• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

العربیه به نقل از دیپلمات پاکستانی: گفت‌وگو میان جمهوری اسلامی و آمریکا عملا متوقف شده است

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

العربیه به نقل از یک دیپلمات پاکستانی گزارش داده که تاکنون بحثی درباره لغو مذاکرات میان واشینگتن و تهران مطرح نشده، اما گفت‌وگوها عملا متوقف شده‌اند.

بر اساس این گزارش، ادامه مذاکرات مستلزم امتیازدهی از سوی دو کشور است و هیات‌های فنی برای آماده‌سازی مذاکرات همچنان در اسلام‌آباد هستند.

پربازدیدترین‌ها

قالیباف توبیخ شد و از ریاست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی کناره‌گیری کرد
۱
اختصاصی

قالیباف توبیخ شد و از ریاست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی کناره‌گیری کرد

۲

کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان: حکم اعدام سه معترض دی‌ماه، در دیوان عالی کشور تایید شد

۳

رویترز خبر داد: بررسی تعلیق اسپانیا از ناتو در پی اختلاف بر سر جنگ ایران

۴

نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

۵

هگست به جمهوری اسلامی هشدار داد: مین‌گذاری نقض آتش‌بس خواهد بود

انتخاب سردبیر

  • امجد یوسف، قصاب محله تضامن، از جنایت هولناک دمشق تا روزی که دستگیر شد

    امجد یوسف، قصاب محله تضامن، از جنایت هولناک دمشق تا روزی که دستگیر شد

  • قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان کیانی، از معترضان انقلاب ملی، در اصفهان خبر داد

    قوه قضاییه از اجرای حکم اعدام عرفان کیانی، از معترضان انقلاب ملی، در اصفهان خبر داد

  • افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

    افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

  • آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

    آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

  • نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

    نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

  • ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

•
•
•

مطالب بیشتر

فوتبال در خدمت ایدئولوژی؛ نگاهی به حضور ملی‌پوشان در تجمعات حکومتی

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۶:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
محسن صالحی

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، با دفاع تمام‌قد از حضور اعضای تیم ملی فوتبال در تجمعات حکومتی، آن را یک «سنت حسنه» نامیده و گفته است بازیکنان با «میل و رغبت شخصی» در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند.

حضور اخیر ملی‌پوشان فوتبال در تجمعات حکومتی، در حالی که جمهوری اسلامی هنوز برای حضور تیم ملی در جام جهانی آمریکا بلاتکلیف است و مشخص نیست تیم امیر قلعه‌نویی به جام جهانی خواهد رفت یا نه، بار دیگر بحث قدیمی و جنجالی استفاده ابزاری از ورزش برای مقاصد ایدئولوژیک و سیاسی را داغ کرده است.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، در پاسخ به شائبه اجباری بودن این حضور، با لحنی تدافعی گفت: «مگر این بازیکنان بچه هستند؟ خودشان علاقه‌مند هستند.»

اما واقعیت پشت این صحنه‌آرایی‌ها، ریشه در یکی از تاکتیک‌های پروپاگاندا دارد که پیش از این در تاریک‌ترین دوران قرن بیستم تجربه شده است.

الگوبرداری از دیکتاتوری‌های تاریخی

استفاده از شهرت ورزشکاران برای ترویج یک فکر و ایدئولوژی خاص و جلا دادن به چهره یک نظام سیاسی، ابداع جدیدی نیست.

بنیتو موسولینی، دیکتاتور فاشیست ایتالیا، از نخستین کسانی بود که ظرفیت عظیم فوتبال را برای ترویج ایدئولوژی خود درک کرد.

او با تبدیل پیروزی‌های تیم ملی ایتالیا در جام‌های جهانی ۱۹۳۴ و ۱۹۳۸ به ابزار پروپاگاندا، بازیکنان را مجبور می‌کرد با پیراهن‌های مشکی، نماد فاشیسم، و سلام نظامی وارد زمین شوند.

هدف دستگاه پروپاگاندای موسولینی، ترویج ایدئولوژی فاشیستی بود. در واقع، دیکتاتورها از ورزش به عنوان ابزاری استفاده می‌کنند تا مشکلات و بحران‌های خود را پشت پرده محبوبیت ورزشکاران و قهرمانی‌های ورزشی پنهان کنند.

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

تناقض در روایت «اختیار»

ادعای مهدی تاج درباره «علاقه شخصی» بازیکنان با یک پرسش جدی روبه‌رو است. اگر این حضور صرفا بر اساس علایق فردی است، چرا ملی‌پوشان پیش از آغاز اردوی تیم ملی در این تجمعات، که بیش از ۵۰ روز در جریان است، حضور فعالی نداشتند؟

پیش از آغاز اردوی تیم ملی و تحت نظارت مستقیم مسئولان فدراسیون، نشانه بسیار کمی از حضور ملی‌پوشان در این تجمعات دیده می‌شد. همچنین غیبت ستاره‌های دیگر رشته‌های ورزشی نیز در این برنامه‌ها مشهود است.

100%

تعمیق شکاف؛ تیم ملی یا تیم حکومتی؟

این رفتار آشکار حاکمیت در استفاده ابزاری از بازیکنان، پیامدی جز عمیق‌تر شدن شکاف میان مردم و تیم ملی ندارد.

زخمی که از جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» و در نتیجه سکوت ملی‌پوشان در برابر سرکوب و کشتار مردم بر پیکر رابطه ملت و تیم ملی نشست، هنوز التیام نیافته است.

کشته شدن افرادی چون مهران سماک به‌دست حکومت، نمادی از این گسست تاریخی است.مهران سماک همراه نامزدش در واکنش به باخت تیم ملی به آمریکا در جام‌جهانی قطر، در خودرو بوق می‌زد که با تیراندازی مستقیم ماموران به سرش کشته شد.

وقتی تیم ملی به جای آنکه «صدای مردم» باشد، به ویترین تجمعات حکومتی تبدیل می‌شود، دیگر نمی‌توان انتظار داشت مردم تیم ملی را از آن خود بدانند.

همان‌طور که رسول خادم به‌درستی اشاره کرد، شادی مردم از باخت تیم ملی در جام جهانی قطر، حاصل عملکرد حاکمیتی است که ورزش را به گروگان گرفته است.

ادامه این مسیر، بیش‌ازپیش، تیم ملی را از یک نهاد مردمی به یک ارگان تبلیغاتی حکومتی تبدیل می‌کند که در نهایت، بزرگ‌ترین بازنده آن نه سیاستمداران، بلکه خود فوتبال است.

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

در پی اقدام یک فرد در پاشیدن ماده رنگی به سوی شاهزاده رضا پهلوی در برلین، شماری از شهروندان با ارسال پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، به این رویداد واکنش نشان دادند و از تیم محافظت او انتقاد کردند.

در یکی از این پیام‌ها آمده است: «شاهزاده تمام امید ما برای عبور از روزای سخت و سیاهی است که این همه سال تحمل کردیم، چرا تیم محافظ ایشان نتوانست به موقع جلو فرد حمله کننده را بگیرد؟ اگر به جای آب گوجه، اسید یا هرچیز دیگری دستش بود چه؟»

شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت: «دقیقا تیم حفاظتی شاهزاده کجا هستند و چه‌کار می‌کنند؟ اگر خدای ناکرده به جای آب گوجه، اسید یا ماده سمی بود چه کار می‌کردیم؟ چرا آن‌قدر سهل‌انگاری کردید؟»

مخاطبی دیگر از شیراز نوشت: «امنیت شاهزاده رضا پهلوی برای ما بسیار بسیار مهم است. اگر اتفاقی برای ایشان رخ دهد، تیم امنیتی‌شان را نخواهیم بخشید. مراقب شاه ما باشید.»

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۷ (‎+۱ گرینویچ)

در پی اقدام یک فرد در پاشیدن ماده رنگی به سوی شاهزاده رضا پهلوی در برلین، شماری از شهروندان با ارسال پیام‌هایی به ایران‌اینترنشنال، به این رویداد واکنش نشان دادند و از تیم محافظت او انتقاد کردند.

در یکی از این پیام‌ها آمده است: «شاهزاده تمام امید ما برای عبور از روزای سخت و سیاهی است که این همه سال تحمل کردیم، چرا تیم محافظ ایشان نتوانست به موقع جلو فرد حمله کننده را بگیرد؟ اگر به جای آب گوجه، اسید یا هرچیز دیگری دستش بود چه؟»

شهروندی دیگر در پیامی مشابه گفت: «دقیقا تیم حفاظتی شاهزاده کجا هستند و چه‌کار می‌کنند؟ اگر خدای ناکرده به جای آب گوجه، اسید یا ماده سمی بود چه کار می‌کردیم؟ چرا آن‌قدر سهل‌انگاری کردید؟»

مخاطبی دیگر از شیراز نوشت: «امنیت شاهزاده رضا پهلوی برای ما بسیار بسیار مهم است. اگر اتفاقی برای ایشان رخ دهد، تیم امنیتی‌شان را نخواهیم بخشید. مراقب شاه ما باشید.»

مخاطبان دیگری نیز اشاره کردند با این سطح پایین از حفاظت، مهاجم می‌توانست با سلاح سرد یا وسیله آسیب‌زای دیگری به شاهزاده رضا پهلوی حمله کند و پیامدهایی جدی به دنبال داشته باشد.

پلیس آلمان پنج‌شنبه سوم اردیبهشت در بیانیه‌ای اعلام کرد شاهزاده رضا پهلوی پس از نشست خبری خود، با «مایع قرمزی که ظاهرا آب گوجه فرنگی بود» هدف قرار گرفت.

پلیس مردی که این اقدام را انجام داده بود بازداشت شد.

مخاطبی با اشاره به حمله نوشت: «می‌توانیم بپرسیم پس این تیم امنیتی شاهزاده چه می‌کردند که یک نفر توانسته آن‌قدر راحت از پشت سر نزدیک شود و به ایشان حمله کند؟»

مخاطبی دیگر نیز به انتقاد از پلیس آلمان در مقابله با این حادثه و ایجاد فضای ایمن در اطراف محل نشست خبری پرداخت.

پلیس آلمان در بیانیه‌ای اعلام کرد مردی که در مقابل کنفرانس مطبوعاتی بازداشت شد، هیچ‌گونه اعتبارنامه یا کارت خبرنگاری همراه نداشت و پیش‌تر نیز مورد توجه پلیس قرار نگرفته بود.

در این بیانیه آمده است: «تحقیقات علیه او به اتهام ضرب و جرح، تخریب اموال و توهین به افراد فعال در عرصه سیاسی در حال شروع است.»

شهروندی از خرم‌آباد نیز با اشاره به نقش شاهزاده رضا پهلوی در جریان مبارزه با جمهوری اسلامی، گفت: «جان شاهزاده جان میلیون‌ها ایرانی است؛ مراقب امنیت و جان ایشان باشید. حال ما داخل ایران بعد از دیدن حمله به ایشان بد شده.»

مخاطبی دیگر در پیامی مشابه گفت این حمله به شدت او و اطرافیانش را مضطرب کرده است.

سفر شاهزاده رضا پهلوی در روز سوم اردیبهشت به برلین شامل دیدار و گفت‌وگو با مقام‌های منتخب از طیف‌های مختلف سیاسی آلمان در پارلمان این کشور و نشست خبری می‌شود.

او قرار است در جمع ایرانیان خارج از کشور سخنرانی کند.

شاهزاده رضا پهلوی از کشورهای غربی خواست مطالبات حداقلی مردم ایران را مطرح کنند

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)

شاهزاده رضا پهلوی در تجمعی مقابل پارلمان آلمان در برلین از کشورهای غربی خواست مطالبات حداقلی مردم ایران را در مذاکراتی که نماینده‌ای از طرف ملت ایران حضور ندارد، مطرح کنند.

شاهزاده رضا پهلوی گفت: «بیش از هشت هفته است که هم‌میهنان ما در سکوت مطلق و بدون کوچک‌ترین ارتباطی در شرایط بسیار بحرانی به سر می‌برند. زمانی که جهان به فکر آتش‌بس و مذاکره است،‌ فراموش نکنیم که جنگ دیگری که ۴۷ سال پیش شروع شد، آتش‌بسی اعلام نکرده است. در همین دو هفته پیش ۱۹ نفر در ایران اعدام شدند.»

شاهزاده رضا پهلوی تاکید کرد: «یک چیزی را نباید فراموش کنیم و آن هم اتفاقی است که در هیجدهم و نوزدهم دی اتفاق افتاد. اتفاقی که هرگز در ذهن عمومی ملت ایران فراموش نخواهد شد.»

او گفت: «در هفته آینده قرار است ۲۰ نفر دیگر اعدام شوند. تا کی؟ این سؤال ما از جهانی است که تا کنون به خاطر مماشات، به خاطر برخورد سیاسی به دنبال تغییر رفتار این نظام بوده است.»

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال، جمعیت ایرانیان در برلین را نشان می‌دهد که در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و برای سخنرانی او تجمع کرده‌اند.

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۴۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

بورس تهران پس از شصت روز تعطیلی در آستانه‌ی بازگشایی مرحله‌ای قرار گرفته است. اما مدل اعلام‌شده از سوی سازمان بورس، چند ایراد اساسی دارد و سرنوشت بازار، کماکان به مسیر مذاکرات با آمریکا گره خورده است.

بورس تهران شصت روز است که تعطیل است. معاملات متوقف، نمادها بسته و میلیون‌ها سهامدار حقیقی در انتظار لحظه‌ای هستند که بتوانند دارایی‌شان را جابه‌جا کنند.

رییس سازمان بورس اعلام کرده است بازگشایی بازار ظرف ۱۰ تا ۱۲ روز آینده و به شکل مرحله‌ای انجام خواهد شد؛ در فاز نخست فقط نماد شرکت‌هایی باز می‌شود که مستقیما از جنگ آسیب ندیده‌اند و نمادهای فولادی و پتروشیمی که ضربه خورده‌اند، همچنان بسته می‌ماند.

تردیدی نیست که بازگشایی یک پتروشیمی آسیب‌دیده که تولیدش متوقف شده و هزینه و زمان بازگشتش به وضعیت عادی مشخص نیست، موجب سقوط آن نماد می‌شود و تصویری هیجانی و ناپایدار از قیمت به دست می‌دهد. اما این رویکرد، چند ایراد اساسی دارد.

تفاوت بازار سالم با ساختار حکمرانی ایران

در یک بازار سرمایه‌ سالم، هنگام آسیب جدی به شرکت، نهاد ناظر معاملات را موقتا متوقف می‌کند. اما بلافاصله بعد، شرکت را ملزم به افشای دقیق میزان خسارت، مدت توقف تولید، وضعیت بیمه و برنامه‌ تامین مالی می‌کند.

در مرحله‌ بعد، با حضور بازارگردان و در صورت لزوم تنظیم دامنه‌ نوسان، به بازار اجازه‌ رسیدن به قیمت جدید داده می‌شود. سیاست‌گذار نیز به موازات این روند، اطمینان حاصل می‌کند که نقدینگی کافی در نظام مالی وجود داشته باشد، کارگزاری‌ها و بانک‌ها در شرایط مناسبی قرار گیرند و ابزارهای استاندارد حمایت از بازار فعال بمانند.

این فرایند طراحی شده است تا قیمت سهام با واقعیت جدید شرکت به تعادل برسد، حتی اگر قیمت جدید به معنای سقوط ارزش آن سهم باشد. هدف اول، حفظ اعتبار و سلامت بازار، و هدف دوم، دادن فرصت بازسازی به شرکت آسیب‌دیده است.

ساختار حکمرانی در ایران این منطق را برنمی‌تابد. تصمیم‌گیری هیاتی، پنهان‌کاری، و نگاه امنیتی به اطلاعات اقتصادی باعث شده میزان دقیق خسارت وارد بر فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، واحدهای پتروشیمی و دیگر شرکت‌های بورسی در دسترس عموم قرار نگیرد.

به موازات این، سیاست‌گذار قیمت سهام را به یک شاخص حیثیتی-امنیتی تبدیل و افت شاخص کل را معادل ضعف نظام تلقی می‌کند.

ماحصل این نگاه، بن‌بستی است که دو ماه است بازار سرمایه را اسیر کرده: نمادها بسته می‌مانند تا قیمت سقوط نکند، اما بستن طولانی بازار اعتماد سرمایه‌گذار و ته‌مانده‌ اعتبار بورس را نیز با خود می‌برد و خروج سرمایه را تشدید می‌کند. هر چه سیاست‌گذار زمان طولانی‌تری مردم را در وضعیت عدم قطعیت نایتی نگه دارد، سرمایه‌گذاران در خروج از این بازار مصمم‌تر می‌شوند.

اطلاع‌رسانی شفاف باید خیلی پیش‌تر از این آغاز می‌شد. زمان مورد نیاز برای بازگشایی یک پتروشیمی، هیچ تاثیری در مذاکره با آمریکا ندارد. طرف مقابل اولویت‌ها و خواسته‌های مشخصی دارد، تخمین‌های خود را از وضعیت در اختیار دارد، می‌داند کدام نقاط را هدف قرار داده، اهمیت هر هدف چقدر بوده، و احتمالا با تصاویر ماهواره‌ای فرایند بازسازی را دنبال می‌کند. از این رو چنین اطلاع‌رسانی ارزش امنیتی-نظامی ندارد، اما سهامدار حق دارد بداند دارایی‌اش چقدر آسیب دیده و چه آینده‌ای در انتظارش است.

با این مقدمه، سه سناریو برای آینده‌ی بازگشایی و سرنوشت بورس تهران قابل ترسیم است.

سناریو اول: توافق جامع با آمریکا

سناریو نخست، دستیابی به توافق جامع با آمریکا و رفع عمده‌ تحریم‌هاست. در خوشبینانه‌ترین حالت، ایران به سیستم مالی جهانی متصل می‌شود، صادرات نفت و پتروشیمی از محدودیت خارج شده، و مسیر ورود سرمایه‌ خارجی تدریجا گشوده می‌شود. بازگشایی بورس در چنین فضایی می‌تواند نقطه‌ شروع اصلاحاتی باشد که دو دهه روی کاغذ مانده: گذار از بازار دستوری به قیمت‌گذاری آزاد، کاهش سرکوب مالی در نظام بانکی، و شفاف‌سازی ترازنامه‌ی دولت.

شرکت‌های صادرات‌محور مانند فولاد، پتروشیمی و مس از دسترسی مجدد به بازارهای هدف سود می‌برند و حاشیه‌ سودشان به قیمت‌های جهانی نزدیک می‌شود. بانک‌ها فرصت می‌یابند ترازنامه‌شان را بازبینی کنند و به جای تسهیلات تکلیفی، وارد اعتبارسنجی مشتری شوند. سرمایه‌گذار خارجی که دست‌کم دو دهه از بازار ایران فاصله گرفته، تدریجا بازمی‌گردد و این بازگشت، ابزاری تازه برای انضباط‌بخشی به قواعد بازار خواهد بود. ارزش ریالی سهام ممکن است در کوتاه‌مدت افت کند، اما ارزش دلاری شرکت‌ها بازسازی می‌شود.

تحقق این سناریو مستلزم هماهنگی گسترده‌ همه‌ی دستگاه‌ها در داخل کشور است. اگر دولت با روش فعلی پیش برود و قیمت‌گذاری دستوری، دخالت‌های گسترده سیاسی و تقسیم سود اجباری را حفظ کند، حتی رفع تحریم هم بورس تهران را نجات نخواهد داد.

  • اقتصاد ایران در آتش‌بس

    اقتصاد ایران در آتش‌بس

سناریو دوم: توافق محدود نظامی و منطقه‌ای

سناریو دوم، توافق محدود در سطح مسائل نظامی و منطقه‌ای است. آتش‌بس برقرار می‌شود، تهدید حمله‌ مجدد کاهش می‌یابد، اما چارچوب تحریم‌ها پابرجا می‌ماند و افق روشنی برای ورود سرمایه‌ خارجی شکل نمی‌گیرد. این سناریو در شرایط فعلی محتمل‌تر به نظر می‌رسد.

بازگشایی بازار در این حالت، آغاز یک بحران جدید خواهد بود. شرکت‌های بزرگ صادرات‌محور، به‌ویژه فولاد و پتروشیمی، در فاز نخست قابل معامله نخواهند بود. صنایع پایین‌دستی که به فولاد و پتروشیمی وابسته‌اند، با کمبود مواد اولیه و جهش قیمت روبرو می‌شوند. صنعت خودرو که پیش از جنگ نیز زیان‌ده بود، با اختلال زنجیره‌ تامین و زیان انباشته دست و پنجه نرم می‌کند.

هم‌زمان در نبود ورودی ارزی، دولت به تامین مالی تورمی رو می‌آورد و برای بازسازی و پرداخت یارانه، پول بی‌پشتوانه چاپ می‌کند یا از بانک‌ها قرض می‌گیرد؛ بانک‌هایی که خود با تنفس مقرراتی سرپا هستند و به تزریق سنگین سرمایه نیاز دارند.

با احتساب تورم‌های بالای پیش رو، این پرسش مطرح می‌شود که یک شرکت بورسی اصولا باید چه میزان ارزش خلق کند تا سودآور باقی بماند؟ به‌ویژه اگر زنجیره‌ تولیدش مختل شده، زیرساختش آسیب دیده، و کمبود برق در تابستان و کمبود گاز در پاییز در انتظارش باشد.

در چنین دوره‌هایی، شرکت‌هایی که کمترین وابستگی را به زیرساخت فیزیکی آسیب‌دیده دارند، یا فعالیتشان مبتنی بر خدمات، دارایی‌های مالی یا زنجیره‌ تامین داخلی کم‌ریسک‌تر است، وضعیت باثبات‌تری را تجربه می‌کنند. در مقابل، نمادهایی که وابستگی بالایی به خطوط تولید سنگین، زیرساخت‌های انرژی، حمل‌ونقل یا تاسیسات صنعتی دارند، بازگشتشان به شرایط عادی زمان‌بر خواهد بود.

سرمایه‌گذار حقیقی که ماه‌هاست در گردابی از اضطراب‌های گوناگون زندگی کرده و هنوز در جریان دقیق زیان وارده به پورتفوی خود قرار نگرفته، طبیعی است که روز بازگشایی را فرصت خروج از بازار ببیند. صندوق‌های سرمایه‌گذاری که با موج ابطال واحدها روبرو می‌شوند، مجبورند در همین صف‌های فروش بایستند و این فروش اجباری، فشار قیمت را چند برابر می‌کند. بازار با انباشت سفارش‌های فروش بازگشایی می‌شود و هر خبر منفی موج تازه‌ای از سقوط راه می‌اندازد.

  • اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

    اقتصاد ۱۴۰۵ ایران در یک قدمی دلاریزه شدن

سناریو سوم: ادامه و تشدید درگیری

در سناریو سوم، مذاکرات به نتیجه نمی‌رسد و درگیری‌ها ادامه می‌یابد یا تشدید می‌شود. در این حالت چیزی جز سقوط در انتظار بازار نیست. در این سناریو، تعطیلی بورس ادامه خواهد یافت و این تعطیلی طولانی عملا به معنای پایان بورس تهران با روش مدیریتی و سیاست‌گذاری فعلی خواهد بود.

سیاست‌گذار گمان می‌کند تعطیلی بازار از سقوط قیمت‌ها جلوگیری کرده است. اما اعتبار بازار در ذهن سرمایه‌گذار سقوط می‌کند و اهمیت کانال‌های جایگزین سرمایه‌گذاری بالا می‌رود؛ از خرید دلار و طلا در بازار آزاد گرفته تا مسکن و حتی تلفن همراه، یا فرار سرمایه به کشورهای همسایه.

اقتصاد ایران پیش و پس از جنگ

اقتصاد ایران پیش از جنگ اخیر وضعیتی بحرانی داشت. ظرفیت تولید صنعتی با فرسودگی ماشین‌آلات، ناترازی انرژی و تحریم محدود شده بود. اعتماد نهادی در پایین‌ترین سطح چهار دهه‌ گذشته قرار داشت. صنایع کلیدی از فولاد و پتروشیمی گرفته تا خودرو و بانک‌ها، یا زیان‌ده بودند یا به یارانه‌ پنهان وابسته.

جنگ در اقتصادی با این ویژگی‌ها عمدتا نقش شتاب‌دهنده‌ بحران موجود را ایفا می‌کند و سطح عدم‌قطعیت را به جایی می‌رساند که سیاست‌گذار توان مدیریتش را ندارد.

ابزارهایی که سیاست‌گذار در بازگشایی می‌تواند به کار گیرد، از جنس محدودیت دامنه‌ نوسان، محدودیت فروش، تزریق نقدینگی هدفمند، حضور بازارگردان، در بهترین حالت شوک را توزیع می‌کنند و از مدیریت ریسک کوتاه‌مدت فراتر نمی‌روند. این ابزارها جای افشای صادقانه‌ خسارت، نظر حسابرس و برنامه‌ی بازسازی را نمی‌گیرند.

بازگشایی بورس تهران به‌تنهایی هیچ گرهی از مشکلات اقتصاد باز نخواهد کرد. در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، بازگشایی می‌تواند بخشی از یک بسته‌ بزرگ‌تر اصلاحات ساختاری باشد که با توافق سیاسی همراه است و مسیر ورود سرمایه‌ی خارجی را می‌گشاید. در دو سناریو دیگر، بازگشایی عملا به شتاب‌گیری چرخه‌ بحران کمک می‌کند.

پرسش پیش روی سیاست‌گذار امروز در ظاهر فنی است و در عمل سیاسی: آیا حاضر است قیمت واقعی دارایی سهامداران را بپذیرد، یا با پنهان‌کاری و تعلیق، هزینه را به تعویق می‌اندازد تا در نهایت بزرگ‌تر شود.