• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نتانیاهو: به مردم ایران بستگی دارد لحظه مناسب را انتخاب و در همان لحظه اقدام کنند

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل درباره آینده ایران گفت: «به نظر من هنوز زود است که پاسخ قطعی بدهیم و همان‌طور که گفتم، در نهایت به مردم ایران بستگی دارد که این موضوع را نشان دهند، لحظه مناسب را انتخاب کنند و در همان لحظه اقدام کنند.»

او افزود: «ما می‌توانیم شرایط را فراهم کنیم، اما آن‌ها باید بتوانند از این شرایط در زمان مناسب استفاده کنند. اغلب گفته می‌شود که انقلاب‌ها را نمی‌توان تنها از طریق هوا به پیروزی رساند؛ این درست است. نمی‌توان فقط از هوا این کار را انجام داد. می‌توان کارهای زیادی از هوا انجام داد و ما نیز در حال انجام آن هستیم، اما لازم است که یک مؤلفه زمینی نیز وجود داشته باشد.»

نتانیاهو درباره شاهزاده رضا پهلوی گفت: «فکر می‌کنم او نیرویی مثبت بوده است. او تلاش کرده مردم را برای تشکیل یک دولت انتقالی متحد کند، دولتی انتقالی دموکراتیک یا معتدل. امیدوارم این اتفاق بیفتد، اما به نظر من هنوز زود است که قضاوت کنیم.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
۱

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۲

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

۳

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۴
تحلیل

چگونه یک کشور بی‌ثبات به میانجی اصلی میان واشینگتن و تهران تبدیل شد؟

۵

آمریکا کشتی ایرانی را در دریای عمان توقیف کرد؛ قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا: تلافی می‌کنیم

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

نتانیاهو: جمهوری اسلامی توانایی غنی‌سازی ندارد و قادر به تولید موشک‌ بالستیک نیست

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «اکنون، پس از ۲۰ روز، می‌توانم به شما اعلام کنم: جمهوری اسلامی امروز توانایی غنی‌سازی اورانیوم را ندارد و همچنین قادر به تولید موشک‌های بالستیک نیست.»

نتانیاهو افزود: «ما به نابودی توانایی‌های آن‌ها ادامه می‌دهیم. آن‌ها را کاملا در هم خواهیم شکست. همراه با دوست بزرگ‌مان، ایالات متحده، تاکنون به دستاوردهای بزرگی رسیده‌ایم. ما رهبران و مقامات ارشد سیاسی و نظامی و همچنین فرماندهان سپاه پاسداران و بسیج را از میان برداشته‌ایم. تنها در روزهای اخیر نیز چندین مقام ارشد دیگر، از جمله مسئولان اطلاعاتی و فرماندهان بسیج، هدف قرار گرفته‌اند.»

او ادامه داد: «این‌ها همان افرادی هستند که در سرکوب و کشتار گسترده نقش داشته‌اند. فرقی نمی‌کند چه کسی جایگزین آن‌ها شود؛ ما اطمینان حاصل می‌کنیم که ساختار آن‌ها دوام چندانی نداشته باشد.»

نتانیاهو گفت: «علاوه بر فرماندهان، هزاران نفر از نیروهای سرکوبگر این نظام را از میان برده‌ایم، صدها پرتابگر و موشک را نابود کرده‌ایم و به‌صورت مداوم، روزانه و حتی ساعتی به آن‌ها ضربه می‌زنیم. ما در هوا، در زمین، در زیر زمین و اکنون حتی در دریا به آن‌ها حمله می‌کنیم.»

نخست‌وزیر اسرائیل تاکید کرد: «دیروز ما تمام ناوگان آن‌ها را در دریای خزر نابود کردیم. دوستان آمریکایی ما یک ناوگان را نابود کردند و ما ناوگان دیگر را از بین بردیم. ما آن‌ها را در خیابان‌ها و در ایست‌های بازرسی نیز هدف قرار می‌دهیم.»

نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «دو هفته پیش به ارتش و موساد دستور دادم که با همکاری یکدیگر عمل کنند تا نیروهای سپاه بدانند که ما آن‌ها را حتی در داخل شهرها نیز تعقیب خواهیم کرد. و آن‌ها این مأموریت را به‌طور کامل اجرا کردند. شما می‌بینید که این نیروها چگونه پراکنده و فراری شده‌اند.»

نتانیاهو افزود: «از مجموع این تحولات می‌توانم یک نکته را بگویم: هنوز زود است که بگوییم آیا مردم ایران از شرایطی که ما ایجاد کرده‌ایم استفاده خواهند کرد تا به خیابان‌ها بیایند یا نه. من امیدوارم که چنین شود و ما نیز در این جهت تلاش می‌کنیم، اما در نهایت این تصمیم فقط به خود آن‌ها بستگی دارد. این به آن معنا نیست که نیروهای حکومت در این میان تلاش نمی‌کنند به ما آسیب بزنند؛ آن‌ها تلاش می‌کنند، و این موضوع برای ما نیز هزینه‌بر بوده و تلفات و مجروحانی به همراه داشته است. من می‌خواهم به خانواده‌های داغدار تسلیت بگویم و برای مجروحان آرزوی بهبودی سریع داشته باشم.»

نتانیاهو تاکید کرد: «اما در عین حال نکته مثبتی هم وجود دارد: آنچه آن‌ها علیه ما انجام می‌دهند، حتی نزدیک به آن چیزی که برنامه‌ریزی کرده بودند هم نیست، زیرا ما بخش بزرگی از توانایی‌هایشان را نابود کرده‌ایم.»

بنیامین نتانیاهو سه هدف اصلی جنگ اسرائیل علیه جمهوری اسلامی را اعلام کرد

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۹:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو در شروع سخنانش در کنفرانس خبری خطاب به مردم اسرائیل گفت: «من به شما افتخار می‌کنم. به استقامت و ایستادگی شما افتخار می‌کنم. می‌دانم که حضور در اتاق‌های امن و پناهگاه‌ها چقدر دشوار است. سختی‌هایی را که با کودکان، تحصیل و کسب‌وکارها دارید درک می‌کنم. می‌دانم که این شرایط برای سالمندان چقدر سخت است.»

او ادامه داد: «ما بر سه هدف متمرکز هستیم: نابودی برنامه هسته‌ای ایران، نابودی برنامه موشک‌های بالستیک ایران، و ایجاد شرایطی که به مردم ایران امکان دهد سرنوشت خود را به دست بگیرند.»

نتانیاهو افزود: «پس از آن‌که خامنه‌ای دستور داد تلاش‌هایی برای ازسرگیری و بازسازی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی که ما نابود کرده بودیم انجام شود، و آن‌ها را در اعماق زمین پنهان کنند، ما اکنون اقدام می‌کنیم؛ نه‌تنها برای نابود کردن موشک‌های بالستیک و باقی‌مانده برنامه هسته‌ای، بلکه همچنین برای از بین بردن صنایع و زیرساخت‌هایی که امکان تولید این برنامه‌ها را فراهم می‌کنند.»

گروسی بار دیگر خواستار بازرسی مستقیم از تاسیسات اتمی ایران شد

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس اعلام کرد: «هیچ جنگی نمی‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را به طور کامل نابود کند و تنها راه درک واقعی فعالیت‌های هسته‌ای این کشور بازرسی مستقیم و حضور در محل است.»

گروسی افزود: «حملات نظامی تاسیسات فیزیکی را آسیب زده اما دانش فنی، تجهیزات و ظرفیت‌های صنعتی ایران همچنان باقی مانده و برای کنترل این برنامه نیاز به چارچوب توافق‌شده و مذاکرات دیپلماتیک است.»

او گفت: «هرچند من نسبت به معیارهایی مانند روز، دقیقه یا ماه شک دارم زیرا همه چیز نسبی است، اما برداشت من این است که پس از پایان عملیات نظامی، هنوز با مسائل بزرگی روبه‌رو خواهیم بود که محور این موضوع بوده‌اند، و به ویژه موجودی اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصد که نزدیک به حد لازم برای ساخت بمب است، همچنان در همان مکان باقی خواهد ماند.»

گروسی ادامه داد: «سانتریفیوژهای ایران اکنون سریع‌ترین و کارآمدترین ماشین‌ها هستند و آن‌ها نحوه ساخت آن‌ها را می‌دانند. ممکن است مکان‌هایی خارج از تأسیسات هسته‌ای وجود داشته باشد، کارگاه‌ها و ده‌ها کارگاه دیگر. به همین دلیل هنوز نیاز به چارچوب توافق‌شده و نظارت دقیق داریم.»

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گقت: «هیچ جنگی نمی‌تواند جاه‌طلبی‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی را نابود کند. مگر جنگ هسته‌ای که تخریب غیرقابل تصوری انجام شود، که امیدواریم هرگز چنین نشود.»

او درباره محل‌های نگهداری مواد هسته‌ای در ایران گفت اکثریت مواد در اصفهان است، بخشی در نطنز و بخش‌های دیگر نیز وجود دارد.

۱۴۰۴؛ سال تلاقی جنگ، سرکوب و بحران سقوط جمهوری اسلامی

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

سال ۱۴۰۴ برای ایران «با انسداد کامل» آغاز شد؛ انسدادی که نه‌فقط در عرصه دیپلماسی، بلکه در اقتصاد و سیاست داخلی نیز بازتاب یافت و زمینه‌ساز زنجیره‌ای از بحران‌ها شد: از انفجار بندرعباس تا جنگ ۱۲ روزه، از انقلاب ملی ایرانیان در دی‌ماه تا حمله دوباره به جمهوری اسلامی در اسفند.

100%

فروردین ۱۴۰۴؛ شکست مذاکرات عمان و تثبیت بن‌بست

سال ۱۴۰۴ در حالی آغاز شد که یکی از آخرین تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران، یعنی مذاکرات غیرمستقیم میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده با میانجی‌گری عمان، عملا به بن‌بست رسیده بود.

این مذاکرات که در ماه‌های پایانی سال قبل در مسقط و در قالب گفت‌وگوهای پشت‌پرده جریان داشت، با هدف رسیدن به یک توافق محدود شکل گرفته بود: کاهش بخشی از تحریم‌ها در ازای مهار فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی و کنترل تنش‌های منطقه‌ای.

عمان در این میان نقش واسطه‌ را ایفا می‌کرد و پیام‌ها میان تهران و واشینگتن به‌صورت غیرمستقیم رد و بدل می‌شد.

اختلاف بر سر دامنه رفع تحریم‌ها، سطح غنی‌سازی و تضمین‌های اجرایی باعث شد این مذاکرات بدون دستیابی به توافق مشخص پایان یابد. این شکست، فقط یک ناکامی در سیاست خارجی نبود؛ بلکه به‌معنای بسته شدن یکی از آخرین مسیرهای تنفس اقتصاد ایران تلقی شد.

در همان هفته‌های نخست سال، بازار ارز به این بن‌بست واکنش نشان داد، بی‌ثباتی قیمت‌ها شدت گرفت و روشن شد که دولت نه ابزار موثری برای مهار تورم در اختیار دارد و نه چشم‌اندازی برای کاهش فشارهای خارجی.

100%

۶ اردیبهشت ۱۴۰۴؛ انفجار اسکله شهید رجایی بندرعباس

صبح ششم اردیبهشت، انفجار مهیبی در محوطه کانتینری بندر شهید رجایی بندرعباس رخ داد؛ حادثه‌ای که به‌سرعت از یک سانحه صنعتی فراتر رفت و به بحرانی ملی تبدیل شد.

شدت انفجار چنان بود که بخش‌هایی از تاسیسات بندری و انبارها تخریب شد، آتش‌سوزی گسترده برای ساعت‌ها ادامه پیدا کرد و عملیات امداد و مهار با دشواری بسیار همراه شد.

گزارش‌ها منشاء انفجار را به محموله‌های پرخطر، از جمله موادی مانند پرکلرات آمونیوم یا ترکیبات مرتبط با سوخت موشکی، نسبت می‌دادند. آمار تلفات در روایت‌های مختلف متفاوت بود، اما برآوردها از ده‌ها کشته و بیش از هزار زخمی حکایت داشت.

اهمیت این رویداد فقط در شمار قربانیان آن نبود. بندر شهید رجایی یکی از گلوگاه‌های اصلی تجارت دریایی ایران است و اختلال در کار آن، بلافاصله به اقتصاد منتقل شد. تاخیر در ترخیص کالا، افزایش هزینه حمل‌ونقل، اختلال در زنجیره توزیع و بازتاب روانی حادثه در بازار، این انفجار را به اولین شوک بزرگ سال تبدیل کرد؛ شوکی که نشان داد کشور در برابر هر ضربه زیرساختی تا چه اندازه آسیب‌پذیر شده است.

100%

۱ خرداد ۱۴۰۴؛ اعتصاب سراسری کامیون‌داران

در نخستین روز خرداد، اعتصاب سراسری کامیون‌داران آغاز شد؛ اعتراضی که مستقیما به بحران سوخت، افزایش هزینه‌ها، کاهش درآمد و فرسودگی معیشتی گره خورده بود.

کامیون‌داران از معدود گروه‌هایی بودند که نارضایتی‌شان بلافاصله اثر عینی بر زندگی روزمره مردم می‌گذاشت و همین نیز رخ داد. اختلال در حمل‌ونقل جاده‌ای، تأخیر در توزیع کالا و نشانه‌های کمبود در برخی شهرها، این اعتصاب را از یک اعتراض صنفی معمولی به یکی از اولین نشانه‌های اختلال در شریان‌های اقتصادی کشور در سال ۱۴۰۴ تبدیل کرد.

100%

۴ تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۴؛ ربایش و قتل الهه حسین‌نژاد

چهارم خرداد، ناپدید شدن الهه حسین‌نژاد، زن جوان ۲۴ ساله و ناخن‌کار، به‌سرعت توجه افکار عمومی را جلب کرد. او پس از پایان کار در سعادت‌آباد تهران ناپدید شد و روزها بعد، جسدش در اطراف فرودگاه امام پیدا شد.

روایت رسمی پرونده از سوار شدن او به خودرو سمند متعلق به بهمن فرزانه، راننده‌ای با سابقه، و سپس قتل او با ضربات چاقو حکایت داشت. پانزدهم خرداد، با کشف جسد، این پرونده از یک ناپدید شدن نگران‌کننده به یک جنایت هولناک ملی تبدیل شد.

آنچه این رویداد را به یکی از نقاط مهم سال بدل کرد، فقط خود قتل نبود، بلکه بازتاب اجتماعی آن بود. شبکه‌های اجتماعی پر شد از روایت‌ها، خشم، بازنشر جزییات و بحث‌های گسترده درباره ناامنی زنان در فضای شهری. قتل الهه حسین‌نژاد در ذهن بسیاری از شهروندان به نماد فروپاشی احساس امنیت در زندگی روزمره تبدیل شد.

100%

۲۳ خرداد ۱۴۰۴؛ آغاز عملیات «طلوع شیران» و جنگ ۱۲ روزه

بامداد ۲۳ خرداد، اسرائیل عملیاتی را به نام «طلوع شیران» آغاز کرد؛ حمله‌ای که به‌وضوح فقط یک عملیات محدود یا نمادین نبود. تاسیسات هسته‌ای نطنز، فردو، اصفهان و اراک، پایگاه‌های موشکی، انبارهای تسلیحاتی و برخی مراکز فرماندهی به‌طور هم‌زمان هدف قرار گرفتند. نشانه‌های عملیات اطلاعاتی و نفوذ در داخل ایران نیز از همان ساعات اولیه دیده می‌شد و همین نشان می‌داد حمله، حاصل یک طراحی چندلایه و بلندمدت بوده است.

نقطه تعیین‌کننده این مرحله آن بود که جنگ، برای نخستین بار در این مقیاس، به عمق خاک ایران رسید و در همان ساعات اول، از سطح یک حمله تاسیساتی عبور کرد و به قلب ساختار نظامی و امنیتی ضربه زد.

100%

۲۳ تا ۲۵ خرداد ۱۴۰۴؛ کشته شدن فرماندهان ارشد نظامی

در روزهای نخست جنگ، خبر کشته شدن مجموعه‌ای از چهره‌های کلیدی ساختار نظامی جمهوری اسلامی منتشر شد. در میان برجسته‌ترین آنها حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، و غلامعلی رشید، فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیاء، قرار داشتند.

کشته شدن این افراد فقط به معنای حذف چند مقام بلندپایه نبود، بلکه به معنی ایجاد خلاء فوری در رأس ساختار فرماندهی و تصمیم‌گیری نظامی بود.

هم‌زمان، بیش از ۲۰ فرمانده ارشد دیگر نیز در گزارش‌ها به‌عنوان کشته‌شدگان جنگ نام برده شدند؛ موضوعی که به این درگیری، وزن یک ضربه فلج‌کننده به سلسله‌مراتب فرماندهی می‌داد.
هدف قرار گرفتن عوامل هسته‌ای

در کنار فرماندهان، چندین چهره مرتبط با برنامه هسته‌ای نیز هدف قرار گرفتند؛ از جمله علی بکایی و منصور عسگری. این بخش از حملات نشان می‌داد که هدف جنگ فقط کاهش توان نظامی متعارف ایران نیست، بلکه فلج کردن هم‌زمان برنامه هسته‌ای و شبکه علمی-فنی مرتبط با آن نیز در دستور کار قرار دارد.

100%

پاسخ ایران با عملیات «وعده صادق ۳»

پس از شوک اولیه، ایران با عملیات «وعده صادق ۳» به جنگ پاسخ داد. موجی از موشک‌ها و پهپادها به سمت اهدافی در اسرائیل پرتاب شد و پایگاه‌هایی مانند نواتیم و مناطقی در اطراف تل‌آویو در مرکز توجه قرار گرفتند.

تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده، از اصابت شماری از موشک‌ها حکایت داشت. این مرحله، جنگ را از یک حمله یک‌طرفه به یک نبرد متقابل تبدیل کرد و نشان داد که ایران با وجود تلفات سنگین در فرماندهی، همچنان قادر به اجرای عملیات تلافی‌جویانه است.

قطع اینترنت و خاموشی ارتباطی در میانه جنگ

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این جنگ، فقط حملات نظامی نبود، بلکه قطع و اختلال گسترده اینترنت در داخل ایران بود. هم‌زمان با حملات به تاسیسات و مراکز فرماندهی، دسترسی به اینترنت بین‌الملل در بسیاری از نقاط کشور یا به‌شدت محدود شد یا به‌طور کامل از کار افتاد.

کاهش شدید سرعت، قطع دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، اختلال در پیام‌رسان‌ها و دشواری تماس با خارج از کشور، بخشی از تجربه عمومی آن روزها بود. در بسیاری از مناطق، مردم نه فقط با صدای انفجار و پدافند، بلکه با ناتوانی در تماس با نزدیکان و بی‌خبری از وضعیت شهرهای دیگر مواجه بودند.

همین قطع ارتباطات، یکی از ابعاد مهم جنگ را ساخت: جامعه نه فقط زیر فشار نظامی، بلکه در وضعیتی از ابهام و انزوای اطلاعاتی قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که استفاده از شبکه‌های جایگزین، از جمله استارلینک، برجسته شد و به بخشی از روایت جنگ تبدیل شد.

100%

ورود مستقیم ایالات متحده به جنگ

در روز نهم جنگ، ایالات متحده به‌طور مستقیم وارد درگیری شد و با بمب‌افکن‌های B-2 سه سایت هسته‌ای در ایران (نطنز، فردو و اصفهان) را هدف قرار داد. این لحظه، یکی از نقاط عطف اصلی جنگ بود، چون درگیری را از یک نبرد مستقیم ایران و اسرائیل به یک بحران منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کرد. ایران نیز در پاسخ، پایگاه‌های آمریکایی در قطر و عراق را هدف قرار داد و هم‌زمان نیروهای نیابتی مانند حوثی‌ها نیز وارد میدان شدند.

۳ تیر ۱۴۰۴؛ آتش‌بس و پایان مرحله اول جنگ

سوم تیر، با میانجی‌گری قطر و نقش‌آفرینی دونالد ترامپ، آتش‌بس اعلام شد. اما پایان درگیری به معنای پایان بحران نبود. برآوردها از حدود ۱۱۹۰ کشته در ایران سخن می‌گفتند، زیرساخت‌های هسته‌ای آسیب جدی دیده بود، ساختار فرماندهی نظامی ضربه خورده بود و جامعه تجربه‌ای مستقیم از جنگ و خاموشی اینترنت را پشت سر گذاشته بود. در واقع، جنگ تمام شد، اما کشور را وارد مرحله تازه‌ای از بی‌ثباتی کرد.

این آتش‌بس در شرایطی برقرار شد که جمهوری اسلامی فقط از نظر نظامی ضربه نخورده بود، بلکه از نظر اقتصادی و اجتماعی نیز وارد مرحله‌ای تازه از فرسایش شده بود. حملات خرداد و تیر، علاوه بر کشتن فرماندهان ارشد و هدف قرار دادن دانشمندان هسته‌ای، به‌طور عملی بخش‌های مهمی از برنامه هسته‌ای را فلج کرد و این تصور را در داخل و خارج از ایران تقویت کرد که بازسازی سریع آن ممکن نیست.

در کنار این، شوک جنگی، خاموشی‌های ارتباطی و اختلال در زنجیره‌های حمل‌ونقل و انرژی، جامعه‌ای را که از پیش زیر فشار تورم و سقوط قدرت خرید بود، به آستانه انفجار رساند.

100%

۶ شهریور ۱۴۰۴؛ فعال شدن مکانیسم ماشه

ششم شهریور، تروئیکای اروپایی (سه کشور اروپایی عضو برجام:‌ بریتانیا، فرانسه و آلمان) مکانیسم ماشه را فعال کردند و تحریم‌های سازمان ملل بازگشت.

این رویداد به‌تنهایی یک نقطه عطف اقتصادی بود. بازارها بلافاصله واکنش نشان دادند، نرخ دلار جهش کرد و در برخی مقاطع به ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار تومان رسید. تورم از ۴۲ درصد عبور کرد و فشاری که تا آن زمان به‌صورت فرسایشی انباشته شده بود، وارد مرحله‌ای آشکارا انفجاری شد.

اگر جنگ خرداد و تیر، ضربه نظامی و روانی سال بود، فعال شدن مکانیسم ماشه ضربه اقتصادی تعیین‌کننده آن بود؛ رخدادی که در عمل، بازگشت تحریم‌های سازمان ملل را تثبیت کرد و هم‌زمان با فلج شدن بخش‌هایی از برنامه هسته‌ای، اقتصاد را وارد فاز تازه‌ای از سقوط کرد.

جهش نرخ دلار تا محدوده ۱۰۰ تا ۱۴۰ هزار تومان، عبور تورم از ۴۲ درصد و از بین رفتن چشم‌انداز هرگونه گشایش خارجی، فشار معیشتی را به سطحی رساند که اعتراض دیگر فقط یک واکنش سیاسی نبود، بلکه برای بخش بزرگی از جامعه به واکنشی برای بقا تبدیل شد. به این معنا، مکانیسم ماشه فقط یک تصمیم حقوقی یا دیپلماتیک نبود؛ یکی از حلقه‌های مستقیم اتصال میان جنگ خرداد و خیزش دی بود.

100%

انقلاب ملی ایرانیان و کشتار دی

هفتم دی، اعتراضات از بازار بزرگ تهران و پاساژهایی مانند علاءالدین و چارسو آغاز شد. جرقه آن، سقوط بی‌سابقه ریال و ناتوانی کسبه در ادامه فعالیت اقتصادی بود. اما آنچه در ساعات نخست به‌عنوان اعتصاب و اعتراض اقتصادی دیده می‌شد، خیلی سریع رنگ و شکل دیگری گرفت. خیابان از بازار جدا نشد و بازار به خیابان سرریز کرد.

۸ تا ۱۷ دی ۱۴۰۴؛ گسترش سراسری و تغییر ماهیت شعارها

در فاصله‌ای کوتاه، اعتراضات به ۳۱ استان و بیش از ۴۰۰ شهر گسترش یافت. این سرعت گسترش، خود یکی از مهم‌ترین نشانه‌های عمق بحران بود. شعارها از گرانی و سقوط ارزش پول ملی عبور کردند و مستقیم راس نظام و کلیت ساختار سیاسی را هدف گرفتند. حضور هم‌زمان دانشجویان، کارگران، زنان و بخش‌هایی از اصناف، اعتراض را به یک خیزش سراسری تبدیل کرد.

100%

در همین روزها، نقش شاهزاده رضا پهلوی در سطح رسانه‌ای و سیاسی پررنگ‌تر شد. او در میانه سرکوب و قطع ارتباطات، از خارج کشور خواستار ادامه اعتراضات و گسترش اعتصاب‌ها شد و به‌ویژه در آستانه روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، فراخوان‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های فارسی‌زبان بازتاب گسترده یافت.

او از جامعه جهانی خواست فشار بر حکومت ایران را برای کمک به معترضان افزایش دهد؛ در فضایی که بخش‌هایی از اپوزیسیون او را یکی از صداهای اصلی پیونددهنده اعتراضات داخل و همبستگی خارج از کشور می‌دیدند.

در این روزها، فضای جامعه آمیخته‌ای از خشم، امید و انتظار بود؛ احساسی که در بسیاری از خیزش‌های پیشین هم دیده شده بود، اما این‌بار در بستر اقتصاد فروپاشیده، جنگ پشت سر گذاشته‌شده و تحریم‌های بازگشته، وزنی بسیار سنگین‌تر داشت.

100%

۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴؛ اوج خیزش و قتل عام بی‌سابقه

اعتراضات در ۱۸ و ۱۹ دی به اوج رسید. تجمعات بسیار گسترده در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، آبدانان و ده‌‌ها شهر دیگر برگزار شد و در همین مرحله بود که سرکوب وارد فاز مرگبار شد. نیروهای امنیتی با تیر مستقیم، سلاح جنگی، ساچمه و گاز اشک‌آور به معترضان حمله کردند.

گزارش‌ها از الگوی شلیک به نواحی حیاتی بدن، از جمله سر و قفسه سینه، حکایت داشت.
هزاران نام و سرگذشت در رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به عنوان جاویدنامان این کشتار ثبت شد، اما اهمیت ماجرا فقط در این نام‌ها نبود؛ بلکه در این بود که جامعه به‌وضوح با تصویری از کشتار گسترده نوجوانان و جوانان روبه‌رو شد.

درباره شمار دقیق جان‌باختگان، روایت‌ها متفاوت است، اما همین تفاوت‌ها خود نشانه ابعاد کم‌سابقه سرکوب است. علی خامنه‌ای در موضع‌گیری‌اش درباره اعتراضات، از کشته شدن «چند هزار» نفر سخن گفت؛ عددی که در قیاس با روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی، خود به‌معنای اعترافی کم‌سابقه بود.

100%

سازمان حقوق بشری هرانا و منابع نزدیک به پزشکان داخل ایران، برآوردهایی بسیار بالاتر منتشر کردند و از بیش از ۱۶ هزار و ۵۰۰ کشته و حدود ۳۳۰ هزار زخمی سخن گفتند؛ شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال با انتشار بیانیه‌ای گزارش داد که جمهوری اسلامی در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ ایرانی را کشته است.

کشتار دی ۱۴۰۴ نه فقط یک سرکوب خونین، بلکه یکی از عظیم‌ترین بحران‌های انسانی تاریخ معاصر ایران بوده است.

اختلال اینترنت، آغاز خاموشی و کنترل ارتباطات

هم‌زمان با گسترش اعتراضات، حکومت مرحله‌به‌مرحله دست به محدودسازی ارتباطات زد. ابتدا سرعت اینترنت کاهش یافت، بعد دسترسی به پلت‌فرم‌های اصلی مختل شد و سپس در مقاطعی، اینترنت و حتی مسیرهای تماس تلفنی عملا از دسترس خارج شدند.

100%

این قطع ارتباط، فقط ابزاری برای جلوگیری از انتشار تصاویر و هماهنگی معترضان نبود، بلکه تجربه عمومی جامعه را نیز شکل داد: خانواده‌ها از عزیزان خود بی‌خبر می‌ماندند، شهرها از وضعیت یکدیگر اطلاعی نداشتند و فضای ترس و شایعه تشدید می‌شد.

در مجموع، خاموشی ارتباطی دی‌ماه به بیش از ۵۰۰ ساعت رسید و به همین دلیل باید آن را یکی از بزرگ‌ترین قطع‌های اینترنت و تلفن در تاریخ ایران دانست.

100%

بیمارستان‌ها، بازداشت‌ها و کهریزک

یکی از مهم‌ترین ابعاد دی‌ماه، وضع بیمارستان‌ها و بازداشت‌ها بود. مراکز درمانی در بسیاری از شهرها با موج بزرگی از مجروحان روبه‌رو شدند و هم‌زمان گزارش‌هایی از حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها، بازداشت مجروحان و فشار بر کادر درمان منتشر شد. خانواده‌ها نه فقط در جست‌وجوی زخمی‌ها و کشته‌شدگان، بلکه در جست‌وجوی بازداشت‌شدگانی بودند که سرنوشت‌شان روشن نبود. به علاوه بسیاری از پزشکان و کادر درمانی که به مجروحان کمک می‌کردند بازداشت شدند.

نام کهریزک هم دوباره به حافظه جمعی بازگشت. تصاویر تکان‌دهنده‌ای که در آن روزها از وضعیت سردخانه و سوله‌های کهریزک منتشر شد، نشان می داد که پیکر صدها معترض در کیسه‌های مشکلی نگهداری می‌شود. خانواده‌ها مجبور بودند برای یافتن پیکر عزیزانشان صدها کیسه را باز کنند. مشابه این تصاویر از سردخانه‌های بیمارستان‌ها و پزشکی‌قانونی‌های شهرهای دیگر کشور هم منتشر شد.

100%

سوگواری، خشم فروخورده و جامعه‌ عزادار

پس از ۱۹ دی، کشور وارد فضایی از خشم و اندوه شد. بسیاری از شهرها در حالت سوگواری بودند، اما این سوگواری آزاد و علنی نبود. خانواده‌ها برای دریافت پیکر جاویدنامان و برگزاری مراسم با فشار امنیتی مواجه بودند. در برخی موارد تجمع‌های سوگواری کنترل یا محدود می‌شد و حکومت می‌ترسید عزاداری به اعتراض تازه تبدیل شود.

این دوره خود یکی از بخش‌های اصلی خیزش دی بود. اعتراضات دی فقط به خیابان و روزهای کشتار محدود نشد، بلکه در عزاداری‌های متفاوت، رقص سوگ، مراسم نمادین و غیرمذهبی و در ترس خانواده‌ها از پیگیری وضع بازداشت‌شدگان ادامه یافت.

در همین دوره، حمایت‌های سیاسی و مدنی از خیزش نیز آشکارتر شد. در داخل، بیانیه‌هایی از سوی جمعی از فعالان مدنی و سیاسی، از جمله چهره‌هایی مانند ابوالفضل قدیانی، جعفر پناهی و نرگس محمدی، در حمایت از معترضان و محکومیت سرکوب منتشر شد و به بخشی از حافظه سیاسی این خیزش تبدیل شد؛ هرچند به‌دلیل قطع گسترده اینترنت، گردش این بیانیه‌ها در داخل کشور محدود و کند بود.

در خارج از ایران نیز دامنه همبستگی به‌طور کم‌سابقه‌ای گسترش یافت و فراخوان‌های اپوزیسیون، به‌ویژه رضا پهلوی، توانست بخشی از ایرانیان مهاجر را در قالب تجمعات گسترده سازمان دهد. برخی رسانه‌های فارسی‌زبان و برگزارکنندگان، شمار شرکت‌کنندگان در «روز جهانی اقدام» ۲۵ بهمن را بیش از یک میلیون نفر برآورد کردند؛ رقمی که نشان‌دهنده یکی از بزرگ‌ترین موج‌های همبستگی جهانی با اعتراضات داخل ایران بود.

100%

عملیات خشم حماسی و آغاز جنگ: ۹ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله هماهنگ آمریکا و اسرائیل

نهم اسفند، حمله‌ای آغاز شد که با نام عملیات خشم حماسی از سوی آمریکا و شیر غران از سوی اسرائیل شناخته می‌شود. در ۱۲ ساعت نخست، حدود ۹۰۰ هدف در ایران مورد حمله قرار گرفت؛ از تاسیسات نظامی و هسته‌ای تا مراکز فرماندهی و بیت رهبری. این عملیات، از نظر مقیاس و هدف‌گیری، جنگی تازه را رقم زد.

100%

مرگ علی خامنه‌ای

مهم‌ترین نتیجه این حمله، کشته شدن علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران بود. این رویداد، بزرگ‌ترین شوک سیاسی تاریخ جمهوری اسلامی در روایت سال ۱۴۰۴ بود. مرگ او فقط حذف یک فرد نبود؛ به‌معنای شکسته شدن مرکز ثقل نظامی، سیاسی و ایدئولوژیک نظام بود.

همراه با او، شماری از اعضای خانواده‌اش از جمله بشری خامنه‌ای و مصباح‌الهدی باقری کنی نیز کشته شدند. همین جزییات، به ماجرا ابعادی فراتر از یک حمله نظامی معمولی می‌داد و آن را به حادثه‌ای بدل می‌کرد که هم در سطح قدرت و هم در سطح روانی جامعه اثر گذاشت. ایرانیان بسیاری مرگ او را در سراسر جهان جشن گرفتند.

هم‌زمان، یکی از سنگین‌ترین موارد تلفات غیرنظامی این حملات نیز رخ داد: مدرسه دخترانه شجره طیبه در میناب در روز نخست حملات ۹ اسفند هدف اصابت موشک قرار گرفت و به‌گزارش رویترز، ۱۶۸ کودک عمدتا دختر در آن کشته شدند؛ رویدادی که بعدها به یکی از بحث‌برانگیزترین نمونه‌های خسارات جانبی جنگ اسفند تبدیل شد و حتی سازمان ملل و پنتاگون نیز درباره آن وارد بررسی و تحقیق شدند.

100%

کشته شدن چهره‌های ارشد نظامی و امنیتی

در این حمله، مجموعه‌ای از مقام‌های مهم نظامی و امنیتی نیز کشته شدند؛ از جمله عبدالرحیم موسوی، محمد پاکپور، علی شمخانی و عزیز نصیرزاده. نقش هر یک از این چهره‌ها، نشان‌دهنده دامنه ضربه بود: از فرماندهی نظامی تا مدیریت امنیتی و دفاعی. حذف هم‌زمان این افراد، ساختار قدرت را در وضعیتی از خلأ و سردرگمی قرار داد.

قطع اینترنت، اختلال ارتباطات و جامعه‌ای که دوباره از جهان جدا شد

یکی از محورهای مهم جنگ جاری پس از اسفند، دوباره قطع اینترنت و اختلال‌های ارتباطی بود. همان‌گونه که در جنگ ۱۲ روزه و در دی‌ماه دیده شده بود، این‌بار نیز هم‌زمان با حملات، دسترسی به اینترنت به‌طور گسترده محدود شد. ارتباط با خارج از کشور دشوار یا ناممکن شد، شبکه‌های اجتماعی از دسترس خارج شدند و مردم دوباره در وضعیتی قرار گرفتند که هم زیر فشار جنگ بودند و هم از نظر اطلاعاتی و ارتباطی منزوی شدند.

قطع اینترنت که همچنان ادامه دارد، فقط ابزار کنترل نبود؛ به بخشی از تجربه عمومی جنگ تبدیل شد. مردم نه فقط انفجارها، آژیرها و خبرهای ضدونقیض را تجربه می‌کردند، بلکه ناتوانی در تماس با نزدیکان و دسترسی نداشتن به خبرهای قابل اعتماد را نیز به‌عنوان بخشی از همان جنگ زندگی می‌کردند.

100%

۱۷ اسفند ۱۴۰۴؛ معرفی مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر

هفدهم اسفند، مجلس خبرگان در شرایطی بحرانی، مجتبی خامنه‌ای پسر علی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جدید انتخاب کرد. این انتخاب نه در فضایی عادی، بلکه در متن جنگ، آشفتگی ساختار قدرت و شوک ناشی از مرگ رهبر پیشین انجام شد. به همین دلیل، این رویداد نه صرفا یک جانشینی، بلکه بخشی از تلاش نظام برای بقا و بازسازی مرکز فرماندهی خود بود.

100%

۹ تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴؛ واکنش ایران: از «وعده صادق ۴» تا گسترش دامنه درگیری به منطقه

در روزهای نخست پس از آغاز عملیات «خشم حماسی»، ایران واکنش خود را با آغاز مرحله‌هایی از عملیات «وعده صادق ۴» شکل داد؛ واکنشی که در ابتدا با شلیک‌های موشکی و پهپادی به سمت اهدافی در اسرائیل آغاز شد، اما به‌سرعت دامنه آن از مرزهای این کشور فراتر رفت. در فاصله چند روز، حملات ایران به اهدافی در منطقه نیز کشیده شد؛ از جمله پایگاه‌های مرتبط با نیروهای آمریکایی در عراق و خلیج فارس و همچنین تهدید و در برخی موارد هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی در کشورهای حاشیه خلیج فارس.

این تغییر دامنه، به‌ویژه پس از حمله به تأسیسات گازی در عسلویه برجسته شد، زمانی که تهران به‌طور رسمی هشدار داد که زیرساخت‌های انرژی در عربستان سعودی، امارات و قطر نیز می‌توانند در تیررس قرار بگیرند. در ادامه، گزارش‌هایی از حملات یا تهدیدهای عملی علیه تأسیسات انرژی در این کشورها منتشر شد؛ از جمله اختلال در برخی سایت‌های گازی و نفتی و افزایش سطح آماده‌باش در منطقه.

با این حال، با وجود این گسترش جغرافیایی، واکنش ایران همچنان فاقد تمرکز عملیاتی یکپارچه بود. حملات به‌صورت مرحله‌ای، پراکنده و عمدتا تلافی‌جویانه انجام می‌شد و نشانه‌هایی از اختلال در زنجیره فرماندهی و کاهش هماهنگی میان یگان‌ها دیده می‌شد. در همین دوره، گروه‌های همسو با ایران نیز تحرکاتی محدود از خود نشان دادند، اما این اقدامات نیز نتوانست به شکل‌گیری یک جبهه منسجم منطقه‌ای منجر شود.

در مجموع، واکنش ایران در هفته نخست جنگ، اگرچه از نظر جغرافیایی گسترده‌تر از تقابل مستقیم با اسرائیل بود و به سطحی از فشار منطقه‌ای و تهدید شریان‌های انرژی رسید، اما همچنان در چارچوب پاسخ‌های پراکنده و بازدارنده باقی مانده و نتوانسته به یک ضد حمله سازمان‌یافته و تعیین‌کننده تبدیل شود.

100%

۱۸ تا ۲۸ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله به خارک

۲۱ اسفند آمریکا به جزیره خارک حمله کرد؛ جزیره‌ای که هسته اصلی صادرات نفت ایران به شمار می‌رود و به نوشته رویترز حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آن عبور می‌کند. بر اساس گزارش‌ها، در این حمله بیش از ۹۰ هدف نظامی در خارک، از جمله سامانه‌های پدافندی، رادارها، انبارهای موشکی و تاسیسات نظامی دیگر هدف قرار گرفت، در حالی که زیرساخت اصلی بارگیری نفت در آن مرحله حفظ شد

اهمیت حمله به خارک در این بود که جنگ را از سطح حذف فرماندهان و حمله به مراکز نظامی، به سطح تهدید مستقیم شریان اصلی درآمد ارزی ایران کشاند و نشان داد که از این مقطع به بعد، اقتصاد نفتی کشور نیز به‌طور آشکار وارد میدان جنگ شده است.

100%

موج دوم حذف چهره‌های کلیدی

تنها چند روز پس از انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر سوم جمهوری اسلامی، مرحله تازه‌ای از حملات هدفمند آغاز شد که این بار بر بازمانده‌های هسته سخت تصمیم‌گیری امنیتی و سرکوب داخلی متمرکز بود.

در مهم‌ترین این حملات، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، کشته شد؛ چهره‌ای که پس از مرگ علی خامنه‌ای، به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های اتصال میان ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی نظام تبدیل شده بود و بسیاری او را از معدود رجال حکومتی می‌دانستند که هم سابقه امنیتی و هسته‌ای داشت و هم در میان جناح‌های مختلف نظام از وزن سیاسی برخوردار بود. کشته شدن او ضربه‌ای مستقیم به ظرفیت تصمیم‌سازی در راس حکومت بود.

در همان موج، غلامرضا سلیمانی، فرمانده سازمان بسیج، نیز کشته شد؛ فرماندهی که نامش بیش از هر چیز با سرکوب اعتراضات و سازمان‌دهی نیروی بسیج در داخل کشور گره خورده بود.

اهمیت حذف او در این بود که بسیج فقط یک نهاد نظامی نیست، بلکه یکی از بازوهای اصلی کنترل اجتماعی و سرکوب خیابانی جمهوری اسلامی است و از دست رفتن فرمانده آن در بحبوحه جنگ و ناآرامی داخلی، برای حکومت معنایی فراتر از یک تلفات نظامی داشت.

یک روز بعد، گزارش‌ها از کشته شدن اسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات منتشر شد؛ شخصیتی که در سال‌های اخیر یکی از چهره‌های کلیدی در هدایت دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی و کنترل مخالفان و معترضان بود.

حذف این سه نفر در فاصله‌ای کوتاه، نشان داد که حملات دیگر فقط بر فرماندهان نظامی کلاسیک متمرکز نیست، بلکه سه لایه اصلی بقای حکومت، تصمیم‌سازی امنیتی، سرکوب میدانی و کنترل اطلاعاتی را هم‌زمان هدف گرفته است.

100%

۱۹ تا ۲۵ اسفند ۱۴۰۴؛ حمله به زیرساخت‌های حیاتی: برق، سوخت و ارتباطات
در همین بازه، موجی از حملات به زیرساخت‌های حیاتی ایران گزارش شد. این حملات، خلاف حملات اولیه اسفند که بیشتر متوجه مراکز نظامی و رهبری بود، به‌طور مستقیم زیرساخت‌های غیرنظامی اما حیاتی را هدف قرار می‌داد.

در همین بازه، هدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی وارد مرحله‌ای آشکارتر شد. حمله به تاسیسات گازی جنوب ایران، از جمله در محدوده عسلویه و پارس جنوبی، فقط یک حمله صنعتی یا فنی نبود؛ ضربه‌ای بود به یکی از مهم‌ترین ستون‌های انرژی ایران.

پس از حمله به تاسیسات گازی ایران، تهران به‌طور رسمی درباره حملات تلافی‌جویانه علیه زیرساخت‌های انرژی عربستان سعودی، امارات و قطر هشدار داد و هم‌زمان، بازارهای جهانی انرژی با جهش قیمت واکنش نشان دادند. در امتداد همین فاز از جنگ زیرساختی، حمله ۲۱ اسفند به خارک معنای روشن‌تری پیدا کرد: جنگ دیگر فقط بر حذف افراد یا حمله به مراکز نظامی متمرکز نبود، بلکه درآمد نفتی و ظرفیت انرژی ایران را نیز هدف گرفته بود.

100%

فضای داخلی در روزهای پایانی سال

در روزهای پایانی اسفند، ایران در وضعیتی قرار داشت که می‌شد آن را به‌معنای واقعی کلمه «حالت بقا» نامید. حکومت از یک‌سو با جنگ، حذف چهره‌های کلیدی و حمله به زیرساخت‌های حیاتی روبه‌رو بود و از سوی دیگر، هنوز با پیامدهای کشتار دی و شکاف عمیق میان جامعه و حاکمیت دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

اعتراضات به‌طور پراکنده ادامه داشت، اینترنت همچنان قطع بود، خاموشی‌های برق و اختلال در خدمات شهری به فرسودگی عمومی دامن می‌زد و جامعه میان امید، ترس، خستگی و انتظار معلق مانده بود.

اگر ابتدای سال با «انسداد کامل» آغاز شده بود، پایان آن بیش از هر چیز به تصویری از یک نظام ساقط شده شباهت داشت که هنوز فرو نریخته، اما آشکارا در ضعیف‌ترین وضعیت تاریخی خود قرار گرفته است؛ همان چیزی که برخی رسانه‌ها از آن با عنوان «سال سقوط» یاد کردند.

فروش بیش از ۱۶ میلیارد دلار تسلیحات نظامی آمریکا به امارات متحده عربی و کویت

۲۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۸:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

ایالات متحده فروش بیش از ۱۶ میلیارد دلار تسلیحات نظامی به امارات متحده عربی و کویت را تأیید کرد؛ دو کشوری که در پی حملات جمهوری اسلامی متحمل خسارات نظامی شده‌اند.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، با اعلام وجود «وضعیت اضطراری»، مجوز فروش فوری این تجهیزات را صادر کرد.

به گفته مقامات آمریکایی، این اقدام با هدف تقویت توان دفاعی کشورهای خلیج فارس در برابر تهدیدات موشکی و پهپادی انجام شده است.

بخش عمده این قرارداد شامل فروش رادارهای پیشرفته دفاع هوایی به کویت به ارزش ۸ میلیارد دلار و سامانه‌های ردیابی موشک‌های بالستیک به امارات به ارزش ۴٫۵ میلیارد دلار است.

همچنین امارات تجهیزات مقابله با پهپادها، موشک‌های هوا به هوا و ارتقاء جنگنده‌های اف-۱۶ را نیز در این بسته تسلیحاتی دریافت خواهد کرد.