• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

کاظمیان: سخنان پزشکیان درباره اعتراضات «شرم‌آور» و در تضاد با تعهدات پیشین اوست

۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۱۳ (‎+۰ گرینویچ)

مرتضی کاظمیان، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال با اشاره به گزارش‌های «تلخ و تکان‌دهنده» از وضعیت حقوق بشر در ایران گفت هم‌زمان با فشار بر خانواده‌های جان‌باختگان برای دادن «تعهدات دروغین» جهت تحویل پیکر عزیزانشان، فشار بر فعالان حقوق بشری، کنشگران مدنی و خبرنگاران برای توقف اطلاع‌رسانی و همچنین بازداشت و سرکوب کادر درمان، پزشکان و وکلا ادامه دارد.

او افزود در چنین شرایطی، مسعود پزشکیان بار دیگر «اتهامات و ادعاهای دروغین» را مطرح کرده و تاکید کرد: «صحبت‌های امروز پزشکیان واقعاً شرم‌آور است.»

کاظمیان با یادآوری میثاق‌نامه‌ای که پزشکیان پیش از رسیدن به مقام ریاست دولت امضا کرده بود، گفت پزشکیان در آن میثاق اعلام کرده بود با هرگونه برخورد خشن با مردم، حتی مجرمان، مخالف است و اجازه نخواهد داد هیچ نهادی در آزار مردم نقش داشته باشد.

به گفته او، پزشکیان در آن تعهدات تاکید کرده بود که اجازه استفاده از «اسلحه و باتوم» علیه جوانان و زنان داده نخواهد شد.

این روزنامه‌نگار ادامه داد: «شرم‌آور است که پزشکیان با آگاهی کامل از سرکوب معترضان، کشته شدن هزاران و بلکه ده‌ها هزار شهروند، نابینا شدن هزاران نفر، بازداشت هزاران نفر و برخورد امنیتی با ده‌ها هزار نفر دیگر، که همه این اطلاعات را به‌عنوان رییس شورای عالی امنیت ملی در اختیار دارد، امروز این‌گونه سخن می‌گوید.»

او گفت پزشکیان با «کنار گذاشتن همه تعهدات و اصولی که مدعی پایبندی به آن‌هاست»، به‌جای طرح چنین سخنانی باید «خیلی پیش‌تر استعفای خود را اعلام می‌کرد».

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
۱
تحلیل

اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

۲

اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

۳

گزارش رویترز از نگرانی کشورهای خلیج فارس: تثبیت کنترل «طلایی» تهران بر هرمز

۴

اینترنت طبقاتی با تصویب «طرح اینترنت پایدار» در شورای عالی امنیت ملی رسمی شد

۵

پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

    پیامدهای نبرد با جمهوری اسلامی؛ عربستان سعودی و عراق گرفتار یک جنگ پنهان شده‌اند

  • امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

    امیرعلی میرجعفری، از معترضان دی‌ماه، اعدام شد

  • اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ
    تحلیل

    اشغال فضاهای شهری؛ بازگشت به دهه ۶۰ زیر سایه پروپاگاندای جنگ

  • احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

    احمد کاظمی پیش از کشته شدن در بندرعباس: هیچ چیز مهم‌تر از مردم نیست

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

تقوی، درباره سکوت فوتبالیست‌ها: یکجا باید تصمیم‌تان را بگیرد، وسطی دیگر وجود ندارد

۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

محمد تقوی، عضو تحریریه ایران‌اینترنشنال، در برنامه هت‌تریک، درباره سکوت فوتبالیست‌ها پس از کشتار بی‌سابقه جمهوری اسلامی گفت: «این تراژدی نیست، این کشتار است. یکجا باید تصمیم‌تان را بگیرد. وسطی دیگر وجود ندارد. حداقل ۳۶۵۰۰ نفر کشته هیچ‌جایی نمی‌گذارد که شما یکی به نعل و یکی به میخ بزنید.»

خلدی: موضع تازه عربستان ناشی از اطلاعات امنیتی درباره عبور جمهوری اسلامی از خطوط قرمز است

۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۷:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)

شهرام خلدی پژوهشگر تاریخ خاورمیانه و روابط بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال گفت موضع جدید عربستان سعودی نتیجه اطلاعاتی است که از متحدان غربی آمریکا و نیز از مسیر هماهنگی‌های امنیتی منطقه‌ای درباره فعالیت‌ها و توانمندی‌های نظامی جمهوری اسلامی به دست ریاض رسیده است.

او افزود: «مهم‌ترین دلیلی که عربستان سعودی چنین موضعی را گرفته، به نظر من میزان اطلاعاتی است که از طریق متحدان غربی ایالات متحده آمریکا درباره فعالیت‌های جمهوری اسلامی در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز به آن‌ها رسیده است.»

او افزود: «به احتمال زیاد از طریق همان گردهمایی‌ها و هماهنگی‌های امنیتی، که حتی کشورهایی مانند قطر و عمان در کنار عربستان سعودی با دیگر کشورهای عضو توافق ابراهیم در آن حضور دارند، اطلاعاتی که اسرائیلی‌ها درباره توانایی موشک‌های بالستیکی جمهوری اسلامی و حتی توان احتمالی جمهوری اسلامی برای ساخت یک بمب کثیف رادیواکتیو دارند، در اختیار ریاض قرار گرفته است.»

این پژوهشگر روابط بین‌الملل ادامه داد: «اگرچه عربستان سعودی پیش‌تر اعلام کرده بود که مایل نیست در منطقه رویارویی نظامی رخ دهد، اما به نظر می‌رسد اکنون به این جمع‌بندی رسیده که جمهوری اسلامی از خطوط قرمز عبور کرده است.»

تشدید تحرکات نظامی آمریکا و برجسته شدن سناریو حمله به خامنه‌ای

۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

به نوشته دن صباغ، دبیر بخش دفاع و امنیت روزنامه گاردین، با تقویت چشمگیر آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گزینه‌های نظامی واشینگتن علیه جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده و در میان آن‌ها، حمله مستقیم به علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، به‌عنوان یکی از محتمل‌ترین سناریوها مطرح است.

صباغ جمعه ۱۰ بهمن در مطلبی تحلیلی نوشت کمی پیش‌تر، زمانی که دونالد ترامپ برای نخستین بار جمهوری اسلامی را تهدید کرد و به معترضان ایرانی گفت «کمک در راه است»، آمریکا از نظر آرایش نظامی در خاورمیانه از توان کافی برای عملی کردن این تهدیدها برخوردار نبود، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.

او افزود با وجود این، همچنان پرسش‌هایی درباره میزان موفقیت، پیامدها و دستاوردهای کارزار نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد.

متن کامل این تحلیل را اینجا بخوانید

تشدید تحرکات نظامی آمریکا و برجسته شدن سناریو حمله به خامنه‌ای

۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۲۹ (‎+۰ گرینویچ)

به نوشته دن صباغ، دبیر بخش دفاع و امنیت روزنامه گاردین، با تقویت چشمگیر آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گزینه‌های نظامی واشینگتن علیه جمهوری اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شده و در میان آن‌ها، حمله مستقیم به علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، به‌عنوان یکی از محتمل‌ترین سناریوها مطرح است.

صباغ جمعه ۱۰ بهمن در مطلبی تحلیلی نوشت کمی پیش‌تر، زمانی که دونالد ترامپ برای نخستین بار جمهوری اسلامی را تهدید کرد و به معترضان ایرانی گفت «کمک در راه است»، آمریکا از نظر آرایش نظامی در خاورمیانه از توان کافی برای عملی کردن این تهدیدها برخوردار نبود، اما اکنون شرایط تغییر کرده است.

او افزود با وجود این، همچنان پرسش‌هایی درباره میزان موفقیت، پیامدها و دستاوردهای کارزار نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی وجود دارد.

آرایش نظامی آمریکا در منطقه

تاکنون ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن از دریای چین جنوبی به اقیانوس هند اعزام شده و همراه با سه ناوشکن مجهز به موشک‌های کروز تاماهاک به منطقه رسیده است.

بال هوایی هشت‌اسکادرانی این ناو شامل جنگنده‌های اف-۳۵سی و اف/ای-۱۸ است و از همه مهم‌تر، هواپیماهای ای‌ای-۱۸جی گرولر را در اختیار دارد که ماموریت احتمالی آن‌ها هدف قرار دادن بقایای سامانه‌های پدافند هوایی ایران، آن هم پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، است.

ناظران همچنین از پرواز هواپیماهای ترابری خبر داده‌اند که حامل سامانه‌های پدافند هوایی آمریکا به سوی منطقه خلیج فارس هستند.

این تحرکات با گزارش‌هایی هم‌راستا است که از استقرار سامانه‌های پاتریوت و تاد به‌منظور حفاظت از پایگاه‌های آمریکا در برابر هرگونه حمله تلافی‌جویانه پهپادی و موشکی جمهوری اسلامی حکایت دارد.

به گزارش‌ رسانه‌های اسرائیلی، ناوشکن موشک‌انداز «یواس‌اس دلبرت دی. بلک» آمریکا ۱۰ بهمن در شهر بندری ایلات در دریای سرخ پهلو گرفت.

کشتن یا دستگیری خامنه‌ای

مایکل کارپنتر، عضو پیشین شورای امنیت ملی ایالات متحده در دوره جو بایدن، معتقد است محتمل‌ترین گزینه نظامی می‌تواند بر خامنه‌ای متمرکز باشد.

عملیات برای دستگیری یا کشتن خامنه‌ای می‌تواند از الگوی بازداشت نیکلاس مادورو، رییس‌جمهوری مخلوع ونزوئلا، الهام گرفته شود.

کارپنتر در عین حال هشدار داد هدف گرفتن دیکتاتور تهران «عملیاتی بسیار پرمخاطره با نتیجه‌ای نامطمئن» خواهد بود.

به گفته او، موفقیت عملیات علیه مادورو تا حدی به «اطلاعات بسیار دقیق از درون» ونزوئلا متکی بود؛ اطلاعاتی که طی پنج ماه آماده‌سازی از سوی سیا و منابعی در حکومت مادورو جمع‌آوری شد.

کارپنتر تاکید کرد روشن نیست چنین سطحی از نفوذ اطلاعاتی در مورد ایران وجود داشته باشد، حتی اگر احتمال همکاری اسرائیل نیز در نظر گرفته شود.

در ادامه مطلب گاردین آمده است جمهوری اسلامی به‌احتمال زیاد سامانه پدافند هوایی موثری برای محافظت از خود در برابر موشک‌های تاماهاک یا جنگنده‌ها نخواهد داشت.

با این حال، تهران حدود ۱۶۰۰ کیلومتر با اقیانوس هند فاصله دارد و اجرای هرگونه طرح بازداشت خامنه‌ای مستلزم طی مسافتی بسیار طولانی است؛ شاید به همین دلیل، کشتن دیکتاتور تهران در نگاه واشینگتن گزینه بهتری باشد.

یک تحلیلگر غربی که نخواست نامش فاش شود، در مصاحبه با گاردین گفت تلاش آمریکا برای کشتن خامنه‌ای «محتمل‌تر از تلاش برای دستگیری او است و اگر با استفاده از مهمات دورایستا انجام شود، خطر کمتری هم دارد».

او در عین حال افزود موفقیت چنین اقدامی «به‌شدت به کیفیت اطلاعات و شمار افرادی بستگی دارد که از تیم حفاظتی او برای همکاری جذب شده‌اند؛ البته اگر چنین اتفاقی رخ داده باشد».

  • زلنسکی: تحولات میان آمریکا و ایران احتمالا زمان مذاکرات با روسیه را تغییر می‌دهد

    زلنسکی: تحولات میان آمریکا و ایران احتمالا زمان مذاکرات با روسیه را تغییر می‌دهد

پاسخ احتمالی جمهوری اسلامی

در ادامه مطلب تحلیلی صباغ آمده است پاسخ فوری جمهوری اسلامی به کارزار نظامی احتمالی آمریکا قطعی به نظر می‌رسد.

ناو آبراهام لینکلن و ناوگان همراه آن احتمالا بدیهی‌ترین هدف برای حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی خواهد بود.

با این حال، متیو ساویل، عضو اندیشکده «خدمات متحد سلطنتی»، گفت ناو لینکلن در اقیانوس هند در حال حرکت خواهد بود و جمهوری اسلامی با امکانات شناسایی موجود شاید نتواند موقعیت آن را به‌طور دقیق مشخص کند.

او اضافه کرد: «ایالات متحده می‌داند هرچه بیشتر به خلیج فارس نزدیک شود، برای ایرانی‌ها قابل رویت‌تر خواهد شد.»

به گزارش گاردین، گزینه دیگر حکومت ایران می‌تواند حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس، از جمله پایگاه هوایی العدید قطر، باشد.

تصاویر ماهواره‌ای چینی حاکی از آن است که این پایگاه در هفته‌های اخیر با سامانه‌های جدید پدافند هوایی پاتریوت تقویت شده است.

  • همزمان با تهدید ترامپ علیه جمهوری اسلامی، هواپیمای «ردیاب هسته‌ای» آمریکا وارد بریتانیا شد

    همزمان با تهدید ترامپ علیه جمهوری اسلامی، هواپیمای «ردیاب هسته‌ای» آمریکا وارد بریتانیا شد

پیش از این، بریتانیا جنگنده‌های تایفون خود را در قطر مستقر کرده تا به این کشور در برابر هرگونه حمله تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی کمک کند.

گزینه دیگر برای ایران می‌تواند تلاش برای مین‌گذاری تنگه هرمز و مسدود کردن مسیر حرکت کشتی‌های تجاری باشد، هرچند اجرای چنین طرح به زیردریایی‌هایی متکی است که آمریکا آن‌ها را به‌دقت زیر نظر دارد.

چرا جمهوری اسلامی نمی‌تواند دلار را مهار کند؟

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد ماشین‌چیان

نرخ دلار، فریاد گوش‌خراش واقعیت جاری در ایران است؛ واقعیتی که با گلوله و گاز اشک‌آور سرکوب، و با حکم و دستور ممنوع شده است. اکنون دلار در بازار آزاد به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و در اقتصاد بحران‌زده ایران، به نمادی از ناکارآمدی ریال تبدیل شده است.

ریال دیگر نه محل مطمئنی برای ذخیره ارزش است و نه حتی واحدی قابل اعتنا برای برنامه‌ریزی اقتصادی.

جهش‌های ارزی در ایران، محصول دلالی یا گمانه‌زنی‌های کوتاه‌مدت نیست؛ بلکه ریشه در عوامل ساختاری عمیقی دارد که بازار را به عدم تعادل پایدار کشانده‌اند.

این عوامل را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل ساختاری داخلی مزمن، مانند کسری بودجه و شرایط بحرانی نظام بانکی که با ناترازی‌ها و خلق نقدینگی غیررسمی، تورم را تغذیه می‌کند؛ و عوامل خارجی، مانند شدت گرفتن تحریم‌ها که درآمدهای نفتی و صادراتی را کاهش داده و شوک‌های سیاسی مداوم و احتمال جنگ که بی‌ثباتی را تشدید می‌نمایند. همه این عوامل، انتظارات بدبینانه را به تورم واقعی تبدیل می‌کند.

سیاست ارزی دولت

در مواجهه با بحران ارزی، دولت به ابزارهای تکراری و اغلب ناکارآمد متوسل می‌شود که ممکن است نتایج موقتی داشته باشد، اما نهایتا به تورم دامن می‌زند.

خبردرمانی، با تلاش برای کنترل انتظارات تورمی از طریق سیگنال‌دهی و روایت‌سازی عمل می‌کند. اما در چارچوب انتظارات عقلایی، سیگنال، زمانی اثر پایدار دارد که با سیاست‌های سازگار و اعتبار قابل راستی‌آزمایی همراه باشد؛ در نقطه مقابل، فریب سیستماتیک، باعث فرسایش اثر سیگنال‌ها شده و بی‌اعتمادی و بدبینی را تشدید می‌کند.

دولت با پیام‌هایی مانند «از خرید ارز خودداری کنید»، «همه چیز تحت کنترل است»، «پایین خواهد آمد» و حتی اخلاقی‌سازی مسئله و متهم کردن خریداران به عامل بالا رفتن دلار، سعی در کاهش تقاضا دارد، اما باعث تشدید انتظارات بدبینانه در چرخه‌های بعدی می‌شود.

سیاست تزریق ارز با افزایش عرضه تلاش می‌کند موج تقاضا را شکسته و قیمت را پایین بکشد؛ اما عملا به محملی برای توزیع رانت و نهادینه کردن فساد ساختاری تبدیل شده. این تزریق‌ها حداکثر زمان می‌خرد، اما هزینه سنگینی دارد، و با ادامه علل بنیادین، چرخه تورم-رکود را تشدید کرده و به جهش‌های ارزی شدیدتر منجر می‌شود، بدون آنکه تعادل پایداری در بازار ارز ایجاد کند.

  • رکوردشکنی همزمان سکه و دلار در بازار ایران

    رکوردشکنی همزمان سکه و دلار در بازار ایران

خطر جاماندگی

جهش‌های ارزی، تاثیرات مخربی بر زندگی روزمره مردم ایران گذاشته و سقوط قدرت خرید خانوارها، زندگی عادی را ناممکن کرده است؛ تورم بالا به ویژه بر خانوارهای حقوق‌بگیر فشار می‌آورد که حدود نیمی از شاغلان ایران را تشکیل می‌دهند. درآمد این گروه، به آرامی افزایش می‌یابد، در حالی که هزینه‌های زندگی با سرعت جهش دلار و تورم بالا می‌رود؛ نتیجه این عدم تعادل، نابودی رفاه و اسارت در قفس ریال است.

در این میان، فعالان اقتصادی و سرمایه‌داران کلان، به سرعت دارایی‌های ریالی خود را به ارزهای خارجی، طلا، کریپتو، یا سایر دارایی‌های قابل انتقال تبدیل می‌کنند؛ آمارهای رسمی نیز موید فرار سرمایه ها از ایران است.

بنا بر داده‌های موجود، مجموع فرار سرمایه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. در حالیکه خالص خروج سرمایه تنها در بهار ۱۴۰۴، یعنی پیش از جنگ دوازده روزه، به حدود ۹ میلیارد دلار رسیده بود. با حساب فجایع و بحران‌های پیاپی و وضعیت نیمه‌تعطیل ایران در سال جاری، می‌شود رکوردی حدود ۴۰ میلیارد دلاری را برای کل سال ۱۴۰۴ تخمین زد—روندی که خود، از تسریع چرخه بی‌ثباتی و نرخ‌های بالاتر برای دلار خبر می‌دهد.

در این شرایط تلخ، گروهی از مردم عادی—که اغلب فاقد دانش، دسترسی یا امکان تبدیل سریع دارایی‌ها هستند—در خطر واقعی جاماندگی قرار دارند. این گروه، بی‌خبر یا ناتوان از جست‌وجوی راه‌های خروج از ریال—مانند سرمایه‌گذاری در ارز، طلا یا کریپتو—با هر جهش ارزی، بخشی از قدرت خرید و امنیت اقتصادی خود را از دست می‌دهند؛ در حالی که فعالان آگاه‌تر، ارزش دارایی‌هایشان را با برنامه‌ریزی و واکنش‌های به موقع، حفظ می‌کنند.

خطر دلاریزه شدن

در نهایت، جهش نرخ ارز به مرز ۱۶۰ هزار تومان، بیش از یک بحران موقت، آینه‌ای تمام‌نما از ناکارآمدی‌های ساختاری در اقتصاد ایران است.

ثبات ارزی پایدار تنها با اصلاحات ساختاری عمیق—در سیاست خارجه، انضباط مالی، و بازسازی اعتماد عمومی—به دست می‌آید. اما متاسفانه، بانک مرکزی به جای تمرکز بر انضباط پولی، به بازی با نرخ ارز و نوسان‌گیری، و حراج گسترده طلا روی آورده است.

این فعالیت‌ها، که اغلب با هدف خرید زمان یا سرکوب موقت قیمت‌ها انجام می‌شود، نه تنها با اصول علمی حکمرانی پولی در تعارض‌اند، بلکه نشان‌دهنده استحاله کارکرد نهادی بانک مرکزی در چارچوب نظام حکمرانی فعلی هستند—استحاله‌ای که اصلاحات علمی و ساختاری واقعی را ناممکن ساخته و این نهاد را به ابزاری برای جبران ناکارآمدی‌های بودجه‌ای و سیاسی فروکاسته است.

ادامه این مسیر بدون اصلاحات بنیادین، اقتصاد ایران را به سمت دلاریزه شدن سوق می‌دهد؛ جایی که با از دست رفتن اعتماد به ریال به عنوان ذخیره ارزش و واحد حساب، فعالان اقتصادی به طور گسترده به ارز خارجی روی می‌آورند و ریال نقش محوری خود را از دست می‌دهد.

در شرایط فعلی، سقوط ریال کماکان ادامه دارد و اکثریت جامعه—به ویژه کسانی که در خطر جاماندگی هستند—هزینه سنگین بی‌ثباتی امروز و سقوط فردا را خواهند پرداخت.