• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

عراقچی خطاب به عربستان سعودی: وقت آن رسیده که نیروهای آمریکایی را بیرون کنیم

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، بامداد سه‌شنبه ۱۱ فروردین در شبکه اجتماعی ایکس تصویری از یک هواپیمای ایی-تری ایالات متحده که در پایگاه پرنس سلطان عربستان هدف موشک‌های بالستیک قرار گرفت، منتشر کرد و خطاب به عربستان سعودی نوشت: «وقت آن رسیده که نیروهای آمریکایی را بیرون کنیم.»

او نوشت: «ایران به پادشاهی عربستان سعودی احترام می‌گذارد و آن را ملتی برادر می‌داند. عملیات ما علیه متجاوزان دشمن است که هیچ احترامی برای اعراب یا ایرانیان قائل نیستند و نمی‌توانند هیچ امنیتی را تامین کنند. فقط ببینید ما با فرماندهی هوایی آنها چه کردیم.»

پربازدیدترین‌ها

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او
۱
روایت شما

انتقاد شهروندان از تیم محافظان شاهزاده رضا پهلوی در پی پاشیدن ماده رنگی به او

۲
اختصاصی

حلقه مجتبی خامنه‌ای و خط قرمز هسته‌ای، مانع اصلی مذاکرات با آمریکا شد

۳

شاهزاده رضا پهلوی خواستار طرح مساله اینترنت و حقوق بشر در مذاکرات با جمهوری اسلامی شد

۴
تحلیل

۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

۵
اختصاصی

قالیباف توبیخ شد و از ریاست تیم مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی کناره‌گیری کرد

انتخاب سردبیر

  • افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

    افشای شبکه جذب نیرو برای عملیات خرابکارانه جمهوری اسلامی در بریتانیا

  • آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

    آمریکا برای اطلاعات درباره رهبر گروه «کتائب سیدالشهدا» ۱۰ میلیون دلار جایزه تعیین کرد

  • نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

    نمایش وحدت در تهران؛ پاسخ هماهنگ به بحران رهبری یا انکار واقعیت‌ها؟

  • ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ
    تحلیل

    ۳ سناریو بازگشایی بورس پس از جنگ

  • واشینگتن پست: ترامپ برای رسیدن به اهدافش در قبال جمهوری اسلامی به توافق نیاز ندارد
    تحلیل

    واشینگتن پست: ترامپ برای رسیدن به اهدافش در قبال جمهوری اسلامی به توافق نیاز ندارد

  • جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

    جمهوری اسلامی سلطانعلی شیرزادی فخر، زندانی سیاسی را اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

اف‌بی‌آی: مهاجم کنیسه دیترویت تحت تاثیر حزب‌الله بود

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)

همزمان با افزایش نگرانی‌های بین‌المللی از فعال شدن هسته ترور خفته وابسته به جمهوری اسلامی در پی جنگ، اف‌بی‌آی اعلام کرد مردی که ۲۱ اسفند به یک کنیسه در حومه دیترویت حمله کرده بود، تحت تاثیر حزب‌الله لبنان قرار داشت.

به گفته جنیفر رانیان، رییس اف‌بی‌آی در دیترویت، ایمن محمد غزالی، شهروند آمریکایی-لبنانی ۴۱ ساله، پیش از حمله به کنیسه «تمپل اسرائیل» ویدیویی ضبط کرده و گفته بود می‌خواهد «تا جایی که می‌تواند افراد بیشتری را بکشد».

رانیان این حادثه را «یک اقدام تروریستی الهام‌گرفته از حزب‌الله که به عمد جامعه یهودیان و بزرگ‌ترین کنیسه میشیگان را هدف قرار داد» توصیف کرد.

ایمن محمد غزالی که سال ۲۰۱۱ با ویزای مهاجرتی برای همسران خارجی شهروندان آمریکا به ایالات متحده آمده بود، طبق گفته تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده، «با یکی از رهبران کشته‌شده حزب‌الله» ارتباط داشت.

ارتش اسرائیل ۲۴ اسفند اعلام کرده بود که ابراهیم محمد غزالی، برادر ایمن، از فرماندهان حزب‌الله بود و یک هفته پیش از حمله ایمن به کنیسه‌ «تمپل اسرائیل» در منطقه وست بلومفیلد تاون‌شیپ، در حملات ارتش اسرائیل به «یک سازه نظامی حزب‌الله که صدها موشک به سمت غیرنظامیان اسرائیلی پرتاب می‌کرد » کشته شده بود.

ایمن محمد غزالی ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ با وانت خود به کنیسه اسرائیل حمله کرد. او پیش از کوبیدن ماشین خود به این کنیسه، چند ساعت در پارکینگ منتظر ماند، سپس با وانت فورد خود از درها عبور کرد و وارد راهروی بخش آموزش کودکان شد و یک نگهبان را زیر گرفت. او سپس با نگهبان دیگری تبادل آتش کرد و در نهایت خود را به ضرب گلوله کشت. در این حادثه، هیچ‌یک از ۱۵۰ کودک و کارکنان حاضر آسیب ندیدند.

در خبرهای اولیه اعلام شده بود که مهاجم به ضرب گلوله پلیس کشته شد.

نگرانی از فعال‌ شدن هسته‌های خفته ترور در غرب به دست جمهوری اسلامی

دو روز پیش از اعلام این خبر، نیویورک‌پست در گزارشی به هشدار امنیتی نهادهای فدرال درباره احتمال فعال‌سازی «عوامل از پیش مستقرشده» حکومت ایران اشاره کرده بود. افزایش تنش‌ها میان جمهوری اسلامی با غرب به‌ویژه پس از حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل، نگرانی‌ها از تلافی‌جویی حکومت ایران را از طریق اجرای عملیات تروریستی به‌دست نیروهایی که از پیش در غرب مستقر کرده، افزایش داده است.

به نوشته نیویورک‌پست، این نگرانی وجود دارد که در صورت تشدید تنش‌ها، حکومت ایران به دنبال انجام حملاتی در داخل خاک آمریکا باشد.

شبکه ای‌بی‌سی نیوز نیز ۱۸ اسفند گزارش داده بود که دولت آمریکا به نهادهای مجری قانون در این کشور هشدار داده که ممکن است جمهوری اسلامی در حال فعال کردن سلول‌های خفته تروریستی خود در خارج از ایران باشد.

از ۱۹ اسفند که نخستین حملات آمریکا و اسرائیل با کشته شدن علی خامنه‌ای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، آغاز شد، به‌جز حمله به کنیسه دیترویت، دست‌کم هفت عملیات تروریستی دیگر در اروپا و آمریکا صورت گرفته که احتمال ارتباط آنها با جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی‌اش در دست بررسی است.

در تیراندازی ۱۱ اسفند در فضای باز یک آبجوفروشی در شهر آستین ایالت تگزاس که به کشته شدن سه شهروند و زخمی شدن ۱۵ نفر دیگر منجر شد، پلیس اعلام کرد که ضارب، مردی اهل سنگال، تی‌شرتی با پرچم ایران به تن داشت و روی آن لباسی با عبارت «متعلق به الله» پوشیده بود.

مقام‌های ایالت تگزاس اعلام کرده‌اند که احتمال ارتباط ضارب با جمهوری اسلامی در دست بررسی است. او که سال ۲۰۰۰ با ویزای توریستی به آمریکا آمده بود، به ضرب گلوله پلیس در محل حادثه کشته شد.

در نمونه‌ای دیگر که ۲۲ اسفند در کنیسه‌ای در روتردام هلند رخ داد، وزیر دادگستری هلند گفت که احتمال دخالت جمهوری اسلامی در دست بررسی است، با این حال تاکید کرد که هنوز به نتیجه قطعی نرسیده‌اند.

انتقام‌جویی به سبک حزب‌الله در دیترویت

به گفته رییس اف‌بی‌آی در دیترویت، در حساب‌های شبکه‌های اجتماعی غزالی، ویدیوها و تصاویری یافت شده که نشان می‌دهد او به انتقام‌جویی و ایدئولوژی حزب‌الله گرایش داشته است.

به گفته او، غزالی چند روز پیش از حمله، کنیسه‌ها و مراکز فرهنگی یهودیان در میشیگان را جست‌وجو و در نهایت «تمپل اسرائیل» را انتخاب کرده بود. او حتی زمان ناهار در این مجموعه را نیز بررسی کرده بود.

در خودروی او مقدار زیادی مواد آتش‌زا از جمله ادوات صنعتی آتش‌بازی‌های و بیش از ۳۰ گالن (حدود ۱۱۳ لیتر) بنزین پیدا شد. هنگام اصابت ماشین او به ساختمان کنیسه در موتور ماشینش حریق رخ داد اما به انفجار یا آتش‌سوزی گسترده منجر نشد.

بر اساس اطلاعات ثبت شده در تماس‌های اضطراری ۹۱۱، همسر سابق غزالی هم‌زمان با حمله به پلیس اطلاع داده بود که او پس از کشته شدن چند نفر از اعضای خانواده‌اش در حمله هوایی اسرائیل به لبنان، دچار آشفتگی شدید و افکار خودکشی شده است.

این حمله هوایی چند روز پس از آغاز جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا در روز ۹ اسفند رخ داد.

علاوه بر افرادی نظیر ایمن غزالی، مقامات آمریکا نگران افرادی هستند که از سوی جمهوری اسلامی برای انجام عملیات یا اقداماتی وارد آمریکا شده‌اند.

بر اساس داده‌های گمرک و حفاظت مرزی آمریکا که در گزارش نیویورک‌پست به آن استناد شده، شمار ایرانیان رهگیری‌شده بین سال‌های ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به حدود ۱۶۵۰ نفر رسیده است.

به نوشته این رسانه، برخی از این افراد از مسیرهایی مانند سائوپائولو در برزیل، یکی از مراکز شناخته‌شده جعل گذرنامه، وارد این مسیرها شده‌اند. با این حال روزنامه نیویورک‌پست نوشت آنچه بیش از همه موجب نگرانی است، تعداد نامشخص افرادی است که ممکن است بدون شناسایی وارد کشور شده باشند.

بقایی بار دیگر تاکید کرد: در ۳۱ روز گذشته مذاکره‌ای با آمریکا انجام نشده است

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، شامگاه دوشنبه ۱۰ فروردین با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس اظهارات خود در نشست رسانه صبح دوشنبه را تکرار کرد و گفت که در ۳۱ روز گذشته «هیچ مذاکره‌ای با آمریکا» انجام نشده است.

او در این پست نوشت: «آنچه که بوده، ارائه درخواست مذاکره همراه با مجموعه‌ای از پیشنهادها از طرف آمریکا بوده که توسط برخی واسطه‌ها از جمله پاکستان به دست ما رسیده است.»

او در توضیح موضع جمهوری اسلامی نیز نوشت: «موضع ما خیلی روشن است. ما الان در شرایطی که تعرض و تجاوز نظامی آمریکا با شدت ادامه دارد، همه تلاش و توانمان مصروف دفاع از کیان ایران است. ما تجارب قبلی را با گوشت و پوست و استخوان خود لمس کرده‌ایم، و خیانتی که در دو نوبت در عرض کمتر از یک سال به دیپلماسی شد را فراموش نمی‌کنیم.»

صدای انفجار در شهرضا، بوشهر، شیراز و بندرعباس در شامگاه دوشنبه

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

پیام‌های رسیده با ایران‌اینترنشنال از شنیده شدن صدای انفجار در شهرضا، بوشهر، شیراز و بندرعباس در شامگاه دوشنبه دهم فروردین حکایت کرد.

شهروندی از شهرضا، در ۷۴ کیلومتری جنوب شهر اصفهان، نوشت حوالی ساعت ۹ شب صدای انفجار در محدوده پادگان ثارالله و امام حسین شنیده شد.

پیام‌های دریافتی از شهر شیراز نیز از شنیده شدن صدای بیش از ۱۰ انفجار همراه با پرواز جنگنده‌ها در ساعت ۲۱:۳۰ خبر می‌دهند.

پیام های دریافتی از دو شهر بوشهر و بندرعباس نیز حاکی از این است که در هر دو شهر حوالی ساعت ۲۳:۳۰ صدای انفجارهایی شنیده شد. یک شهروند از بندرعباس نوشت که به نظر می‌رسد «انبار مهمات پایگاه هوایی» هدف قرار گرفت.

عربستان، اردن و قطر: ادامه حملات تهران به اهداف غیرنظامی نشانه تشدید منازعه است

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)

رهبران کشورهای عربستان سعودی، قطر و اردن دوشنبه در نشستی در شهر جده حضوری گرد هم آمدند تا درباره تنش‌های منطقه و راه‌های پیشگیری از تشدید درگیری‌ها رایزنی کنند.

آنها در پایان این جلسه با انتشار بیانیه‌هایی هشدار دادند که ادامه حملات حکومت ایران، به‌ویژه به اهداف غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی، نشانه تشدید خطرناک منازعه است.

به نقل از آسوشیتدپرس، این گفت‌وگوها بر هماهنگی برای یک پاسخ منطقه‌ای، حمایت از تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها، و مدیریت پیامدهای اقتصادی درگیری متمرکز بود.

چرا جمهوری اسلامی زیر بمباران هم مردم را به خیابان می‌خواند؟

۱۰ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

خیابان برای حکومت بر سر کار آمده پس از انقلاب ۵۷، همواره صحنه بازسازی اقتدار، تولید مشروعیت و تقسیم مردم به «وفادار» و «دشمن» بوده است. این روند، اکنون نیز با قدرت در حال پیگیری است تا جایی که از طرفداران، سپری انسانی ساخته است.

در نگاه اول، دعوت حکومت به حضور خیابانی در میانه بمباران و موشک‌باران، رفتاری متناقض و حتی غیرعقلانی به نظر می‌رسد. وقتی آژیر خطر، انفجار، تخلیه شهرها، آوارگی و ترس روزمره بر زندگی مردم سایه انداخته، انتظار طبیعی این است که دولت شهروندان را به پناه گرفتن، کاهش تردد و حفظ جان دعوت کند.

اما جمهوری اسلامی در همین شرایط نه تنها از منطق حفاظت از غیرنظامیان پیروی نمی‌کند، بلکه می‌کوشد خیابان را زنده نگه دارد: از راهپیمایی و مراسم رسمی گرفته تا تشییع‌ها و عزاداری برای رهبر کشته شده، تجمع‌های مناسبتی و نمایش‌های وفاداری.

رسانه‌های رسمی و نهادهای امنیتی بر ضرورت حضور و «ایستادگی» تاکید دارند و فرماندهان امنیتی نیز معترضان احتمالی را به برخوردی در حد «دشمن» تهدید می‌کنند.

این رفتار را نباید صرفا به حساب بی‌مسئولیتی یا بی‌کفایتی گذاشت؛ هرچند هر دو در آن دیده می‌شوند.

مساله در واقع عمیق‌تر است: جمهوری اسلامی در لحظات بحران، بیش از آن که به حفاظت از جامعه فکر کند، به حفاظت از روایت خود می‌اندیشد. خیابان برای این نظام، فقط فضای عمومی نیست؛ صحنه‌ای است که در آن باید به جهان، به رقیب خارجی و مهم‌تر از همه به جامعه ایرانی نشان دهد هنوز «بدنه» دارد، هنوز فرمانش نافذ است و هنوز می‌تواند مردم را به حرکت درآورد.

در شرایطی که حتی برخی ارزیابی‌های بین‌المللی می‌گویند بمباران به خودی‌ خود لزوما به فروپاشی ساختار قدرت در ایران منجر نمی‌شود، حفظ تصویر انسجام داخلی برای حکومت به یک ضرورت امنیتی تبدیل شده است.

  • حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

    حکومت‌ها واقعا چگونه فرو می‌پاشند؟

خیابان و کارکرد سیاسی ازدحام

به بیان دیگر، رژیم از مردم نمی‌خواهد به خیابان بیایند چون خیابان امن است؛ از آنان می‌خواهد بیایند چون خیابانِ پر شده، برایش کارکرد سیاسی دارد.

حکومت می‌خواهد دوربین‌ها جمعیت را ببینند، پهپادها ازدحام را ثبت کنند، رسانه‌های رسمی قاب‌هایی از «وحدت ملی» بسازند و دشمن خارجی این پیام را دریافت کند که حملات نظامی هنوز شکاف مرگبار میان دولت و جامعه را به شورش تبدیل نکرده است.

در این منطق، هر بدنِ حاضر در خیابان، نه یک شهروند، بلکه یک نشانه است: نشانه‌ای برای بقا. حتی وقتی این حضور با ترس، اجبار نرم، بسیج اداری، فشار سازمانی یا فقدان امکان امتناع همراه باشد، باز هم در دستگاه تبلیغاتی رژیم به‌عنوان «حمایت مردمی» مصرف می‌شود.

گزارش‌های اخیر از تشییع‌های حکومتی، راهپیمایی‌های مناسبتی و تاکید رسانه‌های رسمی بر «حضور گسترده»، دقیقا در همین چارچوب قابل فهم است.

  • جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

    جنگ جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا چگونه پایان می‌یابد؟

جنگ در دو جبهه

جمهوری اسلامی در چنین لحظاتی دو جنگ را همزمان پیش می‌برد: جنگ بیرونی با دشمن نظامی، و جنگ درونی با مساله مشروعیت.

بمباران، فقط تاسیسات و فرماندهان را هدف نمی‌گیرد و همزمان این پرسش را هم با صدایی بلندتر به میان می‌آورد: آیا حکومتی که نتوانسته از آسمان کشور دفاع کند، هنوز شایسته اطاعت است؟

پاسخ رژیم به این پرسش، نه در قالب پاسخگویی، بلکه در قالب نمایش است. به جای اینکه بپرسد چرا شهروند ایرانی باید زیر موشک جان بدهد، می‌پرسد چگونه می‌توان همین شهروند را به ابزار اثبات «استقامت ملی» بدل کرد.

به همین دلیل است که حکومت، آسیب‌پذیری خود را با بسیج نمادین مردم جبران می‌کند.

خیابان برای جمهوری اسلامی نوعی زره رسانه‌ای است: پوششی برای پنهان کردن شکست‌های امنیتی، شکاف‌های قدرت و جانشینی در راس نظام.

مساله فقط تصویرسازی هم نیست. دعوت مردم به خیابان، یک کارکرد دیگر نیز دارد: بازآرایی دستگاه سرکوب.

در شرایط جنگی، حکومت می‌کوشد مرز میان «شهروند عادی» و «عامل دشمن» را هرچه باریک‌تر و سیال‌تر کند.

وقتی رسما هشدار داده می‌شود کسانی که «در خط دشمن» به خیابان بیایند دیگر معترض تلقی نمی‌شوند بلکه «دشمن» شمرده خواهند شد، حکومت در عمل در حال تغییر رژیم حقوقی اعتراض است: از اعتراض مدنی به شورش امنیتی و از شهروند منتقد به هدف مشروع سرکوب.

  • وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

    وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

خیابان؛ صحنه اطاعت یا میدان مجازات

تهدید به تکرار یا حتی تشدید سرکوب خونین قبلی نیز همین معنا را دارد. در چنین وضعی، دعوت به خیابان فقط متوجه نیروهای وفادار نیست. پیامی است به همه جامعه که خیابان یا باید به صحنه اطاعت تبدیل شود یا به میدان مجازات.

از این زاویه، حکومت یک تاکتیک کلاسیک دولت‌های ایدئولوژیک را به کار می‌بندد: تبدیل خطر خارجی به انضباط داخلی.

جنگ برای این نوع حکومت‌ها فقط تهدید نیست؛ فرصت هم هست. فرصت برای تعلیق معیارهای عادی، تشدید امنیتی‌سازی، بستن فضای انتقاد، افزایش بازداشت‌ها، متهم کردن مخالفان به جاسوسی و جا انداختن این گزاره که «اکنون وقت حساب‌کشی نیست، وقت صف‌بندی است».

در روزهای اخیر نیز چند فقره اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت ده‌ها نفر به اتهام ارتباط با آمریکا و اسرائیل، همراه با تهدیدهای رسانه‌ای و امنیتی علیه منتقدان داخل و خارج کشور، نشان داده که جمهوری اسلامی از وضعیت جنگی برای بازتعریف مخالف سیاسی به‌عنوان «همدست دشمن» بهره می‌برد.

دعوت مردم به خیابان همچنین تلاشی است برای خنثی کردن یک خطر روانی بزرگ‌تر: سکوت جامعه.

100%

نشانگان خیابان خالی

برای حکومت‌های اقتدارگرا، خیابان خالی فقط نشانه ترس مردم نیست. نشانه تنهایی حکومت است. نظامی که سال‌ها مشروعیت خود را با راهپیمایی‌های رسمی، تشییع‌های عظیم و حضورهای سازمان‌دهی‌شده نشان داده، خوب می‌داند خیابان بی‌جمعیت در لحظه جنگ می‌تواند از هر بیانیه‌ای رسواتر باشد.

خیابان خالی به معنای آن است که حتی در لحظه «تهاجم خارجی» نیز جامعه حاضر نیست خود را با دولت یکی بداند. به همین دلیل، رژیم برای پر کردن خیابان نه فقط با انگیزه ایدئولوژیک، بلکه از سر وحشت از خلأ عمل می‌کند؛ خلأیی که می‌تواند معنای سیاسی و حتی تاریخی پیدا کند.

در این میان، نباید فراموش کرد که این سیاست از منظر انسانی نیز ماهیتی عمیقا ابزاری دارد.

حکومتی که مردمش را در معرض خطر مستقیم نگه می‌دارد تا از حضور آنان مشروعیت نمادین استخراج کند، در واقع شهروند را نه سوژه صاحب حق، بلکه ماده خام قدرت و سپر انسانی می‌بیند.

جان مردم در این منطق، ارزشی ذاتی ندارد؛ ارزشش تابع کارکرد سیاسی آن است. اگر در خانه بمانند، «منفعل» یا «مرعوب»اند؛ اگر به خیابان بیایند، «امت مقاوم»اند؛ و اگر اعتراض کنند، «عامل دشمن». این همان سه‌گانه‌ای است که در آن هیچ جایگاهی برای شهروند مستقل، منتقد و خواهان بقا باقی نمی‌ماند.

حتی وقتی مردم صرفا می‌خواهند زنده بمانند، حکومت از آنان وفاداری نمایشی مطالبه می‌کند، چون بیش از جان مردم، از فروریختن هیبت خود می‌ترسد.

او می‌داند جنگ می‌تواند ناتوانی‌اش را برهنه کند، شکافش با جامعه را آشکارتر سازد و پرسش مشروعیت را بی‌رحمانه‌تر از همیشه به میان آورد. پس می‌کوشد با گردآوردن بدن‌ها در خیابان، تصویری از اقتدار بازسازی کند. تصویری که هم برای مصرف داخلی لازم است و هم برای پیام‌رسانی خارجی.

اینجا خیابان نه محل همبستگی ملی، بلکه ابزار کنترل ادراک است و درست به همین دلیل، باید در برابر این روایت ایستاد: حضور مردم در خیابان لزوما نشانه رضایت یا حمایت نیست؛ چه بسا نشانه اجبار، ترس، بی‌پناهی، عادت، یا حتی تلاش برای گریز از اتهام باشد.

حکومت می‌خواهد خیابان را به رفراندوم وفاداری تبدیل کند، اما واقعیت جامعه ایران بسیار پیچیده‌تر، زخمی‌تر و چندپاره‌تر از آن است که در قاب دوربین‌های رسمی جا بگیرد.

آنچه امروز در ایران دیده می‌شود، نه وحدت یک ملت پشت حکومت، بلکه تلاش حکومتی محاصره‌شده برای قرض گرفتن مشروعیت از مردمی است که سال‌هاست از او فاصله گرفته‌اند.