• العربية
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • شنیداری
  • ایران
  • جهان
  • حقوق بشر
  • انقلاب ملی
  • جاویدنامان
  • گزارش ویژه
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo
تحلیل

چرا جمهوری اسلامی نمی‌تواند دلار را مهار کند؟

محمد ماشین‌چیان
محمد ماشین‌چیان

ایران‌اینترنشنال

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۲۰:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)

نرخ دلار، فریاد گوش‌خراش واقعیت جاری در ایران است؛ واقعیتی که با گلوله و گاز اشک‌آور سرکوب، و با حکم و دستور ممنوع شده است. اکنون دلار در بازار آزاد به ۱۶۰ هزار تومان رسیده و در اقتصاد بحران‌زده ایران، به نمادی از ناکارآمدی ریال تبدیل شده است.

ریال دیگر نه محل مطمئنی برای ذخیره ارزش است و نه حتی واحدی قابل اعتنا برای برنامه‌ریزی اقتصادی.

جهش‌های ارزی در ایران، محصول دلالی یا گمانه‌زنی‌های کوتاه‌مدت نیست؛ بلکه ریشه در عوامل ساختاری عمیقی دارد که بازار را به عدم تعادل پایدار کشانده‌اند.

این عوامل را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل ساختاری داخلی مزمن، مانند کسری بودجه و شرایط بحرانی نظام بانکی که با ناترازی‌ها و خلق نقدینگی غیررسمی، تورم را تغذیه می‌کند؛ و عوامل خارجی، مانند شدت گرفتن تحریم‌ها که درآمدهای نفتی و صادراتی را کاهش داده و شوک‌های سیاسی مداوم و احتمال جنگ که بی‌ثباتی را تشدید می‌نمایند. همه این عوامل، انتظارات بدبینانه را به تورم واقعی تبدیل می‌کند.

سیاست ارزی دولت

در مواجهه با بحران ارزی، دولت به ابزارهای تکراری و اغلب ناکارآمد متوسل می‌شود که ممکن است نتایج موقتی داشته باشد، اما نهایتا به تورم دامن می‌زند.

خبردرمانی، با تلاش برای کنترل انتظارات تورمی از طریق سیگنال‌دهی و روایت‌سازی عمل می‌کند. اما در چارچوب انتظارات عقلایی، سیگنال، زمانی اثر پایدار دارد که با سیاست‌های سازگار و اعتبار قابل راستی‌آزمایی همراه باشد؛ در نقطه مقابل، فریب سیستماتیک، باعث فرسایش اثر سیگنال‌ها شده و بی‌اعتمادی و بدبینی را تشدید می‌کند.

دولت با پیام‌هایی مانند «از خرید ارز خودداری کنید»، «همه چیز تحت کنترل است»، «پایین خواهد آمد» و حتی اخلاقی‌سازی مسئله و متهم کردن خریداران به عامل بالا رفتن دلار، سعی در کاهش تقاضا دارد، اما باعث تشدید انتظارات بدبینانه در چرخه‌های بعدی می‌شود.

سیاست تزریق ارز با افزایش عرضه تلاش می‌کند موج تقاضا را شکسته و قیمت را پایین بکشد؛ اما عملا به محملی برای توزیع رانت و نهادینه کردن فساد ساختاری تبدیل شده. این تزریق‌ها حداکثر زمان می‌خرد، اما هزینه سنگینی دارد، و با ادامه علل بنیادین، چرخه تورم-رکود را تشدید کرده و به جهش‌های ارزی شدیدتر منجر می‌شود، بدون آنکه تعادل پایداری در بازار ارز ایجاد کند.

خطر جاماندگی

جهش‌های ارزی، تاثیرات مخربی بر زندگی روزمره مردم ایران گذاشته و سقوط قدرت خرید خانوارها، زندگی عادی را ناممکن کرده است؛ تورم بالا به ویژه بر خانوارهای حقوق‌بگیر فشار می‌آورد که حدود نیمی از شاغلان ایران را تشکیل می‌دهند. درآمد این گروه، به آرامی افزایش می‌یابد، در حالی که هزینه‌های زندگی با سرعت جهش دلار و تورم بالا می‌رود؛ نتیجه این عدم تعادل، نابودی رفاه و اسارت در قفس ریال است.

در این میان، فعالان اقتصادی و سرمایه‌داران کلان، به سرعت دارایی‌های ریالی خود را به ارزهای خارجی، طلا، کریپتو، یا سایر دارایی‌های قابل انتقال تبدیل می‌کنند؛ آمارهای رسمی نیز موید فرار سرمایه ها از ایران است.

بنا بر داده‌های موجود، مجموع فرار سرمایه در سال ۱۴۰۳ حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده می‌شد. در حالیکه خالص خروج سرمایه تنها در بهار ۱۴۰۴، یعنی پیش از جنگ دوازده روزه، به حدود ۹ میلیارد دلار رسیده بود. با حساب فجایع و بحران‌های پیاپی و وضعیت نیمه‌تعطیل ایران در سال جاری، می‌شود رکوردی حدود ۴۰ میلیارد دلاری را برای کل سال ۱۴۰۴ تخمین زد—روندی که خود، از تسریع چرخه بی‌ثباتی و نرخ‌های بالاتر برای دلار خبر می‌دهد.

در این شرایط تلخ، گروهی از مردم عادی—که اغلب فاقد دانش، دسترسی یا امکان تبدیل سریع دارایی‌ها هستند—در خطر واقعی جاماندگی قرار دارند. این گروه، بی‌خبر یا ناتوان از جست‌وجوی راه‌های خروج از ریال—مانند سرمایه‌گذاری در ارز، طلا یا کریپتو—با هر جهش ارزی، بخشی از قدرت خرید و امنیت اقتصادی خود را از دست می‌دهند؛ در حالی که فعالان آگاه‌تر، ارزش دارایی‌هایشان را با برنامه‌ریزی و واکنش‌های به موقع، حفظ می‌کنند.

خطر دلاریزه شدن

در نهایت، جهش نرخ ارز به مرز ۱۶۰ هزار تومان، بیش از یک بحران موقت، آینه‌ای تمام‌نما از ناکارآمدی‌های ساختاری در اقتصاد ایران است.

ثبات ارزی پایدار تنها با اصلاحات ساختاری عمیق—در سیاست خارجه، انضباط مالی، و بازسازی اعتماد عمومی—به دست می‌آید. اما متاسفانه، بانک مرکزی به جای تمرکز بر انضباط پولی، به بازی با نرخ ارز و نوسان‌گیری، و حراج گسترده طلا روی آورده است.

این فعالیت‌ها، که اغلب با هدف خرید زمان یا سرکوب موقت قیمت‌ها انجام می‌شود، نه تنها با اصول علمی حکمرانی پولی در تعارض‌اند، بلکه نشان‌دهنده استحاله کارکرد نهادی بانک مرکزی در چارچوب نظام حکمرانی فعلی هستند—استحاله‌ای که اصلاحات علمی و ساختاری واقعی را ناممکن ساخته و این نهاد را به ابزاری برای جبران ناکارآمدی‌های بودجه‌ای و سیاسی فروکاسته است.

ادامه این مسیر بدون اصلاحات بنیادین، اقتصاد ایران را به سمت دلاریزه شدن سوق می‌دهد؛ جایی که با از دست رفتن اعتماد به ریال به عنوان ذخیره ارزش و واحد حساب، فعالان اقتصادی به طور گسترده به ارز خارجی روی می‌آورند و ریال نقش محوری خود را از دست می‌دهد.

در شرایط فعلی، سقوط ریال کماکان ادامه دارد و اکثریت جامعه—به ویژه کسانی که در خطر جاماندگی هستند—هزینه سنگین بی‌ثباتی امروز و سقوط فردا را خواهند پرداخت.

Banner
Banner
Banner
Banner

پربازدیدترین‌ها

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد
۱

یک زن ایرانی به اتهام فروش سلاح برای جمهوری اسلامی در کالیفرنیا دستگیر شد

۲
تحلیل

آیا قالیباف گورباچف جمهوری اسلامی است؟

۳

جلسه امنیتی ترامپ در اتاق وضعیت؛ آکسیوس: ممکن است جنگ در روزهای آینده از سر گرفته شود

۴
تحلیل

محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

۵

پنج غول بانکی آمریکا و بریتانیا به مشارکت ناخواسته در پول‌شویی برای تهران متهم شده‌اند

انتخاب سردبیر

  • اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

    اسرائیل: به شبکه ترور برون‌مرزی جمهوری اسلامی ضربه کاری زدیم

  • جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

    جمهوری اسلامی دو نفر را به اتهام عضویت در شبکه جاسوسی مرتبط با اسرائیل اعدام کرد

  • دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

    دولت و بازسازی آسیب‌های جنگ؛ مالکان خانه‌های آسیب‌دیده، خود را رهاشده می‌بینند

  • محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟
    تحلیل

    محاصره بنادر ایران و تشدید فشارها؛ جمهوری اسلامی در چه شرایطی قرار گرفته است؟

  • چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟
    تحلیل

    چه شد که اعتراضات ۱۴۰۴ اتفاق افتاد؟

  • مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

    مصیب نظامی؛ کشاورزی که از آزادی می‌نوشت و با تیر خلاص کشته شد

  • رکوردشکنی همزمان سکه و دلار در بازار ایران

    رکوردشکنی همزمان سکه و دلار در بازار ایران

•
•
•

مطالب بیشتر

سنگربانی که در زمین مردم ماند؛ روایت روزبه سینکی

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۵:۲۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
محسن صالحی

در دنیای فوتبال حرفه‌ای، جایی که قراردادهای میلیاردی اغلب زبان‌ها را به کام می‌کشاند، ایستادن سمت مردم هزینه‌ دارد؛ هزینه‌ای که روزبه سینکی، کاپیتان و سنگربان پیشین استقلال اهواز، گل‌گهر و پارس جنوبی جم، با آگاهی کامل آن را پذیرا شد.

او شاید بازی ملی نداشته باشد یا پنالتی رونالدو را مهار نکرده باشد و برای تیم‌های بزرگی همچون استقلال، پرسپولیس، سپاهان و تراکتور به میدان نرفته باشد، اما با ایستادن کنار مردم، روایتی متفاوت از ورزشکار مردمی و مسئولیت‌پذیر در دوران ما ثبت کرد.

نخستین بار داستان ایستادگی سینکی در تاریخ پنج‌شنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۱ ثبت شد. در روزهایی که جنبش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در اوج بود، او در بازی مقابل خلیج فارس ماهشهر، نام‌ مهسا امینی، نیکا شاکرمی و حدیث نجفی را بر بازوبند کاپیتانی خود حک کرد و آن را مقابل لنز عکاسان گرفت تا یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های فوتبال ایران رقم بخورد.

این اقدام روزبه، یک «نه» بزرگ به ساختاری بود که ورزشکار ساکت و مطیع را می‌پسندد و او را صرفاً ابزاری برای ویترین نمایش خود می‌بیند.

روزبه برابر ظلمی که به امیر نصرآزادانی شد نیز سکوت نکرد و در حمایت از او نوشت: «من نه هم‌تیمی این بنده خدا بودم نه میشناسمش ولی یه مربی یه رفیق به دردبخور نداشته؟ ۲ ماه زندانه یکی یکاری براش بکنه.»

همین مسئولیت‌پذیری باعث شد او تحت فشارهای شدید امنیتی قرار بگیرد که نتیجه آن، حذف اجباری از لیگ یک، جدایی از پارس جنوبی جم و تبعید به تیم دسته دومی بعث کرمانشاه بود.

او بعد از این تبعید هم سر خم نکرد و نوشت: «گویا به جبر باید از جم، پارس جم، مردم جم، هواداران جم خداحافظی کنم، اما صدبار دیگر زمان به عقب برگردد، بازهم کنار مردم می‌مانم.»

سینکی نسبت به سکوت ملی‌پوشان فوتبال در جام جهانی قطر و پشت کردن آن‌ها به جنبش مردمی مهسا نیز بی‌تفاوت نبود. او حواله‌های خودروهای میلیاردی را پاداش سکوت بازیکنان تیم ملی خواند و آن را «حق‌السکوت» نامید؛ حق‌السکوتی که مرز میان ورزشکار حکومتی و ورزشکار مردمی را ترسیم می‌کرد‌.

او در واکنش به اعتراض ورزشکاران دیگر رشته‌ها به این رانت کلان نوشت: «ورزشکارهای عزیزی که ناراحت گرفتن حواله خودرو بازیکنان تیم ملی هستند، کاملا در اشتباه‌اند، این حواله‌ها حق سکوت بوده، خوشحال باشید که به شما ندادند.»

هفتم بهمن، صفحه اینستاگرام روزبه بسته شد. چند روز پیش از بسته شدن صفحه، استوری کوتاهی منتشر شد که خبر از بازداشت و بی‌خبری از وضعیت وی می‌داد؛ پیامی که دقایقی بعد حذف شد.

روزبه مسئولیت اجتماعی خود را در بزنگاه‌های حساس تاریخی انجام داده است؛ حال نوبت ماست صدای روزبه و روزبه‌هایی باشیم که معلوم نیست تحت چه شرایطی در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی نگهداری می‌شوند.

مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم: ترامپ فرصتی بی‌سابقه برای تغییر حکومت در ایران دارد

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ (‎+۰ گرینویچ)

مقام‌های ارشد امنیتی اسرائیل معتقدند دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری ایالات متحده، در مقطع کنونی فرصتی کم‌سابقه برای تغییر حکومت در ایران دارد و در صورت از دست رفتن این فرصت، اسرائیل و آمریکا ممکن است با دورهای مکرر درگیری نظامی با جمهوری اسلامی روبه‌رو شوند.

مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم پنج‌شنبه ۹ بهمن در مطلبی تحلیلی نوشت به باور این مقام‌ها، اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه این امکان را داشت که رهبری جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، و پسرش مجتبی خامنه‌ای، را هدف قرار دهد؛ اما این فرصت از دست رفت.

به گفته منابع امنیتی اسرائیل، اگر در بحران کنونی نیز تغییری در راس قدرت جمهوری اسلامی رخ ندهد، تهدید راهبردی تهران علیه اسرائیل، به‌ویژه در حوزه هسته‌ای و موشکی، همچنان پابرجا خواهد ماند.

بر اساس این تحلیل، در صورت باقی ماندن ساختار فعلی قدرت در ایران، اسرائیل ناچار خواهد شد هر چند ماه یک‌بار وارد دور تازه‌ای از تقابل نظامی شود تا روند بازسازی برنامه هسته‌ای و افزایش تولید موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی را به تعویق بیندازد.

سی‌ان‌ان پیش‌تر گزارش داد پس از بی‌نتیجه ماندن گفت‌وگوهای مقدماتی واشینگتن و تهران درباره محدودسازی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی جمهوری اسلامی، ترامپ در حال بررسی گزینه حمله‌ای گسترده به حکومت ایران است.

  • بلومبرگ: مجتبی خامنه‌ای چگونه یک امپراتوری جهانی املاک ساخت

    بلومبرگ: مجتبی خامنه‌ای چگونه یک امپراتوری جهانی املاک ساخت

تفاهم نانوشته آمریکا و اسرائیل

یک منبع سیاسی ارشد در اورشلیم گفت اسرائیل از دست رفتن فرصت را غیرقابل‌ پذیرش می‌داند و در صورت اقدام نکردن واشینگتن، ممکن است خود برای حذف رهبر جمهوری اسلامی دست به عمل بزند.

بر اساس این گزارش، اسرائیل و آمریکا به تفاهمی نانوشته رسیده‌اند تا در صورت تشدید تنش‌ها، زیرساخت‌های نفت و گاز ایران را هدف قرار ندهند، زیرا هر‌چند بخش انرژی منبع اصلی تامین مالی جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران به شمار می‌رود، اما آسیب جدی به آن می‌تواند هر دولت انتقالی احتمالی در آینده را با بحران اقتصادی عمیق مواجه کند.

در بخش دیگری از این گزارش به موضوع «گزینه جایگزین» برای رهبری آینده ایران پرداخته شده است.

به نوشته مرکز اورشلیم، نام شاهزاده رضا پهلوی در محافل واشینگتن به‌عنوان چهره‌ای نمادین برای دوران گذار مطرح است.

شاهزاده رضا پهلوی پیش‌تر در مصاحبه با یک شبکه آلمانی گفت قصد دارد برای کمک به تغییر در ایران به کشور بازگردد، اما به‌دنبال تصدی هیچ مقام رسمی‌ای نیست و هدفش «خدمت به مردم ایران» است.

بر اساس تحلیل مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی این است که ترامپ شاهزاده رضا پهلوی را نه به‌عنوان حاکم آینده، بلکه به‌عنوان یک چهره نمادین برای جلب حمایت بین‌المللی و کمک به شکل‌گیری چارچوب انتقال قدرت در نظر دارد.

  • رویترز: ترامپ با هدف حمایت از معترضان ایران، گزینه حمله به عوامل سرکوب را بررسی می‌کند

    رویترز: ترامپ با هدف حمایت از معترضان ایران، گزینه حمله به عوامل سرکوب را بررسی می‌کند

سناریو‌های رهبری انتقالی

طبق تحلیل مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم، دولت آمریکا در حال بررسی سناریوهایی برای ایجاد یک رهبری انتقالی گسترده‌تر متشکل از چهره‌های اپوزیسیون خارج از کشور، تکنوکرات‌های پیشین و برخی عناصر جداشده از ساختار فعلی حکومت ایران است.

با این حال، برخی منابع امنیتی اسرائیل هشدار می‌دهند فروپاشی حکومت بدون وجود رهبری منسجم می‌تواند به بی‌ثباتی امنیتی، گسترش سلاح‌ها، مشکلات در کنترل تاسیسات هسته‌ای، و افزایش شکاف‌های قومی و منطقه‌ای منجر شود.

مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم: ترامپ فرصت تاریخی برای حذف جمهوری اسلامی دارد

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۰۸ (‎+۰ گرینویچ)

یک تحلیل منتشرشده از سوی مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم گفت مقام‌های ارشد امنیتی اسرائیل معتقدند دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، با «فرصتی بی‌سابقه» برای تغییر حکومت در ایران روبه‌رو است و در صورت از دست رفتن این موقعیت، احتمال درگیری‌های مکرر با جمهوری اسلامی در آینده افزایش خواهد یافت.

در این گزارش آمده که به باور این مقام‌ها، اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه در خردادماه، این امکان را داشت که رهبری جمهوری اسلامی، از جمله علی خامنه‌ای و پسرش مجتبی خامنه‌ای، را هدف قرار دهد، اما این فرصت از دست رفت.

به گفته منابع امنیتی اسرائیل، اگر در بحران کنونی نیز تغییری در راس قدرت ایران رخ ندهد، تهدید راهبردی جمهوری اسلامی علیه اسرائیل، به‌ویژه در حوزه هسته‌ای و موشکی، همچنان پابرجا خواهد ماند.

100%

بر اساس این تحلیل، در صورت باقی ماندن ساختار فعلی قدرت در ایران، اسرائیل ناچار خواهد شد هر چند ماه یک‌بار وارد دور تازه‌ای از تقابل نظامی شود تا روند بازسازی برنامه هسته‌ای ایران و افزایش تولید موشک‌های بالستیک را به تعویق بیندازد.

یک منبع سیاسی ارشد در اورشلیم گفته است که اسرائیل چنین سناریویی را غیرقابل‌پذیرش می‌داند و در صورت اقدام نکردن واشینگتن، ممکن است خود برای حذف رهبر جمهوری اسلامی دست به عمل بزند.

در عین حال، این گزارش می‌افزاید که اسرائیل و آمریکا به تفاهمی نانوشته رسیده‌اند تا در صورت تشدید بحران، زیرساخت‌های نفت و گاز ایران را هدف قرار ندهند.

به گفته نویسنده، بخش انرژی ستون فقرات مالی حکومت ایران و سپاه پاسداران است و آسیب جدی به آن می‌تواند هر دولت انتقالی احتمالی آینده را نیز با بحران اقتصادی عمیق مواجه کند.

کارشناس نظامی: روبیو پیام روشنی از آمادگی آمریکا برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی داد

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

هوشنگ حسن‌یاری در گفت‌وگو با ایران‌اینترنشنال، سخنان مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سنای آمریکا را «بسیار مهم» توصیف کرد و گفت این اظهارات در عمل نوعی اعلام روشن سیاست بازدارندگی علیه جمهوری اسلامی است.

به گفته او، اشاره روبیو به گزینه «دفاع پیش‌دستانه» و استناد به مواضع دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، نشان می‌دهد واشینگتن در این مقطع از «لفظ‌بازی» پرهیز می‌کند و موضع خود را آشکار بیان می‌کند.

این کارشناس نظامی افزود جمهوری اسلامی در واکنش به این مواضع، تلاش می‌کند ناتوانی‌های خود در حوزه‌های نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را با «تورم لفظی» جبران کند. به گفته حسن‌یاری، مقام‌هایی مانند عباس عراقچی و فرماندهان سپاه می‌کوشند با بزرگ‌نمایی توانایی‌ها، این پیام را به نیروهای خود منتقل کنند که قادر به مقاومت در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان هستند.

حسن‌یاری با اشاره به استقرار نیروها و تجهیزات آمریکا در منطقه گفت حضور حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در هشت تا ۹ پایگاه خاورمیانه‌ای، به‌روشنی نشان می‌دهد سناریوی درگیری برای واشینگتن «تعریف‌شده و روشن» است. او تاکید کرد اطمینان و صراحت روبیو در بیان این موارد، نمونه‌ای از «زبان حرفه‌ای دیپلماسی» است.

به گفته این کارشناس، در عین صراحت، روبیو تلاش کرده دریچه‌ای محدود برای دیپلماسی باز بگذارد؛ با این حال، این به معنای تمایل دولت آمریکا به مذاکره یا کاهش تنش‌ها در شرایط فعلی نیست. حسن‌یاری جمع‌بندی کرد که پیام اصلی واشینگتن، آمادگی برای پاسخ قاطع به هر تهدید علیه نیروها و منافع خود در منطقه است، حتی اگر کانال دیپلماسی به‌طور تاکتیکی مسدود نشده باشد.

ایرانیان در حال ساختن تاریخ‌اند؛ اروپا باید اقدام کند

۹ بهمن ۱۴۰۴، ۰۴:۱۴ (‎+۰ گرینویچ)

گروهی از چهره‌های برجسته حقوق بشر، رسانه و جامعه‌مدنی در مقاله‌ای مشترک که در نسخه اروپایی پولیتیکو منتشر شد، هشدار داده‌اند که اتحادیه اروپا دیگر نمی‌تواند در برابر سرکوب مرگبار اعتراضات در ایران پشت رویه‌های دیپلماتیک پنهان شود و باید دست به اقدام فوری و قاطع بزند.

این مقاله که به قلم شیرین عبادی، نازنین انصاری، نازنین بنیادی، لادن برومند و شهرزاد سمسار-دو بواسون نوشته شده و تاکید می‌کند مردم ایران «در حال ساختن تاریخ‌اند، اما بهای آن را با جان خود می‌پردازند».

نویسندگان با اشاره به گذشت یک ماه از آغاز اعتراضات سراسری، می‌نویسند جامعه جهانی دیگر نمی‌تواند نسبت به آنچه در ایران رخ می‌دهد، ادعای بی‌اطلاعی یا بی‌طرفی داشته باشد. به گفته آنان، ایرانیان از جهان نمی‌خواهند به جای‌شان سخن بگوید، بلکه انتظار دارند جامعه بین‌المللی آن‌ها را توانمند کند تا مبارزه‌ای را که آغاز کرده‌اند به سرانجام برسانند.

در بخش مهمی از این مقاله آمده است که با پیوستن ایتالیا به درخواست‌ها برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اکنون تنها فرانسه و اسپانیا مانع از آن هستند که اتحادیه اروپا به‌طور جمعی این نهاد را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهد. به باور نویسندگان، پرسش اصلی برای بروکسل دیگر فراهم بودن شرایط نیست، بلکه اراده سیاسی برای اقدام است.

این مقاله در زمانی به نگارش درآمده بود که خبر تغییر موضع فرانسه و اسپانیا هنوز رسانه‌ای نشده بود. چهارشنبه شب اسپانیا و فرانسه اعلام کردند که موضع پیشین خود را تغییر داده‌اند و از قرار گرفتن سپاه در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا حمایت خواهند کرد.

  • رییس پارلمان اروپا: تروریستی دانستن سپاه پاسداران، فرصت تاریخی و وظیفه‌ اخلاقی اروپا است

    رییس پارلمان اروپا: تروریستی دانستن سپاه پاسداران، فرصت تاریخی و وظیفه‌ اخلاقی اروپا است

مقاله، سرکوب اعتراضات را «جنگی یک‌سویه علیه شهروندان غیرمسلح» توصیف می‌کند و از اعدام‌های فراقضایی، ناپدیدسازی‌های قهری، شکنجه، اعترافات اجباری، سانسور گسترده و محروم‌سازی عامدانه به‌عنوان ابزارهای سرکوب نام می‌برد. نویسندگان با استناد به گزارش‌های تحقیقی و منابع داخل ایران هشدار می‌دهند شمار کشته‌شدگان از آغاز اعتراضات در ۲۸ دسامبر ممکن است به بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر رسیده باشد؛ آماری که به گفته آن‌ها به‌دلیل قطع اینترنت و محدودیت دسترسی، احتمالاً کمتر از واقعیت است.

شورای سردبیری ایران‌اینترنشنال پنجم بهمن در بیانیه‌ای اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنه‌ای، دیکتاتور تهران، کشته‌ شده‌اند.

به نوشته این مقاله مشترک، ابعاد و ماهیت این سرکوب با تعریف «جنایت علیه بشریت» در اساسنامه رم دیوان کیفری بین‌المللی انطباق دارد و بر اساس اصل «مسئولیت حمایت» (R2P) — که اتحادیه اروپا آن را پذیرفته — ایجاد تعهد می‌کند. نویسندگان هشدار می‌دهند در این مرحله، بی‌عملی دیگر به معنای خویشتنداری نیست، بلکه شکست اخلاقی، سیاسی و حقوقی است.

در ادامه، نویسندگان به خطر فوری برای هزاران معترض بازداشت‌شده اشاره می‌کنند که با تهدید اعدام روبه‌رو هستند، به‌ویژه با طرح اتهام «محاربه» از سوی مقام‌های قضایی حکومت ایران. آن‌ها می‌گویند بازداشت‌های خودسرانه و نبود دادرسی عادلانه، مسئولیت جامعه بین‌المللی را بیش از پیش سنگین می‌کند.

  • فرانسه و اسپانیا هم از تروریستی نامیدن سپاه پاسداران حمایت می‌کنند

    فرانسه و اسپانیا هم از تروریستی نامیدن سپاه پاسداران حمایت می‌کنند

مقاله سپس شش مطالبه مشخص از اتحادیه اروپا مطرح می‌کند: تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، اعمال تحریم‌های اقتصادی هماهنگ و هدفمند، مسدودسازی دارایی‌های رژیم و ناوگان «نفتکش‌های سایه»، تضمین دسترسی آزاد و امن به اینترنت از طریق فناوری‌های ماهواره‌ای، پیگرد قضایی عاملان جنایت‌ها بر اساس اصل صلاحیت جهانی، و آزادی فوری و بی‌قیدوشرط همه زندانیان سیاسی.

نویسندگان در نهایت خواستار تعیین ضرب‌الاجلی روشن برای دسترسی آزاد سازمان‌های مستقل حقوق بشری و بشردوستانه به داخل ایران شده و تاکید می‌کنند در صورت عدم تحقق این شرط، اتحادیه اروپا باید شناسایی دیپلماتیک جمهوری اسلامی را پس بگیرد. به باور آنان، چنین اقدامی پاسخی قانونی به رژیمی است که با حمله نظام‌مند به مردم خود، مشروعیتش را از دست داده است.

در پایان این مقاله تاکید شده است که حمایت از مردم ایران نه مداخله، بلکه اجرای تعهدات حقوقی و سیاسی‌ای است که اتحادیه اروپا پیش‌تر پذیرفته و آنچه اکنون در خطر است، «اعتبار اروپا و پایبندی عملی آن به اصولی است که در بزنگاه‌های تاریخی به آن‌ها استناد می‌کند».