سیانان: ایران محل نگهداری اورانیوم غنیشده را پلمب و ورودیها را مینگذاری کرده است
منابع آگاه از ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا به سیانان گفتند حکومت ایران در هفتههای اخیر اقدامات گستردهای برای مسدود کردن دسترسی به ذخایر اورانیوم با غنای بالا انجام داده و با فروریختن عمدی تونلها و مینگذاری ورودیها، حفاظت از این مواد را تشدید کرده است.
سیانان شنبه ۲۳ خرداد گزارش داد این اقدامها دسترسی به حدود نیم تُن اورانیوم با غنای نزدیک به سطح مورد نیاز برای ساخت سلاح هستهای را بهمراتب دشوارتر، خطرناکتر و زمانبرتر از گذشته کرده است.
به گفته منابع اطلاعاتی، این تحولات در شرایطی رخ داده که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، حدود یک ماه پیش بهطور علنی احتمال صدور دستور برای تصرف این مواد بهوسیله ارتش آمریکا را مطرح کرده بود.
این منابع گفتند استحکامات جدید ایران لایهای تازه از پیچیدگی را به توافق پیشنهادی دولت ترامپ با تهران برای انتقال و نابودی ذخایر اورانیوم اضافه کرده و این پرسش را مطرح ساخته که چه طرفی مسئولیت بیرون آوردن این مواد از زیر زمین را بر عهده خواهد گرفت.
نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل به درخواست سیانان برای اظهار نظر پاسخ نداده و کاخ سفید نیز به پرسشهای این شبکه واکنشی نشان نداده است.
اورانیوم؛ محور مذاکرات تهران و واشینگتن
ترامپ بارها اعلام کرده که کنترل و دسترسی به مواد هستهای در ایران یکی از اولویتهای اصلی آمریکا در مذاکرات جاری برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز است. آبراهی که جمهوری اسلامی عملا آن را مسدود کرده است.
همزمان، یک مقام ارشد دولت آمریکا که ۲۲ خرداد با خبرنگاران گفتوگو کرد، گفت دو طرف به توافقی نزدیکتر شدهاند که بر اساس آن تهران باید اورانیوم غنیشده خود را به آمریکا تحویل دهد.
به گفته این مقام، مواد هستهای ابتدا در محل نابود و سپس از ایران خارج خواهد شد.
با این حال، مقامهای ایرانی و آمریکایی روایتهای متفاوتی از توافق احتمالی ارائه کردهاند و جزییات دقیق آن همچنان روشن نیست.
۲۲ خرداد نیز انتشار متن منتسب به پیشنویس توافق در یکی از رسانهها در ایران، واکنش تند ترامپ را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
چند تن از منابع مطلع به سیانان گفتند حتی برای خود ایران نیز خارج کردن این مواد از محلهای نگهداری فعلی دشوار و خطرناک خواهد بود، زیرا چنین اقدامی به تجهیزات سنگین حفاری و عملیات گسترده مینروبی نیاز دارد.
اسکات روکر، مدیر دفتر حذف مواد هستهای در اداره ملی امنیت هستهای آمریکا بین سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۰، در گفتوگو با سیانان گفت: «اگر این گزارشها درست باشد، بدون تردید بازیابی اورانیوم با غنای بالا را پیچیدهتر خواهد کرد.»
او هشدار داد این وضعیت میتواند فرصتی برای پنهانکاری احتمالی حکومت ایران در روند اجرای تعهداتش ایجاد کند.
به گفته روکر، اگر مذاکرهکنندگان از ایران بخواهند کل ذخایر اورانیوم غنیشده را برای راستیآزمایی و انتقال یا رقیقسازی در یک محل متمرکز کند، مسئولیت دسترسی به این مواد و ارائه فهرست کامل آنها بر عهده تهران خواهد بود.
او افزود: «در چنین سناریویی نگران خواهم بود که ایران ادعا کند بخشی از اورانیوم با غنای بالا دیگر قابل بازیابی نیست. در آن صورت اطمینان کامل نخواهیم داشت که ایران در آینده دوباره به آن دسترسی پیدا نکند.»
ذخایر اورانیوم در کجا قرار دارند؟
جامعه بینالمللی معتقد است بخش عمده ذخایر اورانیوم غنیشده در ایران در تونلهای فروریخته مجتمع هستهای اصفهان نگهداری میشود و بخشی دیگر نیز در سایتهای دیگر قرار دارد.
سیانان پیشتر گزارش داده بود در اواخر اردیبهشت، ارتش آمریکا برای اجرای عملیاتی با هدف تصرف این مواد هستهای آماده شده بود، اما در نهایت این طرح بهدلیل خطرات بالا کنار گذاشته شد.
منابع آگاه گفتند از آن زمان تاکنون ایران به تقویت بیشتر استحکامات اطراف محلهای نگهداری اورانیوم غنیشده ادامه داده است.
ترامپ نیز پیشتر به دشواری عملیات تصرف این مواد اذعان کرده و در گفتوگویی با شبکه فاکسنیوز در اردیبهشت، ابراز تردید کرده بود که تهران بتواند بدون آگاهی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا به این ذخایر دسترسی پیدا کند.
او در گفتوگو با شان هنیتی گفته بود: «ما دقیقا میدانیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. هیچکس حتی به آن نزدیک هم نشده است.»
با این حال، دو تن از منابع مورد استناد سیانان معتقدند مطرح شدن علنی این ذخایر بهعنوان یک هدف احتمالی از سوی ترامپ، ممکن است خود عاملی برای تشویق حکومت ایران به افزایش تدابیر حفاظتی بوده باشد.
به گفته این منابع، حتی اگر توافق میان تهران و واشینگتن طی هفته آینده امضا شود، همچنان مذاکرات فنی گستردهای برای تعیین جزییات آینده برنامه هستهای ایران لازم خواهد بود.
سیانان گزارش داد خارج کردن اورانیوم از ایران احتمالا مستلزم استقرار یک تاسیسات سیار تخصصی خواهد بود که تحت مدیریت اداره ملی امنیت هستهای آمریکا و آزمایشگاه ملی اوکریج در ایالت تنسی فعالیت کند.
این شبکه پیشتر گزارش داده بود جرد کوشنر و استیو ویتکاف، مذاکرهکنندگان ارشد آمریکا، در اوایل خرداد از این مرکز بازدید کردهاند.
با این حال، حتی متخصصان ارشد جهان در زمینه انتقال و حذف مواد هستهای نیز برای انجام چنین ماموریتی به زمان قابل توجهی نیاز خواهند داشت.
ترامپ اوایل همین ماه به خبرنگاران گفت عملیات انتقال این مواد دستکم دو هفته زمان خواهد برد.
سیانان به نقل از منابع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی با تخریب تونلها و مینگذاری ورودیها، حفاظت از ذخایر اورانیوم غنیشده را افزایش داده است. این اقدام میتواند اجرای توافق احتمالی با آمریکا و انتقال یا راستیآزمایی ذخایر هستهای ایران را دشوارتر و زمانبرتر کند.
سیانان به نقل از پنج منبع آگاه از اطلاعات آمریکا گزارش داد جمهوری اسلامی در هفتههای اخیر با تخریب عمدی برخی تونلها و مینگذاری ورودیها، حفاظت از ذخایر اورانیوم با غنای بالا را افزایش داده است. به گفته این منابع، دسترسی به حدود نیم تن اورانیوم غنیشده اکنون بسیار دشوارتر و خطرناکتر از گذشته شده است.
این گزارش در حالی منتشر شده که دولت دونالد ترامپ در حال مذاکره با تهران بر سر توافقی است که بر اساس آن، اورانیوم غنیشده ایران به آمریکا تحویل داده و نابود شود. با این حال، منابع آگاه میگویند استحکامات جدید میتواند اجرای هرگونه توافق و راستیآزمایی آن را پیچیدهتر کند.
اسکات روکر، رییس پیشین دفتر انتقال مواد هستهای اداره ملی امنیت هستهای آمریکا، هشدار داد در صورت صحت این گزارشها، بازیابی ذخایر اورانیوم با غنای بالا دشوارتر خواهد شد و ممکن است درباره میزان واقعی مواد قابل دسترس ابهام ایجاد شود.
بر اساس این گزارش، بخش عمده ذخایر اورانیوم ایران در مجتمع هستهای اصفهان نگهداری میشود. سیانان پیشتر گزارش داده بود ارتش آمریکا در ماه مه طرحی برای تصرف این مواد را بررسی کرده اما به دلیل ریسک بالا از اجرای آن صرفنظر کرده است.
منابع مطلع میگویند حتی در صورت دستیابی به توافق، خارج کردن این مواد به عملیات پیچیده حفاری، مینروبی و مذاکرات فنی گسترده نیاز خواهد داشت.
نشریه اسپکتیتور در تحلیلی نوشت دولت دونالد ترامپ بدون شناخت کافی از ماهیت جمهوری اسلامی وارد جنگ با حکومت ایران شد و اکنون در وضعیتی گرفتار شده که نه از حمایت لازم برای تشدید جنگ برخوردار است و نه قادر است تهران را به پذیرش شروط خود وادار کند.
جاناتان اسپایر، تحلیلگر خاورمیانه، در یادداشتی در نشریه بریتانیایی اسپکتیتور، سیاست دولت ترامپ در قبال ایران را ترکیبی از تهدید نظامی، تلاش برای معامله و ناتوانی در درک ماهیت جمهوری اسلامی توصیف کرده و نوشته است که واشینگتن همچنان فاقد راهبردی روشن برای خروج از بحران کنونی است.
نویسنده به اظهارات متناقض ترامپ در روز پنجشنبه اشاره میکند؛ زمانی که رییسجمهوری آمریکا ابتدا تهدید کرد ایالات متحده در آیندهای نزدیک جزیره خارک و دیگر زیرساختهای نفتی ایران را تحت کنترل خود درخواهد آورد، اما چند ساعت بعد اعلام کرد عملیات نظامی برنامهریزیشده علیه حکومت ایران را لغو کرده است زیرا توافقی میان تهران و واشینگتن حاصل شده است.
به نوشته اسپایر، ترامپ در ابتدا در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت آمریکا «کنترل کامل بازارهای نفت و گاز ایران» را به دست خواهد گرفت. اما بعدتر در گفتوگو با فاکسنیوز گفت هرچند تصرف جزیره خارک را ترجیح میدهد، اما مطمئن نیست که افکار عمومی آمریکا آمادگی پذیرش چنین اقدامی را داشته باشد.
ساعاتی بعد نیز رییسجمهوری آمریکا از دستیابی به توافقی خبر داد که به گفته او «هم در کلیات و هم در جزئیات» مورد تایید طرفهای درگیر قرار گرفته است.
اسپکتیتور مینویسد رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران این ادعا را با تردید و تمسخر دنبال کردند. خبرگزاری تسنیم یادآوری کرد که ترامپ طی دو ماه گذشته دهها بار از دستیابی به توافق سخن گفته و خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که منابع ایرانی هنوز از نهایی شدن توافق سخن نمیگویند، هرچند احتمال توافق را منتفی نمیدانند.
نویسنده همچنین به واکنش اسرائیل اشاره میکند. به گفته او، منابع اسرائیلی تاکید کردهاند که دولت اسرائیل در روند مذاکرات حضور نداشته و طرف توافق احتمالی نیست. دفتر بنیامین نتانیاهو نیز اعلام کرده است که اسرائیل تنها در صورتی از توافق حمایت میکند که شامل خروج مواد غنیشده، برچیدن زیرساختهای غنیسازی، محدودیت برنامه موشکی ایران و پایان حمایت تهران از نیروهای نیابتی منطقهای باشد.
با این حال، اسپایر معتقد است هیچ نشانهای وجود ندارد که توافق مورد ادعای ترامپ چنین موضوعاتی را در بر بگیرد. به باور او، دولت آمریکا عملاً تلاش برای محدود کردن برنامه موشکی ایران و شبکه گروههای همپیمان منطقهای جمهوری اسلامی را کنار گذاشته و تمرکز خود را بر پرونده هستهای و بازگشایی تنگه هرمز قرار داده است.
این تحلیلگر مینویسد اطلاعات موجود نشان میدهد محور اصلی یادداشت تفاهم احتمالی، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز یک دوره ۶۰ روزه مذاکرات درباره سایر موضوعات اختلافی است.
به اعتقاد نویسنده، این رفتوبرگشتهای مداوم در مواضع ترامپ نشان میدهد که دولت آمریکا برنامه مشخصی برای حل بحران ندارد. از یک سو، واشینگتن از نظر نظامی توانایی بازگشایی تنگه هرمز با زور یا قطع کامل صادرات نفت ایران را دارد، اما از سوی دیگر، حمایت عمومی لازم برای گسترش جنگ و تحمل هزینههای انسانی آن وجود ندارد.
اسپایر مینویسد تصرف جزیره خارک احتمالاً مستلزم عملیات زمینی و پذیرش تلفات انسانی خواهد بود؛ موضوعی که جامعه آمریکا آمادگی آن را ندارد.
او همچنین معتقد است جمهوری اسلامی تمایلی ندارد که به ترامپ امکان دهد توافق احتمالی را بهعنوان یک پیروزی سیاسی یا خروجی آبرومندانه از بحران معرفی کند.
نویسنده ریشه این وضعیت را در ارزیابی نادرست دولت ترامپ از جمهوری اسلامی میداند. به نوشته او، ترامپ بارها گفته است که نیروی دریایی و نیروی هوایی حکومت ایران عملاً نابود شدهاند، اما مشکل اینجاست که قدرت اصلی جمهوری اسلامی در توان متعارف دریایی یا هوایی آن خلاصه نمیشود.
اسپایر جمهوری اسلامی را یک نظام ایدئولوژیک اسلامگرا توصیف میکند که درگیر نوعی «جنگ دائمی» است؛ جنگی که بیش از آنکه میان ارتشها باشد، میان جوامع، ایدئولوژیها و شبکههای نفوذ جریان دارد.
به باور او، توانایی جمهوری اسلامی در حفظ قدرت در داخل کشور و گسترش نفوذ منطقهای از خلیج عدن تا مدیترانه، ناشی از توان آن در بسیج وفاداریهای مذهبی، بهویژه در میان شیعیان، و تبدیل این ظرفیت به قدرت سیاسی و شبهنظامی است.
نویسنده معتقد است چنین درکی از ماهیت قدرت جمهوری اسلامی در نگاه ترامپ و اطرافیانش جایگاه چندانی ندارد. به باور او، رییسجمهوری آمریکا جهان را عمدتاً از دریچه معامله میبیند و تصور میکند در نهایت همه اختلافات از طریق توافق قابل حل هستند.
اسپایر با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ درباره تبادل آتش میان ایران و اسرائیل مینویسد که رییسجمهوری آمریکا معتقد است دو طرف «تفریح خود را کردهاند» و اکنون زمان بازگشت به میز مذاکره فرا رسیده است.
نویسنده در عین حال تاکید میکند که ترامپ برخلاف تصویری که پیش از ورود به سیاست از او وجود داشت، جنگطلب نیست و ترجیح میدهد اختلافات را از طریق توافق حل کند؛ بهویژه توافقی که در آن طرف مقابل برتری قدرت آمریکا را بپذیرد.
اما به اعتقاد او، جمهوری اسلامی حاضر نیست چنین نقشی را ایفا کند و همین موضوع موجب شده واشینگتن در وضعیت دشواری قرار گیرد؛ وضعیتی که در آن نه اراده سیاسی لازم برای تحمیل کامل خواستههای خود را دارد و نه میتواند حکومت ایران را به پذیرش شروط خود وادار کند.
اسپایر در ادامه با اشاره به تجربه اسرائیل مینویسد که این کشور نیز سالها در درک ماهیت پروژه اسلامگرایانهای که علیه آن شکل گرفته بود ناکام ماند و نتیجه آن سیاستهایی بود که به حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ انجامید.
به گفته او، اسرائیل پس از آن حمله بخشی از رویکرد خود را اصلاح کرده، اما همچنان با هزینهها و الزامات مقابله بلندمدت با حکومت ایران و متحدانش روبهرو است.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که دیپلماسی پرنوسان و متناقض دولت ترامپ نشان میدهد غرب هنوز ماهیت چالش ناشی از جمهوری اسلامی را بهطور کامل درک نکرده است.
او همچنین به موضع بریتانیا اشاره میکند؛ جایی که ایوت کوپر، وزیر خارجه این کشور، از «هر دو طرف» خواسته است خویشتنداری نشان دهند و برای دستیابی به توافقی پایدار به مذاکرات بازگردند. اسپایر این موضع را نمونهای از سردرگمی غرب در مواجهه با بحران کنونی توصیف میکند.
مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی آمریکا، میگوید جنگ ایران نشان داده که قدرت نظامی بهتنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقهای نیست و این درگیری پیامدهای مهمی برای تنگه هرمز، جنگ نامتقارن و آینده ائتلافهای آمریکا در خاورمیانه به همراه داشته است.
رییس شورای روابط خارجی آمریکا در یادداشتی تحلیلی با عنوان «محدودیتهای قدرت سخت در ایران» نوشت که جنگ اخیر با [حکومت] ایران، محدودیتهای قدرت نظامی و پیامدهای تضعیف نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد را آشکار کرده است.
او استدلال میکند که ایالات متحده در سالهای اخیر به سمت رویکردی حرکت کرده که بیش از گذشته بر قدرت سخت، اقدامات یکجانبه و استفاده از نیروی نظامی تکیه دارد. به گفته فرومن، واشینگتن به این نتیجه رسیده که بخشی از نظم بینالمللی مبتنی بر قواعد، که خود آن را ایجاد کرده بود، به جای ابزاری برای اعمال قدرت، به محدودیتی برای قدرت آمریکا تبدیل شده است.
فرومن در عین حال تاکید میکند که قدرت سخت نیز محدودیتهای خود را دارد. او میان عملیات محدود آمریکا در ونزوئلا برای بازداشت و استرداد نیکلاس مادورو و تلاش گستردهتر واشینگتن برای تغییر توازن قدرت در خاورمیانه از طریق جنگ با حکومت ایران تفاوت قائل میشود و مینویسد تجربه ایران نشان داده که بازآرایی نظم منطقهای با اتکا به قدرت نظامی بسیار دشوارتر از عملیاتهای محدود امنیتی است.
به اعتقاد او، سه پیامد مهم جنگ ایران شایسته توجه ویژه هستند: وضعیت آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی، تحول در جنگ نامتقارن و تاثیر جنگ بر شبکه ائتلافها و شراکتهای آمریکا.
در بخش نخست، فرومن به تنگه هرمز میپردازد و یادآور میشود که این آبراه پیش از آغاز مرحله جدید جنگ در ۹ اسفند باز بود، اما اکنون به یکی از مهمترین محورهای مذاکرات میان حکومت ایران و آمریکا تبدیل شده است.
او با اشاره به اظهارات اخیر ترامپ مینویسد که آمریکا در حال انتقال مخفیانه نفت از تنگه هرمز است. به گفته ترامپ، کشتیهایی که نفت را حمل میکنند بدون چراغ و بدون سامانههای رهگیری دریایی از تنگه عبور میکنند و تحت حفاظت نیروی دریایی آمریکا قرار دارند.
فرومن این وضعیت را متناقض میداند، زیرا به گفته او واشینگتن اکنون از همان روشهایی استفاده میکند که پیشتر توسط «ناوگانهای تاریک» چین، روسیه، کره شمالی و ایران برای دور زدن تحریمها به کار گرفته میشد.
او همچنین هشدار میدهد که حتی در صورت بازگشت تردد کشتیها به شرایط عادی، احتمال اعمال نوعی عوارض یا هزینه بر عبور کشتیها از تنگه هرمز افزایش یافته است. به اعتقاد او، اگر چنین الگویی تثبیت شود، ممکن است کشورهای دیگری که بر گذرگاههای راهبردی جهان تسلط دارند نیز به دنبال وضع هزینههای مشابه برآیند؛ از جمله اندونزی در تنگه مالاکا، مراکش در تنگه جبلالطارق و بریتانیا در تنگه دوور.
فرومن در بخش دیگری از یادداشت خود به جنگ نامتقارن میپردازد و مینویسد جنگ ایران بار دیگر نشان داد که برتری فناوری لزوماً به پیروزی کامل نظامی منجر نمیشود.
او مینویسد آمریکا خسارات گستردهای به تواناییهای موشکی، پهپادی، دریایی و پدافندی حکومت ایران وارد کرده و بسیاری از فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی را از میان برداشته است، اما با وجود این، جمهوری اسلامی همچنان توانسته با استفاده از پهپادها، موشکها و مینهای نسبتاً ارزانقیمت، امنیت یکی از مهمترین آبراههای جهان و همچنین منافع آمریکا و متحدانش در خلیج فارس را به چالش بکشد.
به گفته فرومن، این جنگ همچنین روند حرکت به سوی استفاده گستردهتر از سامانههای خودکار و بدون سرنشین را تسریع کرده است. او به استفاده رزمی ناوگان پنجم آمریکا از یک شناور سطحی بدون سرنشین برای نجات دو نظامی آمریکایی اشاره میکند و آن را نمونهای از تحول در شیوههای جنگی میداند.
با این حال، او خاطرنشان میکند که همین جنگ نشان داده تجهیزات ارزانتر مورد استفاده بازیگران ضعیفتر نیز میتوانند سامانههای پیشرفته و پرهزینه آمریکا را تهدید کنند؛ از جمله زمانی که یک پهپاد ایرانی موفق شد یک بالگرد آپاچی آمریکایی را هدف قرار دهد.
بخش سوم تحلیل فرومن به آینده ائتلافهای آمریکا در خاورمیانه اختصاص دارد. او یادآوری میکند که پیش از آغاز جنگ، حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در دستکم ۱۹ پایگاه نظامی در منطقه مستقر بودند؛ پایگاههایی که ستون اصلی نفوذ، بازدارندگی و حضور آمریکا در خاورمیانه به شمار میرفتند.
اما به گفته او، جنگ اخیر نشان داده که همین پایگاهها و اتحادها میتوانند کشورهای میزبان را به اهداف حملات حکومت ایران تبدیل کنند.
فرومن مینویسد در جریان جنگ، یک پهپاد ایرانی مرکز عملیات آمریکا در بندر شویبه کویت را هدف قرار داد و شش نظامی آمریکایی کشته شدند. او همچنین به حملات حکومت ایران به مجتمع گازی راس لفان قطر، پالایشگاههایی در عربستان سعودی و کویت، مخازن سوخت فرودگاه کویت، یک تاسیسات آبشیرینکن در بحرین و مراکز داده شرکت آمازون در امارات و بحرین اشاره میکند.
به باور او، این تحولات باعث شده برخی از متحدان آمریکا نسبت به هزینههای همکاری امنیتی با واشینگتن تردید کنند؛ بهویژه در شرایطی که تعهد آمریکا به دفاع از شرکای منطقهای خود، از نگاه برخی بازیگران منطقه، دیگر به استحکام گذشته نیست.
فرومن یادآوری میکند که حمله حکومت ایران به تاسیسات نفتی آرامکو در سال ۲۰۱۹ و خودداری آمریکا از پاسخ نظامی، پیشتر نیز تردیدهایی را در میان متحدان واشینگتن ایجاد کرده بود.
او هشدار میدهد که در نتیجه جنگ اخیر، آمریکا ممکن است با محدود شدن دسترسی به برخی پایگاههای منطقهای روبهرو شود و برخی از متحدان سنتی آن نیز برای حفظ امنیت خود به دنبال گزینههای جایگزین، از جمله گسترش روابط با روسیه و چین یا دستیابی به توافقهای مستقیم با حکومت ایران، بروند.
رییس شورای روابط خارجی آمریکا در پایان نتیجه میگیرد که صرفنظر از اینکه مذاکرات جاری به توافق منجر شود یا نه، آتشبس برقرار بماند یا درگیریها از سر گرفته شود، یک درس مهم از جنگ ایران باقی خواهد ماند: «تغییر دادن قواعد بازی یک چیز است و پیروز شدن در آن، چیز دیگری.»
فوربس گزارش داد توافق احتمالی دولت ترامپ با حکومت ایران میتواند شامل کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده تهران باشد؛ اقدامی که شباهتهایی با برجام دارد؛ توافقی که ترامپ سالها از آن انتقاد میکرد.
مجله فوربس در گزارشی نوشت که دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به دستیابی به توافقی جدید با ایران نزدیک شده است؛ توافقی که بنا بر گزارشها میتواند شامل کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده باشد؛ اقدامی که شباهتهایی با توافق هستهای دوران باراک اوباما دارد و ترامپ در گذشته بهشدت از آن انتقاد کرده بود.
به گزارش فوربس، هنوز مشخص نیست که کاهش تحریمها در توافق احتمالی دقیقاً چه ابعادی خواهد داشت، اما خبرگزاری رویترز گزارش داده است که این توافق میتواند شامل لغو تحریمهای مرتبط با صادرات نفت ایران و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای بلوکهشده تهران باشد.
با این حال، مقامهای ارشد دولت ترامپ تاکید کردهاند که هرگونه مزیت اقتصادی برای ایران مشروط به اجرای تعهدات از سوی تهران خواهد بود.
جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، روز جمعه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ایرانیها هیچ پول نقدی دریافت نمیکنند و هیچ منبع مالی صرفاً به دلیل امضای یک توافق یا حضور در یک نشست آزاد نخواهد شد.»
او افزود: «اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، مزایای اقتصادی نصیب آنها و کل منطقه خواهد شد.»
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز پیشتر گفته بود هرگونه کاهش تحریمها بهتدریج و بر اساس میزان پایبندی [حکومت] ایران به تعهداتش انجام خواهد شد. او در ماه مه گفته بود: «هر چیزی که قرار باشد برداشته شود، بهآرامی برداشته خواهد شد» و این روند به تحقق «نقاط عطف» مورد نظر آمریکا بستگی خواهد داشت.
فوربس یادآوری کرده است که ترامپ در سال ۲۰۱۵ از منتقدان اصلی توافق هستهای دولت اوباما با حکومت ایران، موسوم به برجام، بود و پس از ورود به کاخ سفید در سال ۲۰۱۸ بسیاری از تحریمهایی را که در چارچوب آن توافق لغو شده بود، دوباره برقرار کرد.
ترامپ و جمهوریخواهان همچنین از دولت اوباما به دلیل پرداخت ۱.۷ میلیارد دلار به ایران برای حلوفصل یک اختلاف قدیمی بر سر تجهیزات نظامی انتقاد میکردند. ترامپ در سال ۲۰۱۸ گفته بود که دولت اوباما «هواپیماها را با ۱.۸ میلیارد دلار پول نقد پر کرد و به ایران فرستاد.»
به نوشته فوربس، برخی از چهرههای برجسته جمهوریخواه نیز پیش از این بارها نسبت به توافق احتمالی جدید ابراز نگرانی کردهاند. مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین آمریکا، توافق مورد بحث را با برجام مقایسه کرده و گفته است چنین توافقی به معنای پرداخت پول به [حکومت] ایران برای توسعه برنامه تسلیحات کشتار جمعی و حمایت از اقدامات بیثباتکننده خواهد بود.
تد کروز، سناتور جمهوریخواه از تگزاس، نیز هشدار داده است که اگر نتیجه مذاکرات این باشد که ایران میلیاردها دلار دریافت کند، به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد و کنترل موثری بر تنگه هرمز داشته باشد، این یک «اشتباه فاجعهبار» خواهد بود.
فوربس همچنین به گزارش پیشین اکسیوس اشاره کرده که خبر داده بود آمریکا در حال بررسی آزادسازی ۲۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران در ازای کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم غنیشده است. ترامپ این گزارش را رد کرده و به رویترز گفته بود: «هیچ پولی رد و بدل نمیشود.»
در عین حال، ترامپ و ونس روز جمعه تاکید کردند که توافق احتمالی به سود ایران طراحی نشده است. ترامپ همچنین حکومت ایران را متهم کرد که برخی مفاد نادرست را به رسانهها درز داده، هرچند توضیح نداد که کدام بخش از گزارشهای منتشرشده نادرست است.
به نوشته فوربس، یکی از ابهامهای اصلی همچنان به سرنوشت تنگه هرمز مربوط میشود. هنوز مشخص نیست که آیا توافق احتمالی مستلزم تغییر در کنترل یا مدیریت این آبراه راهبردی خواهد بود یا نه. رسانههای دولتی ایران گزارش دادهاند که تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد، اما مدیریت آن در قالب همکاری مشترک میان ایران و عمان انجام میشود.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز جمعه شب به وقت ایران، در مصاحبه با صدا و سیما روایت حکومت از تفاهم احتمالی را تشریح کرد.
گزارش فوربس همچنین به یکی از مهمترین محورهای مذاکرات اشاره میکند؛ موضوعی که به پرونده هستهای ایران مربوط میشود. بر اساس گزارش رویترز که فوربس به آن استناد کرده، گفتوگوهای تفصیلی درباره برنامه هستهای ایران قرار است برای ۶۰ روز پس از دستیابی به توافق اولیه به تعویق بیفتد.
فوربس نتیجهگیری میکند که در حالی که دولت ترامپ تلاش میکند توافق احتمالی را با توافق دوران اوباما متفاوت جلوه دهد، گزارشهای منتشرشده نشان میدهد برخی از عناصر اصلی مورد انتقاد ترامپ در برجام، از جمله کاهش تحریمها و دسترسی ایران به منابع مالی، ممکن است در توافق جدید نیز حضور داشته باشند؛ هرچند دولت آمریکا اصرار دارد که هرگونه امتیاز اقتصادی به اجرای تعهدات از سوی ایران وابسته خواهد بود.
وزارت خارجه امارات متحده عربی گزارشهای منتشرشده درباره آزادسازی میلیاردها دلار منابع مالی برای حکومت ایران را «کاملاً نادرست و بیاساس» خواند.
این تکذیب در حالی منتشر شد که خبرگزاری رویترز به نقل از چند منبع آگاه گزارش داده بود ابوظبی با آزادسازی بین ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار برای تهران موافقت کرده و بخشی از این منابع نیز در اختیار حکومت ایران قرار گرفته است.
به گزارش رویترز، چهار منبع آگاه گفتهاند که امارات متحده عربی در چارچوب یک توافق سیاسی و امنیتی با حکومت ایران، با آزادسازی میلیاردها دلار برای تهران موافقت کرده است. این گزارش همزمان با مراحل پایانی مذاکرات گستردهتر میان جمهوری اسلامی و آمریکا برای پایان دادن به جنگ منتشر شده؛ مذاکراتی که به گفته دیپلماتها میتواند به آزادسازی دهها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی مسدودشده حکومت ایران در بانکهای خارجی منجر شود.
دو منبع منطقهای به رویترز گفتهاند که امارات با آزادسازی مجموعاً ۱۰ میلیارد دلار موافقت کرده و بیش از ۳ میلیارد دلار از این مبلغ تاکنون در اختیار ایران قرار گرفته است. دو منبع دیگر که از جزئیات توافق آگاه بودهاند، رقم کل منابع را ۲۰ میلیارد دلار اعلام کرده و گفتهاند این توافق در ازای توقف حملات جمهوری اسلامی به امارات حاصل شده است.
با این حال، وزارت خارجه امارات متحده عربی بامداد شنبه ۲۳ خرداد در بیانیهای اعلام کرد: «این ادعاها کاملاً نادرست و بیاساس هستند» و تاکید کرد که هیچیک از داراییهای مسدودشده ایران از طریق امارات آزاد، منتقل یا تسهیل نشده است. این وزارتخانه همچنین بهطور مشخص ادعای انتقال ۳ میلیارد دلار را رد کرد، اما توضیح بیشتری ارائه نداد.
پیش از انتشار این تکذیبیه، یک مقام اماراتی در پاسخ به پرسش رویترز درباره این گزارش گفته بود که کشورش در پی کاهش تنشها و تقویت صلح در منطقه است. او گفته بود سیاست خارجی امارات متحده عربی بر «تنشزدایی، کاهش بحرانها و حمایت از صلح و ثبات پایدار» استوار است و ابوظبی از تلاشهای آمریکا برای محافظت از مردم منطقه در برابر پیامدهای جنگ حمایت میکند.
رویترز گزارش داده است که هنوز مشخص نیست منابع مالی مورد اشاره از داراییهای دولت امارات متحده عربی تامین میشود یا از حسابهای مسدودشده حکومت ایران در نظام بانکی امارات و یا سایر منابع مالی متعلق به ایران منشأ میگیرد.
بر اساس این گزارش، توافق احتمالی میان تهران و ابوظبی نشانه تغییر قابل توجهی در روابط دو کشور پس از هفتهها درگیری است. در طول جنگ اخیر، حملات جمهوری اسلامی به امارات موجب کاهش ورود گردشگران، خالی شدن بخشی از هتلهای دبی، خروج برخی اتباع خارجی و آسیب به تصویر امن این شهر به عنوان یکی از مهمترین مراکز تجاری جهان شده بود.
یکی از منابع آگاه به رویترز گفته است این سازوکار به گونهای طراحی شده که هر یک از طرفها بتوانند آن را به عنوان یک موفقیت معرفی کنند. به گفته او، حکومت ایران میتواند مدعی دریافت غرامت جنگی شود، آمریکا میتواند تاکید کند که هیچ پولی پرداخت نکرده و امارات نیز امنیت خود و جایگاه اقتصادی دبی را حفظ خواهد کرد.
منبع دیگری گفته است در مقابل آزادسازی این منابع، حکومت ایران حملات موشکی و پهپادی علیه امارات را متوقف خواهد کرد و دو کشور روند بازسازی روابط دوجانبه، از جمله همکاریهای اطلاعاتی و اقتصادی، را آغاز خواهند کرد.
به گفته همین منبع، حکومت ایران برای دستیابی به توافقی مشابه با دستکم دو کشور دیگر عربی حوزه خلیج فارس نیز وارد گفتوگو شده است.
رویترز نوشته است آخرین حمله مستقیم شناختهشده جمهوری اسلامی به امارات در ۴ مه [۱۴ اردیبهشت] و علیه بندر فجیره در ساحل دریای عمان انجام شد.
این خبرگزاری همچنین گزارش داده است که مذاکرات میان دو طرف چند هفته پیش آغاز شد، اما پس از سفر مقامهای ارشد سپاه پاسداران به ابوظبی در هفته گذشته شتاب گرفت. به گفته یکی از منابع، این هیات با شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات و جانشین حاکم ابوظبی، دیدار کرده و در اقامتگاه او مستقر شده بود. پس از آن نیز مقامهای اماراتی برای مذاکره درباره جزئیات توافق به تهران سفر کردند.
رویترز در ادامه به نقش دبی در اقتصاد ایران اشاره کرده و نوشته است که بانکهای این شهر سالها میزبان سپردهها و داراییهای مرتبط با ایران بودهاند؛ داراییهایی که بخش مهمی از آنها تحت تاثیر تحریمهای آمریکا مسدود شدهاند.
در واشنیگتن، جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، جمعه ۲۲ خرداد گفت که هیچ پولی صرفاً در ازای امضای توافق یا حضور ایران در مذاکرات در اختیار تهران قرار نخواهد گرفت. او تاکید کرد هرگونه منافع اقتصادی احتمالی برای ایران به اجرای تعهدات از سوی تهران وابسته خواهد بود.
کاخ سفید و مقامهای ایرانی تا زمان انتشار گزارش به درخواستهای رویترز برای اظهارنظر پاسخ نداده بودند.
رویترز همچنین یادآوری کرده است که یک منبع ارشد ایرانی در ماه آوریل مدعی شده بود آمریکا با آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران در قطر و برخی بانکهای خارجی موافقت کرده است؛ ادعایی که در آن زمان از سوی یک مقام آمریکایی رد شد.
به گفته آن منبع ایرانی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران بهطور مستقیم با تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز مرتبط بوده است؛ موضوعی که همچنان یکی از محورهای اصلی مذاکرات برای پایان دادن به درگیریهای اخیر به شمار میرود.