ترامپ: سه سطح از رهبران جمهوری اسلامی را حذف کردیم
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در گفتوگو با اماس ناو، گفت: «جمهوری اسلامی هیچ ایدهای ندارد که رهبرش چه کسی است. آنها کاملا بههمریختهاند.»
او افزود: «اصلا نمیدانند رهبرشان چه کسی است. ما در واقع سه سطح از رهبران را حذف کردیم و هر کسی که حتی نزدیک به آنها بود.»
ترامپ گفت: «آنها واقعا بههمریختهاند و حالا هیچکس هم نمیخواهد به آنها کمک کند، چون دیگر عامل ترس را از دست دادهاند و دیگر آن چیزی نیستند که بودند.»
رییسجمهوری آمریکا تاکید کرد که جمهوری اسلامی «دیگر زورگوی خاورمیانه» نیست.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در جریان یک ارزیابی امنیتی اعلام کرد اسرائیل آماده ازسرگیری جنگ علیه جمهوری اسلامی است و برای «تکمیل حذف دودمان خامنهای» و هدف قرار دادن تاسیسات انرژی در انتظار «چراغ سبز از سوی ایالات متحده» است. او گفت این بار حمله متفاوت و مرگبار خواهد بود.
کاتز گفت: «اسرائیل ضربات ویرانگری را در دردناکترین نقاط وارد خواهد کرد، در ادامه ضربات گستردهای که حکومت ایران تاکنون متحمل شده و پایههای آن را خواهد لرزاند و فرو خواهد ریخت.»
کاتز گفت: «اسرائیل آماده است جنگ علیه ایران را از سر بگیرد. ارتش اسرائیل در دفاع و حمله آماده است و اهداف مشخص شدهاند.»
او افزود: «اسرائیل در انتظار چراغ سبز از سوی ایالات متحده است، پیش از هر چیز برای تکمیل حذف دودمان خامنهای، آغازگر طرح نابودی علیه اسرائیل، و جانشینان رهبری حکومت ایران.»
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمامقد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامهها شرکت میکنند.
حضور اخیر ملیپوشان فوتبال در تجمعات حکومتی، در حالی که جمهوری اسلامی هنوز برای حضور تیم ملی در جام جهانی آمریکا بلاتکلیف است و مشخص نیست تیم امیر قلعهنویی به جام جهانی خواهد رفت یا نه، بار دیگر بحث قدیمی و جنجالی استفاده ابزاری از ورزش برای مقاصد ایدئولوژیک و سیاسی را داغ کرده است.
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به شائبه اجباری بودن این حضور، با لحنی تدافعی گفت: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقهمند هستند.»
اما واقعیت پشت این صحنهآراییها، ریشه در یکی از تاکتیکهای پروپاگاندا دارد که پیش از این در تاریکترین دوران قرن بیستم تجربه شده است.
ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین در گفتوگویی با شبکه سیانان اعلام کرد که کشورش با کشورهای عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی یک «توافق پهپادی» امضا کرده که هدف آن کمک به تولید پهپادها و سامانههای مقابله با پهپاد با هزینه بسیار کمتر است.
زلنسکی افزود: «یک پهپاد کمهزینه با طراحی جمهوری اسلامی (از نوع شاهد) میتواند بین ۸۰ تا ۱۳۰ هزار دلار قیمت داشته باشد. این پهپادها قرار نیست با موشکی به ارزش سه تا چهار میلیون دلار منهدم شوند، بلکه با یک رهگیر به ارزش حدود ۱۰ هزار دلار ساقط خواهند شد.»
زلنسکی تاکید کرد که هدفش کمک به کشورهای حوزه خلیج فارس برای تقویت توان دفاعی خود است.
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمامقد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامهها شرکت میکنند.
حضور اخیر ملیپوشان فوتبال در تجمعات حکومتی، در حالی که جمهوری اسلامی هنوز برای حضور تیم ملی در جام جهانی آمریکا بلاتکلیف است و مشخص نیست تیم امیر قلعهنویی به جام جهانی خواهد رفت یا نه، بار دیگر بحث قدیمی و جنجالی استفاده ابزاری از ورزش برای مقاصد ایدئولوژیک و سیاسی را داغ کرده است.
مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به شائبه اجباری بودن این حضور، با لحنی تدافعی گفت: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقهمند هستند.»
اما واقعیت پشت این صحنهآراییها، ریشه در یکی از تاکتیکهای پروپاگاندا دارد که پیش از این در تاریکترین دوران قرن بیستم تجربه شده است.
الگوبرداری از دیکتاتوریهای تاریخی
استفاده از شهرت ورزشکاران برای ترویج یک فکر و ایدئولوژی خاص و جلا دادن به چهره یک نظام سیاسی، ابداع جدیدی نیست.
بنیتو موسولینی، دیکتاتور فاشیست ایتالیا، از نخستین کسانی بود که ظرفیت عظیم فوتبال را برای ترویج ایدئولوژی خود درک کرد.
او با تبدیل پیروزیهای تیم ملی ایتالیا در جامهای جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ به ابزار پروپاگاندا، بازیکنان را مجبور میکرد با پیراهنهای مشکی، نماد فاشیسم، و سلام نظامی وارد زمین شوند.
هدف دستگاه پروپاگاندای موسولینی، ترویج ایدئولوژی فاشیستی بود. در واقع، دیکتاتورها از ورزش به عنوان ابزاری استفاده میکنند تا مشکلات و بحرانهای خود را پشت پرده محبوبیت ورزشکاران و قهرمانیهای ورزشی پنهان کنند.
ادعای مهدی تاج درباره «علاقه شخصی» بازیکنان با یک پرسش جدی روبهرو است. اگر این حضور صرفا بر اساس علایق فردی است، چرا ملیپوشان پیش از آغاز اردوی تیم ملی در این تجمعات، که بیش از ۵۰ روز در جریان است، حضور فعالی نداشتند؟
پیش از آغاز اردوی تیم ملی و تحت نظارت مستقیم مسئولان فدراسیون، نشانه بسیار کمی از حضور ملیپوشان در این تجمعات دیده میشد. همچنین غیبت ستارههای دیگر رشتههای ورزشی نیز در این برنامهها مشهود است.
تعمیق شکاف؛ تیم ملی یا تیم حکومتی؟
این رفتار آشکار حاکمیت در استفاده ابزاری از بازیکنان، پیامدی جز عمیقتر شدن شکاف میان مردم و تیم ملی ندارد.
زخمی که از جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و در نتیجه سکوت ملیپوشان در برابر سرکوب و کشتار مردم بر پیکر رابطه ملت و تیم ملی نشست، هنوز التیام نیافته است.
کشته شدن افرادی چون مهران سماک بهدست حکومت، نمادی از این گسست تاریخی است.مهران سماک همراه نامزدش در واکنش به باخت تیم ملی به آمریکا در جامجهانی قطر، در خودرو بوق میزد که با تیراندازی مستقیم ماموران به سرش کشته شد.
وقتی تیم ملی به جای آنکه «صدای مردم» باشد، به ویترین تجمعات حکومتی تبدیل میشود، دیگر نمیتوان انتظار داشت مردم تیم ملی را از آن خود بدانند.
همانطور که رسول خادم بهدرستی اشاره کرد، شادی مردم از باخت تیم ملی در جام جهانی قطر، حاصل عملکرد حاکمیتی است که ورزش را به گروگان گرفته است.
ادامه این مسیر، بیشازپیش، تیم ملی را از یک نهاد مردمی به یک ارگان تبلیغاتی حکومتی تبدیل میکند که در نهایت، بزرگترین بازنده آن نه سیاستمداران، بلکه خود فوتبال است.