• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

این خطا نیست؛ خط است

محمد جواد اکبرین
محمد جواد اکبرین

ایران‌اینترنشنال

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)
تصویری از محله مرزداران تهران در آغاز جنگ ۱۲ پس از آنچه رسانه‌ها در ایران یک حمله پهپادی خواندند
تصویری از محله مرزداران تهران در آغاز جنگ ۱۲ پس از آنچه رسانه‌ها در ایران یک حمله پهپادی خواندند

هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونه‌ای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگ‌تر از یک خطا را به ما نشان می‌دهد.

او می‌گوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به‌عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشت‌شدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند.

این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانه‌ای در سیستم حکمرانی و ماشین روایت‌سازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک می‌کند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشن‌تر درک کند.

یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیق‌تر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد، می‌گوید: «در جنگ ۱۲ روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاه‌های دانش‌بنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشش‌شان نگفته بودند برای کجا کار می‌کنند.»

حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان، فرمانده کل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرنده‌ها برای عملیات‌های کور در تهران مونتاژ می‌شد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند».

صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برای‌شان شارژ می‌شد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزییاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟

دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریع‌تر، به شکار سریع‌تر روی آورند تا از کارنامه‌شان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست.

اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کرده‌اند. حالا تصور کنید کسانی را که بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیم‌های پهپادی موساد در تهران) تحلیل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این داده‌ها محاسبه می‌کنند.

سوم: دقیقا همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جان‌باختگان دی‌ماه نیز روایت‌سازی می‌کند و آنها را به «تیم‌های هدایت‌شده از خارج» نسبت می‌دهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دی‌ماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر داده‌اند.

این رویه در مورد وقایع دی‌ماه، فاجعه‌بارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آن‌ها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابان‌ها به مراتب بی‌اعتبارتر است.

تضاد میان گفته‌های سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان می‌دهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحران‌ها نخست شهروندانی را شکار می‌کند و سپس از آنها دشمنی می‌سازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزی‌هایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایت‌گری برای فریب و بقاست.

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

گاردین: تهران با نزدیک شدن به اروپا می‌کوشد فشار را بر آمریکا افزایش دهد

۵

جی‌دی ونس: ما روشن گفته‌ایم چه می‌خواهیم، اکنون توپ در زمین جمهوری اسلامی است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

در روزگار شجاع خلیل‌زاده‌ها، سروش رفیعی باشید

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

فوتبالیست‌های عزیز! فوتبال در ایران هیچ‌گاه فقط یک ورزش نبوده است؛ نبض جامعه بوده، جامعه‌ای که امروز عزادار است و درد و غم دارد.

ایران یکی از سیاه‌ترین و تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ خود را سپری می‌کند. بیش از ۳۶،۵۰۰ شهروند ایرانی به دست جمهوری اسلامی کشته شده‌اند و محله‌ای نیست که در آن چراغ حجله جوانان روشن نباشد.

بسیاری از آنانی که امروز زیر خاک‌اند یا خانواده‌هایشان در خانه‌ها سوگوارند، همان‌هایی هستند که با گل‌های شما فریاد شادی سر می‌دادند و با شکست‌هایتان اشک می‌ریختند.

آن‌ها هواداران شما بودند. شما اعتبار خود را از آن‌ها گرفتید و اکنون نسبت به آن‌ها مسئولیت دارید.

می‌توانید انتخاب کنید؛ شجاع خلیل‌زاده باشید یا سروش رفیعی. امروز در برابر دوربین‌ها و میکروفون‌ها، دو مسیر پیش روی شماست:

۱- مسیر شجاع خلیل‌زاده؛ مسیری که در سوگواری ملی، با شادی‌های اغراق‌آمیز، نمک بر زخم مردم می‌پاشد و در پاسخ به اعتراض‌ها، با ادبیاتی تند، منتقدان را خطاب قرار می‌دهد. نتیجه این مسیر، تقدیرنامه و تشویق از سوی قاتلان مردم است.

وقتی آخوند رسول برگی، عضو شورای شهر تبریز، از «موضع‌گیری مسئولانه» شما تقدیر می‌کند، یعنی از مردم فاصله گرفته‌اید.

خلیل‌زاده و خلیل‌زاده‌ها شاید به آرزوهایشان برای رسیدن به جام جهانی برسند، اما نامشان در سمت تاریک تاریخ ثبت خواهد شد.

۲- مسیر سروش رفیعی؛ مسیری که درد و رنج هم‌وطنان را فدای جایگاه و جام جهانی نمی‌کند. سروش نشان داد که می‌توان در زمین بازی کرد، چون اجبار است، اما شرافت را نباخت.

او صادقانه پس از بازی برابر چادرملو گفت: «وقتی حال مردم خراب است، فوتبال در استادیوم خالی نه شوقی دارد و نه کیفی... ما هم مجبوریم و بازی می‌کنیم.»

او با تاکید بر اجبار برای بازی کردن و اشاره به استادیوم‌های خالی نشان داد برخلاف آنچه فدراسیون تاج می‌خواهد القا کند، شرایط عادی نیست.

فوتبالیست‌های عزیز!

مردم انتظار ندارند اعجاز کنید، اما انتظار دارند درد آن‌ها را بفهمید و وقتی میکروفون‌ها جلوی شما قرار می‌گیرد، با آن‌ها همدردی کنید.

با مردم حرف بزنید و بگذارید بدانند که می‌دانید در چه شرایطی زندگی می‌کنند.

وقتی اجبار را فریاد می‌زنید، بازی عادی‌سازی جمهوری اسلامی را بر هم می‌زنید و خود را از تبدیل شدن به ابزاری برای القای این‌که «همه‌چیز خوب است» رها می‌کنید. با مردم و هوادارانتان حرف بزنید!

ابهام در سیاست ترامپ؛ اسرائیل هم نمی‌داند واشینگتن از تهران چه می‌خواهد

۱۵ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۵۶ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه معاریو گزارش داد با وجود گمانه‌زنی‌ها درباره مذاکرات تهران و واشینگتن، حتی در اسرائیل هم تصویر روشنی از هدف واقعی و نهایی کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی وجود ندارد.

معاریو چهارشنبه ۱۵ بهمن نوشت اسرائیل با نگرانی تحولات مربوط به گفت‌وگوهای واشینگتن و تهران را زیر نظر دارد و معتقد است نمی‌توان به جمهوری اسلامی اعتماد کرد.

طبق ارزیابی اسرائیل، احتمال شکست مذاکرات وجود دارد و گزینه تقابل نظامی همچنان به‌طور جدی مطرح است.

به گزارش معاریو، مقام‌های نظامی و امنیتی اسرائیل ۱۴ بهمن در دیدار با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، «نقشه تهدیدها در ایران» را به او ارائه دادند.

در این دیدار، دیوید بارنئا، رییس موساد، ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش، شلومی بیندر، رییس اداره اطلاعات نظامی، تومر بار، فرمانده نیروی هوایی و ایتزیک کوهن، رییس اداره عملیات اسرائیل، حاضر بودند.

معاریو افزود در اسرائیل، این ارزیابی در حال تقویت است که رویارویی نظامی میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی اجتناب‌ناپذیر است.

  • مذاکرات استانبول؛ دیپلماسی برای خرید زمان یا مقدمه تقابل؟

    مذاکرات استانبول؛ دیپلماسی برای خرید زمان یا مقدمه تقابل؟

یک مقام امنیتی اسرائیل در همین رابطه به معاریو گفت: «ما موضوع ایران را از زاویه نگاه اسرائیلی می‌بینیم؛ یعنی تهدیدات مستقیم علیه اسرائیل. آمریکا مسائل را به‌گونه‌ای متفاوت و گسترده‌تر می‌بیند. ایران مستقیما ایالات متحده را تهدید نمی‌کند، اما بخشی از محور بلوک‌های قدرت چین و روسیه است.»

او با اشاره به رایزنی‌ها برای ازسرگیری گفت‌وگوها میان تهران و واشینگتن افزود: «اینکه مذاکرات به توافق منجر شود یا نه، مشخص نیست. ما چند سناریو را مدنظر داریم: دستیابی به توافق، رویارویی بدون توافق، یا آغاز یک روند توافق که ادامه آن به تقابل ختم می‌شود.»

در روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها درباره شروع مجدد مذاکرات میان آمریکا و جمهوری اسلامی بالا گرفته است.

پایگاه خبری اکسیوس پیش‌تر گزارش داد ویتکاف و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، قرار است جمعه ۱۷ بهمن‌ در استانبول دیدار کنند.

با این حال، برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که حکومت ایران شروط تازه‌ای برای گفت‌وگو با آمریکا تعیین کرده؛ از جمله برگزاری مذاکرات در عمان و محدود شدن گفت‌وگوها صرفا به پرونده هسته‌ای.

خواسته ترامپ: سرنگونی جمهوری اسلامی یا مهار برنامه هسته‌ای؟

معاریو در ادامه گزارش خود نوشت در اسرائیل هیچ مقامى، حتی در راس اطلاعات نظامى و موساد، تصویر روشنى از مطالبه واقعى دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در پرونده ایران ندارد؛ هنوز مشخص نشده واشینگتن به‌دنبال تضعیف یا فروپاشی جمهوری اسلامی است یا تمرکز خود را صرفا بر برنامه هسته‌ای گذاشته است.

مساله غیرقابل پیش‌بینی دیگر زمان تصمیم‌گیری ترامپ است. برآوردها نشان می‌دهد تصمیم او در قبال جمهوری اسلامی ممکن است در بازه‌ای از چند روز تا چند هفته آینده اتخاذ شود.

بر اساس برآورد دستگاه‌های امنیتی اسرائیل، نیروهای آمریکایی در منطقه برای گزینه‌های تهاجمی و دفاعی، از جمله حفاظت از منافع و تاسیسات ایالات متحده و پشتیبانی از متحدان این کشور در خاورمیانه، آمادگی دارند.

در همین حال، اسرائیل ارزیابی می‌کند که مذاکرات با ایران به‌احتمال زیاد به توافقی نخواهد انجامید که مانع رویارویی نظامی شود.

  • روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

    روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

به‌ گفته منابع اسرائیلی، انتظار نمی‌رود ایران از برنامه هسته‌ای و حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده، پروژه موشک‌های بالستیک و شبکه نیروهای نیابتی خود عقب‌نشینی کند، زیرا این سه مولفه بخشی جدایی‌ناپذیر از ایدئولوژی و ساختار جمهوری اسلامی بوده‌اند.

معاریو در پایان به نزدیک شدن یک پهپاد جمهوری اسلامی به ناو آمریکایی در منطقه و همچنین اقدام نافرجام برای تصرف یک نفتکش در تنگه هرمز اشاره کرد و نوشت جمهوری اسلامی عملا تلاش‌های خود را برای به چالش کشیدن آمریکا آغاز کرده است.

  • آمریکا پهپاد ایرانی را که به ناو «آبراهام لینکلن» نزدیک شده بود سرنگون کرد

    آمریکا پهپاد ایرانی را که به ناو «آبراهام لینکلن» نزدیک شده بود سرنگون کرد

این روزنامه در عین حال خاطرنشان کرد مقام‌های جمهوری اسلامی خود به‌خوبی می‌دانند در موقعیتی هم‌تراز با ایالات متحده قرار ندارند.

مذاکرات استانبول؛ دیپلماسی برای خرید زمان یا مقدمه تقابل؟

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۴۰ (‎+۰ گرینویچ)
•
احمد صمدی

از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به این‌سو، نشانه‌های فزاینده‌ای وجود دارد که ایالات متحده به یک جمع‌بندی راهبردی تازه درباره نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا رسیده است.

این جمع‌بندی، تفاوتی اساسی با رویکرد دوران باراک اوباما دارد؛ دورانی که واشینگتن می‌کوشید مسئولیت تامین امنیت منطقه را به بازیگران منطقه‌ای واگذار کند. در مقابل، دولت ترامپ، در هماهنگی نزدیک با اسرائیل، به‌دنبال تحمیل یک نظم جدید منطقه‌ای است، نه مدیریت آن از راه توازن نیروها.

نخستین نشانه‌های این تغییر رویکرد را می‌توان در واکنش کشورهای منطقه به جنگ غزه مشاهده کرد؛ جایی که همراهی عملی اغلب دولت‌های عربی با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل، و سکوت آن‌ها در برابر نابودی حماس، عملاً راه را برای تمرکز بعدی بر ایران هموار کرد.

پس از جنگ ۱۲ روزه و وارد آمدن ضربه جدی به زیرساخت‌های غنی‌سازی ایران و همچنین تضعیف محسوس شبکه نیروهای نیابتی تهران، به نظر می‌رسد واشینگتن وارد مرحله تازه‌ای شده است: دیکته کردن شروط مستقیم به جمهوری اسلامی به منظور تمکین در برابر نظم جدید مورد نظر واشینگتن. بر اساس اطلاعات موجود، این شروط فراتر از پرونده هسته‌ای است و مجموعه‌ای از مطالبات امنیتی را در بر می‌گیرد؛ از برچیده شدن کامل تاسیسات هسته‌ای و خروج مواد غنی‌شده از کشور گرفته تا محدودسازی شدید برنامه موشکی و پایان دادن به نقش‌آفرینی نیروهای نیابتی ایران در منطقه.

  • رویترز: مذاکرات استانبول بر کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری متمرکز است

    رویترز: مذاکرات استانبول بر کاهش تنش‌ها و جلوگیری از درگیری متمرکز است

با این حال، شواهد سیاسی نشان می‌دهد که نه رهبر جمهوری اسلامی آمادگی پذیرش چنین شرایطی را دارد و نه دولت‌های آمریکا و اسرائیل نشانه‌ای از عقب‌نشینی بروز داده‌اند. در چنین وضعیتی، تلاش‌های دیپلماتیک از سوی ترکیه، مصر و قطر بیش از آنکه معطوف به حل‌وفصل اختلافات باشد، به‌نظر می‌رسد با هدف مدیریت زمان و جلوگیری از تشدید فوری درگیری دنبال می‌شود.

در همین چارچوب، گفته می‌شود تهران از مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای خرید زمان استفاده می‌کند؛ از یک سو برای به تعویق انداختن احتمال اقدام نظامی و کاهش فشار خارجی، و از سوی دیگر برای کنترل فضای داخلی و مهار نارضایتی عمومی در شرایطی که گفتمان تغییر سیاسی بار دیگر در جامعه ایران برجسته شده است. اظهارات متناقض و واکنشی برخی مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی پس از طرح موضوع خروج مواد هسته‌ای از کشور، نشانه‌ای از وجود خطوط قرمز سخت و عدم آمادگی برای امتیازدهی واقعی است.

100%

از این منظر، گفت‌وگوهای روز جمعه در استانبول - که نه چارچوب مشخصی برای آن اعلام شده و نه دستورکار شفافی دارد - به‌احتمال زیاد کوتاه و عمدتاً نمادین خواهد بود. تجربه مذاکرات پیشین، از جمله گفت‌وگوهای ماه مه ۲۰۲۵ در ایتالیا، نشان می‌دهد که این نوع نشست‌ها بیشتر برای انتقال پیام و تثبیت مواضع طرفین برگزار می‌شود، نه دستیابی به توافق.

در این میان، نقش ترکیه به‌عنوان میزبان و میانجی نیز قابل توجه است. آنکارا دلایل متعددی برای تلاش در جهت جلوگیری از درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا دارد: از نگرانی نسبت به پیامدهای منطقه‌ای سقوط احتمالی جمهوری اسلامی و شکل‌گیری یک نظام سکولار و دموکراتیک در ایران که رابطه خوبی با اسرائیل داشته باشد، گرفته تا بیم از سرریز تحولات داخلی ایران به ترکیه. افزون بر این، روابط خاص تهران و آنکارا پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ و همچنین نگاه امنیتی اردوغان به آینده سیاسی منطقه، ترکیه را به بازیگری فعال در این معادله تبدیل کرده است.

در مجموع، تا زمانی که گشایشی بنیادین در مواضع تهران و واشینگتن ایجاد نشود، دیپلماسی بیش از آنکه مسیر حل بحران باشد، ابزاری برای کنترل زمان و مدیریت تنش خواهد بود. مسیر کنونی نه به سوی مصالحه پایدار، بلکه به سمت تقابل مدیریت‌شده با احتمال لغزش به درگیری گسترده‌تر حرکت می‌کند.

واشینگتن‌پست: آرایش نظامی آمریکا در نزدیکی ایران؛ «آرمادا»ی ترامپ و سناریوهای پیش‌رو

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۱۶:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

واشینگتن‌پست گزارش داده که آمریکا طی یک ماه گذشته ده‌ها فروند هواپیما و حدود ۱۲ ناو جنگی را در خاورمیانه و پیرامون ایران مستقر کرده؛ آرایشی که به گفته تحلیلگران، بیش از آنکه نمایشی باشد، نیروها را برای طیفی از گزینه‌های عملیاتی، از فشار دیپلماتیک تا اقدام نظامی، آماده می‌کند.

بر اساس این گزارش، استقرار جدید شامل ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه سه ناوشکن مجهز به موشک‌های تاماهاوک است که از ۲۶ ژانویه وارد حوزه عملیاتی فرماندهی مرکزی آمریکا شده و اکنون در شمال دریای عرب قرار دارد. واشینگتن‌پست می‌نویسد هرچند این آرایش از تجمع پیش از حملات سال گذشته به تاسیسات هسته‌ای ایران کوچک‌تر است، اما «تهدیدی نظامیِ معتبر» در اختیار دونالد ترامپ قرار می‌دهد و احتمال گسترش آن در روزهای آینده وجود دارد.

به گفته دِینا استرول، مقام پیشین پنتاگون، «صحنه عملیات» در حال آماده‌سازی است تا در صورت دستور رییس‌جمهوری، گزینه‌های تهاجمی گسترده‌تری فراهم باشد؛ این‌بار بدون هدف «کاملاً محدود» مشخص. فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) درباره جزئیات اظهارنظر نکرده است.

  • مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

    مذاکره و تسلیم یا جنگ؛ ترامپ کدام گزینه را در مقابل جمهوری اسلامی برمی‌گزیند؟

واشینگتن‌پست با اتکا به داده‌های ماهواره‌ای و رهگیری پروازها گزارش می‌دهد بیش از سه دوجین هواپیمای آمریکایی، از جمله جنگنده‌ها، پهپادها، هواپیماهای سوخت‌رسان، شناسایی و ترابری، از ۱۳ ژانویه به این‌سو به پایگاه‌های منطقه منتقل شده‌اند؛ عمدتاً به پایگاه العدید در قطر.

دست‌کم ۱۲ فروند «اف‌۱۵ای» و ۹ فروند «اِی۱۰سی» در پایگاه موفق‌السلطی اردن دیده شده‌اند؛ همان اسکادرانی که در جنگ ۱۲روزه ژوئن گذشته میان اسرائیل و ایران فعال بود. همچنین حضور هواپیماهای «اچ‌سی۱۳۰جی» (جست‌وجو و نجات در محیط‌های درگیری) و پهپاد «ام‌کیو۹ریپر» به‌عنوان نشانه‌ای از آمادگی برای عملیات‌های پرریسک‌تر ذکر شده است.

در دریا، افزون بر لینکلن، دست‌کم هشت ناو دیگر، از جمله ناوشکن‌های «مک‌فال» و «میتچر» نزدیک تنگه هرمز، مستقرند. تصاویر ماهواره‌ای از آنچه تحلیلگران «ناو حامل پهپاد» ایرانی (شهید باقری) می‌خوانند نیز حکایت دارد. سنتکام هشدار داده هر رفتار «ناایمن و غیرحرفه‌ای» در آب‌ها و آسمان بین‌المللی خطر برخورد و تشدید تنش را افزایش می‌دهد.

  • روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

    روسیه «اولتیماتوم» آمریکا به جمهوری اسلامی درباره برنامه هسته‌ای را تایید کرد

از منظر هوایی، گزارش به حضور اف‌۳۵ها و هواپیماهای جنگ الکترونیک «ای‌اِی۱۸جی گراولر» بر عرشه لینکلن اشاره می‌کند؛ تجهیزاتی که برای نفوذ به عمق حریم هوایی ایران و اخلال در رادارها و ارتباطات کلیدی‌اند. تحلیلگران می‌گویند افزایش اف‌۳۵ها می‌تواند نشانه برنامه‌ریزی برای عملیات در عمق بیشتر باشد.

در بُعد بازدارندگی، ناوشکن «دلبرت دی‌بلاک» پس از توقف در اسرائیل به دریای سرخ رفته و دو ناوشکن دیگر (بولکلی و روزولت) در شرق مدیترانه‌اند؛ تحرکاتی که نگرانی واشینگتن و تل‌آویو از تلافی ایران، حتی اگر اسرائیل مستقیماً درگیر نباشد، را بازتاب می‌دهد. به گفته کارشناسان، تقریبا تمام موشک‌های بالستیک ایران برد لازم برای هدف قرار دادن اسرائیل یا پایگاه‌های آمریکا در منطقه را دارند و این زرادخانه کوتاه‌برد «عمدتاً دست‌نخورده» باقی مانده است.

در سطح سیاسی، ترامپ گفته هدف «آرمادا» فشار برای بازگشت تهران به مذاکرات هسته‌ای است و در عین حال مقام‌های ایرانی نیز پیام‌های دوگانه فرستاده‌اند؛ از آمادگی برای مذاکره تا آمادگی برای جنگ. واشینگتن‌پست تاکید می‌کند این آرایش نظامی، هرچند حمله را «تضمین» نمی‌کند، اما دامنه گزینه‌ها و اهرم فشار آمریکا را به‌طور معناداری افزایش داده است.

مهندسی سرکوب در ورزش ایران؛ روایتی از قتل و حذف ورزشکاران

۱۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۴۶ (‎+۰ گرینویچ)

ماهان مردانی، ورزشکار ۲۳ ساله، پیش از قدم گذاشتن به خیابان‌ نوشت: «از ما حتی اگر یک نفر باقی بماند، وظیفه دارد راوی بماند.» او رفت، گلوله خورد و کشته شد، اما آخرین واژه‌هایش دریچه‌ای گشود به بازخوانی روندی که در آن جمهوری اسلامی ورزش را به ابزاری برای سرکوب و مدیریت ترس بدل کرد.

بر اساس تجمیع اطلاعات رسیده به ایران‌اینترنشنال، تا لحظه تنظیم این گزارش هویت ۸۲ ورزشکار کشته‌شده شناسایی شده است؛ ۲۸ نفر از آنها ورزشکار آماتور بودند، ۴۷ نفرشان ورزشکارانی در تیم‌های استانی و کشوری و هفت نفرشان قهرمان ملی.

۵۶ درصد از ورزشکاران کشته‌شده‌ای که هویت‌شان شناسایی شده، در ورزش‌های رزمی و قدرتی مانند پرورش اندام، کشتی، کیک‌بوکسینگ، بوکس، تکواندو، کاراته و پاورلیفتینگ فعال بودند.

۵۸ درصد از آنها هم از قهرمانان استانی و کشوری بودند و در سطح محلی افرادی صاحب نفوذ و شناخته‌شده به شمار می‌آمدند.

این اعداد تصادفی نیستند؛ حامل پیام و حاصل یک برنامه‌ریزی بلندمدت‌اند.

اعداد به ما چه می‌گویند؟

پیش از رفتن به سراغ اعداد، لازم است تصویر یک ورزشکار را در ذهن تجسم کنیم؛ بدنی ورزیده و عضلانی، نگاهی مصمم و حالتی جسمانی که قدرت، مقاومت، نظم، امید به بهبود، استمرار و امکان زیستنِ مستقل را تداعی می‌کند.

بدن ورزشکار فقط یک پیکره فیزیکی نیست. نمادی است زنده از معنا یافتنِ تلاش، امکان، رویا و میل به عبور از محدودیت‌ها. بدنی که گواهی می‌دهد انسان قادر به «از نو ساختن» است.

حالا اعداد معنا پیدا می‌کنند: ۵۶ درصد، یعنی بیش از نیمی از ورزشکاران شناسایی‌شده که به دست جمهوری اسلامی به قتل رسیدند، در رشته‌های رزمی و قدرتی فعال بودند.

تصاویری که همراه با خبر کشته شدن این گروه از ورزشکاران کشته‌شده منتشر می‌شود، حامل تناقضی صریح و کوبنده است: حکومت سرکوبگر این اندام‌های ورزیده قدرتمند را، این نمادهای تلاش و امکان و رویا را و این میل بی‌پایان به عبور از محدودیت‌ها را، در چشم بر هم زدنی با شلیک چند گلوله به «جسد» تبدیل کرده است.

نانسی شپر-هیوز، انسان‌شناس آمریکایی که بخش عمده‌ای از کارهایش بر انسان‌شناسیِ بدن، خشونت، نسل‌کُشی و جوخه‌های مرگ متمرکز است، عقیده دارد که خشونت، به‌ویژه از سوی نظام‌های اقتدارگرا، صرفا سرکوب نیست؛ آموزش است.

در این چارچوب، قتل ورزشکار حاوی یک پیام تربیتی برای جامعه است: بدن قوی، محبوب و مشهور، قابل حذف است، چه رسد به بدن‌های نحیف و ناتوان‌شده از فقرِ شهروندان گمنام.

افزون بر این، شپر-هیوز، کشتار گسترده سیاسی را نوعی «ترور نمادین» می‌داند. جمهوری اسلامی با کشتن ده‌ها ورزشکار که نماد امید، سلامت، امکان پیشرفت و زیستنِ مستقل‌اند، پیامی نمادین به جامعه ارسال می‌کند: هیچ افقی امن نیست و هر تلاش و هر شکلی از قدرت در برابر حاکمیت «هیچ» است.

100%

خشونت پیش از شلیک گلوله آغاز شده بود

علیرضا نجاتی، ملی‌پوش پیشین کشتی فرنگی و دارنده مدال برنز جهانی، ۱۶ دی در صفحه اینستاگرامش نوشت: «ما آمده‌ایم بجنگیم، نه برای زنده ماندن، بلکه برای نماندن در خفت … جنگیدن در مقابل ظلم، حق‌کشی، زورگویی و ...»

پیام بعدی او درست یک روز پیش از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی این بود: «آخر هفته‌ای زیبا و پر از موفقیت و حال خوب را برای همه آرزومندم؛ این پایان است.» او دو روز بعد بازداشت شد.

پس از آن، ایران‌وایر، به نقل از یک منبع آگاه در تهران، گزارش داد علیرضا دبیر، رییس دست‌نشانده فدراسیون کشتی، پس از بازداشت نجاتی به کشتی‌گیران ملی‌پوش ایران پیام داده که «این، آخر و عاقبت فریب خوردن و سیاسی شدن شماست».

دبیر ۲۶ تیر ۱۳۹۸ با وجود پرونده‌های فساد مالی گسترده در دوران نمایندگی‌اش در شورای شهر تهران، با حمایت مدیران نظامی و امنیتی ورزش و در انتخاباتی که سلامت آن مورد تردید بود، به ریاست فدراسیون کشتی رسید.

او ۲۱ بهمن ۱۴۰۳، در گفت‌وگو با روزنامه شرق تایید کرد محدودیت‌هایی برای کشتی‌گیران در «اظهارنظرهای شخصی و عمومی» ایجاد کرده است: «گفتم بچه‌های تیم ملی حق ندارند در مسائل سیاسی اظهار‌نظر کنند چون سیاسی نیستند، بلد نیستند، من سیاست را می‌فهمم. من قضیه‌ام فرق دارد ولی بچه‌ها را گفتم در موضوعات سیاسی حق ندارید اظهار‌نظر کنید.»

پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان سوم دی، حدود ۱۰ روز پیش از نخستین جرقه‌های انقلاب ملی ایرانیان، از دیدار دبیر با فرمانده مرکز مقاومت بسیج این وزارت‌خانه و مهدی میرجلیلی، رییس سازمان بسیج ورزشکاران خبر داد و به نقل از دبیر نوشت: «فدراسیون کشتی برای همکاری هرچه بیشتر با مرکز مقاومت بسیج وزارت ورزش آمادگی دارد.»

100%

ورزش در تسخیر نظامیان

فدراسیون کشتی تنها فدراسیون تحت نفوذ نیروهای سیاسی-امنیتی نیست. مهدی تاج، از چهره‌های شناخته‌شده نظامی، امنیتی و اقتصادی در ورزش ایران، ریاست فدراسیون فوتبال، محبوب‌ترین رشته ورزشی در ایران را بر عهده دارد.

آذر ۱۴۰۱ گروه هکری بلک‌ریوارد اسنادی درباره انتخابات فدراسیون فوتبال را در اختیار رسانه‌ها از جمله ایران‌اینترنشنال قرار داد که نشان می‌داد مهدی تاج گزینه مد نظر سپاه پاسداران در این انتخابات بود، زیرا ضمانت داده بود هیچ‌گاه در برابر نظام، علی خامنه‌ای و منویات او قرار نخواهد گرفت.

فدراسیون تیراندازی از بهمن ۱۴۰۰ تحت ریاست سرتیپ مرتضی قربانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران فعالیت می‌کند.

غفور کارگری، از فرماندهان پیشین نیروی قدس سپاه که از سوی اتحادیه اروپا تحریم شده، از آذر ۱۴۰۱ هدایت کمیته ملی پارالمپیک را بر عهده گرفته است.

دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو
100%
دیدار غفور کارگری با رییس کاروان اعزامی فلسطین به بازی‌های پاراآسیایی هانگژو

کمیته ملی المپیک نیز در اختیار محمود خسروی‌وفا، چهره امنیتی و محافظ شخصی پیشین خامنه‌ای است.

احسان حدادی که با وجود محکومیت در یک پرونده تجاوز جنسی، تیر ۱۴۰۳ در جریان انتخاباتی جنجالی به ریاست فدراسیون دو و میدانی انتخاب شد، به بیت خامنه‌ای نزدیک است، به دیدار او می‌رود و به دوستی با آقازاده‌ها و همراهی‌شان در راهپیمایی اربعین افتخار می‌کند.

هادی ساعی که ۱۵ دی ۱۴۰۰ به عنوان رییس فدراسیون تکواندو انتخاب شد، نیز مانند دبیر تعاملی نزدیک با فرماندهان سپاه پاسداران دارد.

دیدار او با جانشین فرمانده سپاه بیت‌المقدس کردستان و فرمانده سپاه «امام صادق» بوشهر رسانه‌ای شد.

یک هفته پس از حمله لفظی دبیر به علی دایی، معاون هماهنگ‌کننده سازمان بسیج مستضعفین در اظهار نظری، ساعی و دبیر را «افرادی که پای حقیقت ایستاده‌اند» توصیف کرد و گفت باید از چنین کسانی تجلیل کرد.

از قرارگاه تا فدراسیون؛ پروژه ۳۰ ساله امنیتی‌سازی ورزش

این انتصاب‌ها و انتخاب‌ها نه‌تنها تصادفی‌ نیستند، بلکه بخشی حیاتی و نظام‌مند از یک الگوی حکمرانی امنیتی‌اند که از اواخر دهه ۱۳۷۰ به‌تدریج در ورزش ایران نهادینه شد.

از آن زمان، هم‌زمان با تثبیت ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ و آغاز نگرانیِ حاکمیت از گسترش نهادهای مستقل مدنی، ورزش ایران به‌تدریج وارد فرآیند «امنیتی‌سازی» شد.

فدراسیون‌ها و باشگاه‌ها دیگر صرفا نهادهای مستقل ورزشی نبودند، بلکه به حوزه‌هایی برای مدیریت اجتماعی، کنترل افکار عمومی و مهار چهره‌های اثرگذار تبدیل شدند.

حضور تدریجی فرماندهان پیشین سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در راس فدراسیون‌ها و باشگاه‌های پرطرفداری چون استقلال و پرسپولیس، دخالت نهادهای اطلاعاتی در انتخابات ورزشی و شکل‌گیری شبکه‌های غیررسمی نظارت بر ورزشکاران، نشان‌دهنده انتقال منطق «امنیت داخلی» به حوزه ورزش بود.

تشکیل «میز ورزش» در اطلاعات سپاه هم بر تمایل این نهاد نظامی به کنترل تمام و کمال ورزشکاران صحه می‌گذارد.

میثم مهری، که به نظر می‌رسد نامی مستعار باشد، مسئول این میز است و گزارش‌هایی از روابط نزدیک او با تاج، خسروی‌وفا و محمدرضا داورزنی، از مدیران ورزشی جمهوری اسلامی، حکایت دارد.

مطالعه‌ای با عنوان «تجارت جدی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و صنعت ورزش» که سال ۲۰۲۴ در دانشگاه یِیل انجام شد، سیطره سپاه پاسداران بر ورزش ایران را این‌طور توصیف می‌کند: «سپاه از طریق در اختیار گرفتن بسیاری از باشگاه‌ها و فدراسیون‌های مهم، نه‌تنها سودهای اقتصادی عظیمی به‌دست می‌آورد - که می‌تواند در فعالیت‌های اقتصادی، اطلاعاتی یا نظامی دیگر سرمایه‌گذاری شود ـ بلکه ساختار ورزش ایران را نیز مطابق با اولویت‌های نهادی خود شکل می‌دهد: محافظه‌کاری اسلامی، سرکوب زنان و کنترل بی‌چون‌وچرای شهروندان.»

در بخش دیگری از این پژوهش به استفاده سپاه پاسداران از نهادهای ورزشی، به‌ویژه ورزش‌های رزمی، برای «جذب جوانان به نیروهای زمینی خود» اشاره شده است: «به‌طور مشخص، فدراسیون‌های هنرهای رزمی که زیر نظر وزارت ورزش و جوانان فعالیت می‌کنند، از جمله جودو و کیک‌جیتسو، به مراکز جذب نیرو برای یگان‌های ویژه سپاه تبدیل شده‌اند؛ یگان‌هایی که ماموریت اصلی آنها سرکوب اعتراضات مردمی با خشونتی قلدرمابانه و سازمان‌یافته است.»

اعمال کنترل و خشونت در دستورالعمل‌های ابلاغی

خرداد ۱۴۰۲، چند ماه پس از خیزش مشهور به «زن، زندگی، آزادی»، نسخه‌ای تازه از دستورالعمل نقل و انتقال بازیکنان فوتبال از سوی فدراسیون و با موافقت باشگاه‌ها ابلاغ شد که در آن یک بند تازه وجود داشت.

در بند ۱۵ این دستورالعمل ذکر شده که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور» و «سوء‌رفتارهای اجتماعی، سیاسی، مذهبی و توهین به مقامات ذی‌صلاح در فضای مجازی و مصاحبه» در کمیته انضباطی باشگاه و «مراجع صلاحیت‌دار» قابل رسیدگی است.

این بند از دستورالعمل که هم‌اکنون نیز مورد استفاده است، از باشگاه‌ها می‌خواهد در قرارداد بازیکنان قید کنند که «انجام هر گونه فعالیت و مواد مغایر با قوانین کشور و کدهای اخلاقی و انضباطی پیوست از جمله سوءرفتارهای اجتماعی، تبعیض‌ نژادی، قومی، مذهبی و سیاسی و توهین به مقامات ذی‌صلاح اعم از در فضای مجازی، مصاحبه، تبلیغ در داخل و خارج از زمین مسابقه، ممنوع بوده و تخلف قابل رسیدگی در کمیته انضباطی باشگاه و مراجع صلاحیت‌دار است.»

به این ترتیب، دست نهاد قضایی باز است که بر اساس گزارش‌هایی که از فدراسیون دست‌نشانده حاکمیت دریافت می‌کند، هر واکنش یا اظهار نظر خلاف منافع حاکمیت را با برچسب «سوءرفتار» یا «توهین به مقامات ذی‌صلاح» به «مراجع صلاحیت‌دار» بسپرد.

منظور از مراجع صلاحیت‌دار در این بند، نهادهایی جز کمیته‌ انضباطی باشگاه و فدراسیون است و می‌توان به شکل‌های مختلف آن را تفسیر کرد؛ از قوه قضاییه تا وزارت اطلاعات و اداره اطلاعات سپاه.

دستکاری ساحت ورزش و تعبیه کردن ساختاری خشونت

این تلاش سازمان‌یافته برای تبدیل ورزش از سرمایه ملی به ابزار سرکوب و قتل هدفمند ورزشکاران به کمک «تئوری میدان» پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی، بهتر درک می‌شود.

بوردیو جامعه را متشکل از «میدان‌»هایی نسبتا مستقل می‌داند که هر کدام قواعد، سلسله‌مراتب و سرمایه خاص خود را دارند.

بر این اساس، سرمایه در میدان ورزش، بدن ورزیده، افتخارات ورزشی، شهرت و محبوبیت است، شایستگی‌های جسمی و فنی قواعد بازی را تعیین می‌کنند، و مشروعیت بر موفقیت‌های ورزشی و محبوبیت اجتماعی استوار است.

در این میدان، ورزشکار می‌تواند بدون وابستگی به قدرت «کسی» شود.

با ورود نهادهای امنیتی به مدیریت ورزشی، ورزش به‌‌تدریج از میدانی نسبتا مستقل به زیرمجموعه‌ای وابسته به میدانِ سیاستِ اقتدارگرا تبدیل شد و قواعد بازی به‌دست مدیران امنیتی-نظامی یا مدیران دست‌نشانده‌، به نفع قدرت مسلط تغییر می‌کند.

وقتی نیروهای سپاهی ریاست فدراسیون‌ها، کمیته‌های ورزشی و باشگاه‌ها را به دست می‌گیرند و انتخابات فدراسیون‌ها را مهندسی می‌کنند، در واقع می‌گویند که سرمایه مشروع در میدان تازه‌ای که ساخته‌ایم، دیگر بدن ورزیده، تعداد مدال‌ها و محبوبیت اجتماعی نیست؛ «وفاداری به من و سکوت در برابر من» است.

در چنین میدانی، بدن ورزیده و محبوبیت اجتماعی‌ ورزشکار مستقل، تهدیدی تحمل‌ناپذیر علیه میدان سیاست اقتدارگرا تلقی می‌شود؛ پس باید بی‌اعتبار و شکسته و در شدیدترین حالت حذف شود.

در چنین ساختاری، ورزشکار دیگر یک کنشگر آزاد نیست، بلکه یا باید سرمایه نمادین خود را در خدمت قدرت بگذارد، یا هزینه استقلالش را با حذف، زندان و مرگ بپردازد.

مدیریت ترس، کنترل مرگ

سرکوبگران پس از کشتنِ ماهان مردانی به ضرب دو گلوله جنگی، اجازه ندادند پیکر او در گورستان شهر قدس، شهر محل زندگی‌اش در حاشیه جنوب غربی تهران، دفن شود.

بدن ورزیده اما بی‌جان‌شده‌ ماهان به‌شرطی به خانواده‌اش تحویل داده شد، که او را در گورستان یکی از روستاهای حاشیه تهران به خاک بسپارند؛ بدون حق سوگواری و بدون حضور جمعیت.

این خشونت عریان که تا لحظه‌ دفن بدنِ سیاسی‌شده ورزشکار ادامه یافت، شاهدی دیگر بر این واقعیت است که قتل ورزشکاران، به‌ویژه آنها که در سطح محلی شناخته‌شده‌ترند، محبوبیت و نفوذ بیشتری دارند و اندام‌شان تجسم صریح‌تری از «قدرت» است، تصادفی نیست.

این بخشی از معماری قدرت و سرکوب است؛ تصمیمی سیاسی در پی سال‌ها تدارک و برنامه‌ریزی امنیتی گام‌به‌گام و حساب‌شده برای هشدار به جامعه.