• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

هشدار بلومبرگ درباره آینده ایران: نظام در بن‌بست راهبردی

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۲۳:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)

رسانه بلومبرگ در تازه‌ترین قسمت از مستند هفتگی «بلومبرگ اوریجینالز» به بررسی این موضوع پرداخته که چرا «لحظه‌ای خطرناک» پیش روی رهبران جمهوری اسلامی قرار داد و نتیجه گرفته است که جمعیت آماده انفجار، تهدید آمریکا به حمله، از بین رفتن «محور مقاومت»، فساد و سوء مدیریت داخلی، به‌ویژه در سپاه پاسداران حاکمیت ایران را در موقعیتی قرار داده است که راه خروج روشنی از آن دیده نمی‌شود.

بلومبرگ احتمال می‌دهد که «زمینه تغییراتی بزرگ در ایران» فراهم شده است و برای اثبات این ادعا به «زوال اقتصادی، از دست دادن متحدان منطقه‌ای، درگیری با اسرائیل و آمریکا، انفجار تاریخی خشم عمومی و خشونت هولناکی که حکومت به راه انداخت» اشاره می‌کند.

100%

به باور این رسانه، از هم‌گسیختگی کنونی ایران نه‌تنها در «دهه‌ها تحریم» ریشه دارد بلکه از سیاست‌های داخلی سرچشمه می‌گیرد که اقتصاد کشور را «تهی و فرسوده» کرده است.

در بخشی از این مستند می‌شنویم: «تحریم‌ها منبع اصلی درآمد دولت، یعنی نفت، را محدود کرده‌اند. هرچند تهران همچنان قادر به صادرات نفت خام است، اما برای جذب خریداران ناچار شده آن را با تخفیف‌های سنگین بفروشد. با این حال، اوضاع در ماه دسامبر حتی بدتر شد.»

بخش دیگری از این مستند نیز به نقش محور مقاومت در وضعیت کنونی ایران اشاره دارد: «در سراسر منطقه، ایران از یک قدرت محوری در آنچه «محور مقاومت» خوانده می‌شود، به یکی از معدود اعضای باقی‌مانده آن تبدیل شده است، حماس و حزب‌الله نیز به‌شدت ضعیف شده‌اند و در سوریه هم قدرت در اختیار گروهی است که آشکارا با تهران دشمنی دارد.»

این مستند در پایان با کنار هم قرار دادن این داده‌ها نتیجه می‌گیرد که جمهوری اسلامی در گوشه‌ای گرفتار شده که راه خروجی روشنی از آن متصور نیست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

•
•
•

مطالب بیشتر

مسقط، اغراق نظامی و بحران مشروعیت جمهوری اسلامی

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

مذاکرات میان ایران و آمریکا در مسقط صرفا ادامه یک پرونده هسته‌ایِ فرسوده نبوده است. این گفت‌وگوها در لحظه‌ای آغاز شد که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین دی‌ماه، وارد فاز آشکار «حکمرانی از طریق اعمال خشونت» شده است.

در چنین وضعیتی، دیپلماسی نه ابزار حل اختلاف، بلکه بخشی از مدیریت یک بحران هم‌زمان داخلی و خارجی است. بحرانی که از خیابان‌های ملتهب ایران تا محاسبات امنیتی کشورهای منطقه امتداد یافته است.

مسقط زمانی به محل مذاکره تبدیل شد که مساله اصلی برای تهران دیگر فقط فشار تحریم یا خطر جنگ نیست، بلکه از بین رفتن مشروعیتی است که توان حکومت برای کنترل جامعه را تهدید می‌کند.

به همین دلیل، مذاکرات معنایی فراتر از چانه‌زنی فنی پیدا کرده‌ است: این گفت‌وگوها تلاشی است برای مهار فشار خارجی به‌منظور تثبیت کنترل داخلی. تلاشی که در آن هر گشایش اقتصادی بالقوه، نه فقط یک امتیاز دیپلماتیک که منبعی برای تداوم سرکوب تلقی می‌شود.

  • گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

    گروسی: موضع اخیر ایران درباره «راستی‌آزمایی» هسته‌ای برای جلوگیری از حملات جدید است

قدرت‌نمایی پس از سرکوب؛ وقتی اغراق به ابزار بقا تبدیل می‌شود

در چنین فضایی، اغراق در توان نظامی ایران را نمی‌توان تنها یک تاکتیک بازدارنده کلاسیک دانست. این اغراق اکنون به بخشی از راهبرد بقا تبدیل شده است.

جمهوری اسلامی پس از کشتار دی‌ماه، بیش از هر زمان دیگری به روایت «اقتدار» نیاز دارد؛ روایتی که هم پیام کنترل به جامعه داخل بدهد و هم به خارج درباره هزینه‌های جنگ هشدار دهد.

به همین دلیل نمایش توان موشکی، تاکید بر ظرفیت پاسخ متقابل و برجسته‌سازی «هزینه جنگ» برای دشمن، در این مقطع تصادفی نیست.

در روزهای منتهی به مذاکرات مسقط، سپاه پاسداران با انتشار تصاویر آنچه رسما «شهر موشکی زیرزمینی» نامید، تلاش کرد بر وسعت، پراکندگی و دشواری نابود کردن توان موشکی ایران تاکید کند.

این تصاویر نه از یک سامانه تازه پرده برمی‌داشت و نه تغییری واقعی در موازنه نظامی ایجاد می‌کرد، اما یک پیام سیاسی مشخص داشت: این توان، حتی در سناریوی حمله، قابل حذف سریع نیست.

  • خبرگزاری دولتی روسیه از پروازهای شناسایی ارتش آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد

    خبرگزاری دولتی روسیه از پروازهای شناسایی ارتش آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد

هم‌زمان، فرماندهان نظامی بر «آمادگی پاسخ فوری» و «سناریوهای از پیش‌طراحی‌شده» تاکید کردند، بی‌آنکه اقدامی عملی در میدان انجام شود.

ترکیب نمایش کنترل‌شده قدرت بدون عبور از آستانه درگیری، نشان می‌دهد هدف اصلی بالا بردن هزینه ذهنی تشدید تنش است، نه آغاز جنگ.

در این روایت، تمرکز بر برد، تعداد و پراکندگی موشک‌ها و نه دقت نقطه‌زنی یا کارایی عملیاتی، انتخابی آگاهانه است، زیرا مخاطب اصلی آن نه فرمانده نظامی، بلکه سیاست‌گذار غربی است.

پیام این است: فشار خارجی به تغییر سیاسی منجر نمی‌شود و هر حرکت به‌سوی تقابل، به‌سرعت می‌تواند به بحرانی پرهزینه و منطقه‌ای تبدیل شود.

این پیام مستقیما به میز مذاکره برمی‌گردد، زیرا هدفش پایین آوردن سقف مطالبات غرب و تثبیت این تصور است که در مقطع کنونی، دیپلماسی تنها مسیر کم‌هزینه باقی‌مانده است.

  • ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیم‌گیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

    ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیم‌گیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

اما این اغراق، هم‌زمان یک تناقض درونی نیز دارد: رژیمی که برای حفظ کنترل داخلی به سرکوب گسترده متوسل شده، در سطح بین‌المللی آسیب‌پذیرتر است.

مشروعیت زایل شده این نظام، انعطاف‌پذیری او را کاهش می‌دهد و هر عقب‌نشینی آشکار می‌تواند در داخل به‌عنوان ضعف تعبیر شود. به همین دلیل، تهران ناچار است هم مذاکره کند و هم قدرت‌نمایی را تشدید کند؛ ترکیبی شکننده که دیپلماسی را دشوارتر می‌کند.

  • سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

    سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

غرب پس از دی‌ماه؛ مذاکره با یک رژیم بی‌پروا

هرچند مذاکرات مسقط به‌طور مشخص میان ایران و ایالات متحده جریان یافت، اما پیامدهای آن در کل فضای سیاسی غرب از آمریکا تا اروپا، خوانده و داوری می‌شود.

سرکوب دی‌ماه، نگاه غرب به مذاکرات را نیز تغییر داده است. دیگر مساله فقط مهار یک برنامه هسته‌ای نیست، بلکه مواجهه با رژیمی است که نشان داده برای بقا، آماده استفاده از خشونت عریان است.

این وضعیت، دو نگرانی متضاد اما هم‌زمان را در سیاست غربی فعال می‌کند.

از یک سو، این استدلال که جلوگیری از تشدید بحران و جنگ، همچنان اولویت دارد و دیپلماسی هرچند محدود، ضروری است و از سوی دیگر، این نگرانی که هر گشایش اقتصادی ناشی از توافق، می‌تواند به تقویت ماشین سرکوب داخلی منجر شود.

این دوگانه، مذاکرات مسقط را به میدان متوازن‌سازی سیاسی بدل کرده است: نه آن‌قدر فشار که مسیر به سمت درگیری برود و نه آن‌قدر امتیاز که توافق شبیه «نجات رژیم» به نظر برسد.

در این چارچوب، آمریکا نیز به اغراق متوسل می‌شود؛ هم در تصویرسازی از تهدید ایران برای توجیه فشار و هم در نمایش آمادگی نظامی برای حفظ بازدارندگی.

اما پس از دی‌ماه، این اغراق‌ها با حساسیت بیشتری خوانده می‌شوند، زیرا هر تصمیم اشتباه می‌تواند پیامدهای اخلاقی و سیاسی جدی داشته باشد.

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

مذاکرات مسقط؛ خرید زمان یا بازتولید بحران؟

آنچه در چنین فضایی محتمل به نظر می‌رسد، نه توافقی جامع و پایدار، بلکه توافق‌هایی محدود و مرحله‌ای است. توافق‌هایی برای خرید زمان. اما خرید زمان برای چه کسی؟

برای غرب، خرید زمان یعنی جلوگیری از جهش هسته‌ای و مهار خطر جنگ.

برای جمهوری اسلامی، خرید زمان به معنای تنفس اقتصادی، تثبیت بازار و بازسازی ابزارهای کنترل داخلی پس از سرکوب است.

این دو هدف الزاما هم‌راستا نیستند و همین ناهم‌راستایی، مذاکرات را شکننده می‌کند.

به همین دلیل است که حتی اگر توافقی محدود حاصل شود، از همان ابتدا زیر سایه این پرسش قرار خواهد داشت که آیا به کاهش واقعی تنش منجر می‌شود یا صرفا امکان تداوم سرکوب را با هزینه کمتر فراهم می‌کند؟

دی‌ماه، سیاست داخلی و خارجی ایران را به شکلی گره زده که دیگر نمی‌توان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد.

  • «نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

    «نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

دیپلماسی در آستانه یک خط قرمز اخلاقی و سیاسی

مذاکرات مسقط آزمونی است فراتر از پرونده هسته‌ای. این مذاکرات نشان خواهد داد  که دیپلماسی تا کجا می‌تواند بر واقعیت‌های داخلی یک رژیم چشم بپوشد و از کجا به بعد، به بخشی از بازتولید بحران تبدیل می‌شود.

خطر اصلی، نه اغراق در توان نظامی، بلکه یکی شدن دیپلماسی با منطق سرکوب است.

اگر اغراق‌های نظامی و امنیتی چه از سوی تهران و چه از سوی غرب، به‌جای ابزار کنترل بحران، به مبنای تصمیم‌گیری تبدیل شوند، فاصله میان جنگ روایت‌ها و جنگ واقعی کوتاه‌تر خواهد شد.

مسقط، در این معنا، فقط محل مذاکره نبوده و نیست، بلکه نقطه‌ای است برای مشخص شدن پاسخ این سوال: دیپلماسی قرار است بحران را مهار کند یا فقط آن را به تعویق بیندازد؟

انباشت «نفت روی آب» ایران و ریسک هرمز؛ معمای بزرگ بازار نفت در ۲۰۲۶

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

گروه مالی ئی‌بی‌سی (EBC) در تحلیلی در مورد ریسک بازار نفت در سال ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی را بازیگر اصلی در دو ریسک مختلف معرفی می‌کند. ئی‌بی‌سی می‌گوید خطرات بازار نفت در ۲۰۲۶ نه فقط تنگه هرمز، وضعیت مبهم یا مثلا انسداد آن است، که مازاد عرضه و انبوه نفت شناور ایران هم است.

این دو عامل بازار را میان سناریوی کمبود و مازاد، معلق نگه می‌دارد و نوسان را بالا می‌برد، بی‌آن‌که بهای نفت به سطحی از پایداری برسد.

به گفته این گروه مالی انبوه ‌بی‌سابقه نفت ایران که جمهوری اسلامی روی دریا برده و منتظر است تا شاید چین بخرد، یک وضعیت خاکستری و مبهم در بازار ایجاد می‌کند.

بازار جهانی نفت در آغاز سال ۲۰۲۶ با وضعیتی پیچیده و دوگانه روبه‌روست؛ از یک‌سو تنگه هرمز به‌عنوان گذرگاهی که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند همچنان در معرض تنش‌های ژئوپلیتیک قرار دارد و از سوی دیگر، ایران حجم بی‌سابقه‌ای از نفت خام خود را به‌صورت ذخایر شناور روی نفتکش‌ها انباشته کرده است. این ترکیب کم‌سابقه، به گفته تحلیلگران، یکی از مهم‌ترین ریسک‌های بازار نفت در سال جاری را شکل داده است.

  • ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

    ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

بر اساس داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز از تنگه هرمز عبور کرده که معادل نزدیک به ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی است. این بدان معناست که از هر پنج بشکه نفت مصرفی در جهان، یک بشکه از این آبراه ۳۳ کیلومتری میان عمان و ایران می‌گذرد. در چنین شرایطی، حتی انتشار یک خبر درباره احتمال اختلال در این مسیر می‌تواند پیش از هرگونه کاهش واقعی عرضه، بازار معاملات آتی نفت را دستخوش تغییر کند و قیمت برنت را جابه‌جا سازد.

هم‌زمان، گزارش‌ها نشان می‌دهد ایران بین ۱۶۶ تا ۱۷۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات را روی نفتکش‌ها نگهداری می‌کند؛ رقمی معادل حدود ۵۰ روز تولید این کشور. تقریباً نیمی از این ذخایر شناور در نزدیکی سنگاپور و مالزی مستقر شده‌اند؛ مناطقی که به هاب اصلی انتقال کشتی‌به‌کشتی تبدیل شده‌اند. این پدیده که معامله‌گران از آن با عنوان «نفت روی آب» یاد می‌کنند، الگوی سنتی قیمت‌گذاری ریسک را مختل کرده است. این بشکه‌ها نه کاملاً از بازار حذف شده‌اند و نه در دسترس فوری هستند؛ ممکن است ناگهان تخلیه شوند و عرضه را افزایش دهند یا برای ماه‌ها روی آب باقی بمانند و عملاً از تراز جهانی کنار گذاشته شوند. همین ابهام، نوسان قیمت‌ها را تشدید کرده است.

  • رسانه‌های ایران از توقیف ۳ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی در عملیات گارد ساحلی هند خبر دادند

    رسانه‌های ایران از توقیف ۳ نفتکش مرتبط با جمهوری اسلامی در عملیات گارد ساحلی هند خبر دادند

به نوشته گروه مالی ئی‌بی‌سی، سرنوشت این ذخایر عمدتاً به چین وابسته است. طبق داده‌های کلپر، چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری کرده و میانگین واردات آن حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز بوده است. پالایشگاه‌های مستقل موسوم به «تی‌پات» در استان شاندونگ، خریداران اصلی نفت تخفیف‌دار ایران هستند؛ نفتی که گاه با بیش از ۴ دلار تخفیف نسبت به برنت معامله می‌شود. با این حال، توان خرید این پالایشگاه‌ها به سهمیه‌های وارداتی، دسترسی به تامین مالی و ملاحظات تحریمی وابسته است. گزارش‌ها در اوایل فوریه ۲۰۲۶ حاکی از آن بود که ذخایر شناور ایران در آسیا از ۴۶.۲۵ میلیون بشکه به ۴۱.۷۲ میلیون بشکه کاهش یافته که نشان می‌دهد بخشی از این نفت‌ها تخلیه شده‌اند. اما تحلیلگران هشدار می‌دهند که «دروازه چین» می‌تواند به‌سرعت بسته شود؛ به‌ویژه در صورت پایان سهمیه‌ها یا افزایش فشارهای نظارتی.

در کنار این متغیرها، رفتار کشتیرانی نیز به‌عنوان شاخصی زودهنگام از تنش بازار مطرح است. در ژانویه ۲۰۲۶ گزارش شد ده‌ها کشتی در خارج از محدوده بنادر ایران لنگر انداخته‌اند؛ تاخیری که مستقیماً در منحنی قیمت‌ها منعکس می‌شود. همچنین افزایش تعداد نفتکش‌های مرتبط با ایران در اطراف سنگاپور و مالزی نشانه‌ای از ازدحام در سیستم حمل‌ونقل و انتظار برای یافتن خریدار یا انجام انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی تلقی می‌شود.

  • وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

    وزارت خزانه‌داری آمریکا ۱۴ کشتی، ۱۵ نهاد و ۲ فرد مرتبط با فروش نفت ایران را تحریم کرد

به نوشته گروه مالی ئی‌بی‌سی، با وجود این ریسک‌های ژئوپلیتیک، چشم‌انداز پایه EIA نسبتاً کاهشی است. این نهاد پیش‌بینی کرده میانگین قیمت برنت در سال ۲۰۲۶ حدود ۵۶ دلار در هر بشکه باشد، زیرا انتظار می‌رود تولید جهانی از تقاضا پیشی بگیرد و موجودی‌ها روزانه به‌طور متوسط ۲.۸ میلیون بشکه افزایش یابد. در چنین بازاری که موجودی‌ها رو به رشد است، تداوم «پریمیوم ترس» دشوار خواهد بود؛ مگر آنکه اختلال واقعی و پایدار در عرضه رخ دهد.

بر اساس سناریوهای مطرح‌شده، اگر تنش‌ها تشدید شود و ریسک عرضه معتبر به نظر برسد، قیمت‌ها می‌تواند به محدوده بالای ۷۰ دلار برسد. اما در صورت کاهش تنش و تخلیه تدریجی ذخایر شناور ایران، برنت ممکن است به محدوده بالای ۵۰ تا میانه ۶۰ دلار بازگردد؛ سطحی نزدیک به پیش‌بینی پایه. تنها در صورت وقوع اختلال واقعی در تنگه هرمز یا توقف جدی صادرات ایران، امکان جهش قیمت به ۸۰ دلار یا بالاتر وجود دارد.

در مجموع، ترکیب «ریسک هرمز» و «ذخایر شناور ایران» بازاری را شکل داده که هم سناریوی کمبود عرضه و هم مازاد عرضه در آن هم‌زمان محتمل است. همین ابهام ساختاری، نوسان‌پذیری بالا و حساسیت شدید بازار نفت در سال ۲۰۲۶ را توضیح می‌دهد؛ بازاری که بیش از هر زمان دیگری به تحولات صادرات ایران و امنیت تنگه هرمز چشم دوخته است.

ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیم‌گیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

۲۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه هاآرتص در تحلیلی از دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نوشت نشست سه‌ساعته دو رهبر در کاخ سفید بیش از آنکه به تصمیمی مشخص درباره ایران یا غزه منجر شود، تلاشی برای نمایش یک جبهه متحد بود؛ آن هم در شرایطی که اختلافات راهبردی میان دو طرف همچنان پابرجاست.

به گزارش هاآرتص، رییس جمهوری آمریکا پس از این دیدار اعلام کرد «هیچ چیز قطعی» حاصل نشده است؛ عبارتی که به‌گفته تحلیلگر این روزنامه، نشان‌دهنده فاصله میان انتظارات و واقعیت مذاکرات بود. با وجود نمایش همبستگی، در زیر سطح اختلاف‌هایی جدی درباره ماهیت هرگونه توافق احتمالی با حکومت ایران وجود دارد. نخست‌وزیر اسرائیل به‌طور صریح تاکید کرده که هر توافقی باید شامل محدودیت‌های سختگیرانه بر برنامه موشک‌های بالستیک حکومت ایران باشد، در حالی که موضع دولت ترامپ در این باره متناقض توصیف شده است.

بر اساس این گزارش، سیاست آمریکا درباره ایران «نوسانی» بوده است؛ به‌گونه‌ای که ترامپ گاه بر لزوم توافقی جامع شامل برنامه موشکی، قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقه‌ای و نحوه برخورد تهران با معترضان داخلی تاکید می‌کند، اما در مواردی دیگر از کفایت توافقی محدود به برنامه هسته‌ای سخن گفته است. این دوگانگی حتی در درون دولت آمریکا نیز دیده می‌شود و مقام‌هایی مانند مارکو روبیو و جی‌دی ونس مواضعی متفاوت بیان کرده‌اند.

  • ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو: امیدوارم حکومت ایران این بار منطقی‌تر و مسئولانه‌تر عمل کند

    ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو: امیدوارم حکومت ایران این بار منطقی‌تر و مسئولانه‌تر عمل کند

هاآرتص همچنین نوشت که هر دو رهبر منافع مشترکی در حفظ روابط نزدیک دارند؛ نتانیاهو با انتخابات پیش‌روی کنست روبه‌روست و ترامپ نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا قرار دارد. از این رو، به‌نظر می‌رسد هر دو ترجیح داده‌اند از ایجاد تنش علنی میان خود پرهیز کنند.

به‌نوشته این روزنامه، اگرچه ترامپ در گذشته گزینه اقدام نظامی علیه ایران را مطرح کرده بود، اکنون به‌نظر می‌رسد تمایل بیشتری به راه‌حل دیپلماتیک دارد؛ مسیری که می‌تواند بدون ورود به جنگی گسترده، دستاوردی سیاسی برای او رقم بزند. در مقابل، نتانیاهو تلاش دارد گزینه اقدام نظامی علیه ایران همچنان روی میز باقی بماند، بی‌آنکه چنین جلوه کند که اسرائیل آمریکا را به این سمت سوق می‌دهد.

هاآرتص در پایان نتیجه می‌گیرد که ترامپ و نتانیاهو بار دیگر حفظ ظاهر اتحاد و ملاحظات سیاسی داخلی را بر اتخاذ تصمیمی قاطع درباره ایران ترجیح داده‌اند؛ اما پرسش اینجاست که این موازنه شکننده تا چه زمانی قابل دوام خواهد بود.

سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
عطا محامد

در روزهای گذشته تقریبا همه کشورهای خاورمیانه به‌طور کم‌سابقه‌ای به‌دنبال جلوگیری از شروع جنگی گسترده بین جمهوری اسلامی و آمریکا بوده‌اند. آن‌ها چنین جنگی را به‌عنوان وضعیت باخت-باخت می‌فهمند.

این اجماع لفظی تصادفی نیست؛ حاصل تجربه یک دهه جنگ‌های منطقه‌ای، فشار افکار عمومیِ خسته از درگیری و ترس از ‌ثباتی است که جنگ می‌تواند در مرزها و خیابان‌های آن‌ها ایجاد کند.

در راستای میانجی‌گری میان دو کشور، ترکیه، عمان، قطر، عربستان و مصر در این مدت نقش فعالی داشته‌اند. جمهوری اسلامی به‌واسطه تهدیدهایی که برای جنگ منطقه‌ای، در صورت حمله آمریکا انجام داده، در تلاش است تا از نگرانی‌های این کشورها در حوزه‌های مختلف استفاده کند و با تاسی به قدرت چانه زنی آن‌ها، منطقه حائل دیپلماتیکی برای خود بسازد تا از آسیب احتمالی بگریزد یا میزان خسارت بر خورد را کمتر کند.

جمهوری اسلامی در حالی چنین تلاشی را انجام می‌دهد که اکثر این کشورها با آمریکا روابط بهتری دارند. آن‌ها اما ضمن بد دانستن جنگ، خطر آن را بسیار جدی می‌بینند و در صورت بروز جنگ احتمالا بازیگران منفعل و همکاران غیرمستقیم آمریکا خواهند بود.

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

از مرز تا ترانزیت

بخشی از نگرانی کشورهای منطقه مربوط به مرزها و راه‌های ترانزیتی است. ترکیه بارها بر این دغدغه مرزی خود تاکید کرده و حتی به‌دنبال ایجاد یک منطقه حائل در مرز است.

با این حال، ترکیه یکی از بیشترین مراودات منطقه‌ای را با تهران دارد. آنکارا در هفته‌های اخیر دیپلماسی قابل توجه منطقه‌ای و بین‌المللی را برای بازداشتن طرفین از جنگ ایجاد کرده است. مقامات مختلف این کشور بارها از تاثیرات مخرب جنگ در منطقه سخن گفته و به جای آن از دیپلماسی حرف زده‌اند.

رجب طیب اردوغان چندین بار تاکید کرده که آنکارا جنگ جدیدی در خاورمیانه نمی‌خواهد و برای جلوگیری از آن تلاش می‌کند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه این کشور نیز اگرچه در آخرین اظهار نظر خود در ۹ فوریه گفت «تهدید فوری جنگ» را نمی‌بیند، اما هشدار داد که وضعیت جنگ و مذاکره همگام با هم در حال حرکت هستند. او تاکید کرد که حملات هوایی علیه ایران نه رژیم را ساقط می‌کند و نه بحران هسته‌ای را حل می‌کند. او راه حل را در مذاکره مرحله به مرحله دو کشور می‌داند.

اگر با وجود این تلاش‌ها جنگ آغاز شود، احتمالا ترکیه در سطح رسمی بی‌طرف خواهد ماند و اجازه استفاده از حریم زمینی و هوایی‌اش را برای عملیات تهاجمی مستقیم علیه ایران نخواهد داد.

با این حال، ترکیه همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی محدود با آمریکا را به‌شکل غیرعلنی ادامه می‌دهد و پایگاه اینجیرلیک همچنان یکی از مقرهای امن آمریکا باقی خواهد ماند.

هم‌زمان، آنکارا نقش میانجی فعال‌تری خواهد گرفت تا آتش‌بس یا «توافق موقت» را تثبیت کند. انگیزه اصلی ترکیه از این اقدامات، جلوگیری از موج جدید پناهجویان و ممانعت از سرریز تحرکات قومی (به‌ویژه در مناطق کُردنشین) به مرزهای خود است.

همپای ترکیه مصر نیز به‌رغم فاصله جغرافیایی، به‌دلیل وابستگی حیاتی به امنیت کانال سوئز و دریای سرخ، عمیقا نگران تبعات جنگ است. قاهره در دیپلماسی فعال اخیر خود با محوریت بدر عبدالاطی، وزیر امور خارجه این کشور، بر ضرورت راهکارهای سیاسی برای جلوگیری از سرریز بحران به شریان‌های اقتصادی‌اش تاکید کرده است.

در صورت وقوع جنگ، اگرچه مصر از نظر سیاسی هم‌سو با واشنگتن و متحدان عربی باقی می‌ماند، اما با پرهیز از مداخله نظامی، توان خود را صرف تامین امنیت کشتی‌رانی، مهار افکار عمومی و فشارهای بین‌المللی برای آتش‌بس خواهد کرد تا مانع از انحراف منابع مالی محدودش به سوی یک درگیری فرسایشی و احیای فعالیت گروه‌های افراطی در منطقه شود.

  • ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

    ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

کشورهای خلیج فارس

در نقشه شطرنج سیاسی خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه در قامت بازیگرانی فعال ظاهر شده‌اند که بقای امنیتی و شکوفایی اقتصادی خود را در گرو مهار تقابل میان ایران و آمریکا می‌بینند.

عمان، نقش کلاسیک «میانجی بی‌طرف» را بازی می‌کند. مسقط افزایش تنش را خطری حیاتی برای اقتصاد و ثبات داخلی‌اش می‌بیند. عمان در بیانیه‌های رسمی اخیر، از یمن تا حملات آمریکا و تشدید جنگ غزه و لبنان، بارها از «نگرانی عمیق» نسبت به هرگونه تشدید تنش نظامی در منطقه و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس و آزادی ناوبری صحبت کرده و راه‌حل نظامی را رد کرده است و به خاطر همین، پایگاهی برای مذاکرات تهران و واشینگتن شده است.

اولویت مسقط حفظ وضعِ «بحرانِ قابل‌مدیریت» است، نه جنگ تمام‌عیار که ثبات مالی و جایگاه لجستیکی عمان را در هم بشکند، نه صلح کامل که نقش میانجی‌گرانه‌اش را بی‌رنگ کند.

در میان کشورهای خلیج‌فارس قطر وضعیتی ویژه دارد؛ از یک‌سو نزدیک‌ترین شریک نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر روابط قابل توجهی با جمهوری اسلامی دارد. مقامات قطری در مواضع رسمی اخیر، بارها هشدار داده‌اند که هرگونه تشدید درگیری میان آمریکا و ایران برای منطقه «فاجعه‌بار» خواهد بود.

محمد بن عبدالرحمان آل‌ثانی وزیر امور خارجه قطر، معتقد است که چنین جنگی به مرزهای دو کشور محدود نمی‌شود و به کل خلیج فارس آسیب می‌زند. از این رو قطر به‌دنبال میانجی‌گری است.از سوی دیگر قطر به خاطر آنکه یک‌بار هزینه عینی این تنش را پرداخته است معتقد است که در بروز صورت جنگ، صرفا «ناظر امن» نخواهد بود. اگر جنگی درگیرد، قطر از یک‌سو طبق تعهدات دفاعی، پایگاه العدید را در اختیار عملیات آمریکا خواهد گذاشت و در کنار آن آمریکا نیز تعهد محافظت از این کشور را داده است.

با این حال به نظر می‌رسد که در محاسبه دوحه، هر موشکی که به سمت این پایگاه یا زیرساخت‌های گازی و تاسیسات LNG شلیک شود، مستقیما مدل اقتصادی و حتی بقای سیاسی‌اش را تهدید می‌کند.

عربستان سعودی، بعد از سرمایه‌گذاری‌های بسیار اخیر خود نسبت به جنگ احتمالی رویکردی محتاط‌تر دارد و اولویت را به مهار تنش داده است. محمد بن سلمان در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، بر «ضرورت پرهیز از هر اقدامی که به تشدید تنش منجر شود» تاکید کرده و هم‌زمان به واشینگتن پیام داده که ریاض مایل نیست خاک یا حریم هوایی‌اش برای حمله به ایران به‌کار گرفته شود.

در همین چارچوب، وزیر امور خارجه سعودی علنا از مذاکرات آمریکا و ایران در عمان حمایت کرده و آن را مؤثرترین مسیر برای کاهش تنش معرفی کرده است.

در صورت جنگ، احتمالا رفتار عربستان ترکیبی خواهد بود از همراهی سیاسی با واشینگتن، حداکثرسازی چتر دفاع هوایی و موشکی بر فراز تاسیسات نفتی و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از واردشدن ضربه مستقیم ایران به خاک سعودی؛ خاطره حملات به آرامکو هنوز در حافظه امنیتی ریاض جای دارد و می‌تواند از این موقعیت علیه جمهوری اسلامی و برای حفاظت از منافع خود بهره‌برداری کند.

  • الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا می‌رود؟

    الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا می‌رود؟

نگران از ایران، وابسته به آمریکا

اکثر کشورهای خاورمیانه با وجود اختلافات بسیار با جمهوری اسلامی، مخالف جنگ‌اند نه به‌خاطر صلح‌طلبی انتزاعی، بلکه در تلاقی وابستگی به آمریکا و آسیب‌پذیری در برابر ایران و بازارهای جهانی.

از یک‌سو میزبان پایگاه‌ها، سرمایه‌ها و تضمین‌های امنیتی آمریکا هستند و از سوی دیگر، در تیررس موشک‌ها، پهپادها و شبکه‌های نیابتی ایران. جنگ می‌تواند هم‌زمان قیمت نفت را بالا ببرد که در کوتاه‌مدت برای برخی‌شان سودآور است، اما در میان‌مدت، ریسک تخریب تاسیسات انرژی، اخلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز و سوئز، و فرار سرمایه را افزایش می‌دهد.

رهبران این کشورها با محاسبه هزینه‌–‌فایده به این نتیجه رسیده‌اند که یک «بحران کنترل‌شده» با تهدید و مذاکره، برایشان بسیار قابل‌تحمل‌تر از یک جنگ کنترل‌نشده است.

کشورهای منطقه امروز در پی «مدیریت تنش» هستند تا از سرریز بحران به پروژه‌های داخلی خود جلوگیری کنند. نقش این بازیگران به‌عنوان «ضریب‌قدرتِ» دیپلماسی، با کاهش هزینه‌ سیاسیِ مذاکره، فرصت «عقب‌نشینی آبرومندانه» را برای تهران و واشینگتن فراهم می‌کند.

با این حال، اگر جرقه‌ جنگ زده شود، واکنش غالب این کشورها نه اتحاد نظامی کامل با یک طرف، بلکه تلاش برای محدودسازی دامنه درگیری و حفاظت از زیرساخت‌های خود خواهد بود.

منطق دوگانه‌ «وابستگی به آمریکا» و «هراس از آسیب‌پذیری در برابر ایران»، آن‌ها را به میانجی‌گرانی محتاط تبدیل کرده است؛ اما این موضع تا زمانی پایدار می‌ماند که شعله‌های جنگ، منافع حیاتی و ثبات اقتصادی‌شان را مستقیما هدف نگیرد. در صورت خروج درگیری از کنترل، به احتمال بسیار میل این کشورها به هم‌سویی با فشارهای بین‌المللی علیه تهران، بر تمایلشان به میانجی‌گری غلبه خواهد کرد.

نتانیاهو راهی واشینگتن شد؛ مذاکرات ایران در صدر دستور کار دیدار با ترامپ

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر اسرائیل، برای دیدار با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا راهی واشینگتن شد و گفت در راس اولویت‌های سفر، بحث درباره مذاکرات آمریکا با ایران قرار دارد.

برنامه موشکی تهران و گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی در این دیدار بررسی خواهد شد.

گفت‌وگو با جاناتان سایح، تحلیل‌گر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها