• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
روایت شما

شعار «جاوید شاه» دانش‌آموزان در چند مدرسه تهران و مشهد در اعتراض به مراسم حکومتی ۲۲ بهمن

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۳:۰۴ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۲۲ (‎+۰ گرینویچ)

پیام‌ها و ویدیوهای رسیده به ایران‌اینترنشنال حاکی از اعتراض دانش‌آموزان چند مدرسه در تهران و مشهد به مراسم و سخنرانی‌های حکومتی ۲۲ بهمن است. دانش‌آموزان این مدارس شعارهایی مانند «جاوید شاه» سر دادند. برخی پیام‌ها نیز تشدید فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف را نشان می‌دهد.

تصویر رسیده به ایران‌اینترنشنال، دیوار مدرسه‌ای در بندرعباس را نشان می‌دهد که دانش‌آموزان روی آن رد پنجه‌های خود را به رنگ قرمز خون به جا گذاشته و نوشته‌اند «جاوید شاه» و «به جای او، به قلب من بزن».

یک دانش‌آموز از مدرسه‌ای در منطقه ۲۲ تهران در پیامی به ایران‌اینترنشنال گفت هنگام زنگ دوم در روز دوشنبه ۲۱ بهمن، یکی از معلم‌ها در سخنرانی برای دانش‌آموزان، ۲۲ بهمن را «روز وحدت ملی» خواند و از «جنایات ساواک» گفت، اما در حین سخنرانی‌اش، حدود ۴۰۰ دانش‌آموز او را هو کردند و با دست علامت پیروزی نشان دادند.

این دانش‌آموز توضیح داد پس از اتمام سخنرانی و هنگام بازگشت به کلاس‌ها نیز دانش‌آموزان با سر دادن شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده»، اعتراض خود را نشان دادند.

به گفته این دانش‌آموز، در هفته‌های اخیر، فضای مدرسه‌شان عمدتا ملتهب بوده است.

ویدیویی نیز از مشهد به ایران‌اینترنشنال رسیده که نشان می‌دهد دانش‌آموزان مدرسه‌ای دخترانه در مشهد، ۲۰ بهمن در اعتراض به مراسم حکومتی «دهه فجر» سرود «وطن ای هستی من» را هم‌خوانی کردند و شعار «جاوید شاه» سر دادند.

تهدید دانش‌آموزان، مددجویان بهزیستی، کمیته امداد و اصناف برای راهپیمایی ۲۲ بهمن

پیام‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد فضای امنیتی در مدارس شهرهای مختلف تشدید شده است.

به گفته یک دانش‌آموز در مشهد، مسئولان مدرسه و نیروهای وابسته، تلفن‌های همراه دانش‌آموزان را بررسی می‌کنند تا محتوایی مرتبط با اعتراضات یا تصاویر شاهزاده رضا پهلوی در آن‌ها نباشد.

این دانش‌آموز می‌گوید در مواردی، کیف‌ها نیز بازرسی شده و درباره فعالیت‌های دانش‌آموزان پرس‌وجو می‌شود.

گزارش‌های مشابهی از گرگان نیز دریافت شده است. چند مدرسه دخترانه در این شهر از بازرسی کیف‌ها و بررسی محتوای گوشی‌ها خبر داده‌اند؛ اقدامی که به گفته دانش‌آموزان با ایجاد فضای ارعاب و تهدید همراه بوده و مانع از حضور عادی آن‌ها در کلاس‌ها شده است.

پیام‌های متعددی نیز از اعتراض دانش‌آموزان شماری از مدارس ایران به تلاش مسئولان مدارس برای تشویق یا اجبار به حضور در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن است.

در یک نمونه، معاون مدرسه‌ای دخترانه در «امام شهر» استان فارس به دانش‌آموزان گفته است کسانی که در راهپیمایی شرکت کنند، چهار نمره درسی پاداش می‌گیرند.

در یک مدرسه «نمونه» زاهدان نوجوانان را برای شرکت در این مراسم «اجبار» کرده‌اند و درباره عواقب غیبت، به آنها هشدار داده‌اند.

گزارش‌های دیگری نیز درباره استفاده از زبان زور و تهدید برای پرجمعیت نشان‌دادن راهپیمایی ۲۲ بهمن در ساعات گذشته به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است.

بر اساس این گزارش‌ها، از نهادهای اطلاعاتی با خانواده‌های بازداشت‌شدگان تماس گرفته‌اند و گفته‌اند اگر «از کوچک تا بزرگ خانواده‌» در این راهپیمایی شرکت و آن را با عکس و مدرک اثبات نکنید، «حکم اعدام بچه‌هایتان قطعی خواهد شد».

به این خانواده‌ها گفته شده در صورت غیبت اعضای خانواده‌ها در این مراسم، خبری از «مماشات با فرد بازداشتی» نیست.

مخاطبی که پسر عمه‌اش شامگاه ۱۸ دی بازداشت شد و اکنون در شرایطی بحرانی در بازداشتگاهی نزدیک جاده قم نگهداری می‌شود، گفت به خانواده اعلام شده یکی از شرط‌های آزادی این جوان «شرکت در راهپیمایی و ارائه مستندات به دادگاه» است.

مخاطبی دیگر نیز توضیح داد خواهرش ۱۹ دی بازداشت و ساعاتی بعد آزاد شد اما ۱۸ بهمن با ابلاغیه‌ای به دادسرا مراجعه کرد و از او تعهد گرفتند که در راهپیمایی شرکت کند و «به تعداد عدد مقدس ۱۲ امام» از خودش عکس بگیرد و در اینستاگرام به اشتراک بگذارد.

چند شهروند گفتند به صاحبان کافی‌نت‌ها و رستوران‌های پلمب شده اعلام کرده‌اند «شرط فک پلمب، شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن است».

کسبه و فعالان اصناف مختلف نیز در شماری از شهرها تحت فشارند و اگر با شرکت در این مراسم مخالفتی کنند از سوی نهادهای امنیتی تهدید می‌شوند.

کارکنان پتروشیمی مسجدسلیمان، شهرداری منطقه چهار تهران و موسسه محافظین حریم سامان (زیرمجموعه بانک سامان) از جمله نهادهایی هستند که کارکنان خود را تحت فشار قرار داده‌اند.

شهروندی از بوشهر نیز گفت خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد و افراد دارای معلولیت زیر نظر بهزیستی «مجبور به شرکت در راهپیمای» و تهدید شده‌اند در صورت غیبت، مستمری‌شان قطع خواهد شد.

تهدید روزمره شهروندان، بازرسی گوشی‌ها و برخورد خشن با نوجوانان

بر اساس گزارش‌های رسیده به ایران‌اینترنشنال، تهدید شهروندان به امری روزمره در شماری از شهرهای ایران تبدیل شده است.

مخاطبی در همین زمینه گفت یکی از کافه‌های پاساژ مجد مشهد به‌دلیل نصب عکس‌های جاویدنامان پلمب شده است.

شهروندی دیگر از سبزوار گفت در بلوار پاسداران و سایر بلوارها، ماموران لباس شخصی و نیروهای انتظامی و یگان ویژه اغلب در حالی‌که صورت‌های را پوشانده‌اند، بدون اجازه و ابلاغیه اقدام به بازرسی گوشی‌های شهروندان و چک کردن گالری‌ها یا اینستاگرام‌شان می‌کنند.

به گفته او، اگر در این بازرسی هرگونه عکس، فیلم، پست یا استوری مرتبط با اعتراضات پیدا کنند گوشی را ضبط و در مواردی، شهروند را بازداشت می‌کنند.

شهروندی دیگر از گلشهر کرج روایتی مشابه مطرح کرد و گفت ۲۰ بهمن در چهل و پنج متری، ماموران گوشی یک پسر حدود ۱۳ یا ۱۴ ساله را بازرسی کردند، بعد از چند دقیقه قصد داشتند او را با خود ببرند اما با مقاومت این نوجوان مواجه شدند.

به گفته این شهروند، ماموران چند بار با شوکر به این نوجوان زدند به طوری که از هوش رفت و سپس او را داخل خودرو منتقل کردند.

روایت‌های متعددی نیز از برخورد خشن با نوجوانان در جریان اعتراضات و به ویژه در شب‌های هجدهم و نوزدهم دی به دست ایران‌اینترنشنال رسیده است.

مخاطبی از گوهردشت کرج گفت شب اول فراخوان، شمار زیادی مامور سر کوچه آن‌ها کمین کرده بودند؛ او در پارکینگ را باز کرد و دید چند نوجوان به در چسبیده‌اند، تعداد زیادی از آن‌ها که به سر و صورتشان ساچمه خورده بود را داخل راه داد.

اما یک نوجوان حدود ۱۲ ساله حاضر نشد به داخل بیاید و به او گفت: «خاله برو داخل تیر نخوری».

به گفته این شهروند، آن شب تنها در کوچه آن‌ها دست‌کم ۱۶ نفر کشته شدند.

مخاطبی از مشهد نیز با روایت دیده‌هایش در شب هجدهم دی گفت: «به هر درمانگاهی می‌رفتیم می‌دیدیم کرکره‌هایشان تا پایین کشیده شده. از پایین در می‌زدیم می‌رفتیم داخل می‌دیدیم درمانگاه پر از معترض مجروح است. پزشک‌ها قسم می‌خوردند که تجهیزاتشان تمام شده است. فقط شرح حال می‌گرفتند.»

او که خواهرش در اعتراضات مجروح شده بود، توضیح داد: «درمانگاه ما را به بیمارستان رضوی ارجاع داد. کادر درمان بیمارستان همه اشک می‌ریختند، مراقب بیماران بودند، و فضا ملهتب بود. شبیه صحرای محشر شده بود. فوتی‌هایی زیادی را دیدیم که با وانت می‌آوردند و خالی می‌کردند. مادری را دیدیم که بچه‌اش کشته شده و بدن خودش پر از ساچمه بود.»

این شهروند گفت در آن یک ساعتی که بیمارستان بودند، دست‌کم سه کودک کشته شده را دیدند که یکی از آن‌ها دختری ۹ ساله بود. شماری از «بچه‌های کوچک دبستانی» هم با والدینشان به بیمارستان آمده بودند در سرشان ساچمه بود اما کادر درمان آن‌ها را از ترس دستگیری، تنها با تجویز آنتی‌بیوتیک به خانه می‌فرستادند.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد
۱

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۲

نفوذ جمهوری اسلامی و کارزار جمع‌آوری کمک‌های مالی شیعیان کشمیر پس از کشته شدن خامنه‌ای

۳

فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

۴

اعتراف مقام سابق جمهوری اسلامی به نارضایتی، شکاف نسلی و نقش آن در اعتراضات دی ۱۴۰۴

۵
تحلیل

وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

Banner

انتخاب سردبیر

  • ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟
    تحلیل

    ترامپ در راه رسیدن به توافقی بهتر از برجام با چه موانعی روبه‌روست؟

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

    تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

•
•
•

مطالب بیشتر

«نسل»‌کشی و قتل‌عام امید؛ چهره واقعی آمار کشته‌شدگان انقلاب ملی ایرانیان

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)
•
لنا لباف

دی‌ماه ۱۴۰۴ که خیابان‌های ایران صحنه‌ اعتراضات گسترده شد، هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست ابعاد خشونتی که در حال وقوع است تا کجا پیش خواهد رفت.

چند هفته بعد، با کنار هم قرار گرفتن اسناد، روایت‌ها و داده‌های میدانی، تصویری شکل گرفت که فراتر از برآوردهای اولیه بود: بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب انقلاب ملی ایرانیان کشته شده‌اند. عددی که فقط حجم خشونت را نشان نمی‌دهد، بلکه روایتی اساسی درباره‌ ماهیت آن مطرح می‌کند.

  • ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته، یعنی چه؟

    ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته، یعنی چه؟

آنچه آمار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر کشته‌شده را به مساله‌ای فراتر از یک عدد شوک‌آور تبدیل می‌کند، سهم بالای افراد زیر ۳۰ سال در میان قربانیان است. الگویی که از یک بحران نسلی خبر می‌دهد.

این تمرکز سنی، نشانه‌ای معنادار از حذف نظام‌مند یک «نسل» است.

در اغلب جوامع، این گروه سنی معمولا نسلی‌ست که تازه وارد بازار کار می‌شود، آینده‌ اقتصادی و اجتماعی‌اش را می‌سازد و هنوز در مرحله‌ «امید» قرار دارد. اما وقتی خشونتی مرگبار بر این سن متمرکز می‌شود، با بحرانی مواجهیم که دقیقا در نقطه‌ اتصال جوانی و آینده رخ داده است.

کارل مانهایم، فیلسوف و جامعه‌شناس، در نظریه‌ «نسل‌ها» تاکید می‌کند که نسل‌ها زمانی به کنش جمعی رادیکال می‌رسند که تجربه‌ تاریخی مشترکی از انسداد و بی‌افقی داشته باشند.

در بهار عربی، جنبش‌های دانشجویی آمریکای لاتین یا اعتراضات ۲۰۱۹ شیلی و هنگ‌کنگ، اگرچه جوانان در خط مقدم بودند، اما الگوی کشتار گسترده‌ یک نسل در آنها کمتر دیده می‌شد. اما وقتی اکثریت قربانیان یک اعتراض از یک نسل خاص می‌آیند، آنچه دیده می‌شود نه صرفا سرکوب یک حرکت سیاسی، بلکه کشتار آن تجربه‌ نسلی است.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی نیز این الگو معنا‌دار است. پژوهش‌هایی درباره‌ «نسل بدون آینده» نشان می‌دهد جوانانی که افق روشنی برای بهبود زندگی خود نمی‌بینند، خطر را نه به‌عنوان استثنا، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره تجربه می‌کنند.

در چنین وضعیتی، مرگ دیگر صرفا یک تهدید بازدارنده نیست، امکانی است که در کنار بیکاری، فقر و بی‌ثباتی سیاسی زیست می‌شود. در نتیجه، با تصویری فشرده از جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که جوانانش نه در حاشیه، بلکه در مرکز بحران ایستاده‌اند.

  • تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

    تهدید خانواده بازداشت‌شدگان اعتراضات برای شرکت اجباری در راهپیمایی ۲۲ بهمن

زندگی در انتظار آینده‌ای که نمی‌آید

برای نسل زیر ۳۰ سال، بحران فقط به معنای دشواری اقتصادی یا نارضایتی سیاسی نیست. بحران، شکل زندگی روزمره است. بیکاری گسترده، اشتغال بی‌ثبات، تحصیل بی‌ثمر و ناتوانی در برنامه‌ریزی برای ابتدایی‌ترین مؤلفه‌های زندگی - از مسکن تا تشکیل خانواده - باعث شده آینده نه به‌عنوان افق، بلکه به‌عنوان مفهومی معلق تجربه شود.

برای بسیاری از جوانان ایرانی، زندگی در حالت تعلیق به وضعیت عادی بدل شده است.

جامعه‌شناسان این وضعیت را نوعی «انسداد ساختاری» می‌دانند؛ وضعیتی که در آن مسیرهای معمول تحرک اجتماعی بسته می‌شود و فرد، فارغ از تلاش شخصی، امکان خروج از وضعیت موجود را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، نابرابری صرفا اقتصادی نیست، بلکه نسلی است: شکافی میان انتظارات مشروع یک نسل و امکانات واقعی جامعه.

تجربه‌ این انسداد، آن‌گونه که نظریه‌های نسل و کنش جمعی توضیح می‌دهند، زمینه‌ساز رادیکال شدن رفتار اجتماعی می‌شود؛ نه از سر هیجان، بلکه به‌دلیل فقدان گزینه‌های بدیل.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زیست طولانی‌مدت در بی‌ثباتی، آستانه‌ تحمل ریسک را تغییر می‌دهد و ترس را از کارکرد بازدارنده‌اش تهی می‌کند.

برای نسلی که افق روشنی پیش روی خود نمی‌بیند، خطر بخشی از تجربه‌ روزمره است.

در چنین زمینه‌ای، اعتراض حتی با آگاهی از هزینه‌های سنگین آن، نه کنشی غیر‌عقلانی، بلکه واکنشی قابل فهم به زندگی‌ای است که آینده‌اش پیشاپیش لغو شده است.

  • چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

    چند دهه در سایه ترومای جمعی: از فجایع گذشته تا سرکوب اعتراضات و تداوم ترومای مزمن

ترومای به ارث رسیده؛ والدینی که خود قربانیان این سیستم‌اند

نسل معترض امروز در خلأ شکل نگرفته است. بسیاری از جوانانی که به خیابان آمدند، در کنار والدینی بزرگ شده‌اند که خود تجربه‌ سرکوب، خشونت سیاسی، سوگ حل‌نشده و زیست طولانی‌مدت در اضطراب را از سر گذرانده‌اند.

والدینی که اعتراض، بازداشت، حذف شغلی یا مهاجرت اجباری را تجربه کرده‌اند، ناخواسته این بار روانی را به فضای خانه منتقل کرده‌اند؛ فضایی که در آن ترس، سکوت و احتیاط به بخشی از زیست روزمره بدل شده است.

پژوهش‌های روان‌شناسی درباره‌ انتقال بین ‌نسلی تروما نشان می‌دهد آسیب‌های حل‌نشده‌ یک نسل می‌تواند به شکل حساسیت شدید به بی‌عدالتی، در نسل بعدی بروز کند.

در چنین خانواده‌هایی، کودکان نه‌تنها شاهد رنج والدین خود بوده‌اند، بلکه خود نیز محدودیت‌ها و خودسانسوری دائمی را تجربه کرده‌اند.

وقتی نهادهای رسمی، کارکرد حمایتی خود را از دست می‌دهند، جوانان با این واقعیت روبه‌رو می‌شوند که امنیت نه قابل واگذاری است و نه تضمین‌شده.

نسلی که تروما را به ارث برده، این‌بار تصمیم گرفته آن را به سکوت نسپارد.

  • مسلط به زبان مرگ؛ تهران، سال ۶۷ را در ابعادی گسترده تکرار می‌کند

    مسلط به زبان مرگ؛ تهران، سال ۶۷ را در ابعادی گسترده تکرار می‌کند

معترضی که با حافظه‌ای پر از زخم به خیابان آمد

آنچه در انقلاب ملی ایرانیان رخ داد را نمی‌توان صرفا واکنش خشونت‌بار یک حکومت به یک موج اعتراضی دانست.

الگوی سنی قربانیان، گستره‌ جغرافیایی سرکوب و تداوم بازداشت‌های پس از پایان اعتراضات نشان می‌دهد که هدف خشونت، نه فقط مهار یک اعتراض مقطعی، بلکه اعمال فشار بر یک نسل مشخص بوده است. نسلی که از نظر جمعیتی و اجتماعی، حامل بیشترین ظرفیت تغییر تلقی می‌شود.

در این چارچوب، خیابان تنها صحنه‌ خشونت نیست. مدرسه، دانشگاه، محل کار و خانه نیز به فضاهای بالقوه‌ سرکوب بدل شده‌اند.

  • پیامد بی‌ثباتی، سرکوب و اضطراب؛ حضور دانش‌آموزان در مدارس کاهش یافته است

    پیامد بی‌ثباتی، سرکوب و اضطراب؛ حضور دانش‌آموزان در مدارس کاهش یافته است

موج بازداشت‌ها، احضارها، فشار بر خانواده‌ها و ناپدیدشدن‌های ناگهانی جوانان نشان می‌دهد که منطق امنیتی از کنترل کنش جمعی عبور کرده و به مدیریت پیش‌دستانه‌ یک نسل رسیده است. الگویی که در ادبیات حقوق بشری و جامعه‌شناسی سیاسی به‌عنوان «سرکوب نسلی» شناخته می‌شود.

در نهایت، آنچه امروز به‌عنوان سرکوب اعتراضات توصیف می‌شود، احتمالا در حافظه‌ جمعی جامعه به‌شکل دیگری ثبت خواهد شد: خشونت عریان علیه نسلی که خواست زندگی قابل پیش‌بینی، واجد کرامت‌ و صاحب معنا داشته باشد. خشونتی که نه فقط بدن‌ها، بلکه امکان آینده را هدف گرفت.

دانش‌آموزان مدرسه‌ای در تهران در اعتراض به سخنرانی ۲۲ بهمن شعار «جاوید شاه» سر دادند

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)

یک نوجوان محصل در مدرسه‌ای در منطقه ۲۲ تهران گفت دانش‌آموزان در اعتراض به سخنرانی یک معلم در آستانه ۲۲ بهمن، با هو کردن او، نشان دادن علامت پیروزی با دست و سر دادن شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده»، اعتراض خود را نشان دادند.

این دانش‌آموز توضیح داد در زنگ دوم روز دوشنبه ۲۱ بهمن، یکی از معلم‌ها در سخنرانی برای دانش‌آموزان، ۲۲ بهمن را «روز وحدت ملی» خواند و از «جنایات ساواک» گفت، اما در حین سخنرانی‌اش، حدود ۴۰۰ دانش‌آموز او را هو کردند.

پس از اتمام سخنرانی و هنگام بازگشت به کلاس‌ها نیز دانش‌آموزان شعارهایی در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر دادند و میزها را بهم کوبیدند.

به گفته این دانش‌آموز، در هفته‌های اخیر، فضای مدرسه‌شان عمدتا ملتهب بوده است.

سخنگوی وزارت بهداشت: بسیاری از مجروحان اعتراضات نیازمند عمل‌های جراحی مانند عمل چشم هستند

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۸ (‎+۰ گرینویچ)

حسین کرمان‌پور، سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، درباره مجروحان انقلاب ملی ایرانیان اعلام کرد که تعدادی از آنان نیاز به عمل‌های جراحی مانند عمل چشم دارند. او آمار مشخصی از مجروحان چشمی ارائه نکرد.

کرمان‌پور سه‌شنبه ۲۱ بهمن به خبرگزاری ایلنا گفت: «برخی از افراد به صورت سرپایی مراجعه می‌کنند. تعدادی از مجروحان هم نیاز به عمل‌های جراحی مانند چشم دارند و باید به‌طور مرتب مراجعه کنند.»

او در این باره افزود: «این فقط یک عمل جراحی نیست که به یک بار ختم شود، بلکه ممکن است چندین بار و به مدت یک سال ادامه داشته باشد تا تمامی مراحل درمان انجام شود و خدمات لازم را دریافت کند.»

پیش‌تر روزنامه ساندی‌تایمز در گزارشی به نقل از پزشکان داخل ایران نوشت احتمالا بیش از هشت هزار معترض در سراسر ایران نابینا شده باشند.

  • آسیب‌‌دیدگان چشمی اعتراض‌ها، حالا با نبود دارو و درمان شکنجه می‌شوند

    آسیب‌‌دیدگان چشمی اعتراض‌ها، حالا با نبود دارو و درمان شکنجه می‌شوند

طبق این گزارش، تنها در مرکز چشم‌پزشکی کلینیک نور تهران، هفت هزار مورد آسیب چشمی ثبت شده و فقط در یک شب در تهران، بیش از ۸۰۰ مورد تخلیه چشم به‌دلیل اصابت ساچمه انجام شده است.

بر اساس این گزارش، امیر پارستا، چشم‌پزشک و مدیر پزشکی مرکز مونیخ مد که شهادت پزشکان و ویدیوها در اختیار او قرار گرفته است، گفت سرکوبگران از سلاح‌های نظامی استفاده کردند و زخم‌های گلوله و ترکش در سر، گردن و سینه قربانیان دیده می‌شود.

پارستا گفت: «این نسل‌کشی زیر پوشش تاریکی دیجیتال رخ داده است. گفته بودند تا متوقف شدن اعتراض‌ها می‌کشند و همین کار را کردند. این‌ عددها حداقل‌های محتاطانه است. بسیاری از مجروحان به بیمارستان نمی‌روند چون می‌ترسند توسط نیروهای امنیتی از تخت بیمارستان ربوده شوند.»

وب‌سایت حقوق بشری هرانا ۱۳ بهمن گزارش داد جمعی از چشم‌پزشکان ایران با انتشار بیانیه‌ای سرگشاده، نسبت به افزایش موارد آسیب شدید چشمی و نابینایی دائمی در جریان برخورد با اعتراضات مردمی ابراز نگرانی کرده‌اند.

این بیانیه خطاب به مسئولان اجرایی، نظامی، انتظامی و قضایی جمهوری اسلامی منتشر شده و در آن استفاده از سلاح‌های ساچمه‌زن به‌عنوان عامل اصلی بروز آسیب‌های شدید چشمی معرفی شده است.

امضاکنندگان بیانیه تاکید کرده‌اند هدف قرار گرفتن صورت و چشم افراد، از منظر پزشکی و انسانی «غیرقابل پذیرش» است.

آنان نابینا کردن شهروندان را مصداق نقض آشکار کرامت انسانی دانسته‌اند.

این چشم‌پزشکان خواستار توقف فوری استفاده از سلاح‌های ساچمه‌زن، انجام بررسی‌های مستقل درباره موارد نابینایی، پیگیری قضایی عوامل دخیل و همچنین ارائه حمایت‌های درمانی و جبران خسارت آسیب‌دیدگان شده‌اند.

۲۹ دی، یک شاهد عینی عضو کادر درمان از بهبهان به ایران‌اینترنشنال گفت که برآورد اولیه آسیب‌دیدگان چشمی در بهبهان در استان خوزستان بین ۴۰ تا ۵۰ نفر است.

به گفته او، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌، خودروهایی با تیربار در این شهر مستقر بودند و به مردم شلیک می‌کردند.

100%

۱۳ هزار عمل جراحی برای مجروحان اعتراضات

سخنگوی وزارت بهداشت در بخش دیگری از اظهاراتش درباره تعداد کلی مجروحان گفت: «تا این لحظه نزدیک به ۱۳ هزار عمل جراحی برای مجروحان انجام شده است.»

کرمان‌پور افزود: «حدود ۳۰۰ نفر نیز همچنان در بیمارستان‌ها بستری هستند که ۱۰۰ نفر از مجروحان در بخش مراقبت‌های ویژه به سر می‌برند.»

سخنگوی وزارت بهداشت ادامه داد: «بیشترین استان‌هایی که درگیر این حوادث بوده‌اند، تهران، اصفهان و خراسان رضوی هستند.»

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، هم‌زمان با تشدید فضای امنیتی در بیمارستان‌ها، نهادهای حکومتی در مواردی اقدام به کنترل، محدودسازی و دستکاری آمار کشته‌شدگان اعتراضات از طریق مراکز درمانی کرده‌اند.

یک منبع مطلع از داخل یکی از بیمارستان‌های تامین اجتماعی استان تهران، ۱۸ بهمن به ایران‌اینترنشنال گفت در شب نخست اعتراضات، ۱۸ دی و بامداد ۱۹ دی، دست‌کم ۲۴ نفر در این بیمارستان پذیرش و در سیستم اتوماسیون به‌عنوان «فوت‌شده» ثبت و ترخیص شدند.

به گفته این منبع، در شب دوم و سوم (۱۹ دی و بامداد ۲۰ دی)، با وجود افزایش محسوس شمار کشته‌ها، اجازه ثبت پذیرش بسیاری از مجروحان و جان‌باختگان در سیستم داده نشد.

این منبع افزود هویت ۱۱ نفر از جان‌باختگان به‌طور کامل ثبت شده، اما سایر پیکرها با وجود مشخص بودن هویت، به‌عنوان «مجهول‌الهویه» در سیستم وارد شده‌اند.

گزارش‌های مشابهی نیز از کرج، تهران، رشت، اصفهان، ساری و مشهد درباره حضور نیروهای امنیتی در بیمارستان‌ها، جلوگیری از ثبت اطلاعات واقعی، انتقال شبانه پیکرها و اعمال فشار بر کادر درمان برای تغییر علت مرگ منتشر شد.

دبیر‌کل خانه پرستار: پرستاران در چندین شهر بازداشت شده‌اند

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۴۳ (‎+۰ گرینویچ)

محمد شریفی مقدم، دبیر‌کل خانه پرستار، گفت که تعدادی از پرستاران در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده‌اند اما عدد دقیقی در این زمینه وجود ندارد. او تاکید کرد کسانی که باید در حمایت از پرستاران بازداشت‌شده اقدام کنند، خود را کنار کشیده‌اند و پیگیری مشخصی در این مورد انجام نشده است.

شریفی مقدم سه‌شنبه ۲۱ بهمن گفت: «پرستارانی در اصفهان، تهران و برخی دیگر از شهرها بازداشت شده‌اند.»

به گفته او، علاوه بر بازداشت‌ها در ۱۸ و ۱۹ دی، در روزهای بعد هم پرستارانی بازداشت شده‌اند: «مثلا هفته گذشته یک پرستار شاغل در مرکز پرستاری در منزل را بازداشت کرده‌اند.»

شریفی مقدم تاکید کرد: «کسانی که باید در حمایت از این افراد اقدام کنند، خود را کنار کشیده‌اند و پیگیری مشخصی در خصوص وضعیت پرستاران بازداشتی صورت نگرفته است.»

پیش از این و در پی انتشار آمارهای ضد و نقیض درباره بازداشت اعضای کادر بهداشت و درمان در جریان انقلاب ملی ایرانیان، رییس سازمان نظام پزشکی کشور، بازداشت بیش از ۵۰ نفر شامل پزشک، پرستار و دیگر کارکنان حوزه درمان را تایید کرد.

  • ابهام در آمار حکومتی درباره بازداشت و ناپدید شدن پزشکان و پرستاران در جریان انقلاب ملی

    ابهام در آمار حکومتی درباره بازداشت و ناپدید شدن پزشکان و پرستاران در جریان انقلاب ملی

محمد رییس‌زاده، شنبه ۱۸ بهمن در گفت‌وگو با روزنامه اعتماد، گفت از آن جا که برخی از این ۵۰ نفر پزشک نیستند و از خانواده‌های دیگر جامعه پزشکی و پیراپزشکی مثل پرستاری هستند، نظام پزشکی مسئولیتی در قبال آن‌ها بر عهده ندارد.

او افزود: «تعداد افرادی که ما ابتدا به آن رسیدیم ۳۳ نفر بود که اطلاع‌رسانی درباره آن‌ها شده بود؛ افرادی که ممکن بود یک ساعت بازداشت بوده باشند. بعد از بررسی‌ها تعداد افرادی که بازداشت بودند دست‌کم به ۲۳ نفر رسید و با توجه به آزادی‌هایی که در چند روز گذشته داشتیم این عدد به کمتر از ۱۷ نفر کاهش یافت.»

این آمار حکومتی در شرایطی اعلام شده است که اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد دست‌کم ۳۰ نفر از کادر درمان در بازداشت هستند. از جمله علی فاخر و صابر دهقان، دو پزشکی که در روزهای گذشته از سوی ماموران امنیتی در ایران بازداشت شدند.

بنا بر اطلاعات رسیده، نسترن، همسر علی فاخر، و دختر او نیز بازداشت شده‌اند.

پیش‌تر بیش از ۱۳۰ پزشک، پرستار و عضو کادر درمان در بریتانیا با انتشار نامه‌ای سرگشاده، پیگرد و مجازات کادر پزشکی در ایران به‌دلیل مداوای معترضان مجروح را محکوم کردند.

امضاکنندگان این نامه تاکید کردند: «بی‌طرفی پزشکی امر سیاسی نیست بلکه تعهدی حرفه‌ای و اخلاقی است.»

آنان مجازات درمانگران به‌خاطر نجات جان انسان‌ها را «حمله‌ای به بنیان‌های پزشکی» دانستند.

  • یک عضو کادر درمان دستکاری در آمار کشته‌های اعتراضات در بیمارستان‌ها را تایید کرد

    یک عضو کادر درمان دستکاری در آمار کشته‌های اعتراضات در بیمارستان‌ها را تایید کرد

سه کشته از یک خانواده؛ روایت کشتار خانواده تیموری‌راد در فردیس

۲۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
فرناز داوری

شب ۱۹ دی در فردیس، تیراندازی به مردم نه تنها وضعیت خیابان‌ها که سرنوشت بسیاری از خانواده‌ها را تغییر داد. در یک نمونه، امید تیموری‌راد، پسر ۱۹ ساله‌اش آرمین و برادرش امیر، در جریان اعتراضات انقلاب ملی ایرانیان هدف گلوله قرار گرفتند و جان خود را از دست دادند.

آرمین تیموری‌راد برای آینده‌ای تازه آماده می‌شد. او جوان ۱۹ ساله‌ای بود که در رشته مهندسی برق پذیرفته شده بود و قرار بود از بهمن‌ماه دانشگاه را آغاز کند.

نزدیکان آرمین او را جوانی مهربان و آرام توصیف می‌کنند. پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و کشته شدن مهسا امینی، او بارها گفته بود دوست دارد نامش «جاودانه» شود.

به خانواده‌اش می‌گفت: «آن‌ها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن بروم تا همه به آرامش برسند.»

او ۱۸ دی، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، همراه پدرش امید تیموری‌راد به خیابان رفت. به گفته نزدیکان، آرمین می‌گفت: «فرق من با بقیه جوان‌ها چیست؟»

امید، پدر ۴۷ ساله آرمین، برقکار بود؛ مردی که اطرافیانش او را «فداکار، زحمتکش و عاشق خانواده» توصیف می‌کنند.

امیر تیموری‌راد، عموی ۴۲ ساله آرمین، نیز کارمند و پدر یک فرزند بود. مردی آرام و صبور که نزدیکانش از او به‌عنوان «پدری بی‌نظیر» یاد می‌کنند.

از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد ۱۹ ساله، امیر تیموری‌راد ۴۲ ساله، امید تیموری‌راد ۴۷ ساله
100%
از راست به چپ: آرمین تیموری‌راد ۱۹ ساله، امیر تیموری‌راد ۴۲ ساله، امید تیموری‌راد ۴۷ ساله

روزی که خیابان به میدان تیر تبدیل شد

۱۹ دی‌، آرمین در کنار پدر و مادرش و با همراهی عمو و زن‌عمو، به سوی خانه عمه می‌رفتند که به گفته منابع نزدیک به خانواده، نیروهای سرکوبگر ناگهان تیراندازی گسترده را آغاز کردند و جمعیت را به رگبار بستند.

امیر همراه همسرش به داخل کوچه گریخت، اما آرمین و پدرش هدف گلوله جنگی قرار گرفتند. به مادر خانواده نیز ساچمه‌هایی اصابت کرد و هر سه روی زمین افتادند. مادر خود را روی همسرش انداخت و پایش را روی بدن آرمین گذاشت تا از اصابت گلوله‌های بیشتر جلوگیری کند.

به گفته راوی، نیروهای حکومت به تیراندازی اکتفا نکردند و باقی آن‌ها مجروحان را با باتون و لگد، هدف ضرب‌وشتم قرار دادند و به آن‌ها فحاشی کردند.

گلوله‌هایی که راه نجات را هم بستند

در همین زمان، امیر که خود از ناحیه پا ساچمه خورده بود، به محل رسید. آرمین که هنوز زنده بود را در خودرو قرار داد تا به درمانگاه منتقل کند اما در مسیر، خودرو هدف تیراندازی نیروهای حکومتی قرار گرفت.

گلوله به گلو و کمر امیر اصابت کرد. آرمین نیز که در عقب خودرو قرار داشت، از ناحیه سر و پهلو هدف قرار گرفت.

از سوی دیگر، امید و همسرش به درمانگاه منتقل شدند، اما گلوله‌ای که به قلب امید خورده بود، جان او را در همان لحظه گرفته بود. مادر آرمین زنده ماند؛ با ساچمه‌هایی در بدن و اندوهی که از هر زخمی عمیق‌تر است.

پیکر امید و امیر، ۲۲ دی‌ و پیکر آرمین یک روز بعد، ۲۳ دی، در آرامستانی در استان البرز به خاک سپرده شد.

فردیس؛ روزی که خشونت به اوج رسید

آمار دقیقی از شمار کشته‌شدگان ۱۹ دی در فردیس منتشر نشده است اما گزارش‌های متعدد از شدت تیراندازی و سطح بالای خشونت نیروهای سرکوبگر حکایت دارد.

محمد جهاندیده، مهسا دزفولیان، یلدا مرادخانی، مصطفی سلامی، حامد بصیری و محمدحسن خزایی از جمله جاویدنامانی هستند که در این منطقه کشته شدند.

یک شاهد عینی به ایران‌اینترنشنال گفت که در ۱۸ دی‌، به‌دلیل گستردگی جمعیت، نیروهای امنیتی در ساعات اولیه غافلگیر شدند، اما «کشتار اصلی» روز بعد رخ داد. زمانی که به گفته او، نیروهای سپاه پاسداران و یگان ویژه، پس از تجمع، از چند جهت با سلاح جنگی به سوی مردم شلیک کردند.

این شاهد گفت که تیراندازی گسترده در برخی مناطق، از جمله خیابان اهری، شامل شلیک مستقیم و حتی زدن تیر خلاص به افراد بوده است.