• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

سپر کاغذی؛ دیپلماسی لرزان منطقه بین جنگ و صلح تهران و واشینگتن

عطا محامد
عطا محامد

پژوهش‌گر علوم سیاسی

۲۲ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۱۰ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهای گذشته تقریبا همه کشورهای خاورمیانه به‌طور کم‌سابقه‌ای به‌دنبال جلوگیری از شروع جنگی گسترده بین جمهوری اسلامی و آمریکا بوده‌اند. آن‌ها چنین جنگی را به‌عنوان وضعیت باخت-باخت می‌فهمند.

این اجماع لفظی تصادفی نیست؛ حاصل تجربه یک دهه جنگ‌های منطقه‌ای، فشار افکار عمومیِ خسته از درگیری و ترس از ‌ثباتی است که جنگ می‌تواند در مرزها و خیابان‌های آن‌ها ایجاد کند.

در راستای میانجی‌گری میان دو کشور، ترکیه، عمان، قطر، عربستان و مصر در این مدت نقش فعالی داشته‌اند. جمهوری اسلامی به‌واسطه تهدیدهایی که برای جنگ منطقه‌ای، در صورت حمله آمریکا انجام داده، در تلاش است تا از نگرانی‌های این کشورها در حوزه‌های مختلف استفاده کند و با تاسی به قدرت چانه زنی آن‌ها، منطقه حائل دیپلماتیکی برای خود بسازد تا از آسیب احتمالی بگریزد یا میزان خسارت بر خورد را کمتر کند.

جمهوری اسلامی در حالی چنین تلاشی را انجام می‌دهد که اکثر این کشورها با آمریکا روابط بهتری دارند. آن‌ها اما ضمن بد دانستن جنگ، خطر آن را بسیار جدی می‌بینند و در صورت بروز جنگ احتمالا بازیگران منفعل و همکاران غیرمستقیم آمریکا خواهند بود.

از مرز تا ترانزیت

بخشی از نگرانی کشورهای منطقه مربوط به مرزها و راه‌های ترانزیتی است. ترکیه بارها بر این دغدغه مرزی خود تاکید کرده و حتی به‌دنبال ایجاد یک منطقه حائل در مرز است.

با این حال، ترکیه یکی از بیشترین مراودات منطقه‌ای را با تهران دارد. آنکارا در هفته‌های اخیر دیپلماسی قابل توجه منطقه‌ای و بین‌المللی را برای بازداشتن طرفین از جنگ ایجاد کرده است. مقامات مختلف این کشور بارها از تاثیرات مخرب جنگ در منطقه سخن گفته و به جای آن از دیپلماسی حرف زده‌اند.

رجب طیب اردوغان چندین بار تاکید کرده که آنکارا جنگ جدیدی در خاورمیانه نمی‌خواهد و برای جلوگیری از آن تلاش می‌کند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه این کشور نیز اگرچه در آخرین اظهار نظر خود در ۹ فوریه گفت «تهدید فوری جنگ» را نمی‌بیند، اما هشدار داد که وضعیت جنگ و مذاکره همگام با هم در حال حرکت هستند. او تاکید کرد که حملات هوایی علیه ایران نه رژیم را ساقط می‌کند و نه بحران هسته‌ای را حل می‌کند. او راه حل را در مذاکره مرحله به مرحله دو کشور می‌داند.

اگر با وجود این تلاش‌ها جنگ آغاز شود، احتمالا ترکیه در سطح رسمی بی‌طرف خواهد ماند و اجازه استفاده از حریم زمینی و هوایی‌اش را برای عملیات تهاجمی مستقیم علیه ایران نخواهد داد.

با این حال، ترکیه همکاری‌های اطلاعاتی و لجستیکی محدود با آمریکا را به‌شکل غیرعلنی ادامه می‌دهد و پایگاه اینجیرلیک همچنان یکی از مقرهای امن آمریکا باقی خواهد ماند.

هم‌زمان، آنکارا نقش میانجی فعال‌تری خواهد گرفت تا آتش‌بس یا «توافق موقت» را تثبیت کند. انگیزه اصلی ترکیه از این اقدامات، جلوگیری از موج جدید پناهجویان و ممانعت از سرریز تحرکات قومی (به‌ویژه در مناطق کُردنشین) به مرزهای خود است.

همپای ترکیه مصر نیز به‌رغم فاصله جغرافیایی، به‌دلیل وابستگی حیاتی به امنیت کانال سوئز و دریای سرخ، عمیقا نگران تبعات جنگ است. قاهره در دیپلماسی فعال اخیر خود با محوریت بدر عبدالاطی، وزیر امور خارجه این کشور، بر ضرورت راهکارهای سیاسی برای جلوگیری از سرریز بحران به شریان‌های اقتصادی‌اش تاکید کرده است.

در صورت وقوع جنگ، اگرچه مصر از نظر سیاسی هم‌سو با واشنگتن و متحدان عربی باقی می‌ماند، اما با پرهیز از مداخله نظامی، توان خود را صرف تامین امنیت کشتی‌رانی، مهار افکار عمومی و فشارهای بین‌المللی برای آتش‌بس خواهد کرد تا مانع از انحراف منابع مالی محدودش به سوی یک درگیری فرسایشی و احیای فعالیت گروه‌های افراطی در منطقه شود.

کشورهای خلیج فارس

در نقشه شطرنج سیاسی خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه در قامت بازیگرانی فعال ظاهر شده‌اند که بقای امنیتی و شکوفایی اقتصادی خود را در گرو مهار تقابل میان ایران و آمریکا می‌بینند.

عمان، نقش کلاسیک «میانجی بی‌طرف» را بازی می‌کند. مسقط افزایش تنش را خطری حیاتی برای اقتصاد و ثبات داخلی‌اش می‌بیند. عمان در بیانیه‌های رسمی اخیر، از یمن تا حملات آمریکا و تشدید جنگ غزه و لبنان، بارها از «نگرانی عمیق» نسبت به هرگونه تشدید تنش نظامی در منطقه و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس و آزادی ناوبری صحبت کرده و راه‌حل نظامی را رد کرده است و به خاطر همین، پایگاهی برای مذاکرات تهران و واشینگتن شده است.

اولویت مسقط حفظ وضعِ «بحرانِ قابل‌مدیریت» است، نه جنگ تمام‌عیار که ثبات مالی و جایگاه لجستیکی عمان را در هم بشکند، نه صلح کامل که نقش میانجی‌گرانه‌اش را بی‌رنگ کند.

در میان کشورهای خلیج‌فارس قطر وضعیتی ویژه دارد؛ از یک‌سو نزدیک‌ترین شریک نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر روابط قابل توجهی با جمهوری اسلامی دارد. مقامات قطری در مواضع رسمی اخیر، بارها هشدار داده‌اند که هرگونه تشدید درگیری میان آمریکا و ایران برای منطقه «فاجعه‌بار» خواهد بود.

محمد بن عبدالرحمان آل‌ثانی وزیر امور خارجه قطر، معتقد است که چنین جنگی به مرزهای دو کشور محدود نمی‌شود و به کل خلیج فارس آسیب می‌زند. از این رو قطر به‌دنبال میانجی‌گری است.از سوی دیگر قطر به خاطر آنکه یک‌بار هزینه عینی این تنش را پرداخته است معتقد است که در بروز صورت جنگ، صرفا «ناظر امن» نخواهد بود. اگر جنگی درگیرد، قطر از یک‌سو طبق تعهدات دفاعی، پایگاه العدید را در اختیار عملیات آمریکا خواهد گذاشت و در کنار آن آمریکا نیز تعهد محافظت از این کشور را داده است.

با این حال به نظر می‌رسد که در محاسبه دوحه، هر موشکی که به سمت این پایگاه یا زیرساخت‌های گازی و تاسیسات LNG شلیک شود، مستقیما مدل اقتصادی و حتی بقای سیاسی‌اش را تهدید می‌کند.

عربستان سعودی، بعد از سرمایه‌گذاری‌های بسیار اخیر خود نسبت به جنگ احتمالی رویکردی محتاط‌تر دارد و اولویت را به مهار تنش داده است. محمد بن سلمان در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رییس‌ دولت در جمهوری اسلامی، بر «ضرورت پرهیز از هر اقدامی که به تشدید تنش منجر شود» تاکید کرده و هم‌زمان به واشینگتن پیام داده که ریاض مایل نیست خاک یا حریم هوایی‌اش برای حمله به ایران به‌کار گرفته شود.

در همین چارچوب، وزیر امور خارجه سعودی علنا از مذاکرات آمریکا و ایران در عمان حمایت کرده و آن را مؤثرترین مسیر برای کاهش تنش معرفی کرده است.

در صورت جنگ، احتمالا رفتار عربستان ترکیبی خواهد بود از همراهی سیاسی با واشینگتن، حداکثرسازی چتر دفاع هوایی و موشکی بر فراز تاسیسات نفتی و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از واردشدن ضربه مستقیم ایران به خاک سعودی؛ خاطره حملات به آرامکو هنوز در حافظه امنیتی ریاض جای دارد و می‌تواند از این موقعیت علیه جمهوری اسلامی و برای حفاظت از منافع خود بهره‌برداری کند.

نگران از ایران، وابسته به آمریکا

اکثر کشورهای خاورمیانه با وجود اختلافات بسیار با جمهوری اسلامی، مخالف جنگ‌اند نه به‌خاطر صلح‌طلبی انتزاعی، بلکه در تلاقی وابستگی به آمریکا و آسیب‌پذیری در برابر ایران و بازارهای جهانی.

از یک‌سو میزبان پایگاه‌ها، سرمایه‌ها و تضمین‌های امنیتی آمریکا هستند و از سوی دیگر، در تیررس موشک‌ها، پهپادها و شبکه‌های نیابتی ایران. جنگ می‌تواند هم‌زمان قیمت نفت را بالا ببرد که در کوتاه‌مدت برای برخی‌شان سودآور است، اما در میان‌مدت، ریسک تخریب تاسیسات انرژی، اخلال در عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز و سوئز، و فرار سرمایه را افزایش می‌دهد.

رهبران این کشورها با محاسبه هزینه‌–‌فایده به این نتیجه رسیده‌اند که یک «بحران کنترل‌شده» با تهدید و مذاکره، برایشان بسیار قابل‌تحمل‌تر از یک جنگ کنترل‌نشده است.

کشورهای منطقه امروز در پی «مدیریت تنش» هستند تا از سرریز بحران به پروژه‌های داخلی خود جلوگیری کنند. نقش این بازیگران به‌عنوان «ضریب‌قدرتِ» دیپلماسی، با کاهش هزینه‌ سیاسیِ مذاکره، فرصت «عقب‌نشینی آبرومندانه» را برای تهران و واشینگتن فراهم می‌کند.

با این حال، اگر جرقه‌ جنگ زده شود، واکنش غالب این کشورها نه اتحاد نظامی کامل با یک طرف، بلکه تلاش برای محدودسازی دامنه درگیری و حفاظت از زیرساخت‌های خود خواهد بود.

منطق دوگانه‌ «وابستگی به آمریکا» و «هراس از آسیب‌پذیری در برابر ایران»، آن‌ها را به میانجی‌گرانی محتاط تبدیل کرده است؛ اما این موضع تا زمانی پایدار می‌ماند که شعله‌های جنگ، منافع حیاتی و ثبات اقتصادی‌شان را مستقیما هدف نگیرد. در صورت خروج درگیری از کنترل، به احتمال بسیار میل این کشورها به هم‌سویی با فشارهای بین‌المللی علیه تهران، بر تمایلشان به میانجی‌گری غلبه خواهد کرد.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

واکنش مخاطبان ایران‌اینترنشنال به آتش‌بس: امید، خشم، سرخوردگی

۴

فاکس‌نیوز: ایران برای دور زدن محاصره، ۲۰ میلیون بشکه نفت را از شبکه پنهان جابه‌جا می‌کند

۵
تحلیل

ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

انتخاب سردبیر

  • ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

    ۱۰۰ روز پس از دی‌ماه خونین، دادخواهی خانواده‌های کشته‌شدگان در سایه سرکوب ادامه دارد

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

    ‫معاریو: بر اساس ارزیابی‌ها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله می‌کند

  • الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا می‌رود؟

    الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا می‌رود؟

  • ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

    ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد

•
•
•

مطالب بیشتر

نتانیاهو راهی واشینگتن شد؛ مذاکرات ایران در صدر دستور کار دیدار با ترامپ

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)

بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر اسرائیل، برای دیدار با دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا راهی واشینگتن شد و گفت در راس اولویت‌های سفر، بحث درباره مذاکرات آمریکا با ایران قرار دارد.

برنامه موشکی تهران و گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی در این دیدار بررسی خواهد شد.

گفت‌وگو با جاناتان سایح، تحلیل‌گر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها

۶ فروند اف‌۳۵ با همراهی ۳ هواپیمای سوخت‌رسان دوشنبه در بریتانیا فرود آمدند

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

به گزارش مجله نیروهای هوایی و فضایی و بر اساس داده‌های رهگیری پرواز، تعداد بیشتری از جنگنده‌های رادارگریز آمریکا به خاورمیانه نزدیک شده‌اند. شش فروند اف‌۳۵ با همراهی سه هواپیمای سوخت‌رسان دیروز در بریتانیا فرود آمدند.

گفت‌وگو با فرزین ندیمی پژوهشگر ارشد امور دفاعی و امنیتی

زیرساخت سرکوب دیجیتال چین در ایران

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
امیر گیتی

در اعتراضات دی‌‌ماه ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی با قطع کامل اینترنت و اختلال در استارلینک، جریان اطلاعات را متوقف کرد. گزارش تازه سازمان «آرتیکل ۱۹» نشان می‌دهد این سرکوب دیجیتال، محصول بیش از یک دهه انتقال فناوری و الگوی حکمرانی سایبری چین به ایران است.

بر اساس این گزارش، چین نه‌تنها تجهیزات فنی نظارت و فیلترینگ را در اختیار تهران قرار داده، بلکه مدل اقتدارگرایانه «حاکمیت سایبری» خود را نیز صادر کرده است؛ مدلی که امروز یکی از پایه‌های اصلی استبداد دیجیتال در ایران به شمار می‌رود.

از همکاری راهبردی تا کنترل اینترنت

روابط سیاسی و اقتصادی چین و ایران سابقه‌ای چنددهه‌ای دارد، اما نقطه عطف این همکاری‌ها، امضای توافق جامع ۲۵ ساله در اسفندماه ۱۳۹۹ (مارس ۲۰۲۱) بود. این توافق، که بخشی از ابتکار «کمربند و جاده» و به‌ویژه «جاده ابریشم دیجیتال» محسوب می‌شود، بستر گسترش فناوری‌های مخابراتی و دیجیتال چین در ایران است.

در این چارچوب، ایران به‌طور رسمی مفهوم «حاکمیت سایبری» چین را پذیرفت؛ مفهومی که بر حق دولت برای کنترل کامل اینترنت درون مرزهای ملی تاکید دارد. این رویکرد با اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله آزادی بیان و حق دسترسی آزاد به اطلاعات، در تضاد آشکار است.

از حدود سال ۱۳۸۹، جمهوری اسلامی توسعه «شبکه ملی اطلاعات» را آغاز کرد؛ شبکه‌ای با معماری مشابه «دیوار آتش بزرگ» چین که هدف آن جداسازی اینترنت داخلی از شبکه جهانی و اعمال سانسور متمرکز است. در سطح نهادی نیز، شورای عالی فضای مجازی ایران الگویی نزدیک به اداره فضای سایبری چین دارد؛ نهادی که مستقیماً زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند و سیاست‌های کلان سانسور و نظارت دیجیتال را هدایت می‌کند.

فناوری‌های چینی و سرکوب دیجیتال

چین مجموعه‌ای از فناوری‌های کلیدی را در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده که نقش مستقیم در نظارت و سرکوب دیجیتال دارند.

در حوزه بازرسی عمیق بسته‌های داده، شرکت «زد‌تی‌ئی» از سال ۱۳۸۹ با شرکت مخابرات ایران همکاری داشته و شرکت «هواوی» نیز تجهیزات مشابهی را به اپراتورها و ارائه‌دهندگان اینترنت عرضه کرده است. این فناوری‌ها امکان رصد گسترده تماس‌ها، پیام‌ها و ترافیک اینترنتی را فراهم کرده و اغلب از مسیر شرکت‌های واسطه برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی منتقل شده‌اند.

در حوزه ناوبری ماهواره‌ای، انتقال ایستگاه‌های زمینی سامانه «بِی‌دو» از سال ۱۳۹۴ به ایران، امکان جعل موقعیت مکانی و ایجاد اختلال در سیگنال‌های ماهواره‌ای را افزایش داده است. در جریان قطع اینترنت در دی‌ماه ۱۴۰۴، اختلال گسترده در استارلینک گزارش شد؛ امری که تحلیلگران آن را نتیجه ترکیبی از فناوری‌های چینی و روسی می‌دانند.

هم‌زمان، شرکت‌های چینی مانند «هایک‌ویژن» و «تیاندی» ابزارهای پیشرفته تشخیص چهره و نظارت هوشمند را در اختیار نهادهای امنیتی ایران قرار داده‌اند. این فناوری‌ها، به‌ویژه در شناسایی معترضان و کنترل اجتماعی، نقشی پررنگ ایفا کرده‌اند.


قطع اینترنت به‌عنوان الگوی سرکوب: سه تجربه کلیدی

آبان ۱۳۹۸

اعتراضات پس از افزایش قیمت بنزین، با قطع تقریباً کامل اینترنت سراسری برای حدود یک هفته همراه شد. گزارش‌های عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای حقوق بشری از کشته شدن صدها تا بیش از هزار نفر حکایت دارند. قطع اینترنت نقش مهمی در جلوگیری از انتشار تصاویر، هماهنگی معترضان و مستندسازی خشونت‌ها ایفا کرد و به الگویی برای سرکوب‌های بعدی تبدیل شد.

جنبش «زن، زندگی، آزادی» – ۱۴۰۱

پس از قتل حکومتی مهسا (ژینا) امینی، حکومت به‌جای قطع کامل اینترنت، از روش‌های هدفمندتر استفاده کرد: مسدودسازی پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی پرکاربرد، قطع شبانه اینترنت تلفن همراه و اعمال خاموشی کامل ارتباطی در برخی مناطق مانند کردستان. هم‌زمان، استفاده از فناوری‌های تشخیص چهره و نظارت دیجیتال افزایش یافت. بر اساس گزارش‌های حقوق بشری، صدها نفر کشته و هزاران نفر بازداشت شدند. این دوره نشان داد که سرکوب دیجیتال ایران هدفمندتر و مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته‌تر شده است.

دی‌ماه ۱۴۰۴

در تازه‌ترین موج اعتراضات، قطع اینترنت گسترده‌تر و شدیدتر از دوره‌های پیشین اعمال شد. از ۱۸ دی ۱۴۰۴، ارتباطات اینترنتی و تلفنی در بخش بزرگی از کشور مختل یا قطع شد و هم‌زمان تلاش سازمان‌یافته‌ای برای مختل‌سازی اینترنت ماهواره‌ای صورت گرفت. برآوردها از کشته شدن هزاران نفر و بازداشت‌های گسترده حکایت دارد، هرچند به دلیل قطع ارتباطات، دسترسی به آمار دقیق ممکن نیست.

چرا قطع اینترنت مؤثر است؟

تجربه این سه دوره نشان می‌دهد قطع یا محدودسازی اینترنت برای حکومت ایران کارکردی چندلایه دارد:

نخست، هماهنگی و سازماندهی معترضان را مختل می‌کند؛ دوم، انتشار تصاویر و شواهد نقض حقوق بشر را به حداقل می‌رساند؛ و سوم، با ایجاد انزوای ارتباطی، فضای ترس و بی‌اطلاعی را تشدید می‌کند. این الگو نمونه‌ای روشن از استبداد دیجیتال است که با الهام از مدل چینی و با استفاده از فناوری‌های وارداتی تقویت شده است.

تهدیدی فراتر از ایران

همکاری چین و ایران بخشی از یک روند گسترده‌تر «استبداد شبکه‌ای» است که کشورهایی مانند روسیه و کره شمالی نیز در آن نقش دارند. در این چارچوب، چین نه‌تنها ابزارهای فنی سرکوب را صادر می‌کند، بلکه با ترویج مفهوم «حاکمیت سایبری»، به دولت‌ها کمک می‌کند نقض سیستماتیک حقوق بشر را تحت عنوان حاکمیت ملی توجیه کنند.

بدون فشار بین‌المللی هدفمند بر زنجیره تامین این فناوری‌ها و حمایت عملی از دسترسی آزاد به اینترنت، این چرخه سرکوب دیجیتال همچنان تکرار خواهد شد.

حمله سازمان‌یافته رسانه‌های سرکوب به سروش رفیعی، کاپیتان پرسپولیس

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۱۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

در روزهایی که جامعه ایران با فشار و دردهای عمیق از دست دادن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند و بازداشت هزاران نفر دیگر دست‌وپنجه نرم می‌کند، ایستادن در کنار مردم هزینه دارد؛ هزینه‌ای که نهادهای حکومتی و رسانه‌های وابسته، بلافاصله فاکتور آن را صادر می‌کنند.

سروش رفیعی، کاپیتان باتجربه پرسپولیس، به دلیل انجام مسوولیت اجتماعی و بیان واقعیت‌هایی که در عمق جان جامعه جریان دارد، هدف حمله‌ای همه‌جانبه و سازمان‌یافته حکومتی قرار گرفت. او پس از بازی با چادرملو، با ادبیاتی متین اما گزنده، به توهین‌ مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی به پیکر جاویدنامان راه آزادی واکنش نشان داد و گفت: «دردهای کوچک کم‌حرف هستند و دردهای بزرگ، لال. من دیگر لال شده‌ام. کاش مجری‌های صداوسیما هم لال می‌شدند.» او با نقد نمک‌پاشیدن مجریان حکومتی بر زخم مردم، مستقیما صداوسیمای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد.

شجاعت رفیعی آنجا تکمیل شد که صادقانه از حال خراب جامعه و بی‌میلی به فوتبال در استادیوم‌های خالی و فضای خفقان‌زده گفت: «ما هم مجبوریم و بازی می‌کنیم.» این جملات، ویترین فریبنده عادی‌سازی را که جمهوری اسلامی تلاش دارد از طریق فوتبال به نمایش بگذارد، فرو ریخت.

این اظهارات به مذاق سرکوبگران خوش نیامد و بازوهای رسانه‌ای حکومت فعال شدند. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر، در قاب تلویزیون با ادبیاتی تهاجمی به کاپیتان محبوب پرسپولیس تاخت و گفت: «اگر نمی‌خواهی، بنشین خانه و بازی نکن.» جملات میثاقی یادآور سخنان همکارش، زینب ابوطالبی، مجری شبکه افق، بود که گفت: «هر کسی اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.»

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به سراغ محمد برزگر، بازیکن پیشین پرسپولیس، رفت و در گفت‌وگو با او تلاش کرد انتقادهای فنی را به مسایل سیاسی گره بزند و با ادبیاتی عامه‌پسند، قراردادهای مالی را به چماقی علیه «شرف و وجدان» سروش رفیعی تبدیل کند.

خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی (آنا) نیز در یادداشتی، تلاش کرد تعهد حرفه‌ای سروش رفیعی را زیر سوال ببرد. آنا با فرار رو به جلو، اشتباهات فوتبالی را به «ذهنی که جای دیگری سیر می‌کند» نسبت داد تا به دیگر ورزشکاران پیام دهد: «اگر از مردم بگویید، امنیت حرفه‌ای شما را نابود می‌کنیم.»

حمله به سروش رفیعی، حمله به یک فرد نیست؛ بلکه تلاشی برای خاموش کردن صدای ورزشکارانی است که کنار مردم ایستادند و نخواستند بخشی از پروژه عادی‌سازی باشند. حکومتی که از محبوبیت چهره‌های مردمی هراس دارد، اکنون با ابزار «تخریب شخصیت» و «فشار رسانه‌ای» به تقابل با کاپیتانی رفته است که ترجیح داد به جای سکوت، آینه تمام‌نمای حال خراب مردمش باشد.

«نسل» کشی و قتل عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

دی‌ماه ۱۴۰۴ که خیابان‌های ایران صحنه‌ اعتراضات گسترده شد، هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست ابعاد خشونتی که در حال وقوع است تا کجا پیش خواهد رفت.

چند هفته بعد، با کنار هم قرار گرفتن اسناد، روایت‌ها و داده‌های میدانی، تصویری شکل گرفت که فراتر از برآوردهای اولیه بود: بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان کشته شده‌اند. عددی که فقط حجم خشونت را نشان نمی‌دهد، بلکه روایتی اساسی درباره‌ ماهیت آن مطرح می‌کند.

آنچه آمار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته‌شده را به مساله‌ای فراتر از یک عدد شوک‌آور تبدیل می‌کند، سهم بالای افراد زیر ۳۰ سال در میان قربانیان است. الگویی که از یک بحران نسلی خبر می‌دهد.

این تمرکز سنی، نشانه‌ای معنادار از حذف نظام‌مند یک «نسل» است.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید