

شکوری‌راد که گفته می‌شود علی خامنه‌ای به او اعتماد دارد با اشاره به نادرستی این ادعای رسانه‌ها و تریبون‌های رسمی که خشونت حکومت واکنشی به خشونت‌ورزی معترضان است گفت «اصلا نهادهای امنیتی در ایران و در هر اعتراضی خشونت تزریق کردند تا آن خشونت را بهانه‌ای برای سرکوب قرار دهند. از ابتدا این بوده و تا حالا هم هست و روز به روز هم بدتر شده است.»

او به مقاله‌ یک دانشجوی دکتری انتظامی در نشریه دانشگاه امام حسین هم اشاره کرد که در آن به صراحت نوشته «کشته‌سازی از نیروهای خودی» یکی از روش‌های مهار اعتراضات است؛ الگویی که شامل کشته‌شدن نیروهای بسیج یا انتظامی، آتش‌زدن اماکن مذهبی یا نمادین و نسبت‌دادن آن به معترضان برای توجیه برخورد قهری است.

روایت کوچه بن‌بست و تیرباران معترضان
در بخش دیگری از سخنانش، شکوری‌راد به نمونه‌ای تکان‌دهنده اشاره کرد. به‌گفته او، در یکی از رخدادها گروهی از معترضان که به کوچه‌ای بن‌بست پناه برده بودند، هدف رگبار یک بسیجی قرار گرفته و کشته شدند.

به گفته این چهره اصلاح‌طلب، این فرد «جانی بالفطره» نبود، بلکه محصول فضایی بود که نفرت دوقطبی را تشدید کرده و سلاح را به دست نیروهایی داده که حتی آموزش تیراندازی کافی ندیده‌اند.

پرونده روح‌الله عجمیان

او همچنین به نحوه کشته‌شدن روح‌الله عجمیان در کرج در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ پرداخت و گفت که این واقعه با «طراحی قبلی» رخ داد. این فعال اصلاح‌طلب در همین ارتباط گفت: «ببینید چگونه او را به آن‌جا کشاندند، گفتند برو لباس بسیج بپوش، داخل جمعیت بشو... کی اولین ضربه را زد؟ چه جوری مردم به هیجان آمده ضربات بعدی را زدند؟ چه کسانی آن‌جا حاضر و آماده بودند و فیلم‌برداری کردند و چه کسانی حاضر و آماده بودند که ظرف ۲۴ ساعت ریختند و تمام کسانی که آنجا بودند را گرفتند و چه کسانی بودند که اون پزشک رادیولوژیست را که در آنجا بود، متهم کردند؟»

شکوری‌راد در ادامه گفت: «می‌خواستند یک اعدامی پزشک متخصص داشته باشند تا جامعه را مرعوب کنند و این کار را کردند. یعنی با یک قضیه روح‌الله عجمیان، جنبش زن، زندگی، آزادی را به اصطلاح جمع کردند واین‌جوری حلش کردند.»

او با اشاره به این‌که این یک رویه است و پیش از خیزش ژینا هم سابقه داشته، گفت: «نمونه‌های دیگه هم هست. مثلا در ماجرای کوی دانشگاه اتوبوسی که در خیابان نصرت آتیش گرفت را کی آتش زد؟ یا مواردی که احمدی‌نژاد وقتی رییس‌جمهور مملکت بوده در آن زمان خودش آمده گفته است.»

او همجنینی با اشاره به صحبت‌های پزشکیان در توجیه این کشتار بزرگ گفت «تعجب‌آور است که چرا پزشکیان گزارش نهادهای امنیتی را باور کرد و آمد در تلویزیون گفت و خودش را سوزوند و آتش به دل مردم. مردم که در صحنه می‌دیدند و می‌دانستند که چه اتفاقی افتاده است.»

نقد روایت رسمی و نقش نهادهای امنیتی
شکوری‌راد گفت نسبت‌دادن خشونت‌های گسترده به عوامل خارجی یا شبکه‌های سازمان‌یافته مخالف را باور ندارد و پرسید: اگر چنین شبکه‌هایی در صدها شهر فعال بوده‌اند، «نهادهای امنیتی کجا بودند؟»

او عدم پاسخگویی، نبود بازخواست و استعفا را نشانه‌ای از «تحمیق افکار عمومی» دانست و تاکید کرد مردم واقعیت خیابان را لمس کرده‌اند.

او در سخنانش در مورد مواجهه نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با اعتراضات سراسری گفت: «نمی‌شود که دو تا نهاد امنیتی داشته باشیم که جیک و پیک همه را در می‌آورند، اما از شکل‌گیری هسته‌های عملیاتی و توزیع اسلحه بی‌اطلاع بوده باشند.»

شکوری‌راد با تاکید بر اینکه «پس باید گفت که در خود این نهادهای امنیتی احتمالاً عناصر جاسوس وجود داشتند» افزود که کسی تاکنون به این پرسش نهادهای امنیتی کجای قضیه بودند، پاسخ نداده، هیچ مسئولی استعفا نداده، هیچ کسی هم بازخواست نشده است.

نقد موضع پزشکیان و سوختن «نیروی میانه»
او با اشاره به مواضع مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت، پس از کشتار معترضان گفت اتکای بی‌چون‌وچرا به گزارش‌های امنیتی و بازتاب آن در رسانه ملی، رییس‌جمهوری را از «نیروی میانه» به یکی از قطب‌های منازعه تبدیل کرد و سرمایه اجتماعی میانه‌روها را سوزاند؛ امری که به‌گفته او، توان حل بحران را از جامعه گرفت.

100%

او از سخنان پزشکیان در مورد اعتراضات سراسری انتقاد کرد و گفت که او باید نهادهای حاکمیتی را بازخواست می‌کرد و می‌پرسید کجا بودند که این اتفاق افتاد.

شکوری‌راد با تاکید بر این موضوع که حاکمیت خود را مسئول نمی‌داند که جواب بدهد چرا این اتفاق در این کشور افتاده است، افزود «آنچه که در این مدت به مردم فروختند، این بود که [حاکمیت] امنیت مردم را تامین می‌کند اما این امنیت کجا بود.»

او اضافه کرد: «قرار بود در سوریه با داعش بجنگیم که به ایران نیایند ولی بعدا می‌گویند چیزهای داعش‌گونه در ایران بوده است.» شکوری‌راد در ادامه خطاب به نهادهای امنیتی پرسید «کجا بودید پس؟ چیکار کردید پس شما؟»

این فعال اصلاح‌طلب راه‌حل پیشنهادی خود را «تفویض اختیار واقعی» از سوی خامنه‌ای به پزشکیان و الگوبرداری از مدل‌هایی دانست که در آن، دولت منتخب مردم اداره امور را بر عهده دارد.

پزشکیان هم پروژه خامنه‌ای بود

در این بخش از سخنانش، شکوری‌راد به صراحت تاکید کرد که رییس‌جمهور شدن پزشکیان «پروژه رهبری» بوده است. او گفت پزشکیان نه به‌عنوان یک اتفاق تصادفی یا محصول رقابت آزاد سیاسی، بلکه با برکشیده‌شدن از سوی رهبر جمهوری اسلامی به ریاست‌جمهوری رسید.

او با این ادعا که اصلاح‌طلبان از پروژه خامنه ای بی‌اطلاع بودند، گفت آن‌ها در این مسیر به این پروژه کمک کردند، هرچند در ابتدا از ماهیت آن آگاه نبودند.

شکوری‌راد افزود که پزشکیان به‌عنوان یک نیروی میانه می‌توانست نقش واسط و حل‌کننده بحران را ایفا کند، اما این نقش تنها در صورتی ممکن بود که رهبر جمهوری اسلامی به‌طور واقعی بخشی از اختیارات خود را به او تفویض کند.

او تاکید کرد که خامنه‌ای در این سن و موقعیت امکان تغییر دیدگاه‌های بنیادین خود را ندارد، اما می‌توانست با کناررفتن از مداخله مستقیم و سپردن اداره سیاست داخلی و خارجی به رییس‌جمهوری، مسیر خروج از بحران را هموار کند؛ فرصتی که به گفته شکوری‌راد از دست رفت.

هشدار درباره نفرت دوقطبی
در بخش دیگری، شکوری‌راد نسبت به گسترش نفرت متقابل هشدار داد؛ نفرتی که از یک‌سو به توجیه کشتار معترضان می‌انجامد و از سوی دیگر به تهدید خشونت علیه نیروهای بسیج.

او کشتار دی ماه را «سیاه‌ترین روزهای تاریخ معاصر» خواند و گفت زخم بی‌عدالتی و کشتار جوانان، عمدتا زیر ۳۰ سال، به‌سادگی ترمیم نخواهد شد، مگر با پذیرش حقیقت، پاسخگویی و تغییر مسیر حکمرانی.

شکوری‌راد با اشاره به کشتار روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه گفت:‌ «این سیاه‌ترین روز را ما به این سادگی ظرف سال‌های آینده و یا و یا ده، ده‌ها سال آینده هم نمی‌توانیم پاک کنیم. مگر اینکه آمریکا حمله کند و چنان داغان کند که اگر چیزی از ایران بماند، این موضوع گم شود.»

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

  • مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

    مقام سابق وزارت کشور از آماده‌سازی چندساله جمهوری اسلامی برای کشتار بزرگ معترضان خبر داد

  • شاهزاده رضا پهلوی: انقلاب شیروخورشید حماسه‌ بی‌نظیری از هم‌صدایی، هم‌دلی و همبستگی ملی است

    شاهزاده رضا پهلوی: انقلاب شیروخورشید حماسه‌ بی‌نظیری از هم‌صدایی، هم‌دلی و همبستگی ملی است

  • تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

    تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

  • افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

    افزایش نگرانی‌ها درباره بازداشت‌شدگان در پی پخش اعترافات اجباری و تاکید بر محاکمه سریع

•
•
•

مطالب بیشتر

ترامپ با صدور فرمان اجرایی جدید، فشار اقتصادی و سیاسی را بر جمهوری اسلامی تشدید کرد

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

کاخ سفید اعلام کرد دونالد ترامپ روز جمعه ۱۷ بهمن با امضای یک فرمان اجرایی تازه، وضعیت «اضطرار ملی» علیه ایران را تمدید و هم‌زمان سازوکاری جدید برای اعمال تعرفه بر کشورهایی که با ایران دادوستد اقتصادی دارند، ایجاد کرد.

در بخشی از فرمان اجرایی تازه ترامپ، ريیس‌جمهوری آمریکا با استناد به دریافت اطلاعات جدید از مقام‌های ارشد ایالات متحده اعلام کرده است که وضعیت اضطراری ملی علیه ایران، که نخستین‌بار با فرمان اجرایی ۱۲۹۵۷ برقرار شد و در سال‌های بعد گسترش یافت، همچنان به قوت خود باقی است. بر اساس این فرمان، دولت آمریکا تاکید می‌کند که اقدامات و سیاست‌های حکومت ایران همچنان «تهدیدی غیرمعمول و فوق‌العاده» علیه امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد ایالات متحده به شمار می‌رود؛ تهدیدی که منشأ آن به‌طور کامل یا عمده در خارج از خاک آمریکا قرار دارد و توجیه‌کننده تداوم و تشدید اقدامات تنبیهی و محدودکننده علیه تهران است.

بر اساس این فرمان که با هدف حفاظت از امنیت ملی، سیاست خارجی و اقتصاد آمریکا صورت گرفته است، ایالات متحده می‌تواند بر واردات هر کشوری که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم هرگونه کالا یا خدماتی از ایران خریداری، وارد یا تحصیل کند، تعرفه‌های اضافی اعمال کند. کاخ سفید اعلام کرده است این سازوکار، دامنه فشار اقتصادی بر ایران و شبکه‌های تجاری مرتبط با آن را به‌طور قابل توجهی گسترش می‌دهد.

مطابق متن فرمان اجرایی، رییس‌جمهوری آمریکا این اختیار را دارد که در صورت تغییر شرایط، اقدام تلافی‌جویانه طرف مقابل، یا در صورتی که ایران یا کشورهای ذی‌نفع گام‌های معناداری برای رفع وضعیت اضطراری ملی بردارند و در حوزه‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی با واشینگتن همسو شوند، مفاد این فرمان را اصلاح یا تعدیل کند.

اجرای این نظام تعرفه‌ای به وزارت امور خارجه، وزارت بازرگانی و نماینده تجاری ایالات متحده واگذار شده و این نهادها مجاز شده‌اند برای اجرای کامل فرمان، تمامی اقدامات لازم از جمله تدوین مقررات و دستورالعمل‌های اجرایی را انجام دهند.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

کاخ سفید در توضیح زمینه‌های این تصمیم، ایران را به پیگیری توانمندی‌های هسته‌ای، توسعه برنامه موشک‌های بالستیک، حمایت از تروریسم و نقش‌آفرینی بی‌ثبات‌کننده در منطقه متهم کرده و این اقدامات را تهدیدی مستقیم علیه امنیت آمریکا، متحدانش و منافع ایالات متحده دانسته است. در بیانیه کاخ سفید، ایران «بزرگ‌ترین حامی دولتی تروریسم در جهان» توصیف شده که از گروه‌ها و شبه‌نظامیان نیابتی در سراسر خاورمیانه حمایت می‌کند؛ گروه‌هایی که به گفته واشینگتن مسئول کشته و زخمی شدن شهروندان آمریکایی بوده و همچنان نیروهای آمریکا و متحدان منطقه‌ای را هدف قرار می‌دهند.

در این بیانیه همچنین به آنچه «سوءمدیریت ساختاری منابع ایران» خوانده شده اشاره شده و تاکید شده است که حکومت ایران منابع مالی خود را صرف برنامه‌های هسته‌ای و موشکی کرده، در حالی که زیرساخت‌های کشور و وضعیت معیشتی مردم با بحران‌های جدی روبه‌رو است. کاخ سفید همچنین سرکوب خونین اعتراضات داخلی، کشته شدن هزاران معترض، نقض گسترده حقوق بشر و استفاده از خشونت برای حفظ قدرت را از جمله دلایل تداوم وضعیت اضطراری علیه ایران عنوان کرده است.

دولت آمریکا این مجموعه اقدامات را «تهدیدی غیرمعمول، فوق‌العاده و مستمر» علیه ایالات متحده دانسته که به گفته واشینگتن، نیازمند پاسخی پایدار و تشدیدشده برای حفاظت از شهروندان آمریکایی، متحدان و منافع این کشور است.

  • نیویورک‌تایمز: تصاویر ماهواره‌ای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد

    نیویورک‌تایمز: تصاویر ماهواره‌ای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد

در بخش دیگری از این گزارش، کاخ سفید بر رویکرد «اول آمریکا» دونالد ترامپ تاکید کرده و یادآور شده است که رییس‌جمهوری آمریکا بارها تصریح کرده اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد. این موضع، به گفته کاخ سفید، ادامه همان سیاست‌هایی است که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود دنبال کرد؛ از جمله خروج از توافق هسته‌ای ایران، اعمال سیاست فشار حداکثری و قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی.

بر اساس این بیانیه، ترامپ پس از بازگشت به قدرت، فشار حداکثری بر ایران را احیا کرده تا تمامی مسیرهای دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای مسدود شود و نفوذ منطقه‌ای ایران مهار گردد. کاخ سفید همچنین به عملیات «چکش نیمه‌شب» در ماه ژوئن اشاره کرده که به گفته دولت آمریکا، پس از خودداری ایران از رسیدن به توافق، با دستور ترامپ انجام شد و منجر به نابودی تاسیسات هسته‌ای ایران و عقب‌نشینی جدی برنامه هسته‌ای تهران شد.

در ادامه آمده است که رییس‌جمهور آمریکا اخیراً با اعزام یک «ناوگان عظیم نظامی» به منطقه، از حکومت ایران خواسته برای دستیابی به توافقی «عادلانه و منصفانه» و بدون سلاح هسته‌ای وارد مذاکره شود و هشدار داده در غیر این صورت، تهران با پیامدهایی شدیدتر مواجه خواهد شد.

کاخ سفید در پایان تاکید کرده است که این رویکرد سخت‌گیرانه محدود به ایران نیست و ترامپ در ماه‌های اخیر اقدامات مشابهی علیه دیگر دولت‌های متخاصم با منافع امنیت ملی آمریکا انجام داده است؛ از جمله صدور دستور عملیات علیه نیکلاس مادورو در ونزوئلا و اعمال تعرفه بر کشورهایی که به کوبا نفت می‌رسانند. به گفته کاخ سفید، پیام این اقدامات روشن است: دیکتاتورها و دولت‌های حامی تروریسم، در برابر سیاست‌های ایالات متحده پاسخگو خواهند بود.

وضعیت بحرانی معترضان بازداشتی در زندان مشهد

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از وضعیت بحرانی زندان مشهد است. تعداد بازداشت‌شدگان به اندازه‌ای زیاد است که حتی نمازخانه نیز به محل نگهداری زندانیان تبدیل شده است. بازداشتی‌ها مجبورند روی زمین بخوابند، وضعیت غذا بسیار نامطلوب است و بسیاری دچار بیماری شده‌اند.

بر اساس این گزارش‌ها، نزدیک به پنج هزار نفر اکنون در زندان مشهد نگهداری می‌شوند.

هر زندانی تنها یک پتو و یک بالش دارد و هیچ امکانات اولیه‌ای در دسترس نیست. وضعیت غذا نیز بسیار نامناسب است.

در نتیجه این شرایط بحرانی، اکثر زندانیان دچار بیماری شده‌اند اما برای مراجعه به بهداری و ملاقات پزشک، باید نام‌نویسی کنند و این روند در بسیاری از موارد بیش از یک هفته طول می‌کشد. در این مدت، بیماران بدون رسیدگی پزشکی رها می‌شوند.

بر اساس گزارش‌ها، گرفتن وقت ملاقات برای خانواده‌ها بسیار دشوار است و شامل همه زندانیان نمی‌شود. در ملاقات‌ها نیز یک مامور به‌صورت دائم حضور دارد و تمام مکالمات را کنترل و شنود می‌کند.

برخی خانواده‌ها در پیام‌های خود، درباره فشار بیشتر بر بازداشت‌شدگان و اخذ اعترافات اجباری از آن‌ها ابراز نگرانی کردند.

آرش بهفر را کشتند و اجازه نصب سنگ مزار را هم ندادند

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۶ (‎+۰ گرینویچ)

نزدیکان جاویدنام آرش (مجید) بهفر به ایران‌اینترنشنال گفتند او شامگاه ۱۹ دی در منطقه نظام‌آباد تهران با چهار مامور درگیر شد و از فاصله نزدیک بارها به کمر او شلیک کردند. او در بیمارستان به دلیل شدت خونریزی جان باخت. ماموران از نصب سنگ مزار و درج مشخصاتش جلوگیری کردند.

به گفته این منابع، پس از آنکه ماموران به آرش ۴۱ ساله شلیک کردند، اجازه ندادند کسی به کمک او برود. اما فریاد پسردایی‌های آرش و هجوم مردم، باعث متفرق شدن ماموران شد. یکی از پسردایی‌ها، او را روی دوش خود به خانه برد.

همسایه‌ها برای درآوردن ساچمه‌ها از بدن آرش تلاش کردند، اما او به دلیل شدت جراحات دچار خونریزی داخلی شد. ساعت یک نیمه شب اورژانس به در منزل رفت و آرش را به بیمارستان «امام حسین» منتقل کرد، اما او جان خود را از دست داد.

بر اساس گزارش‌ها، مراسم خاکسپاری آرش با حضور پرشمار ماموران امنیتی برگزار شد و از خانواده تعهد گرفته بودند مراسم تشییع را در سکوت برگزار کنند.

ایرانیان و تجربه بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان؛ چه راهی پیش روی جامعه است؟

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
رضا اکوانیان

در بزرگ‌ترین کشتار تاریخ معاصر جهان در بازه زمانی دو روزه، ایران در اعتراضات دی‌ماه صحنه قتل‌عام بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند بی‌دفاع، سرکوب و بازداشت‌های گسترده بود. این گزارش، با مرور آنچه گذشت و گفت‌وگو با کارشناسان می‌پرسد جامعه پس از این هزینه سنگین چه راهی پیش رو دارد.

اعتراضات دی‌ماه، همچون برخی دیگر از خیزش‌های پیشین مردم علیه جمهوری اسلامی، با ترکیبی از مطالبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی شکل گرفت و در مدت کوتاهی از تهران به شهرهای مختلف کشور گسترش یافت.

پاسخ حاکمیت، شیوه‌های مختلف سرکوب خشونت‌بار از جمله استفاده گسترده از خشونت، حمله شیمیایی، شلیک مستقیم، بازداشت‌های وسیع، فشار بر خانواده‌های معترضان و محدودسازی شدید فضای عمومی بود.

بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، بخش قابل‌توجهی از کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و زخمی‌شدگان اعتراضات را نسل زد و جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می‌دهند؛ نسلی که نه تجربه‌ای از دهه‌های نخست جمهوری اسلامی دارد و نه امیدی به اصلاح درون‌ساختاری.

هم‌زمان، ناپدیدسازی قهری، بی‌خبری خانواده‌ها و پرونده‌سازی امنیتی علیه معترضان بازداشت‌شده به یکی از ابزارهای اصلی سرکوب تبدیل شد.

این گزارش تلاش می‌کند تصویری جامع از تجربه اجتماعی، حقوقی و بین‌المللی این دوره از اعتراضات ارائه دهد و در گفت‌وگو با کارشناسان می‌پرسد چرا افراد نوجوان و جوان در کانون اعتراض و سرکوب قرار گرفتند و سوگ و خشم جمعی چه اثری بر همبستگی و کنش جمعی گذاشت.

این گزارش همچنین این موضوع را بررسی می‌کند که خانواده‌ها و دادخواهان چه مسیرهای حقوقی داخلی و بین‌المللی پیش رو دارند، واکنش جامعه جهانی و فشارهای دیپلماتیک چه اثر واقعی گذاشته و در سناریو مطرح شدن گزینه اقدام نظامی، چشم‌انداز تحقق خواسته‌های مردم و نتایج پایدار چه می‌تواند باشد.

  • تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

    تازگی پیکرهای جان‌باختگان در تقابل با دروغ سردخانه‌ها؛ معترضان را مخفیانه اعدام می‌کنند

سرکوب اعتراضات دی‌ماه از منظر حقوق بین‌الملل

به‌گفته معین خزائلی، حقوقدان و عضو مرکز مشاوره و آموزش حقوقی دادبان، آنچه در جریان سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران رخ داده، از منظر حقوق بین‌الملل به‌طور کامل با تعاریف «جنایت علیه بشریت» مندرج در ماده هفت اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری مطابقت دارد.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال توضیح داد مواردی مانند قتل‌عام گسترده شهروندان غیرنظامی، نقض فراگیر حق آزادی، بازداشت‌های فله‌ای بدون مبنای قانونی، اعمال شکنجه و خشونت سازمان‌یافته، استفاده گسترده از نیروی مرگ‌بار علیه مردم غیرمسلح و ناپدیدسازی قهری، همگی از مصادیق صریح این ماده محسوب می‌شوند.

به‌گفته این حقوقدان، شمار بسیار بالای کشته‌شدگان که شامل ده‌ها هزار شهروند غیرنظامی غیرمسلح می‌شود، به‌روشنی مصداق «قتل‌عام عمومی» است.

او تاکید کرد در سرکوب اعتراضات، از تجهیزات و تسلیحات نظامی سنگین علیه غیرنظامیان با هدف کشتن استفاده شده، نه با هدف کنترل تجمع یا کنترل جمعیت؛ از جمله دوشکا، سلاح‌های تک‌تیرانداز و تیراندازی‌هایی که به‌طور هدفمند سر معترضان را نشانه گرفته‌اند.

خزائلی گفت در حالی‌که بر اساس استانداردهای حقوقی و کارکردهای پلیسی، نیروهای انتظامی و نظامی تنها مجاز به استفاده محدود و متناسب از زور برای کنترل تجمعات هستند، آنچه در ایران رخ داد استفاده نامحدود، فاقد هرگونه توجیه حقوقی و با قصد آشکار کشتن بوده است.

او همچنین به بازداشت ده‌ها هزار نفر بدون حکم قضایی، نبود توضیح درباره پرونده‌ها، نامشخص‌بودن روندهای قانونی، بی‌خبری خانواده‌ها و عدم پاسخگویی دستگاه قضایی اشاره کرد و گفت در موارد بسیاری حتی مشخص نیست بازداشت‌شدگان کجا نگهداری می‌شوند؛ وضعیتی که می‌تواند مصداق روشن «ناپدیدسازی قهری» باشد؛ جرمی که به‌طور مشخص در ماده هفت اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی به‌عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شده است.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال اضافه کرد استفاده گسترده از سلاح‌های ساچمه‌ای با هدف قرار دادن صورت و چشم معترضان، ناقص‌سازی سیستماتیک و اعمال شکنجه جسمی در سطح وسیع نیز از دیگر مصادیق روشن جنایت علیه بشریت است.

او همچنین به حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به مراکز درمانی، یورش به بیمارستان‌ها و ربایش مجروحان از این مراکز اشاره کرد و گفت این اقدامات هم مصداق ربایش و ناپدیدسازی قهری است و هم نقض مصونیت مراکزی که بر اساس قوانین بین‌المللی باید همواره امن باقی بمانند.

به‌گفته این حقوقدان، مجموعه این اقدامات به‌صورت قابل راستی‌آزمایی، در چارچوب جنایت علیه بشریت قابل شناسایی و پیگیری حقوقی است.

نقش مستندسازی و مسیرهای حقوقی پیش‌روی خانواده‌ها

به‌گفته معین خزائلی، مستندسازی بازداشت‌ها، کشتار و ناپدیدسازی‌ها ستون اصلی هرگونه پیگیری حقوقی در سطح داخلی و بین‌المللی است و اطلاع‌رسانی خانواده‌ها درباره وضعیت کشته‌شدگان، بازداشت‌شدگان و ناپدیدشدگان نقشی حیاتی در این روند دارد.

او گفت نهادهای متعددی در حال جمع‌آوری اسناد و شواهد مربوط به نقض حقوق بشر در ایران هستند؛ از جمله کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل متحد، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، سازمان‌های بین‌المللی مانند عفو بین‌الملل و همچنین نهادهای حقوق بشری ایرانی.

خزائلی توضیح داد مستندسازی قرار نیست به‌تنهایی و در کوتاه‌مدت به نتیجه قضایی منجر شود، بلکه روندی است برای جمع‌آوری دقیق مدارک و شواهد تا بتوان آن‌ها را در سازوکارهای پاسخگویی و مراجع بین‌المللی، در زمان مناسب، مورد استفاده قرار داد.

  • ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

    ایران‌اینترنشنال: دست‌کم ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی در بزرگ‌ترین قتل‌عام خیابانی تاریخ کشته شدند

او با اشاره به محدودیت‌های شدید اطلاع‌رسانی، قطع اینترنت و دشواری دسترسی به اطلاعات، افزود با وجود این موانع، روند مستندسازی همچنان ادامه دارد و بخشی از اطلاعات از داخل ایران در حال جمع‌آوری است.

خزائلی در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال تاکید کرد پاسخگو کردن آمران و عاملان نقض گسترده حقوق بشر تنها زمانی ممکن است که این مستندات در دسترس باشد.

به‌گفته او، این پیگیری می‌تواند از مسیرهای مختلفی از جمله ارجاع پرونده ایران به دیوان بین‌المللی کیفری از طریق شورای امنیت، تشکیل دادگاه‌های مستقل بین‌المللی یا استفاده از اصل صلاحیت قضایی جهانی از سوی کشورها برای ورود مستقیم به پرونده و محاکمه متهمان انجام شود.

این حقوقدان تاکید کرد بدون مستندسازی دقیق، هیچ‌یک از این مسیرها امکان‌پذیر نخواهد بود و به همین دلیل ثبت، حفظ و انتقال اطلاعات، حتی در شرایط سرکوب شدید، اهمیتی حیاتی دارد.

نسل زد در کانون اعتراض و سرکوب

آسیه امینی، تحلیلگر مسائل اجتماعی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت داده‌های موجود نشان می‌دهد در اعتراضات دی‌ماه و هفته‌های پس از آن، بیشترین سهم قربانیان را نسل جوان تشکیل داده است.

به‌گفته او، بر اساس آمارهای قابل دسترس و اطلاعات منتشرشده از سوی یک گروه جامعه‌شناسی در داخل ایران، بیشترین شمار کشته‌شدگان در بازه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال قرار داشته‌اند.

امینی با اشاره به گزارش شورای تشکل‌های صنفی فرهنگیان افزود دست‌کم ۱۶۳ کودک نیز در جریان این اعتراضات کشته شده‌اند؛ کودکانی که هم دانش‌آموزان و هم کودکان کار را شامل می‌شوند.

به‌گفته او، این تنوع سنی و اجتماعی، در کنار جوان‌بودن بخش عمده جان‌باختگان، نشان می‌دهد قربانیان اصلی سرکوب، نسل جوان، مولد و آینده‌ساز جامعه ایران بوده‌اند؛ نسلی که از نظر فکری در زمره فعال‌ترین و پویاترین لایه‌های جامعه قرار دارد.

به‌گفته این تحلیلگر، بسیاری از این جوانان مجرد بوده‌اند و همین تجرد باعث شده رهاتر، بی‌پرواتر و شجاعانه در پیشاپیش معترضان قرار بگیرند و عملا نقش سپر انسانی برای دیگران را ایفا کنند.

امینی گفت این نسل به‌واسطه دسترسی گسترده به اینترنت، ماهواره و ارتباط مستمر با جهان خارج، با جهانی آزاد مواجه است؛ جهانی که دیوارهای سانسور جمهوری اسلامی نتوانسته آن را از آنان پنهان کند.

او توضیح داد این جوانان جهان آزاد را می‌بینند و می‌شناسند، اما در داخل مرزهای جمهوری اسلامی از دسترسی به آن محروم‌اند.

به‌گفته امینی، آن‌ها به‌روشنی می‌دانند فرصت دیگری پیش رویشان نیست، مسیرهای بهبود شرایط به بن‌بست رسیده و دقیقا می‌دانند چه می‌خواهند: آزادی، رفاه شایسته و کرامت انسانی؛ خواسته‌هایی که به باور این نسل، تا زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است، دست‌یافتنی نخواهد بود. از همین رو، خود را در برابر مسیری یک‌طرفه می‌بینند.

این تحلیلگر گفت شمار زیادی از این جوانان از نظر جسمی نیز آماده، پرانرژی، ورزشکار و توانمند بوده‌اند و به همین دلیل اغلب در صف اول اعتراضات ایستاده‌اند؛ هم به دلیل شجاعت و هم برای مراقبت از دیگران.

به‌گفته او، در میان معترضان، افراد از همه سنین و اقشار حضور داشتند، اما این جوانان بودند که پیشگام شدند، جلو رفتند، شعار دادند و خود را سپر دیگران کردند.

امینی تاکید کرد همین حضور در صف اول باعث شد بسیاری از آن‌ها مستقیما هدف شلیک گلوله قرار بگیرند و در مواردی جانشان به دلیل کمک به دیگران به خطر بیفتد.

او افزود در میان جاویدنامان، شمار زیادی از جوانان پرانرژی دیده می‌شوند که در همان جغرافیای اندوه‌زده، مایه شادی خانواده‌هایشان، مردمشان و ایران بودند؛ جوانانی که تصاویر و ویدیوهایشان سرشار از شور زندگی است و اکنون با فقدان آن‌ها، جامعه احساس می‌کند گویی شریان زندگی‌اش بسته شده است.

سوگ جمعی، خشم و مسیر پیش‌روی جامعه

امینی در ادامه گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت گوید جامعه ایران سال‌هاست مسیر خود را انتخاب کرده و دادخواهی مدت‌هاست به یک خواست عمومی بدل شده است.

به‌گفته او، برای بخش بزرگی از جامعه، جمهوری اسلامی عملا حکومتی مرده است؛ حکومتی که نه بر پایه رضایت اجتماعی، بلکه صرفا با زور تیغ و گلوله دوام آورده است.

او توضیح داد منظور از «حکومت مرده» این است که هیچ رابطه معناداری میان یک نظام سیاسی پاسخ‌گو، برنامه‌ریز و در تعامل با جامعه و آنچه جمهوری اسلامی نمایندگی می‌کند، وجود ندارد.

به‌گفته امینی، در نگاه مردم، این نظام اساسا حکومت محسوب نمی‌شود و در نگاه حاکمیت نیز مردم نه شهروند، بلکه دشمن تلقی می‌شوند؛ گسستی که سال‌ها پیش شکل گرفته و پدیده‌ای تازه نیست.

این تحلیلگر گفت در چنین شرایطی، هر جان عزیزی که در مسیر اعتراض از دست می‌رود، نه آغاز یک عزم تازه، بلکه کوبیدن میخی دیگر بر اراده‌ای است که از پیش در جامعه وجود داشته است.

با این حال، به‌گفته او، هم‌زمان لایه‌هایی فزاینده از خشم و نفرت نیز بر این اراده افزوده می‌شود؛ انرژی‌ای که از یک سو می‌تواند پیش‌برنده جنبش اعتراضی باشد و از سوی دیگر، در صورت بی‌سرانجام‌ماندن، برای خود جامعه خطرناک است.

او تاکید کرد: «خطر آن‌جاست که حکومت تمام ابزارهای زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را از مردم دریغ کرده است.»

امینی هشدار داد اگر اعتراض‌ها به نتیجه نرسد، اگر گذار از جمهوری اسلامی ممکن نشود و اگر نیروهایی که مدعی حمایت از مردم ایران‌اند نتوانند راهی واقعی برای خروج از این بن‌بست بگشایند، جامعه با موجی از افسردگی و فروپاشی روانی عمیق و گسترده روبه‌رو خواهد شد؛ وضعیتی که به‌گفته او ابعاد آن به‌سادگی قابل تصور نیست.

به‌گفته این تحلیلگر، در این مرحله امید نه یک احساس، بلکه یک ضرورت و مسئولیت است؛ امید به این‌که کار به آن نقطه نرسد و مردم بتوانند گذار از جمهوری اسلامی را ممکن کنند.

امینی تاکید کرد این گذار تنها در صورتی امکان‌پذیر است که دعواها، رقابت‌ها و منازعات ناشی از اختلاف‌نظرهای سیاسی در میان مخالفان، مقدم بر هدف اصلی نشود.

به‌گفته او، تنها هدف مشترک همه مخالفان جمهوری اسلامی باید گذار از جمهوری اسلامی و رسیدن به یک رفراندوم باشد و هر اتلاف انرژی، رقابت جانبی یا نزاع دیگر، انحراف از مسیری است که مردم برای آن هزینه داده‌اند و خون پرداخته‌اند.

واکنش جامعه جهانی؛ عبور از مواضع نمادین؟

فرشته پزشک، کارشناس روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت واکنش جامعه جهانی به اعتراضات دی‌ماه و سرکوب خشونت‌بار آن، این‌بار فراتر از موضع‌گیری‌های صرف و نمادینی بوده که معمولا در دوره‌های پیشین دیده می‌شد.

او گفت اتحادیه اروپا نه‌تنها تحریم‌های هدفمندتری اعمال کرده، بلکه در نهایت حاضر شده یکی از خط قرمزهای پیشین خود را کنار بگذارد و سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهد.

اقدامی که به‌گفته او اثر حقوقی و اقتصادی بسیار جدی بر تعاملات مالی و همکاری شرکت‌هایی دارد که ذیل ساختار یا مرتبط با سپاه هستند و در اروپا نیز فعالیت دارند.

پزشک گفت این فشار هنوز به سطح نهایی خود نرسیده و اقدامات بیشتری همچنان ممکن است؛ از جمله قطع روابط دیپلماتیک یا اخراج سفرا.

او افزود اتحادیه اروپا هنوز تا این حد پیش نرفته، اما امکان تشدید فشار وجود دارد و رد شدن از این خط قرمز، به‌گفته او، موضوع مهمی بوده است.

اعتراضات، سایه جنگ و سناریوی اقدام نظامی

پزشک گفت اگر اعتراضات داخلی ادامه پیدا کند، حکومت هم‌زمان با فشار بسیار جدی در داخل کشور و سایه جنگ مواجه خواهد بود و شرایط را «بسیار بغرنج» توصیف کرد.

او گفت با توجه به میزان نیروهای نظامی مستقر در منطقه، اگر مردم واقعا در یک سطحی به خیابان‌ها بیایند، می‌شود انتظار داشت که این‌بار چتری حمایتی بالای سر آن‌ها باشد.

با این حال، او تاکید کرد که هم‌زمان می‌شود انتظار داشت مردم دیگر به حرف آمریکا اطمینان نکنند اما اضافه کرد گزینه جنگ یک واقعیت است که تقریبا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

او افزود اگر اتفاق خارق‌العاده‌ای رخ ندهد از جمله این‌که رهبر جمهوری اسلامی، چه به دلیل مرگ طبیعی، چه ترور یا دستگیری، دیگر وجود نداشته باشد، احتمال درگیری نظامی وجود دارد.

پزشک تاکید کرد جنگ لزوما به این معنی نیست که حتما تغییر رژیم صورت بگیرد.

او گفت اگر گزینه نظامی واقعا به تضعیف پایه‌های سرکوب یا حذف هسته اولیه رهبری، یعنی کل رده اول نظام، منجر شود، می‌تواند فرصتی ایجاد کند که مردم دوباره به خیابان برگردند و آن‌جا ممکن است یک تغییر جدی در ساختار ایجاد شود و حتی با یک انقلاب مواجه باشیم.

او افزود جنگ به معنای دستیابی قطعی به این نتایج نیست و رابطه‌ای یک‌به‌یک میان اقدام نظامی و تغییر رژیم وجود ندارد.

به‌گفته او، آمریکا ممکن است حمله کند و فقط توان موشکی یا باقی‌مانده ساختار هسته‌ای را از بین ببرد، یا حتی همه رهبران را حذف کند و به تغییر ساختاری یا تغییر کامل رژیم کمک کند. پزشک در پایان گفت: «بنابراین امکانش وجود دارد، ولی لزوما قطعی نیست.»

کناره‌گیری حمیدرضا فرهادی از تیم‌های ملی کاراته در اعتراض به قتل‌عام مردم ایران

۱۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

حمیدرضا فرهادی، مربی پیشین تیم ملی کاراته، در اعتراض به کشتار بی‌سابقه مردم ایران به دست جمهوری اسلامی، با انتشار پستی اینستاگرامی از حضور در تیم‌های ملی کناره‌گیری کرد: «دیگر توان ادامه این مسیر را ندارم. نه از سر خستگی، بلکه از عمق اندوه و اعتراض.»

مربی رده‌های سنی تیم ملی کاراته ایران در این پست نوشت: «پس از شش سال همکاری مستمر با تیم‌های ملی و افتخار خدمت به ورزش کشورم، همراه با کسب مدال‌های جهانی، آسیایی و کشوری برای شهر و سرزمینم، امروز ناچارم تصمیمی بگیرم که هرگز انتخاب قلبی من نبوده است.»

او نوشت: «در سال‌هایی که تمام توان، دانش و زندگی‌ام را صادقانه وقف تربیت قهرمانان این خاک کردم، بارها با بی‌عدالتی، فشار، احضار و بازداشت از سوی نهادهای امنیتی و حراست ورزش مواجه شدم؛ تنها به دلیل ایستادن در کنار مردم و وفادار ماندن به وجدان انسانی‌ام.»

فرهادی در ادامه نوشت: «اکنون، در شرایطی که موج خشونت و کشتار بی‌رحمانه، داغ از دست رفتن جوانان شجاع این سرزمین را بر دل همه ما گذاشته و آرامش روحی و روانی از من سلب شده است، دیگر توان ادامه این مسیر را ندارم. نه از سر خستگی، بلکه از عمق اندوه و اعتراض. من از تیم‌های ملی خداحافظی می‌کنم، اما از مردم، از حقیقت و از آرمان زندگی شرافتمندانه هرگز.»

مربی پیشین تیم ملی کاراته ایران در بخش دیگری نوشت: «امید دارم روزی ورزش این سرزمین، آزاد از فشار، تهدید و سیاست، تنها بر شایستگی، اخلاق و انسانیت بنا شود؛ روزی که مربی و ورزشکار، به‌جای ترس، با امنیت و کرامت نفس کار کنند. این خداحافظی پایان راه من نیست؛ تنها پایان همکاری در ساختاری است که دیگر با وجدانم هم‌مسیر نیست.»