• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

آسوشیتدپرس: عربستان سعودی و امارات می‌خواهند جنگ تا تضعیف کامل تهران ادامه یابد

۱۱ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، فشار می‌آورند که «تا تضعیف جمهوری اسلامی به حد کافی» به جنگ ادامه دهد.

گفت‌وگو با حسین علیزاده، تحلیلگر مسائل بین‌الملل


Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

۴

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

۵

احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

انتخاب سردبیر

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

•
•
•

مطالب بیشتر

چرا جمهوری اسلامی زیر بمباران هم مردم را به خیابان می‌خواند؟

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

خیابان برای حکومت بر سر کار آمده پس از انقلاب ۵۷، همواره صحنه بازسازی اقتدار، تولید مشروعیت و تقسیم مردم به «وفادار» و «دشمن» بوده است. این روند، اکنون نیز با قدرت در حال پیگیری است تا جایی که از طرفداران، سپری انسانی ساخته است.

در نگاه اول، دعوت حکومت به حضور خیابانی در میانه بمباران و موشک‌باران، رفتاری متناقض و حتی غیرعقلانی به نظر می‌رسد. وقتی آژیر خطر، انفجار، تخلیه شهرها، آوارگی و ترس روزمره بر زندگی مردم سایه انداخته، انتظار طبیعی این است که دولت شهروندان را به پناه گرفتن، کاهش تردد و حفظ جان دعوت کند.

اما جمهوری اسلامی در همین شرایط نه تنها از منطق حفاظت از غیرنظامیان پیروی نمی‌کند، بلکه می‌کوشد خیابان را زنده نگه دارد: از راهپیمایی و مراسم رسمی گرفته تا تشییع‌ها و عزاداری برای رهبر کشته شده، تجمع‌های مناسبتی و نمایش‌های وفاداری.

رسانه‌های رسمی و نهادهای امنیتی بر ضرورت حضور و «ایستادگی» تاکید دارند و فرماندهان امنیتی نیز معترضان احتمالی را به برخوردی در حد «دشمن» تهدید می‌کنند.

این رفتار را نباید صرفا به حساب بی‌مسئولیتی یا بی‌کفایتی گذاشت؛ هرچند هر دو در آن دیده می‌شوند.

مساله در واقع عمیق‌تر است: جمهوری اسلامی در لحظات بحران، بیش از آن که به حفاظت از جامعه فکر کند، به حفاظت از روایت خود می‌اندیشد. خیابان برای این نظام، فقط فضای عمومی نیست؛ صحنه‌ای است که در آن باید به جهان، به رقیب خارجی و مهم‌تر از همه به جامعه ایرانی نشان دهد هنوز «بدنه» دارد، هنوز فرمانش نافذ است و هنوز می‌تواند مردم را به حرکت درآورد.

در شرایطی که حتی برخی ارزیابی‌های بین‌المللی می‌گویند بمباران به خودی‌ خود لزوما به فروپاشی ساختار قدرت در ایران منجر نمی‌شود، حفظ تصویر انسجام داخلی برای حکومت به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است.

  • حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

    حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

خیابان و کارکرد سیاسی ازدحام

به بیان دیگر، رژیم از مردم نمی‌خواهد به خیابان بیایند چون خیابان امن است؛ از آنان می‌خواهد بیایند چون خیابانِ پر شده، برایش کارکرد سیاسی دارد.

حکومت می‌خواهد دوربین‌ها جمعیت را ببینند، پهپادها ازدحام را ثبت کنند، رسانه‌های رسمی قاب‌هایی از «وحدت ملی» بسازند و دشمن خارجی این پیام را دریافت کند که حملات نظامی هنوز شکاف مرگبار میان دولت و جامعه را به شورش تبدیل نکرده است.

در این منطق، هر بدنِ حاضر در خیابان، نه یک شهروند، بلکه یک نشانه است: نشانه‌ای برای بقا. حتی وقتی این حضور با ترس، اجبار نرم، بسیج اداری، فشار سازمانی یا فقدان امکان امتناع همراه باشد، باز هم در دستگاه تبلیغاتی رژیم به‌عنوان «حمایت مردمی» مصرف می‌شود.

گزارش‌های اخیر از تشییع‌های حکومتی، راهپیمایی‌های مناسبتی و تاکید رسانه‌های رسمی بر «حضور گسترده»، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است.

  • جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

    جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

جنگ در دو جبهه

جمهوری اسلامی در چنین لحظاتی دو جنگ را همزمان پیش می‌برد: جنگ بیرونی با دشمن نظامی، و جنگ درونی با مساله مشروعیت.

بمباران، فقط تاسیسات و فرماندهان را هدف نمی‌گیرد و همزمان این پرسش را هم با صدایی بلندتر به میان می‌آورد: آیا حکومتی که نتوانسته از آسمان کشور دفاع کند، هنوز شایسته اطاعت است؟

پاسخ رژیم به این پرسش، نه در قالب پاسخگویی، بلکه در قالب نمایش است. به جای اینکه بپرسد چرا شهروند ایرانی باید زیر موشک جان بدهد، می‌پرسد چگونه می‌توان همین شهروند را به ابزار اثبات «استقامت ملی» بدل کرد.

به همین دلیل است که حکومت، آسیب‌پذیری خود را با بسیج نمادین مردم جبران می‌کند.

خیابان برای جمهوری اسلامی نوعی زره رسانه‌ای است: پوششی برای پنهان کردن شکست‌های امنیتی، شکاف‌های قدرت و جانشینی در راس نظام.

مساله فقط تصویرسازی هم نیست. دعوت مردم به خیابان، یک کارکرد دیگر نیز دارد: بازآرایی دستگاه سرکوب.

در شرایط جنگی، حکومت می‌کوشد مرز میان «شهروند عادی» و «عامل دشمن» را هرچه باریک‌تر و سیال‌تر کند.

وقتی رسما هشدار داده می‌شود کسانی که «در خط دشمن» به خیابان بیایند دیگر معترض تلقی نمی‌شوند بلکه «دشمن» شمرده خواهند شد، حکومت در عمل در حال تغییر رژیم حقوقی اعتراض است: از اعتراض مدنی به شورش امنیتی و از شهروند منتقد به هدف مشروع سرکوب.

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

خیابان؛ صحنه اطاعت یا میدان مجازات

تهدید به تکرار یا حتی تشدید سرکوب خونین قبلی نیز همین معنا را دارد. در چنین وضعی، دعوت به خیابان فقط متوجه نیروهای وفادار نیست. پیامی است به همه جامعه که خیابان یا باید به صحنه اطاعت تبدیل شود یا به میدان مجازات.

از این زاویه، حکومت یک تاکتیک کلاسیک دولت‌های ایدئولوژیک را به کار می‌بندد: تبدیل خطر خارجی به انضباط داخلی.

جنگ برای این نوع حکومت‌ها فقط تهدید نیست؛ فرصت هم هست. فرصت برای تعلیق معیارهای عادی، تشدید امنیتی‌سازی، بستن فضای انتقاد، افزایش بازداشت‌ها، متهم کردن مخالفان به جاسوسی و جا انداختن این گزاره که «اکنون وقت حساب‌کشی نیست، وقت صف‌بندی است».

در روزهای اخیر نیز چند فقره اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت ده‌ها نفر به اتهام ارتباط با آمریکا و اسرائیل، همراه با تهدیدهای رسانه‌ای و امنیتی علیه منتقدان داخل و خارج کشور، نشان داده که جمهوری اسلامی از وضعیت جنگی برای بازتعریف مخالف سیاسی به‌عنوان «همدست دشمن» بهره می‌برد.

دعوت مردم به خیابان همچنین تلاشی است برای خنثی کردن یک خطر روانی بزرگ‌تر: سکوت جامعه.

100%

نشانگان خیابان خالی

برای حکومت‌های اقتدارگرا، خیابان خالی فقط نشانه ترس مردم نیست. نشانه تنهایی حکومت است. نظامی که سال‌ها مشروعیت خود را با راهپیمایی‌های رسمی، تشییع‌های عظیم و حضورهای سازمان‌دهی‌شده نشان داده، خوب می‌داند خیابان بی‌جمعیت در لحظه جنگ می‌تواند از هر بیانیه‌ای رسواتر باشد.

خیابان خالی به معنای آن است که حتی در لحظه «تهاجم خارجی» نیز جامعه حاضر نیست خود را با دولت یکی بداند. به همین دلیل، رژیم برای پر کردن خیابان نه فقط با انگیزه ایدئولوژیک، بلکه از سر وحشت از خلأ عمل می‌کند؛ خلأیی که می‌تواند معنای سیاسی و حتی تاریخی پیدا کند.

در این میان، نباید فراموش کرد که این سیاست از منظر انسانی نیز ماهیتی عمیقا ابزاری دارد.

حکومتی که مردمش را در معرض خطر مستقیم نگه می‌دارد تا از حضور آنان مشروعیت نمادین استخراج کند، در واقع شهروند را نه سوژه صاحب حق، بلکه ماده خام قدرت و سپر انسانی می‌بیند.

جان مردم در این منطق، ارزشی ذاتی ندارد؛ ارزشش تابع کارکرد سیاسی آن است. اگر در خانه بمانند، «منفعل» یا «مرعوب»اند؛ اگر به خیابان بیایند، «امت مقاوم»اند؛ و اگر اعتراض کنند، «عامل دشمن». این همان سه‌گانه‌ای است که در آن هیچ جایگاهی برای شهروند مستقل، منتقد و خواهان بقا باقی نمی‌ماند.

حتی وقتی مردم صرفا می‌خواهند زنده بمانند، حکومت از آنان وفاداری نمایشی مطالبه می‌کند، چون بیش از جان مردم، از فروریختن هیبت خود می‌ترسد.

او می‌داند جنگ می‌تواند ناتوانی‌اش را برهنه کند، شکافش با جامعه را آشکارتر سازد و پرسش مشروعیت را بی‌رحمانه‌تر از همیشه به میان آورد. پس می‌کوشد با گردآوردن بدن‌ها در خیابان، تصویری از اقتدار بازسازی کند. تصویری که هم برای مصرف داخلی لازم است و هم برای پیام‌رسانی خارجی.

اینجا خیابان نه محل همبستگی ملی، بلکه ابزار کنترل ادراک است و درست به همین دلیل، باید در برابر این روایت ایستاد: حضور مردم در خیابان لزوما نشانه رضایت یا حمایت نیست؛ چه بسا نشانه اجبار، ترس، بی‌پناهی، عادت، یا حتی تلاش برای گریز از اتهام باشد.

حکومت می‌خواهد خیابان را به رفراندوم وفاداری تبدیل کند، اما واقعیت جامعه ایران بسیار پیچیده‌تر، زخمی‌تر و چندپاره‌تر از آن است که در قاب دوربین‌های رسمی جا بگیرد.

آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، نه وحدت یک ملت پشت حکومت، بلکه تلاش حکومتی محاصره‌شده برای قرض گرفتن مشروعیت از مردمی است که سال‌هاست از او فاصله گرفته‌اند.

بررسی اظهارات ترامپ درباره تغییر رژیم در ایران

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۱:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در اظهارنظری جدید، بار دیگر بر موفقیت عملیات نظامی آمریکا در ایران تاکید کرد و گفت: «تغییر در رژیم ایران رخ داده است.»

علی‌حسین قاضی‌زاده، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در این باره توضیح می‌دهد.

نخستین نبرد هوش مصنوعی: جنگ ایران چگونه شکل جنگیدن را تغییر داده است

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۵۱ (‎+۱ گرینویچ)

مایکل براون، مدیر پیشین واحد نوآوری دفاعی پنتاگون، در مقاله‌ای در نشریه فوربس از جنگ ایران به‌عنوان اولین جنگ مبتنی بر هوش مصنوعی یاد کرد و گفت این نبرد، ماهیت و شکل جنگ در آینده را تغییر خواهد داد.

او افزود این جنگ بزرگ‌ترین عملیات نظامی ایالات متحده از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ محسوب می‌شود، اما نخستین جنگ آمریکا است که در آن هوش مصنوعی، سامانه‌های خودکار و فناوری‌های تجاری نه نقشی مکمل بلکه نقشی اصلی را ایفا می‌کنند.

ادامه مطلب را این‌جا بخوانید.

اورشلیم‌پست: چشم‌انداز شاهزاده رضا پهلوی درباره آینده ایران و اسرائیل، توهم نیست

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۹:۰۵ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه اورشلیم‌پست در سرمقاله روز دوشنبه ۱۰ فروردین، آینده‌ای را که شاهزاده رضا پهلوی درباره ایران پس از جمهوری اسلامی ارائه می‌دهد، نه یک توهم بلکه چشم‌اندازی خوانده که شایسته توجه است و ارزش شنیدن دارد.

شورای سردبیری اورشلیم‌پست در یادداشت خود با اشاره به سخنان شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس اقدام سیاسی محافظه‌کاران (سی‌پک) در تگزاس تاکید کرده که این سخنان را باید مورد توجه قرار داد و هم‌زمان آن را در برابر واقعیت‌های سیاسی و خطرات منطقه‌ای سنجید.

شاهزاده رضا پهلوی شنبه هشت فروردین در سخنرانی خود در این نشست خواستار برچیدن کامل جمهوری اسلامی شد و از مخاطبان خواست «خاورمیانه‌ای جدید را تصور کنند که در آن ایران دوست اسرائیل است».

او گفت پس از جمهوری اسلامی، ایرانِ شریک دموکراتیک ایالات متحده و اسرائیل خواهد بود.

  • شاهزاده رضا پهلوی در سی‌پک: جمهوری اسلامی باید به‌طور کامل پایان یابد

    شاهزاده رضا پهلوی در سی‌پک: جمهوری اسلامی باید به‌طور کامل پایان یابد

به‌نوشته اورشلیم‌پست او درعین حال نسبت به هرگونه توافق با رژیم کنونی هشدار داد و گفت اپوزیسیون ایران همچنان پراکنده است.

شورای سردبیری اورشلیم‌پست در یادداشت خود تاکید کرده که این واقعیت‌ها باید در ابتدا بیان شوند، زیرا هم وعده و هم محدودیت‌های پیام شاهزاده رضا پهلوی را تعریف می‌کنند.

در این یادداشت گفته شده که او یک پیمان صلح، یک ائتلاف حاکم، یا نقشه راهی که احتمالا هفته آینده محقق شود ارائه نکرد اما استدلالی علنی و صریح را مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی نماینده تمام ایران نیست و دشمنی با اسرائیل دکترین یک رژیم است، نه حقیقتی ابدی درباره ایران، مطرح کرد.

به‌نوشته شورای سردبیری اورشلیم‌پست این تمایز برای اسرائیلی‌ها اهمیت دارد. برای نزدیک به نیم قرن، جمهوری اسلامی با پول، سلاح، آموزش و ایدئولوژی در یک کارزار منطقه‌ای علیه دولت یهود سرمایه‌گذاری کرده است. حزب‌الله، شبه‌نظامیان عراقی و حوثی‌ها همگی بخشی از این سیستم فشار بوده‌اند. اسرائیلی‌ها، به‌درستی، آموخته‌اند که تهران را به‌عنوان مرکز یک جنگ طولانی که از طریق موشک‌ها، نیروهای نیابتی و تروریسم انجام می‌شود، تلقی کنند.

  • نتانیاهو: رضا پهلوی در پی اتحاد برای تشکیل یک دولت انتقالی است

    نتانیاهو: رضا پهلوی در پی اتحاد برای تشکیل یک دولت انتقالی است

اسرائیل و ایران وزن تاریخی مشترکی دارند

به‌نوشته اورشلیم‌پست پهلوی از اسرائیلی‌ها می‌خواهد ایران را از رژیمی که از سال ۱۳۵۷ بر آن حکومت کرده جدا کنند. این یک ادعای سیاسی جدی است. همچنین باری تاریخی دارد. زمانی که او از کوروش بزرگ یاد می‌کند، تلاش دارد ایران را در داستانی بسیار قدیمی‌تر قرار دهد، داستانی که شامل تساهل ایرانی، حافظه یهودی، و دوره‌ای پیش از آن است که جمهوری اسلامی دشمنی با اسرائیل را به هویت دولتی تبدیل کند.

شورای سردبیری اورشلیم‌پست در سرمقاله خود تاکید کرده که معتقد است این ادعا شایسته آن است که حتی از سوی کسانی که در به قدرت رسیدن شاهزاده رضا پهلوی تردید دارند، به‌طور جدی شنیده شود.

  • ادامه سفر شاهزاده پهلوی به اسرائیل؛ دومین دیدار با نتانیاهو و بازدید از باغ‌های بهائیان

    ادامه سفر شاهزاده پهلوی به اسرائیل؛ دومین دیدار با نتانیاهو و بازدید از باغ‌های بهائیان

این روزنامه افزوده است که اسرائیلی‌ها دلیلی برای ساده‌لوحی ندارند. حاکمان ایران همچنان نیروهایی را که غیرنظامیان و سربازان اسرائیلی را هدف قرار می‌دهند تامین مالی، تسلیح و هدایت می‌کنند. یک سخنرانی در تگزاس میدان نبرد را تغییر نمی‌دهد. حزب‌الله را خلع سلاح نمی‌کند. کشتار هفت اکتبر یا سال‌ها استقرار ایران در سراسر منطقه را پاک نمی‌کند. احساسات، راهبرد نیستند و شعارها واقعیت‌های موجود در میدان را تغییر نمی‌دهند.

با این حال شورای سردبیری اورشلیم‌پست افزوده است: «اما راهبرد همچنین مستلزم توانایی تشخیص یک گشایش زمانی است که پدیدار می‌شود. خود توافق‌های ابراهیم برای سال‌ها به‌عنوان یک خیال دیپلماتیک تلقی می‌شدند. سپس رهبران تصمیم گرفتند آنچه را بسیاری ترجیح می‌دادند فقط در خلوت درباره آن صحبت کنند، به‌طور علنی بیان کنند: اینکه منافع مشترک از فرمول‌های قدیمی قوی‌تر است و عادی‌سازی علنی اهداف واقعی ملی را تامین می‌کند.»

این روزنامه نوشته است: «پهلوی تلاش می‌کند کاری مشابه را با ایران انجام دهد. او به مخاطبان غربی، کشورهای عربی، اسرائیلی‌ها، دیاسپورای ایرانی و ایرانیان داخل کشور می‌گوید که هم‌راستایی متفاوتی ممکن است، و اینکه اسرائیل لازم نیست برای همیشه به‌عنوان دشمن سازمان‌دهنده سیاست ایران باقی بماند.»

  • شاهزاده رضا پهلوی: به اسرائیل سفر می‌کنم تا پیام دوستی مردم ایران را برسانم

    شاهزاده رضا پهلوی: به اسرائیل سفر می‌کنم تا پیام دوستی مردم ایران را برسانم

شورای سردبیری اورشلیم‌پست با تایید این نظر که اپوزیسیون جمهوری اسلامی پراکنده است و در هر قضاوت باید این نکته را به رسمیت شناخت، افزوده است: «اعلام یک چشم‌انداز آسان‌تر از ساختن آن است. سقوط یک رژیم اگر رخ دهد، به‌طور خودکار نظم لیبرال، نهادهای پاک یا جانشینی باثبات ایجاد نمی‌کند.»

به نوشته این روزنامه، «با این حال، در اینکه یک چهره عمومی ایرانی به‌روشنی چیزی را بیان می‌کند که بسیاری دیگر از گفتن آن می‌پرهیزند، ارزشی وجود دارد. در رد این دروغ رژیم جمهوری اسلامی که نفرت از اسرائیل نشانه اصالت ایرانی است، ارزشی وجود دارد. در فراهم کردن زبانی برای اسرائیلی‌ها و ایرانیان برای چیزی غیر از جنگ دائمی، ارزشی وجود دارد.»

شورای سردبیری اورشلیم‌پست در سرمقاله خود از سیاست‌گذاران در اورشلیم و واشینگتن خواسته است که قضاوتی واقع‌گرایانه و سخت‌گیرانه داشته باشند: «پهلوی نباید رمانتیک‌سازی شود. او باید با واقعیت سیاسی، با سازمان‌دهی، با میزان حمایت در داخل ایران، و با توانایی‌اش برای تبدیل نمادگرایی به یک جایگزین معتبر آزموده شود. اما در عین حال، او نباید از سر عادت نادیده گرفته شود.»

در این سرمقاله گفته شده است که یکی از شکست‌های مکرر غرب در قبال ایران، محدود بودن تخیل آن بوده است. رویکرد غرب در قبال جمهوری اسلامی، اغلب میان ترس از رژیم و سازش با آن در نوسان بوده، گویی رژیم تنها ایرانِ موجود است.

در پایان این سرمقاله گفته شده است: «اسرائیل نمی‌تواند سیاست خود را تنها بر امید بنا کند. اما می‌تواند زمانی را که یک صدای ایرانی از چیزی سخن می‌گوید که به‌ندرت در این منطقه شنیده می‌شود، تشخیص دهد: استدلالی که صلح با اسرائیل را درون یک چشم‌انداز مشروع از آینده ایران قرار می‌دهد. آن افق دور است، اما ارزش نام بردن دارد.»

نخستین نبرد هوش مصنوعی: جنگ ایران چگونه شکل جنگیدن را تغییر داده است

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۲۳ (‎+۱ گرینویچ)

مایکل براون، مدیر پیشین واحد نوآوری دفاعی پنتاگون، در مقاله‌ای در نشریه فوربس از جنگ ایران به‌عنوان اولین جنگ مبتنی بر هوش مصنوعی یاد کرده که ماهیت و شکل جنگ در آینده را تغییر خواهد داد.

او در این مقاله نوشته است این جنگ بزرگ‌ترین عملیات نظامی آمریکا از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳محسوب می‌شود اما نخستین جنگ آمریکاست که در آن هوش مصنوعی، سامانه‌های خودکار و فناوری‌های تجاری نه نقشی مکمل بلکه نقشی اصلی را ایفا می‌کنند.

هوش مصنوعی در قلب زنجیره کشتار

براون در ادامه نوشته است: «زمانی که در سال ۲۰۱۸ به‌عنوان مدیر واحد نوآوری دفاعی پنتاگون منصوب شدم، پروژه «ماون» (Maven) از قبل آغاز شده بود. مدت‌ها پیش از ظهور مدل‌های زبانی بزرگ، پنتاگون با چند شرکت برای بهبود بینایی ماشین، توانایی هوش مصنوعی در تشخیص اشیاء در تصاویر ماهواره‌ای، همکاری می‌کرد تا کار تحلیل‌گران را آسان‌تر کند.»

  • نقش هوش مصنوعی در حملات به ایران زیر ذره‌بین؛ فناوری جدید و پرسش‌های جدی

    نقش هوش مصنوعی در حملات به ایران زیر ذره‌بین؛ فناوری جدید و پرسش‌های جدی

به‌گفته او پروژه «ماون» که به‌طور رسمی «تیم چندوظیفه‌ای جنگ الگوریتمی» نام داشت، در سال ۲۰۱۷ از سوی رابرت ورک، معاون وزیر دفاع، برای تسریع استفاده از یادگیری ماشین در اطلاعات شناسایی و اطلاعات جغرافیایی تاسیس شده بود. ژنرال جک شاناهان و سرهنگ درو کوکور آن را هدایت می‌کردند و آن را مسیری برای «روشن کردن شعله» هوش مصنوعی در وزارت دفاع می‌دانستند.

به‌نوشته مایکل براون این میراث به ستون اصلی عملیات نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی آمریکا یعنی «سیستم هوشمند ماون» شرکت پالانتیر منجر شد. «ماون» تصاویر ماهواره‌ای، ویدئوهای پهپادی، داده‌های راداری و اطلاعات سیگنالی را در یک رابط واحد ترکیب می‌کند و به اپراتورها اجازه می‌دهد اهداف را شناسایی کنند، سلاح پیشنهاد دهند و بسته‌های حمله را تقریبا در زمان واقعی ایجاد کنند.

او افزوده است: «نتایج خیره‌کننده بوده است. در جنگ ایران، با سرعتی که در سیستم‌های صرفا انسانی غیرقابل تصور بود، بیش از هزار هدف در ۲۴ ساعت نخست حمله مورد اصابت قرار گرفت. این سرعت با تنها ۱۰ درصد از تحلیل‌گران انسانی که قبلاً لازم بود به دست آمده است.»

  • نخستین جنگ هوش مصنوعی؟ چگونه الگوریتم‌ها و داده‌ها جنگ با ایران را دگرگون می‌کنند

    نخستین جنگ هوش مصنوعی؟ چگونه الگوریتم‌ها و داده‌ها جنگ با ایران را دگرگون می‌کنند

مایکل براون در عین حال نوشته است که محدودیت‌های این سیستم نیز قابل توجه است. دقت «ماون» حدود ۶۰ درصد است، در حالی که دقت تحلیل‌گران انسانی حدود ۸۴ درصد است. با وجود این، مدیر فناوری پالانتیر جنگ ایران را «نخستین عملیات نظامی گسترده مبتنی بر هوش مصنوعی» نامیده است، توصیفی که پرسش‌هایی درباره اخلاق هدف‌گیری مبتنی بر هوش مصنوعی و کفایت حفاظت از غیرنظامیان ایجاد می‌کند.

این بحث‌ها به اختلاف اخیر میان شرکت آنتروپیک (Anthropic) و وزارت جنگ انجامید. شرکت آنتروپیک تنها ارائه‌دهنده مدل زبانی بزرگی است که برای استفاده در سیستم‌های طبقه‌بندی‌شده تایید شده، و تصمیم برای جایگزینی آن ضربه‌ای به امنیت ملی تلقی می‌شود.

ظهور «انبوه دقیق»

مایکل براون در ادامه مقاله خود نوشته است: «این جنگ همچنین چندین مفهوم کلیدی دیگر را تایید کرد، از جمله مفهوم «انبوه دقیق» را که ایده‌ای است که بر اساس آن سامانه‌های ارزان و پرتعداد به بخش دائمی جنگ مدرن تبدیل خواهند شد.

  • گاردین: جنگ با حکومت ایران آغازگر عصر بمباران‌های مبتنی بر هوش مصنوعی شد

    گاردین: جنگ با حکومت ایران آغازگر عصر بمباران‌های مبتنی بر هوش مصنوعی شد

او افزوده در این جنگ، هر دو طرف این اصل را نشان دادند. جمهوری اسلامی از خانواده پهپادهای شاهد و همچنین شناورهای بدون سرنشین علیه کشتی‌رانی در خلیج فارس و دریای عمان استفاده کرد. آمریکا نیز با سیستم لوکاس (LUCAS) به این حملات پاسخ داد؛ پهپادی ارزان که از روی شاهد-۱۳۶ مهندسی معکوس شده و حدود ۳۵ هزار دلار قیمت دارد، یعنی یک پنجاهم قیمت موشک تاماهاک ۲.۵ میلیون دلاری.

به‌نوشته مدیر پیشین واحد نوآوری دفاعی پنتاگون، تمایل به استفاده از سامانه‌های خودکار اکنون بسیار بالا است و پنتاگون به‌سرعت در حال گسترش استفاده از پهپادهای هوایی، دریایی و زیرسطحی است. برنامه «برتری پهپادی» با هدف تولید ۳۰۰ هزار پهپاد ارزان (هر کدام حدود دو هزار دلار) در حال اجراست. همچنین هواپیماهای بدون سرنشین همراه جنگنده‌های پیشرفته مانند اف- ۲۲ و اف-۳۵ به‌کار گرفته خواهند شد. پیام روشن است: دوران اتکا به تجهیزات گران و محدود به پایان رسیده است.

حل معمای عدم تقارن هزینه

مایکل براون در مقاله خود استدلال کرده است که یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ ایران، مساله عدم تقارن هزینه است. آمریکا در جنگ ۱۲ روزه با جمهوری اسلامی حدود ۱.۸ تا ۲.۱ میلیارد دلار برای ۱۵۰ موشک رهگیر تاد (THAAD) هزینه کرد، در حالی که پهپادهای شاهد-۱۳۶ تنها ۲۰ هزار دلار قیمت دارند. نیروی دریایی آمریکا نیز پیش‌تر در مقابله با حوثی‌ها با همین مشکل مواجه شده بود: استفاده از موشک‌های گران برای نابودی پهپادهای ارزان.

به‌نوشته او، سلاح‌های انرژی هدایت‌شده به‌عنوان راه‌حلی برای این مشکل مطرح شدند. سیستم لیزری پرتو آهنین (Iron Beam) اسرائیل، نخستین سامانه عملیاتی لیزری، با هزینه حدود ۲.۵ دلار برای هر شلیک، در مقابل ۵۰ هزار دلار برای هر موشک رهگیر، تغییر بزرگی ایجاد کرده. اما محدودیت‌ها باقی است: این سیستم در هر زمان تنها یک هدف را می‌تواند هدف قرار دهد. بنابراین، نیاز به یک رویکرد چندلایه وجود دارد.

  • فایننشال تایمز: اسرائیل سال‌ها با هک و نفوذ اطلاعاتی، زمینه حمله به خامنه‌ای را فراهم کرد

    فایننشال تایمز: اسرائیل سال‌ها با هک و نفوذ اطلاعاتی، زمینه حمله به خامنه‌ای را فراهم کرد

یکپارچگی چند حوزه‌ای

براون افزوده است: «این جنگ نشان داد که جنگ مدرن نیازمند یکپارچگی کامل میان فضا، سایبر، زمین، دریا و هوا است. نیروی فضایی آمریکا با استفاده از حسگرهای مادون قرمز، پرتاب موشک‌ها را در لحظه شناسایی کرد و این شبکه‌های ماهواره‌ای تجاری مانند استارلینک بودند که ارتباطات مقاوم را فراهم کردند.»

به‌نوشته او، در حوزه سایبری، آمریکا و اسرائیل ارتباطات نظامی جمهوری اسلامی را مختل کردند و تهران نیز با حمله به مراکز داده تلاش کرد سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی را مختل کند. عملیات سایبری دیگر یک حوزه جداگانه نیست، بلکه مستقیما در عملیات نظامی ادغام شده است.

ضرورت تغییر راهبرد

مدیر پیشین واحد نوآوری دفاعی پنتاگون، در پایان مقاله خود تاکید کرده است که جنگ ایران نشان داد که ترکیب سامانه‌های پیشرفته گران‌قیمت با تجهیزات ارزان و انبوه ضروری است. بسیاری از سیستم‌های تسلیحاتی آمریکا بیش از ۳۰ سال عمر دارند و جایگزین آنها تا دهه ۲۰۳۰ آماده نخواهد شد. جنگ ایران نشان داد که پهپادهای ارزان و هوش مصنوعی می‌توانند در کنار این سیستم‌ها نقشی تعیین‌کننده داشته باشند.

به‌نوشته او پیامدهای این تغییر فراتر از خاورمیانه است. بازدارندگی در برابر چین نیز نیازمند همین رویکرد است. بدون حرکت سریع به سمت تولید انبوه تجهیزات ارزان، آمریکا ممکن است با شکاف توانمندی مشابه «پرل هاربر» مواجه شود. نخستین جنگ هوش مصنوعی این واقعیت را اثبات کرده است: عصر جدیدی از جنگ‌های چندبعدی و مبتنی بر هوش مصنوعی از همین حالا آغاز شده است و دیگر زمانی برای از دست دادن وجود ندارد.