• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جنازه محافظ علی شمخانی پس از یک‌ماه شناسایی شد

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)
100%

‌مهدیه شادمانی، دختر علی شادمانی، فرمانده کشته‌شده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در جریان جنگ ۱۲ روزه، در استوری اینستاگرام خبر داد که جنازه محمد قنبری، از محافظان علی شمخانی، دبیر شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی، پس از یک‌ماه شناسایی شده است.

او از برگزاری مراسم تشییع جنازه محمد قنبری خبر داده است.

علی شمخانی، دبیر شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی، در حملات آمریکا و اسرائیل به دفتر خامنه‌ای، در روز شنبه، ۹ اسفندماه کشته شد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

۵

نفت‌کش‌های ایرانی برای عبور از محاصره آمریکا «در تاریکی» حرکت می‌کنند

انتخاب سردبیر

  • حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

    حضور در جام‌جهانی در هاله‌ای از ابهام؛ شورای عالی امنیت ملی تصمیم نهایی را می‌گیرد

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟
    تحلیل

    جنگ یا فروپاشی اقتصادی؛ آیا جمهوری اسلامی می‌تواند در برابر فشارها دوام بیاورد؟

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

•
•
•

مطالب بیشتر

تعویض پیراهن مهدی طارمی با جونی ناعور، بازیکن اسرائیلی تیم فوتبال لاریسا در یونان

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

کانال ۵ اسرائیل خبر داده که جونی ناعور، هافبک اسرائیلی لاريسا، پس از تساوی بدون گل برابر المپیاکوس، پیراهن خود را با مهدی طارمی، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران، عوض کرد. این اتفاق در حالی رقم خورد که بیش از بیست روز از حملات آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی می‌گذرد.

این کانال در ادامه نوشت: «ناعور ۹۰ دقیقه کامل در میدان حضور داشت و نقش مهمی در تساوی بدون گل لاريسا برابر المپیاکوس ایفا کرد. او در طول مسابقه مامور مهار طارمی بود و به ویژه در ضربات کرنر او را به صورت نفر به نفر پوشش می‌داد؛ موضوعی که باعث برخوردهای نزدیک میان این دو بازیکن شد.»

در ادامه آمده: «در پایان مسابقه، دو بازیکن پیراهن‌های خود را با یکدیگر عوض کردند؛ اقدامی که در شرایط فعلی منطقه، توجه‌برانگیز بود. با این حال، مشخص نیست که طارمی از اسرائیلی بودن ناعور اطلاع داشته است یا نه.»

این اتفاق در حالی رقم خورده که سردار آزمون، زوج مهدی طارمی در تیم ملی، به دلیل انتشار تصاویری از دیدارش با حاکم دبی، پس از حملات جمهوری اسلامی به امارات متحده عربی، از تیم ملی کنار گذاشته شد.

انتقال بخش عمده‌ای از فعالیت‌های ‌شرکت هواپیمایی ارکیا از اسرائیل به اردن و مصر

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

‌شرکت هواپیمایی ارکیا اعلام کرد که در حال انتقال بخش عمده‌ای از فعالیت‌های خود از اسرائیل به فرودگاه عقبه در اردن و فرودگاه طابا در مصر است.

این تصمیم در پی مصوبه وزارت حمل‌ونقل اسرائیل برای محدود کردن تعداد مسافران خروجی از فرودگاه بن‌گوریون به ۵۰ نفر در هر پرواز اتخاذ شده است.

این شرکت همچنین اعلام کرد که چارچوب فعلی عملا به معنای بسته شدن آسمان اسرائیل است و پروازهای آن به مقاصدی مانند نیویورک، بانکوک و هانوی با ظرفیت کامل از فرودگاه عقبه انجام خواهد شد.

دست‌کم ۴۰ زیرساخت انرژی در ۹ کشور خاورمیانه به‌شدت آسیب دیده‌اند

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۷:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

فاتح بیرول، مدیر آژانس بین‌المللی انرژی، بار دیگر هشدار داد که جهان ممکن است به‌دلیل جنگ در خاورمیانه با بدترین بحران انرژی در چند دهه اخیر مواجه شود.

او افزود: «دست‌کم ۴۰ زیرساخت انرژی در ۹ کشور خاورمیانه به‌شدت آسیب دیده‌اند.»

بیرول ادامه داد: «تا امروز، ما روزانه ۱۱ میلیون بشکه را از دست داده‌ایم، که از مجموع دو بحران بزرگ نفتی نیز بیشتر است.»

مدیرعامل آرامکو حضور خود در کنفرانس انرژی سراویک را لغو کرد

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

در حالی که جنگ در ایران وارد چهارمین هفته شده، پیامدهای آن بازار جهانی انرژی را تحت فشار قرار داده است.

خبرگزاری رویترز گزارش داد امین ناصر، مدیرعامل شرکت سعودی آرامکو، به دلیل ادامه درگیری با حکومت ایران، حضور خود در کنفرانس انرژی سراویک (CERAWeek) در هیوستون را لغو کرده و در عربستان سعودی باقی مانده است.

این نشست از مهم‌ترین رویدادهای سالانه صنعت انرژی به شمار می‌رود.

به نوشته رویترز، ناصر که از سخنرانان اصلی این کنفرانس بود، حتی پیام ویدیویی نیز ارسال نخواهد کرد.

این تصمیم نشانه‌ای از ابعاد بحران برای آرامکو ارزیابی شده؛ شرکتی که با چالش‌هایی کم‌سابقه از زمان حملات سال ۲۰۱۹ به تاسیسات نفتی و دوران همه‌گیری کرونا روبه‌روست.

گزارش حاکی است بسته شدن عملی تنگه هرمز و حملات به زیرساخت‌های انرژی در خلیج فارس، از جمله تاسیسات مرتبط با آرامکو، بازارها را مختل کرده است.

همزمان دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تهدید کرده در صورت باز نشدن تنگه هرمز، زیرساخت‌های انرژی ایران را هدف قرار خواهد داد.

کاهش حضور دیگر بازیگران منطقه‌ای در این کنفرانس نیز از تشدید نگرانی‌ها حکایت دارد.

نوروز و روان جمعی: بازسازی امید و هویت در دل بحران

۳ فروردین ۱۴۰۵، ۰۶:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
صبا آلاله

این روزها، بسیاری از ما مجموعه‌ای از احساسات سنگین و گاه متناقض را تجربه کرده‌ایم: اندوه عمیق برای عزیزانی که از دست رفته‌اند، خشم از ناعادلانه بودن شرایط، اضطراب و نگرانی نسبت به آینده، ترس و سردرگمی، و در عین حال لحظاتی از امید، سبکی یا حتی آرامش کوتاه.

این هیجانات گاهی به شکل دوگانه و هم‌زمان در ذهن ما حضور دارند: ممکن است در لحظه‌ای غمگین و سوگوار باشیم و در لحظه‌ای دیگر، با مشاهده نشانه‌هایی از تغییر یا امید، احساس رضایت یا خوشحالی کنیم.

در چنین شرایطی، تجربه‌های روانی نه تنها پیچیده و چندلایه‌اند، بلکه متفاوت و شخصی هستند.

همین پیچیدگی در رابطه با آیین‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. هر آیین فرهنگی، بسته به تجربه و شرایط فرد می‌تواند هم‌زمان فرصتی برای امید و بازسازی پیوند اجتماعی باشد و هم یادآور فقدان‌ها و خلأها.

به این ترتیب، هر آیین، در دل بحران، می‌تواند تجربه‌ای چندلایه و متناقض ایجاد کند.

در فرهنگ ما، برخی آیین‌ها صرفا مجموعه‌ای از مراسم نیستند؛ آن‌ها بخشی از حافظه‌ جمعی و هویت فرهنگی جامعه‌اند.

نوروز از مهم‌ترین این آیین‌هاست؛ جشنی که در سنت ما، نماد نو شدن، امید و آغاز چرخه‌ای تازه از زندگی است. نوروز نه فقط آغاز سال، بلکه یادآور امکان بازگشت زندگی، عبور از زمستان و شروع دوباره بوده است.

اما زمانی که جامعه با بحران‌های عمیق، خشونت سیاسی یا تجربه‌ جنگ روبه‌رو می‌شود، رابطه با چنین آیین‌هایی می‌تواند پیچیده و چندلایه شود. در چنین موقعیت‌هایی، آیین‌های شادی‌آور گاهی به نوعی تناقض عاطفی و گره‌ای روان‌شناختی و فرهنگی تبدیل می‌شوند.

پرسش‌هایی که در ذهن بسیاری شکل می‌گیرد، تنها درباره‌ یک جشن نیست، بلکه درباره‌ نسبت میان اندوه و ادامه‌ زندگی است:

آیا در چنین زمانی می‌توان جشن گرفت؟ آیا شادی به معنای بی‌توجهی به رنج‌ها نیست؟ آیا کنار گذاشتن آیین‌هایی که بخشی از زندگی فرهنگی جامعه بوده‌اند، به معنای تسلیم شدن در برابر بحران است؟

برخی افراد می‌توانند در دل بحران و سوگ، حتی در لحظات کوتاه، نوروز را فرصتی برای بازسازی امید و پیوند با خانواده و جامعه ببینند؛ لحظه‌ای که احساس ادامه زندگی و بازگشت نوعی ثبات را ایجاد می‌کند.

برای برخی، همین آیین می‌تواند یادآور فقدان عزیزان، خلأها و شکاف میان گذشته و حال باشد و تجربه آن را دشوار یا حتی غیرممکن کند.

این وضعیت نشان می‌دهد که احساسات متناقض، هم‌زمان سوگ و امید، خشم و آرامش، نگرانی و میل به تداوم زندگی، بخشی طبیعی از تجربه جمعی در دوران بحران است.

وقتی جامعه‌ای با جنگ، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌روست، ذهن و روان افراد واکنش ساده و خطی ندارند؛ هیجانات روی هم انباشته می‌شوند، لایه‌لایه عمل می‌کنند و تجربه‌ای چندگانه شکل می‌دهند.

این وضعیت بازتاب پیچیدگی تجربه‌ عاطفی در جامعه‌ای بحران‌زده است. در چنین شرایطی، احساسات اغلب به‌صورت هم‌زمان و متناقض تجربه می‌شوند: سوگ برای فقدان‌ها، خشم نسبت به شرایط، اضطراب درباره‌ آینده و در عین حال نیاز عمیق به ادامه دادن زندگی.

این هم‌زمانی احساسات متضاد، پدیده‌ای شناخته‌شده در تجربه‌های جمعی مرتبط با تروما و بحران است و به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا واکنش‌ها نسبت به نوروز و سایر آیین‌های فرهنگی، همواره یکدست و ساده نیستند.

  • سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

    سور و سوگ در نوروز؛ «نم اشکی و با خود گفت‌وگویی»

آیین‌های فرهنگی و بازسازی روانی در بحران

در چنین فضای پیچیده روانی، جامعه به دنبال راه‌هایی برای مدیریت احساسات متناقض و ایجاد معناست. اندوه، خشم، اضطراب و امید همگی هم‌زمان در ذهن و روان افراد حضور دارند و هر یک به شکل متفاوتی تجربه می‌شوند.

شدت این احساسات و نحوه‌ ترکیب آن‌ها در افراد مختلف متفاوت است و واکنش‌ها به بحران را غیرقابل پیش‌بینی و چندلایه می‌کند.

در این میان، آیین‌های فرهنگی به‌عنوان ابزارهای تثبیت‌شده تاریخی و اجتماعی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند و می‌توانند نقطه‌ای از ثبات در شرایط بی‌ثبات ارائه دهند.

آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، فرصتی برای بازسازی روانی فراهم می‌کنند. گردهم آمدن افراد در قالب آیین‌ها، تکرار نمادهای مشترک و یادآوری چرخه‌های طبیعی زندگی، حس تداوم، پیوستگی و ثبات را به جامعه منتقل می‌کند.

این تجربه به افراد کمک می‌کند تا با فشارها و آسیب‌های روانی مقابله کنند، احساس تعلق اجتماعی خود را دوباره بسازند و حتی در دل بحران، لحظاتی از آرامش و امید را تجربه کنند.

نقش آیین‌های فرهنگی در بحران محدود به سرگرمی یا شادی سطحی نیست. آن‌ها مکانی هستند که افراد می‌توانند احساسات متناقض خود، سوگ و امید، خشم و آرامش، اضطراب و میل به ادامه زندگی را هم‌زمان تجربه کنند و از دل همین تضاد، معنا بسازند.

حضور در آیین‌ها به افراد اجازه می‌دهد که روان خود را بازتعریف و تجربه جمعی خود را با دیگران همسو کنند، به نحوی که حتی در شرایط فقدان و ناامنی، حس پیوند با جامعه حفظ شود.

در همین حال، تجربه آیین‌ها برای همه یکسان نیست. برای بخشی از جامعه، نوروز و سایر آیین‌ها می‌توانند فرصتی برای بازسازی امید، بازیابی انرژی روانی و ایجاد لحظاتی از شادی و اتصال اجتماعی باشند.

اما برای گروه دیگری، شدت سوگ، خشم یا اضطراب ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که حضور در جشن‌ها دشوار یا حتی غیرممکن شود. برای این افراد، تجربه‌ شادی جمعی با تضاد روانی همراه است و شرکت در آیین‌ها می‌تواند یادآور فقدان‌ها و خلأهای عاطفی باشد.

به این ترتیب، آیین‌های فرهنگی در بحران هم‌زمان چند نقش دارند: ابزار ترمیم روانی، تقویت حافظه و هویت فرهنگی، پل میان تجربه فردی و جمعی و محل ایجاد معنا در مواجهه با درد و فقدان.

هم‌زمان، آن‌ها یادآوری می‌کنند که تجربه انسانی در شرایط بحرانی پیچیده و چندلایه است و واکنش‌ها همیشه یکدست نیستند.

حتی با تمام اثرات مثبت، برای برخی افراد، عبور از سوگ و حضور در شادی جمعی ممکن است سخت باشد و این تضاد خود بخشی طبیعی و جدایی‌ناپذیر از تجربه‌ روانی و اجتماعی بحران است.

  • نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

    نوروز ۱۴۰۵؛ گرامی‌داشت یاد جاویدنامان و شعله اعتراضی که فروکش نکرده است

رابطه آیین‌های فرهنگی با ساختار قدرت و مقاومت فرهنگی

در عین حال، آیین‌های فرهنگی در شکل‌گیری تجربه انسانی در بحران، از تاثیر ساختار سیاسی نیز مصون نبوده‌اند.

در دهه‌های اخیر، جمهوری اسلامی بارها تلاش کرده است مناسک مذهبی-دینی را در مرکز زندگی عمومی قرار دهد و منابع و توجه بیشتری به آن‌ها اختصاص دهد.

مراسم مذهبی و دینی معمولا با حمایت مالی و سازمانی گسترده برگزار شده‌اند، در حالی که آیین‌های فرهنگی ریشه‌دار در سنت تاریخی ما، مانند نوروز، شب یلدا یا چهارشنبه‌سوری، در اولویت سیاست‌های فرهنگی رسمی قرار نگرفته‌اند و توجه کمتری به آن‌ها شده است.

این تفاوت در سرمایه‌گذاری و توجه، به‌تدریج برای بخشی از جامعه روشن کرده است که آیین‌های فرهنگی، بخشی از هویت مستقل فرهنگی-تاریخی هستند؛ هویتی که ربط مستقیمی به ساختار قدرت ندارد و باید حفظ و بازتولید شود.

نوروز برای بسیاری از مردم تنها یک جشن فصلی نیست، بلکه یادآور تداوم تاریخی و فرهنگی است که فراتر از تغییرات و تحولات سیاسی روز عمل می‌کند و حسی از پیوستگی با گذشته و جامعه به وجود می‌آورد.

از این منظر، آیین‌های فرهنگی حامل حافظه‌ جمعی جامعه هستند؛ حافظه‌ای که از طریق تکرار آیین‌ها، نمادها و روایت‌های مشترک زنده نگه داشته می‌شود و امکان بازسازی تجربه‌های جمعی، ایجاد پیوند اجتماعی و تثبیت هویت فرهنگی را فراهم می‌کند.

استمرار این آیین‌ها حتی می‌تواند نوعی مقاومت در برابر به حاشیه‌ راندن نمادهای هویتی تلقی شود؛ جامعه با ادامه دادن به فرهنگ، استقلال هویتی و هویت فرهنگی خود را حفظ می‌کند و نشان می‌دهد که این نمادها به قدرت‌های سیاسی محدود نمی‌شوند.

در برخی موارد، این رفتار حتی شکل ظریفی از نافرمانی نمادین به خود می‌گیرد. اجرای آیین‌های فرهنگی، به‌ویژه نوروز، چهارشنبه‌سوری و شب یلدا، نه‌تنها عملی فرهنگی، بلکه بازپس‌گیری نمادین فضاهای فرهنگی محسوب می‌شود؛ جامعه از طریق این فعالیت‌ها، هویت و استقلال فرهنگی خود را به صورت نمادین و آشکار بازمی‌گرداند.

این روند در شرایطی که شکاف میان جامعه و ساختار قدرت عمیق‌تر می‌شود، پررنگ‌تر و ملموس‌تر است. هرچه فشارها و محدودیت‌ها بیشتر شود، تاکید بر حفظ و برگزاری آیین‌ها نیز بیشتر می‌شود.

در چنین شرایطی، آیین‌هایی مانند نوروز فراتر از جشن‌ فصلی ساده عمل می‌کند؛ آن‌ها به نمادهایی از پایداری فرهنگ، حافظه تاریخی و احساس تعلق جمعی بدل می‌شوند و بازتابی از مقاومت و هوشیاری فرهنگی جامعه هستند.

  • ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط  جمهوری اسلامی

    ۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

پایان‌بندی

امروز ما با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که مرزهای روان‌شناسی، فرهنگ و سیاست در آن به‌طور کامل درهم تنیده شده‌اند.

وقتی خانواده‌های داغدار سفره‌ هفت‌سین خود را بر مزار عزیزان از دست‌رفته‌شان در بحران‌ها پهن می‌کنند، یا وقتی نمادهای فرهنگی با مفاهیم دادخواهی، امید و آزادی گره می‌خورند، این هم‌نشینی پیچیده از احساسات، معناها و هویت‌ها روشن می‌شود.

این تجربه نشان می‌دهد که آیین‌ها فراتر از شکل ظاهری خود عمل می‌کنند؛ آن‌ها مکانیسم‌های روان‌شناختی و اجتماعی‌اند که در دل بحران، امکان بازسازی امید، پردازش سوگ و ایجاد پیوند جمعی را فراهم می‌آورند.

در عین حال، این تجربه‌ها پیچیده و متناقض‌اند: شادی، امید و پیوند اجتماعی هم‌زمان با اندوه، فقدان و خشم در ذهن و روان افراد حضور دارند و نشان می‌دهند که زندگی و فرهنگ در شرایط بحران هرگز خطی و ساده نیستند.

پیام نهایی این است که آیین‌ها و فرهنگ جمعی نه‌تنها حافظه و هویت ما را حفظ می‌کنند، بلکه به ما امکان می‌دهند تا در مواجهه با جنگ، فقدان و نابرابری، بخشی از روان و جامعه خود را بازسازی کنیم.

آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که حتی در دل سوگ و ویرانی، امکان بازگشت به زندگی، ایجاد معنا و تجربه هم‌زمان درد و امید وجود دارد.

نوروز و سایر آیین‌ها، به این ترتیب، نه‌تنها جشن و مناسک فرهنگی‌اند، بلکه نقطه‌ای از تاب‌آوری جمعی و انسانی‌اند که مسیر ادامه زندگی را در دل بحران قابل تحمل‌تر و معنادارتر می‌سازند.