کمبود نیروی کار در بیمارستانها به ویژه در مشاغل پرستاری و بهیاری موجب شده در سالهای اخیر شغل تازهای در مراکز درمانی رایج شود. وبسایتهای تبلیغاتی و کاریابی و دیوارهای اطراف بیمارستانها پر از اطلاعیهها و آگهیها ارائه خدمات «همراه بیمار» است.
«همراه بیمار» هیچ نسبتی با بیمار ندارد؛ در واقع کسی است که برای نگهداری از بیمار و کمک به او برای انجام کارهای روزانه مثل غذا خوردن و نظافت، استخدام میشود.
بر اساس آگهیهایی که در فضای مجازی از جمله وبسایت «دیوار» منتشر شده، شرکتهای خدمات پرستاری افراد نیازمند به شغل را برای نگهداری از بیمار با عنوان «همراه بیمار» و کمک به نگهداری از کودک، با عنوان «مادریار» استخدام میکنند و بعد به متقاضیان معرفی میکنند.
چندی پیش سایت «دیدهبان ایران» از شرایط سخت کاری افرادی که آنها را «همراه اجارهای» خوانده بود، نوشت؛ افرادی که بدون لباس فرم و پوشش رسمی با دستمزدهای پایین در بیمارستانها مشغول به کار هستند. یکی از پرستاران شاغل در تهران به ایراناینترنشنال گفت که کارهایی که یک «همراه بیمار» انجام میدهد کارهایی است که معمولا کسی با این دستمزد پایین انجام نمیدهد؛ آنها از بیمارانی نگهداری میکنند که توان رفتن به توالت و حمام را ندارند.
حرفهای که معمولا انتخاب آخر است با جستجوی کلمه «همراه بیمار» در وبسایت دیوار، دهها آگهی خدمات پرستاری در نقاط مختلف ایران نمایان میشود. همه این شرکتها یک شکل و شمایل و رویه ثابت دارند و تلاش میکنند به این سوال پاسخ دهند که چرا مشتری باید به این شرکت اعتماد کند. در وبسایت شرکتها آمده که آنها از افراد مجرب و متخصص در این مسیر بهره میبرند و شرکتشان ثبت رسمی شده است. در یکی از این صفحات، هزینه هشت ساعت کار همراه بیمار برای بیماری که نیاز به خدمات شخصی بهداشتی ندارد و توانایی در جابجایی را دارد، هشتصد هزار تومان است. اما این قسمت خوب ماجراست. خیلی از این صفحات قیمت را توافقی اعلام کردهاند.
در این بین برخی از افراد به طور شخصی در سایت دیوار آگهی گذاشته و خود را همراه بیمار معرفی کردهاند. بسیاری از آنها ادعا میکنند که در این زمینه تخصص دارند، کمکهای اولیه میدانند و حاضر به سفر به تمام نقاط ایران هستند. آنها برای دوازده ساعت همراهی بیمار در بیمارستان یک میلیون و پانصد هزار تومان دریافت میکنند.
یک پرستار که در یکی از بیمارستانهای تهران کار میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «سایت دیوار تنها جایی نیست که میتوان آگهی همراه بیمار را دید. روی در و دیوار بیمارستانها پر است از تبلیغ برای این شرکتها یا افراد آماده به کار. اما از آنجا که مردم به افرادی که به طور شخصی تمایل به این کار دارند، اعتماد نمیکنند، به ناچار برای استخدام همراه بیمار به شرکتهای خدمات پرستاری رجوع میکنند.»
این پرستار که نخواست نامش اعلام شود، گفت که یکی دیگر از راههایی که این افراد گاه از طریق آن در بیمارستانها به عنوان همراه بیمار مشغول به کار میشوند، کمک گرفتن از کادر بیمارستان است. گاهی یک همراه بیمار بعد از اینکه چند بار توسط شرکت به بیمارستان معرفی شده و کار پیدا میکند، از کارمندان بیمارستان میخواهند که آنها را به بیمارانی که نیاز به همراه بیمار دارند معرفی کنند؛ زیرا شرکتهای خدمات درمانی نزدیک به دو سوم هزینهای را که از بیمار دریافت میکنند را به عنوان سهم شرکت برداشت میکنند و این افراد با درآمد بسیار کم مجبور به کارهای سختی مثل کمک به نظافت بیمار، خالی کردن لگن، نصب «سوند» و حمام کردن بیماران میشوند. آن هم در شرایطی که گاه با رفتارهای توهینآمیز از سوی بیمار و خانواده آن روبرو میشوند. البته این اتفاق معمولا در بیمارستانهای دولتی که تعداد پرستاران و بهیاران کمتر است، اتفاق میافتد.
شغلی برای کمک به تامین هزینه درمان افرادی که به عنوان همراه بیمار کار میکنند، گاهی تنها به دلیل شرایط خود در آن مقطع حاضر به انجام این کار میشوند.
یک پزشک که در یکی از بیمارستانهای تهران کار میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «گاهی بستگان یک بیمار برای تامین هزینه بیمار خود در بیمارستان دست به دامان دکتر و پرستار میشوند تا برایشان یک شغل همراه بیمار دست و پا کنند.»
یک پرستار مرد از تهران که خود تجربه همکاری با یکی از این همراهان بیمار را داشت به ایراناینترنشنال گفت چند سال پیش برای مادربزرگش که مبتلا به سرطان بود و نیاز به کمک و نگهداری در خانه داشت از طریق یکی از شرکتهای خدمات پرستاری یک همراه بیمار استخدام کرده بود.
این پرستار توضیح داد: «این فرد یک دانشجوی پرستاری بود که برای امرار معاش در کنار درس به این کار مشغول بود. او که تجربه خوبی از کار با شرکتهای خدمات پرستاری به عنوان همراه بیمار نداشت، میگفت که شرکت در ازای دادن کار، سفتههای سنگین از افراد دریافت میکند و دو سوم هزینهای را که خانواده بیمار برای همراه بیمار پرداخت میکند، برای خود بر میدارد. در واقع سهم همراه بیمار در برابر کاری که انجام میداد بسیار ناچیز بود.»
کار در منزل بیماران مشکلات متعددی دارد. خانم «همراه بیمار» برای خانواده تعریف کرده بود که در خانه قبلی که برای مراقبت از یک خانم بیمار مشغول به کار بود، مردی در آن خانه قصد تجاوز به او را داشت و او به سختی خودش را نجات داده بود. پس از آن، او شرکت قراردادی خود را تغییر داده بود و تصمیم گرفته بود فقط به خانههایی برود که محیط امنتری دارند و رفت و آمد در آن زیاد است. به گفته این همراه بیمار، شرکتهای خدمات پرستاری با کوچکترین شکایتی از سمت خانواده بیمار شرکت سفتههای همراه بیمار را به اجرا میگذارد و دیگر پیدا کردن کار برایشان تقریبا محال میشود.
این پرستار در مصاحبه با ایراناینترنشنال اضافه کرد که بیشتر افرادی که به این کار مشغول هستند یا تمایل به این کار دارند زنان سرپرست خانواده هستند که از سر ناچاری به این شغل روی آوردهاند. بسیاری از آنها تخصصی ندارند و در بیمارستان از کادر درمان کار را یاد میگیرند. شاید به همین دلیل است که بیماران و بستگان آنها، ترجیح میدهند برای استخدام همراه بیمار به سراغ شرکتهای خدمات پرستاری بروند.
با این حال مهارت افرادی که شرکتها معرفی میکنند نیز تضمین شده نیست؛ چرا که به گفته این پرستار، متقاضیان انجام کار همراه بیمار معمولا کسانی هستند که به دلیل نیاز مالی و به ناچار به این کار روی آوردهاند.
جمهوری اسلامی در اقدامی تازه صفحه اینستاگرام برند پوشاک «جین وست» را در پی برگزاری جشنی مختلط، از دسترس خارج و یکی از شعبههای آن را در تهران پلمب کرد. چند کافهدار و شهروند به ایراناینترنشنال گفتند حکومت با سیاست پلمب درصدد کنترل شهروندان، اعمال فشار بر آنان و انتقامگیری است.
برخی رسانهها در ایران گزارش دادند فروشگاه جینوست در خیابان فرشته تهران، شنبه ۱۹ مهر و پس از برگزاری جشنی در ۱۸ مهر و انتشار ویدیوهای آن، بهدست نیروی انتظامی پلمب شد.
وبسایت خبری «آسیانیوز ایران» با اشاره به این اقدام نوشت که به نظر میرسد این برخورد، صرفا یک واکنش مقطعی نیست، بلکه بخشی از یک کارزار بزرگتر برای «کنترل بیشتر بر فضای اجتماعی، مقابله با نمایش ثروت و اجرای سختگیرانهتر قوانین» است.
بسیاری از کسبوکارها نگران تاثیر این سیاست تازه بر معیشت، سلامت روان شهروندان و زندگی اجتماعی آنها هستند.
فشار اقتصادی حکومت بر مردم و استفاده از آنها برای سرکوب
در هفتههای اخیر فشار حکومت بر کسبوکارها و شهروندان به دلیل سرپیچی از قانون حجاب اجباری، رقص و سرو مشروبات الکلی افزایش چشمگیری پیدا کرده است. از جمله، در پی انتشار ویدیوهایی از برگزاری جشنی در جزیره کیش با عنوان «قهوهپارتی» در رسانههای اجتماعی، دادستان عمومی و انقلاب کیش، از تشکیل پرونده و بازداشت برگزارکنندگان آن خبر داد.
یکی از زنان کافهداری که تجربه برخورد عوامل انتظامی با چنین جشنهایی را دارد به ایراناینترنشنال گفت شاهد بوده که مقامات در بعضی موارد از افراد بازداشتشده - بدون توجه به موقعیت مالیشان - وثیقه چند میلیاردی دریافت کرده و آنها را از کار کردن منع کردهاند.
او افزود بر اساس مشاهداتش بر این باور است که حساسیت بیشتری روی تجمعات تفریحی با حضور جوانها و نسل زد وجود دارد و نیروهای امنیتی با چنین رویدادهایی خشنتر برخورد میکنند.
مقامهای جمهوری اسلامی همواره چنین جشنهایی را «برخلاف شئونات اسلامی» و «هنجارشکنی» توصیف کرده و به نظر میرسد نگران الگوبرداری کسبوکارها از یکدیگر در این زمینهاند.
در ماههای اخیر ویدیوهایی از صاحبان چندین کافه در دزفول و قم در رسانههای اجتماعی منتشر شده که در آن در سخنانی شبیه به اعتراف اجباری یا به دلیل برگزاری جشن همراه با رقص و موسیقی، از مسئولان عذرخواهی و ابراز ندامت میکنند یا از مشتریان خود میخواهند برای جلوگیری از پلمب شدن، حجاب را رعایت کنند.
کارمند یک کافه در تهران به ایراناینترنشنال گفت مقامهای جمهوری اسلامی تلاش میکنند با فشار بر صاحبان کسبوکارها و تهدید به برخورد و پلمب اماکن، مردم را در برابر هم قرار دهند و از آنها به عنوان وسیلهای برای سرکوب و سانسور خودشان و زنان استفاده کنند.
پلمب به مثابه ابزار فشار سیاسی
از طرف دیگر، شواهد و گزارشهای رسیده حاکی است حکومت از بستن کسبوکارها برای انتقامگیری از مخالفانش هم استفاده میکند.
اطلاعات و گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال نشان میدهند دستکم در دو مورد، کسبوکار شهروندان به دلیل فعالیت سیاسی خود آنها یا نزدیکانشان و با هدف اعمال فشار بر افراد، به دستور نهادهای حکومتی در تهران پلمب شدهاند.
این برخورد در گذشته هم سابقه داشته و به عنوان مثال در آذر ۱۴۰۱ و همزمان با اعتراضات سراسری در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، اداره اماکن برای توقف اعتصاب در شهرهای مختلف کردستان و نیز در ایلام و کرمانشاه، مغازه کسبهای را که در اعتصاب شرکت کرده بودند، پلمب کردند.
کارمند یک کافه در مشهد به ایراناینترنشنال گفت حکومت فکر میکند با پلمب و بازداشت، باقی رستورانها و کافهها را «از برگزاری ایونت» بازمیدارد اما تعداد این رخدادها روز به روز بیشتر میشود و در نهایت حتی پلمب هم کارگر نیست و مراسم بسیاری از چشمش در میرود.
او افزود: «غول از چراغ جادو بیرون آمده و دیگر به آن برنمیگردد.»
رسانههای اجتماعی از جمله ایکس و اینستاگرام سرشار از روایت شهروندان از پلمب شدن کسبوکارها و فشار اجتماعی بر زنان برای حجاب اجباریاند.
گروهی از زنان با اشاره به پلمب کافه و رستورانها و جریمههای موجود، بر این باورند تنها زمانی میتوان گفت حجاب اجباری در ایران برچیده شده که زنان بتوانند آزادانه با پوشش دلخواه خود در مدرسه، دانشگاه، محل کار و اماکن دولتی حاضر شوند و مدارک هویتی بدون حجاب اجباری داشته باشند.
برخی دیگر از زنان هم با اشاره به فشار موجود بر آنها در محل کار برای حجاب اجباری، میگویند حجاب آزاد نشده، بلکه حکومت بهدلیل شجاعت زنها در سرپیچی از قانون حجاب اجباری و همچنین ترس از اعتراضات مردم بهخاطر فشارهای اجتماعی و شرایط سخت معیشتی، مستاصل شده است.
در کشوری با فرهنگ طولانی قهوهخانهداری در کنار نبود فضاهای تفریحی کافی و آزادیهای اجتماعی، کافهها جزو معدود مکانهای مورد علاقه جوانها برای جمع شدن و تنفساند.
فشار بر کافهها و رستورانها بر سر حجاب و بگیر و ببند زنان، ممکن است باعث جرقه خوردن دور جدید اعتراضات ضدحکومتی در ایران بشود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.