سیانان: چین در حال آماده شدن برای ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران است
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد چین در حال آمادهسازی ارسال سامانههای پدافند هوایی به ایران در هفتههای آینده است. اقدامی که میتواند بر آتشبس شکننده اخیر میان تهران و واشینگتن سایه بیندازد و بر مذاکرات میان دو طرف، اثر بگذارد.
در گزارش اختصاصی سیانان که شنبه ۲۲ فروردین و در آستانه مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در اسلامآباد پاکستان منتشر شد، بر اساس ارزیابیها و اظهارات سه منبع آگاه، پکن قصد دارد سامانههایی را به ایران منتقل کند که میتواند توان دفاعی جمهوری اسلامی را تقویت کند. موضوعی که در صورت تحقق، با توجه به نقش ادعایی چین در میانجیگری آتشبس، «اقدامی تحریکآمیز» تلقی میشود.
این تحولات در حالی رخ میدهد که قرار است دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اوایل ماه آینده میلادی (کمتر از یک ماه دیگر) برای دیدار با شی جینپینگ، همتای خود در چین، به این کشور سفر کند.
احتمال انتقال سامانههای دوشپرتاب و مسیرهای غیرمستقیم
دو منبع به سیانان گفتند نشانههایی وجود دارد که چین در حال بررسی انتقال این تجهیزات از طریق کشورهای ثالث است تا منشا واقعی آنها پنهان بماند.
به گفته این منابع، سامانههای مورد نظر، موشکهای ضد هوایی دوشپرتاب موسوم به «منپدس» (Man-Portable Air-Defense Systems - MANPADS) هستند. سلاحهایی که در طول جنگ پنج هفتهای، تهدیدی نامتقارن برای هواپیماهای نظامی آمریکا در ارتفاع پایین ایجاد کرده بودند و در صورت فروپاشی آتشبس، میتوانند بار دیگر چنین تهدیدی را به وجود بیاورند.
این ارزیابیها همچنین نشان میدهند حکومت ایران ممکن است از آتشبس برای بازسازی برخی از توانمندیهای نظامی خود با کمک شرکای خارجی استفاده کند.
واکنش چین و ابعاد ژئوپولیتیک
سخنگوی سفارت چین در واشینگتن این گزارش را رد کرد و گفت: «چین هرگز به هیچ طرفی در این درگیری سلاح ارائه نکرده است. اطلاعات مطرحشده نادرست است.»
او تاکید کرد پکن به تعهدات بینالمللی خود پایبند است و از آمریکا خواست از «اتهامات بیاساس» و «فضاسازیهای هیجانی» خودداری کند و در عوض برای کاهش تنشها تلاش کند.
پیشتر نیز چین اعلام کرده بود از زمان آغاز جنگ میان آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، برای تحقق آتشبس تلاش کرده است.
ترامپ پیشتر گفت جنگنده اف-۱۵یی که هفته گذشته بر فراز ایران سرنگون شد، با یک «موشک دوشپرتاب حرارتی» هدف قرار گرفته است.
تهران نیز از استفاده از یک سامانه «جدید» پدافند هوایی خبر داده، اما جزییات بیشتری ارائه نکرده و مشخص نیست این سامانه منشا چینی داشته است یا نه.
به گفته منابع، ارسال چنین سامانههایی در صورت تحقق، سطح حمایت چین از حکومت ایران را نسبت به گذشته افزایش میدهد.
هرچند شرکتهای چینی پیشتر نیز فناوریهای دوگانه تحت تحریم را به جمهوری اسلامی فروختهاند، اما انتقال مستقیم سامانههای تسلیحاتی از سوی دولت چین، سطح تازهای از حمایت بهشمار میآید.
در عین حال، منابع مطلع گفتهاند که چین تمایلی به ورود آشکار به این درگیری ندارد و تلاش میکند ضمن حفظ روابط راهبردی با تهران - بهویژه در حوزه انرژی - در ظاهر بیطرف باقی بماند تا پس از پایان جنگ بتواند موضع خود را مدیریت کند.
سیانان گزارش داد: «چین همچنین ممکن است استدلال کند سامانههای پدافند هوایی ماهیتی دفاعی دارند، در حالی که روسیه با ارائه اطلاعات به ایران در طول جنگ، به این کشور در هدفگیری نیروها و منافع آمریکا در منطقه کمک کرده است.»
ایران از مدتها پیش روابط نظامی و اقتصادی نزدیکی با چین و روسیه دارد.
تهران در جنگ اوکراین با ارسال پهپادهای شاهد به روسیه کمک کرد و بخش عمده نفت تحت تحریم خود را به چین میفروشد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد که مقامهای آمریکایی پس از اعلام آتشبس با حکومت ایران، از وارد شدن ضربات سنگین به زیرساختهای نظامی این کشور سخن میگویند، اما در عین حال اذعان دارند که تهران همچنان بخشی از تواناییهای خود را حفظ کرده است.
این گزارش به گفتههای دن کین، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، استناد کرده که اعلام کرده بود بیش از ۱۳ هزار هدف در ایران مورد حمله قرار گرفته است. او گفته بود که آمریکا بیش از ۱۵۰۰ هدف پدافند هوایی، ۴۵۰ مرکز ذخیره موشکهای بالستیک و ۸۰۰ انبار پهپادهای تهاجمی را هدف قرار داده و بخش عمده این زیرساختها را از بین برده است.
با این حال، آسوشیتدپرس تاکید میکند که این آمارها با ادعای «نابودی کامل» توان نظامی حکومت ایران که از سوی دونالد ترامپ مطرح شده، فاصله دارد. دادههای مستقل موسسه «ایسیالایدی» (Armed Conflict Location & Event Data) نیز نشان میدهد که حملات جمهوری اسلامی از آغاز جنگ در اواخر فوریه تا روزهای اخیر، با روندی نسبتاً پایدار ادامه داشته است.
در حوزه پدافند هوایی، مقامهای آمریکایی میگویند حدود ۸۰ درصد این سامانهها نابود شده است. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، حتی تاکید کرد که [حکومت] ایران دیگر «پدافند هوایی موثر» ندارد، هرچند اذعان کرده که این کشور همچنان توان شلیک محدود را حفظ کرده است. با این حال، جزئیاتی درباره ۲۰ درصد باقیمانده ارائه نشده است.
این گزارش همچنین به سرنگونی یک جنگنده آمریکایی اف-۱۵ در هفته گذشته اشاره میکند؛ نخستین مورد از این نوع در جنگ جاری که نشاندهنده حفظ بخشی از توان دفاعی حکومت ایران است.
در حوزه دریایی، کین اعلام کرده که بیش از ۹۰ درصد ناوگان دریایی متعارف ایران نابود شده و حدود ۱۵۰ شناور به زیر آب رفتهاند. با این حال، تنها نیمی از قایقهای تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در تنگه هرمز برای حملات سریع استفاده میشوند، از بین رفتهاند.
به گفته مقامهای آمریکایی، پس از بیش از ۷۰۰ حمله، حدود ۹۵ درصد مینهای دریایی ایران نیز نابود شده، اما به دلیل نبود اطلاعات درباره حجم اولیه این ذخایر، میزان واقعی باقیمانده مشخص نیست. رسانههای ایرانی نیز از کارگذاری مین در تنگه هرمز در جریان جنگ خبر دادهاند؛ اقدامی که میتواند بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات تلقی شود، هرچند تحلیلگران تغییری در تردد کشتیها گزارش نکردهاند.
در حوزه صنعتی، کین گفته است که حدود ۹۰ درصد کارخانههای تسلیحاتی ایران هدف قرار گرفته و نزدیک به ۸۰ درصد زیرساختهای هستهای این کشور آسیب دیده است. با این حال، او تاکید نکرده که این تاسیسات بهطور کامل از کار افتاده یا [حکومت] ایران قادر به بازسازی آنها نخواهد بود.
ترامپ نیز با اشاره به این احتمال، هشدار داده است که هر کشوری که به [حکومت] ایران سلاح بدهد، با تعرفههای سنگین تجاری از سوی آمریکا مواجه خواهد شد.
در همین حال، ارتش اسرائیل اعلام کرده که بیش از ۹۰ درصد موشکها و پهپادهای شلیکشده از سوی ایران را رهگیری کرده است. مقامهای اسرائیلی میگویند این سامانههای دفاعی، با وجود محدودیتها، نقش مهمی در کاهش خسارات و تلفات داشتهاند.
آسوشیتدپرس در جمعبندی گزارش خود تاکید میکند که اگرچه آمریکا ضربات گستردهای به توان نظامی حکومت ایران وارد کرده، اما این کشور همچنان ظرفیتهایی برای ادامه درگیری یا اعمال فشار در اختیار دارد؛ موضوعی که میتواند بر روند تحولات و مذاکرات آینده تاثیرگذار باشد.
روزنامه گاردین گزارش داده است که اعزام جیدی ونس به مذاکرات صلح با جمهوری اسلامی ایران در اسلامآباد، در حالی انجام میشود که او با اهرمهای محدود و در شرایطی پرریسک وارد گفتوگوها شده است.
بر اساس این گزارش، ونس که پیشتر از منتقدان جنگهای آمریکا در خاورمیانه بود، اکنون باید با مذاکرهکنندگانی از ایران روبهرو شود که بهدلیل کنترل تنگه هرمز و مقاومت در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، موقعیت خود را تقویتشده میبینند. حضور او، این مذاکرات را به بالاترین سطح تماس میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل کرده است.
گاردین مینویسد ماموریت ونس پر کردن شکاف میان یک آتشبس شکننده و دستیابی به توافقی پایدارتر است، اما او با انتخابی دشوار مواجه است: یا امتیازهای قابلتوجهی به حکومت ایران بدهد تا آتشبس حفظ شود و تنگه هرمز بازگشایی شود، یا با شکست مذاکرات، عملاً به بازگشت به جنگی تن دهد که در داخل آمریکا با مخالفتهایی روبهروست.
این گزارش تاکید میکند که حتی آغاز مذاکرات نیز با ابهام همراه است. حملات اخیر اسرائیل به لبنان و اختلاف بر سر گنجاندن این کشور در آتشبس، موجب نارضایتی تهران شده است. محمدباقر قالیباف نیز اعلام کرده که آزادی داراییهای بلوکهشده ایران پیششرط آغاز مذاکرات است؛ شرطی که واشینگتن تاکنون با آن موافقت نکرده است.
به نوشته گاردین، مذاکرهکنندگان ایرانی به رویکردی فرسایشی و مداوم در گفتوگوها شناخته میشوند؛ سبکی که عباس عراقچی آن را «چانهزنی به سبک بازار» توصیف کرده است. این در حالی است که ونس تجربه محدودی در حوزه دیپلماسی دارد و ممکن است در برابر چنین رویکردی با چالش مواجه شود.
ونس پیش از سفر به پاکستان اعلام کرده که تیم او دستورالعملهای روشنی از دونالد ترامپ دریافت کرده و تاکید کرده است که آمریکا در صورت مذاکره «با حسن نیت» از سوی حکومت ایران، آماده تعامل خواهد بود.
با این حال، تحلیلگران به گاردین میگویند کنترل [حکومت] ایران بر تنگه هرمز، اهرم فشار مهمی در مذاکرات ایجاد کرده است. حتی اگر آمریکا از مذاکرات خارج شود، قادر نخواهد بود جریان آزاد انرژی از خلیج فارس را تضمین کند؛ موضوعی که میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای در سطح جهانی داشته باشد.
این گزارش همچنین به پیامدهای سیاسی این مذاکرات برای ونس اشاره میکند. به نوشته گاردین، نتیجه این گفتوگوها میتواند بر آینده سیاسی او، از جمله احتمال نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸، تاثیر بگذارد؛ بهویژه در شرایطی که موضع او درباره جنگ از ابتدا با تردید همراه بوده است.
گاردین در ادامه مینویسد که نقش ونس در جریان جنگ تاکنون نسبتاً حاشیهای بوده و چهرههایی مانند وزیر جنگ و وزیر خارجه آمریکا حضور پررنگتری در هدایت و اطلاعرسانی داشتهاند. خود ترامپ نیز اذعان کرده که ونس نسبت به ورود به جنگ «کماشتیاقتر» بوده است.
در نهایت، این گزارش تاکید میکند که ونس اکنون مامور پایان دادن به جنگی شده که گفته میشود از ابتدا تمایلی به آن نداشته است؛ ماموریتی که با توجه به شکافهای عمیق میان دو طرف و فضای بیاعتمادی، با ریسکهای جدی همراه است.
نشریه فارن پالیسی در تحلیلی تاکید کرده است که چالشهای دیپلماسی آمریکا تنها به دوران دونالد ترامپ محدود نمیشود و ریشهای عمیقتر در ساختار سیاست خارجی این کشور دارد.
در این تحلیل به قلم «اما اشفورد»، ستوننویس این نشریه، آمده است که با اعلام آتشبس دو هفتهای با حکومت ایران، بار دیگر جرد کوشنر و استیو ویتکاف در مرکز تلاشهای دیپلماتیک آمریکا قرار گرفتهاند؛ دو چهرهای که نقش مهمی در سیاست خارجی دولت ترامپ داشتهاند اما به دلیل فقدان تجربه دیپلماتیک، عملکرد موفقی نداشتهاند.
به نوشته این نشریه، هرچند این دو نفر اغلب بهعنوان نماد ضعف دیپلماسی دولت ترامپ معرفی میشوند، اما در واقع «تنها نوک کوه یخ» هستند. مشکل اصلی، ناتوانی ساختاری در ترکیب «انعطافپذیری» با «تخصص» در دیپلماسی آمریکاست؛ ضعفی که باعث شده این کشور در نوعی رکود دیپلماتیک گرفتار شود.
فارن پالیسی با اشاره به اینکه دیپلماسی در نظریه همواره ارزشمند تلقی میشود، مینویسد که در فضای سیاسی واشینگتن نوعی بدبینی نسبت به گفتوگو با دشمنان وجود دارد و چنین تعاملاتی اغلب بهعنوان امتیازدهی تعبیر میشود. این نگاه محدود به دوران کنونی نیست و حتی در زمان رونالد ریگان نیز وجود داشته است.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که بسیاری از دستاوردهای مهم سیاست خارجی آمریکا - از کنترل تسلیحات با اتحاد شوروی تا گشایش روابط با چین و تاسیس سازمان ملل - از مسیر دیپلماسی حاصل شدهاند، نه از طریق قدرت نظامی.
در عین حال، نویسنده معتقد است که کوشنر و ویتکاف به دلیل فقدان تجربه و نیز روابط مالی و شخصی در منطقه - از جمله در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل - برای مدیریت مذاکرات پیچیده مناسب نیستند. بهویژه، بیاعتمادی ویتکاف به تخصص و عدم تمایل این دو به تشکیل تیمهای کارشناسی، خطر تکرار اشتباهات گذشته را افزایش داده است.
این مشکلات به گفته فارن پالیسی در دیگر پروندهها، از جمله مذاکرات اوکراین، نیز دیده شده است؛ جایی که تمرکز بیش از حد بر مسائل سرزمینی، بیش از آنکه بازتاب واقعیتهای سیاسی باشد، به پیشینه تجاری مذاکرهکنندگان نسبت داده شده است.
با این حال، این تحلیل تاکید میکند که مشکل دیپلماسی آمریکا محدود به افراد نیست. حتی پیش از دوران ترامپ، نهادهای دیپلماتیک آمریکا بیش از آنکه بر مذاکره واقعی با رقبا تمرکز کنند، به مدیریت روابط با متحدان و فرآیندهای اداری پرداختهاند. در دولت جو بایدن نیز تمرکز اصلی بر هماهنگی با متحدان در جنگ اوکراین بوده و تماس مستقیم با رقبا محدود باقی مانده بود.
در موارد حساس، دولت بایدن حتی ترجیح داد مذاکرات مهم را از طریق کانالهای غیررسمی، مانند ماموریتهای محرمانه مدیر سیا، پیش ببرد؛ در حالی که تلاشها برای احیای توافق هستهای ایران با موانع بوروکراتیک و سیاسی مواجه شده است.
به نوشته این نشریه، مشکل دیپلماسی آمریکا در واقع دوگانه است: از یک سو، رویکرد شخصی و فاقد تخصص در دوره ترامپ، و از سوی دیگر، تمرکز بیش از حد بر فرآیندها و مذاکرات محدود در دورههای دیگر.
فارن پالیسی در ادامه با اشاره به مذاکرات پیشرو میان آمریکا و جمهوری اسلامی در پاکستان، هشدار میدهد که خطر بازگشت به تشدید تنشها همچنان بالاست. شش هفته جنگ، اقتصاد جهانی را مختل کرده، موجب سهمیهبندی سوخت در بخشهایی از آسیا شده و خسارات گستردهای در منطقه خلیج فارس بر جای گذاشته است.
این تحلیل میافزاید که کوشنر و ویتکاف به دلیل نقشآفرینی در مذاکراتی که همزمان با عملیات نظامی انجام شده، در تهران از اعتبار کافی برخوردار نیستند.
در این میان، اعزام جیدی ونس به مذاکرات اقدامی مثبت ارزیابی شده است. به گفته نویسنده، او هرچند تجربه محدودی دارد، اما رویکردی محتاطانهتر نسبت به جنگ داشته و احتمالاً تمایل بیشتری به مذاکره واقعی نشان خواهد داد.
در نهایت، فارن پالیسی نتیجهگیری میکند که برای موفقیت دیپلماسی آمریکا در آینده، باید از نوسانات شدید در رویکردها پرهیز شود و تعادلی میان تخصص و انعطافپذیری ایجاد گردد؛ در غیر این صورت، این کشور همچنان با همان مشکلات ساختاری در سیاست خارجی خود مواجه خواهد بود.
بررسی دادههای گوگل ترندز در دوره قطع دسترسی عمومی مردم ایران به اینترنت جهانی در جریان جنگ اخیر، نشان میدهد الگوی جستوجوی کاربران ایرانی دارای سیمکارت سفید که به اینترنت دسترسی داشتهاند، همزمان با نگرانی برای بقای نظام سیاسی به سمت غرایز سرکوبشده میل کرده است.
در مقایسه با این مقطع، بررسی سه مقطع زمانی دیگر، دوره زمانی مشابه در سال گذشته، دوره یک ماهه پیش از شروع جنگ و دوره یک سال منتهی به جنگ، نشان میدهد که الگوی جستوجوی کاربران با آیپی ایران در این دورهها، بیشتر متمرکز بر دغدغههای عمومی بوده و کلماتی مانند فیلم، طلا، نوروز و رمضان (تقارن زمانی) بیشتر جستجو شدهاند.
این در حالی است که در ۳۵ روز اخیر که دسترسی عموم مردم در ایران به اینترنت قطع بود و تنها کارتسفیدها می توانستند به اینترنت جهانی وصل شوند، قیمت نفت، نهادهای قدرت، چهرههای سیاسی، اخبار جنگ و محتوای مستهجن بیشتر جستوجو شدهاند.
برای درک اهمیت این تغییر معنادار، باید به سازوکار ثبت دادهها در موتورهای جستوجو توجه کرد.
در شرایط عادی، شهروندان ایرانی برای دور زدن فیلترینگ از ابزارهای تغییر آیپی استفاده میکنند؛ در نتیجه، جستوجوی آنها برای محتوای فیلترشده در پایگاه داده گوگل به نام کشورهای دیگر ثبت میشود. اما در زمان قطعی کامل اینترنت، تنها مقامها، مدیران نهادهای خاص، رسانههای حکومتی و افراد دارای «سیمکارت سفید» مستقیما و بدون نیاز به فیلترشکن در فضای وب جستوجو میکنند. در این بازه زمانی، تمام ردپای دیجیتالی که با آیپی ایران ثبت شده، منحصرا رفتار همین طبقه خاص را بازتاب میدهد.
روزمرگی و اضطراب؛ دغدغه مردم پیش از خاموشی
بررسی دادههای یک سال گذشته (ژانویه ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) نشان میدهد که اینترنت برای شهروندان عادی، با وجود فیلترینگ گسترده، ابزاری برای دور زدن بحرانهای اقتصادی و پیگیری زندگی روزمره بوده است. در این دوره، واژههایی مانند «قیمت طلا»، «دلار»، «ثبتنام ماشین» و «دیوار» در صدر جستوجوها قرار داشتند.
همچنین مقایسه با بازه زمانی مشابه در سال گذشته (اسفند ۱۴۰۳ و فروردین ۱۴۰۴) نشان میدهد که جامعه در شرایط عادی بیشترین توجه را به مناسبتهای فرهنگی و مذهبی مانند «تبریک سال نو»، سریال مناسبتی «پایتخت ۷» و اعمال ماه رمضان داشته است.
با نزدیک شدن به سایه جنگ در یک ماه پیش از قطعی سراسری (فوریه ۲۰۲۶)، اضطراب و تقلای مردم برای دسترسی به اخبار آزاد به اوج رسید.
در این مقطع، عباراتی مانند «اینترنت کی وصل میشه» با رشد ۴۸۰۰ درصدی و جستوجوی نام انواع فیلترشکنها از جمله «npv tunnel» (با رشد ۳۸۵۰ درصدی)، «viva vpn» (با رشد ۲۱۰۰ درصدی) و «سایفون» (با رشد ۲۰۰۰ درصدی)، صدر جدول جستوجوهای گوگل را تسخیر کردند. این دادهها تصویر شفاف جامعهای تشنه اطلاعات در آستانه یک بحران بزرگ نظامی است.
سیمکارتهای سفید؛ از بیت رهبری تا محتوای مستهجن
با آغاز درگیریهای نظامی و قطع دسترسی دهها میلیون شهروند ایرانی به اینترنت جهانی، استخر دادههای گوگل در ایران از کاربران عادی خالی شد. دادههای بازه ۳۵ روزه جنگ (۹ اسفند ۱۴۰۴ تا تا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، نشاندهنده دوگانه عجیبی در رفتار صاحبان سیمکارت سفید است: ترس برای بقای سیاسی و فوران غرایز جنسی.
در بخش دغدغههای حاکمیتی، در حالی که موشکها زیرساختهای کشور را تهدید میکردند، وابستگان حکومت در حال رصد اخبار حساس داخلی و درآمدهای ارزی بودند.
رشد خیرهکننده جستوجوی کلماتی مانند «قیمت نفت برنت» (با جهش ۲۵۰۰ درصدی) در کنار اسامی چهرههای کلیدی قدرت نظیر «مجتبی خامنهای» (با رشد ۱۷۰۰ درصدی)، «اعرافی» (با رشد ۲۲۵۰ درصدی)، «اژهای» (با رشد ۹۰۰ درصدی) و عباراتی چون «پاستور تهران» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی) و «بیت رهبری» (با رشد ۱۰۰۰ درصد) نشان میدهد که در بحبوحه جنگ با آمریکا، پیگیری مناسبات قدرت و مساله جانشینی، دغدغه اصلی این طبقه بوده است.
افزون بر این، جستوجوی کلیدواژه «میناب» با رشد چشمگیر (ثبت جهش ۱۲۵۰ تا ۱۵۰۰ درصدی)، تایید میکند که این کاربران به دقت در حال رصد فاجعه اصابت موشک به مدرسه دخترانه این شهر بودند.
بخش قابلتوجه دیگر این دادهها، رفتار کاربران سیمکارت سفید در جستوجوی محتوای جنسی است. از آنجا که به نظر میرسد این کاربران برای وبگردی نیازی به ابزارهای دور زدن سانسور ندارند، برای نخستین بار در آمار گوگل، جستوجوهای مستهجن آنها مستقیما با آیپی ایران ثبت شده است.
در غیاب مردم عادی، عباراتی نظیر «سوپر» و «فیلم بدون سانسور» که هر دو مستقیما به لیست کلمات برتر و پرجستوجو یا TOP راه یافتهاند، «زناشویی» (با رشد ۱۳۵۰ درصدی)، «زگیل تناسلی» (با رشد ۷۵۰ تا ۹۰۰ درصدی) و «صیغه محرمیت» (با جهش ۱۰۰۰ درصدی و کلمه «صیغه» با رشد ۱۰۵۰ درصدی) در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن (نظیر واژن/Vagina با رشد ۵۰۰ درصدی، بیضه/Testicle با رشد ۶۰۰ درصدی و مقعد/Anus با رشد ۴۰۰ درصدی)، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
«زناشویی»، «زگیل تناسلی» و «صیغه محرمیت» در کنار صریحترین کلمات مربوط به آناتومی بدن، به دو زبان انگلیسی و فارسی با رشدهای نجومی در صدر ترندهای گوگل و در کنار نام مقامهای ارشد جمهوری اسلامی قرار گرفتند.
ریاکاری دیجیتال در ساختار اینترنت طبقاتی
آمار گوگل ترندز در این مقطع بحرانی، سندی روشن از عملکرد «اینترنت طبقاتی» در جمهوری اسلامی است. هنگامی که دسترسی مردم عادی به جریان آزاد اطلاعات قطع شد، رفتار واقعی مالکان سیمکارتهای سفید عیان شد.
طبقهای که از یک سو محدودیت، فیلترینگ و پیامرسانهای داخلی را برای جامعه تجویز میکند و از سوی دیگر، در امنترین فضاهای خود با رانت اینترنت نامحدود، همزمان در حال رصد معادلات قدرت در «بیت رهبری» و جستوجوی آزادانه محتوای مستهجن و واژههایی چون «صیغه محرمیت» است.
مقامهای آمریکایی در آستانه مذاکرات آخر هفته با جمهوری اسلامی در اسلامآباد، نسبت به نتایج این گفتوگوها ابراز تردید کردهاند و میگویند شکافهای عمیق میان دو طرف، چشمانداز پیشرفت سریع را محدود کرده است.
خبرگزاری رویترز گزارش داد که هیاتی از آمریکا به ریاست جیدی ونس، معاون رییسجمهوری، روز جمعه عازم پاکستان شده تا در مذاکراتی شرکت کند که در سایه بیاعتمادی متقابل و اتهامزنی درباره نقض آتشبس برگزار میشود.
بر اساس این گزارش، مقامهای کاخ سفید نسبت به اینکه این مذاکرات بتواند بهسرعت به بازگشایی تنگه هرمز منجر شود، بدبین هستند. در مقابل، حکومت ایران نیز با طرح شروطی از جمله لغو تحریمها و گنجاندن آتشبس لبنان در توافق، ابهامهایی جدی درباره آغاز و پیشرفت گفتوگوها ایجاد کرده است.
محمدباقر قالیباف و عباس عراقچی تاکید کردهاند که هرگونه توافق باید شامل توقف حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران باشد. مشخص نیست این شروط تا چه اندازه بر روند مذاکرات تاثیر بگذارد، اما در صورت برگزاری، این نشستها بالاترین سطح تماس میان دو کشور از زمان انقلاب ۱۳۵۷ خواهد بود.
به گزارش رویترز، همزمان با ورود هیات آمریکایی - که استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز در آن حضور دارند - اسلامآباد تحت تدابیر امنیتی گسترده قرار گرفته است. پاکستان امیدوار است با میزبانی این مذاکرات، نقش میانجیگری خود را تقویت کند.
در این میان، جمهوری اسلامی با وجود خسارات ناشی از جنگی که از اسفند آغاز شد، همچنان توانایی تاثیرگذاری بر امنیت منطقه و اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز را حفظ کرده است. این درگیریها به گفته رویترز، بزرگترین شوک عرضه نفت در تاریخ را رقم زده و نگرانیها درباره تورم، ناامنی غذایی و رکود جهانی را افزایش داده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، نیز در آستانه انتخابات میاندورهای با فشارهایی برای یافتن راهی جهت خروج از این بحران مواجه است. او سهشنبه گذشته تنها چند ساعت پیش از ضربالاجلی که در آن تهدید کرده بود «تمدن ایران را نابود خواهد کرد»، از برقراری آتشبس خبر داد.
با این حال، مقامهای کاخ سفید میگویند حتی در صورت دستیابی به پیشرفت در مذاکرات، بازگشایی تنگه هرمز بهسادگی ممکن نخواهد بود. به گفته این منابع، ترامپ همچنین درباره میزان اختیار تیم مذاکرهکننده ایرانی تردید دارد و معتقد است که رویکرد دیپلماتیک عباس عراقچی در داخل ایران نشانه ضعف تلقی میشود.
رویترز همچنین گزارش میدهد که حکومت ایران بر لزوم گنجاندن لبنان در هرگونه آتشبس تاکید دارد؛ موضوعی که با توجه به ادامه درگیری میان اسرائیل و حزبالله، به یکی از نقاط اختلاف اصلی تبدیل شده است.
در همین حال، تماس تلفنی ترامپ با بنیامین نتانیاهو و درخواست او برای کاهش شدت حملات، به موافقت اسرائیل با برگزاری مذاکراتی در واشینگتن در هفته آینده منجر شده است.
این گزارش تاکید میکند که شکافهای جدی میان مواضع دو طرف همچنان پابرجاست. طرح پیشنهادی ۱۰ مادهای جمهوری اسلامی تفاوتهای اساسی با طرح ۱۵ مادهای آمریکا دارد. تهران خواستار لغو تحریمها و به رسمیت شناخته شدن کنترل خود بر تنگه هرمز است، در حالی که واشینگتن خواهان توقف برنامه هستهای و موشکی ایران و پایان حمایت از متحدان منطقهای است.
به نوشته رویترز، کارشناسان نسبت به خطر بازگشت به تشدید تنشها هشدار میدهند. باربارا لیف، دیپلمات پیشین آمریکایی، با اشاره به فشارهای ناشی از اختلال در بازار انرژی، تاکید کرده است که «زمان به نفع دولت آمریکا نیست»؛ عاملی که به گفته او، اعتمادبهنفس حکومت ایران را افزایش داده است.
پیش از این نیز منابع آگاه به ایراناینترنشنال گفتند که در جمهوری اسلامی اختلافهایی بر سر ترکیب تیم مذاکرهکننده شکل گرفته است. همزمان جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، به مقامات حکومت ایران هشدار داد که در تلاش برای فریب آمریکا نباشند و در مذاکرات پیش رو دست به وقتکشی نزنند.