سقوط آزادی مطبوعات در جهان؛ ایران به رتبه ۱۷۷ نزول کرد
آزادی مطبوعات در جهان به پایینترین سطح در ۲۵ سال گذشته رسیده است و در این میان، ایران با یک پله سقوط در جدول بررسی گزارشگران بدون مرز، در رتبه ۱۷۷ قرار گرفته و همچنان یکی از خطرناکترین کشورها برای خبرنگاران محسوب میشود.
سازمان گزارشگران بدون مرز پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت اعلام کرد که از میان ۱۸۰ کشور، وضعیت آزادی مطبوعات تنها در سه کشور چین، کره شمالی و اریتره، از ایران وخیمتر است.
بر اساس یک گزارش پیشین این سازمان که در آذر ۱۴۰۴ منتشر شد، ایران با ۲۱ روزنامهنگار زندانی و یک ناپدید، جزو کشورهایی با بیشترین تعداد روزنامهنگار زندانی است.
در گزارش جدید گزارشگران بدون مرز، روسیه با رتبه ۱۷۲ نیز در میان بدترینها قرار دارد و اروپای شرقی و خاورمیانه همچنان بهعنوان ناامنترین مناطق برای فعالیت رسانهای شناخته میشوند.
همچنین میانگین امتیاز جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۲۶ در پایینترین سطح از زمان آغاز این شاخص در ۲۵ سال پیش قرار دارد.
این شاخص که از سوی گزارشگران بدون مرز منتشر میشود، وضعیت کشورها را بر اساس پنج معیار اقتصادی، حقوقی، امنیتی، سیاسی و اجتماعی ارزیابی میکند.
گزارش تاکید میکند شاخص حقوقی بیشترین افت را در سال گذشته ثبت کرده و این موضوع نشانهای از افزایش جرمانگاری فعالیتهای روزنامهنگاری در سطح جهان است.
به گفته گزارشگران بدون مرز، فضای اطلاعاتی در بسیاری از کشورها بهدلیل تغییرات سیاسی و گسترش حکومتهای اقتدارگرا، محدودتر شده است.
برای نمونه، هنگکنگ از زمان تشدید کنترل پکن بر این منطقه، بیش از ۱۲۰ رتبه سقوط کرده و کشورهایی مانند السالوادور و گرجستان نیز سقوط شدیدی در رتبهبندی داشتهاند.
در سال ۲۰۲۶، نیجر با سقوط ۳۷ رتبهای بیشترین افت را در این سال تجربه کرده است.
در مقابل، برخی کشورها بهبود نسبی داشتهاند. سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد، ۳۶ رتبه صعود کرده و به رتبه ۱۴۱ رسیده است. با این حال، وضعیت کلی جهان همچنان رو به وخامت است.
جنگ و آزادی مطبوعات
بر اساس این گزارش، جنگها یکی از عوامل اصلی کاهش آزادی مطبوعات هستند و در مناطقی مانند غزه، سودان و یمن، خبرنگاران با خطرات جدی مواجهاند.
در غزه، از اکتبر ۲۰۲۳ بیش از ۲۲۰ خبرنگار در جریان حملات کشته شدهاند؛ از جمله دستکم ۷۰ نفر در حین انجام وظیفه.
گزارش همچنین به نقش قوانین امنیت ملی در محدود کردن فعالیت رسانهها اشاره میکند.
از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، بسیاری از دولتها با گسترش دامنه این قوانین، دسترسی به اطلاعات را محدود کردهاند.
در کشورهایی مانند روسیه، بلاروس و مصر، این قوانین بهطور گسترده علیه خبرنگاران استفاده میشوند.
افزایش فشار بر مطبوعات در کشورهای دموکراتیک
حتی در کشورهای دموکراتیک نیز فشار بر رسانهها افزایش یافته است. در ژاپن، قوانین مربوط به اسرار دولتی، فعالیت خبرنگاران را محدود کرده و در فیلیپین، اتهامات تروریسم برای خاموش کردن صداهای انتقادی بهکار گرفته شده است.
در ترکیه نیز اتهاماتی مانند «اطلاعات نادرست» و «توهین به رییسجمهور»، ابزار سرکوب رسانهها هستند.
در قاره آمریکا، وضعیت آزادی مطبوعات بهویژه از سال ۲۰۲۲ بهشدت بدتر شده است.
ایالات متحده با سقوط هفت رتبهای به جایگاه ۶۴ رسیده و «سیاستهای ضد رسانهای» دولت دونالد ترامپ، یکی از عوامل این افت عنوان شده است.
کاهش بودجه رسانههای دولتی نیز باعث تضعیف نهادهایی مانند صدای آمریکا و رادیو اروپای آزاد شده است.
در آمریکای لاتین، خشونت و جرایم سازمانیافته نقش مهمی در تضعیف رسانهها دارند. کشورهایی مانند اکوادور و پرو با سقوط قابلتوجه رتبه مواجه شدهاند و در نیکاراگوئه، فضای رسانهای عملا فروپاشیده است.
شکایتهای قضایی
این گزارش همچنین به افزایش شکایتهای قضایی با هدف ساکت کردن خبرنگاران اشاره میکند؛ روندی که در کشورهای مختلف از جمله بلغارستان، گواتمالا و برخی کشورهای آسیایی مشاهده میشود.
در بیش از ۸۰ درصد کشورهای جهان، سازوکارهای حمایت از خبرنگاران یا وجود ندارد یا ناکارآمد است.
در مجموع، گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان گزارشگران بدون مرز تصویری از جهانی ارائه میدهد که در آن آزادی مطبوعات نه تنها در کشورهای اقتدارگرا، بلکه در دموکراسیها نیز تحت فشار فزاینده قرار دارد و روندی نگرانکننده از محدود شدن فضای اطلاعرسانی در سطح جهانی در حال شکلگیری است.
آکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد ترامپ قرار است پنجشنبه از برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده، سنتکام، در مورد برنامههای جدید برای «اقدام نظامی احتمالی در ایران»، توضیحاتی دریافت کند.
طبق این گزارش، سنتکام طرحی را برای حملاتی کوتاهمدت و قدرتمند به جمهوری اسلامی آماده کرده است که احتمالا شامل حمله به اهداف زیرساختی میشود.
به گفته این منابع آگاه، طرح دیگری که انتظار میرود با ترامپ به اشتراک گذاشته شود، بر تصرف بخشی از تنگه هرمز برای بازگشایی آن به روی کشتیهای تجاری متمرکز است و میگوید چنین عملیاتی ممکن است شامل نیروهای زمینی باشد.
آکسیوس گفت گزینه دیگری که ممکن است در این جلسه توجیهی مطرح شود، عملیات نیروهای ویژه برای به دست آوردن ذخایر اورانیوم با غنای بالا متعلق به جمهوری اسلامی است.
داگ برگم، وزیر کشور آمریکا، با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی با پول نفت تا ۲۴ گروه شبهنظامی را تامین مالی میکرد، گفت واشینگتن از طریق تشدید فشار اقتصادی و انرژی تلاش میکند از تامین مالی تروریسم جلوگیری کند.
برگم گفت: «آنها با پول نفت، تا ۲۴ گروه تروریستی مختلف را تأمین مالی میکردند. بنابراین محاصره فقط یک محاصره فیزیکی نیست، بلکه یک محاصره اقتصادی نیز محسوب میشود تا اطمینان حاصل شود که آنها پول نقد برای ادامه ترور و گروگان گرفتن کل جهان را نخواهند داشت.»
او افزود: حکومت ایران در حقیقت همان سپاه پاسداران است که یک کشور نفتی را اداره میکند و فشارهای واشینگتن بر تهران با هدف مسدود کردن بودجه گروههای نیابتی منطقهای و جهانی انجام میشود.
او گفت: «ما دیگر نباید از کلمه ایران استفاده کنیم. فقط باید آن را سپاه پاسداران بنامیم. ما یک سازمان تروریستی با یک میدان نفتی داریم و آنها همانطور که رییسجمهوری آمریکا توصیف میکند، از نظر نظامی شکست خوردهاند.»
طالبان در مواجهه با درگیریهای منطقهای - بهویژه پس از حملات اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ و تهدیدهای بعدی ایالات متحده در اوایل ۲۰۲۶ - موضعی عملگرایانه اما صریح اتخاذ کرده است.
با وجود پیشینهای از تنش میان طالبانِ سنیِ دیوبندی و جمهوری اسلامی شیعه، در تحولات اخیر نشانههایی از همدلی و همسویی میان دو طرف دیده میشود؛ هرچند اختلافات دیرینه، از جمله درگیریهای مرزی، مناقشه آبی بر سر رود هلمند و مساله اخراج پناهجویان افغانستانی، همچنان پابرجاست.
با این حال، اظهارات مقامهای طالبان و فعالان رسانهای نزدیک به این گروه نشان میدهد نوعی همبستگی مقطعی شکل گرفته که عمدتاً در قالب مخالفت با آنچه «تجاوز اسرائیل» و «تجاوز آمریکا» خوانده میشود، بیان شده است. این رویکرد در مواضع رسمی، فعالیتهای رسانهای و بازتابهای رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان قابل مشاهده است.
در سطح رسمی، ذبیحالله مجاهد در ۱۵ فوریه ۲۰۲۶ در گفتوگو با بخش پشتوی رادیو دولتی ایران تاکید کرد که طالبان «طرفدار جنگ نیست»، اما از حق ایران برای دفاع از خود حمایت میکند. او گفت ایران در «جنگ ۱۲ روزه» با اسرائیل پیروز شده و در صورت تکرار درگیری نیز به دلیل «حقانیت» و «توانایی» خود پیروز خواهد شد. مجاهد همچنین اعلام کرد افغانها آمادهاند «در حد توان» در زمان جنگ با ایران همدردی و همکاری کنند. او پیشتر نیز حملات اسرائیل به تاسیسات و فرماندهان جمهوری اسلامی را «نقض آشکار حقوق بینالملل» خوانده بود.
در مارس ۲۰۲۶، وزارت خارجه طالبان نیز در واکنش به حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، این اقدامات را محکوم و نسبت به تشدید تنشها ابراز نگرانی کرد، هرچند در این بیانیهها اشارهای به تلفات غیرنظامیان نشده بود. همچنین در تماسهای تلفنی میان عباس عراقچی و امیرخان متقی، طرف طالبان این حملات را «تجاوز» خواند و بر ضرورت حل بحران از مسیر دیپلماسی تاکید کرد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان
در کنار مواضع رسمی، چهرههای رسانهای نزدیک به طالبان نیز بهطور گسترده در حمایت از حکومت ایران موضع گرفتهاند. محمد جلال، از نزدیکان شبکه حقانی، حملات موشکی حکومت ایران به اسرائیل را «دفاع مشروع» توصیف کرد. همچنین عبدالله ریحان با ستایش از «میهندوستی» ایرانیان، آن را الگویی برای افغانها دانست و بارها حملات آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای غیرنظامی ایران را محکوم کرد. او تاکید کرده است که افغانها «در هر شرایطی در کنار ایران خواهند ایستاد.»
در مقابل، برخی چهرههای کلیدی مانند انس حقانی در این زمینه سکوت اختیار کرده و تمرکز خود را بر مسائل داخلی طالبان حفظ کردهاند.
رسانههای دولتی تحت کنترل طالبان نیز عمدتاً به بازتاب مواضع رسمی بسنده کردهاند. رادیو تلویزیون ملی افغانستان مصاحبهها و بیانیههای رسمی درباره ایران را پوشش داده، اما وارد تحلیلهای مستقل یا حمایت ایدئولوژیک از جمهوری اسلامی نشده است. این رویکرد با خط دیپلماتیک طالبان - که بر پرهیز از تشدید تنش و تاکید بر حاکمیت ملی متمرکز است - همخوانی دارد.
در مجموع، حمایت طالبان از [حکومت] ایران ماهیتی محدود و مقطعی دارد و بیش از آنکه بر یک اتحاد راهبردی استوار باشد، ریشه در مخالفت مشترک با آمریکا و اسرائیل دارد. در عین حال، طالبان تلاش کرده از اتخاذ مواضع بسیار تند علیه آمریکا پرهیز کند تا مسیر احتمالی عادیسازی روابط با واشینگتن - از جمله بازگشایی سفارت آمریکا در کابل - مسدود نشود.
همزمان، با تشدید درگیریها میان آمریکا و [حکومت] ایران، واشینگتن نیز فشارها بر طالبان را افزایش داده و در ارتباط با موضوع گروگانهای آمریکایی تهدیدهایی کمسابقه مطرح کرده است. وزارت خارجه آمریکا، مشاوران دونالد ترامپ و اعضای کنگره هشدار دادهاند که در صورت عدم آزادی گروگانها، طالبان با پیامدهای جدی روبهرو خواهد شد. طالبان در واکنش، یک گروگان آمریکایی را آزاد کرد؛ اقدامی که به گفته ناظران، با فضای کلی تنشهای مرتبط با جنگ ایران بیارتباط نبوده است.
* این گزارش نسخهای از مقالهای است که در افغانستاناینترنشنال منتشر شده است.
به گزارش واشینگتنپست، بریتانیا با موجی «نگرانکننده» از خشونت علیه شهروندان یهودی روبهرو شده است؛ حملاتی که برخی از آنها بهدلیل احتمال ارتباط با حکومت ایران در حال بررسی هستند. این تحولات همزمان با تنشهای دیپلماتیک میان لندن و تهران رخ داده است.
کییر استارمر چهارشنبه در مجلس عوام هشدار داد که کشورش با افزایش حملات علیه یهودیان مواجه است. این اظهارات پس از حمله با چاقو در منطقه گولدرز گرین در شمال لندن مطرح شد؛ جایی که یک مرد ۴۵ ساله به اتهام زخمی کردن دو نفر بازداشت شد. پلیس متروپولیتن اعلام کرد مظنون پس از استفاده از شوکر دستگیر شده و مجروحان در محل درمان شدهاند.
ویدئویی که بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر شد، نشان میدهد مهاجمی با کولهپشتی به یک رهگذر در نزدیکی ایستگاه اتوبوس حمله میکند. این حادثه بخشی از موجی از خشونتهای مظنون به یهودستیزی است که در هفتههای اخیر نگرانی مقامات اروپایی را برانگیخته است.
تشدید تنشهای دیپلماتیک با تهران در پی این حملات، سفیر حکومت ایران به وزارت خارجه بریتانیا احضار شد؛ اقدامی که در واکنش به انتشار مطالبی در شبکههای اجتماعی با مضامین تحریکآمیز صورت گرفت. جمهوری اسلامی ایران این اتهامات را رد کرده و هرگونه تلاش برای تحریک خشونت را انکار کرده است.
در همین حال، وزارت خارجه اسرائیل با انتقاد از دولت بریتانیا اعلام کرد که اظهارات مقامهای لندن برای مهار یهودستیزی کافی نیست و خواستار برخورد جدیتر با ریشههای این پدیده شد.
نگرانی از نقش شبکههای نیابتی به نوشته واشینگتنپست، این موج حملات نگرانیها درباره افزایش فعالیت «هستههای خفته» و نیروهای نیابتی مرتبط با حکومت ایران را تشدید کرده است؛ شبکههایی که گفته میشود از طریق اینترنت - حتی با جذب نوجوانان - برای انجام عملیات خرابکارانه سازماندهی میشوند.
بخش قابل توجهی از این حملات به گروهی ناشناس نسبت داده شده که خود را «جنبش اسلامی اصحاب الیمین» معرفی میکند. مقامات بریتانیایی و اروپایی در حال بررسی این گروه هستند که نشانههایی از ارتباط احتمالی آن با نهادهای امنیتی حکومت ایران یا گروههای نیابتی دیده میشود.
افزایش بیسابقه خشونتها بریتانیا از زمان آغاز جنگ حکومت ایران با آمریکا و اسرائیل در اسفند، شاهد موجی از خشونت بوده که به گفته مقامات، در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی و حتی ایالات متحده بیسابقه است.
این حملات شامل آتشسوزی عمدی آمبولانسهای یک سازمان امدادی یهودی در ماه مارس، حمله به یک کنیسه و یک شبکه رسانهای در آوریل، و تلاش نافرجام برای حمله پهپادی به سفارت اسرائیل در لندن بوده است.
به گفته منابع امنیتی، دستکم ۲۷ مظنون در ارتباط با این پروندهها بازداشت شدهاند و تحقیقات توسط واحد ضدتروریسم پلیس لندن و همچنین بخش مرتبط با ایران در MI5 در حال پیگیری است.
شواهد غیرقطعی، اما نگرانی فزاینده مقامات بریتانیایی تاکید کردهاند که هنوز ارتباط قطعی این حملات با تهران اثبات نشده، اما برخی منابع امنیتی گفتهاند شواهد موجود «بهطور منطقی به ایران اشاره دارد».
پیشتر نیز رییس MI5 اعلام کرده بود این سازمان طی یک سال بیش از ۲۰ طرح بالقوه مرگبار مرتبط با حکومت ایران را شناسایی کرده است. به گفته کارشناسان، حکومت ایران در این اقدامات از الگوی استفاده از شبکههای جنایی و نیروهای جذبشده آنلاین بهره میگیرد؛ روشی که ردیابی آن دشوار است.
گروهی مرموز با ادعاهای متناقض گروه «اصحاب الیمین» که مسئولیت برخی حملات را بر عهده گرفته، نخستینبار در ماه مارس در یک کانال تلگرامی مرتبط با یک گروه شبهنظامی عراقی ظاهر شد. این گروه مدعی آغاز عملیات علیه منافع آمریکا و اسرائیل در سطح جهانی شده است.
با این حال، مقامات میگویند برخی ادعاهای این گروه نادرست یا اغراقآمیز بوده و برخی عملیاتها نیز نشانههایی از آماتور بودن دارند؛ از جمله حمله پهپادی نافرجام به سفارت اسرائیل که بدون تلفات و بدون کشف مواد خطرناک پایان یافت.
با وجود این، برخی نشانهها - از جمله نمادها و زمانبندی انتشار بیانیهها - احتمال ارتباط این گروه با حکومت ایران یا نیروهای نیابتی آن را تقویت کرده است. یک مرکز تحقیقاتی در هلند نیز اعلام کرده این الگوها این پرسش را مطرح میکند که آیا این گروه یک سازمان واقعی است یا پوششی برای عملیات ترکیبی حکومت ایران.
به گزارش واشینگتنپست، در حالی که دولت بریتانیا تلاش کرده خود را از «جنگ ایران» دور نگه دارد، موج خشونتهای اخیر نشان میدهد پیامدهای این درگیری به داخل اروپا نیز کشیده شده است. با ادامه تحقیقات و نبود شواهد قطعی، نگرانیها درباره امنیت داخلی و احتمال گسترش این حملات همچنان رو به افزایش است.
به گزارش سازمان ملل متحد، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرد توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران دیگر نمیتواند پایهای برای توافقی جدید باشد. همزمان مقامهای بینالمللی نسبت به افزایش تهدیدهای مرتبط با آزمایشهای هستهای و تضعیف رژیم عدم اشاعه هشدار دادهاند.
رافائل ماریانو گروسی هفته جاری در نیویورک و در حاشیه نشست بازنگری معاهده عدم اشاعه هستهای (انپیتی) گفت که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) «نمیتواند مبنای یک توافق جدید باشد» و افزود: «باید بهدنبال گزینهای متفاوت باشیم»، چرا که برنامه هستهای ایران طی سالهای اخیر «بهطور قابلتوجهی تغییر کرده است.»
گروسی همچنین به وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران اشاره کرد؛ موادی که به گفته برخی گزارشها، پس از حملات هوایی اخیر آمریکا و اسرائیل در زیر آوار مدفون شدهاند. او توضیح داد که آژانس تا ژوئن ۲۰۲۵ این مواد را بازرسی میکرده و در آخرین ماموریت خود حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم را پلمب کرده است. با این حال، او تاکید کرد تا زمانی که بازرسان امکان بازگشت به ایران را نداشته باشند، آژانس «نمیتواند تایید کند که این مواد همچنان تحت کنترل هستند.»
مدیرکل آژانس در ادامه خواستار تعهد مجدد کشورها به اصول عدم اشاعه شد و هشدار داد: «جهانی با کشورهای بیشتر دارای سلاح هستهای، جهان امنتری نخواهد بود.»
نگرانی از تهدیدهای جدید هستهای به گزارش سازمان ملل، در همین حال، رابرت فلوید، دبیر اجرایی سازمان ناظر بر معاهده جامع منع آزمایشهای هستهای، با اشاره به افزایش تنشهای جهانی گفت که چندجانبهگرایی و معاهدات کلیدی امنیتی تحت فشار قرار دارند. او نسبت به افزایش لفاظیها درباره ازسرگیری آزمایشهای هستهای و حتی احتمال استفاده از این سلاحها هشدار داد.
فلوید تاکید کرد که فعالیت نهادهایی مانند سازمان ناظر بر معاهده جامع منع آزمایشهای هستهای (CTBTO) برای جلوگیری از گسترش و توسعه سلاحهای هستهای «اهمیت حیاتی» دارد.
معاهدهای با حمایت گسترده، اما بدون اجرا معاهده منع جامع آزمایشهای هستهای که حدود ۳۰ سال پیش برای امضا گشوده شد، تمامی انفجارهای هستهای را - در هر محیطی - ممنوع میکند. به گفته فلوید، این معاهده توانسته «تقریباً روند آزمایشهای هستهای را متوقف کند»، بهطوری که از آن زمان تاکنون کمتر از ۱۲ آزمایش انجام شده است.
با وجود امضای ۱۸۷ کشور و تصویب آن توسط ۱۷۸ کشور، این معاهده هنوز لازمالاجرا نشده است؛ زیرا نیازمند تصویب ۹ کشور کلیدی از جمله ایالات متحده، روسیه، چین، ایران و چند کشور دیگر است. فلوید تاکید کرد که احتمال پیشرفت در این زمینه زمانی افزایش مییابد که قدرتهای بزرگ بهطور همزمان برای تصویب آن اقدام کنند.
سامانه نظارتی و مقابله با اطلاعات نادرست به گفته فلوید، بیش از ۹۰ درصد سامانه راستیآزمایی این معاهده تکمیل شده و ۳۰۷ ایستگاه نظارتی در سراسر جهان فعال هستند. این سامانه توانسته تمام شش آزمایش هستهای کره شمالی را شناسایی کند و قادر است انفجارهایی با قدرت نسبتاً پایین - در حد چند درصد قدرت بمب هیروشیما - را نیز تشخیص دهد.
او همچنین به نقش این نهاد در مقابله با اطلاعات نادرست اشاره کرد و گفت ادعاهایی که در سال ۲۰۲۴ درباره آزمایش هستهای در ایران مطرح شد، پس از بررسی مشخص شد که مربوط به زلزلههای طبیعی بوده است.
چشمانداز آینده مقامهای بینالمللی تاکید کردند که اگرچه طی سه دهه گذشته پیشرفتهای مهمی در حوزه کنترل تسلیحات هستهای حاصل شده، اما همچنان چالشهای جدی پیشرو است. آنها بر ضرورت تقویت همکاریهای بینالمللی، حفظ رژیم عدم اشاعه و جلوگیری از بازگشت به رقابتهای هستهای تاکید کردند.