• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

معماریان: آمریکا دستورکار حداکثری خود در قبال تهران را عوض نکرده‌ و نرمشی نشان نداده است

۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

امید معماریان، تحلیل‌گر سیاسی در موسسه دان، گفت از نظر واشینگتن امتحان کردن گزینه دیپلماسی با تهران در حالی‌که گزینه نظامی همچنان گزینه فعالی است امکان‌پذیر است.

او افزود: «آمریکا همچنان دستورکار حداکثری خود در قبال جمهوری اسلامی را عوض نکرده‌ و هیچ نرمشی در این خصوص نشان نداده است.»

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

۵

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

    جمهوری اسلامی مهدی فرید، زندانی سیاسی، را به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام کرد

  • کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی
    اختصاصی

    کمبود پلاستیک در ایران در پی حملات به مراکز پتروشیمی

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

•
•
•

مطالب بیشتر

بنی‌هاشمی: حکومت در پرونده‌های امنیتی-سیاسی، خانواده‌ها را از اطلاعات قانونی محروم می‌کند

۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

پگاه بنی‌هاشمی، پژوهش‌گر ارشد حقوق، گفت: «جمهوری اسلامی در بسیاری از پرونده‌های امنیتی-سیاسی، خانواده بازداشت‌شدگان را از اطلاعات قانونی محروم می‌کند.»

به‌گفته او، این پنهان‌کاری باعث می‌شود سازمان‌های حقوق بشری نتوانند آمار دقیق یا روایت درستی ارائه دهند.

واشینگتن‌پست: تصمیم ترامپ درباره ایران می‌تواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند

۱۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۰:۴۴ (‎+۰ گرینویچ)

در یادداشتی تحلیلی که روزنامه واشینگتن‌پست منتشر شده، مارک اِی. تیسن، ستون‌نویس این روزنامه، تصمیم پیش‌روی دونالد ترامپ درباره ایران را «انتخابی تاریخی» توصیف کرده که می‌تواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند.

به نوشته تیسن، ترامپ پیش‌تر به‌صراحت به تهران هشدار داده بود که در صورت کشتار معترضان، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد، اما به‌رغم این هشدارها، حکومت ایران هزاران نفر از معترضان را به قتل رساند. نویسنده تاکید می‌کند که بی‌عملی در این مقطع، نه‌تنها اعتبار تهدیدهای ترامپ، بلکه اعتبار جهانی آمریکا را به‌شدت تضعیف خواهد کرد.

در این یادداشت آمده است که تجربه رؤسای‌جمهوری پیشین آمریکا، از جمله باراک اوباما در سوریه و جو بایدن در افغانستان، نشان داده که عقب‌نشینی از «خط قرمزها» پیام ضعف به جهان مخابره می‌کند. تیسن استدلال می‌کند اگر ترامپ نیز اکنون از اجرای هشدارهای خود عقب‌نشینی کند، همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.

  • گزارش‌های ضد و نقیض در مورد مذاکرات بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده

    گزارش‌های ضد و نقیض در مورد مذاکرات بین جمهوری اسلامی و ایالات متحده

تیسن همچنین نسبت به تلاش‌ها برای سوق دادن ترامپ به‌سوی مذاکره هسته‌ای با حکومت ایران هشدار می‌دهد و می‌نویسد هرگونه توافق در شرایط فعلی، ناگزیر با کاهش تحریم‌ها همراه خواهد بود و عملاً به رژیمی که به‌تازگی شهروندانش را سرکوب کرده، پاداش مالی می‌دهد. به باور او، چنین توافقی به رژیم ایران فرصت بازسازی و بازیابی می‌دهد.

به نوشته واشینگتن‌پست، نویسنده بهترین مسیر را اعمال فشار حداکثری و حتی هدف قرار دادن رهبری کنونی ایران می‌داند تا زمینه برای مذاکره با یک رهبری انتقالی فراهم شود. او ایران را در ضعیف‌ترین موقعیت خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ توصیف می‌کند و این وضعیت را «فرصتی بی‌سابقه» برای پایان دادن به دهه‌ها بی‌ثباتی در خاورمیانه می‌خواند.

تیسن در پایان تاکید می‌کند که هرچند اقدام نظامی با خطر همراه است، اما خطر بی‌عملی به‌مراتب بیشتر خواهد بود. به‌گفته او، ترامپ اکنون با دو راهی روشنی روبه‌روست: یا به حکومت ایران «طناب نجات» بدهد، یا با تصمیمی قاطع، جایگاه خود را در کنار رؤسای‌جمهوری قرار دهد که به‌زعم نویسنده، مسیر تاریخ را تغییر داده‌اند.

این در حالی است که همزمان با انتشار گزارش‌های ضدونقیض درباره برگزاری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که گفت‌وگوها جمعه در عمان برگزار خواهد شد؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی نیز آن را تایید کرده است. با این حال، هنوز روشن نیست دستور کار این مذاکرات چه خواهد بود.


رقص در تدفین کشته‌شدگان، جایی که دنیا چشم به ایران دوخت

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۲۱:۵۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
اردوان روزبه

در زمستانی که خیابان‌های ایران به صحنه ایستادگی بدل شد و شمار کشته‌شدگان از هر موج اعتراضی پیشین فراتر رفت، ایران دیگر در حاشیه خبرها نماند.

تداوم حضور مردم، قتل‌عام رژیم جمهوری اسلامی و شکستن سکوت تحمیلی حکومت از سوی مردم، رسانه‌های جهان را واداشت از روایت‌های گذرا عبور کنند و به همراهی آشکار با مبارزه مردم ایران برسند؛ جایی که ایران از یک خبر منطقه‌ای به مساله‌ای جهانی تبدیل شد.

تا همین یک ماه پیش بود که خبرهای ایران در رسانه‌های بین‌المللی، حتی در بزنگاه‌های مهم، اغلب در اندازه‌های خبر و یا تحلیل سیاسی و در کنار دیگر تحولات جهانی منتشر می‌شد. ایران معمولا یکی از چند خبر خاورمیانه‌ای بود؛ گاه ذیل پرونده هسته‌ای، گاه در حاشیه تنش‌های منطقه‌ای یا رقابت قدرت‌ها. در واقع توجه رسانه‌ای به ایران، مقطعی و وابسته به رویداد بود.

اما زمستان ۱۴۰۴ این الگو را شکست. تداوم حضور مردم در خیابان‌ها، عبور اعتراض‌ها از مطالبات اقتصادی به خواست صریح تغییر حکومت، و از همه مهم‌تر کشتاری با ابعادی کم‌سابقه، که بیش از سی‌هزار ایرانی به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسیدن، ایران را از حاشیه به متن رسانه‌های جهانی کشاند.

100%

آنچه امروز دیده می‌شود، صرفا پوشش یک بحران نیست؛ بلکه بازتاب حساس شدن وجدان رسانه‌ای جهان نسبت به مبارزه مردم ایران است. این توجه، بیش از آنکه محصول شوک باشد، نتیجه استمرار است: استمرار اعتراض، استمرار هزینه دادن، و استمرار روایت‌هایی که دیگر قابل پنهان‌کردن نبودند و بدون شک بازیگر اصلی آن مردم ایران بودند.

حالا کافی است سری به رسانه‌های غیر فارسی بزنید، رسانه‌های جریان اصلی جهان، از آمریکا تا اروپا تا آسیا اکنون ایران را نه فقط به‌عنوان یک خبر، بلکه به‌مثابه یک لحظه تاریخی روایت می‌کنند.

در ایالات متحده، تمرکز رسانه‌ها عمدتا بر مقیاس کشتار، آمار قربانیان و مسئولیت ساختار قدرت بوده است. «واشینگتن‌پست» در گزارشی با عنوان «کشتار معترضان در ایران به سطحی کم‌سابقه رسیده است» تلاش می‌کند سرکوب ایران را در یک چارچوب تطبیقی قرار دهد؛ در کنار تیان‌آن‌من چین، حما در سوریه و دیگر نمونه‌های بزرگ سرکوب دولتی. این روزنامه نشان می‌دهد که آنچه ایران را متمایز می‌کند، صرفا تعداد قربانیان نیست، بلکه گستره جغرافیایی و هم‌زمانی خشونت در سراسر کشور است.

«نیویورک تایمز» با مقاله تحلیلی «در شمارش کشته‌شدگان ایران، تصویری از خشونت عریان» پا را فراتر می‌گذارد و نشان می‌دهد نبرد بر سر اعداد، خود بخشی از نبرد مشروعیت است. این مقاله یادآوری می‌کند که حتی پایین‌ترین برآوردها نیز از توسل حکومت به سطحی از خشونت حکایت دارد که در دهه‌های اخیر کم‌سابقه است؛ خشونتی که نه برای مهار بحران، بلکه برای بقا به کار گرفته شده است.

در سوی دیگر طیف رسانه‌ای آمریکا، «فاکس نیوز» با گزارش «اسناد فاش‌شده، طرح مرگبار محرمانه خامنه‌ای برای سرکوب اعتراض‌های ایران را افشا می‌کند» بر وجه امنیتی ماجرا دست می‌گذارد. این روایت، سرکوب را نه واکنشی آنی، بلکه اجرای برنامه‌ای از پیش طراحی‌شده معرفی می‌کند؛ برنامه‌ای که پس از اعتراض‌های سال‌های گذشته تدوین شده و در خیزش ۱۴۰۴ به‌طور کامل به اجرا درآمده است.

100%

در مقابل این نگاه‌های داده‌محور و امنیتی، «ای‌بی‌سی نیوز» زاویه‌ای انسانی‌تر انتخاب کرده است. گزارش این شبکه با عنوان «در حالی که ایران به دنبال گفت‌وگو با آمریکا است، خانواده‌های کشته‌شدگان و ناپدیدشدگان از نقض حقوق بشر می‌گویند» تضادی عمیق را به تصویر می‌کشد: دیپلماسی در بالا، و سوگ حل‌نشده در پایین. روایت مادران، خانواده‌ها، شاهدان عینی و جست‌وجوی اجساد، سیاست را از سطح بیانیه‌ها به سطح زندگی روزمره می‌کشاند.

در اروپا، تمرکز رسانه‌ها بیشتر بر بدن ایرانیان تیر خورده معترضی که بر روی هم تلنبار شده، خیابان و تجربه زیسته خشونت است. «تلگراف» در گزارشی با عنوان «با مسلسل مردم را درو کردند؛ کشتار مورد تایید حکومت در ایران چگونه رقم خورد» تصویری شوک‌آور از تغییر تاکتیک حکومت ارائه می‌دهد. این گزارش از عبور نیروهای امنیتی از منطق کنترل جمعیت به منطق عملیات نظامی علیه غیرنظامیان می‌گوید؛ از استفاده از سلاح‌های سنگین تا قتل در بازداشت و دشواری تحویل اجساد به خانواده‌ها.

«گاردین» اما مسیری متفاوت را دنبال می‌کند. این روزنامه در مقاله‌ای که به آیین‌های تدفین و سوگواری می‌پردازد، نشان می‌دهد چگونه رقص، آواز و تجمع بر مزار کشته‌شدگان به کنشی سیاسی بدل شده است. در این روایت، حتی مرگ نیز از کنترل حکومت خارج می‌شود و به زبان مقاومت تبدیل می‌گردد؛ جایی که بدن و حافظه جمعی، جایگزین شعار می‌شوند.

100%

در سطحی نمادین‌تر، «تایم» با اختصاص جلد خود به ایران و انتشار مجموعه‌ای از مقالات با قلم پنج نویسنده ایرانی، خیزش ۲۰۲۶ را نه یک بحران مقطعی، بلکه مساله‌ای اخلاقی و تاریخی برای جهان معرفی می‌کند. تیتر «بعد از آیت‌اله» بیانگر این نگاه است: ایران به‌عنوان نقطه‌ای که گذشته و آینده به هم رسیده‌اند و این رسانه با روایت پنج نویسنده ایرانی از فردایی بدون جمهوری اسلامی می‌گوید.

اگر این روایت‌ها را کنار هم بگذاریم، تصویری روشن شکل می‌گیرد. رسانه‌های آمریکایی بیشتر بر آمار، اسناد و مسئولیت سیاسی تمرکز دارند؛ رسانه‌های اروپایی بر حضور، مقاومت و کشتار حاکمیت و فرهنگ مقاومت. این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و در کنار هم تصویری می‌سازند که دیگر قابل انکار نیست.

ایران امروز فقط موضوع سیاست خاورمیانه نیست. آنچه توجه جهان را برانگیخته، ایستادگی مردمی است که با وجود کشتار، میدان را ترک نکرده‌اند. همین تداوم حضور، همین هزینه انسانی، و همین شکستن روایت رسمی قدرت، باعث شده رسانه‌های جهان در حال ثبت و بازتاب انقلاب مردمی ایرانیان باشند. چیزی که در بسیاری از رسانه‌های غیر فارسی و جریان اصلی جهان دیده می‌شود نه فقط یک روایت در چهارچوب کی، کجا و چگونه خوانده می‌شود بلکه یک باور جهانی در واقعه‌ای انسانی است. روایتی که همه چشم‌ها به بازیگران این روایت دوخته شده: مردم ایران!

پزشک: پذیرش شروط ایالات متحده برای جمهوری اسلامی به معنای تسلیم کامل است

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

فرشته پزشک، کارشناس روابط بین‌الملل، به ایران‌اینترنشنال گفت پذیرش شروط ایالات متحده برای جمهوری اسلامی به معنای تسلیم کامل است.

به گفته او، در شرایط فعلی حکومت ایران تنها با یک انتخاب روبه‌روست: تسلیم یا تسلیم.

این خطا نیست؛ خط است

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد جواد اکبرین

هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونه‌ای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگ‌تر از یک خطا را به ما نشان می‌دهد.

او می‌گوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به‌عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشت‌شدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند.

این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانه‌ای در سیستم حکمرانی و ماشین روایت‌سازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک می‌کند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشن‌تر درک کند.

یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیق‌تر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد، می‌گوید: «در جنگ ۱۲ روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاه‌های دانش‌بنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشش‌شان نگفته بودند برای کجا کار می‌کنند.»

حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرنده‌ها برای عملیات‌های کور در تهران مونتاژ می‌شد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند».

صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برای‌شان شارژ می‌شد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزییاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟

دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریع‌تر، به شکار سریع‌تر روی آورند تا از کارنامه‌شان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست.

اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کرده‌اند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیم‌های پهپادی موساد در تهران) تحلیل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این داده‌ها محاسبه می‌کنند.

سوم: دقیقا همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جان‌باختگان دی‌ماه نیز روایت‌سازی می‌کند و آنها را به «تیم‌های هدایت‌شده از خارج» نسبت می‌دهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دی‌ماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر داده‌اند.

این رویه در مورد وقایع دی‌ماه، فاجعه‌بارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آن‌ها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابان‌ها به مراتب بی‌اعتبارتر است.

تضاد میان گفته‌های سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان می‌دهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحران‌ها نخست شهروندانی را شکار می‌کند و سپس از آنها دشمنی می‌سازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزی‌هایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایت‌گری برای فریب و بقاست.