• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

تحقیر به مثابه سیاست حکمرانی؛ از سلب نام تا تمسخر مرگ معترضان

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)

آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سال‌های اخیر به کار گرفته، تنها مجموعه‌ای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه‌ شده‌ایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.

پروژه «تحقیر معترض» که از خیزش‌های پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان می‌دهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه به‌دنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.

ویدیوی پخش‌شده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراق‌شده، نگهداری پیکر کشته‌شدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده می‌شود.

این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه می‌بینیم، بیانیه‌ تصویری یک نظم سیاسی است. لحظه‌ای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل می‌کنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل می‌شود.

این‌جا با عادی‌سازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبه‌رو هستیم.

متن کامل این تحلیل نوشته نعیمه دوستدار را اینجا بخوانید

Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
۱
اختصاصی

هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

۲
تحلیل

حرکت روی لبه تیغ؛ تلاش پکن برای ایستادن در میانه جنگ

۳

تشدید شکاف میان آمریکا و بریتانیا در قبال ایران؛ ترامپ استارمر را به «حفاری نفتی» فراخواند

۴

آمریکا شبکه‌های مرتبط با پسر علی شمخانی و حزب‌الله لبنان را تحریم کرد

۵
تحلیل

چرا درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری عوارض تنگه هرمز یک افسانه است

Banner

انتخاب سردبیر

  • اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

    اعزام هزاران نیروی آمریکایی دیگر به منطقه برای تشدید فشار بر تهران

  • وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است
    تحلیل

    وال‌استریت ژورنال: جمهوری اسلامی تندروتر شده است

  • فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

    فایننشال تایمز: تهران از ماهواره چینی برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکا استفاده کرد

  • سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»
    روایت شما

    سایه سنگین جنگ بر نیمکت‌های خالی؛ بحران آموزش در عصر «اینترنت طبقاتی»

  • هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند
    اختصاصی

    هیات مذاکره‌کننده‌ پس از بروز اختلاف، با دستور ذوالقدر به تهران بازگشتند

  • پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

    پشت پرده مذاکرات اسلام‌آباد و تلاش‌ها برای از سرگیری گفت‌وگوها

•
•
•

مطالب بیشتر

تحقیر به مثابه سیاست حکمرانی؛ از سلب نام تا تمسخر مرگ معترضان

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
نعیمه دوستدار

آنچه جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری سال‌های اخیر به کار گرفته، تنها مجموعه‌ای از ابزارهای سرکوب نیست. ما با تغییر در منطق اعمال قدرت مواجه‌ شده‌ایم. تغییری که در آن تحقیر، نه پیامد ناخواسته خشونت، بلکه جزو آگاهانه و مرکزی سیاست حکمرانی شده است.

پروژه «تحقیر معترض» که از خیزش‌های پیشین آغاز شد و در اعتراضات ۱۴۰۴ به اوج رسید، نشان می‌دهد هدف قدرت حاکم دیگر فقط کنترل خیابان یا خاموش کردن اعتراض نیست، بلکه به‌دنبال زدودن انسانیت معترض و قطع پیوندهای عاطفی و اخلاقی جامعه با اوست.

ویدیوی پخش‌شده از شبکه افق، وابسته به سپاه پاسداران، که در آن مجری با لحنی تمسخرآمیز و حرکاتی اغراق‌شده، نگهداری پیکر کشته‌شدگان در «کانتینر» و «یخچال» را به یک سوال تبدیل کرده، در همین چارچوب فهمیده می‌شود.

این ویدیو نه لغزش زبانی است و نه شوخی فردی یک مجری. آنچه می‌بینیم، بیانیه‌ تصویری یک نظم سیاسی است. لحظه‌ای که سرکوبگران، تحقیر را از میدان سرکوب به قاب رسمی رسانه منتقل می‌کنند و مرگ معترضان به موضوع خنده بدل می‌شود.

این‌جا با عادی‌سازی خشونت طرف نیستیم. با مبتذل کردن مرگ روبه‌رو هستیم.

مرگ در این رویکرد، نه فاجعه است، نه تراژدی، نه حتی رویدادی که نیازمند توجیه باشد. مرگ به «اطلاعات»، «حاشیه» یا بدتر از آن، به شوخی تنزل یافته است.

  • بنیادگرایی خون؛ کالبدشکافی راهبرد خشونت نظام‌مند در جمهوری اسلامی

    بنیادگرایی خون؛ کالبدشکافی راهبرد خشونت نظام‌مند در جمهوری اسلامی

زبان: نقطه آغاز پروژه تحقیر

پروژه تحقیر، پیش از هر چیز، از زبان آغاز می‌شود.

نام‌گذاری معترضان با برچسب‌هایی چون «اغتشاشگر»، «اشرار»، «تروریست» یا «عامل خارجی» تنها ابزار تبلیغاتی نیستند.

این واژه‌ها می‌کوشند مرز اخلاق را جابه‌جا کنند: کسی که «تروریست» نامیده می‌شود، دیگر شهروند نیست؛ دیگر دارای حق نیست؛ دیگر سزاوار همدلی یا سوگ نیست. زبان این‌جا نقش دیگری دارد: خشونت فیزیکی را ممکن و مشروع می‌کند.

در چنین چارچوبی است که شلیک مستقیم به سر و سینه، نه استثنا بلکه قاعده می‌شود.

گزارش‌ها و ویدیوهای متعدد نشان می‌دهند در اعتراضات اخیر، هدف‌گیری مرگ‌بار و عمدی بوده است. تصادفی نیست که این واقعیت را به نمایش می‌گذارند: وقتی بدن معترض پیشاپیش از حیث اخلاقی تهی شده، نابودی‌اش نیز «مساله» تلقی نمی‌شود.

  • الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

    الگوی سرکوب جمهوری‌اسلامی در کشتار بزرگ دی‌ ۱۴۰۴ و نسبت آن با سرکوب در دهه ۶۰

بدن زنده: تحقیر به‌مثابه تکنیک قدرت

پس از زبان، نوبت به بدن می‌رسد.

بدن معترض در بازداشتگاه‌ها، خیابان‌ها و مراکز امنیتی، به سطح نمایش قدرت تبدیل می‌شود. لخت کردن، ضرب‌وشتم، شکنجه، تجاوز، شوک الکتریکی و هدف‌گیری چشم‌ها یا اندام جنسی با ساچمه، همه واجد بار نمادین‌اند. این‌ها فقط ابزار سرکوب نیستند؛ پیام‌اند. پیام این است که بدن معترض، نه حریم دارد و نه حرمت.

در این مرحله، تحقیر دیگر همراه خشونت نیست، خود خشونت است. هدف، شکستن بدن نیست؛ شکستن تصور کرامت انسانی است. بدنی که تحقیر می‌شود، قرار است حامل پیام شکست به جامعه باشد.

  • ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

    ایران پس از کشتار؛ نافرمانی خاموش زنده ماندن

مرگ: آغاز مرحله‌ای تازه از تحقیر

اما آنچه این دوره را از بسیاری از سرکوب‌های پیشین متمایز می‌کند، متوقف نشدن پروژه در لحظه مرگ است. در بسیاری از رژیم‌های اقتدارگرا، مرگ مخالف، به معنی پایان خشونت است؛ امروز در جمهوری اسلامی، مرگ آغاز مرحله‌ای تازه از سرکوب است.

پنهان‌سازی اجساد، تحویل ندادن پیکرها به خانواده‌ها، انبار کردن بدن‌های زخمی در سوله‌ها، دفن‌های اجباری و شبانه، دفن در مناطق دورافتاده و حتی تخریب قبرها، همگی در خدمت یک هدف هستند: قطع رابطه میان مرگ و معنا.

قدرت می‌داند که آیین سوگواری، مزار و حضور جمعی بر گرد جسد، می‌تواند مرگ را به واقعه‌ای سیاسی بدل کند. بنابراین، جسد باید از دسترس خارج شود، باید تبعید شود، باید بی‌صدا دفن شود.

در این‌جا، دال‌هایی مانند «سوله»، «کانتینر»، «سردخانه» و «کامیون»، اهمیت نشانه‌شناسانه پیدا می‌کنند.

این‌ها فقط مکان یا وسیله نیستند؛ نشانه‌های کالایی‌سازی انسان‌اند.

بدن مرده از «پیکر یک شهروند» به «محموله» تنزل می‌یابد. چیزی که می‌توان انبار کرد، جابه‌جا کرد و از دید پنهان نگه داشت.

  • سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

    سوگواری برای کشته‌شدگان دی ۱۴۰۴؛ آیینی که از نظم نمادین خارج می‌شود

قاب تلویزیون، اوج پروژه تحقیر

ویدیوی شبکه افق، این منطق را از سطح عمل به سطح نمایش رسمی می‌آورد.

خنده مجری هنگام اشاره به «کانتینرها» و «یخچال‌ها»، نه نشانه بی‌اطلاعی است و نه یک طنز اتفاقی. این خنده، حامل یک پیام سیاسی است: «مرگ شما جدی نیست.»

تلویزیون رسمی در این‌جا نقشی آیینی دارد: قدرت، تحقیر را قانونی، علنی و عادی می‌کند.

انتقال قدرت سرکوب به قاب رسمی، اهمیت حیاتی دارد. وقتی تحقیر در تلویزیون دولتی پخش می‌شود، پیام روشن است: این رفتار سیاست ماست، نه تخلف یک فرد یا یک شبکه. این‌جا دیگر با انکار یا پنهان‌کاری مواجه نیستیم. بی‌اعتنایی به کرامت انسانی اعلام عمومی می‌شود.

می‌توان گفت که جمهوری اسلامی در این نقطه از «حکومت با ترس» به «حکومت با تحقیر» گذار کرده است. ترس، نیازمند حداقلی از مشروعیت است؛ تحقیر اما نه. تحقیر زمانی به ابزار اصلی سرکوب بدل می‌شود که قدرت می‌داند دیگر نمی‌تواند اقناع کند، اما هنوز می‌خواهد سلطه را حفظ کند.

  • نیویورک‌تایمز: آیا قاتلان در جمهوری اسلامی باید بدون مجازات بمانند؟

    نیویورک‌تایمز: آیا قاتلان در جمهوری اسلامی باید بدون مجازات بمانند؟

تحقیر و حافظه جمعی

هدف اصلی این پروژه، نه فقط معترض که حافظه جمعی جامعه است.

ممانعت از سوگواری، حمله به مراسم یادبود، تخریب سنگ‌قبرها و بازداشت عزاداران، همگی تلاشی است برای جلوگیری از تبدیل مرگ به خاطره‌ای مشترک.

قدرت می‌کوشد مرگ‌ها را منفرد، خاموش و بی‌اثر نگه دارد.

همین‌جاست که پروژه تحقیر با تناقض درونی خود مواجه می‌شود: هرچه تحقیر عریان‌تر و علنی‌تر می‌شود، فاصله اخلاقی میان حکومت و جامعه عمیق‌تر می‌شود.

خنده بر جنازه، شاید لحظه‌ای به سکوت و شوک بیننده منجر شود اما در بلندمدت نفرت می‌سازد. نفرتی که با ترس مهارشدنی نیست.

  • چرا جمهوری اسلامی آگاهانه «مشروعیت» را وانهاده است؟

    چرا جمهوری اسلامی آگاهانه «مشروعیت» را وانهاده است؟

تحقیر به‌عنوان سند فروپاشی

ویدیوی شبکه افق را نه نشانه قدرت، بلکه باید سند فروپاشی اخلاقی و معنایی جمهوری اسلامی دانست. حکومتی که کشتار شهروندانش را به شوخی تلویزیونی بدل می‌کند، دیگر به کرامت، دین یا اخلاق تظاهر نمی‌کند.

این لحظه، لحظه‌ای است که قدرت از خود اعتراف می‌گیرد: اعتراف به ناتوانی از اقناع و اتکا به تحقیر عریان.

تاریخ نشان داده است چنین پروژه‌هایی، هرچند در کوتاه‌مدت ویرانگر هستند، در نهایت به بومرنگ تبدیل می‌شوند. زیرا تحقیر، برخلاف ترس، قابل درونی‌سازی نیست. تحقیر یا پذیرفته نمی‌شود، یا به خشم بدل می‌شود و خنده بر مرگ، دیر یا زود، به یادآوری جمعی همان مرگ‌ها منتهی می‌شود.

کانتینرها، یخچال‌ها و شوخی‌های تلویزیونی، قرار بود مرگ را بی‌معنا کنند؛ اما همین تصاویر، به اسنادی بدل می‌شوند علیه نظمی که انسان را به شیء تقلیل می‌دهد و این اسناد، اگر در حافظه عمومی بمانند، همان چیزی هستند که قدرت از آن می‌ترسد: بازگشت به معنا، از دل تحقیر.

شاهد علوی: حاکمیت با وجود نمایش «اقتدار»، می‌داند مشروعیتی برایش نمانده است

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۴ (‎+۰ گرینویچ)

شاهد علوی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، گفت: «تلاش جمهوری اسلامی برای پخش اعتراف‌گیری‌های اجباری از صداوسیما، بازتابی از وحشت حاکمیت است.»

او افزود: «حکومت می‌کوشد نشان دهد با «اقتدار» دست به کشتار زده و سرکوب را حتی در زندان‌ها ادامه خواهد داد، اما در عین حال عمیقا هراسان است؛ چرا که می‌داند دیگر هیچ مشروعیتی برایش باقی نمانده و به همین دلیل تلاش می‌کند به جامعه القا کند که برای این سرکوب، توجیه و دلیل دارد.»

هاآرتص: انفجارها، تهدیدها و میانجی‌گری؛ مهِ پیرامون ایران غلیظ‌تر می‌شود

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

در پی گزارش‌ها درباره انفجارهایی در بندرعباس و دیگر نقاط ایران، هم‌زمان با تشدید فشارهای نظامی آمریکا و تلاش‌های میانجی‌گرانه ترکیه، روزنامه هاآرتص می‌نویسد تهران و واشینگتن در فضایی از «ابهام راهبردی» گرفتار شده‌اند و مسیر دیپلماسی همچنان نامشخص است.

روزنامه هاآرتص در تحلیلی می‌نویسد هم‌زمانی این گزارش‌ها فضایی را ایجاد کرده که هنوز مشخص نیست نشانه آغاز مرحله‌ای تازه از اعتراضات داخلی، عملیات خرابکارانه یا مقدمه‌ای برای درگیری نظامی خارجی باشد.

بر اساس این گزارش، در روزهای اخیر خبر انفجار در بندرعباس و گزارش‌هایی از حوادث مشابه در نقاط مختلف ایران موجی از گمانه‌زنی‌ها را برانگیخته است. دولت ایران اغلب این حوادث را به نقص‌های فنی نسبت داده، اما تداوم، گستره جغرافیایی و هم‌زمانی آن‌ها با تحولات پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، باعث تردید افکار عمومی شده است. هاآرتص یادآوری می‌کند که ایران پیش‌تر نیز شاهد حملات تروریستی از سوی گروه‌هایی مانند مجاهدین خلق، جریان‌های جدایی‌طلب بلوچ و کرد و شاخه افغانستان داعش بوده است.

نویسنده گزارش تاکید می‌کند که نسبت دادن انفجارهای اخیر به «نخستین نشانه» آغاز حمله آمریکا باید با احتیاط همراه باشد؛ چرا که واشینگتن هنوز به‌طور رسمی مسیر دیپلماسی را کنار نگذاشته است. با این حال، تنها نشانه ملموس از نیت آمریکا، افزایش قابل‌توجه حضور نظامی در منطقه است؛ اقدامی که به گفته هاآرتص، حلقه فشار بالقوه پیرامون ایران را تنگ‌تر کرده است.

در همین حال، هنوز روشن نیست اگر این فشار نظامی به اقدام عملی منجر شود، اهداف آمریکا چه خواهد بود: تاسیسات هسته‌ای، برنامه موشکی، یا حتی تغییر ساختار قدرت در ایران. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اخیراا در سنای این کشور گفته است فروپاشی احتمالی نظام ایران سناریویی پیچیده است که «به بررسی بسیار دقیق نیاز دارد».

  • اورشلیم‌پست: ایرانیان می‌گویند با تعویق جنگ، تعداد بیشتری قربانی می‌شوند

    اورشلیم‌پست: ایرانیان می‌گویند با تعویق جنگ، تعداد بیشتری قربانی می‌شوند

هاآرتص می‌نویسد حتی متحدان منطقه‌ای آمریکا نیز درباره برنامه‌های واشینگتن دچار ابهام هستند. این روزنامه به گزارشی از اکسیوس اشاره می‌کند که در آن خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، گفته است اگر ترامپ تهدیدهایش علیه ایران را عملی نکند، این امر به تقویت حکومت ایران می‌انجامد. این موضع اما با مواضع علنی محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، که مخالف حمله نظامی و حامی راه‌حل دیپلماتیک است، در تضاد به نظر می‌رسد.

در کنار این اختلاف سیگنال‌ها، تلاش‌های میانجی‌گرانه منطقه‌ای شدت گرفته است. به نوشته هاآرتص، ائتلافی غیررسمی از عربستان سعودی، قطر، عمان و مصر در حال فشار بر تهران و واشینگتن برای بازگشت به میز مذاکره است و ترکیه در این میان نقش محوری‌تری یافته است. رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهوری ترکیه، به‌طور مستمر با ترامپ و مسعود پزشکیان در تماس است و هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، به صراحت با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفت کرده است.

بر اساس گزارش هاآرتص، ترکیه پیشنهاد داده است مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا به‌صورت «گام‌به‌گام» و در قالب فصل‌های جداگانه پیش برود. با این حال، به باور تحلیلگران ترک، تهران به‌سختی حاضر خواهد شد درباره برنامه موشکی خود امتیاز بدهد؛ موضوعی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، نیز آن را «غیرقابل مذاکره» خوانده است.

در حوزه هسته‌ای، هاآرتص از پیشنهاد احتمالی ترکیه برای انتقال اورانیوم غنی‌شده ایران—از جمله صدها کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا—به خاک ترکیه خبر می‌دهد؛ پیشنهادی که سابقه‌ای در توافق نافرجام سال ۲۰۱۰ میان ایران، ترکیه و برزیل دارد. با این حال، هنوز مشخص نیست چنین ابتکاری تا چه اندازه شانس موفقیت دارد.

  • ساندی‌تایمز: ایران و آمریکا در خطرناک‌ترین موقعیت بازی پوکر ژئوپلیتیک قرار گرفته‌اند

    ساندی‌تایمز: ایران و آمریکا در خطرناک‌ترین موقعیت بازی پوکر ژئوپلیتیک قرار گرفته‌اند

در پایان، این روزنامه اسرائیلی تاکید می‌کند که با فروکش نسبی اعتراض‌ها در ایران و نبود یک تحول فوری که مداخله نظامی را اجتناب‌ناپذیر کند، «خودِ فشار» به ابزار اصلی تبدیل شده است. اما به نوشته هاآرتص، بدون یک بده‌بستان مشخص از سوی ایران، حتی فعال‌ترین میانجی‌ها نیز قادر نخواهند بود مسیر دیپلماسی را به نتیجه‌ای ملموس برسانند.

این تحلیل در حالی منتشر شده است که پیش از این اورشلیم‌پست گزارش داده بود که هم‌زمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، شهروندان ایرانی از گسترش ترس، اضطراب دائمی و احساس ناامنی در زندگی روزمره خود خبر می‌دهند؛ فضایی که به گفته آنان با ناامیدی و خشم فزاینده همراه شده است.

اورشلیم‌پست به نقل از گفت‌وگوی شبکه N12 با چند شهروند ایرانی گزارش داده بود که یک ساکن کرج گفته است مردم «هیچ احساس امنیتی ندارند» و اضطراب از لحظه خروج از خانه آغاز می‌شود و تا بازگشت ادامه دارد. او تاکید کرده است که خیابان‌ها دیگر امن به نظر نمی‌رسند.

به گفته «دلارا»، ساکن کرج، اضطراب کنونی از جهاتی با فضای جنگ ۱۲روزه متفاوت است؛ زیرا در آن مقطع مردم تصور می‌کردند حملات «هدفمند و محدود» است و خطر برای مناطق غیرنظامی کمتر. او افزوده است: «امروز بسیاری احساس می‌کنند چیزی برای از دست دادن ندارند و حتی منتظرند جنگ هرچه زودتر آغاز شود، چون هر روز تأخیر به معنای کشته‌ها و بازداشت‌های بیشتر است.»

ساندی‌تایمز: ایران و آمریکا در خطرناک‌ترین موقعیت بازی پوکر ژئوپلیتیک قرار گرفته‌اند

۱۲ بهمن ۱۴۰۴، ۰۱:۱۸ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه ساندی‌تایمز در تحلیلی نوشته است که تشدید سریع تحرکات نظامی ایالات متحده در اطراف ایران، همراه با محدود شدن فضای عقب‌نشینی سیاسی برای هر دو طرف، می‌تواند در روزهای آینده به‌سادگی جرقه یک جنگ را بزند.

به نوشته ساندی‌تایمز، طی روزهای اخیر حجم بی‌سابقه‌ای از تجهیزات و توان نظامی آمریکا به فاصله‌ای منتقل شده که امکان حمله مستقیم به ایران را فراهم می‌کند. جنگنده‌های پیشرفته اف-۳۵، هواپیماهای ترابری سی-۱۷، تانکرهای سوخت‌رسان هوایی و استقرار نیروها در پایگاه دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند، نشانه‌هایی از نمایشی آشکار از قدرت نظامی آمریکا توصیف شده‌اند؛ نمایشی که به‌گفته نویسنده «عمداً برای دیده‌شدن» طراحی شده است.

ساندی‌تایمز به اظهارات اخیر دونالد ترامپ اشاره می‌کند که از حرکت «یک ناوگان عظیم» به سمت ایران سخن گفته و تاکید کرده این نیرو «در صورت لزوم، با سرعت و خشونت» آماده انجام ماموریت است. هم‌زمان، ترامپ بار دیگر گزینه مذاکره را مطرح کرده و خواستار توافقی «منصفانه و عادلانه بدون سلاح هسته‌ای» شده است.

  • سفیر ایالات متحده در اسرائیل: دونالد ترامپ به وعده‌هایش در مورد ایران عمل خواهد کرد

    سفیر ایالات متحده در اسرائیل: دونالد ترامپ به وعده‌هایش در مورد ایران عمل خواهد کرد

در همین چارچوب، این روزنامه به سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، به استانبول و گفت‌وگوهای او با مقام‌های ترکیه اشاره می‌کند و می‌نویسد تهران نیز تلاش کرده است کانال دیپلماتیک را کاملاً مسدود نشان ندهد. با این حال، به باور تحلیل‌گران، ایران و آمریکا هر دو با یک دوراهی دشوار روبه‌رو هستند: مذاکره‌ای پرهزینه یا ورود به مسیر رویارویی نظامی.

ساندی‌تایمز تاکید می‌کند که ایران از نظر داخلی و خارجی در یکی از ضعیف‌ترین موقعیت‌های خود از زمان استقرار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ قرار دارد؛ از سرکوب خونین اعتراضات اخیر گرفته تا اقتصادی فرسوده بر اثر دهه‌ها سوءمدیریت و تحریم، و نیروی نظامی که هنوز از پیامدهای جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و آمریکا به‌طور کامل رهایی نیافته است.

  • نیویورک‌تایمز: ترامپ در حال بررسی سناریوهای گسترده‌تر نظامی علیه ایران است

    نیویورک‌تایمز: ترامپ در حال بررسی سناریوهای گسترده‌تر نظامی علیه ایران است

به نوشته این روزنامه، همین شرایط ممکن است ترامپ را به سمت طرح مطالبات حداکثری سوق دهد؛ از توقف کامل هرگونه غنی‌سازی اورانیوم گرفته تا محدودیت‌های شدید بر برنامه موشکی و رفتار منطقه‌ای ایران. اما ساندی‌تایمز یادآوری می‌کند که چنین خواسته‌هایی در تهران نه به‌عنوان مذاکره، بلکه به‌مثابه «تسلیم» تلقی می‌شود و مستقیماً با دکترین راهبردی جمهوری اسلامی و خطوط قرمز علی خامنه‌ای در تضاد است.

در بخش دیگری از گزارش آمده است که گرچه تقویت نظامی آمریکا اهرم فشار مهمی برای ترامپ ایجاد کرده، اما هم‌زمان دامنه مانور او را نیز محدود کرده است. از یک‌سو، تهران به‌شدت بر حفظ ظاهر حاکمیت و «آبرو» تاکید دارد و هر توافقی که شائبه نقض حاکمیت ایجاد کند، برایش پرهزینه است. از سوی دیگر، ترامپ برای توجیه عقب‌نشینی یا کاهش تنش، به یک «پیروزی آشکار» نیاز دارد؛ زیرا بدون دستاورد ملموس، عقب‌نشینی با تصویر قاطعانه‌ای که او از خود ساخته ناسازگار خواهد بود.

ساندی‌تایمز نتیجه می‌گیرد که همین بن‌بست سیاسی، احتمال اقدام نظامی را افزایش می‌دهد. هرچند ایران در پیام‌های علنی از آمادگی برای «توافقی عادلانه» سخن گفته، اما هم‌زمان هشدار داده است نیروهای مسلحش «انگشت بر ماشه» دارند؛ پیامی که در واشینگتن به‌عنوان نشانه‌ای از تشدید تنش تلقی می‌شود.

این روزنامه در پایان تاکید می‌کند که هر دو طرف هنوز «کارت‌هایی برای بازی» در اختیار دارند، اما وضعیت کنونی به «پوکر ژئوپلیتیک در عریان‌ترین و خطرناک‌ترین شکل خود» شباهت دارد؛ جایی که خطر اصلی نه لزوما تصمیمی آگاهانه، بلکه یک محاسبه اشتباه است. به نوشته ساندی‌تایمز، اگر بلوفی رو شود یا خطی نادیده گرفته شود، تشدید تنش می‌تواند به‌سرعت از کنترل خارج شود و منطقه را وارد بحرانی کند که مهار آن به‌مراتب دشوارتر خواهد بود.

حکومت ایران در تلاش است تا به کمک کشورهای دیگر از حمله نظامی آمریکا جلوگیری کند

۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۲۲:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

اورشلیم پست در یک مقاله تحلیلی نوشت که جمهوری اسلامی به شدت در تلاش است تا از کشورهای دیگر برای جلوگیری از حمله نظامی ایالات متحده کمک بگیرد.

در این مقاله که به قلم سث فرانتزمن نوشته شده آمده است: «در روزهای اخیر، تهران با روسیه، ترکیه و چند کشور دیگر تماس گرفته است. هدف این تلاش‌ها آن است که کشورهایی که بر آمریکا نفوذ دارند، برای میانجی‌گری وارد عمل شوند.»

نویسنده مقاله معتقد است که تهران امیدوار است روسیه بتواند از نفوذ خود برای اعمال فشار نیز استفاده کند.

ایران همچنین امیدوار است کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند به خروج آن از وضعیت دشوار کنونی کمک کنند. نویسنده مقاله از قطر به عنوان یکی از کشورهای بالقوه در این منطقه که ممکن است نقش‌آفرینی کنند، نام برده است و یادآوری کرده که این کشور در توافق آتش‌بس که به جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته پایان داد، نقشی کلیدی داشت و همچنان روابط به‌نسبت گرم خود را با هر دو کشور ایران و آمریکا حفظ کرده است.

  • سفیر ایالات متحده در اسرائیل: دونالد ترامپ به وعده‌هایش در مورد ایران عمل خواهد کرد

    سفیر ایالات متحده در اسرائیل: دونالد ترامپ به وعده‌هایش در مورد ایران عمل خواهد کرد

به عقیده نویسنده، روشن است که حکومت ایران تهدیدهای آمریکا را جدی گرفته است. در گذشته، تهران ایده گفت‌وگو را مطرح می‌کرد، اما در عمل حاضر به دادن امتیاز نبود. ایران می‌داند دولت ترامپ در قبال هرگونه مذاکره، به‌دنبال دستاوردی ملموس خواهد بود. کاخ سفید خواهان یک «پیروزی» است که بتواند آن را به‌طور علنی ارائه کند، هرچند هنوز مشخص نیست ایران چه نوع «پیروزی‌ای» می‌تواند در اختیار آمریکا بگذارد.

نویسنده در ادامه نوشته این تحولات در حالی‌ است که در غرب گزارش‌هایی منتشر شده مبنی بر تضعیف حکومت ایران و احتمال انعطاف‌پذیری عربستان سعودی در قبال حملات احتمالی آمریکا. در ادامه آمده که تهران از این ارزیابی‌ها آگاه است و تحولات منطقه را با دقت دنبال می‌کند. نویسنده یادآور شده که پیش‌تر اغلب متحدان و شرکای ایالات متحده در خاورمیانه ـ به‌جز اسرائیل ـ با اقدام نظامی علیه ایران مخالفت می‌کردند، اما اکنون این پرسش مطرح است که آیا کشورهای منطقه نفوذ کافی بر دولت آمریکا دارند تا مانع تشدید تنش شوند یا نه.

در همین چارچوب، نشانه‌هایی از تلاش دیپلماتیک ایران برای پرهیز از درگیری نظامی دیده می‌شود. بنابر گزارش‌ها عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، مجموعه‌ای از تحرکات سیاسی را آغاز کرده که هدف آن افزایش شانس تهران برای جلوگیری از وقوع جنگ عنوان شده است.

  • رزمایش مشترک دریایی جمهوری اسلامی، چین و روسیه پس از هشدار سنتکام به تعویق افتاد

    رزمایش مشترک دریایی جمهوری اسلامی، چین و روسیه پس از هشدار سنتکام به تعویق افتاد

بر اساس این گزارش، عراقچی اعلام کرده است ایران «همواره آماده تعامل با کشورهای منطقه برای دستیابی به ثبات» بوده و گفت‌وگوهای منطقه‌ای را راهی برای کاهش تنش می‌داند. او همچنین در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس تاکید کرده است هدف اصلی این تلاش‌ها جلوگیری از «تجاوز غیرقانونی» علیه ایران است.

نویسنده یادآور شده، اظهارات وزیر امور خارجه حکومت ایران در شرایطی بیان می‌شود که ترامپ روز جمعه گفته بود تهران احتمالاً ترجیح می‌دهد وارد مسیر مذاکره شود تا این‌که با اقدام نظامی آمریکا روبه‌رو شود. با این حال، به نوشته رسانه‌ها، مقام‌های ایرانی همچنان بر این موضع پافشاری می‌کنند که توانمندی‌های موشکی ایران «غیرقابل مذاکره» است.

این تحولات در حالی رخ می‌دهد که فضای منطقه‌ای همچنان ملتهب است و هم‌زمان با افزایش فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا، تهران می‌کوشد با تحرکات دیپلماتیک، هزینه‌های درگیری احتمالی را افزایش داده و از ورود بحران به مرحله‌ای غیرقابل کنترل جلوگیری کند.